هدف از این تحقیق بررسی رابطه عدالت سازمانی و حمایت سازمانی ادراک شده با میل به ترک شغل نیروهای دانشگر شرکت ملی حفاری ایران می باشد. این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نوع پژوهش در طبقه پژوهش های توصیفی از نوع همبستگی جای می گیرد. جامعه آماری در این پژوهش کارکنان دانش محور سازمان ملی و حفاری اهواز می باشد که از طریق نمونه گیری به شکل هدفمند تعداد 150 نفر از آنها به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند و از طریق پرسشنامه عدالت سازمانی و حمایت سازمانی ادراک شده با ترک شغل نیروهای دانشگر داده های موردنظر پژوهشگر جمع آوری شده اند. پس از گردآوری داده ها همبستگی متغیرهای مستقل یعنی عدالت سازمانی و حمایت سازمانی ادارک شده با متغیر وابسته ترک نیروهای دانشگر مورد بررسی قرار گرفت و رابطه و تأثیر آنها در طول تحقیق مشخص شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که بین متغیرهای پیش بین در پژوهش حاضر با میل به ترک شغل با هر دو روش رگرسیون به روش مکرر و رگرسیون به روش گام به گام همبستگی معنی داری وجود دارد. طبق نتایج حاصل از رگرسیون به روش گام به گام، از میان متغیرهای پیش بین میل به ترک شغل به ترتیب متغیرهای عدالت سازمانی و حمایت سازمانی ادراک شده، پیش بینی کننده برای میل به ترک شغل هست.
در دهه ی اخیر، نحوه ی تأمین مواد اولیه و انتخاب تأمین کنندگان در زنجیره تأمین، چالشی برای بیشتر سازمان ها بوده است. از آنجا که عملکرد تأمین کنندگان، اثر اساسی بر موفقیت یا شکست زنجیره تأمین دارد، انتخاب تأمین کننده، وظیفه ای راهبردی شناخته می شود . از این رو در این تحقیق که در شرکت شیرگاز آذران انجام گرفت، سعی بر آن است تا ضمن شناسایی معیارهای مهم در انتخاب تأمین کنندگان و تعیین اهمیت هر یک از آنها از نظر کارشناسان، بهترین تأمین کننده انتخاب گردد. بنابراین، ابتدا معیارهای اصلی انتخاب تأمین کنندگان برای یک قطعه از قطعات شرکت شیرگاز آذران با نظرسنجی از کارشناسان مربوطه از طریق پرسشنامه شناسایی شد . سپس با استفاده از روش AHP فازی بر اساس روش آنالیز توسعه، امتیاز هر معیار و وزن هر تأمین کننده در ارتباط با هر معیار تعیین شد و بعد از آن، یک تابع هدف فازی برای هر معیار ایجاد شد، که هدف از آن، حداکثر کردن عملکرد تأمین کننده در ارتباط با هر معیار بود. پس از خارج کردن مدل از حالت فازی، با استفاده از روش جمع پذیری وزنی، بهترین تأمین کننده انتخاب شد.
همواره در ادبیات جغرافیای سیاسی ، امنیت مرزی پیش زمینه امنیت داخلی کشور است و شهرهای مرزی نیز به عنوان مدخل ورودی هر کشور تحت تاثیر عوامل داخلی و خارجی اثر گذار بر امنیت این نواحی است . منطقه جغرافیای ترکمن صحرا همواره یکی از مهمترین مناطق مرزی و به عنوان یکی از مناطق خاص ژئوپلیتیکی در سطح ملی مطرح بوده است و در سال های اخیر به دلیل مشکلات مرتبط با توسعه ، قاچاق کالا ، نابرابری امکانات و سطح خدمات ، با چالش هایی مواجه بوده است . شهر گنبد کاووس یکی از بزرگترین و پرجمعیت ترین شهرهای اقوام ترکمن را تشکیل می دهد و با توجه به تحولات این شهر خصوصا دز زمینه های طبیعی – سیاسی و اقتصادی و حمایت های دشمنان جمهوری اسلامی ایران از اقوام ترکمن و وجود تهدیدات فرامرزی ، امروزه پرداختن به موضوع حاضر بیش از پیش دارای ضرورت است . پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و کاربردی به ارزیابی نقش شاخص های ژئوپلیتیکی، در امنیت شهرهای مرزی(شهر گنبدکاووس) پرداخته است . جامعه آماری پژوهش حاضر از کلیه اساتید و کارشناسان حوزه های علوم سیاسی و جغرافیایی سیاسی تعیین گردید که حجم نمونه آن تعداد 35 نفر تخمین زده شده است . نتایج نشان داد که عوامل طبیعی بیش از عوامل اقتصادی و سیاسی ، امنیت مرزهای شمالشرقی را تهدید می کند و همچنین میان عوامل ژئوپلیتیک و امنیت مرزی رابطه ای مستقیم وجود دارد اما شدت این روابط در برخی از متغیرها متفاوت است.
