ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۸۱ تا ۹۰۰ مورد از کل ۵۳۳٬۰۵۸ مورد.
۸۸۱.

تبیین الگوی ارتقای سلامت اداری-آموزشی در نظام دانشگاهی ایران: نقش محوری رهبری آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : ۱
مقدمه و هدف : هدف این پژوهش، تبیین یک الگوی جامع و بومی برای ارتقای سلامت اداری-آموزشی در دانشگاه های ایران با تمرکز بر نقش محوری رهبری آموزشی است. روش شناسی پژوهش : پژوهش کیفی با رویکرد نظریه داده بنیاد انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان حوزه امر (اساتید، مدیران، کارشناسان اخلاق حرفه ای و منابع انسانی) که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، گردآوری و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با استفاده از نرم افزار  MAXQDA2020 انجام شد. یافته ها : از تحلیل داده ها، 66 کد باز، 10 مقوله محوری و 4 مقوله انتخابی استخراج گردید که در قالب یک مدل پارادایمی شامل چهار لایه اصلی سازماندهی شد که عبارتند از: لایه هنجارهای ارزشی با مؤلفه های (اخلاقی-تربیتی و حمایتی)، لایه سازمانی با مؤلفه های (عوامل درون سازمانی و برون سازمانی)، لایه اقدامات عملی با مؤلفه های (ظرفیتی-آموزشی، اجتماعی-فرهنگی و قانونی) و لایه راهبردهای خاص با مؤلفه های (فرهنگی-آموزشی، سازمانی-نهادی و قانونی-هنجاری). روایی مقوله ها و مؤلفه های مدل با شاخص های روایی محتوایی (CVR  و  CVI) و پایایی آن ها نیز با روش پایایی بازآزمون مورد تأیید قرار گرفت. شواهد مصاحبه نشان می دهد رهبری آموزشی محرک اصلی فعال سازی این لایه هاست. بحث و نتیجه گیری: الگوی پیشنهادی نشان می دهد که ارتقای سلامت اداری-آموزشی فرآیندی چندلایه و نظام مند است که رهبری آموزشی با ایفای نقش تحول آفرین و اخلاق محور، می تواند در یکپارچه سازی این لایه ها و ایجاد تغییر پایدار مؤثر باشد. نوآوری این پژوهش در ارائه مدلی بومی و مبتنی بر داده های زمینه ای است که نقش راهبردی رهبری آموزشی را در پیوند ابعاد ارزشی، ساختاری و عملیاتی سلامت اداری-آموزشی تبیین می کند.
۸۸۲.

نقش سبک رهبری نظارتی بر سکوت سازمانی با توجه به نقش میانجی بی تفاوتی سازمانی (مورد مطالعه: کارکنان دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
مقدمه و هدف : پژوهش حاضر به بررسی نقش سبک رهبری نظارتی بر سکوت سازمانی با توجه به نقش میانجی بی تفاوتی سازمانی در دانشگاه تهران می پردازد. روش شناسی پژوهش : این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دانشگاه تهران به تعداد 565 نفر است که با استفاده از روش کوکران و نمونه گیری تصادفی ساده، 229 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد جمع آوری شدند. برای متغیر سبک نظارتی رهبران از پرسشنامه پرادان و همکاران (2020)، سکوت سازمانی دانایی فرد و پناهی (1389) و بی تفاوتی سازمانی واکولا و بورادوس (2005) بهره گرفته شد. برای پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. شایان ذکر است که ضریب پایایی متغیر سبک رهبری نظارتی (72/0)، سکوت سازمانی (75/0) و بی تفاوتی سازمانی (76/0) بدست آمد. یافته ها : نتایج پژوهش حاضر نشان داد که سبک رهبری نظارتی بر سکوت سازمانی و بی تفاوتی سازمانی تأثیرگذار است. همچنین، بی تفاوتی سازمانی تأثیر معناداری بر سکوت سازمانی دارد. سرانجام، سبک رهبری نظارتی با توجه به نقش میانجی بی تفاوتی سازمانی، تأثیر قابل توجهی بر کاهش سکوت سازمانی دارد. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش می تواند نشان دهد که سبک رهبری نظارتی، که بر کنترل و نظارت بر عملکرد کارکنان تأکید دارد، می تواند به سکوت سازمانی منجر شود. نتایج این پژوهش به مدیران سازمان های آموزشی کمک می کند تا با به کارگیری سبک های رهبری مناسب، زمینه های ارتقاء بهره وری و کاهش مشکلات سازمانی را فراهم کنند.
۸۸۳.

