اقبال روزافزون مخاطبان ایرانی به شبکه های ماهواره ای، لزوم مطالعه محتوای این شبکه ها را - بالأخص مطالعه شبکه های کودک که کمتر مورد تحقیق قرار گرفته اند- دوچندان کرده است. بر این مبنا شبکه جم جونیور، به عنوان مطرح ترین شبکه ماهواره ایِ پخش برنامه های کودک به زبان فارسی، برای مطالعه در نظم گفتمانی محل مناقشه ی «هویت مطلوب زنانه» انتخاب شد. با استفاده از قابلیت های تحلیلیِ نظریه گفتمان لاکلا و موف [1]، سه برنامه شبکه جم جونیور با عناوین «باربی؛ زندگی در خانه رؤیایی»، «رقصندگان آسمان» و «اسکوبی دو؛ راز گنجینه» مورد مطالعه قرار گرفتند. در انیمیشن باربی، «زیبایی و جذابیت» به عنوان دال مرکزی برنامه شناسایی شد و در دو انیمیشن دیگر، دال گفتمانیِ «اجتماعی بودن» به عنوان دال مرکزی شناسایی شد. در برآیند کلی مطالعه گفتمان این شبکه، مشخص گردید که دال مرکزی مجموع برنامه های مطالعه شده در نظم گفتمانی هویت زنانه «اجتماعی بودن» است. این در حالی است که دال های پیرامونیِ دیگری نیز چون «فردگرایی»، «روابط میان جنسیتی»- روابط آزاد، غیررسمی و بر اساس دوستی- ، «اخلاق مداری»، «زیبایی و جذابیت»- به تعریف پوشش آزاد، اندام نما و نیمه برهنه- و ... منظومه گفتمانی این شبکه را در نظم گفتمانی هویت زنانه تشکیل می دهند. این گفتمان دیگری هایی را نیز برای خود متصور است که اغلب در قالب هویت هایی بی اخلاق، شرور و شیطانی، ضد انسانیت و... تصویر می شوند، که به حسب مذمومیت مطلق این گونه دال ها، نشانه های کمتر بدیهیِ دیگری مانند عدم اجتماعی بودن، احساساتی نبودن و ... ، با آنها پیوند می خورد. این پیوندهای گفتمانی درواقع محل های نزاع اصلیِ گفتمان شبکه جم جونیور را تشکیل می دهند. [1]. Ernesto Laclau and Chantal Mouffe اقبال روز افزون مخاطبان ایرانی به شبکه های ماهواره ای،لزوم مطالعه محتوای این شبکه ها را دو چندان کرده است. در این میان اندک مطالعاتی به بررسی شبکه های ماهواره ای کودک و محتوای ارائه شده توسط آنها پرداخته اند. بر این مبنا شبکه جم جونیور، بعنوان مطرح ترین شبکه ماهواره ایِ پخش برنامه های کودک به زبان فارسی، برای مطالعه در نظم گفتمانی محل مناقشه ی«هویت مطلوب زنانه» انتخاب شد.با توجه به دید کلان نگر و قابلیت های تحلیلیِ نظریه گفتمان لاکلا و موف،این رویکرد بعنوان نظریه و روش انتخابیِ پژوهش حاضر انتخاب شد. سه برنامه«باربی؛زندگی در خانه رویایی»،«رقصندگان آسمان»و «اسکوبی دو؛راز گنجینه» بعنوان نمونه مورد مطالعه در شبکه جم جونیور انتخاب شدند.طبق پژوهش صورت گرفته،در انیمیشن باربی،«زیبایی و جذابیت»بعنوان دال مرکزی برنامه شناسایی شد، و در دو انیمیشن دیگر، دال گفتمانیِ یکسانی با عنوان«اجتماعی بودن»به عنوان دال مرکزی مورد توجه قرار گرفت. در برآیند کلی مطالعه گفتمان این شبکه،مشخص گردید که دال مرکزی مجموع برنامه های مطالعه شده در نظم گفتمانیِ هویت زنانه«اجتماعی بودن»می باشد. این درحالی ست که دال های پیرامونیِ دیگری نیز چون «فردگرایی»،«روابط میان جنسیتی»-روابط آزاد، غیر رسمی و براساس دوستی-، «اخلاق مداری»،«زیبایی و جذابیت»-به تعریف پوشش آزاد، اندام نما و نیمه برهنه- و... منظومه گفتمانی این شبکه را در نظم گفتمانی هویت زنانه تشکیل می دهند. در مقابل،این گفتمان دیگری هایی را نیز برای خود متصور است که اغلب در قالب هویت هایی بی اخلاق، شرور و شیطانی، ضد انسانیت و... تصویر می شوند، که به حسب مذمومیت مطلق اینگونه دال ها، نشانه های کمتر بدیهیِ دیگری مانند عدم اجتماعی بودن، احساساتی نبودن و در یک کلام آنچه خلافِ دال های مطلوب گفتمان شبکه است،با آنها پیوند می خورد که در واقع محل های نزاع اصلیِ گفتمان شبکه جم جونیور را تشکیل می دهند.
