مدیریت اسلامی ترکیبی است از مدیریت (به منزله مصداقی از علم) و اسلام (به منزله مصداقی از دین) که تبیین مفهوم آن مستلزم درک درست از علم و دین و علم دینی است. تلاش های زیادی در این رابطه صورت گرفته که در قالب رویکردهای علم دینی (و به طور خاص، مدیریت اسلامی) موضوعیت یافته اند. یکی از این رویکردهای مهم دیدگاه علم دینی آیت الله جوادی آملی است که توجه به آن منجر به شکل گیری رویکردی خاص از علوم اسلامی و به ویژه مدیریت اسلامی، در فضای علمی، گردیده است. هدف از این پژوهش آن بود که با ابتناء بر نظریه علم دینی آیت الله جوادی آملی و ابعاد مختلف آن و الهام از مفهوم دین، علم، عقل، و نقل ْ مدیریت اسلامی و خصوصیات آن بررسی و فهمیده شود. پژوهش حاضر کیفی، توصیفی، و مبتنی بر روش تجزیه وتحلیل است. نتایج حاصله منتهی به تعریف مدیریت اسلامی، در چهار بعد اساسی شده است: بدین نحو که اولاً در پرتو دین شناسی و تعمیم مفهوم دین( اصول کلی و آموزه های اسلامی( ، ثانیاً، در پرتو علم شناسی و گستره آن بر مبنای توسعه مفهوم عقل، ثالثاً، در پرتو فلسفه شناسی و نسبت فلسفه مطلق و مضاف و رابعاً، در پرتو روش شناسی و نسبت روش های مختلف( تجربی، عقلی، عرفانی و نقلی) و متناسب با انها، زوایایی از مدیریت اسلامی، تبیین شده است.
نیاز به استنتاج در نقد سوم ناشی از ادعای اعتبار کلی و ضروری حکمی است که ابژکتیو نیست، بلکه سوبژکتیو و شخصی است. کانت در بخش استنتاج نقد قوه حکم در صدد پاسخگویی به این مساله است که چگونه یک حکم شخصی می تواند ضرورتاً برای همگان معتبر باشد؟ به عبارت دیگر حکم زیباشناسی که اساسا سوبژکتیو است چگونه می تواند همانند احکام عینی ادعای اعتبار کلیت داشته باشد؟ عده ای از مفسران کانتی با اعتقاد به عدم رضایت بخشی مباحث کانت در مورد استنتاج در بندهای رسمی بر آن شده اند تا با پیوند دادن زیبایی با اخلاق مبنایی عینی و قابل سنجش برای حکم زیباشناختی فراهم سازند و از این طریق ادعای کلیت احکام زیباشناختی را تبیین نمایند. این مقاله ابتدا بر آن است تا ضمن بیان مباحث اصلی کانت در مورد استنتاج به بررسی قرائت های مختلف تفسیر اخلاقی (از استنتاج) و نقد آن بپردازد. به نظر می رسد که اعتقاد به دیدگاه اخلاقی در بحث از استنتاج با نقض خودآیینی حکم و در نتیجه مشروط نمودن احکام ذوقی همراه خواهد بود.