اختلاف اندیشمندان در مبانی اصولی و رویکرد ایشان نسبت به اصول عملیه و به ویژه اصل استصحاب از عوامل مهم و تأثیرگذار در اختلاف فتاوای ایشان در ابواب مختلف فقهی به شمار می رود. در این مقاله تأثیر اختلاف مبانی فقها در اصل استصحاب بر برخی از احکام خیار غبن و عیب با رویکرد ویژه بر نظرات امام خمینی مورد کنکاش قرار گرفته و اثبات شده است که اختلاف دیدگاه ایشان در مسائل مربوط به استصحاب، صرفاً جنبه نظری نداشته بلکه در عمل نیز باعث اختلاف اساسی در فتاوای فقهی ایشان شده است. به عنوان نمونه، اختلاف نظر در بقای خیار غبن برای مغبون در صورت پرداخت مابه التفاوت از سوی غابن، ناشی از اختلاف نظر در جریان استصحاب در شک در مقتضی است و بر اساس دیدگاه فقیهانی چون امام که استصحاب را در شک در مقتضی جاری می دانند، حکم به بقای خیار می شود. همچنانکه تفاوت نظر در مسئله فوریت یا تراخی اِعمال خیار غبن، ناشی از اختلاف در تقدم اصل استصحاب بر اصل لزوم است. در خیار عیب نیز با وجود دیدگاه های متفاوت فقهی درخصوص اختلاف طرفین معامله در زمان حدوث عیب بر مبیع، ضمان یا عدم ضمان بایع ریشه در اختلاف در مجرای استصحاب عدمی دارد.
این مقاله با استفاده از الگوی عرضه - تقاضای کل و تجزیه واریانس به دست آمده از آن، به علل و شناخت متغیرهای مهم در ایجاد و شکل گیری ادوار تجاری در ایران طی سال های (1387-1349) پرداخته است. نتایج حاصل از تجزیه واریانس الگوی عرضه - تقاضای کل، نشان می دهد که تولید ناخالص داخلی در توجیه بی ثباتی خود بیشترین مقدار را در طول دوره داشته است. این امر نشان می دهد که علت اصلی بروز چرخه های تجاری در ایران ناشی از مؤلفه های اصلی تولید ناخالص داخلی همچون سرمایه گذاری، مصرف، تراز تجاری و مخارج دولتی است. در کنار این امر، قیمت نفت اوپک و نوسان های ناشی از آن، تأثیر خود را از طریق تراز تجاری، رابطه مبادله و نرخ ارز نیز به جا گذاشته است. همچنین نتایج حاصل از بررسی ضریب همبستگی متقابل تولید ناخالص داخلی با متغیرهای تأثیر گذار بر آن، نشان می دهد که سطح قیمت و پول متغیرهای هم جهت و همزمان با تولید ناخالص داخلی هستند ولی متغیر رابطه مبادله متغیری پسرو با تولید ناخالص داخلی و متغیر نرخ ارز متغیر خلاف جهت و متغیر پیشرو با تولید ناخالص داخلی است.
