ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۳۲۱ تا ۱۵٬۳۴۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
۱۵۳۲۱.

پیامدهای روانی کووید 19بر زنان روستایی: درس هایی از همه گیری COVID-19 در زمینه سلامت روان زنان روستایی سرپرست خانوار شهرستان کنگاور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۳۳
همه گیری ویروس کرونا اثرات روانی زیادی بر سلامت روان قشرهای آسیب پذیر از جمله زنان سرپرست خانوارهای روستایی گذاشته است. لذا مطالعه حاضر با هدف شناسایی پیامدهای روانی اپیدمی کووید-19 بر این قشر آسیب پذیر روستایی و ارائه درس هایی از همه گیری این ویروس انجام شده است. مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و به شیوه فنومنولوژی (پدیدارشناسی) انجام شده است و گروه نمونه متشکل از 24 زن سرپرست خانوار است که به روش هدفمند انتخاب شدند. اطلاعات این گروه با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. جهت اعتبار پذیری داده ها نیز از روش مثلث سازی استفاده شد. سپس داده ها با روش کلایزی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها منجر به شناسایی 27 مضمون اولیه و 8 مضمون فرعی از پیامدها شد که 7 پیامد اصلی شامل؛ پیدایش مشکلات روحی و روانی، کاهش کیفیت زندگی کاری و بی ثباتی شغلی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری، خود کارآمدی و ترس از آینده را در تجربیات مشارکت کنندگان نشان داد. همه گیری کووید-19 دوران چالش برانگیزی بود که پیامدهای آن تابه حال دامن گیر مردم بوده است . بر این اساس می توان گفت، رویکردها و مداخلات بهداشت عمومی از سوی سازمان ها و ارگان های مرتبط باید با اولویت حمایت از اقشار آسیب پذیر جامعه از جمله زنان سرپرست خانوار باشد و سیاست ها نیز بایستی پاسخگوی نابرابری های جنسیتی و اجتماعی باشند تا زمینه کاهش اثرات منفی همه گیری های جهانی را چه در طول و چه پس از همه گیری فراهم آورد.
۱۵۳۲۲.

استقرار قوانین هوش مصنوعی در مبارزه با پولشویی و بازیابی دارایی ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۴۷
با توجه به پیشرفت های سریع فناوری های دیجیتال و نقش برجسته آن ها در بهبود فرآیندهای قانونی و مقابله با جرایم مالی، استفاده از هوش مصنوعی در این حوزه ها به شدت مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش بررسی می کند که چگونه هوش مصنوعی می تواند فرآیندهای مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم را بهبود بخشد و در بازیابی دارایی ها مؤثر واقع شود؟، در حالی که رعایت حقوق اساسی افراد نیز اهمیت زیادی دارد. هدف اصلی این پژوهش تحلیل اصول گروه اقدام مالی، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی و اتحادیه اروپا در زمینه هوش مصنوعی است، همچنین تأثیر تحول دیجیتال بر مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم و نقش هوش مصنوعی در بهینه سازی این فرآیندها مورد بررسی قرار می گیرد. روش تحقیق این پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی است که در آن اطلاعات مورد نیاز از منابع کتابخانه ای جمع آوری و ابزار گردآوری داده ها شامل گزارش ها، مقالات علمی و قوانین مرتبط با موضوع پژوهش است. یافته های پژوهش نشان می دهند که برای کاهش خطرات ناشی از استفاده از فناوری های نوین در مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم، ایجاد یک چهارچوب قانونی جدید با تدابیر حفاظتی قوی ضروری است.
۱۵۳۲۳.

ملاحظات فقهی در باب روش های نوین زیبایی: تعادل میان احکام دینی و کرامت انسانی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۳
یکی از مهم ترین ساحت های وجودی انسان، کرامت و ارزشمندی اوست؛ انسان دارای دو نوع کرامت ذاتی و اکتسابی است؛ آنچه می تواند زمینه سعادت و رستگاری او را فراهم کند، کرامت اکتسابی و ارزشی است که در پرتو ایمان و اعمال صالح به دست می آید. بی گمان برخورداری زنان از کرامت انسانی، بر مبانی و پایه های مهمی ازجمله بُعد معنوی شخصیت زنان و نقش آنان در انسان سازی، ظرفیت تحصیل علم و دستیابی به کمالات انسانی، برخورداری از نیروی تعقّل و اندیشه و هدف غایی در خلقت آنان استوار است. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، این نتایج حاصل شده است که: اگرچه میل به زیبایی و تنوّع طلبی، از جمله امیان فطری در وجود انسان است که در زنان به عنوان یکی از مظاهر زیبایی و جمال به هنگام خلقت قرار داده شده است؛ لیکن چنانچه از این میل در راه صحیح استفاده نشود و موجب توجّه افراطی زنان به مصادیق آرایش های نوپدید و در نهایت تبرّج و خودنمایی شود؛ ازآنجایی که نتیجه ای جز ابتذال شخصیت زن، غفلت از فلسفه آفرینش و بازماندن از سیر تکامل اخلاقی و معنوی به دنبال ندارد، در منافات با کرامت و منزلت جایگاه زن قرار می گیرد که به حکم قاعده عقلی «دفع ضرر احتمالی واجب است»، باید ترک شود.
۱۵۳۲۴.

The Effects of Innovative Organizational Climate on Job Performance in Private-sector Employees: Mediating Role of Job Motivation and Self-Efficacy

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۱
Objective : The purpose of the present research was to investigate the impact of innovative organizational climate on the job performance of private sector employees, taking into account the mediating role of job motivation and self-efficacy. Methods : A descriptive-correlation approach was employed in the current investigation, utilizing structural equation modeling. The population of the study consisted of 384 employees from the private sector, aged between 21 and 49 years (with a mean age of 35.11±8.17 years), who willingly participated in the present study. The research was conducted in Tehran, Iran, in the year 2023. The participants were selected through a convenience sampling method, adhering to the guidelines outlined by Krejci and Morgan. Standard questionnaires were used for data collection. Pearson correlation test and structural equation modeling were used for data analysis. Results : Results revealed that innovative organizational climate significantly affected job performance (T=6.284). Moreover, innovative organizational climate significantly affected job motivation (T=11.594). Furthermore, innovative organizational climate significantly affected self-efficacy (T=9.509). In addition, job motivation had significantly mediated the relationship between innovative organizational climate and job performance (P<0.001). Finally, self-efficacy had significantly mediated the relationship between innovative organizational climate and job performance (P<0.001). Conclusion: Based on the findings of this research, it is recommended that market holders focus on promoting and enhancing the factors and components that contribute to the innovative organizational climate of private-sector employees. Additionally, greater emphasis should be placed on job motivation and self-efficacy of the private-sector employees. 
۱۵۳۲۵.

