این پژوهش به بررسی تطبیقی دو گفتمان روشنفکری دینی دهه 40 و گفتمان انقلاب اسلامی اختصاص یافته است. نگارنده در این جستار، ابتدا با بهره گیری از بستر معرفت شناختی نظریه لاکلا و موفه، به ارائه مفصل بندی این گفتمان ها بر اساس دال مرکزی آنها اقدام نموده است. شریعتی با دیدی جامعه شناختی توانست با ارائه سیمائی سیاسی از اسلام با محوریت "اسلام انقلابی- اجتماعی" پیشقراول انقلاب اسلامی شود. در تدوام این گفتمان، گفتمان انقلاب اسلامی نیز با رویکردی فقهی و با محوریت "اسلام ناب" به عنوان دال محوری در قاموس و شاکله معرفتی تمام جریان های سیاسی بعد از انقلاب اسلامی با همان مولفه های گفتمانی به شکلی جدیدتر و اندکی متفاوت تر توانست باز تولید و تئوریزه شود. یافته های پژوهش حاکی از آن است که، هر دو گفتمان با اعتقاد به امتزاج دین و سیاست با رویکردی نسبتا دموکراتیک و با توسل به سازواره "امت و امامت" توانستند حکومت مطلوب خویش را پایه ریزی نمایند که در تقابل با نظام های توتالیتاریستی، دین سنتی و روحانیون حامی آن، به حاشیه رانی گفتمان غالب و حاکم عصر یعنی "گفتمان پهلویسم" منجر شد. هر دو گفتمان مذکور با محدودیت قلمرو اختیارات رهبری هر چند با وجود نقطه افتراق هایی در شکل و محتوا، توانستند با تاکید بر مدخلیت دال مردم و نقش تاثیر گذار آنها در انتخاب حاکم جامعه آرمانیشان در برابر ایده"حکومت اسلامی" که به نقش مردم در مشروعیت بخشی به حکومت باور ندارند، قرار گیرند.
حیث التفاتی بعنوان مفهومی محوری در فلسفه ذهن، در کانون گفتگوهای فلسفی قرار دارد.چگونگی امکان حیث التفاتی و نیز نحوه تعین محتوای ذهنی از مسائل مهمّ حیث التفاتی است و تبیین آن مبتنی بر مبانی مختلف فلسفی تفاوت می کند. تاکنون تحقیق درخوری درباره حیث التفاتی محتوا از منظر فلسفه اسلامی خصوصا به قرائت معاصر آن صورت نگرفته است. بدلیل قرابت مفهوم حیث التفاتی با مفاهیم «وجود ذهنی» و «علم»، میتوان این مفهوم را در سیاق فلسفه صدرایی با قرائت علامه طباطبایی مطرح کرد و لذا برای نخستین بار در این مقاله نشان داده شده است که میتوان با طرح این مفهوم و مسائل مربوط به آن و استنطاق مبانی فلسفی علامه طباطبایی، پاسخی نو برای مسئله امکان حیث التفاتی و تعین محتوای ذهنی جست. بطور خلاصه باید گفت کاشفیت ذاتی علم و تجرد آن پاسخگوی امکان حیث التفاتی مفاهیم ذهنی ما بوده و محتوای ذهنی، با توجه به نحوه انتزاع خاص هر علم حصولی از واقعیتِ محکی خود، متعین می گردد و به تعبیر دیگر محکی هر مفهوم و گزاره ای، محتوای آنرا متعین و مشخص می کند.