آغازبندی آثار ادبی در نثر و نظم از آغاز ادب فارسی دری معمول گردید. در آثار برجسته نثر فارسی اصطلاح (دیباچه نگاری) و در آثار برجسته منظوم اصطلاح (آغازبندی) مترادف یکدیگرند با این تفاوت که در منظومه ها زمینه گسترده تری برای آغازبندی وجود دارد و چنین است در خاتمه نگاری و خاتمه سرایی. هنر آغازبندی و خاتمه سرایی را می توان در ردیف فنون ادبی و بدیعی به شمار آورد. این آرایه بر ادب و بلاغت گفتار بزرگان ادب چه در نثر و چه در نظم می افزاید. مشرب فکری، فلسفی، مذهبی و جهان بینی سخنوران را می توان از آغازبندی های آنان در آثارشان دریافت و به اسرار درون آنان پی برد. این مقاله به واکاوی آغازبندی و خاتمه سرایی منظومه و مثنوی های برجسته ی گلستان ادب فارسی می پردازد. آغازبندی در منظومه های فارسی با شاهنامه فردوسی شروع می شود و سپس سنایی در حدیقه الحقیقه به طور گسترده تری به آن می پردازد پس از سنایی پیروان مکتب سنایی چه در عرفان و چه در منظومه های غنایی همگی آغازبندی و خاتمه سرایی را تا دوره ی قاجاریه رعایت کرده اند. به ندرت منظومه و مثتوی می توان یافت که مانند مثنوی مولانا بدون آغازبندی و خاتمه سرایی باشد.
ارزیابی دقیق از خطر وقوع تصادف در معابر شهری، گامی اساسی در جهت انجام اقدامات عملی برای به حداقل رساندن تصادفات و ارتقاء سطح ایمنی سامانه حمل ونقل شهری است. پژوهش حاضر با هدف پهنه بندی خطر تصادف، با استفاده از تحلیل های تصمیم گیری چند معیاره مکانی، در مناطق (۲ و ۶) شهر قم انجام گرفته است. برای وصول این هدف، ابتدا معیارهای اثرگذار در بروز تصادفات درون شهری با توجه به نظرات کارشناسان این حوزه تعیین شدند، سپس با استفاده از روش وزن دهی ترکیبی Fuzzy-AHP، وزن معیارها محاسبه شد؛ درنهایت با استفاده از وزن های به دست آمده و نقشه های معیارها در محیط GIS، نقشه خطر تصادف به دست آمد. نتایج این روش نشان می دهد که معیارهای تراکم تصادفات پیشین، حجم ترافیک و تراکم جمعیت، بیشترین نقش را در بروز تصادفات دارند و معیارهای فاصله از کاربری های خاص، وضع کیفی راه و محدودیت های کالبدی، از اهمیت خیلی کمتری برخوردار هستند. همچنین نتیجة پهنه بندی نشان می دهد که خیابان های محله های امامزاده شاه ابراهیم (ع)، نیروگاه و سعدگان دارای خطر بالای وقوع تصادفات هستند. متوسط خطر وقوع تصادف در محلههای امین آباد، شیخ آباد، شهرک امام حسین (ع)، باغ شریعتی و مهرآباد مشاهده شد و همچنین محلههای شادقلی، شهرک فاطمیه، محمدآباد و قلعه کامکار دارای کمترین خطر وقوع تصادفات رانندگی بودند.
ورود مفاهیم جدید به دانش روابط بین الملل، طرح مباحث جدید، نظیر اقتصاد سیاسی بین الملل، الهیات سیاسی بین الملل، اخلاق در سیاست بین الملل و... را در پی داشت. ورود مفهوم تمدن نیز مناظره ای نظری پیرامون جایگاه این مفهوم را در روابط بین الملل و زیرمجموعه های آن، نظیر امنیت، سیاست خارجی و... شکل داد. خروجی این مناظره علمی، صورت بندی جدید علمی در این دانش بود. در مقاله حاضر این مسئله بررسی می شود که: تمدن چگونه بر سیاست خارجی اثرگذار خواهد بود؟ در پاسخ به این پرسش، سه سطح تحلیل دولت ملی، دولت تمدنی و جهانی شدن مورد توجه قرار می گیرد تا تمایزات و قابلیت های دولت های تمدنی و دولت ملی در وضعیت آنارشیکِ نظامِ بین الملل و همچنین وضعیت جهانی شدن در عرصه سیاست خارجی بررسی شود. به نظر می رسد دولت های تمدنی در مقایسه با دولت های ملی، از قابلیت های بیشتری برخوردارند و از طریق شاخص های نزدیک به وضعیت جهانی شدن، امکان کنشگری بیشتری در فضای جهانی شده را از خود ظهور و بروز می دهند. تحلیل سیاست خارجی دولت تمدنی نیز متفاوت از تحلیل سیاست خارجی دولت های ملی خواهد بود.
