ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۱۰۱ تا ۴٬۱۲۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
۴۱۰۱.

پیش بینی پرخاشگری سایبری بر اساس نشخوار ذهنی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۱
هدف پژوهش پیش بینی پرخاشگری سایبری بر اساس نشخوار فکری در دانشجویان بود. پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی از نوع همبستگی و با اهداف کاربردی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک در تابستان سال 1403 بودند که به صورت روش نمونه گیری تصادفی تعداد 150 انتخاب شدند و به صورت آنلاین به پرسشنامه های پرخاشگری سایبری آلوارز گارسیا و همکاران (2015) و پرسشنامه نشخوار فکری باقرنژاد و همکاران (1388) پاسخ دادند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها نیز از روش تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد که با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-26 انجام پذیرفت. نتایج نشان داد که بین پرخاشگری سایبری با نشخوار فکری (51/0 r-)، تنهایی (25/0 r-)، عجز (27/0 r-)، یاس (27/0 r-) و کاهش تحمل اجتماعی (21/0 r-) رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که تنها متغیرهای نشخوار فکری و تنهایی، متغیر پرخاشگری سایبری را به طور معناداری پیش بینی می کند (05/0p<). با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که با آموزش و افزایش توانمندی روان شناختی در افراد و همچنین کاهش نشخوار فکری در افراد می توان از پرخاشگری سایبری پیشگیری کرد.
۴۱۰۲.

بررسی دیدگاه انسان شناسی ابن مسکویه و دلالت های آن در تعلیم و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۱
هدف این پژوهش تبیین انسان شناسی (بررسی ماهیت و نسبت ابعاد بدنی، فردی و اجتماعی) ابن مسکویه و ارائه چشم اندازی از مؤلفه های نظام آموزشی متناسب با آن است. به منظور تحقق این هدف از روش تحلیلی- استنتاجی استفاده شده است. یافته های پژوهش به این شرح است: مبانی شامل: وجود ویژگی های عمومی و مراحل رشد؛ تأثیرگذاری طبیعت و ذات بر کمال انسان؛ وجود اراده و تأثیر آن بر کمال انسان؛ وجود رابطه زیربنایی و روبنایی نفس و بدن؛ تأثیر محبت و خیر عمومی بر شکوفایی فرد و جامعه ؛ وجود طبیعت متفاوت و تأثیر آن بر انسجام اجتماعی؛ تأثیر عادت بر شکل گیری خلق وخو. اصول تربیتی نیز به ترتیب شامل: اصل آموزش تدریجی و هدفمند، آموزش سهل گیرانه، مسئولیت دهی همراه با انگیزه، تربیت بدن، آموزش تعاون و فرهنگ تعاون، استفاده از تساهل به مثابه تکنیک، نقش مکملی عادت و مبتنی بودن عادت بر اندیشه. به منظور تحقق مبانی و اصول فوق هدف غایی آموزش خیر مطلق و تقرب به خدا و اهداف واسطه ای شامل رشد تمام ساحات، درک و پذیرش قانونمندی در راستای ایجاد امید به تغییر و ساختن استنتاج شده اند. محتوا، روش تدریس و ارزشیابی در سه سطح شامل سطح عمومی، سطح وسع و سطح متعالی در نظر گرفته شده اند؛ سطوحی که منتج از مبانی و اصول اند. سطح اول باتوجه به ویژگی های عمومی انسان ها، سطح دوم باتوجه به وسع و همچنین علایق متفاوت افراد و سطح سوم باتوجه به ضرورت اندیشه ورزی، تعامل نفس و بدن و کمال منش اجتماعی مبتنی بر محبت و تساهل شکل گرفته است. نتایج این پژوهش تأکید بر هم گرایی سه بُعد بدنی، فردی و اجتماعی دارد. هم گرایی به غیر فروکاهش گرایی در آموزش توجه دارد. برای مثال، نبود فروکاهش در رابطه نفس و بدن و هم گرایی عرصه عمومی و خاص، اراده و کوشش، اندیشه و عادت، تعاون و فردیت و در نهایت تساهل و تعالی.
۴۱۰۳.

شناسایی مؤلفه های الگوی مربیگری الکترونیکی رهبران آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۱
با توجه به استفاده روزافزون از فناوری های ارتباطی نوین، مربیگری الکترونیکی به ابزاری مؤثر با هدف تطبیق شرایط در حال تغییر جامعه تبدیل شده است. از این ابزار می توان به منظور بهبود عملکرد مدیران و رهبران آموزشی استفاده کرد. پژوهش حاضر، با هدف شناسایی مؤلفه های الگوی مربیگری الکترونیکی رهبران آموزشی و به شیوه مرور نظام مند انجام شده است. همچنین، به منظور شناسایی مؤلفه ها، پس از تنظیم سؤال پژوهش، کلیدواژه های جست وجو تعیین شد. این کلیدواژه ها در دو پایگاه وب آو ساینس و اسکوپوس و 71 مجله معتبر حوزه یادگیری الکترونیکی (بر اساس نظام رتبه بندی مجلات سایمگو) جست وجو شدند که در مجموع 2433 مقاله به دست آمد. پس از بررسی مقالات 23 مقاله در حوزه مربیگری الکترونیکی انتخاب شد. از روش سنتز مضمون نیز برای تجزیه وتحلیل یا همان کدگذاری داده های استخراج شده استفاده شد. مؤلفه های شناسایی شده مربیگری الکترونیکی عبارت اند از: تعیین اهداف مربیگری مجازی، تعیین سطح شایستگی متربیان، پرسیدن سؤالات تأملی از متربیان، شناسایی نیازهای متربیان، تعامل، تبدیل اهداف کلی به جزئی، تعیین منابع، انتخاب فناوری مناسب، برنامه ریزی، ارائه بازخورد مناسب و مداوم، ارزیابی، توسعه نرم افزار و حفظ امنیت آنلاین. درنهایت، می توان از الگوی نهایی این مطالعه مانند الگوی مفهومی مقدماتی برای مطالعات بعدی استفاده کرد.
۴۱۰۴.

