پژوهشی در نقوش مذهبی خدایان، ایزدان و الهههای یونانی بر روی مهرها و اثرمهرهای به دست آمده از قلمرو امپراتوری سلوکیان و اشکانیان
با فروپاشی شاهنشاهی هخامنشی و ورود یونانیان به آسیا، تغییرات وسیعی در همه ابعاد زندگی در سرزمین های مفتوحه اسکندر و جانشینان وی بوجود امد. این تغییرات را به اشکال مختلف در همه زمینه های اجتماعی سیاسی و بخصوص در زمینه های فرهنگ و هنر، معماری و حتی در اعتقادات نیز می توان مشاهده کرد. مهرها و اثرمهرهای بر جای مانده از دوران سلوکی و اشکانی این دگرگونی ها را بخوبی نمایش داده و نقوش اساطیری و مذهبی یونانی که بر آنها حک شده اند. نقشمایه هایی با مضامین هلنی از جمله تصاویر خدایان، ایزدان و الهه های یونانی را نشان می دهند. از مشهورترین این نقوش می توان به نقش آتنا، آفرودیت، زئوس، آپولو، تیکه، هرمس، اروس، نیکه و ایزد عدالت اشاره نمود. نمونه های مذکور از مراکزی چون سلوکیه کران دجله، کدش اروک نسا و صالح داوود خوزستان به دست آمده اند. حضور عناصر مذکور در روی مهرها و روی اثرمهرها یکسان نبوده و با توجه به میزان بافت جمعیتی و نفوذ فرهنگ یونانی متفاوت می باشد. این مقاله تاثیر ایدئولوژی یونانی را در تغییرات اعتقادی سرزمین های مفتوحه با مطالعه مهر ها و آثار مهر ها بصورت تطبیقی بررسی می نماید. مهرها بخشی از مواد تاریخی محسوب میگردند که با توجه به وجود تصاویر روی آن ها بخوبی می توانند میزان و روند تغییرات مذکور را منعکس نمایند.
در این مقاله، نقش بازاریابی خدمات کتابخانه در جذب نسل جدید کاربران بررسی میشود. بررسی مروری متون و منابعی که به کاربردپذیری خدمات کتابخانهها پرداختهاند، حاکی از این است که هرچند کتابخانهها دیگر امتیاز انحصار منابع اطلاعاتی را در اختیار ندارند، با این همه باید به ارائه خدمات ارزش افزوده خود بپردازند. بنابراین میتوانند اصول کلاسیک بازاریابی را برای جذب نسلهای جدید کاربران و ارائه خدمات بهتر به آنها بهکار گیرند. این مقاله، سپس با درک کاربران و «بافتهای» آنها، راهبردهای ارزشی را برای بازاریابی کتابداران و منابع کتابخانهای پیشنهاد میدهد.
پژوهش حاضر با هدف مقایسه سبکهای مقابله دختران فراری و غیرفراری در شهر تهران انجام شد. بدین منظور، تعداد 120 دختر از سه گروه انتخاب شدند: دختران فراری از مراکز نگهداری بهزیستی شهر تهران، دختران دانش آموز مقطع سوم متوسطه، و دختران غیرفراری از پارکها و فرهنگسراهای جنوب شهر تهران (در هر گروه 40 نفر). روش نمونه برداری در گروه دختران فراری و دانش آموز روش تصادفی چند مرحله ای و در گروه دختران غیرفراری انتخاب شده از پارکها و فرهنگسراها روش در دسترس بود. پرسشنامه سبک های مقابله تهران (TCSS) بر هر سه گروه اجرا شد. نتایج پژوهش نشان دادند که بین گروه دختران فراری و غیر فراری در سبکهای مقابله هیجان مدار منفی تفاوت معنادار وجود دارد و دختران فراری در متغیر سبک مقابله هیجان مدار منفی نمره هایـی بیشتر از دختران غیرفراری کسب کردند. اما در سبکهای مقابله هیجان مـدار مثـبت و مسأله مدار تفاوتی بین دو گروه به دست نیامد.
زمینه و هدف: اسکیزوفرنیا اختلال روان پزشکی مزمنی است که علایم مثبت و منفی در پیش آگهی آن نقش مهمی دارد و با کیفیت زندگی این بیماران مرتبط است. از این رو، این پژوهش با هدف تعیین رابطه علایم مثبت و منفی با کیفیت زندگی بیماران اسکیزوفرنیک مزمن بستری در بیمارستان سینای جونقان انجام شد.