مروری بر تعاریف نویسندگان فرنگی و ایرانی درباره طرح (پی رنگ)، نشان از اهمیت انکارناپذیر آن در بررسی و تحلیل کیفیت «پرداخت داستانی» انواع روایت (از قصه های کهن تا روایات مدرن و پسامدرن دارد. از این منظر، این مقاله می کوشد قصه «شیر و گاو» را در سه روایت از کتاب های کلیله و دمنه بهرام شاهی ، داستان های بیدپای و انوار سهیلی بررسی کند و با بیان چارچوب کلی سه روایت مورد بررسی، تفاوت ها و شباهت های پی رنگ میان روایت ها در این سه کتاب را بیان کند تا از این رهگذر، همگرایی ها و تفاوت های این سه مؤلف/متن در امر تعلیم را در نگرشی مطابقه ای آشکارتر سازد. مهم ترین ویژگی داستان در هر سه کتاب، بیان داستان هایی به عنوان تمثیل بر درستی و روایی سخن خویش از زبان اشخاص مختلف است. در اکثر قریب به اتفاق این داستان ها، شخص گوینده در پایان داستان نتیجه مورد نظر خود را با جملاتی مانند «این مثل را بدان گفتم/ آوردم که ...» بیان می کند. در پایان این کنکاش دریافتیم که در هر دو روایت قدیم تر ( کلیله و دمنه و داستان های بیدپای )، از الگوی عطف دو شخصیت اصلی داستان که به ترتیب اثرگذار اصلی (فاعل اصلی) و اثرپذیر اصلی (منفعل اصلی) هستند، پیروی می کنند؛ اما در روایت سوم ( انوار سهیلی )، همان عنوان اخلاقی باب، عنوان روایت نیز هست و این الگو در تمام ابواب کتاب رعایت شده است و نشان از نگاه اخلاقی کتاب و زمینه های فکری نویسنده کتاب انوار سهیلی به عنوان یک معلم اخلاق دارد.
«زیگفرید کراکوئر» به مثابه آخرین نظریه پرداز واقع گرا در دوران کلاسیک، وجه ذاتی ماهیت بازنمایی رسانه فیلم را «مفاهیم بنیادین» و به تعبیر خودش «رویکرد عکاسانه» تلقی می کند و خلاقیت های فنی را عرضِ ذاتی فیلم می شناسد. «راجر اسکروتن»، «بازنمایی» را حد اطلاق به کنشی می داند که «علت غایی» خودش باشد. اگر عکس «الف»، تصویرگر موضوع «ب» است، به شرطی عکس «الف» مصداق بازنمایی است، که مقصود اصلی دیدار، عکس «الف» باشد و نه دیدن موضوع «ب». بنابراین «رویکرد عکاسانه» در فیلم، که ذهن آگاه و نیت هدف مند را از واسطه ی موضوع «بازنموده» و تصویر آن حذف می کند؛ نه کنش «بازنمایی» تلقی می شود و نه بالمآل «اثر هنری». منازعه ناتمام شکل گرا واقع گرا در دوران کلاسیک، در نظریه های فیلم معاصر یا در مباحث زبان شناختی، نشانه شناختی، معناشناختی، روان کاوی، جامعه شناختی، مفقود می شود و یا در نظریه هایی معطوف به منازعه، چون راجر اسکروتن و موارد مشابه، به انسداد مضاعف می رسد. مدعای این نوشتار آن است که رویکردهای شناختی، همواره در جمع بندی منازعه شکل گرا واقع گرا به بن بست می رسد. راهکار بنیادین، رویکرد هستی شناختی به ماهیت بازنمایی فیلم است، که از ابتدا مورد توجه متفکران و فلسفه ورزان «فلسفه هنر دینی» بوده است.