تبیین مدل ساختاری فرسودگی تحصیلی براساس شفقت به خود با نقش میانجی گری جدیت تحصیلی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۸۷
پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل ساختاری فرسودگی تحصیلی براساس شفقت به خود با نقش میانجی گری جدیت تحصیلی در دانشجویان انجام شد. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه ی آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان دختر دانشگاه طلوع مهر قم در دوره کارشناسی در سال تحصیلی 1403- 1402 به تعداد 300 نفر تشکیل دادند. تعداد 221 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های فرسودگی تحصیلی برسو و همکاران (1997)، شفقت خود فرم کوتاه ریس و همکاران (2011) و جدیت تحصیلی محقق ساخته استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق نرم افزارهای spss-19  و Amos-24 صورت گرفت. نتایج نشان داد که شفقت به خود، فرسودگی تحصیلی را به صورت مستقیم (01/0>p) و جدیت تحصیلی، فرسودگی تحصیلی را به صورت مستقیم (01/0>p) و شفقت به خود، جدیت تحصیلی را به صورت مستقیم (05/0>p) و شفقت به خود از طریق میانجی گری جدیت تحصیلی، فرسودگی تحصیلی را پیش بینی می کند (01/0p<). براساس نتایج این پژوهش شفقت به خود و جدیت تحصیلی از عوامل اثرگزار بر کاهش فرسودگی تحصیلی هستند. با تقویت شفقت به خود و جدیت تحصیلی می توان به دانشجویان کمک کرد تا بر فرسودگی تحصیلی خود غلبه کنند. در همین راستا توصیه می شود برای کاهش فرسودگی تحصیلی، ساختار مشارکتی در محیط کلاس برای افزایش تعامل و اظهارنظر در مورد عقاید و افکار و همچنین دسترسی به منابع یادگیری متنوع و غنی تر برای فراگیران فراهم شود و فراگیران تکالیف را به صورت جذاب، معنی دار و بااهمیت درک نمایند تا فرسودگی تحصیلی آنان نیز بهبود پیدا کند.
۴۱۰۵.

اثربخشی برنامه توان بخشی شناختی بر نارسایی کارکردهای اجرایی سرد و گرم در دانش آموزان دختر دارای اضطراب ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۸۰
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش برنامه توانبخشی شناختی بر کارکردهای اجرایی سرد و گرم در دانش آموزان دختر با اختلال اضطراب ریاضی بود. پژوهش حاضر ازلحاظ هدف کاربردی و ازنظر روش جمع آوری اطلاعات، آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل و دوره پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه مدارس شهرستان جلفا (استان آذربایجان شرقی) در سال تحصیلی1403- 1402 بود که از میان آن ها 30 دانش آموز دختر با اختلال اضطراب ریاضی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری قرار گرفتند. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسش نامه اضطراب ریاضی و پرسش نامه درجه بندی رفتاری کارکردهای اجرایی بودند. گروه آزمایش به صورت هفتگی دو جلسه یک و نیم ساعته تحت برنامه توانبخشی شناختی کاپیتان لاگ قرار گرفت؛ ولی گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. نتایج آزمون تحلیل واریانس آمیخته نشان داد که در پس آزمون و پیگیری، میانگین نمره نارسایی کارکردهای اجرایی سرد و گرم گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل کاهش یافته است. می توان نتیجه گرفت که برنامه توانبخشی شناختی می تواند بر کاهش و بهبود نارسایی کارکردهای اجرایی سرد و گرم در دانش آموزان دختر دارای اضطراب ریاضی موثر واقع شود.
۴۱۰۶.

معرفی و اعتباریابی مقیاس تأیید معلم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۰
یکی از مهم ترین رفتارهای ارتباطی که بر یادگیری دانش آموزان تأثیر می گذرد، تأیید معلم است. هدف از پژوهش حاضر، معرفی و اعتباریابی مقیاس تأیید معلم (الیس، 2000) بود. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان پایه سوم دوره دوم متوسطه نظری شهر کرمانشاه بودند. با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس و با استناد به قواعد نمونه گیری در مدل یابی معادلات ساختاری، نمونه ای به حجم 210 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها مقیاس تأیید معلم الیس (2000) بود. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و مرتبه دوم، ضریب آلفای کرونباخ، آزمون t برای دو گروه مستقل و تحلیل واریانس یک راهه صورت گرفت. یافته ها بیانگر تأیید ساختار عاملی مقیاس تأیید معلم مشتمل بر 16 ماده و سه مؤلفه پاسخ به نظرات/پرسش های دانش آموز، نشان دادن علاقه به فرآیند یادگیری دانش آموز، و سبک تدریس در نمونه ایرانی مورد مطالعه بود. پایایی کل مقیاس 83/0 و پایایی مؤلفه های آن در دامنه 74/0 تا 80/0 بود. یافته ها همچنین نشان داد که دانش آموزان رشته ریاضی، میزان رفتارهای تأییدی معلمان را به طور معناداری کمتر از دانش آموزان رشته های علوم تجربی و علوم انسانی ارزیابی کرده اند. در مجموع با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که مقیاس تأیید معلم در نمونه دانش آموزان ایرانی دارای روایی و پایایی مناسبی است و می توان از این ابزار برای سنجش رفتارهای تأییدی معلمان استفاده کرد.
۴۱۰۷.

قدرت «تکیه» هجایی در تمایز معنایی انواع مختلف «ما» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۸
تکیه، یکی از مؤلفه های زبرزنجیری زبان گفتار است که در تمایز معنایی انواع مختلف (ما) به عنوان جزئی از ساختار جمله، می تواند اثرگذار باشد به گونه ای که از نظر شنیداری به مخاطب کمک می کند تا در فهم درست معانی بهتر عمل کند. ضمن این که رعایت «تکیه» باعث روانی گفتار و فصاحت در ادا می شود. موضوع اصلی این پژوهش قدرت تکیه در سطح هجایی درون واژگانی صرف نظر از این که در چه مرتبه ای از قوت و ضعف قرار دارد، است که ترکیب های هجایی انواع مختلف (ما) در قرآن کریم را مستقل از عناصر دیگر آوایی، به نمایش می گذارد. واژه «ما» به عنوان اسم یا حرف، اغلب دارای هجایی کشیده، یک نواخت و تکیه بر آن، ارزش واجی دارد. تحلیل آوایی (ما) به تنهایی امکان پذیر نبوده بلکه با توجه به هجاهای پیرامونی، شدت و ضعف پیدا می کند که اساساً جانمایی آن بر اساس اقراء قاریان قرآن و قواعد خاصی صورت می گیرد. اهمیت تحلیل تکیه زبانی (ما) زمانی روشن می شود که تمایز معنایی آن در گونه های مختلفی همچون (عمّا)ی موصوله و زائده، و (کما) مصدریه یا موصوله، (أین+ما) شرطیه یا استفهامیه، (إما) شرطیه یا تفصیلیه، (إنّما وأنّما)ی موصوله یا کافه و ترکیبات اسمی یا فعلی (ما) و امثال آن، خود را نشان دهد. پژوهش حاضر با تکیه بر تکیه زبانی و نه رسم الخطی و در سطح تکیه هجایی و نه کلامی، و در بستر آیات قرآن کریم با شیوه توصیفی – تحلیلی و تطبیقی انجام شده است.
۴۱۰۸.