مسئولیت کیفری به علّت رفتار دیگری تأسیس جدیدی است در نظام کیفری ایران که در ماده 142 قانون مجازات اسلامی مصوّب 1/2/1392 به تصویب رسیده و بدین ترتیب این نوع مسئولیت مستند به نصّ گردیده است. در نظام کیفری ایران پرداخت دیه از جمله مجازات ها است. لهذا می توان گفت مسئولیت عاقله، مسئولیت ضامن جریره، مسئولیت بیت المال و مسئولیت دولت در پرداخت دیه و خسارت از محلّ بیت المال به بزه دیده، از جمله موارد مسئولیت ناشی از رفتار دیگری است، قطع نظر از اینکه ماهیّت این موارد از مسئولیت به نظر می رسد مدنی است، آنچه که در مقاله پیش رو به عنوان سوال مورد پژوهش قرار می گیرد این است که آیا با توجه به صبغه اسلامی نظام حاکم در کشورمان و لحاظ حقیقت امر و سابقه تاریخی حکومت در اسلام و روح اصول قانون اساسی و آموزه های حقوق عمومی و در واقع امر در موارد مذکور مسئولیت با حاکم و حکومت است یا دولت؟
The purpose of this study is to develop portfolio optimization and assets allocation using our proposed models. The study is based on a non-parametric efficiency analysis tool, namely Data Envelopment Analysis (DEA). Conventional DEA models assume non-negative data for inputs and outputs. However, many of these data take the negative value, therefore we propose the MeanSharp-βRisk (MShβR) model and the Multi-Objective MeanSharp-βRisk (MOMShβR) model base on Range Directional Measure (RDM) that can take positive and negative values. We utilize different risk measures in these models consist of variance, semivariance, Value at Risk (VaR) and Conditional Value at Risk (CVaR) to find the best one as input. After using our proposed models, the efficient stock companies will be selected for making the portfolio. Then, by using Multi-Objective Decision Making (MODM) model we specified the capital allocation to the stock companies that selected for the portfolio. Finally, a numerical example of the Iranian stock companies is presented to demonstrate the usefulness and effectiveness of our models, and compare different risk measures together in our models and allocate assets.
از رشد نقدینگی به عنوان یکی از عوامل وقوع ادوار تجاری نام برده شده است. بر این اساس و با توجه به این که نقدینگی در اقتصاد ایران و در طی یک دهه اخیر رشد قابل توجهی داشته است، لذا در این تحقیق، مسئله اثرگذاری رشد نقدینگی بر وقوع ادوار تجاری در اقتصاد ایران در فاصله بازه زمانی 1353 تا 1396 مطالعه شده و برای این کار از روش همجمعی جوهانسن-جوسیلیوس استفاده شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که در اقتصاد ایران متغیرهایی نظیر نوسان قیمت نفت، سرمایه گذاری بخش خصوصی و رشد حجم نقدینگی از عمده ترین عوامل شکل گیری ادوار تجاری در اقتصاد ایران به حساب می آیند. هم چنین نتایج تحقیق حاکی از آن است که در بلندمدت، رشد حجم نقدینگی بر ادوار تجاری اثر منفی و معنی دار و سرمایه گذاری بخش خصوصی و نوسان منفی قیمت نفت تاثیر مثبت بر آن دارند.
مسئله استقرا، پرسش از چگونگی پرکردن شکافی است که میان مقدمات استدلال استقرایی و نتیجه وجود دارد. ابن سینا و پیروانش برای حل این مشکل میان تجربه و استقرا فرق گذشته اند. به عقیده آنان تجربه برخلاف استقرا بر مشاهد صرف افراد مبتنی نیست، بلکه این مشاهدات به همراه قیاس اند که حکم تجربی را نتیجه می دهند. مقدمه کبرای این قیاس این اصل فلسفی است که اتفاق، دائمی یا اکثری نیست. برخی فیلسوفان معاصر اسلامی این راه حل را مورد نقد قرار داده اند. یک انتقاد اصلی این است که مقدمه کبرا در قیاس مزبور، بدیهی نیست و هیچ استدلالی نیز بر آن اقامه نشده است. من در این مقاله نشان داده ام که این انتقادها ناشی از برداشت ناصحیحی از آن اصل مربوط به اتفاقی هاست. تفسیر صحیح از این اصل منوط به توجه بیشتر به برخی تمایزهای میان انواع علت و به خصوص دیدگاه های فلسفه سینوی درباره علت های طبیعی است.