ارائه مدل برنامه ریزی آرمانی مسیریابی استوار شبکه حمل و نقل چندوجهی در شرایط عدم قطعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۹
انتخاب مسیر در شبکه های حمل ونقل چندوجهی یکی از مسائل کلیدی در مدیریت و برنامه ریزی حمل ونقل است که با توجه به ماهیت چندوجهی و پیچیدگی های ناشی از عدم قطعیت، نیازمند رویکردهای پیشرفته در مدل سازی و بهینه سازی است. هدف این پژوهش ارائه یک مدل ریاضی چندهدفه برای انتخاب مسیر بهینه در شبکه حمل ونقل چندوجهی است که در آن هزینه های حمل ونقل، انتشار کربن و انحراف زمان ارسال به حداقل برسد ضمن اینکه ارزش کالا حفظ شود. این مدل با در نظر گرفتن پنجره های زمانی و مدیریت عدم قطعیت، به دنبال ارائه راه حل های پایدار برای بهبود عملکرد سیستم های حمل ونقل است. در این مدل ظرفیت و تقاضا حمل ونقل در هر دوره ثابت و هزینه ها و زمان غیر قطعی هستند. خروجی حل این مدل انتخاب مسیر و حالات حمل ونقل به گونه ای است که اهداف مدل بهینه شود. همچنین از رویکرد بهینه سازی استوار برای مدیریت عدم قطعیت و ارائه مدلی که در شرایط غیرقطعی نیز قابلیت اطمینان خود را حفظ کند، استفاده شده است. به منظور اعتبارسنجی مدل، یک مثال عددی شبکه حمل ونقل چندوجهی با رویکرد برنامه ریزی آرمانی حل شده است. نتایج نشان می دهند که مدل پیشنهادی با استفاده از بهینه سازی استوار، انعطاف پذیری لازم برای تطبیق با تغییرات را دارد و می تواند به بهبود کیفیت خدمات و کاهش هزینه های عملیاتی کمک کند. همچنین استفاده از رویکرد بهینه سازی استوار در شبکه حمل ونقل چندوجهی منجر به افزایش تاب آوری و کارایی شبکه می گردد.
۱۵۳۲۶.

شناسایی عوامل مؤثر بر شکل گیری روحیه دین گریزی دانشجو معلمان مرد دانشگاه فرهنگیان علامه طباطبایی خرم آباد: یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۲
دینداری و انجام اعمال مذهبی نیاز انسان در جهان هستی است. نیاز به فهمیدن مبدأ و خود، نیاز به فهمیدن هدف زندگی و نقش انسان در زندگی، نحوه ارتباط با دیگران و پاسخ انسان به جهان هستی از جمله این نیازها است. هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر در شکل گیری روحیه دین گریزی در دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان بود.جامعه آماری پژوهش دانشجومعلمان پردیس علامه طباطبایی خرم آباد بودند که تعداد ۱۸ نفر به عنوان نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و همچنین اشباع نظری انتخاب شدند.داده های استخراج شده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با استفاده از روش پدیدارشناسی و کدگذاری استخراج مضامین اصلی و فرعی مورد تحلیل قرارگرفتند. یافته ها حاکی از شناسایی 162کد باز در17 مضمون فرعی از7 مضمون اصلی که شامل پیگیری نکردن حصول معرفت دینی، به کار نبستن اصول منطقی تفکر، عدم انتقال معارف صحیح به شیوه فراگیر از سوی سازمان های مربوطه، نگرش منفی یا خنثی خانواده به مقوله دین، تاثیر معکوس ناشی از عملکرد خانواده، سوء استفاده از اخلاق و احساس به وسیله دوستان، قدرت انتقال اثر منفی ناشی از فضای پرجاذبه دوستی، عقاید و رفتارهای نادرست دوستان بد، تبلیغات سوء رسانه ای در فضای مجازی، ماموریت رسانه ای در جهت دین گریزی مردم، جهل صاحب رسانه و مخاطب، مشکلات اقتصادی و معیشتی جامعه، اثرات فکری و ذهنی غلط، اثرات عملکردی در خلاف جهت آموزه های دینی،ابتلای افراد به آسیب های اجتماعی، رواج گناه، چالش های ویژه مقابله و حل آسیب های اجتماعی، عملکرد ضعیف و منفی افراد مذهبی یا به ظاهر مذهبی، نقص معرفتی در میان افراد مذهبی، رفتارهای غلط ناشی از سوگیری های شخصی و بی توجهی مردم به راه های صحیح شناخت دین از جمله عواملی هستند که سبب شکل گیری روحیه دین گریزی در میان دانشجومعلمان می شود.یافته های حاصل از پژوهش می تواند جزء برنامه های اصلاحی نهادهای فرهنگی مرتبط به خصوص دانشگاه فرهنگیان، آموزش و پرورش و آموزش عالی جهت رفع این مساله قرار گیرد.
۱۵۳۲۷.

بازآفرینی برند، تجربه مشتری و تأثیر آن ها بر کیفیت خدمات و وفاداری مشتری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۱۵
تغییرات سریع و مداوم در محیط کسب وکار، بازآفرینی برند را به عنوان ابزاری استراتژیک در حوزه مدیریت برند با هدف ایجاد نگرش مطلوب تر در ذهن مصرف کننده،کسب هویت و تصویر جدید از برند تبدیل کرده است؛ براین اساس، پژوهش حاضر با هدف مطالعه تأثیر بازآفرینی برند و مدیریت تجربه مشتری بر وفاداری مشتری با در نظر گرفتن متغیر میانجی کیفیت خدمات انجام شده است. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، در زمره تحقیقات کاربردی با رویکرد کمّی و به لحاظ شیوه اجرای تحقیق، در زمره تحقیقات توصیفی_پیمایشی و از حیث زمانی از نوع تحقیقات مقطعی به شمار می آید. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه مشتریان بانک سامان مستقر در شهر تهران هستند که در سال های اخیر از بازآفرینی هویت برند استفاده کرده اند. داده ها با استفاده از روش میدانی پرسش نامه از ۳۸۴ مشتری جمع آوری شده است. برای آزمون فرضیات از حداقل مجذورات جزئی و نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها حاکی ازآن است که بازآفرینی برند و مدیریت تجربه مشتری بر کیفیت خدمات و وفاداری مشتری تأثیر مستقیم و معنادار دارد و تأثیر کیفیت خدمات بر وفاداری مشتری در بانک سامان نیز معنادار است. همچنین میانجی گری کیفیت خدمات در رابطه بین بازآفرینی برند و مدیریت تجربه مشتری و وفاداری مشتری به شکل معناداری تأیید شد. ایجاد هویتی مشخص برای برند، ساختن ارزش، تفاوت قابل تشخیص با رقبا و افزایش ارتباطات و بهبود تجربه مشتری اهمیت ویژه ای در ماندگاری یک برند در چرخه رقابت و اذهان مشتریان در فرایند بازآفرینی برند خواهد داشت.
۱۵۳۲۸.