مواد و روش ها: در این مطالعه مقطعی، نمونه پژوهش کلیه بیماران اسکیزوفرنیک مزمن بستری در بیمارستان سینای جونقان استان چهارمحال و بختیاری بود، که در مجموع شامل 62 بیمار اسکیزوفرن بود. گردآوری داده ها با کمک پرسش نامه عوامل فردی و اجتماعی، پرسش نامه کیفیت زندگی بیماران اسکیزوفرن و پرسش نامه علایم مثبت و منفی Anderson انجام شد. تمامی بیماران اسکیزوفرنیک بستری بیمارستان سینا (62 نفر) با پرسش نامه کیفیت زندگی، پرسش نامه علایم مثبت و منفی و پرسش نامه عوامل فردی و اجتماعی توسط روان شناس بررسی شدند. سپس اطلاعات با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی ضریب همبستگی Pearson مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: میانگین نمرات علایم منفی (57/32 ± 67/99)، علایم مثبت (5/19 ± 14/71) و کیفیت زندگی بیماران اسکیزوفرنیک
06/13 ± 55/93 بوده است. همچنین ضریب همبستگی Pearson نشان داده است که علایم مثبت با کیفیت زندگی (48/0 = r،
001/0 ≥ P) و علایم منفی با کیفیت زندگی (38/0 = r، 01/0 ≥ P) رابطه معکوس معنی دار دارد. بدین صورت که با افزایش علایم مثبت و منفی، میانگین نمره کیفیت زندگی بیماران بالا می رود و میانگین نمره بیشتر به معنی داشتن مشکلات بیشتر در آن حیطه و کیفیت زندگی پایین تر است.
نتیجه گیری: با توجه به این که علایم مثبت و منفی باعث افت کیفیت زندگی بیماران اسکیزوفرن می شود، با کاهش و کنترل این دسته از علایم می توان تا حدودی کیفیت زندگی این بیماران را بهبود بخشید و زندگی بهتری برای آنان فراهم کرد. بنابراین توجه به علایم بیماران و درمان به موقع آنان از اهمیت خاصی برخوردار است.
استناد در نوشته های علمی عمری طولانی دارد ولی امروزه خود یکی از شاخص های مهم برای سنجش پیوند میان آثار اثر گذاری ها و نیز ارزشگذاری هایی است که نفس استناد به آثار دیگران پدید آورده است امروزه رویه های متفاوت و رویکرد های گوناگون د رعرصه استناد پدید آمدهکه منجر به قواعد شناخته شده بین المللی گردیده است به دلیل ارزشی بودن کار استناد این امر گرفتار آفت ها و آسیب های گوناگونی نیز شده است که گاه رفع آنها با دشواری روبه روست مقاله حاضر با مروری کلی بر رویه ها روند ها و نیز دام هایی که در این مسیر قرار دارد راهکارهایی را نیز عرضه کرده است.
اگر چه اولین بار واژه «یوتوپیا» را تامس مور، نویسنده و فیلسوف انگلیسی ساخته است، بشر از دیرباز در برابر ناکامی ها، بیدادگری ها و ناهمواری های زندگی سعی کرده است طرح شهری آرمانی را تصویر کند. انگیزه بشر از طرح این شهر خیالی این بوده است که از دردها و رنج های خود بکاهد و معایب و محاسن جوامع را بازگو کند. در کانون بشری، شاعران، فیلسوفان و نویسندگان زیادی چون افلاطون، ارسطو، فارابی، نظامی و... با طرح این موضوع به ویژگی ها و چگونگی شکل گیری آن پرداخته اند. در ایران باستان نیز جلوه هایی از شهریاران آرمانی مانند جمشید، فریدون، کیخسرو و سیاوش و آرمان شهرهایی مانند گنگ دژ و سیاوشگرد دیده می شود که در شاهنامه فردوسی منعکس است. در این مقاله به نمونه هایی از این جلوه ها به ویژه در داستان سیاوش اشاره شده است.
غزل های حافظ و ترانه نامه پترارکا (1304-1374 م)، دست کم در سه ویژگی، زمینه ای مشترک دارند: (الف) از دیدگاه چونی، هر دو اثر اوج شعر غنایی عاشقانه قرون وسطی هستند: یکی در ادب پارسی، دیگری در ادب اروپایی؛ (ب) از دیدگاه ترتیب زمانی، هر دو دیوان در سده هشتم هجری (چهاردهم میلادی) سروده شده اند، و (ج) از دیدگاه چندی، غزل های حافظ به تصحیح دکتر خانلری 4092 بیت (یعنی، نزدیک 8184 مصرع) دارد، و ترانه نامه پترارکا کمی بیشتر از 7784 مصرع. بنابراین، هر دو اثر از نظر زمانی، تعداد برابر مصرع ها، در اوج بودن شعر غنایی قرون وسطی و کم و کیف طولی دوره زندگی دو شاعر قابل سنجش و بررسی است.
