پژوهش میان رشته ای نیازمند برخورداری از مبانی نظری و مفهومی ای است که با ممانعت از سردرگمی و اشتباه پژوهشگر، امکان تلفیق دیدگاه ها در رشته های مختلف را فراهم آورد. به این منظور لازم است با اتکا بر مقومات رشته مبدأ، مباحث نظری مرتبط با آن را در دیگر حوزه های معرفتی مربوط به پژوهش مورد بررسی قرار داد. با تبیین این مباحث، پژوهشگر می تواند با اتکا بر یک مبنای نظریِ ریشه دار در معرفت مبدا، موضوع کار خود را در فضای میان رشته ای مورد کاوش قرار دهد. پژوهش حاضر، با بررسی این مقوله در جستجوی اندیشه سیاسی در هنر سینما، این شیوه را مورد آزمون قرار می دهد. بر این اساس، می توان با مبنا قرار دادن نظریه های اندیشه ورزی سیاسی –در اینجا نظریه توماس اپریگنز- آثار سینمایی را در چارچوبی فراتر از محدوده مطالعات سینمایی، و در مقام بازنمایی اندیشه ورزی سیاسی کارگردانان مولف مورد بررسی قرار داد.
"در این مقاله نویسندگان به بررسی اثر درآمدهای نفتی بر توزیع درآمد در ایران طی سال های 1381-1347 پرداخته اند. شاخص به کار گرفته شده در توزیع درآمد، ضریب جینی است. در این مقاله از روش جها (1999) که بر اساس یک تابع کاب ـ داگلاس است، الهام گرفته شده است. روش تخمین الگو، بهره گیری از مباحث هم جمعی و مدل خود همبستگی با وقفه های توزیعی (ARDL) است. نتایج به دست آمده از برآورد مدل نشان می دهد که درآمدهای نفتی سبب نابرابرتر شدن توزیع درآمد در کل کشور و در فضای شهری می گردد. اما در مورد این تاثیر در فضای روستایی به صراحت نمی توان اظهار نظر نمود.
"
هدف: : پژوهش حاضر، به منظور تعیین وضعیت دیجیتال سازی (تبدیل منابع آنالوگ به دیجیتال و دیجیتال به دیجیتال) در آرشیوهای شنیداری سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و مقایسه آن با استانداردهای انجمن بین المللی صدا و آرشیوهای دیداری و شنیداری (یاسا) انجام شده است.
روش/ رویکرد پژوهش : روش پژوهش، پیمایش توصیفی است. برای گردآوری داده های پژوهش از 2 پرسشنامه محقق ساخته مجزا برای کارشناسان واحد تبدیل آرشیو و مدیران آرشیوها، و یک سیاهه وارسی شامل دو قسمت اطلاعات نرم افزاری و سخت افزاری (تهیه شده بر اساس استاندارد یاسا) استفاده شده است. نتایج با استفاده از روش های آمار توصیفی (فراوانی و درصد) در قالب جدول و نمودار ارائه شده است. جامعه پژوهش، شامل دو گروه است. جامعه اول شامل 6 آرشیو شنیداری سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در تهران، و جامعه دوم پژوهش شامل 43 نفر (37 نفر کارشناسان تبدیل منابع آنالوگ به دیجیتال و 6 نفر مدیران آرشیو) می باشد .
یافته ها: یافته های پزوهش نشان می دهد که بیش از نیمی از کارکنان آرشیوها آموزش تبدیل منابع آنالوگ به دیجیتال را دیده اند. جمع کل منابع شنیداری آرشیوهای شهر تهران 592937 حلقه است. 3/77 درصد منابع شنیداری در آرشیوهای شنیداری شهر تهران دیجیتال سازی شده اند . همچنین، مشخص شد که میزان مطابقت با استاندارد یاسا در بخش نرم افزاری 7/82 درصد، و در بخش سخت اف زاری 79 درصد است. بنابراین، از دیدگاه متخصصان و کارشناسان آرشیوها مهمترین مزیت دیجیتالی کردن منابع آنالوگ صرفه جویی در وقت و غلبه بر موانع و محدودیت های زمانی و مکانی، و مهمترین چالش تبدیل منابع آنالوگ به دیجیتال نبود زیرساخت مناسب آرشیو دیجیتال کاربردی، پایدار و کارآمد است.