مؤلفه های مؤثر بر توسعه کارآفرینی در نواحی روستایی: مطالعه موردی شهرستان هامون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۲
این تحقیق به بررسی ظرفیت ها و عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی در نواحی روستایی شهرستان هامون می پردازد. با توجه به اهمیت کارآفرینی در ایجاد اشتغال، کاهش فقر و بهبود کیفیت زندگی در مناطق روستایی، شناسایی و تحلیل عوامل کلیدی در این زمینه ضروری است. پژوهش حاضر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، شامل 278 نفر از افراد فعال در حوزه کسب وکارهای روستایی در پایان سال 1402 انجام شده است. در این مطالعه، عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی به شش بعد اصلی عوامل انسانی و فردی، زیرساختی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی تقسیم بندی شده اند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی و الگوی لاجیت ترتیبی بهره گرفته شد. نتایج الگوی تحلیل عاملی تحقیق نشان داد "یارانه ها و حمایت دولت از تولید"، "درآمد" و "تنوع محصولات روستایی" سهم بالایی در تغییرپذیری بعد اقتصادی توسعه کارآفرینی روستایی دارد. "تجربه، "مشاوره و خدمات حمایتی"، "میزان آگاهی" و "علاقه مندی به آبادانی روستا"سهم بالایی در توضیح بعد فرهنگی و اجتماعی توسعه کارآفرینی روستایی دارند. در بعد زیرساختی، به ترتیب "دسترسی به خدمات و تسهیلات" و "دسترسی به محیط پویای روستایی" نقش تعیین کننده ای را ایفا می کنند. در نهایت در بعد فردی، نتایج نشان داد "انگیزه"، "تحصیلات"، "توان روحی و روانی" و "مدیریت ابتکار و خلاقیت"، سهم بالایی در توضیح این بعد را به خود اختصاص داده است. افزون براین، نتایج الگوی لاجیت ترتیبی نشان داد به ازای افزایش هر یک واحد در شاخص های عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی و اجتماعی، عوامل نهادی و آموزشی و عوامل زیرساختی، احتمال قرار گرفتن افراد در گروه انگیزه زیاد برای کارآفرینی روستایی، به ترتیب به میزان 2202/0، 2497/0، 3381/0 و 3620/0 واحد افزایش می یابد. همچنین، به ازای افزایش هر یک واحد در شاخص های موانع اقتصادی و موانع فرهنگی و اجتماعی، احتمال قرار گرفتن افراد در گروه انگیزه زیاد برای کارآفرینی روستایی به ترتیب به میزان 8430/0 و 872/0، واحد کاهش می یابد. نتایج این تحقیق اطلاعات مهمی را برای سیاست گذاران فراهم می کند، لذا توصیه می شود سیاست گذاران در گام اول در اجرای برنامه های توسعه کارآفرینی روستایی متغیرهای تعیین کننده توسعه کارآفرینی را مورد توجه قرار دهند و در گام دوم با حمایت های یارانه ای، اعطای تسهیلات کم بهره و صندوق های بیمه ای خرد روستایی، موانع کارآفرینی روستایی و ریسک سرمایه گذاری در آن را کاهش دهند.
۴۱۰۹.

بررسی تأثیر نابرابری درآمدی بر کیفیت محیط زیست در استان های ایران: کاربردی از مدل فضایی پویای کامل (FD-SM)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۴
برابری درآمدی کیفیت محیط زیست یک موقعیت برنده برنده است یا بده بستان؟ پاسخ به این سؤال پیامدهای مهمی برای سیاست های اقتصادی و محیط زیستی دارد. شفاف سازی رابطه بین نابرابری درآمدی و انتشار کربن می تواند مرجعی برای دستیابی به توسعه پایدار و بهبود مکانیسم تخصیص درآمد باشد. این مطالعه، بر استان های ایران متمرکز است و با اقتصادسنجی فضایی به تحلیل این ارتباط در فاصله زمانی 1395-1387 می پردازد. نتایج آزمون هم انباشتگی با در نظر گرفتن وابستگی مقطعی ارتباط بلندمدت میان متغیرهای مدل را تأیید می کند. همچنین، نتایج حاکی از تأیید همبستگی فضایی است. برآورد مدل دوربین فضای ی نشان م ی دهد ک ه ض رایب انتشار ب ا وقفه زمان ی ( ) و انتشار ب ا وقفه زمان ی مکان ی ( ) مثبت و معنی دار است که تأییدی بر پویایی کامل مدل است. تأثیرات فضایی متغیرهای توضیحی (تولید، شدت انرژی و ضریب جینی) با وقفه بر انتشار CO 2 معنی دار است. ضریب وابستگی فضایی مثبت و معنی دار حاکی از آن است که انتشار CO 2 در یک استان اثر سرریز مثبتی بر انتشار CO 2 در استان های همجوار دارد. فرضیه محیط زیستی کوزنتس مورد تأیید است. ضریب جینی و شدت انرژی تأثیر مثبت و معنی دار بر انتشار کربن دی اکسید دارد. با کاهش شدت انرژی رشد اقتصادی پایدار قابل حصول است. برابری اجتماعی از طریق توزیع مجدد درآمد از خانوار ثروتمند به خانوار فقیر انتشار کربن را کاهش می دهد. لذا، اجرای سیاست های بهبود توزیع درآمد و تقویت نهادهایی که می توانند با حمایت از حقوق مردم فقیر به غلبه بر نابرابری درآمد کمک کنند در کنار اصلاح سیاست های انرژی می تواند به بهبود کیفیت محیط زیست در ایران کمک نماید.
۴۱۱۰.

