سامانه ارتباطات هوشمند خودرویی، با ایجاد ارتباطی یکپارچه بین خودروها و دستگاه های کنارجاده ای باعث افزایش آگاهی رانندگان از محیط پیرامونی خویش و ارتقای کیفیت سفر می گردد. تجاری سازی موفق هر فناوری جدید و نوآور، نیازمند بررسی و درک درست ابعاد مختلف آن از لحاظ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و زیست محیطی است. شناسایی و تحلیل درست ذی نفعان، توام با درک پتانسیل اقتصادی آن در قالب الگوی کسب وکار، یکی از مهمترین عوامل کلیدیِ موفقیت سامانه ارتباطات هوشمند خودرویی است. در این مقاله، پس از معرفی تجربیات جهانی در حوزه الگوی کسب وکار این سامانه، سناریوهای مختلف مطرح در این زمینه آورده می شود. به علاوه یک چارچوب کلی برای الگوی کسب وکار سامانه ارتباطات هوشمند خودرویی ارائه و برای یک بخش از مشتریان این سامانه، یعنی رانندگان و سرنشینان خودرو به مثابه مصرف کننده نهایی، الگویی ابتدایی به عنوان نمونه پیشنهاد می گردد.
فناوری اطلاعات و به ویژه اینترنت به عنوان بخشی از زندگی روزمره دانش آموزان پذیرفته شده است و دسترسی به اینترنت به امری عادی در کلاسهای درس مبدل شده است. وب سایت نیز که یکی از ابزارهای مهم در اینترنت محسوب می گردد، نقش بسیار مهمی را در بهره گیری دانش آموزان از اینترنت دارد. در پژوهش حاضر سعی شد تا به بررسی وضعیت وب سایتهای مدارس ایران پرداخته شود. جامعه آماری این پژوهش را 122 وب سایت تشکیل می دهند و از سیاهه وارسی برای ارزیابی این وب سایتهای استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که: وب سایتهای مدارس ایران از 4 جنبه: مسئولیت و رویکرد ارایه اطلاعات، طراحی، محتوا، سازماندهی اطلاعات در سطح پایینی قرار دارند . همچنین نتایج آزمون پیرسون در خصوص معنادار بودن رابطه بین 4 بخش اصلی مورد بررسی نشان داد که تنها بین دو عامل سازماندهی و طراحی ظاهری رابطه وجود ندارد و در سایر موارد بین تمامی عوامل مورد بررسی رابطه وجود دارد. از سوی دیگر وضعیت وب سایتهای مدارس غیرانتفاعی از مدارس دولتی، بهتر بود. نتایج پژوهش نیز نشان داد که طراحی وب سایت برای مدارس باید مبتنی بر رشد شناختی، فیزیکی، اجتماعی و احساسی دانش آموزان باشد تا بتواند نیازهای آنان را برآورده سازد. همچنین در طراحی محیط رابط کاربر وب سایتهای مدارس از متخصصان علوم رایانه به همراه متخصصان علوم کتابداری و اطلاع رسانی و روانشناسی کودک استفاده گردد.
این مقاله با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی به این مسئله می پردازد که برای ایجاد تقریب و نزدیکی بین پیروان مذاهب اسلامی و رسیدن به امت واحده، راهکارهای عملی و روشنی در زمینه های علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی پیش روی ما قرار دارد و امید است با تحقق بخشیدن به این راهکارها، گام های بلندی در ایجاد وحدت بین مسلمانان برداشته شود.
بیان این نکته ضروری به نظر می رسد که مقصود ما از مذاهب اسلامی، مکاتب معروف فقهیِ مستند به کتاب و سنت است و هرجا نامی از مذاهب اسلامی به میان میآوریم، منظورمان مذاهب شافعی، حنفی، مالکی و حنبلی از اهل سنت و زیدی و اثنیعشری از شیعیان و مذهب اباضی است
تبیین جایگاه انسان به عنوان عنصر اندیشه ورز، یکی از دغدغههای اصلی تمامی مکاتب بشری و الهی بوده است. در این مسیر برخی مکاتب ضمن افاضه جایگاه مستعلی به انسان، وی را فربه ساختهاند و برخی به معارضه با این جایگاه استعلایی پرداخته و به صورتبندی انسانی نحیف پرداختهاند که هر دوی این تفاسیر، پیامدهایی منفی را به همراه داشته است. در فلسفه غرب، «مدرنیسم» به عنوان نماینده جریان اول و «پست مدرنیسم» به عنوان نماینده جریان دوم معرفی شده است. تحقیق پیش رو در صدد است تا با عنایت به این مسئله، ضمن بررسی مؤلفههای انسان پست مدرن، با نقد آن از منظر آموزه های اسلامی، نقاط ضعف آن را آشکار ساخته و به ارائه سوژه ای متعادل مبادرت ورزد.
قرآن کریم در آیه «إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَیْها حافِظ» (طارق،4) به یکی از ویژگیهای نفس انسانی (که حافظ داشتن نفس است) اشاره میکند، امّا مفسرین در تفسیر این آیه دارای نظرات متنوعی هستند، جمع زیادی از مفسرین منظور از نفس مورد اشاره در آیه را روح انسانی و منظور از حافظ را ملائک الهی میدانند، ولی برخی تفاسیر به یک اعتبار نفس را بر ماسوی الله تعمیم دادهاند و از این جهت، منظور از حافظ را خداوند دانستهاند و معدودی نیز نفس را قوه حیوانی و حافظ را روح معرفی کردهاند. در این مقاله ضمن بیان این نظرات، به دلیل اینکه یکی از مهمترین مبانی اختلاف تفاسیر در تفسیر این آیه، گرایشات فلسفی است، دیدگاه ملاصدرا و علامه طباطبایی مورد تأکید قرار گرفته است، بهویژه اینکه نقش علیّت فاعلی حافظ برای نفس، که مورد تأکید ملاصدرا است و قول دوم علامه طباطبایی که مقصود از حافظ را جنس حافظ میداند، متمایز از تفاسیر دیگر است.
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش هوش هیجانی بر پرخاشگری نوجوانان پرخاشجوی بود. روش پژوهش از نوع شبه تجربی (طرح پیش آزمون ـ پس آزمون) با گروه کنترل بوده است. بدین منظور، ابتدا از بین مدارس راهنمایی ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر مشهد به روش خوشه ای تصادفی چند مرحله ای یک مدرسه و از آن تعداد 100 دانش آموز به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. آن گاه پرسشنامه خشم نلسون و همکاران(2000) اجرا و تعداد 20 دانش آموز که نمره بالاتری گرفته بودند به عنوان پرخاشجوی غربال شدند و به صورت تصادفی ساده به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. آزمودنی های هر دو گروه قبل و بعد از برنامه آموزش هوش هیجانی، پرسشنامه هوش هیجانی شات و پرسشنامه خشم نلسون را کامل کرده و به گروه آزمایش به مدت 10 جلسه برنامه آموزش هوش هیجانی آموزش داده شد. داده ها با نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون t، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی ساده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین هوش هیجانی و پرخاشگری نوجوانان پرخاشجوی، همبستگی منفی معنی داری وجود دارد (562/0-=r). همچنین آموزش هوش هیجانی به بهبود آن و مؤلفه های مربوطه شامل: تنظیم، ارزیابی و بیان و به کارگیری هیجان منتهی می شود (05/0p