نتایج: یافته های پژوهش حاکی از آن است که ""نبود زیرساخت مناسب، پایدار و کارآمد آرشیو دیجیتال""، ""کمبود و نبود ابزارها و فناوری های جدید"" و ""نبود استانداردهای مشخص و مدون"" از مهمترین مشکلات پیش روی تبدیل منابع در آرشیوهاست. نزدیک به دو سوم از کارکنان تبدیل، دور آموزشی کوتاه مدت تبدیل منابع را گذرانده اند که ناکافی به نظر می رسد. همچنین غالب پاسخگویان اظهار داشته اند که آموزش های لازم را از مراجع غیررسمی کسب کرده اند. در مجموع 72 دستگاه در کل آرشیوهای شنیداری شهر تهران موجود است و میانگین کل دستگاه ها 12 عدد است. یعنی بطور متوسط هر آرشیو دارای 12 دستگاه می باشد. از بین 6 واحد (آرشیو) فقط 2 آرشیو دارای فضاهای ذخیره سازی انبوه هستند که نشان دهنده استهلاک و نبود دستگاههای مبدل است .
این نوشتار نخست مسلمانى شیخ الرئیس را از مسلمات دانسته، سپس به بررسى اعتقاد او پرداخته است. از آن جا که خاندان او اسماعیلى بودهاند، برخى مدعى شدهاند که او شیعه اسماعیلى بوده است، ولى اظهارات مستقیم و غیر مستقیم او به ویژه در مسائل اعتقادى و اندیشه سیاسى ثابت مىکند که او شیعه اثنا عشرى بوده است.
در این مقاله مسئله تغییر زبان از نظر تاریخی و از لحاظ جامعه شناسی زبان مورد بررسی قرار میگیرد و دیدگاه تاریخی که می گوید برای اینکه زبان تغییر کند به زمان نسبتاً طولانی نیاز داریم(چندقرن)در تحقیقات و مطالعات جدید نقل می شود و ضمن نقض این نظریه مسئله تغییر همزمانی و عوامل غیر زبانی مؤثر در تغییر زبان(واژه گان‘نحو و غیره) بررسی می شود و با طرح منحنی (S.curve) بخوبی نشان میدهند که یک فرم نحوی واژگانی قدیم تا مدتی در کنار فرم جدید باقی میماند تا اینکه این تغییر فراگیر شود در این خصوص کاربرد یک متغیر زبانی(نحوی واژگانی و غیره)تابعی است از طبقه اجتماعی فرد و سبک گفتاری او.
در نقد ترجمه، مشخص کردن اساس کار و اجتناب از اعمال سلیقه در درجه اول اهمیت قرار دارد. در این مقاله سعی شده است بر اساس مطالعات زبان شناسی مقابله ای و در چارچوب نظریه سخن کاوی(با بررسی موردی سبک، لحن، نشانه های سجاوندی) به نقد ترجمه مریم شفقی از داستان «درس های فرانسه»، نوشته والنتین راسپوتین، پرداخته شود. در این نقد خواهیم دید که وی در این ترجمه سبک اثر را که غیر رسمی و صمیمی است با بهره گیری از دایره لغات گسترده شان به خوبی منتقل کرده است اما در انتقال لحن شخصیت ها و راوی داستان چندان موفق نبوده و توجه کافی به نشانه های سجاوندی که اهمیت خاصی در ترجمه دارند نکرده است.
عدالت سازمانی و رفتار مدنی یکی از اهداف اساسی و بسیار مهم در خشنودی شغلی و عملکرد شاغلین هر سازمانی می باشد. بنابراین هدف این مطالعه دستیابی بر سهم متغیرهای عدالت سازمانی و رفتار مدنی در پیش بینی خشنودی شغلی کارکنان دانشگاه محقق اردبیلی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان اداری و اعضای هیات علمی در سال تحصیلی 88-87 می باشد (N=380). نمونه این تحقیق شامل 190 نفر از کارکنان زن و مرد دانشگاه می باشد که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی از میان جامعه تحقیق انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده جهت گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه محقق ساخته، پرسشنامه عدالت سازمانی، پرسشنامه رفتار مدنی و پرسشنامه خشنودی شغلی بوده است. نتایج این مطالعه نشان داد که بین متغیرهای عدالت سازمانی و رفتار مدنی با خشنودی شغلی کارکنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و هر دو متغیر قابلیت پیش بینی خشنودی شغلی را دارند اما این میزان قابلیت در مولفه رویه ای عدالت سازمانی بیشتر بود. از دیگر یافته های این پژوهش این بود که بین دو گروه کارمندان مذکر و مونث از نظر میانگین رفتار مدنی تفاوت معناداری وجود نداشت. اما بین دو گروه کارمندان مذکر و مونث از نظر میانگین عدالت سازمانی و خشنودی شغلی تفاوت معناداری وجود داشت (P<0.01).