بررسی تطبیقی متلاحمه و نافذه در حقوق کیفری ایران و فقه امامیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۹
متلاحمه و نافذه جراحاتی هستند که در فقه جزای اسلام وضع شده اند. بر اساس نظر مشهور فقها، متلاحمه از قسم شجاج بوده و مقدار زیادی در گوشت فرو می رود، اما به سمحاق نمی رسد. لکن نافذه را جراحتی دانسته اند که در اثر ورود نیزه یا خنجر در اطراف بدن (دست و پا) به وجود می آید و از قسم شجاج محسوب نمی شود. اما در مقابل، فقهایی هستند که نظر متفاوتی دارند و معتقدند نافذه آن است که نسبت به باضعه نفوذ عمیق تری دارد و متلاحمه نامیده می شود. متلاحمه و نافذه به ترتیب در مواد 709 و 713 ق.م.ا مورد توجه مقنن قرار گرفته اند که در مواد مذکور به تعریف و احکام آن ها پرداخته شده است. هدف این پژوهش آن است که این دو جراحت را مورد تحلیل و بررسی قرار دهد تا به این نتیجه برسد که آیا امکان دارد متلاحمه و نافذه را جراحت یکسانی دانست یا خیر؟ یافته ها نشان می دهد که متلاحمه و نافذه در بسیاری از احکام با یکدیگر تناقض دارند و نتیجه آن است که با توجه به اختلافات موجود امکان یکی دانستن این جراحات بعید به نظر می رسد. پژوهش حاضر بر اساس روش توصیفی-تحلیلی درصدد آن است که با دلایل متقن به تقویت نفی همانندی جراحات مذکور بپردازد.
۱۵۳۲۹.

جبران خسارت و مسئول آن در زنای اکراهی از منظر حقوق کیفری ایران و فقه مذاهب خمسه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۱۹
خسارت در لغت به معنای صدمه و آسیب است. اگر صدمه، جسم و بدن را تحت تأثیر قرار دهد، زیان مادی و اگر به روح و روان خدشه وارد نماید، زیان معنوی نامیده می شود. هدف از نگارش این پژوهش، بررسی مصادیق و مبانی فقهی زیان مادی و معنوی در جرائم جنسی اکراهی و تعیین مسئول پرداخت خسارت در فروض مختلف با رویکرد تطبیقی است. پژوهش حاضر از نوع نظری و روش تحقیق به شیوه توصیفی تحلیلی است. نحوه گردآوری اطلاعات این پژوهش نیز به روش کتابخانه ای است. یافته های این پژوهش بیانگر این است که اولاً، خسارت معنوی طبق اصول فقهی و روایات وارده، قابل پرداخت است؛ ثانیاً، مسئول پرداخت خسارت در فروض مختلف قابل بررسی بوده و حکم واحدی در این رابطه وجود ندارد؛ به گونه ای که در پاره ای از مواقع و با توجه به اصول فقهی، شخص ثالث ضامن جبران خسارات است، نه اشخاصی که از رابطه جنسی بهره مند شده اند. با توجه به اینکه در حقوق ایران، پرداخت خسارت معنوی با ابهام جدی روبه روست، برخی قائل به این هستند که با پرداخت دیه، مجالی برای خسارت معنوی باقی نمی ماند، اما برخی طبق روایات وارده و قواعد فقهی، پرداخت آن را امکان پذیر می دانند؛ بنابراین، واجب است مقنن هرچه زودتر تکلیف این مسئله را روشن نماید.
۱۵۳۳۰.

بازشناسی و خوانش مؤلفه های تصویری قلمدان کیانی در دوره ناصرالدین شاه و هنرمند آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۱۶
آثار هنری، جدا از جنبه های تاریخی آن، یکی از نمودهای فن و هنر در تاریخ نقاشی و قلمدان نگاری ایرانی هستند. قلمدان نگاری های ایرانی دارای نقوشی ظریف، زیبا و ویژگی های مفهومی و نمادین از زمانه خود است. این پژوهش به مطالعه قلمدان نگاری ایرانی و قلمدان کیانی، اثر سید محمد پرداخته است. این قلمدان نفیس و نادر، در تصویر مرکزی روی قاب قلمدان، ناصرالدین شاه را روی تخت کیانی نشان می دهد. در اطراف این تصویر، تصاویری از شاهان باستانی و افسانه ای ایرانی مانند کیکاووس و کیخسرو از شاهنامه فردوسی، در قاب مرکزی تصویر شده اند. همچنین دراویش مطرح ایرانی نیز در این قلمدان تصویر شده اند که تأکیدی بر شیعی نگاری است. هدف از این پژوهش معرفی قلمدان کیانی و پی بردن به شاخصه های آن، مطالعه تصاویر و ارتباط آن با ادبیات اسطوره ای ایران، شیعی نگاری و نگاره خود نقاش در داخل قلمدان است. سؤالات این پژوهش عبارت اند از: 1. ویژگی های ساختاری، فنی و محتوایی قلمدان کیانی کدم اند؟ 2. هنرمند قلمدان کیانی کیست و ویژگی های هنری آثار او چیست؟ روش تحقیق در این پژوهش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و بررسی نمونه موزه ای قلمدان نفیس کیانی انجام شده است. شیوه تحلیل قلمدان نگاری بر اساس اصول و قواعد تجسمی به کاررفته در ویژگی های ظاهری قلمدان کیانی و ارتباط آن با ادبیات تاریخی و عرفانی ایرانی است. نتایج پژوهش نشان داد، این قلمدان با تأثیرپذیری از ادبیات و عرفان ایرانی در تلفیق با هنر پیکرنگاری درباری دوره قاجار تصویر شده است. ارتباط دربار ناصرالدین شاه با شاهان افسانه ای ذکرشده در شاهنامه و خمسه نظامی در بخش شاهان در بیرون قلمدان و ارتباط اشعار عطار با دراویش ایرانی نعمت اللهی که در دوره زند و ابتدای قاجار مورد آزار قرارگرفته اند، تصویر شده و به عنوان یادبودی برای آنان به شمار می آید. این قلمدان دارای امضای فردی به نام سید محمد است که تصویر خود را به صورت خودنگاره در داخل قلمدان تصویر کرده و به نظر می رسد با توجه به تصویر محمد اسماعیل در قلمدان دیگری، این دو دارای شباهت سبک کاری بوده و هنرمندانی مستقل باشند.
۱۵۳۳۱.