وجود نااطمینانی و ریسک دراقتصاد موجب تغییر در اثرات مورد انتظار سیاست ها، عدم امکان برنامه ریزی، تغییر در سرمایه گذاری و در نتیجه رشد اقتصادی می شود. لذا هدف این مطالعه بررسی نااطمینانی بازار سهام و بررسی اثر شوک سیاست پولی بر آن می باشد. دراین مطالعه ابتدا با استفاده از معادلات دیفرانسیل تصادفی (SDE) ، شاخص نااطمینانی در بازار سهام تهران برآورد و سپس به بررسی تاثیر شوک های سیاست پولی پرداخته شده است. دوره مورد نظر داده های فصلی سال های 1380 تا 1395 می باشد. پس از برآورد شاخص نااطمینانی، حجم پول و تولید ناخالص داخلی، به ترتیب به عنوان ابزار سیاست پولی و شاخص رشد تولید در یک الگوی خود رگرسیو برداری ساختاری (SVAR) مدلسازی و تحلیل شده است. نتایج حاکی از آن است که شوک های سیاست پولی بر تغییرات تولید اثری منفی و معنادار دارند. همچنین نتایج نشان داد که سیاست پولی اثری معنادار و مثبت بر نااطمینانی بازار سهام و نااطمینانی نیز اثری مثبت و معناداری بر سیاست پولی از طریق تغییرات حجم پول دارد. در نهایت جلوگیری از ورود شوک های سیاست پولی جهت ثبات در بازار مالی از جانب سیاستگذاران پولی و ارایه روش های جدید بازارگردانی، حمایتی و ارایه ابزارهای پوششی ریسک و شفافیت از جانب متولیان بازار مالی، پیشنهاد شده است.
بشر برای گره گشایی از بسیاری از مشکلات خود به ساختن تکنولوژی روی آورده است. تکنولوژی اگرچه در حل بسیاری از این مشکلات مؤثر بوده، اما خود باعث به وجود آمدن بحران هایی نیز شده است. از این رو، برخی از فلاسفه به تأمل درباره تکنولوژی پرداخته اند و علت بحران آفرینی تکنولوژی و راه های برون رفت از این بحران ها را مورد مداقه قرار داده اند. یکی از این فلاسفه، آلبرت بورگمان، فیلسوف آمریکایی است. بورگمان ایده اشیاء و افعال کانونی خود را برای بحران زدایی از تکنولوژی پیشنهاد می کند. در این مقاله به بررسی این ایده و انتقادات واردشده بر آن می پردازیم. سپس، پاسخ بورگمان به این انتقادات را ارزیابی میکنیم و در پایان، با دسته بندی نقدها و پاسخهای آنها، شکافهای موجود در نظریه بورگمان را شناسایی میکنیم.
دانش اصول فقه از زمان پیدایش آن تاکنون تحول های زیاد و متنوعی به خود دیده و در پس آن، ساختارهای گوناگونی برای تنظیم مباحث آن ارائه شده است. این ساختارها در مراحل آغازین ابتدایی و ساده بوده و به مرور زمان و براساس گسترش مسائل آن، پیچیده و سخت شدند. نداشتن مقسم واحد، عدم رعایت در توازن بخش ها و فصول، ذکر نشدن برخی مباحث مهم، موازی کاری، عدم مناسبت زیرفصل با فصل، ابهام و اجمال از مهم ترین ایرادهای ساختارهای مطرح به شمار می روند. قبول توسط اکثر اهل فن؛ هماهنگی با چینش های گذشته تا حد امکان؛ پوشش همه مباحث؛ مناسبت بحث با جای آن؛ عدم ذکر مباحث استطرادی؛ ترتیب منطقی و منظم؛ عدم پیچیدگی زیاد؛ عدم تکرار؛ پرهیز از اطناب ممل و اجمال مخل؛ بهترین بودن از مهم ترین مختصات ساختار مطلوب است. این مقاله با روش تحقیق توصیفی تحلیلی انتقادی و اسناد کتابخانه ای، مهم ترین ساختارهای پیشنهادی از سوی اصولیان شیعه برای دانش اصول فقه را بررسی کرده و سپس براساس مختصات ساختار مطلوب، چینش پیشنهادی را طرح می کند. این چینش هفت بخش دارد: آشنایی با اصول فقه؛ شناخت احکام؛ تعیین ادله استنباط احکام؛ دلالت ادله احکام؛ عوارض ادله احکام؛ تعادل و ترجیح ادله احکام؛ امتثال احکام.
