هدف از این مطالعه، تعیین میزان شیوع خشونت خانگی علیه زنان باردار و علل مرتبط با آن در شهرهای میاندواب ، مهاباد و بناب، با استفاده از برگه ی ثبت داده ها و پرسشنامه ی بررسی خشونت خانگی می باشد. این مطالعه ای پیمایشی از نوع مقطعی است. نمونه های این پژوهش شامل 1950 زن باردار مراجعه کننده به زایشگاههای بیمارستان های شهرهای یاد شده بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. یافته های شیوع خشونت یاد شده در میاندوآب 78% ، مهاباد 4/67% و بناب 5/94%گزارش گردید. بین اعمال خشونت و متغیرهای ( بر حسب شهر) سن ازدواج زن( میاندوآب)، تعدادفرزند ( سه شهر)، وضعیت اقتصادی خانواده ( میاندواب و مهاباد )، میزان حمایت خانواده ی زن از وی (سه شهر)، سیگار کشیدن زن ( مهاباد و بناب ) ارتباطی معنی دار نشان داده شد. میزان شیوع خشونت خانگی اعمال شده بر زنان باردار در هر سه شهر به گونه ی نسبی بالا بوده که با توجه به علل مرتبط بررسی شده، لازم است با یک برنامه ریزی صحیح کاهش یابد.
در میان جوامع انسانی، انواع معاملات وجود دارد و انسان ها با توجه به وضع اقتصادی و مالی خویش از هر یک از آن اقسام بهره می جویند. از جمله؛ معامله استصناع است که در آن، شخص نزد صنعتگر می رود و از او می خواهد کالایی را برای او بسازد و میان آن دو قراردادی منعقد می شود.آنچه که گاه به آن اشاره می شود آن است که از دیدگاه فقه شیعه این گونه معامله صحیح نیست و منسوب به عدم صحت است، هدف نوشتار حاضر، بررسی مبانی فقهی این گونه از بیع در میان شیعه و اهل سنت و از سوی دیگر بیان چگونگی استفاده از این گونه از معامله در نظام بانکداری اسلامی است.
حسن بن علی بن اسحاق بن عباس مشهور به خواجه نظام الملک یکی از مشهورترین وزرای مسلمان ایرانی بود که مدت سه دهه وزارت دولت بزرگ سلجوقیان را برعهده داشت و با تدبیر او قلمرو سلجوقیان به اوج وسعت و قدرت رسید. خدمات فرهنگی و سیاسی وی به فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی، ویژگی های او را ممتاز می سازد. تاریخ نویسان وی را به لحاظ مذهبی، متعصب به مذهب شافعی و داشتن روابط خصمانه با شیعیان دانسته اند. اما در مشی و رفتارهای عملی او، خصومت یا بی احترامی نسبت به شیعیان مشاهده نشده است. بیشتر تحلیل گران سیره و اندیشه های خواجه را بر اساس مندرجات کتاب سیاست نامه موجود که آن را نوشته خواجه نظام الملک می دانند، ترسیم کرده اند.این مقاله افزون بر شرح احوال و زندگانی نظام الملک، به توصیف جایگاه سیاسی و اجتماعی او می پردازد و با تکیه بر اسناد و روایت های تاریخی به مقایسه تضادها در مندرجات ضدشیعی و آرای اشخاص مختلف و بررسی روابط بین ایشان و شیعیان در آن دوره را مورد بحث قرار می دهد و قصد دارد حقیقت اندیشه این اندیشمند مسلمان ایرانی را آشکار سازد.