پل تیلیش (1886 - 1965) متکلم مسیحی آلمانی است که زبان دین را نمادین می داند. به این معنا که حوزه دین سرشار از نمادهای دینی استو نماد دینی را نمادی می داند که بیانگر دلبستگی واپسین باشد. از دیدگاه تیلیش، تمام گزاره های دینی نمادین هستند مگر یک گزاره که «خدا خودِ هستی است» و هر چیز دیگری غیر از این گزاره درباره او بگوییم، نمادین است. تیلیش معتقد است خدا یک وجود در میان سایر وجودات نیست، بلکه خدا خودِ وجود است و نمی توان او را در کنار سایر موجودات، موجود دیگری شمرد، چرا که لازمة موجود بودن خدا در میان سایر موجودات، محدودیت و متناهی بودن اوست. نگارندگان در این مقاله، ضمن تبیین این نظریه آن را نقد می کنند و نتیجه می گیرند که شاید بتوان گفت بیان نمادین در دین و به تبع آن در قرآن وجود دارد، اما نه اینکه کل زبان دین، نمادین باشد. چرا که علاوه بر اشکال های وارد شده بر نظریه تیلیش و نقض نظریه های خودش در عمل، هدف ارسال رُسل و انزال کُتب، هدایت همگانی مردم است و این صورت نمی گیرد مگر اینکه عموم مردم توان فهم سخن خداوند را داشته باشند. از این رو حکمت حدوث دین اقتضا می کند زبان هدایت، زبان فراگیر، آشکار و فهم شدنی برای عموم باشد.
یکی از دغدغه های اصلی سرمایه گذاران هنگام گزینش صندوق های سرمایه گذاری این است که آیا می توانند عملکرد آتی را بر مبنای عملکرد گذشته به درستی پیش بینی کنند و در تصمیم گیری های سرمایه گذاری به عملکرد گذشته اتکا کنند. پاسخ گویی به این پرسش با بررسی ثبات عملکرد صندوق های سرمایه گذاری در ادوار متوالی مورد واکاوی قرار می گیرد. از این رو، در این پژوهش با بررسی نمونه ای متشکل از 31 صندوق سرمایه گذاری در سهام فعال طی دورة زمانی31 /03/1390 لغایت 31 /03/1392 به ارزیابی ثبات عملکرد پرداخته شد. لذا، با استفاده از رویکرد آلفا و با در نظر گرفتن این فرض که بازدة غیر عادی هر صندوق ناشی از دو عامل گزینش سهام و زمان سنجی مناسب بازار می باشد، نتایج حاکی از وجود ثبات عملکرد صندوق های سرمایه گذاری می باشد. همچنین، نشان داده شد که صندوق های برنده از ثبات عملکرد بیشتری برخوردارند.
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی طرحواره درمانی گروهی در کاهش باورهای مرتبط با اختلال خوردن و احساس شرم در دختران نوجوان مبتلا به بی اشتهایی عصبی بود.
این پژوهش به روش نیمه تجربی و با استفاده از گروه کنترل، اجرای پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری انجام گرفت. نمونه آماری شامل 40 دختر نوجوان مبتلا به بی اشتهایی عصبی بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند و مصاحبه تشخیصی از بین مراجعه کنندگان به مراکز بهداشتی و مشاوره و روان درمانی انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای گیری شدند. سپس گروه آزمایش در 12 جلسه طرحواره درمانی گروهی شرکت نمودند. هر دو گروه پرسشنامه های باور اختلال (کوپر و همکاران, 1997) و شرم درونی شده (کوک، 1991) را در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل نمودند. در پایان نتایج بین دو گروه به وسیله تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد مقایسه قرارگرفت.
