هدف این پژوهش بررسی هویّت و جنسیّت در قالب مفهوم هویّت جنسیّتی در میان زنان و مردان ساکن کلان شهر تهران بود. هویّت جنسیّتی احساسی است که یک فرد نسبت به خود تحت عنوان یک مرد یا یک زن دارد؛ حالتی که احساسی از مردانگی یا زنانگی را در او به وجود می آورد. این مطالعه با روش پیمایش و با استفاده از پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، افراد 15 سال و بالاتر ساکن شهر تهران هستند. حجم نمونه 342 نفر است که برای انتخاب آن ها از نمونه گیری خوشه ای با احتمال متناسب با حجم نمونه استفاده شد؛ با تقسیم تهران به سه قسمت شمال، مرکز و جنوب، نمونه ها از سه منطقه 3، 11 و 18 شهر تهران انتخاب شدند. نتایج نشان می دهد هویّت جنسیّتی در افراد مورد مطالعه شکل گرفته است و مردان به نسبت زنان هویّت جنسیّتی قوی تری دارند و تحت تأثیر این هویّت قرار دارند. در مقایسه بین سه منطقه، ساکنان منطقه 18 از هویّت جنسیّتی قوی تری بهره مند هستند.
راهبرد در سه سطح کلان شرکت، واحدهای کسب وکاروبخش های وظیفه ای تعریف می شود. چگونگی همسویی این سه سطح برای موفقیت سازمانها اهمیت دارد. یکی ازواحدهای وظیفه ای که مسئولیت تولید محصولات رابه عهده دارد عملیات است.حال سؤال آن است که همسویی راهبرد عملیات با راهبردی کسب وکار راچگونه می توان ایجاد کرد. بدین منظورالگویی ارایه می شود که باآن به چگونگی انجام همسویی پاسخ داده شود. الگو ازسازه های راهبرد کسب وکار، ابعاد رقابتی وحوزه های تصمیمات راهبردی عملیات تشکیل شده است. برای تبیین الگو ابتدا این سؤال مطرح است که باتوجه به نوع راهبرد کسب وکار کدام بعد رقابتی انتخاب میشود و سپس براساس بعدرقابتی منتخب راهبردهای عملیات مناسب کدامند. برای پاسخ به این سؤالات 160 شرکت در صنایع غذایی و شیمیایی انتخاب و مورد تحقیق قرارگرفته اند. تحقیق از منظر هدف، کاربردی است. برای تحلیل داده ها نیز، ابتدابا روش توصیفی-پیمایشی، نوع راهبرد کسب وکار، بعد رقابتی و راهبرد عملیات مورد استفاده هر شرکت در نمونه آماری مشخص گردید. سپس با استفاده از روش توصیفی- همبستگی، ارتباط بین آنها مشخص شد تا مدل عملیاتی همسویی به دست آید. برای به دست آوردن روابط همسویی، مراحلی تدوین شده که برآن اساس برای هر شرکت یک کد و بر اساس مشابهت کدها 25گونه همسویی مشخص شد. نتایج بیانگر آن است که عملکرد شرکتها با توجه به گونه همسویی راهبرد آنها متفاوت می باشد .به عبارت دیگر همسویی در بین شرکتهای موفق وناموفق به شکل معناداری متفاوت است. از25 گونه همسویی با در نظر گرفتن عملکرد، هفت گونه همسویی مناسب تشخیص داده شد و از آنها برای تبیین الگوی عملیاتی همسویی استفاده شد. نتایج همچنین از رویکرد مصالحه درابعاد رقابتی حمایت می کند
نظامهای بازیابی اطلاعات در دهههای گذشته ، ماهیتی پویا و تعاملی یافتهاند . مدل سنتی بازیابی اطلاعات به رغم نقاط قوتی که دارد فرایندهای تعامل را در بازیابی اطلاعات منعکس نمیکند . به همین سبب ، مدلهای جدیدی ارائه شدهاند که هر یک از آنها بازیابی اطلاعات را با تاکید بر ویژگی تعاملی آن از دیدگاه متفاوتی مورد توجه قرار میدهند . ربط به عنوان مفهومی کلیدی در بازیابی اطلاعات ، در مدل سنتی ومدلهای تعاملی به گونه خاصی مورد تفسیر قرار گرفته است . ...
