فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳۸٬۶۶۱ تا ۲۳۸٬۶۸۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
بررسی تطبیقی حکمت اشراق در معماری مساجد دوره صفویه و معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال شانزدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۹
28 - 56
حوزههای تخصصی:
معماری اسلامی مانند دیگر انواع معماری، با معرفت شناسی و هستی شناسی در فرهنگ جامعه مرتبط است.برای درک معماری سنتی اسلامی، یا هر صورت دیگری از معماری سنتی، شناخت شیوه نگرش های سنتی به کلیت معماری و اجزایش ضروری است. مهم ترین این اجزا فضا است. دوره صفویه(1135-907ق) یکی از دوره های درخشان معماری در ایران است. این دوره تاریخی یکی از حساس ترین مقاطع تاریخی از نظر رونق فرهنگ و تفکر اسلامی نیز بوده است. در دوره معاصر با گسترش ارتباط با غرب معماری اسلامی نیز تا حدی تحت تأثیر نوآوری های جدید قرار گرفت. مسئله ای که می توان اینجا مطرح کرد میزان تأثیرپذیری معماری عصر صفویه و معماری دوره معاصر از نظر وجود نشانه های حکمت اشراق در آنهاست. این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی انجام شده است. معماری مسجد جامع اصفهان و مسجد الغدیر تهران به عنوان نمونه های بارز معماری دوره صفویه و دوره معاصر به عنوان دو اثر معماری مورد واکاوی قرار گرفته است و یافته های پژوهش حاکی از این است که عالم مثال در ذهن معمار دوره صفوی براساس آیات و روایات است، لذا در معماری مسجد امام اصفهان، حکمت اشراق به گونه ای آشکار بازتاب یافته است. در مسجد الغدیر خلوص احجام به کار رفته، به کارگیری مصالح و تزیینات آجری و کاشی کاری در نما، استفاده از عناصر و مفاهیم معماری گذشته و بیان جدیدی از آن ها، بیانگر تأثیر نهضت های پست مدرنیسم در معماری دوره معاصر است. اهداف پژوهش 1.بازشناسی نشانه های حکمت اشراق در مسجد جامع اصفهان و مسجد الغدیر تهران 2. بررسی تطبیقی معماری مسجد جامع اصفهان و مسجد الغدیر تهران سؤالات پژوهش 1.حکمت اشراق چه تأثیری بر معماری مسجد جامع اصفهان و مسجد الغدیر تهران دارد؟ 2. معماری مسجد امام اصفهان با مسجد الغدیر تهران چه شباهت ها و تفاوت هایی با یکدیگر دارند؟
کاربرد پارادوکس درمانی برای درمان اختلال بدشکلی بدنی: مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره نوزدهم زمستان (بهمن) ۱۳۹۹ شماره ۹۵
1371-1387
حوزههای تخصصی:
زمینه: اختلال بدشکلی بدنی ( BDD )، به عنوان یک وضعیت بالینی ناتوان کننده، اگر درمان نشود به یک بیماری مزمن تبدیل خواهد شد. بنابر این، درمان BDD یک نیاز فوری بالینی محسوب می شود. هدف: یکی از اهداف این مقاله، معرفی اصول و فنون یک مدل جدید روان درمانی برای اختلال های روانشناختی با عنوان اختصاری PTC (پارادوکس + برنامه زمانی = درمان) است. هدف دوم، سنجش نتایج کاربرد مدل رواندرمانی PTC برای درمان اختلال بدشکلی بدنی است. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه موردی بالینی است. در این مقاله، فرآیند و نتایج درمان PTC برای یک بیمار زن 33 ساله مبتلا به BDD به طور کامل گزارش می شود. مقیاس بدشکی بدنی ادراک شده ( PBDS )، مقیاس افسردگی بک ( BDI )، مقیاس اضطراب بک ( BAI ) و مقیاس درجه بندی ذهنی نتایج درمان ( TOSRS ) توسط بیمار تکمیل شد. یافته ها: نتایج درمان پنج جلسه ای PTC برای این بیمار، به طور کامل موفقیت آمیز بود. پیگیری های 24 ماهه و 36 ماهه نیز نشان داد که تغییرات درمانی از ثبات و استمرار برخوردار بوده و در این دوره هیچ بازگشتی صورت نگرفته است. نتایج درمان این بیمار، تأثیرات درمانی عمیق و پایدار مدل روان درمانی PTC را در کوتاه ترین زمان ممکن برای درمان BDD تأیید می کند. مکانیسم های تأثیرگذاری "برنامه زمانی پارادوکسی" و انطباق آنها با نتایج درمان بیمار در این مقاله تشریح شده است. نتیجه گیری: مدل رواندرمانی PTC ، به عنوان رویکردی بسیار کوتاه مدت، ساده، تأثیرگذار، کارآمد، و در عین حال اقتصادی برای درمان BDD معرفی و پیشنهاد می شود.