دارابگرد یکی از شهرهای پر رونق روزگار ساسانی بود که با اضمحلال این سلسله به تدریج اهمیت خود را از دست داد و در آغاز قرن ششم هجری قمری متروک شد. مطالعات باستان شناختی نگارندگان روشن ساخت که این شهر باستانی در روزگار ساسانی دارای استقراری متمرکز، پرقدرت و طبقاتی بوده، لیکن پس از تسخیر ایالت پارس توسط مسلمانان، تغییراتی در عملکرد و کاربری فضاهای آن به وجود آمده است.شواهد باستان شناختی موید آن است که در قرون اولیه اسلامی عموم ساکنان دارابگرد به استقرار در نیمه شمالی شهر گرایش یافته اند و از نیمه جنوبی آن استفاده چندانی نشده است. این یافته ها همچنین حاکی از آن است که در نخستین سده های اسلامی بخشی از سکنه شهر در محدوده خارج از دروازه غربی سکونت داشتند.نوشتار حاضر در پی آن است که به مدد یافته های باستان شناختی، ادوار استقراری این شهر کم نظیر ایران باستان را مشخص کند و ضمن تعیین کاربری محله های دارابگرد در نخستین سده های اسلامی به پرسش هایی در خصوص علت اصلی تغییرات بوجود آمده در سازمان اجتماعی، فرم و عملکرد این شهر نیز پاسخ دهد.
علیرغم آنکه متون تاریخی، سنگ نوشته ها و الواح باقیمانده از عصر هخامنشیان اطلاعات ارزشمندی از چگونگی اداره قلمرو وسیع این امپراطوری قدرتمند را در اختیار گذارده، لیکن یافته های باستانشناسانه، که طرح کامل سازه های تشریفاتی این دوران را مشخص سازد، تنها به محوطه های انگشت شماری محدود شده است. بعلاوه، با وجود آنکه عظمت اندازه ها و ماندگاری مواد و مصالح فضاهای تشریفاتی این دوران آنها را اضمحلال ناپذیر می نمود، لیکن بواسطه گذشت زمان و تازیانه های محیط چنان ناپدید گشته اند که بدون انجام مطالعات مدتمند باستانشناسانه قابلیت بازیابی نمی یابند. چنانچه بناهای سلطنتی احداث شده به امر شاهزادگان، ساتراپ ها و فرمانروایان تابعه هخامنشیان را بر شمار کاخ های منطقه ای و فصلی پاشاهان این سلسله بیفزاییم، تصور ده ها نمونه از این کاخ ها در قلمرو وسیع امپراطوری هخامنشی بسیار آسان می شود. مع الوصف، همچنان پرسش هایی در خصوص تعداد واقعی این کاخ ها، توزیع مکانی آنها، رابطه های فرم و عملکرد و منزلت سیاسی استفاده کننده گان و نیز میزان ظهور سبکی واحد در احداث این بناها و ... قابلیت طرح می یابند.کشف سه نمونه از کاخ های این سلسله در حوالی شهر برازجان (استان بوشهر) اگرچه در پاسخ به پرسش های مطروحه کمک خواهد نمود، لیکن خود ابهاماتی را پیش روی باستانشناختی مورد استفاده در خصوص زمان ساخت، انگیزه سازندگان، سبک معماری و همچنین زمان و دلایل انقراضشان قرار داده است.نوشتار حاضر، که بر پایه اطلاعات بدست آمده از حفریات باستانشناسانه در سه کاخ مذکور شکل یافته، تلاشی است به منظور پاسخ به پرسش های مطروحه داده های باستانشناسی این تحقیق روشن ساخته که هر سه کاخ مذکور در آغاز فرمانروایی هخامنشیان و محتملا توسط همان معمارانی احداث گشته است که پاساگاد را بر پای داشته اند.همچنین، با اتکاء به این یافته ها و به احتمال بسیار زیاد، می توان گفت که دست کم یکی از کاخ های مورد کاوش در اثر هجوم بیگانگان، سوخته و در حالتی اضطراری رها شده است.
