توکل یکی از مفاهیمی است که هم در قرآن، این کلام آسمانی خداوند، هم در سنت پیامبر(ص) و کلام بزرگان دین و همچنین بزرگان و مشایخ تصوف و عرفان در طول تاریخ ساری و جاری بوده است، بلکه همواره انسان یکتاپرست با این مفهوم سر و کار داشته است. گروهی به بهانه اینکه در کلام خودِ خدا بیان شده است به آن استناد کردند و دست از تلاش و کسب برداشتند و راه خطا رفتند و گروهی در عین واگذاری خود و امور زندگی شان به آن صاحب مطلق، دست از تلاش نیز برنداشتند و انسان را صاحب اراده و اختیار دانسته که با آن در معرض آزمایش الهی قرار می گیرد و در عین حال باید با عشق و اتکا به حق همه کارهای خود را به او واگذار نماید.
در ایران، تمرکزگرایی جدید به ویژه در دوره پهلوی، همگرایی و استفادة گسترده از دیوان سالاری، از ویژگی های عمده به شمار می روند. در مطالعه های جامعه شناسی تاریخی درمورد ویژگی تمرکزگرایی، تمرکز قدرت و حاکمیت سیاسی در جامعه ایران، علی رغم وجود انقطاع های مقطعی و شدت و ضعف هایی که در مقاطعی از تاریخ برای آن قائل اند، درمورد این ویژگی در جامعه ایران اتفاق نظر و اجماع وجود دارد. هدف این مقاله، بررسی و مرور نقادانة برنامه های توسعة روستایی، قبل و بعد از انقلاب است. در این راستا، به روش مطالعة کتابخانه ای، برنامه های عمرانی پیش از انقلاب، از سال 1320 در شش برنامه و بعد از انقلاب در پنج برنامة توسعه نقد و بررسی می شوند. نتایج نشان می دهد قبل از انقلاب، برنامه های عمران روستایی، خصلتی متمرکز و از بالا به پایین، فاقد مطالعات بومی، سطحی نگر به مسائل روستایی، دارای دید فنی و فاقد نگرش جامعه شناسانه بوده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در جامعه روستایی، ابتدا نوعی مشارکت فزاینده در قالب بسیج اجتماعی تجربه می شود که از تحولات سطح کلان جامعه بی تأثیر نیست. در این دوره، از نظام دیوان سالاری چندان خبری نیست؛ اما به تدریج، به تبع تحولاتی که به وجود می آید، الگوی مشارکتی باز هم حالت هدایت شده از بیرون را پیدا می کند. به طورکلی، در مطالعة برنامه های پنج ساله توسعة بعد از انقلاب نیز عدول از اجرای برنامة مصوب، محدودشدن به برخی اقدامات اجرایی و اجرای طرح های گذشته، با وجود تغییر محتوای برنامه ها به روشنی دیده می شود. برنامه های توسعة روستایی، از اعتبارات بودجه ای کافی برخوردار نیستند؛ براساس آسیب شناسی برنامه های پیشین نوشته نشده اند و درصورت عملی نشدن برنامه ها، هیچ ارگان یا نهادی پاسخگو نیست. به عبارتی، دسترسی نداشتن به اهداف، هیچ الزامی برای تصویب کنندگان ایجاد نمی کند. جزئیات بیشتر در این زمینه، درادامه مقاله بررسی می شود.
نظریه جک گلدستون[1] به عنوان تئوری نسل چهارم انقلاب ها، در انقلاب اسلامی ایران و تحولات سیاسی یمن مورد مطالعه واقع شده است. نظریه مذکور انقلاب اسلامی را علت تولد نسل چهارم نظریه انقلاب ها می داند. رهبری، آرمان و ایدئولوژی، فرهنگ و باورها و شبکه ارتباطی و شخصیت ها از شالوده و اساس این نظریه است؛ که از این رهیافت استخراج شده است. براساس یافته ها و نتایج مقاله به نظر می رسد مدل نظری گلدستون به علت عبور از عوامل تاریخ طبیعی، عمومی و ساختاری در نتیجه تکامل نظریه ها از یک سو، و از سوی دیگر توجه به زمینه های معنوی، شبکه مردمی و حضور رهبری را از عوامل و بسترهای شکل گیری انقلاب و رخداد سیاسی مهم قلمداد می کند. مصادیق و نمونه های عینی بررسی شده در کشور ایران و یمن، این فرضیه را تأیید می کند. [1]. Jack Goldstone.
حیات بشریت با پشت سر گذاشتن وقایع غم بار تاریخی از جمله دو جنگ جهانی و اهمیت روزافزون پدیده صلح و توسعه در جهان علم و تجربه محور ، توجه به عناصر و شرایط بنیادین صلح و همین طور اهداف توسعه و عناصر بنیادین آنرا روز به روز بدیهی ساخت . بشریت در طول این تاریخ غم بار به این نتیجه رسید که بدون توجه به حقوق بشر و آزادیهای بنیادین انسانها ، نه صلحی می تواند بر جهان حاکم باشد و نه پدیده توسعه مطلوب . حقوق و آزادیهای مرتبط با کار ، مهمترین حق نسل دوم حقوق بشر می باشد و به سه دسته مهم حق بر کار ، حق در کار و حقوق وسیله می باشد ...
زمینه و هدف: ارتقای روابط یکی از شیوه های آموزش مهارتهای زندگی زناشویی است و می تواند بر نحوه مقابله زوجها با تنش های زندگی تاثیرگذار باشد. هدف این پژوهش، تعیین تاثیر ارتقای روابط بر بهبود راهبردهای مقابله زناشویی زوجین بود.
مواد و روش ها:روش پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل کلیه مراجعان مرکز جامع پزشکی ومشاوره اصفهان در سال 1387 بودند. نمونه مورد مطالعه 24 زوج است که از بین داوطلبین شرکت در پژوهش، به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش (13زوج) و گواه (11زوج) به طور تصادفی جایگزین شدند. برنامه ارتقای روابط در 8 جلسه بر روی گروه آزمایش انجام شد. داده های حاصل از پرسشنامهی راهبردهای مقابله ای زناشویی با آزمون تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که ارتقای روابط باعث کاهش نمرات آزمودنی ها در راهبردهای مقابلهای تعارض، خودسرزنشگری، خودمحوری و اجتناب (01/0> P) و افزایش نمرات راهبرد مقابله سازنده شده است(01/0> P). نتایج پیگیری پس از یک ماه نشان داد که بین گروه آزمایش و گواه در نمرات راهبردهای مقابلهای تفاوت وجود دارد(001/0>P ) و اثر بخشی ارتقای روابط بعد از یک ماه باقی مانده است.
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در زمینه آشنایی با شیوه های ارتقای روابط و راهبردهای مقابلهای زناشویی و نحوه تغییر و ارتقای آن برای مشاوران فراهم می نماید. در الگو های مشاوره زناشویی می توان از شیوه ارتقای روابط برای بهبود راهبردهای مقابلهای زوجین و کاهش تعارض زناشویی استفاده نمود.
هدف این پژوهش سنجش مدیریت آشوب و هنجارسنجی ابزار اندازه گیری مدیریت آشوب بر اساس الگوی تئوری آشوب در سازمان تربیت بدنی جمهوری اسلامی ایران است. این تحقیق در دو مرحله انجام گرفت، در مرحله اول با بررسی پیشینه تحقیق و نظریه آشوب و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی از طریق مصاحبه با ده متخصص مدیریت و مدیریت ورزشی، مفهوم مدیریت آشوب تبیین شد. یافته های حاصل از بخش اول مدل مدیریت آشوب خودمولد را معرفی کرد. بر اساس مدل طراحی شده و با استفاده از نظریه آشوب، عناصر و ابعاد اصلی این مفهوم با عنوان درونمایه های چهارگانه (اثر پروانه ای، سازگاری پویا، جاذبه های عجیب، خودمانایی) در نظرگرفته شدند. در مرحله دوم بر اساس مدل مدیریت آشوب خودمولد، گویه های مقیاس مدیریت آشوب استخراج شد. به منظور بررسی روایی سازه یا محتوای پرسشنامه از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد که بیانگر وجود چهار عامل به عنوان عوامل تشکیل دهنده سازه مدیریت آشوب گونه بود که عبارتند از: ساختار سازمانی، مهارت مدیران، شرایط و فضای سازمان و کارکنان. پایایی پرسشنامه نیز از طریق روش آلفای کرونباخ (92/0) که مؤید همسانی درونی مناسب ابزار است، تأیید شد. نتایج نشان داد سطح تحصیلات مدیران و سابقه مدیریت با میزان مدیریت آشوب گونه ارتباط مستقیم دارد. سپس با استفاده از این مقیاس مدیریت آشوب در سازمان تربیت بدنی بررسی شد و یافته ها حاکی از آن بود که مدیریت آشوب در سازمان به طور معناداری در حد متوسطی قرار دارد و با توجه به اینکه ارتباط معناداری بین مقدار هر کدام از ابعاد مدیریت آشوب و اهمیت ابعاد وجود نداشت، می توان استنباط کرد که مدیران سازمان تربیت بدنی در وضعیت موجود از مزایا و آثار مثبت مهارت مدیریت آشوب به منظور تصمیم گیری، بهبود کیفیت و ... بهره مند نیستند.
علامه اقبال لاهوری نظریه پرداز فلسفه و حکمت خودی است که حکمت درآمیخته با درد و عشق و نیز عشق همراه با حکمت و خردورزی و خودباوری را که از ژرفای فطرت، خلقت و حقیقت برخاسته، بیان می دارد. پیامدهای چنین حکمتی عبارت اند از: حرکت، حرارت، تپش، کوشش، مقاومت، پویایی، رهایی و تعالی:
ای خوش آن کو از خودی آیینه ساخت و اندر آن آیینه عالم را شناخت (16، ص: 428)
نقطه ی نوری که نام او خودی است زیر خاک ما شرار زندگی است
(9، ص: 14)
یا:
تو خودی اندر بدن تعمیر کن مشت خاک خویش را اکسیر کن
(16، ص: 419)
نظام دیدگاهی اقبال گونه ای خرد و عرفان نورانی شرقی است که افزون بر نفی خرد غربی (سکولاریزم، فمنیسم، مارکسیسم، اپیکوریسم، نیهیلیسم، ناسیونالیسم، آمپریالیسم و ...) بر ابعاد گوناگون شخصیتی یک انسان آرمانی تأکید می ورزد؛ انسانی که هم دارای خرد رحمانی و هم صاحب دل، پرتپش، پویا و ستم سوز است.
آنچه پیش رو دارید ادامه بحثى است که در شماره نهم و یازدهم مجله مطرح شده است . قسمت اول این مقاله، در صدد نقد و بررسى مقاله دکتر سروش تحت عنوان «اسلام ، وحى و نبوت» (2) بود که نویسنده یک تئورى تحت عنوان «تئورى انطباق وحى و شریعتبا محیط» را ارائه نمود و مدعى شده است که آموزهها و احکام اسلام تنها متناسب با محیط و جامعه صدر اسلام است و عصرى و موقتى بودن آنها از لوازم مهم این تئورى است . در شماره نهم، هم تئورى وهم لوازم آن مورد نقد قرار گرفت و در شماره یازدهم نیز این نظریه ایشان که تنها احکام غیر عبادى موقتى است مورد نقد واقع شد . و مقاله حاضر نیز به نقد دو مطلب دیگر که در مقاله دکتر سروش مطرح گردید، مىپردازد . مطلب اول این که ایشان از طرفى مىگوید وحى تابع پیامبر علیه السلام بوده است و یا این که وحى فرآورده شخص پیامبر است و یا پیامبر شارع احکام اسلام بوده است و از طرف دیگر به صراحت مىگوید که پیامبر مثل همه انسانهاى دیگر در طول رسالتخویش در حال دگرگونى و تحول و تکامل بود . مطلب دوم بحثبسط تجربه نبوى مىباشد که وى معتقد است تجربه پیامبرانه همیشه ادامه خواهد داشت و در هیچ زمانى منقطع نخواهد شد . نویسنده هر دو مطلب را مورد نقد و بررسى قرار مىدهد .
نگارنده در این پژوهش مدل اسپریگنز را دستمایه کارش قرار داده و اظهار مى دارد که اولا, مهم ترین بحران در عصر محقق نراقى مسإله ((ظلم)) بوده است; ثانیا, مهم ترین آرمان از دیدگاه وى جهت حل بحران ظلم, مسإله ((عدالت)) (عدالت اجتماعى) است; ثالثا, براى گذار از بحران مى بایست مفهوم ولى را وارد تئورى حکومت نمود. بر این اساس وى به بازسازى نظریه دولت اسلامى مى پردازد و معتقد مى شود دولت اسلامى از لحاظ شکلى و ساختار باید مبتنى بر ((نظریه ولایت فقیه)) باشد.
بطلان، وضعیت یک عمل حقوقی است که از نظر حقوقی معتبر نبوده و فاقد آثاری است که در صورت صحت، از آن انتظار می رفت. درحقیقت، عمل حقوقی باطل، عملی است که فاقد یکی از ارکان اساسی بوده و با تنفیذ بعدی، اعتبار پیدا نمی کند. فقهای امامیه، کلمه بطلان را در معنای عام، شامل عدم نفوذ نیز می دانند.
در این پژوهش، درصدد هستیم مفهوم بطلان عقد و تفاوت آن با نهادهای همانند آن همچون فساد، عدم نفوذ، رجوع از عقد، تعلیق و... را در فقه امامیه، مذاهب اربعه و حقوق ایران بیان کنیم و از آن جا که مفهوم بطلان در حقوق مصر(به عنوان یک کشور اسلامی مبتنی بر فقه عامه) با مفهوم بطلان در حقوق کشورمان متفاوت است، تفاوت های آن ها را مورد نقد و بررسی قرار دهیم.