نهضت باروک از ایتالیا آغاز شد و تمام اروپا را فراگرفت. مکتب باروک پس از عصر باشکوه رنسانس و سبک هندی پس از دوره عراقی شکل گرفت. این دو رابطه ای استوار با هم دارند. برای مثال، قالب رایج در هر دو مکتب، غزل است و مضامینی چون حرکت و استحاله، تاکید بر صورت های عینی و تجسمی، تکیه بر زیبایی های جسمی، چگونگی وصف طبیعت، تسلط دکور، آشنایی زدایی و... در هر دو مشترک است. در ادبیات باروک عدم تقلید از قدما، ناپایداری جهان، استعاره های حرکت، مرگ، نمایش، اغتنام فرصت لحظه های زودگذر، عصیان هنرمند، پیچیدگی فلسفی، پارادوکس، مطلق نبودن علم بشری، آزادی بیان و... به وضوح مشاهده می شود؛ این عناصر در شعر بیدل دهلوی هم نمود یافته است. هدف این پژوهش، بررسی ارتباط مکتب باروک و سبک شعری در هند و ایران با تکیه بر اشعاری از بیدل دهلوی است.
ساختار سنتی بلاغت فارسی محدودیت هایی دارد که اصلاح و بازنگری را در آن ضروری می نماید. متقدمان معمولاً بلاغت را به سه حوزه ی معانی، بیان و بدیع تقسیم کرده اند و هریک از آن ها را به بخش هایی محدود ساخته و تعاریفی برای آن ها ارائه داده اند. متاخرین علمای بلاغت نیز اغلب از آنان پیروی کرده اند و همین تقسیم بندی و تعاریف را پذیرفته اند. کاربرد این تقسیم بندی و مصداق یابی آن در آثار مختلف ادبی با مشکلات و محدودیت هایی روبه روست و در این آثار، نمونه ها و مواردی دیده می شود که در ساختار و دسته بندی های سنتی جای نمی گیرد و نیازمند حوزه ها و دسته های جدیدی است که لزوم بازنگری در علم بلاغت را یادآور می شود. یکی از موضوعاتی که در این زمینه کارآمد و کارساز است، مشخص کردن جایگاه نماد در بلاغت و ارائه ی تعریفی مناسب با این حوزه، برای آن است. نماد و نمادگرایی همان گونه که در اسطوره شناسی، روان کاوی، هنر، جامعه شناسی، عرفان و سایر حوزه ها تعریف شده و تحولات زیادی ایجاد کرده است، در بلاغت نیز می تواند موجب دگرگونی های زیادی شود و بستری مناسب برای پژوهش های جدید شود و پویایی و تحرک خاصی در این علم به وجود آورد. در این مقاله، نماد به عنوان یکی از صورت های بیان که فراتر از صور خیال قرار می گیرد، تعریف شده و جایگاه آن در حوزه ی بیان به عنوان صورت تجلی مشخص می گردد. همچنین به جایگاه آن در علم معانی به عنوان صورتی فراتر از حقیقت و مجاز و فراتر از ایجاز و اطناب اشاره می شود.