مقوله آسایش گرمایی و بطور خاص سرمایش از جمله مقولاتی است که به جهت نقشی که در مطلوب سازی محیط و بوم دارد، حایز اهمیت فراوان است. در واقع آسایش گرمایی عامل اصلی شکل دهنده معماری هر منطقه است. در یک سکونتگاه انسانی (به عنوان یک پدیده انسان ساخت) توجه به اقلیم با مکانیزم های سرمایش، گرمایش موجب افزایش احساس، آرامش، و ارتقای سطح زندگی و نهایتا پایداری می گردد.علی رغم اهمیت این موضوع، در دوران اخیر موضوع توجه به اقلیم نادیده گرفته شده است. در واقع باید گفت در سال های اخیر، ساختن برای ساختن و نه ساختن برای زیستن مجالی را برای توجه به مقولاتی مهم و عمیق همچون آسایش حرارتی، بدنه معماری، در معماری و شهرسازی باقی نگذاشته است.در مقاله حاضر به بررسی معماری بومی مناطق مختلف پرداخته و با درنظر گرفتن پهنه بندی اقلیمی در دو اقلیم گرم و خشک و مرطوب، شاخصه نحوه ارتباط بنا با زمین را با هم مقایسه نموده تا راهکارهای مناسب سرمایش در بدنه معماری و یا همان اصطلاح سرمایش ایستا (passive cooling) بدست آید. در اینجا تکنیک موردنظر (سرمایش از طریق توده حرارتی زمین) و فواید و راه های استفاده از این تکنیک با توجه به نمونه های معماری بومی بازنگری می شود.
بدون تردید در مطالعات باستان شناسی مذهبی عصر ساسانی، آتشکده ها و چهارتاقی ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. آتش که در تعالیم دین زرتشت از عناصر مقدس و مورد احترام یکتا پرستان زرتشتی بود، در مدت نزدیک به پنج قرن حکومت ساسانی با احداث آتشکده ها و چارطاقی ها در سراسر امپراطوری تقدس ویژه ای یافت. چارطاقی نو یافته خانه دیو از جمله چهارتاقی های ارزشمند عصر ساسانی است که برخی محققین خارجی و باستان شناسان ایرانی به استناد متون پهلوی بندهشن و یشت های اوستا آن را به عنوان آتشکده آذر برزین مهر - یکی از سه آتشکده شاخص دوره ساسانی - معرفی نموده اند. اگر چه در پژوهش های باستان شناختی انجام شده در این بنا مدرک معتبری در تایید این مساله بدست نیامد، لیکن مطالعه انجام شده در این بنا بیانگر آن است که این چهارتاقی، هسته اصلی باقیمانده از بنای بزرگتری است؛ متشکل از چهار جرز سنگی، راهروی طواف، پادیاو، بقایای سکوی آتشدان، اتاق انتظار، که با توجه به موقعیت قرارگیری چهارتاقی در یک پشته سنگی کم وسعت و در بین کوه های سر به فلک کشیده ریوند در نوع خود منحصر به فرد بوده و از اهمیت فوق العاده ای در شناخت آتشکده های ساسانی برخوردار است. نظر به اهمیت موضوع و جایگاه آتشکده ها در مطالعات مذهبی عصر ساسانی و به ویژه از آن جهت که این بنا تاکنون به طور علمی از منظر باستان شناختی مورد کاوش قرار نگرفته بود؛ هیات باستان شناسی ایران - لهستان برای نخستین بار طی دو فصل به مطالعه و کاوش در چارطاقی خانه دیو پرداخت. در این راستا مقاله پیش رو با هدف تکمیل مطالعات باستان شناختی بناهای مذهبی عصر ساسانی بر مبنای داده های باستان شناختی ضمن معرفی عناصر و فضاهای معماری مکشوفه چهارتاقی خانه دیو، نکاتی را نیز بر مبنای متون پهلوی در خصوص اهمیت و جایگاه آتشکده اذربرزین مهر ارایه می نماید.