مدل ساختاری ارتباط بین ذهن آگاهی و شایستگی های اجتماعی هیجانی با نقش میانجی کارکردهای اجرایی در دانش آموزان متوسطه با عملکرد تحصیلی پایین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : ۴
این پژوهش با هدف بررسی مدل ساختاری ارتباط بین ذهن آگاهی و شایستگی های اجتماعی-هیجانی با نقش میانجی کارکردهای اجرایی در دانش آموزان متوسطه با عملکرد تحصیلی پایین انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بوده و جامعه آماری آن شامل دانش آموزان متوسطه دوم شهر خوی در سال تحصیلی 1403-1402 بود. نمونه گیری به روش خوشه ای مرحله ای انجام شد و 330 دانش آموز انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس شایستگی اجتماعی-هیجانی، پرسشنامه نقایص کارکردهای اجرایی بارکلی، پرسشنامه ذهن آگاهی پنج وجهی بود. تجزیه و تحلیل داده ها استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری در برنامه های SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 21 انجام شد. تحلیل داده ها نشان داد که ذهن آگاهی اثر منفی و معنی داری با ضریب اثر 251/0 بر شایستگی اجتماعی-هیجانی و با ضریب اثر 494/0- بر کارکردهای اجرایی دارد. همچنین، کارکردهای اجرایی اثر منفی و معنی داری با ضریب اثر 457/0- بر شایستگی اجتماعی-هیجانی دارد. تحلیل اثرات غیرمستقیم نشان داد که ذهن آگاهی از طریق کارکردهای اجرایی بر شایستگی های اجتماعی-هیجانی اثر غیرمستقیم معنی داری به صورت مثبت دارد (003/0=P، 226/0=β). با توجه به یافته ها می توان مطرح ساخت که ذهن آگاهی و کارکردهای اجرایی نقش قابل توجهی در شایستگی اجتماعی هیجانی دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین دارند و بایستی در مداخلات روانشناختی به تقویت این ظرفیت های شناختی و هیجانی توجه ویژه ای صورت گیرد.
۸۸۴.

مقایسه مؤلفه های کارکردهای اجرایی ذهن (برنامه ریزی - سازماندهی) مغز و خرد بین افراد حافظ کل قرآن و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
کارکردهای اجرایی به عنوان مجموعه ای از فرایندهای شناختی سطح بالا شناخته می شوند که مسئولیت کنترل، نظارت و تنظیم رفتارهای هدفمند را بر عهده دارند. این پژوهش با هدف مقایسه برنامه ریزی سازماندهی و خرد بین افراد حافظ کل قرآن و افراد عادی انجام شده است. جامعه آماری شامل دو گروه مستقل از حافظان کل قرآن ثبت شده در بانک اطلاعات دارالقرآن مرکزی استان تهران و مقایسه آن با گروه سنی و تحصیلی مشابه در افراد عادی بوده است که با روش نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه انتخاب شدند. برای سنجش برنامه ریزی سازماندهی از کارت های ویسکانسین و برای سنجش خرد از پرسش نامه خرد آردلت استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد که حافظان قرآن در شاخص های کارکردهای اجرایی یعنی برنامه ریزی سازماندهی عملکرد بالاتری نسبت به افراد عادی دارند. همچنین، نتایج حاکی از آن بود که سطح خرد در میان حافظان قرآن به طور معناداری بالاتر از گروه مقایسه است. این یافته ها نشان می دهد که حفظ قرآن کریم می تواند علاوه بر تقویت جنبه های شناختی، در ارتقای خرد نیز مؤثر باشد. نتایج پژوهش حاضر می تواند در طراحی مداخلات آموزشی و تربیتی برای بهبود کارکردهای شناختی و پرورش خرد در سطوح فردی و اجتماعی مورداستفاده قرار گیرد.
۸۸۵.

پیش بینی نشاط ذهنی بر اساس تاب آوری با میانجی گری هوش اخلاقی دانشجویان کارشناسی دانشگاه بوعلی سینا همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۱۰
این پژوهش با هدف پیش بینی نشاط ذهنی بر اساس تاب آوری با میانجی گری هوش اخلاقی دانشجویان کارشناسی دانشگاه بوعلی انجام شد. طرح پژوهشی حاضر تبیینی و از نوع همبستگی با تکنیک معادلات ساختاری (رگرسیونی) بود. جامعه آماری مورد مطالعه کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه بوعلی سینای همدان در سالتحصیلی 03-1402 به تعداد 6701 نفر بود. نمونه آماری با استفاده از جدول کرجسی- مورگان (1970) 364 نفر درنظر گرفته شد. نمونه آماری با استفاده از روش تصادفی طبقه ای نسبی با طبقه بندی دانشجویان بر اساس جنسیت و دانشکده انتخاب شدند. داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه نشاط ذهنی حالتی ریان و فردریک (1997)، پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) و پرسشنامه هوش اخلاقی لنیک و کیل (2011) گردآوری و با استفاده از روش آماری رگرسیون خطی در متن مدلسازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS ویرایش 21 تحلیل شد.یافته ها:نتایج حاصل از برآورد مدل پژوهش نشان داد که تاب آوری بصورت کل به میزان 0.491 واحد در تبیین واریانس متغیر نشاط ذهنی بصورت مستقیم تاثیر دارد (0.01< p). اما در مورد تاثیر غیرمستقیم تاب آوری بر نشاط ذهنی از طریق هوش اخلاقی، نتایج نشان داد که تاب آوری از طریق هوش اخلاقی تاثیر منفی و معناداری به میزان 0.192- واحد بر نشاط ذهنی دارد (0.05< p). همچنین تاب آوری به میزان 0.68 واحد در تبیین واریانس نشاط ذهنی و به میزان 0.71 واحد در تبیین واریانس هوش اخلاقی هردو بصورت مستقیم تاثیر دارد
۸۸۶.

