فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۴۱۴ مورد.
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
235 - 252
حوزههای تخصصی:
هدف: آنچه در آینده یک حوزه علمی اتفاق می افتد، به دید امروز جوانان (ذی نفعان اصلی آینده) به آینده برمی گردد. ادراک جوانان از آینده و تصور آن ها از سالیان آتی بسیار مهم است. لذا، هدف پژوهش حاضر، تصویرپردازی آینده علوم ورزشی از منظر جوانان تحصیل کرده کشور بود.
روش: روش پژوهش حاضر، کیفی و از نوع پژوهش های اکتشافی می باشد و از لحاظ هدف، جزو پژوهش های کاربردی به شمار می آید. جامعه آماری پژوهش؛ شامل جوانان تحصیل کرده کشور بود که با علم ورزش آشنایی دارند و از روش نمونه گیری گلوله برفی در پژوهش استفاده شد. برای گردآوری اطلاعات، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختار یافته ای با شرکت کنندگان انجام گرفت و با 23 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون جهت کسب اطلاعات این پژوهش استفاده شده است.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که تصاویر آینده علوم ورزشی در بین جوانان تحصیل کرده از هفت مفهوم اصلی تشکیل شده است و شامل موارد امید به سیستم آموزشی سبز، علاقه مفرط به کار در صنعت ورزش، باز مهندسی اساسی، ناامیدی نسبی از توانمندی مسئولین، جایگاه اجتماعی به وسیله تحصیلات آکادمیک، میل به توانمندی و فقدان مهارت افزایی و ناعدالتی و منفعت طلبی می شود.
نتیجه گیری: درنهایت با مشاهده تصاویر ذهنی جوانان می توان بیان کرد که علوم ورزشی در صورت استمرار وضعیت فعلی به سمت ویران شهر و با تغییرات اساسی می تواند به سمت آرمان شهر حرکت کند. در این مسیر نیاز است ذی نفعان علوم ورزشی در کنار یکدیگر قرار گیرند و اختلاف نظرات مدیریت شود و سلیقه ای عمل کردن متخصصان علم ورزش بسیار کاهش پیدا کند.
آینده های استان یزد در رقابت های ناظر بر همگرایی فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
279 - 308
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر بر آن است که آینده های فراروی استان ها، در رقابت های ناظر بر توسعه جریان همگرایی فناورانه شزان (هم افزایی میان نانوفناوری، زیست فناوری، فناوری اطّلاعات و علوم شناختی) را با تمرکز بر استان یزد، شناسایی و تبیین کند.
روش: این تحقیق که با رویکرد کیفی و توصیفی اجرا شده است، در زمره مطالعات آینده پژوهی اکتشافی طبقه بندی می شود. در این مسیر، ابتدا سوابق پژوهشی مرتبط مرور شد تا فهرستی از پیشرا ن های توسعه فناوری های هم گرا تنظیم شود. در ادامه، با اجرای فرایند دلفی، با حضور چهارده نفر از خبرگان تخصّصی، این فهرست مورد پالایش و اولویت بندی قرار گرفت تا دو پیشران کلیدی شناسایی شوند. با تلاقی دادن عدم قطعیت های ناظر بر این دو پیشران، چهار سناریو از آینده های پیش روی استان، در رقابت های مربوط به هم گرایی فناورانه شکل گرفت.
یافته ها: دو پیشران کلیدی تأثیرگذار بر موفّقیت استان، در رقابت های ناظر بر فناوری های همگرا عبارتنداز: میزان توسعه یافتگی زیست بوم نوآوری و میزان منابع مالی اختصاص یافته به این جریان. بر این اساس، چهار سناریو از وضعیت آینده استان در این عرصه شناسایی شد که با عنوان های «پیشتاز»، «خریدار»، «جا مانده» و «اجیر» نام گذاری شده اند.
نتیجه گیری: برای آن که استان ها بتوانند در رقابت های پیش رو، در زمینه تولید و بهره برداری از فناوری های همگرای شزان به موفّقیت نایل شوند، لازم است از اکنون برای تقویت زیرساخت های زیست بوم نوآوری و فناوری خود برنامه ریزی کنند؛ ضمن آن که ضروری است، برای تأمین پایدار منابع مالی کافی در زمینه تحقیقات و تجاری سازی این فناوری ها نیز تلاش شود.
