میرزا شفیع شیرازی، معروف به میرزا کوچک و متخلّص به «وصال» یکی از بزرگ ترین شعرای عهد فتحعلی شاه و پسرش محمد شاه محسوب می شود. وصال در انواع شعر استاد بود و درعین تقلید از پیشینیان، صفات اصلی بهترین نمونه های شعر کلاسیک را حفظ کرده است.او بیشتر شاعری مدّاح و قصیده سراست ک دیوانش انباشته از مدح بزرگان است.او اندیشه های نو و مضامین بکر را در قالب قصیده و به شکل مدح ائمّه و بزرگان زمان خود بیان کرده است.دراین جستار به شیوه توصیفی، تحلیلی و کمّی انواع مدح ومرثیه در دیوان وصال شیرازی بررسی می شود. مدایح وی را می توان در دو دسته جداگانه طبقه بندی کرد: مدایحی که در وصف پیامبر اکرم(ص)، حضرت علی(ع) و خاندان پاک وی و یا مشایخ، علما و دانشمندان زمان است و دیگری اشعاری که در مدح فتح علیشاه و دیگر دولت مردان سروده است. به طورکلّی در دیوان وصال، مدایح و مراثی اغلب در قالب قصیده و ترکیب بند سروده شده؛ بسامد مدح ائمه اطهار(ع) به ویژه امام حسین(ع) نسبت به مدح امرا و پادشاهان و بزرگان خیلی بیشتر است؛ به طوری که مراثی او در سوگ سرور و سالار شهیدان(ع) از مؤثّرترین مراثی وی به شمار می رود.
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارت های ذهن آگاهی بر سازگاری و سلامت روان دانش آموزان انجام شد. برای این منظور از بین تمامی هنرستان های کار و دانش دخترانه ناحیه 2 استان قزوین در سال تحصیلی 94-93، 40 دانش آموز با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای بعنوان نمونه پژوهش انتخاب و بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش به مدت 8 جلسه تحت آموزش مهارت های ذهن آگاهی قرار گرفت؛ و مقیاس سازگاری دانش آموزان و پرسشنامه سلامت روان کیز بعنوان ابزار پژوهش در هر دو گروه آزمایش و کنترل در دو مرحله (قبل و بعد از آموزش) استفاده شد. در پایان داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس (آنکوا) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت؛ که یافته های به دست آمده نشان داد بین نمرات پیش آزمون پس آزمون گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد. به این معنا که آموزش مهارت های ذهن آگاهی موجب افزایش سازگاری (اجتماعی، عاطفی، آموزشی) و سلامت روان دانش آموزان شده است. بنابراین با توجه به یافته های پژوهش حاضر میتوان نتیجه گرفت آموزش مهارت های ذهن آگاهی می تواند به عنوان یکی از روش های مؤثر بر سازگاری و سلامت روان دانش آموزان مورد استفاده مربیان و همچنین مشاوران و درمانگران قرار گیرد.
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر نظریه ذهن بر عملکرد ذهن خوانی و کارکردهای اجرایی در کودکان مبتلا به اختلال های طیف اوتیسم انجام شده است. روش : طرح پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی با استفاده از گروه شاهد بود. نمونه متشکل از 24 کودک (22 پسر و 2 دختر) مبتلا به اختلال های طیف اوتیسم در سنین 6 تا 12 سال بود که بر اساس جنسیت و ضریب هوشی همتا شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند. اعضای گروه آزمایش، به مدت 25 هفته (100 جلسه)، در برنامه آموزشی مبتنی بر نظریه ذهن شرکت کردند؛ در حالی که اعضای گروه شاهد تنها برنامه های آموزشی رایج روزانه را دریافت کردند. عملکردهای ذهن خوانی و کارکردهای اجرایی، پیش و پس از ارائه مداخله اندازه گیری شدند و آزمون پیگیری به فاصله دو ماه بعد از اتمام مداخله اجرا شد. یافته ها : نتایج آزمون تحلیل اندازه گیری های مکرر نشان داد که در مورد متغیر ذهن خوانی مقدماتی، واقعی و کل، تأثیر عامل زمان معنادار بوده است. تعامل معنادار عامل زمان و عضویت گروهی بیانگر آن بود که آموزش مبتنی بر نظریه ذهن به طور معناداری به بهبود عملکرد ذهن خوانی مقدماتی، واقعی، پیشرفته و نمره کل اعضای گروه آزمایش، در زمان «پس آزمون» و«پیگیری» منجر شده است. همچنین، تأثیر عامل زمان در مورد زیرمقیاس های برنامه ریزی-حل مسأله، سازمان دهی رفتاری-هیجانی و نمره کل مقیاس کارکردهای اجرایی نیز معنادار بود. تعامل معنادار زمان و عضویت گروهی نشان داد که آموزش مبتنی بر نظریه ذهن، به طور معناداری مشکلات زیرمقیاس سازمان دهی رفتاری- هیجانی و کل کارکردهای اجرایی را در زمان «پس آزمون» و «پیگیری»، در مقایسه با «پیش آزمون»، کاهش داده است. نتیجه گیری : آموزش مبتنی بر نظریه ذهن یک عامل مهم در پیشرفت مهارت ذهن خوانی و کارکردهای اجرایی در کودکان مبتلا به اختلال های طیف اوتیسم است. درباره تلویحات نظری این یافته ها در مقاله بحث شده است.
This paper attempts to investigate and compare the conceptual metaphors of FEAR in Persian and English. FEAR is one of the basic emotions, conceptualization of which shows both similarities and variations in different languages. Investigating features of conceptualization is an essential part of the semantics of emotions. The cross-linguistic analysis of the concept of FEAR is based on the Conceptual Metaphor Theory put forward by Lakoff (1987) and the extensions of this theory provided by Kövecses (2002). We have attempted to compare and contrast FEAR metaphors and elaborate on some cultural and language-specific aspects in the two languages. We adopted a corpus-based method to gather the metaphorical expressions and then to extract the name of the mappings. We compared and contrasted these name of the mappings, and identified the commonalities and differences. Certain source domain concepts such as human, motion verbs, animals, and colors were explained in detail.
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش راهبرد رسم شکل و روش مدل به دانش آموزان پایه ی هفتم بر عملکرد حل مسئله ی کلامی آن ها است. این مطالعه از نظر هدف بنیادین و از نظر اجرا روش شبه آزمایشی با استفاده از طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه گواه بوده است. تعداد دانش آموزان گروه آزمایش و گروه گواه به ترتیب 207 و 216 نفر بود. برای تعیین پایایی، در یک اجرای مقدماتی، سوالات هر دو آزمون بر روی یک گروه 30 نفری به عنوان نمونه اجرا شد و آلفای کرونباخ سوالات پیش آزمون 81/0 و سوالات پس آزمون 77/0 به دست آمد که در سطح مطلوبی بود. نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان می دهند که دانش آموزان برای حل مسائل کلامی، معمولاً از راهبردهایی به غیر از رسم شکل استفاده می کنند. اما، پس از آموزش راهبرد رسم شکل، استفاده از این راهبرد را نسبت به سایر راهبردهای حل مسئله ترجیح می دهند. همچنین، شکل های متنوعی برای حل مسائل رسم می کنند. این بدان معناست که شکل ها، یکتا نیستند و هر فرد، متناسب با تجربیات شخصی و قبلی خود به رسم شکل مبادرت می ورزد. ضمناً به کمک آزمون پارامتریک t، تفاوت عملکرد حل مسئله ی دانش آموزان گروه آزمایش و گواه در پیش آزمون و پس آزمون معنی دار شد یعنی دانش آموزان گروه آزمایش عملکرد بهتری در حل مسائل کلامی داشته اند.
محمود درویش و قیصر امین پور هر دو از شاعرانی هستند که در آثارشان هویّت - چه اجتماعی و چه فردی - رشد، بلوغ و تبلور ویژه ای یافته است؛ تعهّد اجتماعی و معنابخشیدن به آرمان های فرمی و ساختاری یک شعر، از اجزاء جدانشدنی شعر متعهّد بوده است؛ به طوری که بسیاری از منتقدان هدف نهایی شعر را تحقّق همین تعهّد دانسته اند. وجود هویّت های فردی و جمعی در شعر، زمینه ساز بروز آرمان های شخصی و اجتماعی می شود که شاعر به وسیله آن ها همزادپنداری خود با جامعه و مخاطب خاص را به نمایش می گذارد. محمود درویش و قیصر امین پور هردو از هویّت های جمعی خود، برای حفظ ارزش های جامعه و روحیه انقلابی، نهایت استفاده را برده اند تا جایی که بسیاری از شاخصه های محتوایی آثارشان از زاویه دید این گرایش، قابل تحلیل و تطبیق است. عشق به وطن، مقاومت و مبارزه، نوستالژی جمعی، تاریخ یک ملّت و... از ارکان قابل لمس این نگاه است. درکنار این واکنش متعهّدانه، هویّت شخصی نیز توانسته خود را - نه در حدّ هویّت های جمعی - پررنگ سازد؛ امّا بستر رشد و نموّ آن هرگز نتوانسته به طورکامل، خود را به شخص و روحیه فردی محدود سازد و شاعر همیشه در مسیر میل به اجتماع و خروج از هویّت شخصی گام برداشته است.
رویکردهای نوین اداره امورعمومی برویژگی هایی همچون دموکراتیک بودن، شفافیت، مشارکت عامه مردم وغیره، به عنوان شاخص های سازمانها درعصر پست مدرن اشاره دارد. در سطح گفتاری و سازه های صوری، زبان مدیران دولتی به این ادبیات نزدیک است. اما یکی از موانع مهم در تعاملات بین سازمانهای دولتی (ارائه دهنده خدمات عمومی) با مردم (گیرندگان خدمات) موانع زبانی است. درتحقیق حاضرمحققین کوشیده اند تا مختصات گفتمان مدیریت دولتی در سه دوره حاکمیت دولتهای مختلف طی 24 سال از 1368 تاپایان سال 1391 را بررسی نموده و میزان دوری و نزدیکی آن به پارادایم های نوین مدیریت دولتی مورد تحلیل قرار دهند. روش تحقیق تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف گویای آنست که به رغم استعمال زیاد مدیران دولتی از مفاهیم و متغیرهای پارادایم های نوین مدیریت،این کاربرد درحد قابل توجهی جنبه صوری وظاهری داشته و درعمل استفاده از بازیهای زبانی، مجهول نگه داشتن نیت ازطریق تاکید بر قواعد بوروکراتیک و استعمال زبان معیار تخصصی در تعامل با عامه مردم، شعارزدگی و شمول معنایی پائین از مختصات گفتمان مدیریت دولتی در جامعه مورد بررسی می باشد.
ماهیت عقد نکاح با دو رویکرد متفاوت از سوی صاحب نظران مواجه است. برخی با تأکید بر معاوضی بودن نکاح، مهر را عوض بضع دانسته اند و تمام شرایط عقود معاوضی از جمله نفی غرر را در آن لازم می دانند .به اعتقاد ایشان مهر غرری باطل و موجب ثبوت مهر المثل است. در مقابل برخی با توجه به تقدس نهاد خانواده و اهمیت انس و الفت زوجین ،معاوضی دانستن نکاح را از باب مسامحه دانسته اند و معتقدند که نکاح، معاوضه صرف نیست؛ از این رو مهر به عنوان عوض تلقی نمی شود و ثبوت غرر در آن نیز مشکلی ایجاد نمی کند. بزرگانی چون ابن براج با ارائه مثال های عینی چون تعلیم سوره ای از قرآن بر این نکته اصرار ورزیده اند که همین مقدار غرر نیز در مهر پذیرفته نیست و بر لزوم تعیین نام سوره تأکید کرده اند. بنابراین می توان گفت که تقیید مهریه به قید عند الاستطاعه، شبهه غرری بودن چنین مهریه ای را قوّت بخشیده است.در این نوشتار برآنیم تا با بررسی غرر در مهر بر این مطلب تأکید کنیم که حتی اگر مهر عندالاستطاعه با اشکال غرر مواجه نباشد، عملاً جز تحمیل بار اجرایی بر زوجه فایده دیگری ندارد و چالش های اجرایی و اجتماعی فراوانی را برای زوجه به دنبال دارد.
با توجه به فضای غیررقابتی حاکم بر صنعت خودروسازی ایران، مطالعه حاضر تلاش می کند تا با بررسی وضعیت تمرکز در بازار خودرو، میزان اثربخشی تصمیمات نهاد تنظیم گر شورای رقابت را مورد ارزیابی قرار دهد. بر این اساس و با توجه به نتایج حاصل از محاسبه شاخص های ضریب تمرکز بازار، هرفیندلال - هیرشمن، هال - تایدمن و آنتروپی نسبی، می توان گفت که شدت تمرکز بازار خودرو سواری کشور طی دوره تنظیم گری شورای رقابت (1398-1390) نسبت به دوره 1390-1375 تغییر چندانی نداشته و همچنان این بازار به شدت انحصاری و متمرکز است. همچنین و بر اساس شاخص های ضریب جینی و ضریب تغییرات، به دلیل ورود بنگاه های تولیدی کوچک و عدم تغییر معنادار سهم بازاری دو بازیگر اصلی بازار خودرو ایران (شرکت های ایران خودرو و سایپا)، نابرابری و شدت پراکندگی سهم بازاری، در بازار خودرو ایران به صورت محسوسی طی این دوره افزایش یافته است. در این راستا، می توان از: 1- نبود ظرفیت های قانونی لازم جهت دخالت شورای رقابت در سیاست های تجاری و صنعتی، 2- ماهیت مدیریت دولتی صنعت خودرو، 3- حذف رقبای خارجی از طریق موانع تعرفه ای و غیرتعرفه ای و 4- حمایت های غیرهدف مند، نامحدود، غیرمشروط و غیرتنازلی دولت از صنعت خودرو، به عنوان اصلی ترین دلایل عدم موفقیت شورای رقابت در حذف موانع اصلی عنصر رقابت در صنعت خودرو کشور نام برد.
کانت بحث فرهنگ را معطوف به خیر اعلای انسان که بیان گر کمال مطلوب انسان در جمع میان فضیلت و سعادت است و غایت نهایی او به شمار می رود، طرح کرده است. وی که پیش از این در نقد دوم مفهومی انتزاعی و ایده آل از خیر اعلا عرضه داشته و تحقق آن را مبتنی بر کمک خداوند کرده بود، در نقد سوم برای نشان دادن وجه انضمامی خیر اعلا از مفهوم فرهنگ بهره می گیرد که انضباط و مهارت دو مؤلفه آن به شمار می روند و به ترتیب ناظر به فضیلت و سعادت انسان هستند. مفهوم مذکور مبتنی بر تلاش و فعالیت مختارانه انسان است و به مثابه یک هدف اجتماعی از طریق فاعل بشری محقق خواهد شد. بزرگترین ظهور فرهنگ از نظر کانت آزادی معقول است. آزادی معقول درون انسان را که ناظر به اخلاق است و بیرونِ او را که ناظر به جامعه مدنی است، دربرمی گیرد و رشد و گسترش آن در نوع انسان و در طول تاریخ و در طی نسل ها منجر به سیادت عقل بر جهان و حاکمیت فرهنگ آزادی خواهد شد.
اهداف این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس ادراک شده، نشخوار فکری و دشواری تنظیم هیجانی زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ انجام شد. مواد و روش ها این مطالعه شبه آزمایشی با استفاده از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و یک مرحله پیگیری انجام شد. از میان همه بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ عضو هیئت ورزش های همگانی استان خراسان شمالی در سال ۱۳۹۶، ۳۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. بیماران گروه آزمایش در ۸ جلسه ۱۲۰ دقیقه ای در هفته درمان شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی شرکت کردند. داده ها با مقیاس استرس ادراک شده، سبک پاسخ دهی نشخواری و مقیاس دشواری تنظیم هیجان جمع آوری شدند. یافته ها نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر نشان داد شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث کاهش معنادار نمره های بیماران در نشخوار ذهنی (۰/ ۰۱ ≥P) و دشواری تنظیم هیجانی به جز خرده مقیاس آگاهی (۰/ ۰۱ ≥P) در پیگیری سه ماهه و استرس ادراک شده (۰/ ۰۱ ≥P) تا پس آزمون شده است. نتیجه گیری شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش نشخوار ذهنی، استرس ادراک شده و دشواری تنظیم هیجانی به جز خرده مقیاس آگاهی در زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ مؤثر است.
ابن سینا در کتاب «اشارات و تنبیهات» لذت را ادراک و نیل به آن چیزی که نزد مدرِک، کمال و خیر است دانسته است. او در این عبارت بر خلاف دیگر عباراتش، از واژه «نیل» استفاده کرده است. در مفهوم این واژه میان شارحان ابن سینا اختلاف وجود دارد. برخی همچون فخررازی این واژه را فاقد هرگونه منظور و معنای خاصی می دانند و معتقدند که حذف آن هیچ خللی در مفهوم عبارت ایجاد نمی کند. برخی نیز همچون خواجه نصیر الدین طوسی با توجه به اینکه لذت یکی از افعال نفس است و ادراک آن حضوری است، معتقدند واژه «نیل» در این عبارت، رسیدن به ذات مدرَک را می رساند. از نظر آنها لذت با حصول ذات مدرَک حاصل می شود. این در حالی است که به نظر می رسد چنین برداشتی با فلسفه ابن سینا در تناقض است. چرا که دستیابی به ذات مدرَک محسوس امکان پذیر نیست لذا ادراک محسوس از نظر ابن سینا نمی تواند حضوری باشد و لاجرم این ادراک حصولی خواهد بود. این مساله حتی در پژوهش های جدید نیز بازتاب داشته است. لذا ضروری است که عبارت ابن سینا در مورد لذت در کتاب «اشارات و تنبیهات» با روش توصیفی-تحلیلی مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. نتایج پژوهش نشان می دهد که اساسا تفسیر نیل به حصول ذات مدرَک یا درک حضوری مدرَک محسوس قابل قبول نمی باشد.