پژوهش حاضر تلاش دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که فرایند جهانی شدن در چند دهه گذشته آیا اصولا تاثیری بر رابطه دولت و جامعه در مصر داشته است و اگر پاسخ مثبت است این آثار به چه صورت بوده و اگر پاسخ منفی است، چرا فرایند جهانی شدن نتوانسته است تاثیری بر این رابطه برخلاف دیگر کشورها بر جای بگذارد؟ فرضیه ای که در پاسخ به این پرسش طراحی شده این است که به خاطر مقاومت شدید دولت و نخبگان سیاسی مصر در برابر هر گونه تحولی در جهت دموکراتیک شدن از لحاظ سیاسی و خصوصی سازی و حاکم شدن اقتصاد بازار آزاد از جنبه اقتصادی، جهانی شدن تاثیر ناچیزی بر رابطه دولت، جامعه در مصر بر جای گذاشته است.
فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد، اهمیت ژئوپلتیک و منطقه گرایی را در نظام بین الملل دوچندان کرده، به طوری که بسیاری از کشورها در سیاست خارجی خود منطقه گرایی را به عنوان اصلی ثابت و اساسی جهت تامین منافع و امنیت ملی خود برگزیده اند. نگاه عملی و نظری غالب در طول سال های متمادی گذشته در سیاست خارجی ایران عدم توجه به راهبرد «نگاه به شرق» و بلکه نگاه یک جانبه به غرب بوده و این باعث غفلت از سایر مراکز و منابع قدرت و ثروت جهانی به خصوص در نزدیکی مرزها گشته است؛ اما در سال های اخیر راهبرد نگاه به شرق، به راهبردی منطقه گرایانه از سوی جمهوری اسلامی ایران در منظومه نگاه ژئوپلتیکی و جغرافیایی تبدیل شده است، چرا که ایران از جمله کشورهایی می باشد که به لحاظ موقعیت جغرافیایی و سیاسی، از مزیت ژئواستراتژیکی، ژئواکونومیکی و ژئوپلیتیکی بهره مند می باشد. بر این اساس «راهبرد نگاه به شرق» که از منطق علمی و تاریخی و همچنین ریشه های جغرافیایی و سیاسی در سیاست خارجی کشور برخوردار است و هویت سازی جدیدی در گفتمان سیاست خارجی ایجاد می کند، از اهمیت مضاعفی برخوردار شده است. نوشتار حاضر تلاش دارد دیدگاه ها، زمینه ها و فرصت ها راهبرد نگاه به شرق را در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران واکاوی نماید
نوشتار حاضر به روش اسنادی ابتدا ریشه های قدرت نرم را از گذشته های دور بررسی می کند، سپس، عوامل تشکیل دهنده آن را تشریح و امکانات و محدودیت های عمده بر سر راه اعمال آن را ارزیابی می نماید. قدرت نرم از قرن ها قبل از میلاد مورد توجه اندیشمندان و حکمرانان در چین، یونان مصر و ایران قرار داشته است. در دهه های گذشته، و قبل از اینکه جوزف نای قدرت نرم و جایگاه آن را بخصوص در حوزه سیاست خارجی مفهوم سازی نماید، دانشورانی چون آلفرد دو گرازیا، کلاوس نور و جان کنث گالبرایت شکل هائی از قدرت را تبیین کردند که با قدرت نرم شباهت و معنی قانونمندی، مشروعیت و دموکراسی داشته و در مقابل قدرت سخت با زور و شیوه های تولید گذشته ربط داده شده است. منابع قدرت نرم را معمولا ارزش های فرهنگی، بازیگران سیاسی، فرهنگ و خط مشی های سیاستمداران و نهادها تشکیل می دهند، اما برخی اوقات حتی نیروهای نظامی، که قاعدتا بر قدرت سخت متکی هستند، توانسته اند نقش قدرت نرم را بازی کنند و دیکتاتورهایی چون هیتلر و استالین را موفق سازند تا از امکانات آن برای اهداف خود بهره گیرند. قدرت نرم را از طریق نظرخواهی از افکار عمومی، مصاحبه بانخبگان سیاسی و مطالعات موردی می توان اندازه گرفت.