تحلیل واگرایی جریان های سیاسی در ایران بعد از انقلاب اسلامی با کاربست روش تحلیل لایه ای علتها و سناریوهای پیش رو در افق (1402 – 1415)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
23 - 54
حوزههای تخصصی:
هدف: شکوفایی احزاب و جریان های سیاسی، یکی از نشانه های میزان توسعه یافتگی درجوامع محسوب می شود. در ایران معاصر و از زمان شکل گیری نهضت مشروطیت، جریان های سیاسی، فراز و نشیب های متعددی را پشت سرگذرانده و می توان گفت؛ جریان های سیاسی در ایران هنوز به مرحله نهادینگی و ثبات نرسیده و مشخصه بارز جریان شناسی سیاسی در ایران، واگرایی جریان های سیاسی در طی دهه های اخیر است و این خود می تواند، یکی از دلایل ناپایداری، مقطعی و موسمی بودن فعالیت احزاب سیاسی در ایران به شمار آید. بنا به این ضرورت، پژوهش پیش رو در پی پاسخگویی به این پرسش است که عوامل واگرایی در میان جریان های سیاسی در ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی را چگونه می توان تحلیل کرد؟ سناریوهای پیش روی جریان های سیاسی در ایران (1402 – 1415) کدام است؟روش: برای پاسخگویی به این پرسش، از روش تحلیل لایه های علّی که یکی از روش های کیفی در علم آینده پژوهی است، استفاده شده است.یافته ها:یافته های پژوهش، بیانگر آن است که این انشقاق و واگرایی را در طیف وسیعی از دلایل، از سطح نظام های علّی (از ساخت نهادی قدرت تا تشکیل احزاب، به عنوان ابتکارات الیتیستی)، جهان بینی و گفتمان (از اقتدار سیاسی کاریزماتیک تا فرهنگ سیاسی تبعی حامی – پیرو) تا اسطوره – استعاره (فردگرایی ایرانی تا باور به دولت قوی – جامعه ضعیف) می توان تجزیه و تحلیل کرد.نتیجه گیری: بر طبق یافته ها می توان سه سناریوی انسجام بخشی به جریان ها، به عنوان سوپاپ اطمینان نظام سیاسی، فروپاشی جریان های سیاسی در شکل سنتی، ادغام و تجمیع در جنبش های اجتماعی جدید (احزاب مجازی شده) را برای آینده جریان های سیاسی ایران در نظرگرفت.
سناریوهای مشارکت نوآورانه شهروندان در راستای تحقق اقتصاد نوآور در شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
109 - 133
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، ارائه سناریوهای مشارکت نوآورانه شهروندان در راستای تحقق اقتصاد نوآور و راهبردهای رسیدن به آینده مطلوب در شهر مشهد می باشد. روش: برای انجام پژوهش، ابتدا متغیرهای اولیه با استناد به مبانی نظری شناسایی شدند. سپس با استفاده از روش ماتریس اثرات متقاطع، متغیرهای کلیدی با کمک نرم افزار میک مک تعیین شده است. در نهایت، از طریق روش روندهای احتمالی تعدیل شده، سناریوهای سازگار به دست آمده است.یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، ابتدا پایداری و ناپایداری سیستم با میک مک به دست آمده و ده متغیر کلیدی با ضریب تأثیرگذاری بالا از بین بیست متغیر اولیه انتخاب شدند. سپس هجده سناریوی سازگار از سناریو ویزارد استخراج شده است که 10 تا از آن ها وضعیت مطلوب، سه تا وضع موجود و دو سناریو، وضعیت نامطلوب را نشان داده اند.نتیجه گیری: نتیجه بیانگر آن است که وضعیت موجود مشارکت نوآورانه شهروندان در راستای تحقق اقتصاد نوآور در شهر مشهد، نسبتاً نامطلوب است و از وضعیت مطلوب فاصله دارد، بنابراین، مدیران شهری باید زمینه های مشارکت شهروندان در توسعه اقتصاد نوآور را از طریق سرمایه گذاری در زیرساخت فناوری اطلاعات و ارتباطات، گسترش پارک های علم و فناوری، آموزش و اطلاع رسانی الکترونیکی شهروندان، برنامه ریزی شهری مبتنی بر رویکردهای نوین شهر خلّاق و نوآور در راستای فراهم شدن شرایط مستعد تولید ثروت مبتنی بر اقتصاد دانش؛ بکارگیری نیروهای نوآور و مبتکر در بدنه اجرایی مدیریت شهری با هدف تحقق اقتصاد نوآور و ... را فراهم نمایند.
