آپارتاید به معنای جداسازی و تفکیک است و در اصطلاح به معنای توسعه جداگانه جغرافیایی گروه های گوناگون نژادی در افریقای جنوبی است. جوهر آپارتاید به پیروزی حزب ملی در انتخابات 1948 در افریقای جنوبی بازمی گردد. مقاله پیش رو با عبور از نظریات لیبرال و مارکسیستی قصد دارد در پرتو تجزیه و تحلیل گفتمانی، ماهیت سیاست های آپارتایدی را در سال های 1948 تا دهه 1990 میلادی بررسی کند. این نوشتار در دو بخش تنظیم شده است؛ در بخش اول، به ظهور گروه های نژادی و گسترش جغرافیایی توجه می شود و در بخش دوم با پرداختن به فضای عمومی متن جامعه افریقای جنوبی، سیاست های انتقال گرایانه و شکست این سیاست ها و سقوط آپارتاید بررسی می شود.
یکی دیگر از بخش های اساسی و پر رمز و راز داستان آدم(ع)، مسجود فرشتگان واقع شدن اوست. آیاتی از قرآن گویای این حقیقت است که وقتی خداوند علم اسما را به آدم آموخت و او به امر پروردگار، فرشتگان را به آن علم آگاه کرد، آنان به عجز خود و برتری آدم اعتراف کردند، به دنبال این برتری آشکار، خداوند به فرشتگان دستور داد بر وی سَجده کنند.
نگاه مفهومی به موضوع «درونگرایی»، به عنوان یکی از شاخص ترین ویژگیهای مطرح شده در معماریهای منتسب به اسلام، مسألة اصلی این مقاله است که پس از ارایة تحلیل های موجود از موضوع درونگرایی و نقد مختصر آنها، با تمرکز بر توپولوژی رابطة شهر و فضای معماری، به تبیین این مفهوم پرداخته شود. در این راستا، ابتدا مدلی از انسان شناسی اسلام و سپس با تکیه بر این مدل، عناصر محیطی انسان ساخت که در منابع اصلی اسلامی (آیات قرآن و روایات)، مورد اشاره است، شناسایی و معرفی میشود. آنگاه موضوع اصلی، مقاله ـ مفهوم «درون» و «بیرون» ـ مطرح می شود، به این ترتیب که: پنج موضوع مؤثر در ایجاد معنای «درون» از یک فضا یعنی: محصوریت، ضوابط دخول، حوزة خلوت، دوام حضور در قلمرو و تفکیک جنسیتی، در چهار عنصر کالبدی مورد تأکید در منابع اسلامی (بیت، مسجد، سوق و سبیل)، بررسی میگردد؛ این بررسی ها به صورت تطبیقی با ادبیات معناشناسی روابط انسان ـ محیط، پیگرفته و در پایان، ضمن تعریف دوبارة درونگرایی، مدلی از توپولوژی نسبی این فضاها و شهر اسلامی، ارایه میشود.
"
با شکل گیری تخصص جدیدی در روان پزشکی به نام روان پزشکی اجتماعی و بخش کاربردی آن، یعنی روان پزشکی اجتماع نگر، به نقش عوامل اجتماعی – فرهنگی در سبب شناسی آسیب های مختلف روانی بیشتر توجه شده و نظریه های متعددی در آن زمینه ارائه شده است. در این نظریه ها، علایم روان پزشکی انحراف را براساس هنجارهای اجتماعی و بیماری های روانی را براساس نقشی اجتماعی تحلیل و بررسی می کنند. سبب شناسی اختلالات شدید روانی نیز در قالب نشانگانی به نام نشانگان فروپاشی اجتماعی توضیح داده می شود، که در واقع فروپاشی تدریجی ارتباط بین فرد و محیظ اجتماعی وی را نشان می دهد. علاوه بر این، نظریه های اجتماعی تلویحاتی را نیز برای مداخله های پیشگیرانه و درمانی به همراه دارد، و بر ارائه خدمات بهداشت روانی یه جمعیت عمومی جهت پیشگیری از بروز اختلالات روانی و گسترش روش های موثر درمان در سطح «توده ای و جمعی» و به حداکثر رساندن توان درمانی تمامی بیماران مبتلا به اختلالات روانی تاکید دارد.
"
در جستجو به دنبال یافتن شالوده های نظری گسترة فعالیتهای دولت و دخالتهایش در جامعه‘ از یک سو در مقابل اندیشه دولت رفاه با سرشتی مداخله جویانه قرار می گیریم و از سوی دیگر ‘ اندیشه دولت قانونمند را به عنوان نگاهبان هنجارهای دموکراتیک و حمایت از حقوق و آزادیهای انسان‘ پیش رو داریم . این دو اندیشه به واسطه سرشت خویش به تقابل با یکدیگر بر می خیزند. نوشتار حاضر‘ مدخلی است بر تحلیل چالش های میان دو اندیشه دولت قانونمند و دولت رفاه.
یکی از دستاوردهای جامعه شناسی در قرنی که آن را پشت سرگذاشتیم، روی آوردن به نظریه سرمایه اجتماعی است. گرچه هنوز در باب معنای سرمایه اجتماعی، وفاق لازم میان جامعه شناسان و متفکران علوم اجتماعی پدید نیامده، اما از سوی دیگر، سیالیت معنایی آن باعث شده است که بتوان از زوایای نوینی که خطوط پژوهشی گوناگون آن را اجتناب ناپذیر می سازد، به آن نگریست و از بسط نظری آن برای فهم بهتر مسایل اجتماعی، بهره برد. نوشتار حاضر ابتدا با توجه به ریشه شکل گیری مفهوم سرمایه اجتماعی، به بازتعریف آن به گونه ای که بتواند در برگیرنده سرمایه خانواده باشد، می پردازد و سپس از همین منظر، ابعاد سه گانه سازنده آن را معرفی می کند. در ادامه، تهدیدهای سرمایه خانواده از زاویه چالش های فراروی جامعه ایرانی مطرح می گردد و در پایان، راهکارهای ارتقای سرمایه خانواده ارائه می شود. از آنجا که نوشتار حاضر، نخستین مواجهه با مسایل خانواده از منظر سرمایه اجتماعی است، به ضرورت های پژوهشی آینده در این خصوص نیز پرداخته شده است.
در این مقاله روند دگرگونیهای ارزشی جامعة ایران در تحقیقات انجام گرفته از سال 1357تا 1388مورد بررسی قرار گرفته است. انقلاب اسلامی با اتکا به ارزش های معنوی و متعالی به پیروزی رسید و بیشک ادامه حیات جمهوری اسلامی و نیل به آرمان های جهانی انقلاب اسلامی جز از رهگذر حفظ و تقویت این ارزش ها ممکن نخواهد بود. بنابراین، شناخت تغییرات احتمالی اعتقادات و ارزش های جامعة ایران در طول این سال ها از اهمیت بسزایی برخوردار است. این مطالعه براساس فراتحلیل نتایج پیمایش های ملّی سال های 1357 تا 1388، به بررسی روند تغییرات ارزش های جامعة ایران در این بازة زمانی پرداخته است.