مقابله با چالش های پیش روی سازمان ها نیازمند آن میباشد که مدیران آنها الگوی مناسبی از اندازه گیری عملکرد داشته باشند تا بتوانند به بهبود مستمر در تمام زمینه ها دست یابند. اندازه گیری عملکرد، پیشرفت مداوم به سمت اهداف تعیین شده را ممکن می سازد و نقاط رکود و رونق را شناسایی مینماید. از جمله معیارهای مهم عملکرد، معیار مالی است که اندازه گیری آن از روش های گوناگون امکان پذیر است. در این مقاله از ترکیب آنالیز روابط خاکستری و تصمیم گیری چندمعیاره فازی با معیار نسبت های مالی استفاده شده است. پژوهش حاضر به صورت پیمایشی در بورس اوراق بهادار تهران انجام شد. نمونه آماری تحقیق از بین پنجاه شرکت برتر بورس در سال 1387 ـ که داده های آنها طی 12 ماه سال مذکور مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند ـ انتخاب شد. یافته های این تحقیق شامل خوشه بندی شاخص های ارزیابی عملکرد مالی و انتخاب شاخص از بین نسبت های مالی است که با استفاده از آنالیز روابط خاکستری انجام گرفته است. از آنجا که برخی نسبت های مالی شبیه به هم و دارای ساختار یکسانی هستند، ابتدا نسبت های مالی برای سال مورد بررسی را با استفاده از آنالیز روابط خاکستری خوشه بندی کردیم. هر خوشه، شامل تعدادی از نسبت های مالی مشابه است شاخص نمایانگر که به دست آمده است. رتبه بندی نهایی شرکت های نمونه آماری، یافته این تحقیق است که با ترکیب تاپسیس فازی و آنالیز روابط خاکستری به دست آمده است. نتایج نشان میدهد با به کارگیری این رویکرد ترکیبی، عملکرد مالی شرکت ها را می توان به سادگی مقایسه و رتبه بندی کرد
هدف از این تحقیق بررسی رابطه بین ابعاد جو سازمانی و رفتار اخلاقی کارکنان ستادی دانشگاه های اصفهان و علوم پزشکی در سال تحصیلی 1389بود.روش پژوهش توصیفی(همبستگی) بوده و جامعه مورد مطالعه شامل 2067 نفر از کارکنان ستادی دانشگاه های اصفهان و علوم پزشکی اصفهان بود که با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم تعداد 129 نفر از آنان انتخاب گردیدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، شامل پرسشنامه جو سازمانی لیتوین و استرینجر(1968) با 50سوال و پرسشنامه رفتار اخلاقی لوزیر(2000) دارای 13سوال با مقیاس پنج درجه ای لیکرت بود و ضریب پایایی آنها به ترتیب 78/. و 91/. به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار توصیفی از شاخص های میانگین، ،انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از ضریب همبستگی پیرسون ،رگرسیون، آزمون tمستقل ، تحلیل واریانس یک راهه استفاده شد.یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که از میان ابعادجو سازمانی، مسئولیت،استاندارد و تضاد رابطه معناداری را با رفتار اخلاقی دارند(05/0>P). بین ابعاد دیگر جو سازمانی یعنی حمایت، ریسک پذیری، پاداش، هویت، ساختار،صمیمیت با رفتار اخلاقی کارکنان رابطه معنا داری مشاهده نشد(05/0P>). متغیرهای دموگرافیک(جنسیت، دانشگاه محل خدمت، میزان تحصیلات )تفاوت معناداری را از نظر رفتار اخلاقی نشان ندادند(05/0P>). همچنین متغیرهای دموگرافیک( سابقه خدمت، سن) تفاوت معناداری را از نظر جو سازمانی نشان دادند(05/0>P). با توجه به اینکه میانگین نمرات ابعاد جو سازمانی و رفتار اخلاقی در هر دو دانشگاه در سطح پایینی قرار داشت، لذا به مدیران دانشگاه پیشنهاد می شود که با توسعه و بهبود ارتباطات، مشارکت دادن کارکنان در تصمیم گیری ها، دادن اختیار و آزادی عمل به کارکنان ، استفاده از سیستم های پاداش و حمایت زمینه بهبود رفتار اخلاقی کارکنان را فراهم نمایند
چکیده
صحّت و جایگاه عقود جدید و غیر معیّن که در عصر شارع متداول نبوده است و در کتابهاى فقهى، عنوان خاصّى ندارد، به ویژه قراردادهاى جدید و تأسیسات حقوقى ناشى از رشد صنعت، فنآورى و خدمات و متأثّر از پیچیدگىهاى روابط اقتصادى، مورد اختلاف بین دانشمندان فقه بوده و بیشتر قُدما آنها را غیر شرعى دانستهاند؛ امّا بیشتر فقیهان متأخّر با تمسّک به اطلاقات و عمومات ادّله فقهى، شرعیّت و تطابق آنها با موازین فقه شیعه را اثبات کردهاند و برخى اصل صحّت را که اجمالاً زاییده همان ادّله لفظى است، توسعه داده و آن را مبناى صحّت قراردادهاى جدید و نا معیّن قرار دادهاند. در این مقاله، با طرح دیدگاههاى گوناگون، با تمسّک به عمومات و اطلاقات ادّله به ویژه آیه اوفوا بالعقود به بررسى صحّت و جایگاه شرعى این دسته از قراردادها در فقه شیعه پرداخته، و ضمن آن، ضوابط و مقرّرات طرّاحى این قراردادها بحث شده است.
لشنی، به عنوان یکی از ایلات کوچک فارس، دوران پرفراز و نشیبی را طی نموده است. از این ایل اولین بار در منابع اواخر دوره صفویه نام برده شده که در مبارزه علیه افغان ها شرکت نمودند. با قدرت گیری کریم خان زند و حضور وی در فارس، لشنی ها با وی متحد و جزئی از ایل زند شدند. در اوایل دوره قاجار بخشی از لشنی ها به دیگر مناطق تبعید و اکثر ایشان در قشقایی پناهنده شدند. در سال 1291ق، پس از جدایی از قشقایی ها، این ایل که به عنوان تیول به خاندان حکمت واگذار شده بود، در حوادث فارس علی الخصوص مبارزه علیه پلیس جنوب نقش پررنگی ایفا کرد. این سؤال مطرح شده است که این ایل در ولایت فارس از اواخر دوره صفویه تا پایان حکومت قاجار چه نقش و جایگاهی داشته است؟ در پاسخ این فرضیه آمده که لشنی ها ایل کوچکی بودند که سال ها پیش از شکل گیری حکومت زند در فارس ساکن بودند و در فراز و نشیب تاریخی، هرگاه با افراد، حکومت ها و قبایل قدرتمند پیوند و ارتباط می یافتند در تحوّلات و حوادث فارس تأثیرگذار بودند. این پژوهش سعی بر آن دارد تا به روش تحلیلی و توصیفی و براساس منابع مکتوب و میدانی نقش و جایگاه لشنی ها در فارس را از اواخر صفویه تا پایان قاجار بررسی کند.
اهمیت و ضرورت دیدگاه ها و تحلیل های منطقه ای در برنامه ریزی های توسعه ای را از طرفی می توان ناشی از لزوم تعادل و توازن منطقه ای در برنامه های توسعه دانست و از طرف دیگر به نقش و کارکردی نسبت داد که در شناسایی نابرابریها و ارایه راهکارهایی در جهت نیل به توازن و عدم تمرکز در تصمیم ها و تخصیص ایفا می کنند. سهم عمده ای از موفقیت مطالعات این رشته نیز در گرو روشهای مورد استفاده آن است. علی رغم موفقیت و جامعیت نسبی و عملکرد قابل قبول روشهایی نظیر تکنیک های چند متغیره آماری و روشهای ارزیابی چند معیاره (MCA)، انعطاف ناپذیری رویکردهای متعارف کمی و مقید بودن و لزوم رعایت پیشفرض های اغلب غیرقابل تامین یا کنترل در روش های آماری، لزوم بهره گیری از رهیافت های نوین و جست و جو برای یافتن روشهای مفیدتر و مناسبتر را به ضرورتی غیرقابل انکار و ا جتناب برای تحقیقات این رشته ها و محققان علوم تبدیل کرده است. منطق فازی و استدلال تقریبی را می توان به دلیل توانایی بررسی وصورت بندی ریاضی مفاهیم نادقیق و ناخوش تعریف، شبیه سازی نحوه استدلال و تصمیم گیری انسانی، همچنین امکان و اجازه شبیه سازی پویایی و عدم قطعیت یک سیستم بدون نیاز به توصیفات ریاضیاتی مفصل در شرایط و موقعیت هایی که ریاضیات متعارف چندان کارایی ندارد، از جمله این گونه رهیافت های نوین به حساب آورد. مقاله حاضر با بهره گیری از رویکرد سیستمهای استنتاج فازی (FIS) و بر اساس اطلاعات بیش از 150 متغیر مختلف در رابطه با جوانب متعدد توسعه، به تحلیل توسعه یافتگی شهرستانهای نه گانه استان بوشهر پرداخته است. به این منظور مدلی سه مرحله ای برای تحلیل سطوح و مولفه های متعدد انسانی (اجتماعی و فرهنگی) و فیزیکی (اقتصادی و زیربنایی) توسعه، به کمک نرم افزار MATLAB طراحی و با به کارگیری روش استلزام ممدانی برای استنتاجات فازی مربوطه، اجرا گردیده است. در پایان بر اساس نتایج به دست آمده، وضعیت موجود توسعه استان تشریح و پیشنهادهایی نیز برای ادامه کار و انجام مطالعات تکمیلی ارایه شده است.
زنان به عنوان نیمی از منابع انسانی در جوامع، علاوه بر اینکه موضوع و هدف توسعه هستند، عامل مؤثری در پیشبرد اهداف توسعه نیز می باشند. مطالعات نشان می دهند که زنان بیش از مردان در معرض فقر و تبعیض جنسیتی قرار دادند. زنان سرپرست خانوار به واسطه عدم آشنایی با مهارت های اجتماعی، عدم دسترسی به منابع و در نتیجه کیفیت زندگی پایین و نیز با از دست دادن شبکه روابط و مسئولیت افراد تحت تکفل در معرض انواع آسیب های اجتماعی و روانی قرار دارند. در اغلب جوامع در حال توسعه و از جمله ایران، بسیاری از مشاغل در انحصار مردان است و بجز مشاغلی مانند پرستاری و آموزش که بیشتر با زنان مرتبط دانسته می شود و در آنها دستمزد نسبتاً پایین است، در هر 2 بخش خصوصی و عمومی احتمال استخدام مردان بیش از زنان است. در واقع، زمینه اشتغال زنان در عرصه فعالیت های اقتصادی گسترده و متنوع نمی باشد. در جامعه شهری، 6/31 درصد زنان شاغل در بخش آموزش، 4/11 درصد در بخش بهداشت و 28/18 درصد در بخش صنعت فعالیت دارند که زنان شاغل در بخش صنعت اغلب به عنوان کارگران گروه صنایع دستی و مشاغل مرتبط با آن مانند فرش مشغول می باشند. در واقع زنان اکثراً تحت تأثیر عوامل فرهنگی و سنتی به مشاغل مشخصی هدایت و جذب می شوند و حضور آنان در اکثر بخش ها بسیار محدود است. به عنوان مثال تنها 2 درصد از زنان در واسطه گری های مالی اشتغال دارند. در واقع، تنها فعالیت هایی که زنان بخش عمده ای از شاغلین آنها را به خود اختصاص می دهند آموزش و بهداشت است؛ به طوری که بیش از 49 درصد شاغلین بخش آموزش و 47 درصد بهداشت و مددکاری را زنان تشکیل می دهند. مقایسه توزیع خانوارها به تفکیک سرپرست نشان می دهد که خانوارهای دارای سرپرست زن عمدتاً در دهک های پایین درآمدی تمرکز یافته اند، به گونه ای که بیش از 71 درصد این خانوارها در 5 دهک اول قرار دارند. این نسبت در مورد مردان 7/53 می باشد. این اختلاف در دهک اول مشهودتر است، در حالی که فقط 66/7 درصد خانوارهای دارای سرپرست مرد در این دهک قرار دارند، 63/28 درصد یعنی از خانوارهای دارای سرپرست زن در دهک اول که پایین ترین سطح درآمدی است جای گرفته اند و این امر حاکی از سطح بالاتر فقر در بین خانوارهایی است که سرپرست آن زن می باشد.
یکی از تحولات دوران معاصر که اثرات شگرفی را در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به جای گذاشته و می گذارد، مساله جهانی شدن است. جهانی شدن با ابعادی که دارد (اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی) بر تمامی عرصه ها از جمله تعلیم و تربیت نیز اثرات فراوانی (اثرات مثبت و منفی) به جای می گذارد. امروزه یکی از نمادهای تاثیر پدیده جهانی شدن بر تعلیم و تربیت، یادگیری جهانی و تغییر پارادایم تعلیم و تربیت است. به عبارت دیگر، تاثیر جهانی شدن بر نظام آموزشی، به معنی دگرگونی در پارادایم یادگیری و تعلیم و تربیت است. این مقاله در پی پاسخ به چند سوال اساسی در مورد تاثیر جهانی بر مولفه های اساسی تعلیم و تربیت است؛ از جمله چه نسبتی بین جهانی شدن و تعلیم و تربیت وجود دارد؟ تحولات در اهداف تعلیم و تربیت ناشی از تاثیر جهانی شدن، کدامند؟ برنامه درسی و محتوای تعلیم و تربیت و یادگیری چه تغییراتی می یابند؟ وجوه چالش برانگیز تاثیرات جهانی شدن برای مولفه های تعلیم و تربیت (اهداف، محتوی، ساختار) چگونه است؟ البته در این مقاله به منظور دستیابی به اهداف مورد نظ، بررسی مختصر تاریخچه ظهور جهانی شدن و ابعاد آن نیز مورد توجه قرار گرفته است.
هدف: در این مطالعه روایی و پایایی آزمون انتظارات و پرسش نامه رفتار اجتماعی در دو نمونه بالینی و غیر بالینی از کودکان و نوجوانان سنجیده شد.
روش: پس از ترجمه (مستقیم و معکوس) پرسش نامه رفتار اجتماعی و تعیین روایی صوری ترجمه، روایی و پایایی آزمون انتظارات (آزمون تصویری) و پرسش نامه رفتار اجتماعی با توجه به شاخص های بین فرهنگی سنجیده شد. آزمودنی های این پژوهش 54 نفر در فاصله سنی 17-4 سال بودند که 28 نفر آنها از مراجعان متوالی به درمانگاه کودک و نوجوان بیمارستان روزبه دانشگاه علوم پزشکی تهران و 26 نفر از مراجعان متوالی به درمانگاه دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انتخاب شدند. کلیه مراجعان به وسیله فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان معاینه شدند. سپس تشخیص ها به کمک نتایج K-SADS تایید شد. پرسش نامه رفتار اجتماعی به وسیله والد تکمیل و آزمون انتظارات برای کودک اجرا شد.
یافته ها: در اکثر موارد مربوط به آزمون انتظارات، پایایی میان آزمونگران، ? بالاتر از 9 را نشان داد. در اکثر نمرات و شاخص های مربوطه حساسیت هر دو آزمون پایین بود، اما ویژگی برخی شاخص ها در هر دو مورد بسیار خوب (80 درصد و بالاتر) به دست آمد. ارتباط برخی نمرات و شاخص های هر دو آزمون بسته به نوع اختلال روانپزشکی در هر یک از گروه ها چشمگیر بود.
نتیجه گیری: حساسیت هر دو پرسش نامه برای کشف سوابق کودک آزاری جنسی و جسمی، خشونت خانوادگی و استرس پس از رویداد آسیب زا کم بود. بررسی و تحقیق در مورد عوامل فرهنگی موثر در برداشت و تفسیر کودکان از رویدادهای آزار دهنده و آسیب زا و ارتباط آنها با ابزارهای استفاده شده ضروری می باشد.
هدف مطالعه حاضر، نقش تفاوت های جنسیتی در نمره های سبک های مقابله و سلامت روانی 403 دانشجو (206 پسر و 197 دختر) از دانشگاه تربیت معلم تهران بود. شرکت کنندگان به مقیاس مقابله با موقعیت های استرس زا و پرسشنامه سلامت عمومی پاسخ دادند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد، دختران در سبک های مقابله اجتنابی و هیجان مدار و پسران در سبک مقابله مساله مدار نمره های بالاتری کسب کردند. همچنین، نتایج نشان داد که دختران در مقایسه با پسران از نشانه های سلامت روانی پایین تری برخوردارند. نتایج ماتریس همبستگی نشان داد که نیرومندی رابطه بین سبک های مقابله و سلامت روانی در دو جنس متفاوت است. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که از بین سبک های مقابله، سبک های مساله مدار و هیجان مدار به همراه متغیر جنس در پیش بینی سلامت روانی نقش داشتند. نتایج پژوهش حاضر بر ضرورت توجه به تفاوت های جنسیتی در سبک های مقابله به منظور تبیین نشانه های سلامت جسمانی و روان شناختی در دانشجویان تاکید می کند. همچنین، ضرورت توجه به آموزش راهبردهای مقابله ای موثر و انطباقی به دانشجویان بیش از پیش پیشنهاد می کند.
پس از کتاب معروف کارل پوپر در زمینه فلسفه سیاسی و در حمایت از آموزههای لیبرال با عنوان «جامعه باز و دشمنانش»، مشهورترین نظریه از جان رالز، استاد فلسفه سیاسی دانشگاه هاروارد است که در کتابی با عنوان «نظریه ای در باب عدالت» در سال 1971 منتشر شد. این کتاب دربرگیرنده مقالات چندی است که نهایتاً به شکل یک کتاب عرضه شده و مخاطبان پرشماری در دانشگاه و مجلات تخصصی، به ویژه در کشورهای انگلیسی زبان یافته است. کتاب رالز، بر اساس رهیافت اخلاقی- سیاسی به چالش با مباحث رایج، از جمله دیدگاه سودگرایان پرداخت. رالز از نظریات جان استوارت میل، دیوید هیوم و بحث اخلاقی سیجویک که مباحثی کاملاً رایج و جا افتاده محسوب میشد، فراتر رفت و بر اساس سنت اخلاقی قرار دادگرایی، نظریه وظیفه گرایی کانت و فلسفه حق هگل به طراحی نظریه خود پرداخت و مجدداً مفاهیم هنجاری را در سنت فلسفه سیاسی غرب احیا نمود. کتاب «نظریه عدالت» به واسطه استناد وسیع به علوم مختلف اجتماعی، مخاطب های بسیاری را به خود جلب کرد. این نظریه خوانندگان وسیعی از رشته های مختلف، از روانشناسی گرفته تا اقتصاد و مباحث اخلاقی پیدا کرد. مبحث انتخاب شده از آن جهت است که رالز بارها در کتابش نظریه خود را کانتی خوانده و نامی از هگل نیاورده است، در این مقاله بر زوایای پنهان تاثیر فلسفه حق هگل در نظریه او و همچنین بر نظرهای برخی مفسران رالزدرباره این تاثیر پذیری، متمرکز خواهیم شد.
در محیط تجاری جدید، خرید فعالیتی حیاتی در ایجاد ارزش افزوده برای محصولات و عاملی تعیین کننده برای بقا و سودآوری است. با توجه به مسائل زیست محیطی، فرایند خرید، پیچیده تر می شود چرا که در خرید سبزباید علاوه بر معیارهای سنتی مانند هزینه، کیفیت، زمان تدارک و انعطاف پذیری، مسئولیت زیست محیطی تأمین کننده نیز مدنظر قرار گیرد. در نتیجه این امر بر اهمیت عملکرد زیست محیطی تأمین کنندگان بیش از پیش افزوده شده و شناسایی مجموعه ای از معیارهای سبز و انتخاب تأمین کنندگان بر آن اساسبه امری ضروری در طی زنجیره تأمین تبدیل شده است.
در این پژوهش پس از بومی سازی مدل جامع بویوکوزکان و سیفسی(2011) که به ارزیابی تأمین کنندگان سبز می پردازد با استفاده از تکنیک های ترکیبی ANP-DEMATELبه تعیین اهمیت معیارهای مدل پرداخته شد. به این منظورنظرهای شش نفر از خبرگان شرکت دیزل سنگین ایران با استفاده از پرسشنامه جمع آوری شده وتجزیه و تحلیل آن ها از طریق نرم افزارهای اکسل و متلب صورت گرفته است. با توجه به معیارهای موجود در این مدل(سازماندهی، عملکرد مالی، سطح خدمت، تکنولوژی و شایستگی سبز)، یافته های پژوهش بیانگر اولویت بالای معیار سازماندهی در انتخاب تأمین کننده سبز است و معیارهای عملکرد مالی، تکنولوژی، سطح خدمت و شایستگی های سبز، به ترتیب از اولویت های بعدی برخوردار هستند.