پیدایش سیستم فرسایش پریگلاسیر در ارتباط بامجاورت یا نزدیکی به یخچال ها به صفحات یخی قاره ای نیست. دامنه شرقی سبلان نیز با وجود اینکه فاقد سیستم فرسایش یخچالی است. اما با توجه به نمایه تغییر پذیری فصلی نزولات جوی و نمایه تغییر پذیری فصلی درجه حرارت، زاویه تابش خورشید در فصول گرم، شیب دامنه، فعالیت باد، جهت گیری دامنه ها، فرسایش پوشش گیاهی، ارتفاع منطقه و در مجموع عملکرد فرایند یخبندان و ذوب و حاکمیت آب و هوای نیمه خشک سرد در منطقه؛ می توان گفت که قسمتی از دامنه شرقی سبلان در حال حاضر در معرض سیستم فرسایش پریگلاسیر قرار دارد. در این مقاله سعی بر این است که سهم فرآیندهای مجاور یخچالی و برفی را در شکل گیری دامنه شرقی سبلان مشخص کنیم. در این راستا ویژگی های لندفرم ها و نهشته های پریگلاسیر منطقه مورد بررسی قرار گرفته است.
هدف این پژوهش عبارت است از تعیین نیمرخ آمادگی جسمانی بازیکنان زبده فوتبال ایران. بدین منظور 40 بازیکن زبده لیگ برتر فوتبال ایران (سن 64/3±92/24 سال، وزن 89/4±24/78 کیلوگرم، قد 90/4±07/179 سانتی متر) انتخاب شدند. شاخص های ترکیب بدنی شامل وزن، BMI، درصد چربی، و WHR با استفاده از دستگاه تجزیه و تحلیل ترکیبات بدنی اندازه گیری شد. شاخص های آمادگی جسمانی شامل انعطاف پذیری با استفاده از آزمون خمش به جلو، سرعت با استفاده از آزمون 40 یارد، چابکی با استفاده از آزمون ایلینویز، و توان بی هوازی با استفاده از دستگاه ارگوجامپ پس از پایان نیم فصل اول لیگ سنجش شدند. توان هوازی با استفاده از دستگاه تجزیه و تحلیل گازهای تنفسی (2b4k) اندازه گیری شد. نتایج این تحقیق نشان داد میانگین درصد چربی 63/2±93/13، BMI 26/1±28/24 کیلوگرم بر مترمربع، WHR 002/0±81/0، انعطاف پذیری 36/5±02/35 سانتی متر، رکورد سرعت در 40 یارد 16/0±91/4 ثانیه، چابکی 57/0±29/16 ثانیه، توان بی هوازی 01/6±12/49 وات به ازای هر کیلوگرم وزن بدن، max2VO 30/4±29/46 میلی لیتر بر کیلوگرم وزن بدن در دقیقه بود.به طور کلی، به نظر می رسد میانگین درصد چربی بازیکنان زبده ایران (93/13 درصد) بالاتر از استانداردهای بین المللی است و انعطاف پذیری آن ها در حد مطلوبی قرار دارد. میانگین کل توان هوازی بازیکنان زبده ایران حتی در مقایسه پست های بازی پایین تر از بازیکنان زبده سایر کشورهاست. در مورد توان بی هوازی، شاخص سرعت و چابکی نیز در پست های مختلف بازی تفاوت معناداری نداشت.