هدف این پژوهش، ارائه الگویی برای یادگیری الکترونیکی در کشور ایران است. این پژوهش، از نوع آمیخته بوده و در دو مرحله انجام شده است. مرحله اول؛ کاربردی توسعه ای با جامعه آماری خبرگان مطرح دانشگاهی حوزه یادگیری الکترونیکی، روش نمونه گیری هدفمند-ملاک محور و روش های گردآوری داده ، مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه. مرحله دوم؛ همبستگی (معادلات ساختاری) با نمونه آماری۳۷۶ نفری از اعضای هیأت علمی، مدیران و کارشناسان فنی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی با ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته. نتایج حاصل از پژوهش تاثیر ابعاد تدوین، محتوا، پشتیبانی، راهبرد آموزشی، رابط کاربری، بازاریابی اینترنتی، فناوری، کانال ارتباطی، عوامل فردی بر رضایت کاربران و کارایی یادگیری الکترونیکیِ مؤسسات آموزش عالی ایران را تایید کرده است. همچنین متغیر کانال ارتباطی، بر محتوا و رضایت کاربران تأثیری مثبت و معنادار داشته و تأثیر مثبت و معنادار رضایت کاربران بر کارایی یادگیری الکترونیکی نیز تأیید شده است.
برای اثبات اینکه با اعراض مالک، مال از ملکیت او خارج می شود به چهار دلیل تمسک شده است که عبارتند از بنای عقلا، سیره متشرعه، روایت «النَّاسُ مُسَلَّطُونَ عَلَى أَمْوَالِهِمْ » و روایات خاصه. در این نوشتار استدلال به دلیل چهارم مخدوش دانسته شده است. اعراض صور مختلفی دارد. در برخی موارد قطعاً مال از ملک مالک خارج نمی شود؛ مثل اینکه شخص فقط قصد اعراض داشته باشد. مواردی نیز مشکوک است که به نظر ما با اعراض، ملکیت سلب می شود. برای این موارد می توان به این دو مورد اشاره نمود: 1. مالک همراه با رهاکردن مال، قصد ازاله اعتباری ملکیت از خود را دارد. 2. مالک تنها مال را رها کرده و نسبت به آن بی تفاوت است و هیچ تصوری نسبت به ملکیت دیگری یا اباحه به دیگری و یا قصد ازاله اعتباری ملکیت ندارد؛ حتی نسبت به بقای ملکیت خود نیز تصوری ندارد؛ بلکه تنها تکویناً حیازتی را که قبلاً داشته و مال در اختیارش بوده، از خود سلب کرده است.
خلاقیت فردی شاعران معاصر و نقشی که فضای اجتماعی و فرهنگی و تاریخی بر ذوق و ذهن آنها گذاشته، باعث شده تا شاعران نواندیش معاصر، اندیشه های خود را در بیانی غیرمستقیم (حدیث دیگران) ذکر کنند. شاعر معاصر، با فراخوانی شخصیت های اسطوره ای، دینی، عرفانی و پنهان شدن در پشت نقاب این شخصیتها، علاوه بر اینکه توانسته است اندیشه های معترضانۀ خود را در فضای رعب و وحشت جامعه بیان کند، سعی کرده است که با این شگرد، پلی استوار بین سنت و مدرنیته بر پا کند؛ پلی که مانع گسست فرهنگی جوامع فرهیخته می شود. در این مقاله، سعی کرده ایم ابتدا به تعریف و تحلیل شیوۀ فراخوانی شگرد نقاب در شعر معاصر بپردازیم و در ادامه، با شیوۀ تطبیقی به بررسی کاربرد شگرد نقاب حلاج در شعر دو شاعر معاصر ایران و مصر، یعنی شفیعی کدکنی و صلاح عبدالصبور پرداخته ایم و در نهایت، به این نکته کلیدی پی برده ایم که فراخوانی نقاب های سنتی در شعر معاصر، چه کاربستهای هنری و فرهنگی دارد و چه تفاوتی در شیوۀ فراخوانی این نقابها، بین ادبیات معاصر فارسی و عرب وجود دارد.