تحلیل محتوای کتاب درسی فیزیک یازدهم رشته ریاضی بر اساس عوامل خلاقیت گیلفورد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : ۱
هدف این پژوهش، تحلیل محتوای کتاب درسی فیزیک یازدهم رشته ریاضی بر اساس عوامل خلاقیت گیلفورد است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- پیمایشی از نوع تحلیل محتوا و کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش شامل محتوای کتاب درسی جدیدالتالیف فیزیک پایه یازدهم رشته ریاضی فیزیک چاپ 1404 و حجم نمونه برابر با حجم جامعه آماری انتخاب شد. ابزار این تحقیق فرم تحلیل محتوا محقق ساخته با توجه به الگوی عوامل خلاقیت گیلفورد بود. برای تحلیل محتوای کتاب درسی فیزیک پایه یازدهم رشته ریاضی فیزیک از یک طرح کدگذاری استفاده شده است. در مرحله اول متن کتاب، پرسش و فعالیت ها، تصاویر و همچنین جدول های کتاب مشخص می شود؛ در مرحله دوم کلیه واحدها در تمامی قسمت ها با طبقه مورد نظر، از نظر شاخص های خلاقیت گیلفورد مطابقت داده شده و در جدول های مربوطه ثبت شده؛ و در مرحله سوم کلیه واحدها که در سطوح مختلف خلاقیت گیلفورد قرار داشتند شناسایی و شمارش شده اند. روایی ابزار تحقیق بر اساس نظر متخصصان تعلیم و تربیت قابل قبول بود و پایایی بر اساس فرمول هولستی مورد محاسبه قرار گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که کتاب درسی فیزیک پایه یازدهم رشته ریاضی تأکید بیش از حد به سطح حافظه شناختی و تفکر همگرا دارد و به تفکر واگرا و تفکر ارزشیاب در حد ضعیفی توجه کرده است. نتیجه گیری کلی این است که در محتوای کتاب فیزیک پایه یازدهم جدیدالتألیف، تعادل مناسبی میان سطوح مختلف خلاقیت گیلفورد وجود ندارد و ضروری است تمهیدات لازم برای ایجاد این توازن در بازنگری های آینده در نظر گرفته شود.
۸۸۷.

بررسی علمی اهله ی ماه و تاثیرات آن بر سیاره زمین با تکیه بر طراحی واحد آموزشی با رویکرد STSE

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۳
ماه به عنوان نزدیک ترین همسایه زمین و مهم ترین جرم آسمانی قابل مشاهده برای انسان، نقشی بنیادی در شکل دهی نظام های تقویمی، فرهنگی، علمی و زیست محیطی بشر داشته است. چرخه فازی ماه که از تعامل هندسی سامانه سه جسمی ماه–زمین–خورشید حاصل می شود، اساس گاه شماری قمری را در تمدن های کهن و ساختارهای فرهنگی و مذهبی جوامع مختلف تشکیل داده است. این مقاله با رویکردی نجومی–تحلیلی و آموزشی، به بررسی دقیق فازهای ماه، مفاهیم زاویه فازی، الونگیشن، تربیع، تثلیث، مقارنه و مقابله می پردازد و نقش آنها را در تعیین ماه های قمری، رؤیت پذیری هلال و محاسبات رصدی تبیین می کند. افزون بر این، به پیدایش و تکامل تقویم های قمری در تمدن های بین النهرین، مصر، چین، ایران و شکل گیری تقویم هجری قمری پرداخته می شود.در بخش دیگر مقاله، انواع گاه شماری قمری، قمری–خورشیدی و حسابی معرفی شده و چالش های اجرایی آنها بررسی می شود. مفاهیمی چون حرکت انتقالی ماه، قفل گرانشی، حضیض، اوج، ابرماه و میکروماه نیز با تکیه بر داده های نجومی تحلیل شده اند. از منظر آموزشی، مقاله نشان می دهد که پدیده های مربوط به ماه، به ویژه چرخه اهله، فرصت ارزشمندی برای طراحی واحدهای یاددهی–یادگیری مبتنی بر رویکرد STSE فراهم می کنند؛ رویکردی که در آن ارتباط میان علم، تاریخ، فناوری، فرهنگ و محیط زیست به صورت هم زمان مورد توجه قرار می گیرد و بررسی اهله ماه طبق این رویکرد دیدگاه جدیدی در عرصه آموزش و یادگیری به ما نشان می دهد. یافته ها بیانگر آن است که استفاده از پدیده های طبیعی ماه با طراحی این واحد آموزشی در آموزش علوم می تواند به افزایش درک مفهومی، ارتقای سواد نجومی، تقویت تفکر انتقادی و پیوند تجربه های شخصی یادگیرندگان با مفاهیم علمی بینجامد.
۸۸۸.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه و طرحواره درمانی بر اضطراب جدایی، حساسیت اضطرابی و تنظیم هیجانی کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه و طرحواره درمانی بر اضطراب جدایی، حساسیت اضطرابی و تنظیم هیجانی کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه کودکان پیش دبستانی مبتلا به اختلال اضطراب جدایی شهر تبریز در سال 1402 بودند. از این جامعه آماری، 45 کودک به شیوه هدفمند انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایشی (درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه، طرحواره درمانی) و یک گروه کنترل (هر گروه 15 نفر) جای دهی شدند. گروه های آزمایشی با توجه به گروهی که در آن قرار داشتند 9 جلسه درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه یا 8 جلسه طرحواره درمانی را دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس سنجش اضطراب جدایی- نسخه والدین، چک لیست تنظیم هیجان و مقیاس حساسیت اضطرابی کودکان بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد دو روش درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه و طرحواره درمانی در مقایسه با گروه کنترل بر کاهش اضطراب جدایی کودکان پیش دبستانی مؤثر هستند. همچنین درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه در کاهش حساسیت اضطرابی و مؤلفه منفی گرایی تنظیم هیجانی نسبت به طرحواره درمانی مؤثرتر عمل کرده است. نتیجه گیری: مبتنی بر یافته ها می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه در کاهش نشانه های اضطرابی و مشکلات هیجانی کودکان پیش دبستانی رویکرد درمانی مناسب تری است.
۸۸۹.