نهادگرایی جدید جامعه شناختی نهادها را تولید کننده منافع، هویتها و الگوهای مناسب کنش در
نظر میگیرد که خود در زمینه های گسترده تر اجتماعی فرهنگی شکل گرفته اند. این رهیافت با
تاکید بر اولویت فرهنگ، در پی توضیح این مسأله است که چگونه ساختارهای اجتماعی، منابع و
معناها خلق میشوند و نتایج با اهمیت به بار می آورند. نوشتار حاضر تلاش می کند با مرور ادبیات
مربوط به نهادگرایی جامعه شناختی، مفاهیم، نظریه ها و دیدگاه این رهیافت به همسانی، همشکلی
و انطباق سازمانی، ثبات و تداوم رفتاری، میدان سازمانی، محیط نهادی، ارتباط بین کنش گران
(افراد و سازمانها) و محیط و در نهایت سطح تحلیل که میتوانند برای پژوهشهای اجتماعی و
« سرهم بندی » سیاسی کاربرد نظری داشته باشند، مورد بحث قرار دهد و با استفاده از مفهوم
استراوس الگویی برای تغییر نهادی در چارچوب نهادگرایی جدید جامعه شناختی ارائه نماید
این مطالعه با هدف فهم مقوله ها و عوامل مرتبط با بازنمایی حریم خصوصی در میان کاربران فیس بوک و پیامدهای فرهنگی آن تدارک دیده شده است. برای رسیدن به این هدف، نخست پنداشت های فرهنگی و معنایی کاربران دربارة مفهوم حریم خصوصی شناسایی شده است تا بنیانی برای مطالعة الگوهای فرهنگی بازنمایی یا پنهان سازی و حفاظت از حریم خصوصی در میان کاربران فراهم کند.
متناسب با هدف فهم الگوهای فرهنگی، از روش مردم نگاری مجازی استفاده شده است. در خلال کار میدانی، با 21 کاربر فعال فیس بوک در فواصل مختلف مصاحبه های مردم نگارانه آنلاین و آفلاین صورت گرفته و مستندات مجازی مختلف مطالعه شده است.
یافته های این مطالعه نشان می دهد که محوری ترین مقوله در این زمینه تعاریف متکثر فرهنگی کاربران از مفهوم حریم خصوصی است که از دو عامل هویتی و به هم پیوستة میل به بازنمایی و میل به پنهان کردن و مترادف های آن در تعامل اجتماعی با دیگران یعنی میل تماشاباره و میل بازبینانه پیروی می کند.
تعدیل قضایی در اثر تغییر بنیادین اوضاع و احوال از جمله مباحثی است که توجه حقوقدانان بسیاری از کشورها را به خود معطوف نموده است.ضرورت پذیرش این تأسیس توسط قانون گذار، به ویژه در کشورهایی که اقتصاد متزلزل و بی ثباتی دارند به شدت محسوس و ملموس می باشد.کشور ما هم با توجه به تحریم های ظالمانه و تورم لجام گسیخته نمی تواند از این قاعده مستثنی باشد به نحوی که بعضاً تغییر شرایط و به تبع آن دشواری اجراء به حدی بوده است که در قراردادهای کوتاه مدت نیز تأثیرگذار و موجبات تحمیل ضرر و زیان گزاف و غیرمتعارف متعهد را به دنبال داشته است. در چنین شرایطی است که در صورت عدم پیش بینی تعدیل از سوی قانون گذار و متعاقدین، سیستم قضایی باید پاسخگو باشد. لکن نکته مبهم موضوع و سؤالی که به ذهن متبادر می شود اینکه آیا قاضی می تواند با هدف اجرای عدالت در قراردادهای منعقده فی مابین اشخاص مداخله نماید؟ مضافاً بر فرض مثبت بودن پاسخ، این مداخله بر اساس کدام مبانی فقهی و حقوقی قابل دفاع می باشد؟ نتایج و یافته های تحقیق حکایت از آن دارد که در نظام حقوقی داخلی قانون گذار تعدیل قضایی را از قاضی سلب نموده است، لکن خلأ قانونی موجود نمی تواند مجوزی جهت عدم رسیدگی مقام قضایی تلقی شود چرا که مقنن اجازه اجتهاد قضایی را به قاضی داده است. بنابراین به نظر می رسد در نظام حقوقی داخلی دادرس بتواند بر مبنای قواعدی نظیر، لاضرر، نفی عسر و حرج و میسور و نیز نظریه شرط ضمنی و غبن حادث، عدالت معاوضی را به قرارداد باز گرداند. مضافاً در نظام حقوقی مصر نیز بررسی ها مؤید آن است که قانون گذار مصری تعدیل قضایی را بر مبنای نظریه «الحوادث الطارئه و استغلال» و در قالب ماده 147 و 129 قانون مدنی آن کشور مورد پذیرش قرار داده؛ ضمن اینکه ضمانت اجرای قوی نیز برای آن در نظر گرفته است.