شناسایی و اولویت بندی پیشران های «ساخت و ساز چهار» در ایران برای افق زمان بیست ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
159 - 178
حوزههای تخصصی:
هدف: نفوذ جریان نوپدید انقلاب صنعتی چهارم در صنعت قدیمی ساخت وساز باعث شده است که جریان انقلابی تازه ای در این عرصه شکل بگیرد که طی چند سال اخیر با عنوان «ساخت و ساز چهار» به دنیای علم و فناوری معرفی شده است. منظور از این پدیده نوین، کاربرد فناوری های متعلق به رویکرد صنعت چهار در صنعت ساختمان است. سؤال اصلی در این مطالعه آن است که پیشران ها و زمینه های تأثیرگذار بر شکل گیری پدیده ساخت و ساز چهار در کشور ایران کدامند و از آن میان، کدام ها اهمیت و اولویت بیشتری دارند.
روش: برای یافتن پاسخ علمی به این پرسش، پژوهشی توسعه ای، کیفی و توصیفی طراحی شد که در گام نخست آن، فهرستی اولیه از پیشران های احتمالی این پدیده به استناد سوابق پژوهشی و گزارش های علمی معتبر تنظیم گردید و سپس با تشکیل نشست خبرگان، این فهرست بر اساس مقتضیات بومی جامعه ایرانی مورد پالایش قرار گرفت. در مرحله دوم، این مطالعه که با هدف اولویت بندی این پیشران ها اجرا شد، با مشارکت تعدادی از خبرگان، ضمن اجرای دو دور از تکنیک دلفی، این عوامل و زمینه ها در سه سطح اولویت بندی شدند.
یافته ها: دو پیشران «همکاری های علمی کشور با جهان پیشرفته» و «پیشرفت های فناورانه در عرصه های نوین» به عنوان اولویت اول انتخاب شدند، پنج پیشران به عنوان اولویت دوم و هشت پیشران در اولویت سوم قرار گرفتند.
نتیجه گیری: یافته های این تحقیق می تواند برای ترسیم نقشه راه پیوستن کشورمان به جریان جدید ساخت و ساز چهار مورد استفاده قرار گیرد و برنامه های راهبردی و عملیاتی به منظور موفقیت صنعت ساختمان کشور در این عرصه را هدایت کند.
تدوین الگوی راهبردی رسانه ای با هدف ارتقای سلامت اجتماعی مخاطبان رسانه های فعال استان قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
253 - 277
حوزههای تخصصی:
هدف: اشخاصی که از سلامت اجتماعی بالاتری برخوردار هستند، با موفقیت بیشتر میتوانند با چالشها و فراز و نشیبهای ناشی از ایفای نقشهای اصلی اجتماعی برخورد کرده و مشارکت بیشتری در فعالیتهای جمعی داشته و با برخورداری از آن از انحرافات و ناهنجاری های اجتماعی پیشگیری کنند. در این راستا آینده نگری و تدوین الگوی راهبرد آینده نگر از سوی رسانه ها می تواند بر ارتقا سلامت اجتماعی مخاطبان آنها (اشخاص) نقش مهمی داشته باشد.روش : این پژوهش به صورت کیفی و کمی انجام شده است . در فاز کیفی از روش های تحلیل محتوا و کیو و در فاز کمی نیز جهت تحلیل داده ها ی روش کیو از تحلیل عاملی استفاده شده است. یافته ها : تحلیل محتوای رسانه های مورد نظر در این پژوهش نشان داد که بیش ترین مطالب تولیدی رسانه ها در حوزه انحرافات اجتماعی با 576 مورد و کم ترین مطالب تولیدی رسانه حوزه خشونت با 237 مورد است. حوزه کیفیت اجتماعی با 485 و حوزه مسائل اجتماعی با 312 مورد در رتبه های دوم و سوم قرار دارد.با توجه به نتایج به دست آمده از تحلیل محتوای رسانه ها و همچنین شناسایی ذهنیتها طریق روش کیو؛ پرسشنامه کمی ساخته شده و بر اساس آن مدل مورد نظر با استفاده نرم افزار PLS طراحی گردید.نتیجه گیری : این مدل نشان داد که کارکرد رسانه ها بر ارتقاء سلامت اجتماعی افراد جامعه موثر بوده و میتواند بیشترین تاثیر را در ارتقاء کیفیت زندگی، کاهش خشونت، کاهش انحرافات اجتماعی و مسائل اجتماعی داشته باشد.