جایگاه زن و نقش آن در عرصه اجتماعی و تأثیرگذاری عواملی مانند فرهنگ و دین بر آن همواره مدنظر محققان حوزه زنان بوده است. در این تحقیق، جایگاه زن و زنانگی در انجیل توماس را بررسی کردیم؛ انجیلی که نوشته ای غیررسمی و یکی از متون یافت شده در کتابخانه نجع حمادی است و با وجود حجم کم آن از بدو کشف شدن همواره مورد توجه پژوهشگران حوزه صدر مسیحیت بوده است. در ضمن این پژوهش، مروری بر نگاه ادیان، به ویژه مسیحیت رسمی و پدران کلیسا به زن داشتیم و گفته های انجیل توماس در این زمینه را به روش توصیفی-تحلیلی بررسی کردیم. نتیجه این تحقیق نشان می دهد این متن غیررسمی برخلاف متون رسمی مسیحیت، جایگاه بالاتری را برای زنان رقم زده است و نقش مؤثرتری برای ایشان مدنظر دارد. براساس این پژوهش از منظر انجیل توماس برای رسیدن به رستگاری و ملکوت باید از زنانگی و مردانگی گذشت و به وحدت و تجرد رسید؛ زیرا دیدگاه معرفتی و الهیاتی این متن مقدس ایجاب می کند به روحانیت و معنویت فرد توجه داشته باشد، نه جنسیت او.
هدف مطالعه حاضر، نشانهشناسی تبلیغات در شبکههای ماهوارهای فارسی زبان و داخلی بر اساس دیدگاه رولان بارت است. تحقیق حاضر با رویکردی کیفی صورت گرفته است و جامعهی هدف پژوهش حاضر، آگهیهای پخش شده از شبکه سه سیما و جم تیوی از کانال ماهوارهای فارسی زبان در دو ماههی اول تابستان 94 بوده که از هر دو شبکه، دو پیام متجانس به روش نمونهگیری هدفمند و غیرتصادفی جهت تحلیل نشانهشناختی انتخاب گردید. پس از جمعآوری تبلیغات بازرگانی در مدت معین، از شبکه 3 سیما تعداد 112 پیام بازرگانی و شبکه جم تی وی 48 پیام جمعآوری و در هشت طبقه موضوعی دستهبندی و مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج حاکی از آن بود که تبلیغات بررسی شده در هر دو بستر فرهنگی منطبق با دیدگاه بارت از نوع پیامهای مخدوش بودند که دارای معانی ضمنی فراوانی بودند و با استفاده از نشانهها سعی در اسطورهسازی جهت تحریف واقعیت را داشتند. نتایج همچنین حاکی از این بود که، تبلیغات شبکه ماهوارهای نه تنها موازین اخلاقی و فرهنگی موجود در کشور مخاطب را نادیده میگیرند بلکه در کنار تبلیغ کالا، سعی در تحریف فرهنگ و تغییر آن، ایجاد سبکی جدید در زندگی مردم ایران و جایگزینی برای اسطورههای ملی مذهبی ایرانی بودند. در تبلیغات داخلی نیز با وجود رعایت برخی موازین اخلاقی و توجه به بسترهای فرهنگی موجود در جامعه، باز هم تبلیغات در خدمت نظام سرمایهداری عمل کرده و هدف اساسی آن بیشتر صرف تبلیغ و اسطورهسازی بود. به طوری که این رویداد در شبکههای ماهوارهای اخلاق را نیز در خدمت سودآوری و تحریف فرهنگ جامعه هدف قرار داده است.