کنش های دموکراتیک در زندگی روزمره: بازاندیشی در منظرشهری با رویکرد باختین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۶۷
فضای شهرهای مدرن با سه ویژگی مکان، کنش های متقابل و افراد شناخته می شود. اما موضوعی که اهمیت جداگانه ای دارد سازمان قدرت است. یعنی تا چه حد یک فضا اقتدارگرا یا گشوده است. این پژوهش نیز به تبیین چگونگی تجربه فضای دموکراتیک در ادراک فضاهای شهری می پردازد. در این زمینه، نظریه های باختین می توانند چارچوبی انتقادی برای بازاندیشی در نسبت میان فضا، کنش اجتماعی و منظر شهری -به مثابه ادراک شهروندان از فضای شهری- فراهم آورند. کارناوال ها با برهم زدن موقتی نظم های تثبیت شده، زمینه گفت وگوی میان اندیشه های متکثر را فراهم می کنند؛ گفت وگویی که در بستر زمانی-مکانی معینی رخ می دهد و از پیوند آن دو، ساختار کرونوتوپ شکل می گیرد. پرسش اصلی این است که ما به ازاء شهری آزادی باختینی چیست و چگونه می توان نظریه های او در مورد فضای کارناوالی، دیالوگ و کرونوتوپ را مبنایی برای تبیین منظر شهری دموکراتیک قرار داد؟ هدف این پژوهش، بازتعریف منظر شهری به مثابه فضایی چندصدایی است که در آن، لحظات کارناوالی امکان گسست از نظم تثبیت شده و بروز کنش های خلاقانه و دموکراتیک را فراهم می کنند. این مقاله با راهبرد کیفی و با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی انجام شده است. در ابتدا از روش تحلیل مفهومی برای بازخوانی مفاهیم کلیدی در اندیشه میخائیل باختین استفاده شد و این مفاهیم در نسبت با فضای شهری و زندگی روزمره بازتعریف شده اند. سپس با روش تفسیر گفتمانی، پیوند میان نظریه باختین و منظر شهری بررسی شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کارناوال نه رخدادی استثنایی، بلکه ظرفیتی پویا و جاری در بافت زندگی روزمره شهری است. میکروکارناوال ها، با ایجاد گسست های موقتی در نظم تثبیت شده، امکان بازآفرینی فضا، بروز خود، کنش دموکراتیک و گفت وگوی چندصدایی را برای شهروندان فراهم می سازند. منظر شهری در این چارچوب میدانی روایی، ناتمام و گشوده به رخداد است که ظرفیت میزبانی تجربه های خلاقانه و آزادی بخش را در دل شهر فراهم می کند.
۸۹۰.