هزینه های کیفیت
منبع:
حسابدار ۱۳۷۸ شماره ۱۳۲
حوزههای تخصصی:
نگاهی به چهار نسخه خطی دیوان حافظ متعلق به کتابخانه دانشگاه لیدن
منبع:
معارف ۱۳۷۰ شماره ۲۳
حوزههای تخصصی:
تاثیرات شرق نزدیک و میانه
تغییرات تدریجی نفوس دنیا تا زمان حاضر
حوزههای تخصصی:
فتح الرحمن
منبع:
فرهنگ ۱۳۶۸ شماره ۴ و ۵
حوزههای تخصصی:
حافظ
حوزههای تخصصی:
دیباچه بر کتاب رشحات عین الحیوة
فرا آیی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
آب و چالش های آن
حوزههای تخصصی:
معرفی و بررسی کتاب فرهنگ علوم اجتماعی
منبع:
کتاب ماه ۱۳۷۷ شماره ۸
بررسی تطبیقی جایگاه دفاتر رسمی فرانسه و ایران: گزارش علمی یک سفر
منبع:
کانون ۱۳۸۷ شماره ۸۳
حوزههای تخصصی:
عرش و کرسی
حوزههای تخصصی:
خطر صلح
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی نظریه ملاصدرا در باب فضایل معرفتی عقلی با نظریه زگزبسکی و پلانتینگا (با تأکید بر کارکرد قوه معرفتی کسب باورهای دینی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
از مقایسة نظریه معرفت شناختی ملاصدرا با نظریه معرفت شناختی فضیلت گرایانة معرفت شناسانی مانند زگزبسکی و پلانتینگا، می توان استنباط کرد که نظریة ملاصدرا جزو نظریه های معرفت شناختی مبتنی بر فضیلت قرار می گیرد. پلانتینگا به فضیلتمندی قوای مولد باور و زگزبسکی علاوه بر آن به تأثیر کارکرد قوای اخلاقی (فضایل اخلاقی) بر کارکرد قوای عقلانی در تولید معرفت توجه کرده است. در واقع هر یک از ایشان به وجهی از مؤلفه های مؤثر بر ایجاد و شکل گیری باور توجه کرده اند و از این رو نظریه کامل و بدون اشکالی نیستند. اما ملاصدرا در نظریه معرفت شناختی خویش به فضیلتمندی قوای مولد باور، تأثیر عملکرد قوای اخلاقی بر قوای عقلانی، کارکرد متناظر آنها در تولید باور و فرایند مؤدی به صدق باور توجه کرده است. پلانتینگا اعتقاد دارد فقط قوای مولد باور موجب تولید باور هستند، زگزبسکی و ملاصدرا نیز تولید و ایجاد باور را به قوای مولد باور نسبت می دهند، اما معتقدند قوای اخلاقی، بستر و زمینة مناسب شکل گیری باور صادق را مهیا می کنند. ملاصدرا علاوه بر قوای مولد باور و قوای بسترساز، دو فرایند اعتماد پذیر و مؤدی به صدق وحی و الهام (که باورهای صادق و معتبر تولید می کنند) را پیش می نهد.