بررسی تأثیر ترکیب هزینه های بخش سلامت بر رشد درآمدی کشور درراستای سیاست های کلی نظام سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۷
مطالعه حاضر با هدف بررسی ترکیب هزینه های عمومی و خصوصی بخش سلامت بر رشد درآمدی در دهک های مختلف جمعیتی کشور ایران در راستای نظام کلی سلامت با استفاده از مدل رگرسیون چندکی برای سال های ۱۳۹۹-۱۳۷۰ انجام شده است. نتایج برآورد نمونه نشان می دهد یک رابطه منفی و معنا دار، بین نابرابری درآمد، نرخ ارز، نرخ تورم و نرخ بیکاری با رشد تولید ناخالص داخلی هر خانوار در تمام دهک ها وجود دارد و با حرکت به سمت دهک های بالای خانوار، رشد تولید ناخالص داخلی سرانه کاهش یافته است. هزینه های خصوصی و دولتی برروی بخش سلامت و نرخ باسوادی در همه دهک ها تاثیر مثبت بر رشد تولید ناخالص داخلی سرانه خانوار داشته است و این اثر در دهک های بالای جامعه منجر به افزایش رشد تولید ناخالص داخلی سرانه شده است. برخورداری افراد از سطوح بالای آموزشی، افزایش جمعیت، نرخ بالای بیکاری و تورم علاوه بر تأثیری که بر میزان درآمد و توزیع درآمد آنان می گذارد، می تواند بر کیفیت زندگی آنان نیز مؤثر باشد و از این طریق سبب بهبود یا بدتر شدن وضعیت سلامتی و در نتیجه افزایش یا کاهش رشد تولید ناخالص داخلی سرانه آنها در جامعه گردد. نتایج مطالعه به اهمیت موضوع جهت برنامه ریزی در حوزه سلامت (هزینه های عمومی و خصوصی) تلقی می گردد. ولی باید به این موضوع توجه شود که بهتر است با توجه به سهم زیاد هزینه های عمومی بخش سلامت در ایجاد نوسانات، استفاده از مخارج عمرانی سلامت بعنوان اهرم سیاست گذاری مالی بر مخارج جاری سلامت ترجیح داده شود.
۴۱۱۱.

بررسی تأثیر تکانه های مخارج دولتی بر بهره وری کل عوامل تولید: آزمون نظریه رشد نامتوازن بهره وری بامول در کشورهای منتخب درحال توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۷۲
هدف اصلی مقاله حاضر، بررسی اثر تکانه های مخارج دولتی بر بهره وری کل عوامل تولید به همراه آزمون نظریه رشد نامتوازن بهره وری بامول در کشورهای منتخب درحال توسعه طی دوره زمانی 2003-2019 است. در این مطالعه بهره وری کل عوامل تولید به روش هیکس- مورستین محاسبه شده است. همچنین از روش خودرگرسیون برداری عامل افزوده جهت بررسی اثر تکانه ها استفاده شده است. ازآنجایی که رشد پایدار اقتصادی، علاوه بر افزایش در سرمایه گذاری و نیروی کار، از طریق افزایش بهره وری نیز امکان پذیر است و همچنین در بسیاری از کشورهای درحال توسعه، دولت بازیگر اصلی اقتصاد است و مخارج دولت می تواند بر بهره وری تأثیر داشته باشد، نیاز است اثر تکانه های مخارج دولت بر بهره وری کل عوامل تولید مورد بررسی قرار گیرد. توابع واکنش آنی حاصل از برآورد مدل نشان می دهد که یک تکانه مثبت در مخارج جاری و یارانه ها، منجر به کاهش بهره وری کل عوامل تولید می شود. تابع واکنش آنی حاصل از یک تکانه مثبت در بهره وری کل عوامل تولید ابتدا مخارج سرمایه ای را در کوتاه مدت افزایش داده اما بعد از فصل چهارم، منجر به کاهش مخارج سرمایه ای دولت می شود که مؤید برقراری نظریه رشد نامتوازن بهره وری بامول، مبتنی بر وجود رابطه بین افزایش بهره وری کل عوامل تولید و افزایش مخارج تولید کالاهای عمومی و به دنبال آن کاهش مخارج تولید کالاهای سرمایه ای توسط دولت است. باتوجه به نتایج این مقاله پیشنهاد می شود جهت رشد بهره وری کل عوامل تولید، به جای افزایش مخارج جاری، سهم بیشتری از بودجه را به پروژه های زیرساختی و تحقیق و توسعه اختصاص دهند. با توجه به اثر منفی یارانه ها بر بهره وری، بازنگری در سیاست های حمایتی و هدایت یارانه ها به بخش های مولّد (مانند آموزش، مهارت آموزی و توسعه فناوری) پیشنهاد می شود. همچنین، سیاست گذاران باید با اصلاح نظام تخصیص منابع و توجه به اثرات بلندمدت سیاست های سرمایه گذاری، پایداری بهره وری را تضمین کنند.
۴۱۱۲.

بررسی ویژگی های پست مدرن در آثار ابوتراب خسروی و بیژن نجدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۱۰
داستان های پست مدرنیستی تلفیقی از دنیای واقعی و فراواقعی هستند که ویژگی های فراوانی را در خود دارند و مهم ترین ویژگی های این نوع داستان ها حضور مشخص راوی، داستان، درهم ریختگی زمانی و عدم توالی، ابهام، تعدد راویان و بی هویتی است. در این مقاله با هدف شناخت ویژگی های پست مدرنیسم در آثار نویسندگان ایرانی، برخی آثار بیژن نجدی و ابوتراب خسروی به روش توصیفی- تحلیلی به شیوه انتخاب موردی، براساس مؤلفه های مکتب پست مدرن مورد بررسی قرار گرفته و این ویژگی ها در آن ها تحلیل و مقایسه شده است. ابوتراب خسروی غالبا در داستان های پست مدرن خود از شخصیت های بدون هویت نام می برد و با حروف الفبا از آن ها یاد می کند، راویان متعدد و رفت و برگشت های زمانی و حضور راوی- نویسنده در داستان و کاربرد عناصر بینامتنی به صورت بازنویسی از ویژگی های این نویسنده است. بیژن نجدی نیز در آثار خود مستقیماً با خواننده وارد گفت وگو شده درباره داستان توضیح می دهد. شخصیت های وی نیز یا نامی ندارند یا دارای نام های تکراری اند؛ از این رو هویت مشخصی ندارند. توالی روایت نیز در داستان های وی به دلیل رفت و برگشت های متعدد به هم می ریزد. بینامتنیت نیز به صورت برداشت های اسطوره ای در داستان های وی حضور دارد.
۴۱۱۳.