تحلیل اثرات اقتصادی شهرک های صنعتی بر مناطق پیرامونی (مطالعه موردی: شهرک صنعتی سلیمان صباحی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۱
مقدمه امروزه، صنعت به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی، نقش محوری در پیشرفت مناطق کمتر توسعه یافته ایفا می کند. این بخش به دلیل قابلیت جابه جایی و انطباق عوامل تولید با شرایط مختلف جغرافیایی، نسبت به بخش کشاورزی از انعطاف بیشتری برخوردار است. ارتباطات پیشین و پسین صنعت با سایر بخش های اقتصادی، آن را به ابزاری مؤثر برای ساماندهی منابع و تحقق توسعه پایدار تبدیل کرده است. فرایند صنعتی شدن از چنان نقش محوری ای برخوردار است که می توان دستاوردهای فناورانه سه قرن گذشته را عامل اساسی پیشرفت و رونق اقتصادی کشورهای توسعه یافته در عصر حاضر دانست. از این رو، صنعتی شدن به عنوان یک تصمیم تعیین کننده و نیازی اجتناب ناپذیر برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشورها تلقی می شود. بر این اساس، بیشتر کشورها با برنامه ریزی و سیاست گذاری های هدفمند به سمت صنعتی شدن حرکت می کنند. یکی از این سیاست ها، احداث شهرک های صنعتی است که با هدف تجمیع فعالیت های تولیدی و صنعتی در یک محدوده جغرافیایی مشخص طراحی می شوند. این شهرک ها با جذب سرمایه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و توسعه صنایع خدماتی و پشتیبان، به تحقق اهداف اجتماعی اقتصادی کمک می کنند. با این حال، توسعه شهرک های صنعتی می تواند چالش هایی مانند آلودگی محیط زیست را نیز به همراه داشته باشد. در ایران، سابقه احداث شهرک های صنعتی به سال 1333 و تأسیس اولین شهرک صنعتی در کرج باز می گردد. شهرک صنعتی سلیمان صباحی آران و بیدگل (استان اصفهان) که در سال 1370 تأسیس شد، با میزبانی بیش از 500 واحد صنعتی، به ویژه در صنعت فرش ماشینی، به یکی از مراکز کلیدی صنعتی منطقه تبدیل شده است. اقتصاد آران و بیدگل به طور قابل توجهی به این شهرک وابسته است و حضور کارگران در آن، منبع اصلی درآمد و اشتغال منطقه را تشکیل می دهد. با وجود پژوهش های متعدد درباره نقش شهرک های صنعتی در توسعه اقتصادی ایران، تأثیرات اقتصادی شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر شهر آران و بیدگل تا کنون بررسی نشده است. این پژوهش با هدف پر کردن این شکاف، به ارزیابی تأثیرات این شهرک بر شاخص های کلیدی توسعه اقتصادی، شامل ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و بهبود کیفیت زندگی می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که ایجاد و توسعه شهرک صنعتی سلیمان صباحی چه تأثیری بر شاخص های توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است؟ فرضیه پژوهش بر این است که این شهرک تأثیر مثبتی بر شاخص های توسعه اقتصادی منطقه داشته است. مواد و روش ها این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی با رویکرد کمی و کاربردی است. جامعه آماری شامل 92287 نفر از ساکنان شهر آران و بیدگل بود. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شد و با استفاده از فرمول کوکران و خطای 5 درصد، حداقل حجم نمونه 383 نفر تعیین شد. برای اطمینان از کفایت داده ها، 440 پرسشنامه توزیع شد که پس از حذف 40 پرسشنامه ناقص یا غیر معتبر، 400 پرسشنامه معتبر (91 درصد نرخ پاسخ دهی) برای تحلیل انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته با 13 سؤال در مقیاس لیکرت پنج درجه ای بود که ابعاد اصلی شاخص اقتصادی مانند اشتغال و درآمد را پوشش می داد. سؤالات مثبت (11 سؤال) و منفی (2 سؤال شامل افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی) به صورت تصادفی در پرسشنامه قرار گرفتند تا از سوگیری پاسخ جلوگیری شود. سؤالات منفی برای تحلیل یکنواخت در نرم افزار SPSS ریکود شدند. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط پنج متخصص اقتصاد منطقه ای و روش تحقیق تأیید شد. پایایی ابزار با ضریب آلفای کرونباخ (0/87) محاسبه شد که نشان دهنده پایایی بالای پرسشنامه است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. برای توصیف داده ها، از شاخص های آماری توصیفی (میانگین، انحراف معیار، فراوانی و درصد) و برای آزمون فرضیات، از آزمون های T تک نمونه ای (مقایسه میانگین شاخص اقتصادی با مقدار مرجع 3)، فریدمن (رتبه بندی متغیرها) و T گروه های مستقل (مقایسه پاسخ های مردان و زنان) استفاده شد. سطح معناداری آزمون ها 0/05 بود و نرمال بودن داده ها با آزمون کولموگروف اسمیرنوف تأیید شد. همچنین، 13 متغیر کلیدی اقتصادی، از جمله ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، کاهش فقر، جذب سرمایه گذاری و تغییر کاربری اراضی، با تعاریف عملیاتی مشخص انتخاب شدند تا تأثیرات شهرک صنعتی به صورت جامع بررسی شود. یافته ها نتایج آزمون T تک نمونه ای نشان داد میانگین کل شاخص اقتصادی (3/50) به طور معناداری بالاتر از مقدار مرجع 3 است (p<0.05) و اندازه اثر کوهن (d=0.74) اثر بزرگ را تأیید کرد. این یافته نشان دهنده تأثیر مثبت و قابل توجه شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل است. بررسی میانگین متغیرهای شاخص اقتصادی نشان داد از 13 متغیر، تنها متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» میانگینی کمتر از مقدار مرجع (3) داشت. سایر متغیرها میانگین بالاتر از حد متوسط را نشان دادند. با این حال، افزایش قابل توجه میانگین دو متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» و «تغییر کاربری اراضی» که معمولاً به عنوان پیامدهای منفی توسعه اقتصادی تلقی می شوند، نشان دهنده چالش هایی در دسترسی به مسکن و پایداری محیط زیست در منطقه است. نتایج آزمون فریدمن نشان دهندهتفاوت معنادار در رتبه بندی متغیرها توسط پاسخ دهندگان بود. به بیان دیگر، پاسخ دهندگان اهمیت متفاوتی برای متغیرهای پژوهش قائل شدند. در این راستا متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» با میانگین رتبه 9/76 بالاترین اهمیت و متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» با میانگین رتبه 4/60 کمترین اهمیت را از دیدگاه پاسخ دهندگان داشت. نتایج آزمون T گروه های مستقل نشان داد تفاوت معناداری بین پاسخ های مردان (میانگین 3/54) و زنان (میانگین 3/44) وجود ندارد، که نشان دهنده تأثیر اندک جنسیت بر ادراک شاخص اقتصادی است.  نتیجه گیری یافته ها نشان داد شهرک صنعتی سلیمان صباحی تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است. این تأثیر به ویژه در متغیرهای ایجاد اشتغال، افزایش تولید و افزایش صادرات محصولات مشهود است. با این حال، متغیرهای افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی به عنوان چالش های اصلی شناسایی شدند که می توانند پایداری توسعه را تهدید کنند. برای تقویت اثرات مثبت و کاهش چالش ها، پیشنهاد می شود: 1) تنظیم مقررات برای کنترل سوداگری ملکی و تأمین مسکن ارزان قیمت، 2) نظارت دقیق بر تغییر کاربری اراضی کشاورزی، و 3) استفاده از سیستم های بازچرخانی آب در واحدهای صنعتی برای مدیریت منابع آب در منطقه کویری. برای تحقیقات آتی، بررسی اثرات بلندمدت شهرک بر نابرابری درآمدی و پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی توصیه می شود. این پژوهش به دلیل تمرکز بر یک شهرک خاص، قابلیت تعمیم محدودی دارد و بررسی های بیشتر در سایر مناطق ضروری است.
۱۵۳۳۲.

