دو نامه از مرحوم سیّد محمّدعلی جمالزاده نقل شده که در آن ترجمه کتابی از محمود مقال که درباره روستاییان ترکیّه است، مورد نقد و بررسی قرار گرفته و نکاتی درباره ترجمه و توجّه دقیق به زندگانی روستاییان ایران را مطرح کرده، خطّ مشیی به جوانان داده که چگونه به روستاهای دور بروند و به بررسی وضعیّت روستاییان ایرانی که قرنها ولینعمت مردم ایران بوده و هستند، بپردازند.
این مقاله جستاری است درباره سودای جاودانگی انسان. نویسنده‘ با اشاره به اسطوره ها و افسانه ها و آرا صاحب نظران‘ به بررسی این نکته می پردازد که مراد از جستجوی نامیرایی کدام است: مانایی تن یا جاودانگی جان که با عشق‘ خلاقیت‘ خرد و هنر بدست می آید؟ برای پاسخ به این پرسش ها‘ نویسنده به بررسی آثاری چون گیل گمش‘ ضیافت‘ اسطوره های اسکاندیناویایی و شماری از آثار ایرانی می پردازد. پس از آن‘ نویسنده با نگاهی تفصیلی به نمایشنامه بر سرچاه شاهین و اسطوره اسکاندیناویایی اودین دو نمونه از تلاش برای مانایی را بررسی می کند: اولی به عنوان نمونه تلاشی بیهوده برای مانایی تن و دیگری جستجویی روحانی برای مانایی جان که در قالب عشق و آفرینندگی شدنی است.
کشورهای آفریقا پس از استقلال برای تحقق امر دولت سازی با مشکلات عمده ای مانند توسعه و امنیت مواجه شدند. در بحبوحه استقلال، فضای سنگین جنگ سرد نیز بر جهان مستولی شد، در نتیجه مهمترین بخش دولت سازی یعنی امنیت و توسعه مورد غفلت قرار گرفت. این تحقیق براین فرضیه استوار است که با فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد دوران جدیدی در روابط بین الملل شروع شد. این امر منجر به ایجاد ساختار جدیدی شده است که یک سری شرایط را به عاملان و کارگزاران آفریقایی تحمیل کرد. پس از سقوط آپارتاید در آفریقای جنوبی و فعال شدن سیاست خارجی جدید، کارگزاران این کشور به همراه دیگر کشورهای قاره با درک وضعیت ساختار جدید و اعمال اراده شان درصدد تبیین راه حل و حتی در بسیاری از موارد درصدد ساختار منحصر به آفریقا برای مشکلات این قاره برآمدند. این تحقیق با استفاده از روش ساختمندگرایی (تعامل کارگزار- ساختار) و بررسی تحلیلی درصدد شناخت مسایل آفریقا، پس از جنگ سرد می باشد.
نویسندگان، منتقدان ادبی و حتی خوانندگان تعاریف بسیاری از چگونگی پیدایش یک اثر ادبی ارائه داده اند. بحث ها و پرسش ها درباره این که یک اثر تا چه اندازه می تواند زاییده روح، عوالم درونی، غریزه، استعداد، عقل و الهامات نویسنده باشد، همچنان ادامه دارند. این مقاله نیز بر آنست تا به بررسی و مطالعه درباره آفرینش ادبی، از دیدگاه دو نویسنده صاحب نام اوایل قرن بیستم، مارسل پروست و موریس بارس، بپردازد. الگوبرداری از آثار اهل ادب، به عنوان عامل باروری روح یک نویسنده، توجه به قدرت های درونی و بهره وری از ژرفای درون و وجود نویسنده و زندگی اش، و سرانجام، جاودانه سازی عقاید و نام نویسنده با یک اثر، از جمله نکاتی اند که به نظر پروست و بارس، در آفرینش ادبی مطرح می شوند.
مصونیت یکی از اصول حقوق بین الملل عمومی است که مانع احضار یک دولت خارجی به محاکم دولتی می شود. در مواردی امکان انصراف از مصونیت وجود دارد و در مواردی دیگر از رفتار ماموریت سیاسی، انصراف از مصونیت استنتاج می شود. یکی از این موارد قبول حل اختلاف تجاری از طریق داوری است، زیرا برخلاف صلاحیت قاضی دولتی، صلاحیت داور برای رسیدگی به اختلاف یکی از چهره های حاکمیت دولت نیست، لذا احضار دولت به دادگاه داوری، نقض حاکمیت دولت تلقی نمی شود.در عمل مصونیت در گذر زمان تعدیل شده است. در شرایط کنونی نظم عمومی بین المللی مخالف این است که دولت یا سازمان دارای مصونیت، با علم و آگاهی، صریحا شرط رجوع به داوری را، که موجب جلب اطمینان طرف مقابل می شود، قبول نماید و سپس در مرحله ای از رسیدگی یا به هنگام اجرای رأی به مصونیت استناد نماید. در این رابطه رأیی از دادگاه عمومی مشهد صادر شده است.
در این مقاله سعی شده است تصویر زن در آثار سینمایی «رخشان بنی اعتماد»، یکی از کارگردانان زن مطرح در سینمای ایران، بررسی شود. بررسی نقش جنسیت کارگردان در بازنمایی زنان و مسایل آنان یکی از ابعاد این تحقیق است که می تواند افق جدیدی در مطالعات مربوط به بازنمایی زنان در رسانه ها را روشن کند. در این مقاله با استفاده از نظریات فمینیستی رسانه ها و نظریه فیلم فمینیستی و همچنین به کارگیری روش تحلیل متن از طریق تکنیک نشانه شناسی به تحلیل فیلمهای سینمایی این فیلمساز پرداخته ایم. از این رو برای بررسی میزان تاثیر عامل جنسیت فیلمساز بر این بازنمایی و نحوه ظهور زنان، مرور کوتاهی بر بازنمایی نقش زنان در سینمای ایران داشته ایم که در این بخش روش مطالعه اسنادی و کتابخانه ای به کار برده شده است. جامعه آماری ما در این تحقیق فیلمهای بلند سینمایی «رخشان بنی اعتماد» است که اکران عمومی داشته اند. در این تحقیق بر خلاف تحقیقات قبلی، عنصر جنسیت بررسی و مشخص شده که در کنار شرایط اجتماعی هر دوره، جنسیت کارگردان نیز در بازنمایی مسایل گروههای مختلف جامعه و از جمله زنان، تاثیرگذار است. این امر حاکی از آن است که زنان می توانند عامل موثری در طرح مسایل جامعه زنان باشند و فارغ از فراهم بودن شرایط جامعه در جهت بیان حرفها و خواسته های خود به بازنمایی دقیق زنان در فیلمهایشان بپردازند.