نتایج به دست آمده نشان داد که میانگین نمرات پس آزمون در گروه آزمایش به طور معناداری از میانگین نمرات پیش آزمون و پیگیری در گروه کنترل پایین تر است.
یافته های این پژوهش اثربخشی طرحواره درمانی گروهی درکاهش باورهای اختلال خوردن و احساس ش رم در دختران نوجوان م بتلا به بی اشتهایی عصبی را مورد تأیی د قرار داده و لذا می تواند در تعیین مداخلات بالینی و برنامه های درمانی دراین زمینه مفید واقع شود.
پژوهش حاضر به ارزیابی مدلی پرداخته است که نقش پیش بینی کنندگی بی نظمیِ هیجانی، عدم تحمل بلاتکلیفی، اجتناب تجربه گرایانه و افکار تکرارشونده منفی را در کمال گرایی مثبت و منفی، بررسی می کند. روش: در یک طرح پژوهش مقطعی، 412 دانشجوی کارشناسی دانشگاه تهران، علامه طباطبایی و خوارزمی با استفاده از نمونه گیری در دسترس شرکت کردند. این دانشجویان مقیاس کمال گرایی مثبت و منفی، پرسشنامه افکار تکرارشونده منفی، مقیاس مشکل در تنظیم هیجان، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی و پرسشنامه اجتناب تجربه گرایانه را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: بی نظمی هیجانی هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم (به واسطه افکار تکرارشونده منفی) با کمال گرایی مثبت ارتباط معنی داری ندارد. اما به صورت مستقیم و غیرمستقیم با کمال گرایی منفی ارتباط معنی دار دارد. عدم تحمل بلاتکلیفی تنها به صورت مستقیم با کمال گرایی مثبت ارتباط معنی دار دارد و به صورت مستقیم و غیرمستقیم با کمال گرایی منفی ارتباط معنی دار دارد. اجتناب تجربه گرایانه به صورت مستقیم با کمال گرایی مثبت ارتباط معنی دار دارد و به صورت مستقیم و غیرمستقیم با کمال گرایی منفی ارتباط معنی دار ندارد. متغیرهای بی نظمی هیجانی، عدم تحمل بلاتکلیفی، اجتناب تجربه گرایانه، به طورکلی قادر به پیش بینی 12درصد از کمال گرایی مثبت، 64درصد از کمال گرایی منفی و 58درصد از افکار تکرارشونده منفی هستند. نتایج نشان داد که کمال گرایی مثبت و منفی دو مدل ساختاری متفاوت هستند و افکار تکرارشونده منفی تنها در ارتباط کمال گرایی منفی با برخی متغیرهای برآیندی، نقش واسطه ای ایفا می کند
"بررسی حاضر به بازسازی معنایی پیامدهای نوسازی از رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی می پردازد. رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی با تاکید بر بینش سازه گرایانه اجتماعی بر این باور است که کنشگران اجتماعی نقش اصلی در ساخت و بازسازی زندگی اجتماعی خود ایفا کرده و به گونه ای بازاندیشانه و آگاهانه در برابر محیط و تغییرات آن عمل می کنند. این رویکرد، برخلاف رویکرد پوزیتیویستی، که بر اصالت محیط، نظم و قاعده مندی در واقعیات اجتماعی و ثبات ماهیت انسان تاکید دارد، به اصالت انسان، سیالیت و بر ساخته شدن مداوم واقعیات اجتماعی و نیز انعطاف پذیری ماهیت انسان معتقد است. در این مقاله با به کارگیری این رویکرد سعی شده است به درک و تفسیر پیامدهای نوسازی در قالب مطالعه موردی اورامانات کردستان از منظر ساکنان آن سامان پرداخته شود.
اورامان تحت منطقه ای است روستایی و کوهستانی که در جنوب غربی شهرستان مریوان واقع شده است. ساکنان این منطقه عمدتا به فعالیت های دامداری، باغداری و کشاورزی محدود می پردازند. با این وجود در طی چند سال اخیر، تغییر و تحولاتی مانند پیدایش فعالیت های اقتصادی جدید، تکنولوژی و امکانات مدرن، آموزش و بهداشت نوین و دیگر عناصر نوین منطقه پدید آمده اند که بر ساختار اجتماعی این جامعه تاثیر گذاشته اند. لذا درک و تفسیر مردم از شرایط، فرآیند و پیامدهای این تغییرات از اهمیت به سزایی برخوردار است.