گاهشناسی نسبی و کاربست سازه ورودی جنوب غربی ربع رشیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۰
بیان مسئله: قدمت، کاربری و بانی سازه ورودی جنوب غربی ربع رشیدی جای پرسش دارد: آیا بازمانده سده 8 هجری است یا سده های 9 تا 11 هجری؟ و آیا دروازه قلعه بوده است یا درگاه عمارتی غیرنظامی؟ فرضیه پژوهندگان بر مبنای منطق قیاس محتمل تبیین می کند که این سازه، دروازه قلعه رشیدیه فترت رومیّه تبریز است که به فرمان جعفرپاشای فرنگی عثمانی ساخته شده بود. هدف پژوهش: ربع رشیدی از سده 8 تا 11 هجری سه دوره سکونت و کاربری داشته است که شناسایی کاربست و گاهشناسی نسبی ساختارهای معماری هر یک از آن ها در چگونگی برنامه ریزی های مرمتی و گردشگری اثرگذار است.روش پژوهش: در این پژوهش پس از بررسی و مستندنگاری سازه ورودی جنوب غربی به روش میدانی باستان شناختی و ترسیم پلان و رلووه سازه با استفاده از پهپاد، شش گزارش تاریخی دست اول سده های 10 و 11 هجری درباره قلعه رشیدیه و فترت رومیه تبریز بررسی شده اند:  «تاریخ عثمان پاشا» (993 ق.)، «شجاعت نامه» (993 ق.)،  «تبریزیه» (993 ق.)، «تواریخ غزوات سلطان مراد ثالث» (996 ق.)، «شرف نامه بدلیسی» (1005 ق.) و «عالم آرای عباسی» (1042 ق.). نتیجه گیری: پیوستگی و دوختگی سازه ورودی جنوب غربی با حصار قلعه رشیدیه و همانندی شیوه بنّایی و مصالح آن با برج بزرگ جنوبی و بارو دلالت دارد که دروازه ساخته جعفرپاشای فرنگی عثمانی در سال های فترت رومیّه تبریز است و تنها بخش های خشتی و گلی بارو، بازمانده تعمیرات شتابان شاه عباس صفوی در بهار 1019 ق. است. سازه هشتی پشت نیم برج ها نیز کاربری تشریفاتی و ورودی همگانی آن را تبیین می کند.
۸۹۱.

نوآوری ملاصدرا نسبت به ابن سینا در تبیین وجود شناختی خُلقیات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۳
خُلقیات انسان از ارکان مهم در شخصیت انسان است که تبیین حقیقت آن از دیدگاه فلسفی ضرورت دارد. این مقاله در نظر دارد رویکرد وجود شناختی ملاصدرا را نسبت به رویکرد ماهوی ابن سینا در تبیین خُلقیات بررسی کند. بر مبنای ابن سینا، خُلقیات اعراضی هستند که در نتیجه رابطه نفس با بدن، بر جوهر نفس افاضه و موجب استکمال نفس می شوند. ملاصدرا ضمن ایراد اشکالات بر نظریه یادشده، با تحول در مبانی انسان شناسی، معتقد بود خُلقیات ملکاتی جوهری هستند که به واسطه عملکرد بیشتر یکی از قوا و با بستری سازی علل معد (تکرار فعل، مزاج و اجتماع) طی حرکت جوهری اشتدادی منجر به سعه وجودی نفس می شوند و در نتیجه بیانگر صورت و مرتبه وجودی نفس هستند. به این ترتیب، صدرا برخلاف ابن سینا خُلقیات را کمال ثانوی نمی داند، بلکه آن را کمال اولی معرفی می کند و به همین دلیل، تبیینی دقیق تر ارائه می دهد که در سایر مسائل مرتبط همچون مراحل شکل گیری و ملاک تقسیم بندی خُلقیات نیز تأثیرگذار خواهد بود.
۸۹۲.

اثربخشی درمان گروهی پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت بر تحمل پریشانی و حفظ رابطه در زنان متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۹
مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان گروهی پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت بر تحمل پریشانی و حفظ رابطه در زنان متقاضی طلاق انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماه بود. جامعه آماری این مطالعه زنان متقاضی طلاق ارجاع داده شده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شهر بندرعباس در سال 1403 بودند. 30 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل به صورت تصادفی ساده قرار گرفتند. هر دو گروه در شروع مطالعه، پس از اجرای درمان در گروه مداخله (طی 10 جلسه 90 دقیقه ای) و پس از گذشت سه ماه به مقیاس تحمل پریشانی (DTS؛ سیمونز و گاهر، 2005) و سنجه راهبردهای حفظ رابطه (RMSM؛ استفورد، 2011) پاسخ دادند. داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین گروه ها در متغیرهای تحمل پریشانی و حفظ رابطه تفاوت معنادار وجود داشت (05/0>P). نتایج مقایسه زوجی نتایج نشان داد بین نمرات پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری متغیرهای تحمل پریشانی حفظ رابطه تفاوت معنادار وجود داشت (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان گروهی پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت در طول زمان نقش موثری بر افزایش تحمل پریشانی و حفظ رابطه در زنان متقاضی طلاق داشته است.
۸۹۳.