مناسبات ترکیه و رژیم صهیونیستی در مجموعه امنیتی منطقه غرب آسیا و تاثیر آن بر جمهوری اسلامی ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۶۳
مناسبات امنیتی ترکیه و رژیم صهیونیستی، همواره دارای تاثیرات قابل ملاحظه ای بر امنیت منطقه ای غرب آسیا به ویژه ایران داشته است. ترکیه از یک سو، به عنوان متحد منطقه ای آمریکا و از سوی دیگر، به عنوان اولین کشور مسلمان در سال1949 موجودیت رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت و به دنبال آن، دو دولت به واسطه قراردادهای دوجانبه، روابط خود را تعمیق بخشیدند. در این راستا، سوال پژوهش حاضر این است که مناسبات ترکیه و رژیم صهیونیستی در مجموعه امنیتی غرب آسیا چه تاثیری بر جمهوری اسلامی ایران دارد؟این پژوهش با استفاده از روش کیفی تحلیل اسنادی و گردآوری داده های کتابخانه ای و اینترنتی انجام می شود. بدین ترتیب، این پژوهش با اتکا به نظریه مجموعه امنیتی بوزان و تعریف موسع وی از امنیت نشان میدهد که ترکیه و اسرائیل به عنوان متحدین منطقه ای آمریکا در مجموعه امنیتی منطقه غرب آسیا، در حوزه های مختلف امنیتی به ویژه در حوزه نظامی، اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی همواره همکاری های استراتژیک داشته اند. این درحالیست که در بعد امنیت سیاسی در مقاطع مختلف کم و بیش درگیر اختلافاتی غالبا لفظی می شدند.فلذا، این دو کشور در ابعاد پنجگانه امنیتی به یکدیگر وابستگی داشته و لزوما چالش در یک بعد امنیتی، به معنای نداشتن روابط امنیتی با یکدیگر نیست. به علاوه، روابط امنیتی ترکیه و اسرائیل می تواند بر جهان اسلام و به ویژه جمهوری اسلامی ایران تاثیرات مهمی داشته باشد به طوری که میتوان هدف مشترک دو کشور را تضعیف ایران و نابودی محور مقاومت اسلامی و بهم خوردن توازن قوا به نفع جبهه غربی-عبری- عربی در مجموعه امنیتی غرب آسیا دانست.
۴۱۱۴.