روش شناسی پژوهش حاضر، کیفی است و از روش مردم نگاری برای انجام دادن عملیات تحقیق و انجام دادن کلیه مراحل کار میدانی استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات و ارایه نظریه نهایی از روش نظریه زمینه ای استفاده شده است.
هدف عمده این مطالعه عبارت است از بررسی درک، تفسیر و ارزیابی پیامدهای نوسازی آن طور که توسط مردم تحت مطالعه تجربه می شوند، در این مطالعه پیامدهای نوسازی در ابعاد اقتصادی، قشربندی اجتماعی، آموزش مدرن، بهداشت مدرن، اعتقادات، تکنولوژی، ارتباطات و حمل و نقل، زبان، خویشاوندی و تعاملات اجتماعی مورد بررسی قرار گرفتند. بعد از انجام دادن عملیات کدگذاری باز، محوری و گزینشی، برای هر یک از ابعاد فوق یک مقوله هسته و مدل زمینه ای - پارادایمی ارایه شده مقولات هسته عبارت بودند از: ارتقای معیشتی، رهایی، توانمندساز / فشارآور، افزایش امید به زندگی، بقای اصول، رفاه آفرین / چالش برانگیز، تسهیل بخشی، چالش زبانی، میل به بازگشت و تضعیف شبکه ها. مقوله هسته نهایی در این مطالعه درک نوسازی به مثابه ساختار بخش و ساختارشکن است. بر اساس این مقوله، مردم اورامان پیامدهای نوسازی را به مثابه ساختاربخش و ساختارشکن دریافته اند که در آن نوسازی از یک طرف ساختارهای جدیدی به جامعه آنان بخشیده است اما همزمان بسیاری از ساختارهای سنتی آنان را نیز دچار افول کرده است. مقوله هسته مذکور در قالب یک مدل زمینه ای - پارادایمی شامل شرایط، تعاملات (استراتژی ها) و پیامدها ارایه شده است."
عزت نفس یکی از مباحث مهم روان شناختی و روان درمانی هست و عوامل زیادی از قبیل کیفیت روابط والدین و انگیزه پیشرفت در آن تأثیر می گذارند. هدف این پژوهش بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم کیفیت روابط والدین (پدر و مادر)، انگیزه پیشرفت و انگیزه تحصیلی بر عزت نفس دانش آموزان هست. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی در پایه ششم شهر تهران در سال 1393 بودند که تعداد 247 نفر از دانش آموزان شهرستان شهریار تهران با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. نتایج نشان داد که کیفیت زندگی والدین و انگیزه پیشرفت و همچنین انگیزه تحصیلی به عنوان متغیر میانجی بر عزت نفس دانش آموزان تأثیر داشته است (01/0> p). با توجه به یافته های این پژوهش می توان چنین نتیجه گیری کرد که کیفیت روابط والدین و انگیزه پیشرفت و همچنین داشتن انگیزه تحصیلی باعث افزایش عزت نفس دانش آموزان شده و به طورکلی مدل پژوهش تأیید می شود.
هدف: بررسی وضعیت نشر کتاب در ایران بین سال های 1358 تا 1387 و میزان مشارکت ناشران تهرانی و شهرستانی در انتشار کتاب می باشد.
روش شناسی: در این تحقیق برای بررسی وضعیت نشر از روش اسنادی و توصیفی تحلیلی استفاده شده است. جامعه آماری اطلاعات آماری کلیه کتاب های منتشر شده بین سال های 1358-1387 است؛ برای جمع آوری اطلاعات از سیاهه وارسی و از روش های آماری درصد، میانگین، انحراف معیار و نمودارها جهت توصیف مشخصات آزمودنی ها و ضریب همبستگی پیرسون برای آزمون فرضیه ها استفاده شده است.
یافته ها: در مجموع تعداد 560339 عنوان کتاب در طول دوره مورد بررسی عرضه شده است که از 1863 عنوان در سال 1358 به 56893 عنوان در سال 1387 رسیده است. به طور میانگین 23 درصد از مجموع کتاب های منتشر شده مربوط به کتاب های ترجمه و 77 درصد تالیف؛ 51 درصد چاپ اول و 49 درصد چاپ مجدد؛ و همچنین 77 درصد کتاب های منتشر شده در تهران و تنها 23 درصد در سایر شهرستان ها بوده است. تعداد ناشرانی فعال، رشد تقریبی 10 درصدی را در این سال های تجربه کرده اند.