توصیف چشم یار یکی از دستمایه های اصلی شعر هر دو سراینده است: پترارکا 263 بار در ترانه نامه و حافظ 216 بار در غزلیات به چشم اشاره می کند. بعلاوه حافظ درباره «نرگس» — استعاره از چشم معشوق— در 44 بیت سخن می گوید. پرسش پژوهش این است: تصویر چشم دلدار در غزلیات حافظ و ترانه نامه پِترارکا چه شباهت ها و چه تفاوت هایی با هم دارند؟ این مقاله از روش تطبیقی برای نشان دادن ویژگی های مشترک و متفاوت تصویر پردازی چشمِ یار در شعر حافظ و پترارکا استفاده می کند.
ارائة تبیین عقلانی از فرایند وحی، دیدگاه شایعی است که توسط فیلسوفان اسلامی مطرح شده است. ابن سینا نیز با ارائة طرحی از نظام تعقل بشری تلاش کرد تا فرایند دریافت وحی توسط نبی را در چنین طرحی بگنجاند؛ اهمیت رهیافت ابن سینا در تبیین معرفتی وحی، در مواجهه با سایر رهیافت های فلسفی روشن می شود. به عنوان مثال فارابی نهایتاً وحی را به قوة متخیلة نبی مربوط می داند و تفاوت نبی با حکیم را در این می داند که حکیم در مرتبة عقل مستفاد و در اثر تعلیم به عقل فعال متصل می شود، در حالی که نبی با تکیه بر قوة متخیله اش و بدون نیاز به تعلیم، این حقایق را در می یابد؛ بنابر این به نحوی می توان نتیجه گرفت که حکیم به لحاظ فعلیت عقلی در مرتبه ای بالاتر از نبی قرار دارد. این در حالی است که دریافت کنندة وحی از دیدگاه ابن سینا عقل قدسی در نبی است که مربوط به بالاترین ظرفیت عقلی بشر است که تنها برای نبی قابل دسترسی است و هرگز حکیم و فیلسوف توانایی وصول به چنین مرتبه ای را ندارد.
امروزه مدیران با کسانی روبرو هستند که وظایف پیچیده ای را به عهده دارند و نگرش های مدیریت درباره اهمیت نیروهای سازمانی در محیط فعالیت دگرگون شده است. مدیری که در نقش رهبری سازمان می تواند سبک های متفاوتی را در هدایت نیروی انسانی انتخاب کند. از طرفی نگرش های افراد برای مدیریت سازمانی اهمیت زیادی دارد زیرا این نگرش ها هستند که رفتار سازمانی را تحت تأثیر قرار می دهند، به ویژه نگرش هایی که به عملکرد و تعهد حرفه ای سازمانی مربوط می شوند. در این رابطه یکی از وظایف مهم مدیران در سازمان ها، شناسایی استعدادهای بالقوه کارکنان و فراهم نمودن زمینه های رشد و شکوفایی آنان است که زمینه ارتقای بهره وری را فراهم می کند. در واقع موفقیت سازمان در تحقق اهداف که در گرو چگونگی اعمال مدیریت و سبک های مؤثر رهبری مدیر، مسأله این بررسی[1] بوده است. بدین دلیل با توجه به اهمیت و ضرورت این بررسی که یکی از عوامل مؤثر در افزایش بهره وری، سبک رهبری مدیران سازمان است، تعیین سبک های مدیریت برای ارتقای عملکرد کارکنان با محوریت رضایت، همکاری و انگیزه کارکنان هدف اصلی این بررسی بوده است. در این راستا جامعه آماری این بررسی مدیران، کارشناسان و کارکنان سازمان های خدماتی شهر تبریز بوده که با توجه به محدودیت هایی با انتخاب پنج نمونه از این سازمان ها جهت جمع آوری اطلاعات، سبک های مدیریتی مختلف مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت مطابق نتایج به دست آمده اعمال سبک های مدیریتی به ترتیب اولویت به تفکیک برای هر سازمان بر اساس نوع فعالیت که می تواند به ارتقای عملکرد مدیران، کارشناسان و کارکنان سازمان با محوریت رضایت، همکاری و انگیزه کارکنان تأثیرگذار باشد، مشخص شد.
ضرب المثل ها آینه فرهنگ هر جامعه هستند؛ از این رو، با بررسی آن ها می توان به درک بهتری از باورها و نگرش های گویشوران هر جامعه نسبت به زن و ارزش های اجتماعی- فرهنگی مردم هر منطقه دست یافت. هدف از انجام این پژوهش، توصیف و تحلیل بازنمایی زنان در ضرب المثل ها گیلگی (گونه اشکورات) است. داده های این پژوهش از طریق مصاحبه ساخت یافته با شصت نفر از گویشوران اصیل گیلکی زبان اشکورات (اعم از زن و مرد)- که بیش از 45 سال سن داشتند و چندان متأثر از زبان فارسی معیار نبودند- گردآوری شد. از آنجا که روش انجام این تحقیق توصیفی- تحلیلی است، ضرب المثل های گرد آوری شده درباره زنان، نخست از نظر معنایی تقسیم بندی و توصیف و سپس به هجده مقوله تقسیم بندی شدند. این مقوله ها نشان می دهند که سه نوع تصویر یا بازنمایی از زنان در مثل ها وجود دارد که به ترتیب فراوانی عبارت اند از: الف) بازنمایی منفی، ب) بازنمایی مثبت، ج) بازنمایی خنثی. توزیع این بازنمایی ها در چارچوب گفتمان انتقادی و مطالعات فمینیستی تحلیل شد. از یافته های مهم پژوهش حاضر این است که در جامعه گیلکی زبان منطقه اشکورات مفهوم جنسیت به عنوان ساختاری ایدئولوژیک درک می شود. بر اساس رابطه سلسله مراتبی برتری و فرودستی، طبقه اجتماعی زنان فرودست شمرده می شود و زنان به عنوان اعضای طبقه اجتماعی فرودست بدون مزیت خاص و بیشتر نادیده گرفته می شوند.
تحقیق حاضر شرایط شکل گیری یا افول رهبری کاریزمایی و شرایط اجتماعی متناظر با آن را مورد توجه قرار می دهد. بدین منظور دو مفهوم «ویژگی های رهبر» و «بحران»، نقطه آغاز تحقیق را تشکیل می دهد. این دو مفهوم در یک رابطه متقابل مورد بررسی قرار می گیرند. در توضیح شکل گیری کاریزما، از یک سو، چهره ای بالقوه کاریزمایی با ویژگی های شخصیتی و گفتمان جدید و پاسخی برای بحران، وارد صحنه می شود و به تدریج ویژگی های فکری و منش رهبر از راه های گوناگون به پیروان ریزش می کند. از سوی دیگر، بحران به عنوان بستر تمهید کننده در میان علاقه مندان شور و احساس بر می انگیزد و اثرگذار می شود. ابتدا احساس نیاز به اندیشه ها و راه حل نوآورانه، نیاز به رهبری جدید و متفاوت از رهبران موجود را ایجاد می کند، سپس شور و عواطف ناشی از مواجهه با بحران، علاقه مندان را آماده می کند تا تحت تاثیر فرایندهای گروش کریزمایی به رهبر اعتماد کنند و به او پاسخی از سر علاقه بدهند. این گروش، اگر با موفقیت های کاریزما تقویت شود، احتمالا اعتماد پیروان به رهبر، بیشتر شده و نیرو و موقعیت کاریزمایی تداوم می یابد، اما اگر کاریزما به موفقیتی دست نیابد، از مشارکت اعتمادآمیز پیروان برای تغییر کاسته می شود و جامعه برای مدتی از وضعیت کاریزمایی خارج می شود. برابر با دیدگاه فوق، یک نمونه تجربی- شخصیت و دوره خاتمی- را در جامعه ایران مورد بررسی قرار داده ایم. در این مطالعه پتانسیل و ویژگی های کاریزمایی خاتمی مشخص شده، سپس به تحلیل شرایط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دوره وی پرداخته شده و بدین سان از یک موقعیت کاریزمایی (که از آن به عنوان جنبش اصلاحات نیز نام برده شده است) سخن به میان آمده است. در جریان این موقعیت کاریزمایی، انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری (1376) به عنوان تسهیل کننده (کاتالیزور) عمل کرده است. بدین معنا که برای جامعه فرصتی فراهم شده تا افکار و شعارهای خاتمی نه تنها به عنوان شعارهای یک شخص بلکه به منزله مطالبات عده زیادی از افراد که برای رفع مشکلات (و بحران ها) جامعه خود به حرکت در آمده اند، مورد توجه قرار گیرد. برای بررسی کاریزما و میزان نفوذ خاتمی در میان مردم از نظرسنجی های پیمایشی در این دوره استفاده شده است. با تحلیل ثانوی داده های موجود در این نظر سنجی ها نشان داده شد که در سال های 80 و 81 خاتمی از نگاه مردم واجد ویژگی های کاریزمایی بوده اما به تدریج به دلیل ضعف در تحقق شعارها و برنامه ها درعمل (یا وجود چنین احساسی در میان مردم) کاریزمای وی تا سال 84 نزول کرد، اگر چه پس از سال 84 و در جریان تجربه هایی که جامعه ایران داشته، احتمال ظهور مجدد کاریزما را نمی توان منتفی دانست.