از نهادمحوری تا زمینه مندی فرهنگی: تحلیل تطبیقیِ توسعه اقتصادی_اجتماعی در نظریات و سیاست های نونهادگرایی و پساتوسعه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۷۳
هدف: این مقاله با هدف ارائه یک تحلیل نظری تطبیقی جامع از دو پارادایم اثرگذار اما از نظر معرفت شناختی متفاوت در مطالعات توسعه معاصر، یعنی نونهادگرایی و پساتوسعه نگاشته شده است. نونهادگرایی، توسعه را فرآیندی برنامه پذیر و نهادمحور تلقی می کند که بر محوریت قواعد رسمی، حقوق مالکیت، استقلال قضایی و ساختارهای حکمرانی شفاف تأکید دارد. در این دیدگاه، توسعه به عنوان مسئله ای فنی در طراحی و اصلاح نهادی درک می شود که در آن ایجاد ساختارهای قابل پیش بینی و سازگار با انگیزه ها، رشد اقتصادی و ثبات اجتماعی بلندمدت را ممکن می سازد. در مقابل، پساتوسعه با نگاهی کاملاً متفاوت، خودِ مفهوم توسعه را به جای پروژه ای بی طرفانه، سازه ای گفتمانی و هژمونیک تلقی می کند و نشان می دهد که چگونه مفهوم توسعه، جوامع غیرغربی را به حاشیه رانده، دانش بومی را نامشروع جلوه داده و سلطه فرهنگیِ جهان شمال را تداوم می بخشد. این مقاله با بررسی نظام مند هفت اثر کانونی برگرفته از هر دو سنت، به دنبال بررسی این است که: این پارادایم ها، چگونه توسعه اجتماعی-اقتصادی را مفهوم سازی می کنند، چگونه نقش دولت را تفسیر می کنند، چگونه تداوم فقر را توضیح می دهند و چه نوع راهبردهایی را برای تغییر اجتماعی پیشنهاد می کنند. روش: این پژوهش از رویکردی کیفی بهره می گیرد و متکی بر روش مرور نظام مند ادبیات نظری و تحلیل تطبیقی است و نه داده های تجربی یا آماری. پیکره تحلیل شامل هفت کتاب اصلی شده است: سه کتاب به عنوان نماینده دیدگاه نونهادگرایی شامل: «نهادهای اقتصادی سرمایه داری» نوشته الیور ویلیامسون (۱۹۸۵)، «خشونت و نظم های اجتماعی» نوشته داگلاس نورث، جان والیس و باری وینگاست (۲۰۰۹) و «چرا ملت ها شکست می خورند» نوشته دارون عجم اوغلو و جیمز رابینسون (۲۰۱۲)؛ و چهار کتاب به عنوان نماینده رویکرد پساتوسعه  شامل: «مواجهه با توسعه» نوشته آرتورو اسکوبار (۱۹۹۵)، «خوانش نامه پساتوسعه» گردآوری شده توسط رهنما و باوتری (۱۹۹۷)، «پساتوسعه (نظریه، عمل، مسائل و چشم اندازها)» نوشته آرام ضیایی (۲۰۱۶) و اثر جدیدتر ضیایی با عنوان «گفتمان توسعه و تاریخ جهانی» (۲۰۲۳). هر یک از این آثار به دلیل جایگاه کانونی در پارادایم مربوطه، بلکه به دلیل قابلیت مقایسه در پرداختن به مضامین اصلی توسعه، قدرت، نهادها و تنوع فرهنگی انتخاب شده اند. تحلیل از طریق راهبردی نظام مند پیش می رود. هر متن از نظر چهار بُعد مرتبط با هم بررسی می شود: فرضیات هستی شناختی در مورد اینکه توسعه چیست، جهت گیریِ معرفت شناختی که به شناخت، مطالعه و تبیین توسعه شکل می دهد، پیامدهای کارکردی که نشان می دهند توسعه در عمل چه می کند و پیامدهای سیاستی که نشان می دهند چگونه باید توسعه را دنبال کرد، اصلاح کرد یا از آن دست کشید. یافته ها:  این تحلیل مجموعه ای از تضادهای آشکار و نیز شباهت های ظریف را آشکار می کند. از منظر هستی شناختی، نونهادگرایی، توسعه را به عنوان فرآیندی قابل اندازه گیری و جهان شمول در بهینه سازی نهادی تعریف می کند. نهادها که به عنوان «قواعد بازی» مفهوم سازی می شوند، در شکل دهی انگیزه ها، کاهش هزینه های مبادله و تقویت همکاری مولد، تعیین کننده در نظر گرفته می شوند. از نظر پژوهشگران نونهادگرایی، توسعه را می توان در هر جامعه ای که نهادهای فراگیر، شفاف و پاسخگو ایجاد کند، به طور قابل اتکایی به دست آورد. از سوی دیگر، پساتوسعه، توسعه را به عنوان دستگاهی گفتمانی از قدرت تعریف می کند و نه پروژه ای بی طرفانه. توسعه، در این دیدگاه، به عنوان مجموعه ای از رویه ها و روایت ها عمل می کند که «جهان سوم» را به عنوان عقب مانده، وابسته و نیازمند نوسازی می سازند و از این طریق مداخله های غربی را مشروعیت می بخشند. پساتوسعه مدعی است که توسعه به جای حلِ مسائل فقر یا نابرابری، سلسله مراتب های استعماری را در اشکال جدید بازتولید می کند. از نظر معرفت شناختی، نونهادگرایی با اقتصادِ انتخاب عقلانی و مفروضات اثبات گرایانه همسو است. این رویکرد متکی به مقایسه های تاریخی و مطالعات موردی است اما اهتمامی واقع گرایانه به شناسایی نظمهای علّی و چارچوب های تبیینی جهان شمول دارد. در مقابل، پساتوسعه به شدت از مطالعات پسااستعماری، تحلیل گفتمان فوکویی و معرفت شناسی های پسا ساختارگرایانه بهره می برد و تأکید می کند که دانش در مورد توسعه همیشه موقعیت مند، از نظر سیاسی بارگذاری شده و جدایی ناپذیر از ساختارهای سلطه است. از نظر پساتوسعه، توسعه مقوله ای عینی نیست، بلکه گفتمانی مورد مناقشه است که رژیم های حقیقت را تولید می کند. نقش دولت نیز به گونه ای متفاوت تصور می شود. برای نونهادگرایی، دولت، محوری و ضروری است. دولتی قوی، مبتنی بر قانون و از نظر نهادی منسجم، ضامن توسعه در نظر گرفته می شود، که قادر به اجرای قراردادها، حمایت از حقوق مالکیت و ایجاد چارچوب های قابل پیش بینی برای فعالیت اقتصادی و سیاسی باشد. در مقابل، پساتوسعه با سوءظن به دولت می نگرد؛ چراکه آن را اغلب در بازتولید گفتمان توسعه همدست می داند. این رویکرد توجه را از ساختارهای سلسله مراتبی دولت به سوی جنبش های مردمی، شبکه های افقی و خودمختاری جامعه به عنوان کانون های اصلی مقاومت و دگرگونی معطوف می دارد. بررسی مفهوم فقر، این شکاف پارادایمی را بیشتر نشان می دهد. نونهادگرایی، فقر مداوم را به نهادهای ضعیف یا استثمار گر نسبت می دهد که نمی توانند حقوق مالکیت امن، مشارکت سیاسی فراگیر یا حکمرانی باثبات را تضمین کنند؛ از این رو فقر به عنوان پیامدِ ترتیبات نهادی ناکارآمد معرفی می شود که حداقل می تواند از طریق اصلاحات برطرف شود. پساتوسعه به فقر به گونه ای متفاوت می نگرد. از نظر نظریه پردازان پساتوسعه، فقر، صرفاً یک شرط تجربی نیست، بلکه یک ساختار گفتمانی است که هنگامی تولید می شود که گفتمان جهانی توسعه، کل جمعیت ها را به عنوان «توسعه نیافته» برچسب می زند. چنین برچسب زنی، اعتبار روش های زندگی غیرغربی را از بین می برد، اقتصادهای معیشتی را بی ارزش می کند و اشکال جایگزین رفاه را نامشروع جلوه می دهد. فقر از این منظر، کمتر مسئله ای برای حل کردن است و بیشتر نشانه ای از سلطه ذاتی از سوی خود پارادایم توسعه است. پیامدهای سیاستی این رویکردها به همان اندازه واگرا هستند. نونهادگرایی مسیری از اصلاحات نهادی را تجویز می کند و از حقوق مالکیت قوی تر، کاهش فساد، استقلال قضایی و ساختارهای حکمرانیِ همسوکننده نتایج با انگیزه ها حمایت می کند. پیشنهادهای آن عمل گرایانه، برنامه ای و جهان شمول است. با این حال، پساتوسعه خواستار جدایی از توسعه است. این رویکرد بر رد طرح های تحمیلی از بیرون، ترجیح دادن نظام های دانش بومی، حفظ تنوع فرهنگی و پرورش بدیل های محلی مانند اقتصادهای محلی، خودکفایی اکولوژیکی و توانمندسازی مردم اصرار دارد. برای پساتوسعه، راه حل در ایجاد توسعه «بهتر» نیست، بلکه در ایجاد «بدیل هایی برای توسعه» است. نتیجه: تحلیل تطبیقی تأیید می کند که نونهادگرایی و پساتوسعه در معرفت شناسی هایی اساساً ناسازگار ریشه دارند. نونهادگرایی، توسعه را به عنوان پروژه ای جهان شمول و دست یافتنی تصور می کند که ریشه در اصلاحات نهادی عقلانی دارد و توسط ساختارهای دولتی قوی پشتیبانی می شود. پساتوسعه این چارچوب را به کلی رد می کند و استدلال می کند که توسعه یک راه حل نیست، بلکه گفتمانی هژمونیک از سوی نظام سلطه است که باید با بدیل های کثرت گرا و از نظر فرهنگی حک شده در جامعه جایگزین شود. پیامدهای گسترده این تقابل نظری نشان می دهد که مطالعات توسعه نمی تواند محدود به مسائل فنی مربوط به کارایی، حکمرانی یا طراحی نهادی باشد؛ بلکه باید به سؤالات عمیق تری در مورد قدرت، گفتمان و مشروعیت فرهنگی بپردازد. نونهادگرایی طرح های سیاستی روشن و قابل اجرا ارائه می دهد؛ اما خطر نادیده گرفتن ویژگی های فرهنگی و تقویت ناخواسته هنجارهای نهادی غربی را به همراه دارد. در نهایت، بحث بین نونهادگرایی و پساتوسعه صرفاً مسئله ترجیحات سیاستی نیست، بلکه منعکس کننده دو هستی شناسی کاملاً متفاوت از توسعه است. نونهادگرایی امکان طراحی توسعه از طریق نهادها را تأیید می کند، در حالی که پساتوسعه اصرار دارد که خود مفهوم توسعه مشکل ساز است و باید به نفع بدیل های محلی رها شود. تشخیص این تقابل نظری، برای تقویت و غنای مطالعات توسعه بسیار مهم است. درنهایت مطالعات توسعه به جای اینکه به مثابه رشته ای فنی محدود انگاشته شود، می بایست به عنوان حوزه ای بین رشته ای درک شود که اقتصاد، جامعه شناسی، مردم شناسی و نقد پسااستعماری را در خود جای می دهد.
۴۱۱۵.

