به دنبال انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم میلادی، پیشرفت های شگرفی در عرصه علمی پدیدار شد. بروز چنین پیشرفت هایی در جامعه جهانی، مسائل نوظهور زیادی را به وجود آورد و ذهن حقوق دانان را وادار به یافتن پاسخ کرد. یکی از این مستحدثات، نهاد ایجاب ملزِم است. در مورد اثر ایجاب ملزم بر خلاف عقیده برخی از فقها و حقوق دانان باید بگوییم که ایجاب یک عمل حقوقی یک طرفی است که هیچ التزامی در نتیجه آن برای موجب به وجود نمی آید و موجب هر زمانی تا قبل از قبول می تواند از ایجاب خود عدول کند؛ یعنی اینکه به صرف مقید کردن ایجاب به مدت معین هیچ التزامی به وجود نمی آید، مگر اینکه موجب به طور ضمنی یا صریح اسقاط حق عدول کرده باشد. در مورد مسئولیت مدنی عدول کننده نیز، فقط با تمسک به قاعده لاضرر، با توجه به این نکته که لاضرر توان جعل حکم دارد، با وجود شرایطی ملزم به جبران خسارت طرف مقابل می شود.
به پیکره درآمدن مکان در جهان، وابسته به اندیشه و خیالی است که برپایه «سفر » در عوالم وجودی )جهان وجودی(، روی م یدهد. این سفر، ساختاری وجودی را در قالبِ مبداء/مسیر/مقصد، به دست می دهد که انسان م یتواند در «حَضر » برای انتظا مبخشی مکان به کار بندد. کاربستِ این ساختار وجودی، جهانی را در مکان، گشوده می دارد. این جهان به نوبه خود، فضاهایی را برای «رویداد زندگی »، مهیا می سازد. نوعی زندگی که آدمیان در آن، نسبتی با وجود یافته و آن را تجربه م یکنند. در چنین حالتی می توان اذعان داشت که مکان به مثابه مرکز یا مرکز به مثابه یک مکان، برفلسفه حیات استوار شده است. مکتب اصفهان و هایدگر، هریک از راهی جداگانه، برپایه «وجود و موجود »، آرایی بنیادین به دست داد هاند که خود به ساختارهای معنابخش در حوزه های «جهان « ،» مکان » و «زندگی » و از آن مسیر به معنای مرکز راه می برند. این مقاله در قلمرو این دو طیف از آراء، در پی بازخوانی بنیادها و ساختارها در جهت دستیابی به معنای مرکز است. چنین امری، پژوهش را در حوزه روش شناسی، متکی بر حوزه تفسیری با رویکرد تطبیقی م یکند. هر چند بنیادها و ساختارها، خود ریشه در حوزه استدلال منطقی دارند. موضوعی که در این مقاله به آن پرداخته می شود، بررسی تطبیقی بنیادها در آراء هستی شناسانه این دو طیف بوده که بدواً معنای لازم را به جهان وانسان یا عالم و آدم، می بخشد. سپس این مقولات، بازخوانی معنای مرکز را در حوزه های سه گانه جهان، مکان و زندگی در ارتباط و پیوندی معنادار با هم به دست م یدهند. یافته های این پژوهش به عنوان پیش فهم، می تواند زمینه فهمِ دگرگونی در ساختارهای تاریخی معنابخش مرکز را در نسبت با دوران معاصر نیز میسر سازد. وجهی که معطوف به دگرگون شدنِ فلسفه مکان از حوزه هستی شناسانه به حوزه زیست شناسانه بوده است.
"قرن بیست و یکم یا عصر ارتباطات به تعبیری زمان و عصر تغییر مفاهیم است . اگر چه دهکده جهانی مک لوهان شاید می توانست به ظاهر مطلوب بسیاری باشد ولی عمق آثار و تبعات آن حداقل برای مردم و غالب کشورها مجهول بود . ورود به انی عرصه ، اقتضائات جدیدی را طلب کرده است که از لوازم ورود به این عصر است ، لوازمی که انسانها را اسیر خود کرده است و با خود ره هر سو که بخواهد می کشاند . بدین ترتیب اگر چه در نظریه های حمایت از حقوق مصرف کننده ، فرضیه ها و مسئولیتهایی تصور می شود اما اقتضای عصر ما این است که در زیر هجوم تبلیغات ، انسانها قدرت انتخاب خود را از دست داده اندو اگر چه در حین خرید کالا بین الف و ب تا ی یکی را انتخاب می کنند ولی این مجموعه توسط یک نظام به آنها تحمیل شده . آن هم به گونه ای که حتی معیارهای انتخاب توسط نظام برگزیده شده است ،در واقع آزادی انسانها یک آزادی مطلوب شخصی نیست بلکه حدود و ثغور و حتی نوع آن توسط نظام تحمیل می شود . براین اساس است که باید گفت مفهوم آزادی دگرگون شده و حتی براین اساس قصد ، اراده و رضایت نیز حاوی مفاهیم جدیدی شده است .
"
امروزه شغل درونی از شغل بیرونی اهمیت بیشتری یافته است. بر خلاف موفقیت بیرونی در شغل که بر معیارهای عینی و سلسله مراتبی تمرکز دارد، شغل درونی برداشت فرد از میزان موفقیت در شغل را مبنا قرار می دهد. در این تحقیق به طراحی الگوی عوامل ادراکی مؤثر بر موفقیت شغلی در شرکتهای خدماتی استان فارس پرداخته شده است. بدین منظور، با مطالعة ادبیات موفقیت شغلی، 34 عامل مؤثر بر موفقیت شغلی شناسایی و از طریق فرایند دلفی در چهار مرحله از این 34 عامل، هفت عامل به عنوان مهم ترین عوامل ادراکی، شناسایی و مبنای طراحی مدل قرار گرفتند که عبارتند از: ادراک از حمایت سازمانی،تناسب فرد و سازمان، ادراک از مسیر پیشرفت شغلی، خودکارامدی شغلی، انگیزش درونی در شغل، جو یادگیری سازمان ، و عزّت نفس سازمانی. پس از طراحی مدل اشباع شده و جمع آوری داده ها از طریق پیمایش، الگوی مسیری نهایی با نرم افزار لیزرل طراحی و آزمون شد و اصلاحات لازم در آن انجام گرفت. در الگوی نهایی، تمامی روابط مسیری در سطح معناداری 0.05 مورد پذیرش قرار گرفت. همچنین شاخص های برازش مدل بیانگر برازش داده ها با الگو در سطح قابل قبول بود. نتایج و پیشنهادهای تحقیق می تواند راهگشای موفقیت شغلی کارکنان در شرکتهای خدماتی و سایر شرکتهای مشابه باشد.