در مجموعه ادب فارسی به ویژه متون عرفانی کمتر متنی یافت می شود که از تقریر احوال پیامبران و قصص آنان بی بهره باشد. یکی از این متون که هم در رو ساخت و هم در ژرف ساخت از این موضوع متاثر است؛ مقالات شمس است در این اثر به مناسبت ذهن تاویل گرای مولف حوادث مندرج در تاریخ زندگی پیامبران تاویل و گفتارهای ایشان بنا بر باور مولف تفسیر شده است. تقریر در این مقالات یا بر سبیل استدلال و برهان محکم و برای تفهیم دیدگاه مولف و یا از باب تبرک و بر سبیل توارد ذهنی و یا به قصد معرفی انسان کامل در تمام ابعاد است که در این میان حضرت محمد (ص) را نمونه متعالی چنین انسانی معرفی می کند. در این مقاله مولف با این نگاه به اوصاف حضرت محمد (ص) در مقالات شمس پرداخته و خلاف آمد عادت های شمس را در این زمینه نشان داده است. نکته قابل تامل اینکه شمس در این اثر، از عمومی ترین مباحث در حوزه نبوت تا پرسش از برخی تابوها را مطمح نظر داشته که در برخی از موارد بدیع و هنری است. مفاهیمی چون مقایسه خود مولف با پیامبران و بعضا مخالفت با آنها، شبهه در برخی از احادیث، مقایسه ضمنی مولانا با پیامبر اسلام و... از این قبیل است. عمده ترین اوصاف حضرت محمد (ص) در مقالات شمس؛ همه علوم معلوم محمد (ص)، ارزش قرآن صامت به قرآن ناطق، تعظیم قرآن نه به خاطر خداوند که به خاطر محمد (ص)، میهمان خاص خداوند، محمد (ص) معشوق در لباس عاشق، نور محمدیه، پیامبر باز سپید سلطان ازل و مردمان دیگر مرغان سرگردان، استغراق تام، عدم استغنای حق از محمد (ص)، علم لدنی و... هستند که تحلیل و تفسیر آنها در اصل مقاله آمده است
میان رشته ای های دانشگاهی استانداردهای تعالی خاص خود را می طلبند. هدف پژوهش حاضر طراحی مدل مفهومی و تدوین شاخص های ساختاری آن در دانشگاه بوده و در آن از روش توصیفی – تحلیلی استفاده شده است . به این منظور ابتدا ابعاد مفهومی ساختار میان رشته ای شناسایی شده و بر مبانی آن عوامل، ملاک ها و شاخص های مناسبی طراحی و تدوین شده است. جامعه آماری تحقیق شامل اسناد و مدارک موجود در پایگاه های اطلاعاتی قابل دسترس محقق در خصوص موضوع پژوهش بوده و نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند مشخص شده است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که برای ایجاد ساختار میان رشته ای دانشگاهی باید به پنج بعد مفهومی شامل: فلسفه ی میان رشته ای، شرایط و موقعیت ها، گزینش، توازن و مشارکت جمعی و همچنین پنج عامل اصلی راهبردهای ایجاد ساختار میان رشته ای شامل: خط مشی ها، مدیریت و ساختار سازمانی، حمایت زیر ساختی، رهبری، حمایت و سرپرستی، تأمین بودجه، رسمیت توجه کرد. بر این اساس در این تحقیق برای ایجاد ساختار میان رشته ای عامل ها، ملاک ها و شاخص های ویژه ای شناسایی و طراحی شده است.
هدف: در طول یک دهه اخیر، شواهد روزافزون نشان داده اند که جهت گیری های دلبستگی طرز فکر و احساسات مردم را درباره روابط رومانتیک خود عمیقاً تحت تاثیر قرار می دهند. بر طبق مدل دوعاملی دلبستگی رومانتیک بارتولومیو و هوروویتز، مدل های درونی «خود» و «دیگران» ابعاد نسبتاً مستقلی هستند که در ترکیب با یکدیگر چهار شیوه دلبستگی رومانتیک بزرگسالی را تشکیل می دهند که عبارت اند از: شیوه دلبستگی رومانتیک امن، شیوه دلبستگی رومانتیک بی اعتنا، شیوه دلبستگی نگران، و شیوه دلبستگی رومانتیک ترسو.
هدف: پژوهش حاضر، به عنوان بخشی از پروژه بین المللی توصیف سکسوالیته در ایران، با همکاری دانشگاه برادلی ابعاد فرهنگی دلبستگی را مورد شناسایی قرار می دهد. روش: 200 دانشجوی پسر و دختر دانشکده های مختلف دانشگاه علوم پزشکی ایران با روش نمونه گیری آسان انتخاب شدند و پرسشنامه های شیوه های دلبستگی و صفات شخصیتی را پر کردند.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان دهنده غلبه شیوه دلبستگی امن در مقایسه با سه شیوه دیگر دلبستگی در جامعه پژوهش بود. دختران و پسران تفاوتی در شیوه های دلبستگی نداشتند. همبستگی بین شیوه های دلبستگی، و مدل های خود و دیگران با نتایج به دست آمده در بیشتر فرهنگ ها همخوانی داشت. بین شیوه های دلبستگی امن و بی اعتنا با صفات تیره شخصیت همبستگی معناداری به دست نیامد، و بین شیوه شخصیتی نگران و شخصیت های ماکیاولی و سایکوپات همبستگی معناداری دیده شد. زنان در صفت شخصیتی خودشیفتگی و مردان در صفت سایکوپاتی تفاوت معناداری با یکدیگر داشتند.
بحث: فراوانی زیاد شیوه دلبستگی امن و رابطه شیوه های دلبستگی با مدل های درونی خود و دیگران در جامعه دانشجویی ایرانی با بیشتر فرهنگ های غربی و شرقی مشابهت دارد و شیوه دلبستگی امن را به عنوان یک شیوه تقریباً جهانی در روان شناسی انسان، واجد شرایط می نماید. با وجود این، نتایج متفاوتی که با بعضی فرضیات پروژه به دست آمد، ضرورت احتیاط در نتیجه گیری بر اساس اطلاعات خودگزارشی و آزمون های مورد استفاده و نیز تعمیم یافته ها به سایر قشر های جامعه ایران را ایجاب می کند.
هدف: با توجه به شیوع نسبتاً بالای افتادگی یا پرولاپس احشاء لگنی در زنان و لزوم بررسی تأثیر عوامل مستعد کننده این بیماری در جوامع مختلف، این تحقیق با هدف بررسی رابطه تغییرات انحنای ستون فقرات پشتی و کمری و چرخش (تیلت) لگن با پرولاپس احشاء لگنی انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی، ۱۵نفر از زنان مبتلا به پرولاپس احشاء لگنی از طریق نمونهگیری ساده و در دسترس و با توجه به معیارهای لحاظ شده، از بین بیماران مراجعهکننده به بیمارستانهای اکبرآبادی و امامخمینی بهعنوان گروه مورد و ۱۵ نفر از مراجعین همان بیمارستانها که درجه پرولاپس آنها صفر و یا یک بود، بر اساس همتاسازی با گروه مورد، بهعنوان گروه شاهد انتخاب و وضعیت پرولاپس (با استفاده از سیستم اندازهگیری پرولاپس احشاء لگنی)، انحناهای ستون فقرات پشتی و کمری (با استفاده از خط کش قابل انعطاف) و تیلت لگن (با استفاده از شیب سنج لگنی) آنها مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. دادههای حاصل با استفاده از آزمونهای آماری کولموگروف-اسمیرنوف، تی مستقل و رگرسیون لجستیک تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: بین دو گروه اختلاف معناداری از لحاظ میزان کایفوز پشتی، (۰/۲۶=P)، لوردوز کمری (۰/۵۲=P) و تیلت لگن (۰/۴۱=P) وجود نداشت. نتیجه گیری: گرچه مطابق نتایج این مطالعه، ارتباط معناداری بین میزان کایفوز پشتی، لوردوز کمری و تیلت لگن با بروز پرولاپس احشاء لگنی یافت نشد، اما همسویی جهت تغییرات فاکتورهای مورد نظر با مفروضات مطالعه، وجود رابطه بین افزایش کایفوز و کاهش لوردوز با بروز پرولاپس احشاء لگنی را در یک جامعه بزرگتر آماری، همچنان محتمل باقی نگاه می دارد.
همزمان با انقلاب مشروطه در ایران و انقلاب مردم عراق علیه عثمانی ها، شاعرانی پا به عرصه ی ادبیات نهادند که وطن خواهی و میهن دوستی یکی از مضمون های مشترک اشعارشان است؛ میهن دوستی این شاعران در قالب موضوعاتی همچون؛ استعمار ستیزی، عدالت خواهی، نفی استبداد، آزادی طلبی و... خود را نشان داد؛ این شاعران، خواهان آزادی و پیشرفت کشورشان بودند و رشد و ترقی وطن خود را در گرو آزادی بیان و اندیشه و گاه آزادی زنان می دیدند. برخی از آنان با پیروی از فرهنگ مغرب زمین، آزادی زنان از حجاب را نوعی گام نهادن در مسیر رشد و پیشرفت تلقی می کردند و در اشعار خود، خواهان تحقّق این خواسته بودند. از جمله ی این شاعران، بهار و زهاوی دو شاعر بنام معاصر ایران و عراق هستند که هر دو در یک دوره ی زمانی می زیستند و با یکدیگر دوستی دیرینه و گفت وگوهای ادبی داشتند، آن دو در روزگاری زندگی می کردند که بسیاری از مسایل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دو کشور شبیه به یکدیگر است؛ بهار در عصر خفقان مشروطه و شاهان قاجار و زهاوی در دوران پر اختناق پادشاهان عثمانی زندگی می کرد.
بر اساس تغییرات اجتماعی-فنآورانه شهر اطلاعاتی تهران، خانگی شدن فنآوری های ارتباطی و اطلاعاتی سبب شده است تا ایده هم زیستی انسان و فنآوری در ابعادی از سطوح شناختی تا کنشی تسهیل شود. در این میان، عاملان اجتماعی نوجوان از سطح انطباق پذیری بیش تری با فنآوری های جدید در بُعد کنش های روزمره برخوردارند؛ تا جایی که تشدید وابستگی به فنآوری های به روز، زمینه ادغام عاملیت انسان و فنآوری را فراهم می آورد. در این مقاله، نویسندگان تلاش کرده اند تا برخی از جنبه های زندگی خانوادگی مرتبط با مسئله مذکور را بر طبق نگرش نوجوانان(نسل جدید) و نیز مادران و پدران تحلیل کنند. پس از برآورد آمایشی اطلس کلان شهر تهران، با توجه به نمونه گیری هدفمند و تیپیک و با اتخاذ روش مصاحبه نیمه ساختاریافته با 120 نوجوان و 20 نفر از مادران و پدران مصاحبه شد. رویکرد نظری منطبق بر دوگانه ساختار-عاملیت برای انسان و فنآوری بوده و از تحلیل کدگذاری چند-مرحله ای و سنخ یابی استفاده شده است. در مجموع، نتایج نشان می دهند که طیفی از نگرش های متعدد میان نوجوانان و والدین مانند سه گانه تکنیک گرایان، محافظه کاران و انسان گرایان قابل احصاست. یکی از مضامین کلیدی در تحلیل مسئله و امکان تلفیق عاملیت عبارت از ایده «فنآوری به مثابه منبع قدرت» برای نوجوانان است. از این رو، نوعی «انسان شناسی جدید» در فهم کنش نوجوانان به دلیل اتصال به ابزارها و فنآوری های جدید شکل می گیرد که بر سطحی از ادغام کنشگر با فنآوری های نو ظهور دلالت دارد. در این چشم انداز، توجه به مفهوم «نمایش قدرت» حائز اهمیت است.
"مقدمه: افزایش هزینه های بیمارستانی در سال های اخیر و نیز اجرای طرح خودگردانی و اداره ی بیمارستان ها به وسیله ی درآمد اختصاصی آنها، بیمارستان ها را با مشکلات مالی جدی رو به رو ساخته است. در این راستا، پژوهشگران بر آن شدند تا به منظور کاهش مقدار کسورات حاصل از عدم ثبت اقدامات انجام گرفته برای بیماران در صورتحساب هزینه ی آنان، تاثیر مداخله در این روند با استفاده از الگوی 9 مرحله ای ارتقای کیفیت فرآیند را بر افزایش درآمد بیمارستان بررسی نمایند.
روش بررسی: در این مطالعه ی تحلیلی و مداخله ای، 350 پرونده از پرونده های بیماران بستری در بخش های داخلی مردان و زنان بیمارستان نمازی شیراز در نیمه ی دوم سال 1384، به صورت تصادفی ساده انتخاب و با استفاده از فرم های جمع آوری داده، بررسی و با صورتحساب های مربوط مقایسه شد؛ سپس با استفاده از اطلاعات حاصله، فرآیند ثبت اقدامات دارای تعرفه با استفاده از الگوی 9 مرحله ای ارتقای کیفیت فرآیند، از طریق تهیه ی فرم اقدامات درمانی، آموزش و ارائه ی مشاوره به کارکنان در رابطه با نحوه ی تکمیل فرم و اهمیت این کار، به مدت 4 ماه مورد مداخله قرار گرفت. در مرحله پس از مداخله، تاثیر مداخله بر روی 215 پرونده در طول 4 ماهه ی اول سال 1385 مورد بررسی قرار گرفت و یافته ها با نرم افزار SPSS تحلیل شدند.
یافته ها: قبل از مداخله، 56 درصد از هزینه ی اقدامات درمانی انجام گرفته برای بیمار ثبت نشده بود که بعد از مداخله این درآمد از دست رفته به 31 درصد کاهش یافت و در مجموع باعث افزایش 25 درصدی درآمد این بیمارستان در بخش های مورد مطالعه شد.
نتیجه گیری: با صدور صورتحساب هزینه ی بیمار مطابق با اقدامات ثبت شده در پرونده ی پزشکی وی و در نتیجه اعمال مدیریت مالی صحیح و اجرای الگوی ارتقای کیفیت در این زمینه، بیمارستان می تواند درآمد خود را به مقدار قابل توجهی افزایش دهد."
ارسطو در آغاز کتاب قیاس (تحلیل اولی) گزارة حملی را به دو قسم مسور و مهمل طبقه¬بندی می¬کند. منطق¬دانان پیشین در دورة اسلامی، طبقه¬بندی گزارة حملی را در "کتاب عبارت"طرح و آن را به سه قسم شخصی، مسور و مهمل افزایش دادند. منطق¬دانان دو بخشی متأخر (از سده هفتم به بعد) طبیعیه را نیز بر آنها افزودند. علامه حلی طبقه¬بندی پنج¬گانه¬ای را ارائه می¬دهد. امروزه یدگاه رایج از آن منطق¬دانان دو بخشی متأخر است. اما دیدگاه علامه حلی نزد اصولیان مؤثر افتاد. تبیین تطور تاریخی طبقه¬بندی گزارة حملی و نقد و تحلیل این دیدگاه مسأله تحقیق حاضر است. در پرتو نقد ملاک تقسیم¬بندی و با توجه به اصل ارجاع مهمل به جزیی و طبیعیه به شخصی می¬توان به تقسیم¬بندی دوگانه¬ای رسید. قضیه یا شخصی و در حکم شخصی، یا مسور و در حکم مسور است. همچنین ملاک تقسیم در این طبقه¬بندی قابل نقد است. در پرتو این نقد روشن می¬شود که این طبقه¬بندی فراتر از ملاک موضوع بر تمایز ساختاری استوار است.