اثربخشی آگاهی بخشی به مادران بر اساس مرور زندگی خانواده مبدأ بر نحوه ارتباط با فرزندان 3 تا 6 سال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۸
رابطه والد-فرزندی از عوامل مختلفی تأثیر می پذیرد که یکی از مؤثرترین آن ها تجربیات اوایل زندگی والدین در ارتباط با خانواده مبدأ است. درک والدین از تجارب و شیوه ی انطباق با آن ها ممکن است کیفیت روابط والد-فرزندی را تحت تأثیر قرار دهد. یکی از روش های درمانی که می تواند به والدین در حل وفصل این تجارب کمک کند، مرور زندگی خانواده مبدأ هست. پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی آگاهی بخشی به مادران بر اساس مرور زندگی خانواده مبدأ بر نحوه ارتباط با فرزندان صورت گرفته است. مواد و روش ها: طرح پژوهش حاضر از نوع مطالعه ی نیمه تجربی با طرح پیش آزمون –پس آزمون با گروه کنترل و با گزینش تصادفی بود.جامعه ی آماری پژوهش حاضر، کلیه ی مادران دارای فرزند 3 تا 6 سال شهر تهران بودند که از این میان 20 بیمار با روش نمونه گیری هدفمند با ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند و به طور تصادفی و برابر به گروه آزمایش یا کنترل تخصیص یافتند. آزمودنی ها به مقیاس مقیاس ارزیابی رابطه مادر-کودک (CRE) به عنوان پیش آزمون و سپس پس آزمون پاسخ دادند. سپس، گروه آزمایش به مدت 6 جلسه ی 120 دقیقه ای به مرور زندگی خانواده مبدأ پرداختند در حالی که گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکرد. داده ها با استفاده از شاخص های آماری توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی تحلیل واریانس چند متغیره و نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: روش درمانی مرور زندگی خانواده مبدأ بر بهبود روابط والد-فرزندی مؤثر بوده است؛ و موجب کاهش زیر مقیاس های طرد، سهل گیری بیش ازحد، حمایت بیش ازحد و افزایش پذیرش والدین در فرزندان شده است(01/0>p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که ، رویکرد آموزشی ارائه شده می تواند به عنوان یک گزینه مداخله ای موثر برای کمک به بهبود روابط والد-فرزندی مورد استفاده قرار گیرد.
۴۱۱۶.

نقش زنان در پیشگیری از رفتارهای ناهنجار در جامعه با رویکرد اسلامی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۴
نقش زنان در پیشگیری از گسترش رفتارهای ناهنجار اجتماعی، یکی از مؤلفه های بنیادین در ارتقاء سلامت فرهنگی و اخلاقی جامعه به شمار می آید. پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد نظری، تاریخی و کاربردی این نقش از منظر آموزه های دینی انجام شده و با روش کیفی و مروری–تحلیلی، به تحلیل منابع اسلامی، مطالعات پیشین و ارائه راهکارهای عملی پرداخته است. در ابتدا، مفهوم ناهنجاری اجتماعی و عوامل مؤثر در شکل گیری آن از منظر جامعه شناسی، روان شناسی و دین شناسی تبیین شد. سپس با بررسی مبانی دینی و مفهومی مانند نقش زن در تربیت نسل، کارکرد اجتماعی زن و جایگاه زن در اسلام، ظرفیت های زنان در حوزه پیشگیری از آسیب های اجتماعی تحلیل گردید. در بخش پیشینه، مطالعات داخلی و خارجی نشان دادند که تقویت باورهای دینی، حمایت های خانوادگی و حضور اجتماعی فعال زنان تأثیر معناداری در کاهش ناهنجاری هایی چون خشونت، اعتیاد، فروپاشی خانواده و بی هویتی جوانان دارد. همچنین، با بررسی نمونه های الگویی از تاریخ اسلام مانند حضرت زهرا، حضرت زینب و زنان متفکر معاصر، کنش گری مؤثر زن در مدیریت بحران های اخلاقی و اجتماعی مورد تأکید قرار گرفت. در بخش پایانی، راهکارهایی در سه سطح تربیتی، فرهنگی و نهادی پیشنهاد شده است که می تواند به تقویت نقش زنان در مهار ناهنجاری های اجتماعی کمک کند. نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که زن، در منظومه دینی، نه تنها عامل پایداری خانواده بلکه عنصر فعال تحول اجتماعی است؛ بنابراین، بهره گیری هدفمند از ظرفیت های فکری، اخلاقی و تربیتی زنان، مسیری مؤثر در پیشگیری از گسترش آسیب های اجتماعی در جامعه خواهد بود.
۴۱۱۷.

هنرها و معلولیت

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۷
هنر منبعی تعیین کننده برای بیانگری افراد دارای معلولیت بوده و همچنین به شیوه هایی اساسی، نمایانگر ایشان است. آثار هنری خلق شده توسط هنرمندان دارای معلولیت می تواند احساسات مخاطب را نسبت به این افراد تعمیق و گسترش بخشد، یا به تعبیری دیگر، خلق چنین آثاری قادر به ایجاد تغییرات اجتماعی است. لازم به تأکید است که محتوای تمامی آثار هنرمندان دارای معلولیت، لزوماً متمرکز بر موضوع معلولیت نیست. این تفکیک مفهومی میان «هنرمند دارای معلولیتی که اثر هنری خلق می کند» و «خَلق اثری هنری که به بررسی پدیده معلولیت می پردازد»، اغلب تمایزی حیاتی برای فعالان حوزه توسعه «هنر معلولیت» به مثابه یک جنبش اجتماعی محسوب می شود. در پرتو این تمایز، هنر در تمامی اشکال خود می تواند شناختی عمیق و تأثیرگذار در باب معلولیت فراهم آورد و همزمان، مسیر حرفه ای ارزشمندی را نیز هموار سازد. هنگامی که یک اثر هنری توسط هنرمند دارای معلولیت خلق شده و مستقیماً معطوف به مسائل مرتبط با معلولیت باشد، عموماً تحت عنوان «هنر معلولیت» طبقه بندی می شود. در مقابل، آثاری که توسط افراد دارای معلولیت تولید شده اما محتوای آن ها نامرتبط با تجربه معلولیت باشد، لزوماً در زمره هنر معلولیت قرار نمی گیرند. این مجموعه از آثار که کمتر متوجه «سیاست هویتی» هستند، حائز اهمیت بوده و شایسته بررسی مستقل نیز می باشند.
۴۱۱۸.