بررسی سیره امام علی(ع) به عنوان جانشین و خلیفه معصوم پیامبر اکرم(ص)و امام اول شیعیان در موضوعات مختلف، ضروری، مهم و مفید است. یکی از موضوعات مهم اجتماعی و حتی سیاسی، شیوه برخورد آن حضرت با اقلیت های دینی و غیرمسلمانانی است که در سایه حکومت اسلامی زندگی می کردند. این بررسی ازآن جهت حائز اهمیت است که امروزه با توجه به وجود غیرمسلمانان در جوامع اسلامی و کم رنگ شدن مرزهای جغرافیایی و همزیستی پیروان ادیان با یکدیگر، می تواند الگوساز و درس آفرین باشد. حضرت علی(ع) بر پایه مبانی حیات بخش قرآنی و تأسی به سیره پیامبر اکرم(ص)، شیوه ای سراسر احترام آمیز، منصفانه، انسانی و متکی به عدالت اجتماعی در برخورد با پیروان ادیان دیگر در پیش گرفت. هدف این تحقیق با مراجعه به منابع تاریخی و روایی، استخراج اصول حاکم بر نحوه تعامل علی(ع) با اقلیت های دینی جامعه اسلامی صدر اسلام و بیان نمونه های تاریخی و دسته بندی آن ها، جهت بهره گیری و الگو ساختن آن ها است.
"با توجه به اهمیت و جایگاه خانواده در اسلام و جامعه ایرانی و با توجه به تحولی که رسانهها، بویژه رادیو و تلویزیون در کارکردها و نقش خانواده ایجاد کردهاند، شماره 52 فصلنامه پژوهش و سنجش نیز به موضوع «رسانه و خانواده» اختصاص یافته است. واقعیت این است که در گذشتهای نهچندان دور، خانواده نقشی بنیادی و اساسی در تربیت و آموزش کودکان و نوجوانان ایفا میکرد، به طوری که تأثیر خانواده در پیشرفت تحصیلی کودکان را از نقش بهره هوشی آنان بیشتر میدانستند. اما متأسفانه امروزه ساختار خانواده دچار تغییرات اساسی شده است. از یک سو از تعداد فرزندان خانواده کاسته شده و این خود بر شبکه ارتباطی آن اثر قابل توجهی گذاشته که هرچند ممکن است منافعی برای والدین داشته باشد، اما میزان احساس تنهایی را در کودکان افزایش میدهد، چنانکه بسیاری از کودکان و نوجوانان نسل آینده از داشتن بستگان درجه اول همچون دایی، خاله، عمو و ... محروم خواهند ماند. از سوی دیگر، با توجه به افزایش تعداد زنان شاغل و افزایش ساعات کاری مردان، به صورت اضافهکاری یا شغل دوم و سوم، متأسفانه در اغلب خانوادهها کمتر شاهد حضور همزمان همه اعضای خانواده در کنار هم، برای تعامل، همدلی، همصحبتی و ابراز محبت و آگاهی از نیازها، مسائل، مشکلات و علایق یکدیگر هستیم.
مطالعات نشان میدهد روز به روز بر تعداد کودکان «کلید به دست» در کلانشهرها (کودکانی که وقتی وارد خانه میشوند کسی نیست در را به رویشان باز کند و پذیرای آنان باشد) اضافه میشود و این در حالی است که اگر وقت مشترکی نیز پیدا شود عضو و مهمان ناخواندهای به نام «تلویزیون» با برنامههای رنگارنگ و جذاب، همه نگاهها و توجهها را به خود جلب میکند و بیش از هریک از اعضای دیگر خانواده صحبت میکند. حتی برخی از خانوادهها از تلویزیون به عنوان پرستار بچه و برای ساکت و سرگرم کردن کودکان استفاده میکنند. براساس نظرسنجیهای انجامشده در مرکز تحقیقات، متوسط زمان تماشای تلویزیون در جامعه ما، در فصل تابستان در میان کودکان و نوجوانان حدود 5 ساعت و 53 دقیقه و در سایر فصول سال (پاییز و زمستان) 3 ساعت و 36 دقیقه در شبانهروز است. با یک حساب سرانگشتی مشخص میشود که این مدت زمان حتی از مدت زمانی که کودکان و نوجوانان صرف رفتن به مدرسه میکنند بیشتر است. طبیعی است که این تغییر و تحولات (تغییر در ساختار و شبکه ارتباطی و تعاملی خانوادهها و ضریب نفوذ رسانهها، بویژه تلویزیون در خانواده و استفاده فراگیر از آن)، پیامدهای خاصی در پی داشته باشد که مطالعه و بررسی آنها از جنبههای مختلف ضروری به نظر میرسد. در این شماره به موضوعهای مهمی چون «چگونگی نمایش خانواده در تلویزیون»، «چگونگی نمایش ازدواج و طلاق در تلویزیون»، «هماهنگی تلویزیون، خانواده و مدرسه در جامعهپذیری دانشآموزان»، «تأثیرات آگهیهای تبلیغاتی بر کودکان» و ... پرداخته شده است. از همه اندیشمندان، صاحبنظران و پژوهشگران حوزههای روانشناسی، جامعهشناسی و ارتباطات که ما را در تهیه و چاپ این شماره یاری کردند صمیمانه سپاسگزارم و توفیق همگان را از خداوند متعال مسئلت دارم.
"
تبیین موضوع: مدیریت واحد شهری، زمینه ساز رشد هماهنگ و هم افزا در ساختارهای گوناگون شهری می گردد. با توجه به ماهیت چند بعدی صنعت گردشگری و وابستگی زیاد آن به وجود زیرساخت های شهری در ارائه خدمات به گردشگران در راستای برنامه ریزی، حفظ آثار ارزشمند تاریخی، ایجاد سازه های متناسب با فضای شهری در کنار دسترسی مناسب گردشگران به امکانات گردشگری، نقش مدیریت شهری بیشتر آشکار می گردد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی - تحلیلی و از نوع کاربردی می باشد. اطلاعات جمع آوری شده، طبقه بندی و در دو بخش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در بخش اول ضمن تجزیه و تحلیل نظریات در نرم افزار تحلیل آماری SPSS از طریق آزمون تحلیل عاملی، همبستگی عوامل تاثیرگذار نیز مورد بررسی قرار گرفت. در جهت نیل به رقابت پذیری در عرصه گردشگری شهر زاهدان، مدل استراتژیک SOAR مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاکی از آن است که مدیریت شهری دچار نوسانات و ضعف شدیدی می باشد. عدم هماهنگی در بین عوامل تصمیم گیرنده و اجرایی، عدم مشارکت مردم، ضعف زیرساخت ها و نیاز به تشویق سرمایه گذاری بخش خصوصی، از عوامل اساسی موثر در کاهش روند توسعه گردشگری شهری زاهدان می باشد. نتیجه گیری: لذا مدیریت یکپارچه شهری ضرورتی جهت دستیابی به رقابت پذیری گردشگری شهری در محدوده مورد مطالعه محسوب می شود.
مقدمه: خانواده نخستین محیط اجتماعی است که در رشد و تحول عاطفی افراد موثر است. پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل ساختاری پیش بینی طرحواره های ناسازگار، بر اساس شیوه های فرزندپروری با میانجی گری سبک های دلبستگی و خلق و خو دانشجویان انجام گرفت. روش کار: پژوهش حاضر، همبستگی و از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه مورد مطالعه آن کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در نیمسال دوم سال تحصیلی 1400-1399 بودند، که از میان آنان به روش نمونه گیری در دسترس و آنلاین نمونه 380 نفری انتخاب شد. برای جمع آوری داده از پرسشنامه های طرحواره Young 1990، سبک اقتدار والدین Buri 1991، دلبستگی بزرگسالان Hazan و Shaver 1987 و سیاهه سرشت و منش Cloninger 1994 استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری در نرم افزار SPSS-21 و نرم افزار AMOS-24 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد مدل آزمون شده از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین نتایج نشان داد که سبک فرزندپروی مقتدرانه با میانجی گری سبک دلبستگی ایمن و سبک های فرزندپروری مستبدانه و سهل گیرانه با میانجی گری سبک دلبستگی اجتنابی اثر غیرمستقیم بر طرحواره های ناسازگار اولیه دارند (01/0>P). سبک فرزندپروری مقتدرانه با میانجی گری خودراهبری، همکاری و خودفراروی و سبک فرزندپروری مستبدانه با میانجی گری پشتکار، خودراهبری و همکاری و سبک فرزندپروی سهل گیرانه با میانجی گری آسیب پرهیزی بر طرحواره های ناسازگار اولیه دانشجویان اثر علّی و غیرمستقیم دارند (01/0>P). نتیجه گیری: با توجه به رابطه بین شیوه های فرزندپروری و خلق و خو با طرحواره های ناسازگار، از نتایج پژوهش حاضر می توان برای تبیین عوامل موثر بر طرحواره های ناسازگار و همچنین به عنوان الگویی مناسب برای طراحی برنامه های جامع پیشگیری از طرحواره های ناسازگار اولیه بهره برد.
یخچال های طبیعی جزء میراث طبیعی زمین محسوب می شوند که با پیشروی و عقب نشینی خود پاسخ های متناسبی به تغییرات اقلیمی کره زمین نشان می دهند به طوری که در چند دهه اخیر و با توجه به افزایش انتشار گازهای گلخانه ای در جو و به تبع آن گرمایش جهانی، ذوب یخچال های طبیعی افزایش یافته و از حجم آنها به میزان زیادی کاسته شده است. بررسی وضعیت یخچال های طبیعی به دلیل قرارگیری در پناه کوهستان های بلند با سختی و دشواری هایی روبروست از این رو مزایای کاربرد تکنیک های سنجش از دور برای این مناطق به خوبی آشکار می شود. NDSI یا شاخص سطح نرمال شده پوشش برف معیاری برای تعیین سطوح برفی می باشد و مبنای تعیین این شاخص بازتابندگی بالای برف در ناحیه مرئی و بازتابندگی پایین در محدوده فروسرخ میانی می باشد. در این پژوهش جهت شناسایی و تعیین تغییرات برف مرز در اشترانکوه، ابتدا سیرک های یخچالی منطقه تعیین و موقعیت یابی شدند. پس از آن توسط مدل رقومی ارتفاعی و با استفاده از روش ارتفاع کف سیرک پورتر و روش رایت، حد برف مرز دائم در دوره کواترنر پسین به ترتیب 2505 و 2549 متر تعیین شد. سپس به کمک تصاویر ماهواره ای لندست 8، شاخص سطح نرمال شده پوشش برف محاسبه و سطوح برفی برای دو دامنه جنوب غربی و شمال شرقی برای 4 سال پیاپی(سال های 2013 تا 2016) تعیین و نهایتاً ارتفاع قرارگیری سطوح برفی در حال حاضر برابر 3346 متر برآورد شد. براین اساس ارتفاع قرارگیری سطوح برفی در حال حاضر نسبت به کواترنر پسین افزایش 841 متری با در نظر گرفتن روش ارتفاع کف سیرک پورتر و 797 متری با در نظر گرفتن روش رایت نسبت به ارتفاع برف مرز در کواترنر پسین را نشان می دهد که خود بیانگیر افزایش میانگین دما در این منطقه نسبت به دوره کواترنر پسین می باشد.
As a simple explanation, Internet literacy is a capability constitutive to utilizing the advantages of the Internet. But, due to the constant changes of digital technologies, what kinds of necessary capabilities are required to gain the advantages? In fact, more than focusing on the essential capabilities to benefit users from the Internet advantages, existing perceptions of Internet literacy have caused the misuse of large digital companies from users’ abilities. Due to the increasing importance of data economics, privacy, and cybersecurity, a critical review of Internet literacy has become a necessity. Based on the emerging of such new critical features of internet environment, this paper proposes a new articulation of Internet literacy. Following a review and analysis of the existing notions and classifications of Internet literacy and using grounded theory method, the article concludes by suggesting a rearticulated version of Internet literacy. The new classification is established based on the 3 main components including responsibility, productivity, and interactivity; 9 main categories, and 43 subcategories. The four critical, analytical, operational, and informational crossover components are also taken into account.
بیش اطمینانی هازمانی رخ می دهد که افراد توانایی و مهارت خود را، نسبت به دیگران یا بدون مقایسه با دیگران بیشتر از واقعیت تخمین بزنند. مدیران با اطمینان بیش از حد، در تصمیمات مالی توانایی خود را بیشتر از واقعیت تخمین می زنند. بیش اطمینانی مدیریت می تواند بر تصمیمات و خط مشی های شرکت اثرگذار باشد. پژوهش حاضر جهت ایجاد شواهدی مبنی بر تأثیرگذاری بیش اطمینانی مدیریت بر ریسک پذیری و عملکرد شرکت ها صورت پذیرفته است. برای آزمون فرضیه ها از رگرسیون چند متغیره با داده های ترکیبی استفاده شده است. در این پژوهش متغیر بیش اطمینانی مدیریت به عنوان متغیر مستقل براساس دو معیار مبتنی بر سرمایه گذاری سنجیده شده است. متغیرهای وابسته شامل ریسک پذیری (انحراف معیار بازده سهام و انحراف معیار جریان وجوه نقد عملیاتی) و عملکرد شرکت (بازده دارایی ها، بازده حقوق صاحبان سهام و نسبت کیوتوبین) می باشد. نمونه پژوهش شامل 150 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1390-1394 است. نتایج نشان می دهد بیش اطمینانی مدیریت بر ریسک پذیری و عملکرد شرکت تأثیر معناداری ندارد
مقدمه: رویکرد نوین معناشناسی شناختی، به عنوان یکی از شاخه های علوم شناختی، امروزه زمینه ی گسترده ای از مطالعات میان رشته ای را فراهم ساخته است. در ایﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ تلاش شده تا به کمک یکی از نظریه های مطرح در این رویکرد، تحت عنوان آﻣﯿﺨﺘﮕﯽ ﻣﻔﻬﻮﻣﯽ فوکونیه و ترنر ، مؤلفه های شناختی فرایند مفهوم سازی در آیات قرآن ﺗﺒﯿﯿﻦ شود. محدوده ی بررسی تحقیق، 15 جزء دوم قرآن است. ﭘﺮﺳﺶ اﺻﻠﯽ ﻣﻘﺎﻟﻪ ایﻦ است ﮐﻪ آیﺎ ﺑا اﺳﺘﻨﺎد به ﻣﺒﺎﻧﯽ ﻧﻈﺮیه ی آﻣﯿﺨﺘﮕﯽ، فرایند ساخت مفاهیم قرآنی تبیین پذیر است؟ بر اساس ﻓﺮض ﻣﺎ می توان فرایند ساخت مفاهیم (شیوه های مفهوم سازی) قرآن را ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده ازﭼﺎرﭼﻮب ﻧﻈﺮیه ی آﻣﯿﺨﺘﮕﯽ ﺗﺒﯿﯿﻦ کرد. روش: داده ها به کمک فیش برداری و بر پایه ی مطالعات کتابخانه ای و نیز با استفاده از منابع تفسیری معتبر و نرم افزار پژوهشی جامع تفاسیر نور جمع آوری و به شیوه ی علمی توصیفی تحلیلی بررسی شدند. یافته ها: ﻧﺘﺎیﺞ ایﻦ ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ از ﻣﻨﻈﺮ ﻣﻌﻨﺎﺷﻨﺎﺳﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ و بر پایه ی مفاهیم عینی در ساختار معنایی قرآن ، ﮐﺎرﺑﺴﺖ ﻧﻈﺮیه ی آﻣﯿﺨﺘﮕﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ در تبیین ساخت مفاهیم انتزاعی راه گشا ﺑﺎﺷﺪ، ضمن اینکه این شیوه ی مفهوم سازی ریشه در رابطه ی زبان و ذهن دارد. نتیجه گیری: در نهایت معلوم شد که ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از اﻧﮕﺎره ی ﭼﻬﺎرﻓﻀﺎیﯽ آمیختگی و مطابق دسته بندی های فوکونیه و ترنر از آمیزه های مفهومی در ایﻦ چارچوب ﻧﻈﺮی، ﻣﯽﺗﻮان ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ مفهومﺳﺎزی های قرآنی را در ورای ساختار چندوجهی این کتاب آسمانی ﻧﺸﺎن داد.