روابط بین سکونتگاه های روستایی و شهری در شهرستان فیروزکوه به واسطه جریان های جمعیتی تحقق می یابد.این روابط در سطح محلی و ناحیه ای به ایجاد شبکه ساختاری و شکل دهی الگوی شبکه سکونتگاهی منجر شده است. حال، ویژگی های الگوی این شبکه سکونتگاهی پرسش و مساله اصلی این تحقیق است. داده های تحقیق منتج از 25 روستای نمونه و 436 خانوار نمونه عملیاتی شهرستان فیروزکوه است که بر اساس فرمول کوکران و با در نظر گرفتن فاصله دوری و نزدیکی روستاها نسبت به شهر فیروزکوه انتخاب شدند. اندازه شبکه، تراکم شبکه و درجه (درونی و بیرونی) شبکه، شدت جریان یا درجه درونی جامعه کل هر روستا مهم ترین معیارهای شبکه و انواع مرکزیت ها، معیارهای تسلط شبکه سکونتگاهی را نشان می دهند. بر اساس یافته های تحقیق، شهر تهران با احراز مرکزیت درجه ای، بردار ویژه و بینابینی به عنوان سکونتگاه اصلی در ساختار شبکه ای شهرستان فیروزکوه شناخته شد. همچنین مهدی شهر، کرکبنه، محمود آباد، نجفدر و فریدون کنار با احراز مرکزیت دوری، به مثابه ضعیف ترین سکونتگاه در شبکه شناسایی شدند. بر اساس نتایج تحقیق، الگوی کلی حاکم بر شبکه سکونتگاهی شهرستان فیروزکوه الگویی فصلی و منظم و چرخه ای از جریان های جمعیتی است که در قالب الگوهای شبکه ای تابستانه و زمستانه در سطح محلی و منطقه ای مطرح است. این الگو هم سو با مشخصات نظریه های قطب رشد است و با الگوی نظریات شبکه ای فاصله دارد. چندسویه بودن و جهت دار بودن پیوند سکونتگاه روستایی و شهری نیز از ویژگی های شبکه سکونتگاهی ناحیه مورد مطالعه است.
زمینه: داوری مقاله های مجلات علمی سوای این که یک کار علمی است یک کار اخلاقی نیز قلمداد می شود. داوران با پذیرش، رد یا ارایه پیشنهادهای اصلاحی به نویسندگان مقالات، نقش برجسته ای در فرایند داوری دارند. این مقاله داوران مجله های علمی را در کانون توجه قرار می دهد و هنجارهای رایج در ارتباط با داوران مقالات، منابع انتخاب ، معیارهای انتخاب و عملکرد آنها و نواقص و کاستی های رایج در گزارش های داوران مجله های علمی ایران را بررسی می نماید.روش پژوهش: این پژوهش اکتشافی و توصیفی و نیز یک مطالعه کمی و کاربردی است. روش اجرای آن پیمایش و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است. جمعیت آماری این پژوهش شامل 245 مجله علمی ایران است.یافته ها: این پژوهش نشان می دهد در مجله های علمی ایران از دو منبع «اعضای هیات تحریریه» و « فهرست اسامی داوران موجود در مجله» برای انتخاب داوران مقالات، بیشتر استفاده می شود. سه معیار «سرشناس بودن در حوزه های موضوعی مجله»، «سابقه گزارش های داوری مفید و سازنده» و «داشتن تجربه در حوزه داوری برای مجله های علمی» برای انتخاب داوران بیشتر اهمیت دارند. عملکرد داوران جوان در سه ویژگی «نظم و رعایت وقت»، «دقت نظر در داوری مقاله»، «ارایه پیشنهادهای سازنده برای اصلاح مقاله» بهتر از داوران مسن است. نتیجه دیگر این که در مجله های علمی ایران تمایل بیشتری به استفاده از داور داخلی نسبت به داور خارجی وجود دارد. و «طولانی بودن زمان داوری» مهم ترین مشکل مجله های علمی ایران است.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد مجلات علمی ایران در مجموع تمایل بیشتری به انتخاب داوران داخلی (اعضای هیات تحریریه) دارند. این نتیجه گیری با توجه به محوریت اعضای هیات تحریریه در مجلات علمی ایران حایز اهمیت است. همچنین نتایج این پژوهش نشان می دهد عملکرد داوران جوان نسبت به داوران مسن بهتر است. ضمن این که مجلات علمی ایران برای انتخاب داوران شان بر معیارهای کیفی (سرشناس بودن، سابقه و تجربه داور) تاکید دارند. دست آخر این که مجلات علمی ایران همچنان با مشکل طولانی بودن زمان داوری مقالات مواجه هستند.
زمینه: برون سپاری به عنوان مهمترین روش انجام طرحهای توسعه ای سازمانها (به ویژه سازمانهای دولتی) می باشد. این رویکرد در طرحهای توسعه فناوری اطلاعات بسیار متداول است. هدف این تحقیق استخراج و اولویت بندی موارد ناسازگار با اخلاق حرفه ای در مراحل آغازین، اجرا و پس از اجرای طرحهای برنامه ریزی معماری سازمانی می باشد.روش کار: در این پژوهش از روش تحقیق آمیخته استفاده شده است. با توجه به کمبود مطالعات در این زمینه، در مرحله اول 3 سازمان دارای تجربه اجرای پروژه معماری سازمانی، جهت استخراج موارد رفتارهای مغایر اخلاق حرفه ای شرکتهای مشاور مورد بررسی قرار گرفتند. بر مبنای اطلاعات استخراج شده، پرسشنامه ای از موارد تنظیم گردیده و با روش نمونه گیری هدفمند میان 35 نفر از کارشناسان حوزه فناوری اطلاعات که دارای تجربه مشارکت در طرحهای معماری سازمانی بودند، توزیع و 21 پرسشنامه تکمیل شده دریافت شد. بر مبنای میانگین نظرات پاسخ دهندگان، آسیبهای شناسایی شده اولویت بندی شده و مبنای تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: بررسیهای انجام شده از طریق مطالعات موردی منجر به شناسایی 20 مورد آسیب اخلاق حرفه ای در 3 دوره زمانی پیش از آغاز، اجرا و پس از اجرای برنامه های معماری سازمانی مرتبط در حوزه شرکتهای مشاور شد. نتایج ارزیابی پرسشنامه بیانگر درصد بالای موافقت پاسخ دهندگان با موارد نقض اخلاق حرفه ای توسط شرکتهای مشاور فناوری اطلاعات به ویژه در مراحل آغازین و پس از اجرای طرحها می باشد.نتیجه گیری: مبنای اصلی تصمیمات و رفتارهای شرکتهای مشاور، بیش از آنکه مبتنی بر حل مشکل سازمانها باشد، معطوف به تامین منافع اقتصادی خودشان است. بیشترین موارد رفتارهای غیراخلاقی مربوط به موقعیتهایی است که منجر به کاهش هزینه ها و یا افزایش درآمد شده و نتایج اقتصادی برای مشاوران به همراه دارد. شرکتهای مشاور، منافع کوتاه مدت حاصل از طرحها را به منافع بلند مدت ارتباط با مشتریان و حسن شهرت در میان شرکتهای مشاور و مشتریان ترجیح می دهند.
یکی از روش های جدید برای برنده شدن در مناقصه ها این است که پیمانکار در زمان اعلام قیمت پیشنهادی، قیمت را پایین می دهد تا در حین انجام پروژه مبلغ قرارداد را با اقامه دعوی بازپس گیرد. اصطلاحا به این عمل فرصت طلبی در مناقصه می گویند. با استفاده از نظریه بازی ها می توان نشان داد که پس از فرصت طلبی در مناقصه، پیمانکار اقدام به طرح دعوی با مبلغی که تابعی از شرایط پروژه است، می نماید. در مقابل، کارفرما نیز که از فرصت طلبی اولیه پیمانکار منتفع شده است، اقدام به چانه زنی و مذاکره با پیمانکار می نماید. در نهایت، تعادل نش به دست آمده، مساله دعوی طی انجام چانه زنی و توافق طرفین حل شده و کار به دعوی دادگاهی نمی رسد. با قضیه مذاکرات رابینشتین، می توان حدود حداقل سود مورد نظر پیمانکار در طرح دعوی و بیشترین میزان ضرر مد نظر کارفرما را در حین دعوی به دست آورد. نرخ مذاکره ای که طبق تعادل نش این بازی در حین مذاکره مورد تایید طرفین قرار می گیرد نیز در بازه بین همین حدود حداقل سود پیمانکار و حداکثر ضرر کارفرما قرار می گیرد. در این پژوهش نیز ارقام واقعی فرصت طلبی انجام شده توسط پیمانکار و میزان دعوی انجام شده، هم در بازه مدل مطرح شده قرار گرفته و هم با ارقام به دست آمده از قضیه رابینشتین مطابقت دارد. در نهایت، کارفرمایان و برگزارکنندگان مناقصات می بایست با در نظر گرفتن عوامل اصلی به وجود آورنده دعاوی، با برگزاری دقیق تر مناقصات و شفاف سازی قراردادها در جهت کاهش این عوامل و انجام هر چه بهتر پروژه های خویش اقدام کنند.
برنامه ریزی شهری در ایران همواره از رویکرد برنامه ریزی سنتی تاثیر پذیرفته است و بر این اساس اغلب تبعات مثبت برنامه های شهری نصیب گروه های با درآمد بالاتر می شود. از این رو سیاست های تامین مسکن گروه های کم درآمد شهری، غالبا متوجه گروه های غیرهدف می گردند و در نتیجه این گروه ها نه تنها به حاشیه این برنامه ها، بلکه عملا به سوی حاشیه شهرها و حاشیه نشینی رانده می شوند. از سال 1999 با تاسیس سازمان ائتلاف شهرها و با پشتیبانی بانک جهانی و مرکز UN HABITAT، استراتژی توسعه شهری (CDS) با هدف کاهش فقر شهری و بهبود مسکن گروه های کم درآمد، در بیش از 250 شهر جهان سومی اجرا شده، که نتایج موفقی نیز داشته است. رهیافت CDS معتقد است که در شهرهای جهان سوم، آینده هم اکنون است؛ و از این رو فارغ از اهداف بلندمدت و انعطاف ناپذیر طرح های جامع و با تاکید بر اصل اجرا و مشارکت شهروندان، با چالش های روزمره آنان از جمله مسکن، مستقیما روبه رو می شود و نیز بخش عمده ای از امکانات مورد نیاز طرح ها ـ از جمله نیروی انسانی، مدیریت و مصالح ساختمانی ـ را از طریق منابع محلی تامین می کند. در تحقیق حاضر 23 ویژگی 330 خانواده ساکن واحدهای اجاره به شرط تملیک شهر رشت، که هم سو با سیاست تامین مسکن گروه های کم درآمد احداث شده اند، جمع آوری گردید. نحوه تامین منابع مالی و بازپرداخت آنها، بعد خانوار، اشتغال، میزان درآمد و تحصیلات، معیارهای انتخاب مسکن و هزینه های رفت و آمد، از مهم ترین این ویژگی ها محسوب می شوند. تجزیه و تحلیل نتایج به دست آمده نشان می دهد که گرچه هدف اصلی احداث این خانه ها تامین مسکن گروه های کم درآمد شهری در رشت بوده است، اما اغلب ساکنان آنها، متعلق به گروه های متوسط و متوسط به بالا هستند.مقاله حاضر سعی بر آن دارد تا ضمن بررسی و تحلیل سیاست های تامین مسکن در ایران، به اهمیت و جایگاه CDS در این حوزه بپردازد.