بررسی ارتباط حس تعلق محله ای و مشارکت شهروندان در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری (مطالعه موردی: محلل جوادیه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۱۱
مقدمه با گسترش توسعه اقتصادی در کشورهای جهان سوم و رشد سریع جمعیت، شهرنشینی نیز با شتابی چشمگیر افزایش یافت؛ به گونه ای که شهرها دیگر توان پاسخ گویی به نیازهای جمعیت ساکن را نداشتند. در این راستا، دو رویکرد اصلی در دستور کار مدیران شهری قرار گرفت: نخست، توسعه منفصل از طریق ایجاد شهرهای جدید در اطراف کلان شهرها؛ و دوم، توسعه متصل با تمرکز بر نوسازی، بهسازی و بازسازی بافت های فرسوده شهری. به دلایلی همچون حفظ هویت تاریخی، ارزش های فرهنگی و اجتماعی، و جلوگیری از گسترش نامتوازن شهرها، سیاست های نگهداشت و ارتقای بافت های فرسوده مورد توجه ویژه قرار گرفت. بافت های فرسوده به دلیل ساختار کالبدی آسیب پذیر و زیرساخت های ناکارآمد، مستعد ناپایداری فضایی هستند و این امر موجب اختلال در نظام زیستی و کاهش کارایی عملکردی آن ها می شود. در میان این بافت ها، محله های سنتی و تاریخی جایگاه ویژه ای دارند؛ چرا که عناصر ارزشمند معماری و شهری را در خود جای داده و بازتاب دهنده فرهنگ، تاریخ و هویت جمعی اند. همچنین، مراکز تجاری و مسکونی موجود در این بافت ها به عنوان سرمایه های ملی و اجتماعی شناخته می شوند که نیازمند برنامه ریزی دقیق و اصولی برای ارتقا و بازآفرینی هستند. در این میان، بازآفرینی شهری به عنوان رویکردی جامع و چندبُعدی، نه تنها به کالبد شهر، بلکه به ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی آن نیز توجه دارد. این رویکرد انسان را به عنوان عنصر مؤثر در شهر در نظر می گیرد و برای هویت، رفتار، معیشت و سکونت او ارزش قائل است. بازآفرینی شهری با مجموعه ای از اقدامات هدفمند، به بهبود پایدار شرایط نواحی دستخوش تغییر کمک می کند و در این مسیر، مشارکت شهروندان نقشی کلیدی ایفا می کند. شهر تهران با بیش از ۳ هزار هکتار بافت فرسوده، با چالش های جدی در حوزه مدیریت شهری مواجه است. اجرای موفق برنامه های بازآفرینی در این بافت ها نیازمند فراهم سازی مجموعه ای از عوامل و پیش نیازهاست که یکی از انواع مهم آن ، تقویت حس تعلق محله ای در میان ساکنان است. این مقاله با تمرکز بر اهمیت مشارکت شهروندان در برنامه های بازآفرینی، به بررسی نقش حس تعلق محله ای به عنوان مؤلفه ای تأثیرگذار بر مشارکت پرداخته و در صدد پاسخ به این پرسش است که آیا میان حس تعلق محله ای و مشارکت شهروندان در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری محله جوادیه ارتباط معناداری وجود دارد یا خیر. مواد و روش ها با توجه به ماهیت پژوهش که بر درک تجربه زیسته، نگرش ها و معناهای ذهنی شهروندان نسبت به حس تعلق محله ای و مشارکت در بازآفرینی شهری تمرکز دارد، از رویکرد کیفی بهره گرفته شد. روش های کمی با وجود توانایی در سنجش متغیرها، در تحلیل لایه های معنایی و پیچیدگی های اجتماعی محدود هستند؛ از این رو، تحلیل کیفی با استفاده از جلسات گروه متمرکز (FGD) و مصاحبه های عمیق، مناسب ترین گزینه برای این مطالعه بود. در مرحله نخست، براساس مدل مفهومی پژوهش، راهنمای سؤالات تنظیم شد. سؤالات FGD با هدف پوشش ابعاد مختلف مدل طراحی شدند. داده های سامانه شهرسازی منطقه ۱۶ نشان دادند از مجموع ۶۹۵۳ پلاک در محله جوادیه، ۱۴۰۴ پلاک نوسازی شده و ۵۵۴۷ پلاک نیازمند نوسازی هستند. پس در گام نخست نمونه گیری از پلاک های نیازمند نوسازی آغاز شد. سپس، نقشه بافت فرسوده از دفتر توسعه محله ای تهیه و معابر اصلی، فرعی و بن بست ها شناسایی شدند. سپس با روش نمونه گیری خوشه ای، پلاک های نیازمند نوسازی دسته بندی و نمونه هایی به صورت تصادفی انتخاب شدند. در مرحله دوم، از روش نمونه گیری هدفمند برای انتخاب افراد واجد شرایط جهت شرکت در جلسات FGD استفاده شد. این افراد شامل ساکنان و ذی نفعان محله جوادیه بودند که سابقه سکونت یا اشتغال حداقل پنج ساله، آشنایی با مسائل محله، تمایل به مشارکت در گفت وگو، و تنوع در سن، جنسیت، تحصیلات و نوع فعالیت داشتند. تلاش شد تا از هر بخش کالبدی محله (مرکز، حاشیه، گذرهای پرتردد و نقاط کم تردد) حداقل یک یا دو نفر انتخاب شوند تا تنوع فضایی و اجتماعی حفظ شود. دو گروه ۱۲نفره از شهروندان محله جوادیه برای شرکت در جلسات FGD انتخاب شدند. این تعداد با توجه به توصیه های روش شناسی مطالعات کیفی، امکان تعامل مؤثر، تنوع دیدگاه ها و مدیریت زمان را فراهم ساخت. جلسات در بازه زمانی ۴۵ تا ۶۰ دقیقه برگزار شدند و محتوای آن ها به صورت کامل مکتوب، دسته بندی و در نرم افزار MAXQDA نسخه ۲۰۲۱ تحلیل شد. با توجه به اشباع اطلاعاتی حاصل از جلسات، دو جلسه کافی تشخیص داده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. برای سنجش اعتبار کدگذاری ها، از بازبینی مضاعف و تطبیق کدها با چارچوب مفهومی استفاده شد. هم خوانی درون کدی و بین کدی نیز بررسی شد تا انسجام معنایی و اعتبار نتایج تضمین شود. در نهایت، با بهره گیری از داده های استخراج شده، وضعیت حس تعلق محله ای و مشارکت در بازآفرینی محله جوادیه ترسیم شد. یافته ها یافته های حاصل از مصاحبه ها نشان دادند حس تعلق محله ای در میان ساکنان محله جوادیه تا حدودی وجود دارد. بسیاری از مشارکت کنندگان ضمن تمایل به نوسازی، خواستار حفظ خاطرات، هویت و شکل سنتی محله بودند. احساس امنیت روانی، مالکیت شخصی، و وابستگی قومی از عوامل اصلی این تعلق خاطر عنوان شد. در برخی موارد، همین حس تعلق مانع از مشارکت در برنامه های بازآفرینی می شد؛ به ویژه در میان نسل های قدیمی تر که خاطرات عمیق تری با محله داشتند. در مقابل، جوانان تمایل بیشتری به ترک محله در صورت عدم نوسازی داشتند که نشان دهنده شکاف نسلی در نگرش به بازآفرینی است. بی اعتمادی به نهادهای اجرایی، به ویژه شهرداری، یکی دیگر از موانع مشارکت بود. تجربه های گذشته و عدم شفافیت در برنامه ها موجب شده بود که ساکنان خواستار اطلاع رسانی دقیق و اعتمادسازی پیش از هرگونه اقدام باشند. وابستگی های قومی و فرهنگی نیز در شکل گیری حس تعلق نقش داشتند؛ سکونت اقوام هم زبان و هم فرهنگ در کوچه ها و بن بست ها نوعی انسجام اجتماعی ایجاد کرده بود.حس مالکیت منازل نیز به عنوان عامل تقویت کننده حس تعلق محله ای شناخته شد. بسیاری از ساکنان تأکید داشتند که حفظ حق مالکیت، شرط مشارکت در برنامه های بازآفرینی است. در نهایت، یافته ها نشان دادند حس تعلق محله ای نه تنها یک احساس شخصی، بلکه نوعی سرمایه اجتماعی است که نقش کلیدی در موفقیت برنامه های بازآفرینی ایفا می کند. توجه به مؤلفه های فرهنگی، اجتماعی و روانی ساکنان، شرط اساسی برای طراحی و اجرای مؤثر این برنامه هاست. نتیجه گیری یافته های پژوهش نشان دادند مشارکت شهروندان در برنامه های بازآفرینی شهری، علاوه بر عوامل کالبدی و اقتصادی، به شدت تحت تأثیر مؤلفه های اجتماعی و روانی نظیر حس تعلق محله ای قرار دارد. بر اساس نظریه مک میلان و چاویس، این حس شامل چهار مؤلفه اصلی است: عضویت، تأثیرگذاری، تأمین نیازها و پیوندهای عاطفی. در محله جوادیه، تنها مؤلفه «عضویت» به طور نسبی شکل گرفته است؛ ساکنان خود را بخشی از اجتماع محله ای می دانند و خواهان حفظ هویت و بهبود شرایط سکونت هستند. در مقابل، مؤلفه های دیگر دچار ضعف اند. ساکنان احساس می کنند در تصمیم گیری های شهری تأثیر ندارند و بی اعتمادی به نهادهای اجرایی، به ویژه شهرداری، مانع مشارکت آن ها شده است. شکاف میان برنامه ریزی بالا به پایین و نیازهای واقعی مردم، به ویژه در حوزه هایی همچون فضای سبز، خدمات درمانی و امنیت، نشان دهنده ضعف در تأمین نیازهاست. همچنین، مهاجرت نسل جوان، احساس شرمندگی نسبت به سکونت در محله، و انتخاب محل زندگی بر اساس اجبار مالی، بیانگر تضعیف پیوندهای عاطفی مشترک است. در مجموع، مشارکت مؤثر در بازآفرینی شهری زمانی شکل می گیرد که شهروندان نه تنها خود را عضو محله بدانند، بلکه احساس کنند صدایشان شنیده می شود، نیازهایشان درک می شود، و پیوندشان با محیط زندگی شان ارزشمند است. این امر مستلزم بازسازی اعتماد، تقویت سرمایه اجتماعی، و تغییر رویکرد از برنامه ریزی تکنوکراتیک به برنامه ریزی مشارکتی و زمینه مند است؛ رویکردی که شهروندان را از دریافت کننده خدمات به کنشگران فعال در تولید فضای شهری تبدیل می کند.
۱۵۳۳۳.

تبیین عوامل مؤثر در توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری (مورد مطالعه شهرستان آباده)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۶
توسعه پایدار از مفاهیم مهمی است که امروزه در مناطق روستایی مورد تأکید است. جهت پیاده سازی این مفهوم، بایستی از ظرفیت های متنوعی استفاده نمود که گردشگری از مهمترین آنها است. در راستای توسعه روستاها با رویکرد گردشگری عوامل مختلفی مؤثر هستند که برای نواحی نیمه خشک از جمله شهرستان آباده این عوامل متفاوت است. این شهرستان دارای جاذبه های گردشگری از نوع طبیعی و تاریخی-فرهنگی است که با توجه به موقعیت استقرار آن در مسیر شیراز، می توان جایگاه بهتری داشته باشد. هدف پژوهش تبیین عوامل مؤثر در توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری در نواحی نیمه خشک ایران است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده ها از طریق پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق را ساکنان روستایی و کارشناسان تشکیل داده که بر اساس فرمول کوکران 372 نفر در زمینه ساکنان و 50 نفر در زمینه کارشناسان به عنوان حجم نمونه تعیین شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که از دیدگاه جامعه محلی، 19 عامل در توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری با تبیین 860/75 درصد مؤثر هستند. این عوامل در سه عامل کلان شامل برنامه ریزی اقتصادی، زیرساختی و اجتماعی (069/55 درصد)، توسعه خدمات و دانش عمومی(528/14 درصد) و مدیریت، امنیت و آموزش(262/6) دسته بندی می شوند. همچنین از دیدگاه کارشناسان، به ترتیب مهمترین عوامل قوت، ضعف، فرصت و تهدید در زمینه توسعه پایدار روستایی با رویکرد گردشگری شامل روحیه قوم گرایی و جمع گرایی در روستاها با وزن نهایی (388/0)؛ کمبود اقامتگاه گردشگری در روستاها با وزن نهایی(427/0)؛ امکان جذب سرمایه گذاری از بخش خصوصی و همچنین افزایش سطح درآمد و اشتغال مردم روستاها به طور مشترک با وزن نهایی(375/0)؛ خشکسالی و کم آبی در سال های اخیر با وزن نهایی(523/0) هستند. بهترین استراتژی برای تحقق توسعه پایدار روستایی گردشگری، استراتژی تنوع تعیین شد که مهمترین آنها شامل جذب سرمایه در حوزه گردشگری و برندسازی آن است.
۱۵۳۳۴.

بازنمایی سازمان فضایی مقصدهای گردشگری مبتنی بر زنجیره تأمین مورد مطالعه: ناحیه محمد آباد-زرین گل( شهرستان علی آباد کتول)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۵
روش تحقیق مقاله کمی، مبتنی بر منطق قیاس است. جامعه آماری پژوهش، شامل 20 مقصد گردشگری روستایی در ناحیه محمدآباد- زرین گل واقع در شهرستان علی آباد کتول است. برای گردآوریِ اطلاعات از شیوه ی اسنادی و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری مورد مطالعه، شامل 20 مقصد گردشگری روستایی در ناحیه محمدآباد- زرین گل واقع در شهرستان علی آبادکتول بوده است. با توجه به ماهیت پژوهش همه 20 مقصدگردشگری مورد مطالعه قرارگرفته اند. در روش میدانی، از فن پرسشگری و ابزار پرسشنامه استفاده شد. البته، برای برخی از داده ها که از نوع کتابخانه ای بودند،به مرکز آمار ایران و سازمان هایی مانند فرمانداری، اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان علی آباد کتول مراجعه شد. با استفاده از استدلال قیاسی به تجزیه وتحلیل داده ها پرداخته شد و قضایای کلی استخراج گردید. برای ترسیم نقشه ها از نرم افزار Gis استفاده گردید. یافته های تحقیق نشان داد،در مقصدهای گردشگری روستایی ناحیه محمدآباد- زرین گل، 6 عامل جاذبه، خدمات اقامتی، خدمات حمل و نقل، خدمات پذیرایی، کسب وکارهای مرتبط با گردشگری و تبلیغات حلقه های شش گانه رنجیره تامین سیستم گردشگری هستند که از بین آنها، عامل جاذبه دارای عملکرد مناسب، عوامل تبلیغات و کسب وکارهای مرتبط با گردشگری دارای عملکرد تاحدودی مناسب و عامل خدمات اقامتی، خدمات پذیرایی و خدمات حمل ونقل دارای عملکرد نامناسب بودند. همچنین، تقسیم کار فضایی انجام گرفته مبتنی بر ظرفیت های روستاها-مبتنی بر زنجیره تامین گردشگری، الگوی سازمان فضایی را از الگوی قطبی مبتنی بر نقش دو شهر فاضل آباد و علی آباد به سمت الگوی چند مرکزی-با نقش پذیری روستاها- جهت داده است.
۱۵۳۳۵.

اثربخشی درمان مبتنی بر طرحواره بر اجتناب شناختی و علائم اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۹
زمینه: بروز اختلال اضطراب فراگیر، فرآیندهای روانشناختی، شناختی، ارتباطی و اجتماعی افراد را با آسیب جدی مواجه ساخته و اجتناب شناختی آن ها را کاهش می دهد. اما آیا درمان مبتنی بر طرحواره به کاهش اجتناب شناختی افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر کمک می کند؟ هدف: بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر طرحواره بر اجتناب شناختی و علائم اختلال اضطراب فراگیر انجام گرفت. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی به شیوه پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری 45 روزه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد دارای اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به 40 مرکز مشاوره روانشناختی منطقه 18 شهر تهران در سال 1402 بودند که از بین آن ها 34 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت طرحواره درمانی (یانگ، 1990) به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای قرار گرفت. همه شرکت کنندگان توسط مقیاس اختلال اضطراب فراگیر (اسپیتزر و همکاران، 2006) و پرسشنامه اجتناب شناختی (سکستون و داگاس، 2008) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها از طریق نرم افزار SPSS-24 و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاکی از اثربخشی طرحواره درمانی بر کاهش اجتناب شناختی (01/0p<) و علائم اختلال اضطراب فراگیر (01/0 p<) و ماندگاری تأثیر آن در دوره پیگیری بود (01/0 p<). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر طرحواره با بهره گیری از فنونی همچون آزمون اعتبار طرحواره، چالش با افکار اضطرابی و فاجعه بار، ایفای نقش و مواجهه و پیشگیری از پاسخ، دارای کارآیی بالینی مناسبی در جهت کاهش اجتناب شناختی و علائم اضطراب فراگیر به شمار می رود.
۱۵۳۳۶.

بررسی اثربخشی آموزش فنون یوگا به همراه روش تنش زدایی پیش رونده بر بهبود نشانه های افتادگی اندام های لگنی و ادراک کنترل اضطراب در زنان یائسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۱۱۴
زمینه: یائسگی، یک اتفاق طبیعی و فیزیولوژیک در زندگی زنان است و به طور معمول یک سوم از زندگی زنان را در بر می گیرد. افتادگی اندام های لگنی و اضطراب از جمله پیامدهای جسمانی و روانی است که زنان یائسه تجربه می کنند. روش های درمانی مختلفی برای کاهش این مشکلات در زنان یائسه مورد استفاده قرار گرفته است، اما در مورد بررسی اثربخشی آموزش فنون یوگا به همراه روش تنش زدایی پیش رونده بر مشکلات جسمانی و روانی این دسته از زنان، شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش فنون یوگا به همراه روش تنش زدایی پیش رونده بر بهبود نشانه های افتادگی اندام های لگنی و ادراک کنترل اضطراب در زنان یائسه بود. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک و نیم ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان یائسه بود که در پاسخ به فراخوان کلینیک طلوع سلامت تهران، تمایل خود را برای شرکت در مطالعه حاضر اعلام کرده بودند. برای انتخاب نمونه آماری با روش نمونه گیری در دسترس از بین آن ها، ۳۰ نفر انتخاب شدند. سپس این افراد به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و گواه (۱۵ نفر) گمارده شدند. داده های پژوهش نیز با استفاده از پرسشنامه ادراک کنترل اضطراب (راپی و همکاران، 1996) و پرسشنامه ناراحتی کف لگن- فرم کوتاه (باربر و همکاران، 2005) جمع آوری شدند. گروه آزمایش، تحت برنامه آموزش یوگا و تنش زدایی پیشرونده عضلانی (یک برنامه ۱۰ جلسه ای، هر جلسه 90 دقیقه) قرار گرفتند. هم چنین برای تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیل واریانس مختلط چندمتغیری با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS-24 در سطح معناداری ۰۵/۰ استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد، آموزش فنون یوگا به همراه روش تنش زدایی پیش رونده بر بهبود نشانه های افتادگی اندام های لگنی و ادراک کنترل اضطراب در زنان یائسه اثربخش بود (05/0 P<). هم چنین نتایج پژوهش حاکی از آن بود که اثر مداخله درمانی مورد استفاده در مرحله پیگیری نیز پایدار باقی مانده بود (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش مبنی بر اثربخشی آموزش فنون یوگا به همراه روش تنش زدایی پیش رونده بر بهبود نشانه های افتادگی اندام های لگنی و ادراک کنترل اضطراب در زنان یائسه، پیشنهاد می شود پزشکان و روان شناسان سلامت از این روش ها در جهت بهبود شاخص های جسمانی و کاهش اضطراب زنان در دوران یائسگی استفاده کنند.
۱۵۳۳۷.

شناختِ شفافیت و شاخصه های آن در مسکن بومی شهرستان تالش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۹
«شفافیت» ازجمله مفاهیمی است که در معماری معاصر موردتوجه ویژه قرار گرفته است. در طراحی و ساخت بناهای امروزی، به ویژه در حوزه مسکن، تمرکز بیش از حد بر ویژگی های کمّی و الزامات فیزیکی موجب کاهش کیفیت های فضایی شده است. بهره گیری از شفافیت در طراحی می تواند یکی از راهکارهای ارتقای کیفیت فضایی در بناهای مسکونی باشد. شفافیت در معماری دارای سطوح و مؤلفه های گوناگون است و این مفهوم در معماری بومی گیلان به شیوه ای خلاقانه نمود یافته است؛ از این رو، شناخت و بررسی آن در معماری بومی و بهره گیری از دستاوردهای آن در طراحی معاصر می تواند به ارتقای کیفیت فضایی بناهای امروزی بیانجامد. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی شاخصه های شفافیت در معماری و بررسی آن ها در مسکن بومی شهرستان تالش به عنوان نمونه موردی است. بدین منظور، با راهبرد روش پژوهش کیفی، در مرحله نخست مفهوم شفافیت و شاخصه های آن به روش توصیفی-تحلیلی تبیین و تدوین شده است. ابزار گردآوری داده ها در این مرحله منابع کتابخانه ای بوده است. در مرحله بعد، مؤلفه ها و شاخصه های به دست آمده در 10 خانه بومی واقع در بخش جلگه ای شهرستان تالش مورد بررسی قرار گرفت و نمودهای کالبدی و فضایی شفافیت در این بناها معرفی و تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که شفافیت در معماری بومی شهرستان تالش در سطوح متنوعی تجلی یافته است. از مهم ترین این سطوح می توان به شفافیت کالبدی-سازه ای اشاره کرد که در قالب عناصر معماری جداره هم چون: بازشوها، ایوان، غلام گردش، تلار و طاقچه نمود پیدا کرده است. شفافیت بصری-ادراکی نیز ازطریق ایجاد روزن ها و گشودگی ها، پنجره، ایوان، تلار و تداوم دید در فضا ایجاد شده است. هم چنین، شفافیت رفتاری-عملکردی با بهره گیری از عناصری نظیر: ایوان، غلام گردش، راه پله، تلار و پیوستگی فضاها تحقق یافته است؛ درنهایت، شفافیت معنایی-مفهومی که درمیان سطوح یادشده کمترین حضور را دارد، صرفاً در قالب عناصری هم چون سطوح مشبک و کاربرد رنگ جلوه گر شده است.
۱۵۳۳۸.

بررسی معدنکاوی و محوطه های سرباره ای ذوب فلز کهن در شهرستان خاتم، استان یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۷۰
محوطه های سرباره ای موردمطالعه در شهرستان خاتم، استان یزد واقع شده اند. در بررسی های باستان شناسی شهرستان خاتم در سال ۱۴۰۰ه .ش.، 12 محوطه ذوب فلز ازطریق فراوانی سرباره های فلزی شناسایی شدند و هر یک از محوطه ها نمونه برداری شدند. روش پژوهش شامل مطالعات تاریخی، بررسی های میدانی باستان شناس، و تحلیل های آزمایشگاهی (پتروگرافی و آنالیز شیمیایی به روش XRF) بوده است. نتایج پتروگرافی نشان داد که ۱۱ محوطه به ذوب فلز آهن و تنها یک محوطه (معدن سید نظری) به ذوب فلز مس اختصاص دارد. در سرباره های آهنی، کانی های وستیت، مارکاسیت، هماتیت و مگنتیت شناسایی شدند که وستیت و مارکاسیت به عنوان محصولات فرآیند کوره ذوب و هماتیت و مگنتیت به عنوان کانی های اولیه حضور دارند. در سرباره مسی، وزیکول های کوچک حاوی کانی های مس (کوولیت، دیجنیت و مس فلزی) همراه با بخش شیشه ای جریانی سبز رنگ مشاهده شد که نشان دهنده حرارت بالای کوره ذوب (حدود ۱۰۰۰ درجه سانتی گراد) است. آنالیز شیمیایی XRF نشان داد که مقدار Fe₂O₃ در سرباره های آهنی بین ۲3/۲0 تا 25/74% و SiO₂ بین 22/0 تا 12/6% متغیر است. میزان CaO بین 59/3 تا 41/28% می باشد. کمبود سیلیس و کربنات در برخی سرباره ها نشان دهنده غلظت بالای آهن و کیفیت پایین تر آهن اسفنجی تولیدشده است. نتایج حاکی از آن است که فلزگران منطقه عمدتاً به تولید آهن از طریق فرآیند احیای مستقیم پرداخته اند. هم چنین، با توجه به وجود معادن سنگ آهن در فواصل ۸ تا ۱۵ کیلومتری محوطه ها، احتمالاً مواد خام از این معادن تأمین شده است. محوطه ها براساس سفال های یافت شده به دوره های تاریخی و اسلامی منسوب شده اند.
۱۵۳۳۹.

واکاوی ویژگی های دانش آموزان ساکت در یادگیری مشارکتی در محیط کلاس درس رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۱
هدف این پژوهش واکاوی ویژگی های دانش آموزان ساکت، در یادگیری مشارکتی در محیط کلاس درس، است. در این طرح پژوهش از روش فراترکیب کیفی با استفاده از روش هفت مرحله ای ساندلوسکی و باروسو استفاده شده است. ابتدا، با جست وجوی واژه های سکوت دانش آموزان و اصطلاحات مشابه در پایگاه های معتبر لاتین اسکوپوس، اشپرینگر، گوگل اسکالر و فارسی مگیران و نورمگز، 93 مقاله در بازه زمانی 1977 تا 2023م، با رویکرد مرور نظام مند، بررسی و، در نهایت، 32 مقاله مرتبط انتخاب شد. با تجزیه وتحلیل مجموع مطالعات نهایی شده، ابتدا 51 مقوله سکوت دانش آموزان استخراج شدند؛ سپس، با شیوه فراچکیده نویسی و دسته بندی، ده مضمون پایه از ویژگی های دانش آموزان ساکت در دو مضمون سازمان دهنده ویژگی های منفی (مانند بی حوصلگی و پایین بودن آستانه تحمل در کلاس، نشان دادن استرس و اضطراب در هنگام پرسش های معلم، مقاومت در مقابل اصرار به مشارکت در فعالیت های کلاسی، پذیرش و تبعیت از نظرهای سایر دانش آموزان برای پرهیز از چالش) و ویژگی های مثبت (مانند عملکرد عالی در تکالیف و فعالیت های انفرادی، در مقایسه با تکالیف و فعالیت های گروهی، استفاده از روش های نگارشی و طراحی برای نشان دادن شیوه تفکر خود، به جای ارتباط کلامی، علاقه و مشارکت عالی در کلاس های برخط، در مقایسه با کلاس های حضوری) معرفی شدند. مدیران، معلمان و سایر کارکنان می توانند از این مطالعه برای شناسایی دانش آموزان ساکت استفاده کنند و به آن ها کمک کنند نقاط قوت و کاستی های خود را بشناسند و محیطی حمایتی برای آن ها فراهم کنند تا توانایی های ارتباطی خود را توسعه دهند. همچنین، انجام این پژوهش می تواند به توسعه دانش، مهارت و نگرش معلمان، درباره روش های تدریس، کاربرد مواد آموزشی و چگونگی ارتباط با دانش آموزان کمک کند و از این طریق، زمینه اصلاح در روش های تدریس و یادگیری را فراهم می آورند.
۱۵۳۴۰.

تحلیل برنامه های آموزش هوش مصنوعی برای دانش آموزان دوره دوم ابتدایی: مطالعه مروری دامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۹۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی برنامه های آموزش هوش مصنوعی برای دانش آموزان دوره دوم ابتدایی، از طریق مرور دامنه ای مبتنی بر راهنمای پریزما انجام شد. تحلیل ۴۵ مطالعه انتخاب شده بین سال های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ نشان داد حجم پژوهش ها در سال ۲۰۲۴ نسبت به ۲۰۲۳ بیش از دو برابر افزایش یافته است. یافته ها نشان داد که آموزش هوش مصنوعی عمدتاً با هدف کلی ارتقاء سواد هوش مصنوعی دانش آموزان و در برخی موارد با تمرکز بر تقویت درک از کاربردهای هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، اخلاق هوش مصنوعی یا رفع بدفهمی ها نسبت آن طراحی شده اند و چهار حوزه دانش پایه هوش مصنوعی، کاربردهای عملی، تعامل انسان و هوش مصنوعی و ملاحظات اخلاقی چهار حوزه محتوایی برنامه های آموزش را شکل داده اند. یادگیری مشارکتی و یادگیری تجربی به عنوان رویکردهای آموزشی غالب بوده و ابزارهای کمی و کیفی متنوعی برای جمع آوری داده استفاده شده اند. همچنین سازگاری محتوا با زمینه های فرهنگی-زبانی و تفاوت جنسیتی به عنوان چالش های مطرح در آموزش هوش مصنوعی شناسایی شدند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان