کنش های دموکراتیک در زندگی روزمره: بازاندیشی در منظرشهری با رویکرد باختین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۸ بهار ۱۴۰۵ شماره ۷۴
6-19
حوزههای تخصصی:
فضای شهرهای مدرن با سه ویژگی مکان، کنش های متقابل و افراد شناخته می شود. اما موضوعی که اهمیت جداگانه ای دارد سازمان قدرت است. یعنی تا چه حد یک فضا اقتدارگرا یا گشوده است. این پژوهش نیز به تبیین چگونگی تجربه فضای دموکراتیک در ادراک فضاهای شهری می پردازد. در این زمینه، نظریه های باختین می توانند چارچوبی انتقادی برای بازاندیشی در نسبت میان فضا، کنش اجتماعی و منظر شهری -به مثابه ادراک شهروندان از فضای شهری- فراهم آورند. کارناوال ها با برهم زدن موقتی نظم های تثبیت شده، زمینه گفت وگوی میان اندیشه های متکثر را فراهم می کنند؛ گفت وگویی که در بستر زمانی-مکانی معینی رخ می دهد و از پیوند آن دو، ساختار کرونوتوپ شکل می گیرد. پرسش اصلی این است که ما به ازاء شهری آزادی باختینی چیست و چگونه می توان نظریه های او در مورد فضای کارناوالی، دیالوگ و کرونوتوپ را مبنایی برای تبیین منظر شهری دموکراتیک قرار داد؟ هدف این پژوهش، بازتعریف منظر شهری به مثابه فضایی چندصدایی است که در آن، لحظات کارناوالی امکان گسست از نظم تثبیت شده و بروز کنش های خلاقانه و دموکراتیک را فراهم می کنند. این مقاله با راهبرد کیفی و با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی انجام شده است. در ابتدا از روش تحلیل مفهومی برای بازخوانی مفاهیم کلیدی در اندیشه میخائیل باختین استفاده شد و این مفاهیم در نسبت با فضای شهری و زندگی روزمره بازتعریف شده اند. سپس با روش تفسیر گفتمانی، پیوند میان نظریه باختین و منظر شهری بررسی شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کارناوال نه رخدادی استثنایی، بلکه ظرفیتی پویا و جاری در بافت زندگی روزمره شهری است. میکروکارناوال ها، با ایجاد گسست های موقتی در نظم تثبیت شده، امکان بازآفرینی فضا، بروز خود، کنش دموکراتیک و گفت وگوی چندصدایی را برای شهروندان فراهم می سازند. منظر شهری در این چارچوب میدانی روایی، ناتمام و گشوده به رخداد است که ظرفیت میزبانی تجربه های خلاقانه و آزادی بخش را در دل شهر فراهم می کند.