روندهای جهانی علم و فناوری، راهبردها و اولویت های آینده پژوهی آموزش عالی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
1 - 28
حوزههای تخصصی:
هدف: نظام آموزش عالی، همچون سایر بخش های جامعه ایران، به شدت متأثر از تغییرات شکل گرفته و در حال وقوع در سپهر جهانی است. بازتاب این تغییرات در طیفی از اثرگذاری های سازنده و ویرانگر قابل بررسی است. این مقاله اندیشه ورزی در خصوص چگونگی رویارویی با این تغییرات و ایجاد آمادگی برای بهر ه مندی از فرصت ها و کاهش اثر تهدیدهای حاصل از تغییرات گفته شده است. وقوع بحرانی همچون بیماری همه گیر کرونا، بیانگر آن است که موضوع تأثیرپذیری از تغییرات، یک اصل جهان شمول است و صرف نظر از سطح توسعه یافتگی کشورها، تمامی جوامع را شامل می شود و تفاوت در میزان تأثیرپذیری از تغییر و تأثیرگذاری بر روند آن است. با توجه به این مقدمه، پرسش اصلی این مقاله این است که در رویارویی با تغییرات جهانی علم و فناوری، کدامین اولویت ها برای آینده پژوهی آموزش عالی ایران باید مورد توجه قرار گیرد؟روش : در بررسی تحولات جهانی علم و فناوری، از روش تحلیل روند، در دریافت نظر خبرگان جامعه علمی و فناورانه ایران در خصوص تحولات آتی آموزش عالی در ایران، از روش گفتگو با متخصصان، پانل خبرگان، ذهن انگیزی و سرانجام به منظور تصویرپردازی درباره آینده، از روش سناریوپردازی استفاده شده است.یافته ها: بررسی های صورت گرفته بیانگر آن است که همزمان چهار حوزه تعین بخش آینده آموزش عالی در ایران خواهد بود؛ شامل پاسخگویی و مسئولیت پذیری اجتماعی نهاد علم، دستیابی به شهرت و نفوذ ملی، تحول در آموزش و حکمرانی مشارکت پذیر.نتیجه گیری: دانشگاه مداری در برابر تحولات کنونی و نوآیند در گرو توجه همزمان به سه ساحت اندیشه ورزی است: واقعیت مداریُ، مسؤولیت مداری و آینده مداری؛ به عبارت روشنتر دستیابی به آینده مطلوب دانشگاه مستلزم ایجاد میدان مشترک میان سه مدار گفته شده مبتنی بر رویکرد تصمیم گیری داده بنیان است.
آرایش استراتژی های آینده در سازمان های پیچیده دولتی و عمومی (مطالعه موردی: کمیته امدادامام خمینی(ره) استان قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
245 - 271
حوزههای تخصصی:
هدف: تحقیق در شناسایی و تعیین استراتژی های سازمانی آینده در کمیته امداد امام خمینی(ره)است .
روش: از حیث روش شناسی، پژوهش حاضر ترکیبی (کیفی – کمّی ) است. در مرحله اول، به وسیله روش داده بنیاد، استراتژی های سازمانی در قالب کدگذاری باز، کدگذاری محوری و انتخابی احصاء و پس از اعتباربخشی توسط نه نفر از خبرگان دانشگاهی مورد تأئید واقع شدند. در مرحله دوم، به وسیله تکنیک دیمتل، روابط علّی و معلولی، اثرپذیری، اثرگذاری و جهت و شدت اثرات میان عوامل شناسایی گردید.
یافته ها: ارزیابی تکنیک دیمتل نشان داد که استراتژی توسعه دولت الکترونیک از بیشترین تأثیرگذاری و ارتقای سلامت اداری، از بیشترین تأثیرپذیری برخوردار هستند. استراتژی ارتقای بهره وری نیز در بین 11 استراتژی پژوهش، بیشترین ارتباط یا تعامل را با دیگر استراتژی ها دارد. از بین 11 استراتژی، 4 استراتژی به عنوان متغیر علّی و7 استراتژی نیز متغیر معلول هستند.
نتیجه گیری: یافته های تحقیق نشان می دهد که 4 استراتژی چابک سازی نظام اداری، توسعه دولت الکترونیک، ارتقای بهره وری و اقتصادی کردن خدمات سازمان به عنوان متغیرهای علّی، اثربخش ترین استراتژی هستند که امداد امام (ره) در آینده می تواند از طریق آن ها به مدیریت اثربخش محرومین و نیازمندان بپردازد. محقق با تفکیک و دولتی سازی استراتژی های سازمانی به بومی سازی این استراتژی ها پرداخته و با تأثیرات و طرح نقشه، تأثیر مناسب بین استراتژی ها، سازگارترین استراتژی ها را برای اداره سازمان های عمومی در آینده تعیین نموده است.
تبیین پیش آیندهای وفاداری کارکنان در سازمان های دولتی ایران با استفاده از الگوسازی فازی (آموزش و پرورش استان قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
167 - 197
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین پیش آیندهای وفاداری کارکنان آموزش و پرورش با استفاده از منطق فازی انجام شد.روش: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و به شیوه ترکیبی (کمی- کیفی) انجام شد. جامعه پژوهش در بخش کیفی، خبرگان تعلیم و تربیت و اساتید دانشگاهی بودند که براساس اصل اشباع نظری، تعداد ۲۰ نفر انتخاب و با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی مصاحبه شد. تمام مصاحبه ها به شیوه تحلیل مضمون کدگذاری و با نرم افزار Maxqude تحلیل شد. در بخش کمی جامعه آماری شامل؛ کارکنان ستادی، دبیران و مدیران منتخب آموزش و پرورش استان قزوین در پائیز ۱۳۹۹ به تعداد ۱۲۰۰ نفر و بر اساس فرمول کوکران، ۲۹۲ نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شد. روایی پرسش نامه با استفاده از روایی صوری و محتوایی تأیید شد. پایایی پرسش نامه با آزمون کرونباخ مقدار ۹۲/۰ حاصل شد. تجزیه و تحلیل داده ها با تحلیل عاملی استنباطی و با نرم افزار MICMAC انجام شد. برای اعتبار سنجی معادلات ساختاری و برازش مدل از روش حداقل مربعات جزئی با نرم افزار PLS استفاده شد. درنهایت، به منظور ارائه ترکیب مطلوب ابعاد الگو به گونه ای که بتوان وفاداری کارکنان را بهینه کرد، از روش الگوسازی ریاضی استفاده شد.یافته ها: نتایج بخش کیفی نشان داد؛ ۲۳مؤلفه و ۴۷ شاخص در قالب ۵ بُعد استخراج شده، دارای اثر مثبت بر وفاداری کارکنان آموزش و پرورش بودند. نتایج بخش کمی نشان داد، مدل برازش(۳۹/۰= GOF) مناسبی داشت و بر اساس روش الگوسازی فازی در صورت برقراری ارتباط مناسب بین ابعاد شخصی، شغلی و سازمانی، وفاداری کارکنان به میزان ְ۵۸ درصد بهینه خواهد شد.نتیجه گیری: با ایجاد رابطه مناسب بین مؤلفه های شرایط شخصی، شغلی و سازمانی، می توان نیازها و ارزش های کارکنان را در سازمان های دولتی پیش بینی نمود و انگیزه، تعهد و پویایی را بهبود بخشید.
آینده پژوهی مشارکت معمار و کودک، براساس تحلیل تجربه بهره برداری کودکان از ارتباطات جمعی دیجیتال در دوران پاندمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
173 - 204
حوزههای تخصصی:
هدف:شیوع COVID-19امکان فعالیت های حضوری و جمعی در جوامع انسانی را کاهش داد و به نا کارآمدی بسیاری از فعالیت های جمعی مبتنی بر حضور فیزیکی؛ از جمله فرآیندهای طراحی مشارکتی منجر شد. آموزش مجازی در دوران پاندمی، زمینه استفاده کودکان از ارتباطات جمعی دیجیتال را توسعه داد و جایگاه ویژه ای برای این شبکه ها در زندگی روزمره کودکان تعریف کرد. از این رو، پژوهش حاضر به دنبال آینده پژوهی و ترسیم چشم اندازی به رویکردهای نوین و غیروابسته به حضور فیزیکی در فرآیندهای طراحی مشارکتی، بر پایه قابلیت های کودکان در بهره گیری از شبکه های اجتماعی دیجیتال است. روش: ابتدا برای شناخت ابزارهای متداول مشارکت، ویژگی و شیوه به کارگیری آن ها و بررسی نظرات صاحب نظران درباره نقش فضای مجازی در زندگی کودکان قرن حاضر، از روش اسنادی و کتابخانه ای استفاده شد. سپس برای بررسی و تحلیل تجربه بهره برداری کودکان از شبکه های اجتماعی در دوران پاندمی، از روش توصیفی پیمایشی استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته و حجم نمونه مطابق فرمول کوکران، 384 کودک و 384 نفر از والدین آن ها است. برای تحلیل داده ها و اعتبارسنجی یافته ها از آمار استنباطی و نرم افزار SPSS25 و آزمون t تک نمونه ای استفاده شد. یافته ها: ارتباطات جمعی دیجیتال منجر به توسعه کارآیی روش های سنتی مشارکت می شود، زیرا کودکان در بهره برداری از شبکه های اجتماعی، توانمند بوده، سریع تر از بزرگترها با نرم افزارها ارتباط برقرار می کنند، به اظهار نظر و مشارکت در بحث های جمعی مبتنی بر شبکه های مجازی و بهره گیری از زبان تصویر، علاقه مند هستند و بهره برداری از این شبکه ها را منحصر به دوران پاندمی نمی دانند. نتیجه گیری: ترسیم آینده مشارکت با کودکان مبتنی بر بهره گیری از «پلت فرم های مشارکت آنلاین»، ضمن گشودن چشم اندازهای نوین در حوزه های مشارکت، طراحی و برنامه نویسی، منجر به ارتقای کارآیی فرآیندهای مشارکتی شده و بستر اظهار نظرهای جامع تر و هم اندیشی کودکان پیرامون مسائل مربوط به آن ها را فراهم می کند.
شناسایی و تدوین الگوی محیطی مؤثر بر آینده نگاری راهبردی ورزش ایران بر اساس مدل STEEPELD و تعیین پیشران های کلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
233 - 263
حوزههای تخصصی:
هدف: محیط اغلب سازمان های ورزشی، بیش از پیش نامطمئن ش ده اس ت و اه داف، آن چن ان درحرکت اند که به سختی می توان به آن ها رسید. به علاوه، رویکردهای سنتی برنامه ریزی استراتزیک در مواجهه با آشفتگی و عدم اطمینان محیطی منعطف نبوده و از پاسخگویی مناسبی برخوردار نیستند. بدین سبب، هدف این تحقیق شناسایی و تدوین الگوی محیطی مؤثر بر آینده نگاری راهبردی ورزش ایران براساس مدل STEEPELD و تعیین پیشران های کلیدی بود. در واقع این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که شناسایی و کنترل کدام پیشران ها می تواند در نیل به آینده مطلوب ورزش ایران مؤثر باشد.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت کیفی و از نظر مسیر اجرا در تحقیقات آینده نگاری، پویش محیطی است. جامعه آماری، اعضای هیأت علمی مدیریت ورزشی با مرتبه دانشیاری و بالاتر بودند که با نمونه گیری ترکیبی انتخاب شدند. برای تنظیم عوامل محیطی، پرسشنامه ای 61 سوالی طراحی شد که روایی همگرا (622/0) و ضریب پایایی مرکب آن (868/0) تأیید شد. روش های آماری مورد استفاده شامل: آمار توصیفی، مدل سازی معادلات ساختاری (PLS) و رتبه بندی فریدمن است.یافته ها: نتایج نشان داد مدل تحقیق با میزان 745/0 GOF= مورد تأیید خبرگان است. همچنین، تجارت بین المللی، یکپارچگی در مدیریت ورزش، گسترش فلسفه ورزش، افزایش سرانه استاندارد ورزشی، افزایش سرمایه های اجتماعی، سیاست های زیست محیطی، گسترش رسانه های جمعی و شبکه های اجتماعی و تدوین نظام نامه های حقوقی به عنوان پیشران های کلیدی مؤثر بر آینده نگاری راهبردی ورزش ایران شناسایی شدند.نتیجه گیری: از این رو، الگوی تدوین شده در این پژوهش می تواند به عنوان یک راهنما در برآورد و پیش نگری آینده سازمان های ورزشی ایران مؤثر باشد.