نظامی عروضی می نویسد که: «عادت باید کرد به خواندن کلام رب العزه و اخبار مصطفی (ص) و آثار صحابه و امثال عرب و کلمات عجم» قرآن برای مسلمانان هم زبان دل است و هم ترجمان اعتقاد و شنیدن آن تقدس و برکتی را متداعی میکند، ادب اسلامی نیز همان تنوع و نشاطی را دارد که علم صنعت و فلسفه اسلامی، در این راستا ادبیات فارسی مجموعه ای از اشاره ها و نکته های دقیق و ظریف است که بیشتر این باریک اندیشی ها در کاربرد مضمون های قرآنی است و یکی از برجسته ترین آثار ادب فارسی که این مضامین را به کار برده است، مثنوی معنوی مولوی است و این مقاله به این موضوع پرداخته است.
اسطوره یکی از اصطلاحات بسیار مهم در مباحث ادبی امروز است. ادبیات و اسطوره در پیوند تنگاتنگ باهم قرار دارند. شعر و اسطوره نیز می توانند با زبان نمادین با مخاطب خود ارتباط برقرار کنند. در روزگار ما و در عصری که بشر همه چیز را به دیده تعقل می نگرد، دیگر اساطیر مجال پیدایش نمی یابند، ادبیات معاصر دیگر اسطوره ای را خلق نمی کند، بلکه بیشتر به بازآفرینی اسطوره های شناخته شده می پردازد. با شناخت اسطوره، می توان به معنا و کارکرد آن در ادبیات معاصر پی برد. مقاله پیش رو در نظر دارد عناصر اسطوره ای را نزد شاعران معاصر ایرانی و به طور خاص در اشعار مهدی اخوان ثالث، سهراب سپهری و احمد شاملو و همچنین در کتاب رویای مکزیکی اثر ژان ماری گوستاو لوکله زیو، نویسنده معاصر فرانسوی، باز شناخته و باز اشاره به دیدگاه های مشترک این نویسندگان درباره اسطوره، به بررسی و مقایسه علل بازآفرینی اساطیر در ادبیات معاصر بپردازد.
درک بهینه میان رشته ای ها، نخست، نیازمند واکاوی مفهوم مطالعات رشته ای است که بخش نخست این نوشتار را به خود اختصاص داده است. به باور بسیاری از اندیشه پردازان، کاستی ها و نقاط ضعف مطالعات رشته ای، پیچیدگی مسایلی که جامعه بشری با آنها روبرو شده است و تغییرات پارادایمی پدیده آمده در عرصه جامعه بشری، که مسیر را برای گذر از جامعه صنعتی به سوی جامعه دانش هموار می کند، از جمله بایسته های پرداختن به فعالیت های میان رشته ای قلمداد شده است. بخش دوم این نوشتار بیشتر بر مفهوم سازی ها در قلمرو میان رشته ای ها، بر مبنای رویکردهای متفاوت، به نگارش درآمده است که از جمله، در برگیرنده رویکرد دگرگونه ساز، رویکرد هنجاری، و رویکرد شناخت شناسانه است که مفهوم سازی های متفاوتی را درباره میان رشتگی موجب می شود.
در پژوهش حاضر، قاعده ی «الواحد لا یصدر عنه الاّ الواحد» با روشی تطبیقی-تحلیلی بین دو فیلسوف گران قدر جهان اسلام، شیخ الرئیس ابوعلی سینا و صدرالمتألهین ملاصدرا، مورد بررسی قرارگرفته است. در آغاز، سعی شده تبیینی صحیح از معنای قاعده و ساختار آن و بداهت مفهوم وحدت و کثرت، منشأ ظهور قاعده و معتقدین و منکرین آن و دلایل اثبات قاعده و فروع قاعده ارائه شده، این نکته روشن گردد که جایگاه بحث از آن در فلسفه ی اولی و ذیل مباحث مربوط به مفارقات و علت و معلول است. توضیح این که قاعده ی الواحد یکی از قواعد کلی و ثمربخش فلسفه ی اسلامی است که نقشی اساسی در تفسیر مسأله ی پیدایش منظم موجودات از هم دیگر، به ویژه پیدایش نخستین معلول بر عهده دارد. فیلسوفان اسلامی با تحلیل و اثبات این قاعده، آفرینش نخستین معلول به واسطه ی واجب تعالی را اصلی ترین مصداق این قاعده معرفی می کنند و معتقدند که بر اساس این قاعده، از واجب الوجود بسیط، تنها یک معلول به نحو بی واسطه صادر می شود. موضوع دیگری که در این مقاله از آن بحث می شود این است که این عالمِ (ماسوی الله) به ظاهر متکثر چگونه از ذات باری تعالی، که واحد من جمیع الجهات است، صادر یا ناشی شده است؟!
طبق براورد آژانس بین المللی انرژی، الکتریسیته با رشد سالانه8/2 درصد، بیش از هر انرژی دیگری در تقاضای نهایی انرژی جهان رشد خواهد کرد. با گسترش روند خصوصی سازی و آزادسازی الکتریسیته در جهان و با تفکیک کالای برق، از خدمات برق، تجارت بین المللی الکتریسیته در حال افزایش است. این تجارت هم به صورت مبتنی بر همکاری و تعاون و هم به شکل مبتنی بر رقابت انجام می شود. همزمان با این روندها ، کشورهای دارای ذخایر و منابع انرژی نظیر روسیه و عربستان به سازمان جهانی تجارت ملحق می شود و مباحث انرژی و منجمله الکتریسیته در WTO شفاف تر می گردد.کشور هایی که به منابع سرشار و مطمئن انرژی دسترسی دارند، می توانند با برخوردی فعالانه سمت و سوی تعاریف، دیدگاه ها و مقررات مربوط به تجارت کالای برق در سازمان جهانی تجارت را مطابق منافع ملی خود هدایت کنند و با بررسی مزیت نسبی در صنعت برق، برای تحکیم جایگاه خود در صادرات کالای برق و برای بهره گیری از صنایع انرژی اقدام کنند.
در این مقاله برآنیم به این پرسش محوری پاسخ بدهیم که چه رابطه ای میان شخصیت شاعر و شعر وجود دارد و این که از روی شعر یک شاعر تا چه حد می توان با شخصیت او آشنا شد. ابتدا شعر را به دو نوع خودآگاهانه و ناخودآگاهانه تقسیم کرده ایم، سپس به تبیین لایه های شخصیتی شاعر پرداخته ایم.....
در حوزه جامعه شناختی، اعتماد به عنوان ویژگی روابط اجتماعی یا ویژگی نظام اجتماعی مفهوم سازی میشود. مناسبات گوناگونی که افراد در روابط متقابل خود با یکدیگر ایجاد میکنند نیازمند اعتماد متقابل میان کنشگرانی است که میخواهند با یکدیگر به تعامل بپردازند. شرط اساسی برای جامعه سالم اعتماد اجتماعی متقابل بین اعضا و بین مردم و مسئولین جامعه است. در بررسی مفهوم اعتماد، اتخاذ یک دیدگاه ترکیبی میتواند ثمربخش و کارآمدتر باشد. به اعتقاد گیدنز، منابع اصلی اعتماد و امنیت هستی شناختی در جوامع صنعتی و جوامع پیش از مدرن متفاوت هستند. شیوه هایی که هنجارهای اعتماد مورد بررسی قرار گرفته اند عبارتند از: اعتماد به آشنایان،اعتماد تعمیم یافته و اعتماد نهادی / مدنی.
یکی از کارکردهای مهم دین، ایجاد اعتماد و اطمینان اجتماعی است که در دوران گذار تضعیف می شود و این تضعیف پیش از اینکه ارزش های مدرن جایگزین شود صورت می گیرد. سوال اصلی مقاله این است که:""آیا دینداری شهروندان تهرانی می تواند بر اعتماد اجتماعی آنان موثر باشد؟ از چه مسیری؟ و به چه میزان؟"" این مقاله از نوع توصیفی- علی است که به دنبال شناسایی تاثیر دینداری بر اعتماد اجتماعی است و از سویی دیگر از لحاظ روش ، یک تحقیق پیمایشی به حساب میآید و واحد تحلیل آن شهروندان تهرانی می باشند . پرسشنامه محقق ساخته، پس از بررسی اعتماد و اعتبار آن با نمونه گیری خوشه ای – طبقه بندی نامتناسب در پنج منطقه شهر تهران و در بین 391 خانوار تهرانی اجرا شد.
یافته های تحقیق حاکی از آن است که متغیردینداری به طور مستقیم بر اعتماد اجتماعی موثر است و علاوه بر آن به طور غیرمستقیم با متغیرهای مستقل ثانویه، تیپ شخصیتی معاشرتی و مشارکت های داوطلبانه نیز بر آن اثر می گذارد.
نویسنده در این مقاله به بررسی یکی از مهمترین عوامل تهدید امنیت ملی یعنی - نابرابری های شهری - می پردازد. موقعیت کنونی کشور ایران که مراحل گذار تاریخی خود را می گذراند، سبب رشد بیرویه جمعیت شهری و افزایش نابرابری ها در مناطق مختلف آن گردیده و مدل خاصی از جغرافیای سیاسی شهری را ایجاد کرده است. این بررسی کوششی برای ارزیابی وجوه نابرابری با استفاده از شاخصهای اشتغال و مسکن در مناطق 22 گانه شهر تهران است. نتایج تحقیق نشان می دهد که در مناطق 22 گانه تهران تفاوت های قابل ملاحظه ای از نظر فرصت های شغلی وجود دارد. به طوری که گروه شغلی کارگران ساده در بخش های جنوبی شهر بیش از نیمه شمالی آن متراکم هستند. همچنین بررسی های انجام شده راجع به پراکندگی فقر با استفاده از ساکنان چهار نفر به بالا ساکن در یک اتاق حکایت از آن دارد که مناطق متراکم فقر نیز به طور یکسان در شهر پراکنده نشده اند. چنانکه مناطق جنوب شهر، حوزه های متمرکز فقر را تشکیل می دهند. با توجه به شاخص های مورد بررسی، یکی از مهمترین منابع تهدید امنیت اجتماعی و ملی در تهران، نابرابری در پراکندگی مشاغل ابتدایی و فقر و تمرکز آن در جنوب شهر می باشد. با توجه به نکات مذکور باید اذعان کرد که نابرابری و محرومیت شهری، خطری مستقیم برای امنیت اجتماعی بشمار می آیند.
مقدمه: هدف این پژوهش بررسی میزان اثربخشی درمان شناختی و فراشناختی در درمان بیماران مبتلا به اختلال وسواس- اجبار بوده است.
روش: روش این پژوهش شبه آزمایشی بود و در آن از طرح پیش آزمون- پس آزمون استفاده شده است. گروه های آزمایشی شامل دو گروه رفتاری- شناختی (18n=) و رفتاری- فراشناختی (11n=) بودند. مداخله های رفتاری- شناختی و رفتاری- فراشناختی روی دو گروه آزمایشی انجام و سپس بیماران توسط پرسشنامه وسواس فکری- عملی مادزلی (MOCI) مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافته ها: اندازه اثر درمان رفتاری- شناختی برابر 6/1 و اندازه اثر درمان رفتاری- فراشناختی برابر 4/1 به دست آمد که نشان دهنده میزان تاثیر زیاد درمانی هر دو گروه است. اما در مقایسه نتایج دو گروه با روش تحلیل کواریانس تفاوت معنی داری به دست نیامد.
نتیجه گیری: مطابق یافته های این پژوهش تمرکز درمان روی تحریفات شناختی و باورهای فراشناخت هر دو منجر به کاهش علائم وسواس- اجبار در بیماران OCD می شود و میزان تاثیر دو روش رفتاری- شناختی و رفتاری- فراشناختی تفاوت معنی داری با یکدیگر ندارد.