Background and Purpose: Increasing participation in sports activities has increased the incidence of sports injuries. Considering the short and long term complications of sports injuries, the need to prevent them is one of the most important goals. The purpose of this study was to evaluate the effects of ankle bracing on the ankle plantar flexor muscles activity in different foot position during drop landing with and without fatigue. Method: Fourteen female college athletes participated in this study. Five models of 5 and 10 degrees medial, lateral and normal wedged insoles were used to simulate the position of the feet on the ground at the wrong landing technique. The Medial Gastrocnemius (MG) and Peroneus Longus (PL) muscles activity 100 ms before and 100ms after landing in different foot position before and after muscles fatigue with and without ankle bracing was recorded with surface electromyography. Repeated measures ANOVA was used for statistical analysis (p≤0.05). Results: The results showed that the effect of time on the activity of MG and PL muscles in landing with brace was significant, so that the MG muscle before landing and PL muscle after landing had a higher activity in both times before and after fatigue (p≤0.001). The activity of this muscles was not significant when using the ankle brace during landing in different positions (p˃0.05). Conclusions: According to the results of this study, lace-up brace can help to increase muscles activity when they were fatigue, while the using of brace does not affect muscle activity when landing perform in different positions without fatigue. According to the results, In the case of a suggestion to use brace for athletes, all aspects of using this equipment should be considered.
هدف این مقاله، بررسی تأثیر رقابت در بازار بر ثبات مالی شرکتهای غیر تولیدی (موسسات مالی و بیمه ای)است. مقاله حاضر از شاخه تحقیقات شبه تجربی و نوع پس رویدادی است که بر اساس اطلاعات واقعی بازار سهام و صورت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار انجام می گیرد. در این مقاله اطلاعات مالی 21 شرکت مالی و بیمه ای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1389 تا 1393 بررسی شده است. برای تجزیه و تحلیل نتایج بدست آمده پژوهش از روش رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شده است. نتایج حاصل از فرضیه تحقیق که بیانگر آنست بین رقابتی بودن بازار و ثبات مالی موسسات مالی و بیمه ای رابطه وجود دارد.
هدف از این تحقیق، ارزشیابی و اولویت بندی مؤلفه های مؤثر در جذب و ارتقای مشارکت سازمان های مردم نهاد در مدیریت پسماند در تهران می باشد. این تحقیق از نوع کاربردی می باشد. بدین منظور، دو جامعه آماری شامل مدیران سازمان های مردم نهاد و سازمان مدیریت پسماند شهرداری به ترتیب به منظور بررسی و تحلیل عوامل مؤثر بر مشارکت در مدیریت پسماند و رتبه بندی گزینه ها از طریق پرسش نامه و ماتریس تصمیم، موردمطالعه قرار گرفتند. پرسش نامه در طیف پنج گزینه ای لیکرت تهیه و روایی و پایایی آن تائید شد. داده ها از طریق تحلیل عاملی در نرم افزار SPSS 20.0 آنالیز شدند. نتایج به عنوان گزینه ها در تصمیم گیری چندمتغیره شامل TOPSIS و ANP و در محیط نرم افزار Expert choice بکار گرفته شدند. نتایج نشان داد که بر اساس ملاک کیسر، تعداد 5 مؤلفه مناسب تشخیص داده شد که مقدار ویژه آنها بیش از 1 بوده است. مؤلفه اول بیشترین سهم (751/21%) و مؤلفه پنجم کمترین سهم (446/10%) را در تبیین واریانس کل متغیرها داشتند و درمجموع پنج مؤلفه مذکور توانسته اند 56/71 درصد از واریانس کل متغیرها را برآورد نمایند. بر اساس نتایج فرایند تحلیل شبکه ای، گزینه «تسهیل مقررات و رفع موانع قانونی» (وزن نهایی 232/0) بیشترین اهمیت و تأثیر را در مشارکت سازمان های مردم نهاد در مدیریت پسماند شهر تهران داشته است. فاصله گزینه ها با راه حل ایده آل و عکس راه حل ایده آل نشان داد که گزینه اول با کمترین فاصله (054/0) دارای بیشترین میزان اهمیت اثر محیط زیستی، بهداشتی و اقتصادی تحت تأثیر اجرای طرح مشارکت سازمان های مردم نهاد در امر مدیریت پسماندهای شهر تهران خواهد بود.
زمینه: علوم شناختی حوزه ای بین رشته ای است که روش شناسی آن، کمتر در قالب کتاب یا مقالات مستقل تدوین شده است و مشکلات عدیده ای در حوزه روش شناسی آن وجود دارد. هدف: این پژوهش با هدف مطالعه محتوای روش شناختی و تحلیل های آماری مقالات مربوط به علوم شناختی انجام شد. روش: مقالات با روش تحلیل محتوا بررسی شدند. جامعه مورد پژوهش کلیه مقالات مربوط به حوزه علوم شناختی است که در وب سایت رتبه بندی مجلات علمی در سال 2016 نمایه شده اند و روش نمونه گیری هدفمند می باشد. به منظور طبقه بندی تکنیک ها و روش های اتخاذ شده از تحلیل محتوا، ماتریس مربعی مربوط به این تکنیک ها در اختیار 7 نفر از خبرگان حوزه روش شناسی علوم شناختی، قرار داده شد و از آن ها خواسته شد تا نظرات خود را در مورد شباهت هر کدام از این تکنیک ها و روش ها، در یک مقیاس 100 نمره ای وارد کنند. میانگین نمره بدست آمده از این ماتریس ها به عنوان ماتریس مشابهت و با هدف کشف خوشه ها وارد نرم افزار R شد، برای دیداری کردن رابطه بین تکنیک های مختلف از الگوریتم فراچترمن - رینگولد استفاده شد. یافته ها: تحلیل محتوای مقالات و درج کلیدواژه های مربوط، در برگه کدبندی به فهرستی از روش های آماری منجر شد. گراف حاصل از شبکه ارتباط بین تکنیک ها و روش های آماری با فواصل معنی دار (0/001p≤) ترسیم گردید. نتیجه گیری: تکنیک های مجاور در گراف حاصل مورد بررسی محتوایی دقیق قرار گرفت و در نهایت روش های استفاده شده به منظور تحلیل داده های شناختی در 17 خوشه معرفی شدند، هدف اصلی از تکنیک های به کار گرفته شده در هر خوشه تعیین و پژوهش در خصوص نحوه انتخاب این تکنیک ها پیشنهاد گردید.
هدف از این مطالعه، شناخت ویژگیهای محتوایی مقالات موجود در شمارههای 1 تا 26 فصلنامه علمی پژوهشی «پژوهشهای تجربی حسابداری»، وابسته به دانشگاه الزهرا(س) است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش تحلیل محتوا است و جامعه آماری آن را 243 مقاله چاپ شده در 26 شماره بین سالهای 1390 تا 1397 تشکیل میدهد. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که 607 نفر در نوشتن مقالات نقش داشتهاند. 74 درصد از نویسندگان مقالات را مردان و 26 درصد را زنان تشکیل میدهند. 236 اثر (97 درصد) حاصل کار گروهی و 8 اثر (4 درصد) حاصل کار انفرادی است. 27 درصد از نویسندگان مقالات، استادیار، 15 درصد دانشیار، 13 درصد دانشجوی دکتری، 5 درصد استاد تمام میباشند و مابقی سطوح علمی جایگاه پایینتری را کسب کردهاند . بررسی وابستگی سازمانی نویسندگان نشان میدهد که 38 اثر (16%) حاصل تلاش پژوهشگران دانشگاه الزهرا(س) است و دانشگاههای علامه طباطبایی، شیراز، تهران و مازندران به ترتیب در رتبههای بعدی خلق آثار قرار دارند. از نظر موضوعی 58 درصد مقالات در حوزه حسابداری مالی، 12 درصد حسابداری مدیریت، 11 درصد حسابرسی، 8 درصد حاکمیت شرکتی و 2 درصد در حوزه مالیات بوده است.
Teacher training programs in Iran have undergone extensive investigations and modifications since the establishment of educational institutions. This interest in teacher education has emerged from the innovative approaches to teaching suggested by the trends and findings of the time. Regarding the importance of curriculum evaluation in the EFL teacher education, this study mainly focused on the adequacy and effectiveness of the latest EFL pre-service teacher education curriculum through the eyes of the key stakeholders. Both quantitative and qualitative data were used in the study. The participants of the study were 227 teachers, teacher educators, and senior student teachers. The data were gathered through a 35-item Likert scale questionnaire on the curriculum courses with stated objectives for each course and semi-structured interviews. The findings revealed that the latest curriculum was adequately laid out and positively evaluated by the participants in terms of pedagogic and linguistic competence although there were some shortcomings and slight differences in the participants' perceptions. There were some slight perceptual differences among the participants. The findings of this study may provide some helpful suggestions for promoting the latest EFL pre-service teacher education curriculum.
بین ادبیّات دفاع مقدّس، به ویژه شعر دفاع مقدّس و عرفان، پیوندی نزدیک وجود دارد که این ادّعا با مطالعه و بررسی اشعار دفاع مقدّس قابل اثبات است. با بررسی اشعار دفاع مقدّس، اصطلاحات و مفاهیم عرفانی زیادی را می توان از آن ها استخراج کرد. یکی از این اصطلاحات، پدیده شب است که خود در عرفان و از دیدگاه عارفان، تعابیرمتنوّعی دارد. شب در اصطلاح عرفانی از مدارج عالی تا مراتب دانی را طی می کند. در مراتب عالی به جایگاه و مرتبه والای شب در قرآن و حدیث نزدیک است و زمانی برای خلوت با معشوق و در مراتب دانی، گاهی نماد جنبه تاریک وجود و ممکنات است. این مقاله سعی دارد با استخراج شب در معنای عارفانه اش از شعر دفاع مقدّس، به این نتیجه دست یابد که آیا شب همان طور که در عرفان پدیده ای چند وجهی است، در شعر شاعران دفاع مقدّس با رویکرد عرفانی نیز چنین است یا خیر. طبق بررسی انجام شده، چنین پیوند و مشابهتی بین عرفان و شعر دفاع مقدّس مشاهده می شود. این مقاله از نوع نظری است و با روش کتابخانه ای انجام گرفته است.
هدف از این پژوهش، مطالعه خوانش مخاطبان مهاجر افغانستانی ساکن ایران از برنامه های تلویزیون جمهوری اسلامی ایران درباره افغانستان و مهاجران افغانستانی است. برای این منظور از رویکرد تحلیل دریافت بهره گرفته شده است. روش پژوهش، کیفی است و داده های تحقیق ضمن مصاحبه عمیق با 18 نفر از مهاجران افغانستانی گردآوری شده است. بر اساس تحلیل مصاحبه ها، مهاجران از نحوه بازنمایی تلویزیون ایران از آنها تا دهه 1390 رضایت نداشته اند. در خوانش مقاومتی مصاحبه شوندگان از برنامه های مذکور، افغانستان و مهاجران افغانستانی همچنان در اغلب برنامه های تلویزیونی، به ویژه در اخبار و سریال ها بازنمایی منفی می شوند که از نظر آنها بسیار ناخوشایند است. همچنین بر اساس خوانش مذاکره ای مصاحبه شوندگان، مهاجران افغانستانی در تلویزیون ایران تا پیش از دهه 1390، کژنمایی یا کم نمایی شده است، اما در دهه اخیر، به دلیل تمرکز تلویزیون ایران در دهه 1390 بر گردان فاطمیون متشکل از مهاجران افغانستانی و نیز افزایش مهاجرت قشر تحصیل کرده افغانستانی به اروپا، در کنار افزایش تنوع و تعداد رسانه ها به ویژه رسانه های اجتماعی، بازنمایی منفی صورت گرفته از آنها در تلویزیون ایران روند معکوسی یافته و تصویر افغانستانی ها بهبود یافته است. همچنین، یافته ها از عدم رضایت نسبی مهاجران افغانستانی از برخی برنامه های تلویزیون ایران در مورد افغانستان و مهاجران افغانستانی، به ویژه اخبار و سریال های تلویزیونی حکایت دارد.