نتایج: در مجموع در تمام شاخص های نشر، جز برخی سال ها، همواره رشد وجود داشته است. کتاب های حوزه دین بیشترین و کلیات کمترین تعداد را به خود اختصاص داده اند. فرضیه اول، «بین میزان متوسط قیمت کتاب و میزان عرضه کتاب (شمارگان کل) رابطه وجود دارد» و فرضیه دوم «بین تعداد ناشران فعال و میزان عرضه کتاب (شمارگان کل) هر سال رابطه وجود دارد» با اطمینان 99 درصد تایید گردید.
در ادبیات تروما و ضربه روانی ، مباحث زیادی درباره سوگ و سوگواری مطرح شده است. در صورت طولانی شدن مدت سوگواری، مداخله و در مان افراد سوگ دیده ضروری به نظر می رسد که در این راستا، پژوهش حاضربا هدف اثربخشی گروه درمانی شناختی - رفتاری بر امید به زندگی و بهزیستی معنوی دانشجویان سوگ دیده انجام شد. پژوهش حاضرکاربردی و از نوع شبه آزمایشی وطرح پیش آزمون- پس آزمون باگروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان سوگ دیده دانشگاه محقق اردبیلی سال94-1393بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 30 دانشجوی سوگ دیده انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند، گروه آزمایش در جلسات درمان شناختی – رفتاری مبتنی بر امید به زندگی و بهزیستی معنوی شرکت کردند. در این پژوهش، از پرسشنامة امیدواری اسنایدر و پرسشنامه بهزیستی معنوی به عنوان پیش آزمون- پس آزمون استفاده شد و داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کو واریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحلیل داده ها حاکی از آن بود که درمان شناختی- رفتاری گروهی بر افزایش امیدواری و بهزیستی معنوی اثربخش است و بین دو گروه تفاوت معناداری وجود داشته است. با توجه به نتایج این پژوهش گروه درمانی شناختی رفتاری امیدواری و بهزیستی معنوی دانشجویان سوگ دیده را افزایش می دهد.
پیش فرضهای معرفتشناختی، امور مفروضی هستند که به صورتی کم و بیش آگاهانه یا ناآگاهانه و اعم از اینکه پژوهشگران و استفادهکنندگان از نتایج پژوهشها، نسبت به آنها آگاه باشند یا نباشند، در ورای فعالیتهای نظری و عملی حضور دارند و حتی بدیهی فرض میشوند. ریشه بسیاری از اختلاف نظرها، انتقادها و مسائلی که امروزه درباره استفاده از روشها، شاخصها و فنون علمسنجی در ارزیابی فعالیتهای علمی وجود دارد و باعث تردید در مبانی و چارچوب نظری و کاربردهای عملی آن گردیده است، به نبود توافق بر پیش فرضهای بنیادین معرفتشناختی باز میگردد. از این رو، در راستای ایجاد اجماع هر چه بیشتر در بین پژوهشگران و توجه جامع به ابعاد مختلف ارزیابی فعالیتهای علمی ـ و نه سنجش ناقص و یک سویه علم و پژوهش ـ باید با شناسایی و به پرسش گرفتن پیش فرضها، به بررسی مجدد آنها و فراهم نمودن زمینهای برای تحلیل پیش فرضهای بنیادین پرداخت. این کار به ادراک بهتر وضعیت کنونی در این حوزه میانجامد و جایگاه واقعی این حوزه را روشنتر خواهد ساخت. از طرفی، استحکام مبانی نظری و عملی علم سنجی، مستلزم معماری و بازسازی پایههای آن بر اساس پیش فرضهایی معتبر است. از این رو، تحلیل پیش فرضهای معرفت شناختی علمسنجی، مبانی مستحکم تری برای آن فراهم خواهد کرد، و زمینههای نظریهپردازی و حتی عملیاتی شدن نتایج پژوهشها را تسهیل مینماید. پژوهش حاضر در این راستا و برای نخستین بار به صورت نسبتاً جامع، به شناسایی، دستهبندی، تبیین و تا حد امکان تحلیل پیش فرضهای معرفتشناختی علمسنجی پرداخته است.