بررسی عوامل دخیل در بروز برخی انتقادات نسبت به زهدورزی ابوسعید ابوالخیر از منظر قدرت (براساس اسرار التوحید محمد بن منور)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۵
زمینه: با توجه به اصول تصوّف مبنی بر زهدورزی و طرد ابزار قدرت، برخورداری صوفیه از نعمت های دنیوی دشوار به نظر می رسد؛ امّا صوفیانی همچون ابوسعید ابوالخیر حین انجام کنش های زاهدانه، قدرت چشمگیری کسب کرده و زمینه های بهره مندی از نعمت های دنیوی را برای خود و پیروانشان فراهم آورده اند. انجام کنش های زاهدانه توسط صوفیه در کنار تمتّع ایشان از نعمت های دنیوی سبب بروز گونه ای از انتقادات پربسامد در ادبیات فارسی شده که غالباً به صورت ناسازگاری میان ظاهر و باطن صوفیه از آن یاد می شود. شناخت عوامل، زمینه ها و ابعاد مختلف بروز این نوع از انتقادات از منظر قدرت هدفی است که نیل به آن می تواند انگیزه های احتمالی انجام کنش های زاهدانه و سازوکار کسب قدرت از طریق این کنش ها و قوانین حاکم بر آن را نمایان سازد. روش: پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. بعد از بیان مبانی نظری در ارتباط با قدرت و زهدورزی، انتقادات اساسی نسبت به شیخ و پیروانش بیان و سپس عوامل، زمینه ها و فرایند بروز این انتقادات از منظر قدرت تحلیل خواهد شد. یافته ها: شیخ بر اساس مبانی تصوّف و به تبعیّت از اولیای الهی و مشایخ صوفیه به انجام کنش های زاهدانه پرداخته، اما بعد از کسب انواعی از مشروعیّت نزد پیروانش، از کنش های ملامتی برای رعایت زهدورزی در شکل معنوی قدرت استفاده نکرده و زمینه های کسب قدرت و نعمت های دنیوی را برای خویش و پیروانش فراهم آورده است. شیخ به ویژه در سفره داری هایش، کسب اقبال عمومی و قدرت معنوی را بر رعایت اصول تصوّف ترجیح و تبعاً خود و پیروانش را در مظان اتّهام به قدرت طلبی و دنیادوستی قرار داده است.
۴۱۱۹.

مزرع سبز فلک و داس مه نو؛ گزارش بیتی از حافظ براساس نظریه اسطوره بازگشت جاودانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۸
اسطوره بازگشت جاودانه برای هر پدیده زمینی، نمونه ای آغازین، برتر و آسمانی در نظر می گیرد؛ به بیان دیگر، هر چیزی در این جهان را تقلیدی از نمونه ای مینوی می داند. حافظ در بیتی مشهور از «مزرع سبز فلک» و «داس مه نو» سخن می گوید. در برخی اساطیر نیز از «مزارع آسمانی» سخن رفته است؛ بدین معنا که انسان باستانی، نخست مزرعه آسمانی را شناخت و سپس مزرعه های زمینی را براساس آن به وجود آورد. در این پژوهش براساس نظریه اسطوره بازگشت جاودانه میرچا الیاده و با تکیه بر مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و با رویکردی تحلیلی توصیفی به گزارشی از بیت گفته شده پرداخته ایم. نمادشناسی واژه های به کاررفته در دو ترکیب «مزرع سبز فلک» و «داس مه نو» هدف این جستار است. یافته ها نشان می دهد که همه این واژه ها اگرچه در ظاهر ارتباط چندانی با یکدیگر ندارند؛ امّا در ژرف معنا از نظر اسطوره ای، آیینی و باورشناختی کاملاً با هم مرتبطند و بیانگر مفاهیمی همچون زمان، مرگ، خرمن چینی، باروری، مرگ وزندگی، حیات مجدد و جاودانگی هستند؛ بنابراین می توان گفت بیت مورد نظر پیوند تنگاتنگی با مفاهیم نام برده دارد.
۴۱۲۰.

نقدی بر «فرهنگ سخنوران» با تکیه بر شاعران فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۵
یکی از آثار ماندگار و کاربردی در پژوهش های معاصر شعر فارسی، فرهنگ سخنوران است که به کوشش عبدالرسول خیّامپور در دو جلد تدوین یافته است. مؤلّف در این اثر، فهرستی از تخلّصِ شاعران فارسی زبان را بر اساس حروفِ الفبا ترتیب داده است که پژوهش گر می تواند با مراجعه به تخلّص شاعر مورد نظر خود، منابعی را درباره ی آن سراینده شناسایی کند. این فرهنگ با همه ی ارج و اهمیّتی که دارد، مانندِ هر اثر بزرگ دیگر، خالی از ایراد و اشکال نیست و گویا تاکنون توجّه ناقدان و صاحب نظران را به خود جلب نکرده است. مقاله ی حاضر می کوشد به اختصار، تعدادی از همین مشکلات و چالش ها را که خواننده در استفاده از فرهنگ سخنوران با آن ها مواجه می شود، با دیگر پژوهش گران در میان بگذارد. از عمده ایرادهای این اثر، ایجادِ دو یا چند مدخل برای یک شاعر است. همین امر سبب می شود که خواننده هنگام رجوع به یک مدخل، از دیگر مدخل ها و اطّلاعاتی که در ذیلِ آن ها آمده است، بازبماند. به همین منظور، در این یادداشت ابتدا مقدّمه ای در معرّفی فرهنگ سخنوران و شیوه ی نگارش آن خواهد آمد. در ادامه، خواننده با برجسته ترین علّت هایی که باعث شده در این فرهنگ برای بعضی شعرا، دو یا چند مدخل ایجاد شود، آشنا خواهد شد و درمی یابد که مؤلّف گاه برای یک شاعر، هم با نام و هم با تخلّص، مدخل ایجاد کرده است؛ چنان که در مواردی، هم با شهرت و هم با اسم. گاه تصحیف موجب دو یا چندگانه خوانی شده است. در مواردی مؤلّف خود القابی را برای یک شاعر برساخته و دو یا چند مدخل در نظر گرفته است. بعضی از سرایندگانِ بدون تخلّص، با دو نسبت، مدخل شده اند. در جاهایی نیز، دو تخلّصِ کاملاً مشابه، و به صورت متوالی، برای یک شاعر مدخل شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان