«قصیدة الحسین (ع) یا ابن الکرام» من القصائد التی کُتبت فی الإمام الحسین (ع) ومأساة عاشوراء، کما یوجد فیها ملامح من أدب المقاومة. هذه الدراسة عالجت قصیدة الحسین (ع) متبنّیةً المنهج الوصفی التحلیلی وبناءً علی نظریة الأسلوبیة الإحصائیة. ضمن الدراسة فی المستوی الصوتی بحثنا عن الأصوات المجهورة والمهموسة منها کما نعالج الأصوات الشدیدة والرخوة التی الأصوات المجهورة والشدیدة أکثر من المهموسة والرخوة وهذا یناسب الجو الملحمی للقصیدة. بالنسبة إلی المستوی الترکیبی فرکّز البحث علی دراسة الجمل الفعلیة والإسمیة ودرس الأفعال الماضیة والمضارعة عن طریق الإحصاء، والأفعال المضارعة ال مُوظَّفة فی القصیدة تدل علی خلود الإمام الحسین (ع) وحضوره فی قلب الشاعر. وأما المستوی البلاغی فیتضمّن الاستعارة والتشبیه من جانب والطباق من جانب آخر. الصراع بین الأخیار والأشرار فی القصیدة درسناها من خلال الدراسة فی المستوی الصرفی وذلک عبر استخدام جموع القلة والکثرة وضمیر «هم» للأخیار والأشرار. کما توجد کمّیة کبیرة من الضمیر لمخاطبة الإمام الحسین (ع).
بارش های رعدوبرقی از پدیده های آب وهوایی مهم در منطقة شمال غرب ایران محسوب می شود که از تنوع زمانی و مکانی ویژه ای برخوردار است، چرا که این نوع بارش ها نقش بسیار مهمی در آب و هوای منطقة مورد مطالعه بازی می کند. هدف از این پژوهش بررسی توزیع مکانی بارش های رعدوبرقی مناطق کوهستانی شمال غرب کشور به منظور مدلسازی بارش های مکانی مورد بحث در محدودة فلات کوهستانی شمال غرب کشور است. داده های متنوعی از جمله بارش رادار TRMM و مدل ارتفاعی منطقه استفاده و در محیط نرم افزارهای GIS، IDRISI و ArcGIS تحلیل شد. همچنین، از فناوری GIS به منظور اخذ ویراستاری داده ها، تحلیل، مدلسازی و کارتوگرافی مدل های مکانی استفاده شده است. در نهایت در نرم افزار IDRISI مدلسازی و تهیة مدل رگرسیون داده ها انجام شد. نتایج تحقیق نشان داد که بارش رادار TRMM، با مدل ارتفاعی منطقه به میزان 63/0 همبستگی مثبتی نشان داد؛ یعنی، در منطقة مورد مطالعه با افزایش ارتفاع، میزان بارش 63/0 افزایش یافت. همچنین، این بارش ها در بهار و تابستان از شدت زیادی برخوردار است.
تجزیه به آحاد واژگان، به عنوان یکی از نظریه های حوزه معنا شناسی و مطالعات معنایی، به تجزیه واحدهای زبانی و اجزای تشکیل دهنده آ ن ها می پردازد. این روش در شناساییِ تفاوت های معناییِ بینِ واژگانِ هم معنا، اهمیت بسیاری دارد و معنای نهفته در لایه های معنایی واژگان را کشف و بیان می کند. پژوهش پیش رو، کوشیده است با معرفی روش تجزیه به آحاد واژگان ، به عنوان رویکردی نو در حوزه معنا شناسی به شیوه های برابریابی واژگان، به تحلیل مؤلفه ای معنای واژگان بپردازد. این پژوهش از جنبه هدف، کاربردی است و با روش توصیفی- تحلیلی ازگونه انتقادی سامان یافته است؛ از این رو، با تکیه بر منتخبی از واژه های سوره های نور، فرقان و شعراء در ترجمه های آیتی (Ayati, n.d.)، الهی قمشه ای (Elahi Qomshehei, 2002)، رضایی اصفهانی Rezaei Isfahani, n.d.))، فولادوند (Foolad vand, 2007) و معزّی (Moezzi, 1993) به بررسی عملکرد مترجم ها در برابریابی واژه های نشان دار و شیوه انتقال مؤلفه های معنایی این گونه واژه ها می پردازد. برآیند پژوهش، نشان می دهد که توجهِ ناکافیِ مترجم ها به آحاد تشکیل دهنده معنای یک واژه، منجر به ارائه معنای اولیه و هسته ای از واژه شده است. با وجود اینکه هیچ ک از مترجم ها در ارائه برابر نهادهای دقیقِ واژه های مورد بررسی، کاملاً موفق عمل نکرده اند؛ باید اشاره نمود به ترتیب ترجمه های رضایی اصفهانی، الهی قمشه ای، آیتی، معزی و فولادوند دربردارنده بیشترین تا کمترین توجه به آحاد معنایی واژگان قرآنی بوده اند.