فضای سایبر و نسبت آن با معرفت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۲
امروزه با ظهور، گشودگی و بسط روزافزون فضای سایبر، به منزله زیست جهان و عرصه دومِ زندگی انسان معاصر و منبع اصلی آگاهی و دانایی او، بررسی ابعاد و وجوه مختلف این عرصه، به ویژه نسبت آن با معرفت، در پرتو رهیافت یا رویکردی فلسفی، ضروری و اجتناب ناپذیر می نماید. در این راستا پژوهش حاضر، ضمن اشاره به چیستی، هستی و مؤلفه های فضای سایبر، با روش تحلیلی عقلی، درصدد ارائه تصویری از نسبت این فضا با مقوله معرفت است. پژوهش حاضر سعی در اثبات این نکات دارد: 1. در وضعیت کنونی علم و فناوری و نیز براساس مبانی فلسفی واقع گرا، طرح فضای سایبر به مثابه فاعل شناسا (ذهن مند)، منتفی است؛ 2. فضای سایبر و اینترنت، متعلَّق شناخت و معلومِ حصولیِ بشر امروزی بوده و منبع کسب دانش و آگاهی و به منزله ابزاری در خدمت توان افزاییِ قوای ادارکی انسان به شمار می رود؛ 3. فضای سایبر و محتوای آن، به عنوان قسمی شناخت یا معرفت قابل طرح و تبیین نمی باشد؛ چه این که این فضا ذهن مند نیست که شناخت یا معرفتی در خود و از ناحیه خود داشته باشد و 4. فضای سایبر خواه عاملی غیرمعرفتی و خواه عاملی معرفتی لحاظ شود بر معرفت پسینِ (ماتأخر) آدمی تأثیراتِ هم سازنده و هم مخرّب فراوانی می گذارد.
۸۹۴.

Le symbolisme du temps dans "Les Pleurs" de Marceline Desbords-Valmore : Une lecture à travers la question du régime diurne vu par Gilbert Durand(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۸
Cet article a pour objectif d’examiner le symbolisme du temps dans Les Pleurs de Marceline Desbordes-Valmore (1786-1859). Poétesse romantique française, elle s’est distinguée par une écriture lyrique profondément marquée par le deuil, la maternité et la quête d’apaisement intérieur. La poésie de Valmore transmute la souffrance en une vitalité organique, où les forces élémentaires de la nature dialoguent avec l’élan spirituel de l’être. Son imaginaire poétique se révèle alors comme une tension dynamique entre vitalité et temporalité transfigurée. Dans le cadre de cette recherche, nous nous interrogeons sur la manière dont le symbolisme du temps s’inscrit au cœur de cette poétique. En nous appuyant sur Les structures anthropologique de l’imaginaire développée par Gilbert Durand, nous analysons comment les symboles liés au temps structurent l’univers symbolique de la poétesse. Dans ce travail, nous nous proposons de répondre à la question de savoir comment Marceline Desbordes-Valmore transforme, à travers son imaginaire symbolique, l’angoisse liée au passage du temps en une quête spirituelle et poétique apaisante. Pour ce faire, nous analysons six catégories symboliques du régime diurne (thériomorphes, catamorphes, nyctomorphes, ascensionnels, spectaculaires et diaïrétiques), afin de mettre en lumière la fonction consolatrice de sa poésie face à la temporalité, à la condition humaine et à l’angoisse de la mort.
۸۹۵.

نقد گفتمان جنگ نیابتی در تبیین گروه های مقاومت اسلامی؛ مورد مطالعه: جنبش انصارالله یمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۴
مقدمه و اهداف: در دهه های اخیر، خاورمیانه شاهد گسترش جنبش های مقاومت اسلامی بوده است که در برابر اشغال، سلطه خارجی و تبعیض ساختاری کنشگری کرده اند. بااین حال، گفتمان امنیتی مسلط در جهان شمال، این جنبش ها را عمدتاً در قالب «نیروهای نیابتی ایران» بازنمایی می کند و بدین وسیله عاملیت تاریخی و بومی آنان را حذف می سازد. پژوهش حاضر با تمرکز بر جنبش انصارالله یمن، می کوشد نشان دهد که مفهوم «جنگ نیابتی» نه یک توصیف خنثی، بلکه سازه ای گفتمانی در خدمت نظم معرفتی و سیاسی شمال جهانی است. هدف مقاله، نقد این گفتمان و بازفهم مقاومت اسلامی در چارچوب نظریه جنوب به مثابه شکلی از سیاست ائتلافی و ضد هژمونیک است. روش ها: پژوهش از نظر رویکرد، کیفی و تفسیری است و با بهره گیری از تحلیل گفتمان فوکویی انجام شده است. داده ها شامل متون منتخب اندیشکده ها و رسانه های جریان اصلی غرب (از جمله شورای آتلانتیک، چتم هاوس، بنیاد دفاع از دموکراسی ها، سی ان ان و گاردین) در بازه زمانی اکتبر ۲۰۲۳ تا اکتبر ۲۰۲۵، در کنار بیانیه ها و سخنرانی های رسمی جنبش انصارالله و برخی پژوهش های پیشین مرتبط است. تحلیل در دو مرحله صورت گرفته است: نخست، شناسایی الگوهای زبانی و مفصل بندی های گفتمانی که انصارالله را به عنوان نیروی نیابتی ایران بازنمایی می کنند؛ دوم، مقایسه این بازنمایی با گفتمان بومی مقاومت در یمن با اتکا به نظریه جنوب و مفهوم شرق شناسی امنیتی. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که در گفتمان امنیتی شمال، انصارالله به طور نظام مند به عنوان ابزاری تابع سیاست منطقه ای ایران تصویر می شود و واژگانی چون «گروه تحت حمایت ایران»، «جنگ نیابتی» و «شبکه تروریستی» برای سلب عاملیت محلی آن به کار می رود. این بازنمایی، با منطق شرق شناسی امنیتی، زمینه های تاریخی، اجتماعی و مذهبی یمن را حذف و مداخله خارجی را مشروع سازی می کند. در مقابل، تحلیل گفتمان بومی نشان می دهد که انصارالله ریشه در تجربه طولانی حاشیه نشینی سیاسی، تبعیض مذهبی و مقاومت اجتماعی در یمن دارد. رابطه این جنبش با ایران بیش از آنکه سلسله مراتبی و نیابتی باشد، مبتنی بر هم سویی گفتمانی و ائتلاف تاکتیکی در چارچوب مقاومت ضدسلطه است. شواهد گفتمانی و عملی نیز از عاملیت سیاسی و استقلال تصمیم گیری انصارالله در سطوح ملی و منطقه ای حکایت دارد. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان می دهد که مفهوم «جنگ نیابتی» در ادبیات امنیتی جهان شمال، نه صرفاً ابزاری توصیفی برای فهم منازعات منطقه ای، بلکه سازوکاری گفتمانی برای بازتولید سلسله مراتب دانایی، طبیعی سازی مداخله خارجی و حذف عاملیت جنوب جهانی است. تحلیل موردی جنبش انصارالله یمن آشکار می سازد که بازنمایی این جنبش به عنوان «نیروی نیابتی ایران» بیش از آنکه بر واقعیت های تاریخی و اجتماعی یمن استوار باشد، محصول منطق شرق شناسی امنیتی و چارچوب های معرفتی مسلط در شمال جهانی است. در مقابل، گفتمان بومی مقاومت نشان می دهد که انصارالله کنشگری برخاسته از تجربه زیسته حاشیه نشینی، تبعیض ساختاری و مقاومت اجتماعی در یمن است که در تعامل با جمهوری اسلامی ایران، نه در قالب رابطه ای سلسله مراتبی، بلکه در چارچوب هم سویی گفتمانی و ائتلاف تاکتیکی ضدسلطه عمل می کند. از این منظر، مقاومت اسلامی را باید به مثابه شکلی از سیاست ائتلافی در جنوب جهانی فهم کرد که واجد عاملیت، ابتکار و استقلال تصمیم گیری است. در سطح نظری، این پژوهش با تلفیق نظریه جنوب، مطالعات پسااستعماری و تحلیل گفتمان فوکویی، بدیلی انتقادی برای دانش امنیتی مسلط ارائه می دهد و نشان می دهد که گذار از گفتمان «جنگ نیابتی» به فهم «مقاومت بومی و خودآیین»، شرط اساسی تولید دانش امنیتی مستقل، چندصدایی و غیرهژمونیک در جنوب جهانی است.
۸۹۶.

In-between Two Worlds: Time, Place and Language in Abdulrazak Gurnah’s Selected Novels(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۲۰۴
Post-colonial reading looks at the description and analysis of literary works from a different window than the mainstream literature and science. From this theoretical approach, the works of Abdulrazak Gurnah contain important Factors that represent and describe the two worlds of the West and the East in different ways. To examine these Factors, five novels of Gurnah have been analyzed in this article. These stories are illustrative examples for the world of Gurnah’s writing and stories. To analyze the texts, I have used the categories of time, place, and language as ‘moments’ that articulate this world. The analysis shows that these variables have affected the content and theme, of his stories in different ways, of course with differences in quantity and quality. Despite the difference in the description of the two worlds that Gurnah has dealt with, with the passage of time his stories have tended towards globalization. The attitudes of these texts are mainly placed in an ‘in-between’ space and are not necessarily placed on one side of the border. In general, despite the relatively more positive representation of the western world, Gurnah has fulfilled his mission in raising the voice of subalterns to some extent.
۸۹۷.

تحلیل دین گریزی شخصیت های زن در برخی از رمان های مدرن دهه هفتاد و هشتاد شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۹
مدرنیته به شیوه ای از زندگی اجتماعی اطلاق می شود که در اروپا، در حدود قرن هفدهم شکل گرفت. یکی از معضلات در حوزه ایدئولوژی، دین گریزی است که با نوعی بی اعتقادی یا نافرمانی بروز می یابد. دوران مدرن بنا بر گرایش به عقلانیت و تجربه و علم گرایی، اعتقاد دینی را با چالشی تجددخواهانه مواجه کرده است. برخی از روشنفکران با تحلیل گفتمان مدرن در این چالش سهیم شده اند؛ از جمله این گروه برخی از نویسندگان رمان های مدرن هستند. این پژوهش می کوشد تا چالش دین گریزی را در میان شخصیت های زن برخی از رمان های منتخب مدرن دهه هفتاد و هشتاد، از جمله رمان هایی از حسین سناپور، ابوتراب خسروی، زویا پیرزاد، رضا قاسمی و رضا امیرخانی بررسی کند. برای تبیین موضوع، ضمن تعریف دین و دین گریزی، شخصیت های زن رمان های منتخب با روش توصیف و تحلیل بررسی خواهند شد و بعد از آن علل و عوامل دین گریزی شخصیت های مدنظر تحلیل خواهند شد. از نتایج این پژوهش چنین برمی آید که دین گریزی در شخصیت های زن رمان های مدنظر می تواند تحت تأثیر عواملی مانند جانبداری های یک طرفه و تعصب ورزی های دینی، فشار و خشونت، محیط اجتماعی و فرهنگی، دوستان، عشق های ممنوعه، ناکارآمدی ظاهری دین، گریز از سنت های شرقی و میل به تجدد شخصیت های یادشده باشد.
۸۹۸.

The Impact of Concept Mapping on Summarizing Short Stories for EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۴۹
Language learners find it hard to change a text’s wording and present it differently while maintaining the original meaning in the text. This research, therefore, examined the effect of concept mapping instruction on summarizing short stories for EFL learners. Two intact grade-eight classes were assigned to experimental (n = 20) and control (n = 18) groups randomly. They summarized a starter-level short story, Drive into danger, using a maximum of 450 words as a pretest. Next, the experimental group experienced concept-mapping instruction, whereas the latter group received the traditional way of teaching summarization, for six consecutive weeks. Both groups summarized the same story again, based on their instruction, into a 450-word text at a maximum as a posttest. Pretest and posttest summaries were assessed in terms of content, organization, vocabulary, and language use. The experimental group positively improved on overall performance, content, and organization, marginally improved on vocabulary, but did not improve on language use. Furthermore, the participants’ feedback on the instructional treatment supports the statistical results. The findings offer several instructional implications.
۸۹۹.

The Role of Women in the Construction of the New Islamic Civilization from the Perspective of Martyr Ayatollah Sayyid Mohammad Hosseini Beheshti(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۹
In the process of achieving a new Islamic civilization, one of the fundamental issues is clarifying the position and role of women in this civilizational movement. This article examines the role of women in shaping Islamic civilization from the perspective of Martyr Ayatollah Beheshti. The main research question is: ‘How is the role and status of women in realizing the construction of the new Islamic civilization explained from Beheshti's viewpoint?’ To answer this question, the present study employed a descriptive-analytical approach, drawing on library and documentary sources. The findings indicate that Beheshti, with a transformative perspective, considers women as key agents in building the Islamic civilization and emphasizes their intrinsic human dignity. According to him, the active participation of women in scientific, ethical, and social fields, alongside the preservation of Islamic identity, is essential to advancing Islamic civilization. He believes that redefining the status of women within the framework of authentic Islamic teachings is necessary and opposes any imitation of rigid traditions or Western feminist discourses. Beheshti considers the family as the central nucleus of civilization-building and emphasizes the importance of capable women in this context. Furthermore, he views the provision of educational and socio-political participation opportunities for women as essential for their effective presence in the path of realizing the new Islamic civilization. This article, by presenting a balanced Islamic model from Beheshti's perspective, proposes gender justice through the integration of Quranic principles with contemporary needs and, by critiquing both tradition and Western feminism, offers practical strategies for women's empowerment.
۹۰۰.

The Crises of the Sciences and Skills and Objects Themselves(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۶
For Edmund Husserl, the crisis of the modern sciences consists in the reduction of beings and the world to the mathematically measurable. Yet the lifeworld with its things that we fashion and use with our hands is no less real than the objects of science, and the scientific attitude is always nested within this lived world. Martin Heidegger by contrast finds the major source of our crisis in the Cartesian conception of subject and world. This has culminated in Nietzschean theory of the will to power, which in its unity with technology has despoiled our environment. In all of this Heidegger retains a tenderness for the small-scale products of human handiwork, which are preferable to machines and machine tools. In his own philosophy of technology Gilbert Simondon shares some of these concerns, whilst contending that technological objects have untapped potentials in relation to those who invent, use and develop them. Common to all these philosophies is a worry about abstract theory and mechanization reducing our direct engagement with things. This worry is compounded by a sociocultural tendency identified by Matthew Crawford, a tendency to denigrate a career in the practical trades. Drawing on Crawford’s experience of manual engagement in the world, I argue that a revalorization of such skilled work and of caring and repairing would help to ameliorate the climate and pollution crises and improve our lives. Many of our problems come from the discarding of things through our carelessness or through planned obsolescence by their makers.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان