هدف از پژوهش حاضر مقایسه ی آثار دو نوع تمرینات هوازی (طناب زنی و دویدن) بر عوامل آمادگی جسمانی دانش آموزان پسر کم توان ذهنی 12-10 سال بود.30 دانش آموز پسر کم توان ذهنی با میانگین سن 96/0±81/10 سال، قد 94/7±67/141 سانتی متر و وزن 16/5±22/36 کیلوگرم به روش خوشه ای تصادفی از مدرسه استثنایی ابتدایی انتخاب شدند و به طور تصادفی به سه گروه طناب زنی (10نفر)، دویدن (10نفر) و کنترل (10نفر) تقسیم شدند. اندازه گیری های اولیه شامل سنجش قد، وزن، ترکیب بدن، استقامت قلبی-تنفسی، استقامت عضلانی، انطاف پذیری و چابکی انجام شد. سپس، با توجه به گروه بندی، هرکدام از گروه های تمرینی به مدت 8 هفته تمرینات ویژه طناب زنی و دویدن را انجام دادند. فاکتورهای فوق الذکر آمادگی جسمانی مجدداً بعد از 8 هفته تمرین مورد سنجش قرار گرفت. نتایج بیانگر اثر مثبت یک دوره تمرینات طناب زنی و دویدن بر توان هوازی، ترکیب بدن، استقامت عضلانی، انعطاف پذیری و چابکی دانش آموزان پسر کم توان ذهنی 12-10 ساله بود، درحالی که بر توان بی هوازی دانش آموزان تأثیر معناداری نداشت (05/0< P)، همچنین، تفاوت معناداری بین آثار تمرین طناب زنی و دویدن بر عوامل آمادگی جسمانی وجود نداشت (05/0< P). بنا به نتایج بدست آمده به نظر می رسد به دلیل کمبود فضای ورزشی مناسب در خانه و مدرسه، طناب زنی می تواند به منظور افزایش آمادگی جسمانی وابسته به تندرستی در کودکان کم توان ذهنی جایگزین خوبی برای دویدن باشد و با رعایت ملاحظات عواید تندرستی را برای آنان به همراه داشته باشد.
مسئله تکوین هویت فردی از چالش های جدی جوامع امروزی است. در این میان، نقش مذهب در ساختار هویت هر فرد انکارناپذیر است. این پژوهش، با هدف بررسی رابطه بین جهت گیری مذهبی و هویت فردی و تعیین نقش این عامل در پیش بینی هویت پایدار انجام گرفت. نمونة آماری شامل 381 نفر (133 پسر و 248 دختر)، از بین دانشجویان دانشگاه های دولتی شهر تهران با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردید. ابزار اندازه گیری، گزارش پرسش نامه خودشناسی براساس جهت گیری مذهبی اسلامی و پرسش نامه هویت شخصی بود. یافته های پژوهش حاکی از این است که بین جهت گیری مذهبی با هویت فردی، رابطه ای معنادار و مثبت وجود دارد (0005>P). برطبق نتایج این پژوهش، 9/23 درصد هویت فردی، براساس جهت گیری مذهبی قابل تبیین است. به گونه ای که هم زیر مقیاس اخلاق و هم زیر مقیاس عقاید و مناسک پیش بینی کننده های معنی داری در تعیین هویت فردی به شمار می آیند. علاوه بر این، نتایج حاصل تفاوت معناداری را در جهت گیری مذهبی و هویت فردی بین دختران و پسران نشان داد؛ دختران نمرات بالاتری را نسبت به پسران در مقیاس جهت گیری مذهبی داشتند. همچنین، دختران در مقایسه با پسران هویت فردی شکل یافته تری را نشان دادند.
در حکمت متعالیه، «معاد» در کنار «مبدأ» ارکان دین را تشکیل میدهند و خیمه شریعت را برپا میسازند. صدرالمتألهین با طرح نظریه تجرد خیال، میان دیدگاه فلسفی خویش و گزاره های وحیانی که بر لذت و آلام جسمانی در عالم اخروی دلالت دارند، پیوندی وثیق برقرار نمود. قوه خیال مهم ترین قوّه نفسانی است که به علت تجرد، با مرگ صیاصی مضمحل نمیشود؛ بلکه همراه نفس در عالم عقبی محشور خواهد شد. این قوه با استکمال جوهری نفس، این توانایی را دارد تا در قیامت به «خلق و ایجاد» صُور مختلف بپردازد. این صور نه تنها عقلی محض نیست، حتی مثالی نیز محسوب نمیشود و دقیقاً همان صورتی است که نفوس در عالم دنیوی با حواس ظاهری خویش آن را معاینه نموده اند. صوری مانند حور، قصور، سلسبیل، زنجبیل، عقارب، حیات و آتش اخروی به وسیله قوه خیال و بدون استعانت از هیولای مادی، به ظهور میرسند. نفس نیز به وسیله بدن و جسم اخروی آنها را به وسیله حواس اخروی مشاهده مینماید.
مثل «شاهنامه آخرش خوش است» مثلی معروف در فرهنگ عامه ایرانیان است که بار معنایی آن دو وجه مختلف دارد. غالب محققان این مثل را کنایه و اشاره ای طنزآلود به اتفاقی ناخوشایند در پایان اثر استنباط کرده اند(1). اما به نظر می رسد که لااقل در فرهنگ عامیانه و در ادبیات شفاهی نقالان، این مثل در حالت عکس نیز کاربرد داشته است. مقاله حاضر بر آن است تا با گزارش بنیادها و دامنه داستانی دو سنت نسبتاً مستقل «رسمی» و «غیر رسمی» روایات حماسی ایرانی، ضمن تأکید به وجه تعریضی مثل مذکور، پنجره ای تازه در استدراک برخی معانی و مفاهیم حماسی بگشاید. بدین منظور، مبحث اصالت و گستردگی سنت کهن شفاهی اساس کار این تحقیق قرار گرفته و بنا به ضرورت موضوع، ساختار و فرم دو شاخه تنومند از روایات شفاهی ایرانی یعنی «حلقه حماسی سیستانی» و «شاهنامه کردی» را که محتملاً از دسترس گفتمان تأثیرگذار «روایت رسمی» مصون مانده اند به بحث کشیده است. استنباط این تحقیق چنین است که مثل «شاهنامه آخرش خوش است»، در سطح درک و دریافت برخی راویان و حماسه خوانان از شاهنامه، در سنت روایت شفاهی، معنایی دگرگونه یافته است. همچنین این تحقیق نشان می دهد که روایت شفاهی شاهنامه گاه چه تفاوت های بنیادینی با روایت فردوسی پیدا کرده و این دو، از منظر ساختار و درون مایه، دارای اختلاف های چشمگیری هستند. بنابراین پایان خوش شاهنامه، در بخشی از سنت روایت شفاهی، به بازگشت قدرت به گروه پهلوانان شاهنامه و انتقام گیری آذربرزین فرزند فرامرز از بهمن، آخرین شاه کینه جوی کیانی اشاره می کند.
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای فرایندهای خودشناسی (خودشناسی انسجامی، و ذهن آگاهی) و خودمهارگری در رابطه بین استرس ادراک شده و عینی با اضطراب، افسردگی، و علائم جسمانی بود. از 217 آتش نشان با روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی از 22 ایستگاه نمونه گیری شد و مقیاس های خودشناسی انسجامی ، ذهن آگاهی، خودمهارگری، استرس ادراک شده ، استرس عینی، اضطراب و افسردگی، و علائم جسمانی برای جمع آوری داده ها استفاده شد. یافته ها نشان دادند تعامل خودمهارگری با خودشناسی انسجامی بیشترین نقش واسطه ای را در تنظیم رابطه بین استرس ادراک شده و اضطراب، افسردگی و علائم جسمانی دارد. تاثیر استرس عینی از طریق استرس ادراک شده است که این می تواند تاکیدی بر اهمیت ذهنی بودن استرس باشد. براساس این یافته ها، به نظر می رسد فرایندهای خودشناسی در ارتباط بین استرس، اضطراب، افسردگی و علائم جسمانی دارای نقش واسطه ای است.
هدف از پژوهش حاضر شناسایی و مقایسه عوامل موثر بر استقرار مدیریت دانش در معاونت تربیت بدنی و سلامت آموزش و پرورش استان های کشور از دیدگاه مدیران و کارشناسان بود. روش تحقیق از نوع پیمایشی و به لحاظ هدف کاربردی بود. جامعه آماری این پژوهش معاونان، روسا و کارشناسان معاونت تربیت بدنی و سلامت آموزش و پرورش (288N=) بود. نمونه آماری بصورت تمام شمار و برابر با جامعه آماری بود. داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شدند. روایی صوری پرسشنامه با استفاده از نظر 10 نفر از استادان مدیریت ورزشی تأیید گردید و روایی محتوایی (89/0= CVI) محاسبه گردید. به منظور شناسایی عوامل و بررسی روایی سازه از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. پایایی درونی کلی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ (85/0=α) بدست آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون پارامتریک تی تک نمونه ای و تی مستقل در سطح معناداری 05/0>P استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد، 02/48 از کل واریانس ها مربوط به هفت عامل بود. نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد همه عوامل (فرهنگ سازمانی، تعهد مدیران ارشد، مشارکت کارکنان، آموزش کارکنان، کار تیمی، ساختار دانشی و زیرساخت های سیستم های اطلاعاتی) تأثیر معناداری بر استقرار مدیریت دانش داشتند. مقایسه عوامل موثر بر استقرار مدیریت دانش از دیدگاه مدیران و کارشناسان نشان داد تنها بین عامل فرهنگ تفاوت معنی داری وجود داشت.
توسعه انسانی یکی از نظریه های متأخر توسعه به شمار می رود که از دهه 1990 به بعد مقبولیت عام یافته است. از دید توسعه انسانی، برخورداری انسان از زندگی طولانی، سالم و خلاق، هدف نهایی توسعه است. توسعه انسانی بدون نقش موثر دولت تحقق نمی یابد زیرا پیشبرد راهبرد توسعه انسانی به یک دولت فعال نیاز دارد. امروزه یکی از شاخص های سنجش سطح توسعه کشورهای مختلف، گزارش های ملی و بین المللی توسعه انسانی است. امارات متحده عربی از زمان تاسیس در سال 1971 به کمک درآمدهای قابل ملاحظه حاصل از صادرات نفت و گاز و سپس با تنوع بخشیدن به فعالیت های اقتصادی از منطقه ای محروم و بیابانی به کشوری ثروتمند و در رتبه کشورهای با توسعه انسانی خیلی بالا تبدیل شده است. به نظر می رسد توسعه انسانی در این کشور به کمک رشد و توسعه اقتصادی و نقش ارشادی دولت، ارتقاء یافته است. در این مقاله، ابتدا به مفاهیم توسعه و توسعه انسانی از جمله سیر تحول مفهوم توسعه، چگونگی طرح نظریه توسعه انسانی و نحوه رتبه بندی کشورها به وسیله شاخص توسعه انسانی اشاره شده و سپس عمده ترین تحولات سیاسی و روندهای جاری اقتصادی و نیز تحلیل توسعه انسانی در کشور امارات متحده عربی بررسی می شود.
با توجه به اهمیت بالای فرهنگ در شهر خلاق، برنامه ریزان شهری باید رویکردی فرهنگی در برنامه ریزی های شان داشته باشند و از منابع فرهنگی شهر برای توسعه استفاده کنند. هدف این پژوهش، ارزیابی شهرهای استان سمنان بر اساس شاخص های فرهنگی مؤثر در خلاقیت شهری بوده و با روش توصیفی تحلیلی انجام پذیرفته است. در این پژوهش، عمده ترین شاخص های فرهنگی مؤثر در خلاقیت شهری معرفی و با استفاده از مدل ویکور به سنجش و ارزیابی آنها در شهرهای استان سمنان پرداخته شده است. نتایج حاصل شده از مدل ویکور حکایت از آن دارد که بین شهرهای پرجمعیت و شهرهای کم جمعیت استان سمنان به لحاظ برخورداری از شاخص های فرهنگی مؤثر در خلاقیت شهری، اختلاف بسیار قابل توجهی وجود دارد. در این زمینه سه شهر سمنان، شاهرود و دامغان که در مجموع بیش از 72 درصد کل جمعیت شهری استان سمنان را در خود جای داده اند، بیشترین منابع فرهنگی را در اختیار دارند و طبیعتاً پتانسیل بسیار بالاتری را جهت تحقق شهر خلاق دارا هستند و در مقابل 17 شهر دیگر استان که تنها 28 درصد کل جمعیت شهری استان را در خود جای داده اند، منابع فرهنگی چندانی در اختیار نداشته و پتانسیل چندانی در جهت تبدیل شدن به شهر خلاق ندارند.
"
هدف این پژوهش، هنجاریابی مقیاس خودسنجی افسرده گی (DSRS)، برای دانش آموزان ایرانی، به تفکیک جنس و سال تحصیلی بود که هم چنین به مقایسه میزان افسرده گی در دو جنس و در دانش آموزان پایه های مختلف تحصیلی می پردازد. از این رو ، 10226 دانش آموز از نواحی مختلف 6 شهر بزرگ کشور، اصفهان، اهواز، تبریز، تهران، شیراز، و مشهد برای آزمون گزیده شدند.
یافته های پژوهش نشان داد که میزان افسرده گی در دختران به گونه ای معنادار از پسران بیش تر است و این تفاوت، هم در کل نمونه و هم در نمونه های مختلف در 6 شهر یادشده وجود دارد. هم چنین، میزان افسرده گی دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی به گونه ای معنادار از میزان افسرده گی دانش آموزان پایه های دیگر تحصیلی کم تر است، اما میان افسرده گی دانش آموزان در پایه های دیگر تحصیلی تفاوتی معنادار وجود ندارد. در این پژوهش، جدول های هنجاری افسرده گی برای دانش آموزان به تفکیک جنس و پایه تحصیلی آمده است
"
این تحقیق با هدف بررسی تأثیر محتوای دروس رشته های مختلف تحصیلی (گرایشات مختلف مدیریت، پزشکی، علوم پایه، فنی- مهندسی، هنر و الهیات) دانشجویان دانشگاه های تهران، بر سبک یادگیری و هوش معنوی آن ها انجام پذیرفت. در این تحقیق از مدل سبک های یادگیری کُلب (1985) که در بر دارنده چهار شیوه های یادگیری مفهوم سازی انتزاعی، آزمایش گری فعال، تجربه عینی و مشاهده تأمّلی می باشد، استفاده شده است.
هدف پژوهش آزمون ارتباط بین میزان هوش معنوی دانشجویان مدیریت و سبک های یادگیری آن ها است، از آنجایی که وجود متغیرهای دیگر ممکن بود بر نتایج تحقیق ما تأثیرگذار باشد، لذا بررسی تأثیر محتوای دروس بر هوش معنوی و اثر آن بر سبک یادگیری را در بین رشته های مختلف تحصیلی نیز مقایسه نموده ایم. از این رو، از دو پرسش نامه 31 سؤالی برای سنجش هوش معنوی دانشجویان (با آلفای کرونباخ 96%) و پرسش نامه 12 سؤالی کُلب (1985) برای تعیین سبک یادگیری دانشجویان (آلفای کرونباخ 87%) استفاده شده است. نمونه آماری تعداد 225 دانشجو در رشته های مذکور است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بین محتوای دروس و سبک یادگیری رابطه مثبتی وجود دارد. هم چنین فرض وجود رابطه همبستگی معنادار میان هوش معنوی و سبک یادگیری فردی تأیید شد. ...