شناسایی عوامل کلیدی موثر بر سیستم حمل و نقل ریلی باری در افق 50 ساله با استفاده از تکنیک دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
205 - 232
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این تحقیق، شناسایی عوامل مؤثر بر آینده سیستم حمل و نقل ریلی در بخش باری است.
روش: جهت شناسایی عوامل مؤثر بر سیستم حمل و نقل ریلی در بخش باری از مطالعات کتابخانه ای، میدانی، مدل PESTEL، روش دلفی و برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SMART PLS استفاده شده است.
یافته ها: سه مرحله این تحقیق به دنبال ارائه مهم ترین عوامل مؤثر بر آینده حمل و نقل ریلی باری در ایران بوده است. در مرحله اول، همه عوامل شناسایی شدند. در مرحله دوم، با استفاده از روش دلفی در سه دوره متوالی اتفاق نظر حاصل شد و در مرحله سوم، بر اساس نظر کارشناسان و استفاده از نرم افزار SmartPLS، از 168 فاکتور شناسایی شده، 76 عامل به عنوان مهم ترین عوامل مؤثر در آینده نگری 50 ساله ایران در نظر گرفته و در 8 دسته اصلی طبقه بندی شدند.
نتیجه گیری: عواملی که در آینده نگاری هر سیستم به کار می روند، در هر کشور، جامعه، فرهنگ، سیاست و حتی در برهه ای از زمان متفاوت است. شناسایی و برنامه ریزی برای عوامل تأثیرگذار در هر صنعت از اهمیت ویژه ای برخوردار است. با شناسایی شاخص های تاثیرگذار، برنامه ریزان و سیاست گذاران تعیین می کنند کدام شاخص ها در اولویت قرار دارند. همچنین برای پیشروی به سوی هدف اصلی سازمان ها، شناسایی این شاخص ها به سیاست گذاران و برنامه ریزان برای سرمایه گذاری و بهینه کردن مهم ترین شاخص کمک می کند.
تحلیل خط مشی های اقلیمی اتحادیه اروپا جهت کاهش انتشار کربن در افق زمانی 2021 تا 2030 و تأثیرات آن در سیاست های راهبردی زیست محیطی ایران با رویکرد پویایی سیستم ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
127 - 149
حوزههای تخصصی:
هدف: تغییرات اقلیمی ناشی از انتشار گازهای گلخانه ای بخصوص کربن دی اکسید، پیامدهای خطرناکی را به دنبال دارد که گرمایش زمین مهم ترین آن هاست. اتحادیه اروپا به عنوان جلودار در مسیر کاهش میزان انتشار کربن، اقدامات اساسی زیادی انجام داده و خط مشی ها و سیاست های مختلفی را وضع کرده است.تحلیل اقدامات و خط مشی های اتخاذ شده توسط این اتحادیه می تواند در تعیین استراتژی صحیح جهت حفاظت از محیط زیست در داخل کشورمان مفید باشد. روش: این پژوهش با استفاده از رویکرد پویا یی سیستم ها و در نظرگیری حلقه های بازخوردی تعدیل کننده انتشار کربن ناشی از اعمال خط مشی های اقلیمی، یک مدل شبیه سازی برای تحلیل اثربخشی سیاست های اتحادیه اروپا برای دستیابی به اهداف مرتبط تا سال 2030 به منظور کاهش انتشار کربن ارائه می کند. یافته ها:نتایج حاصله نشان می دهد که اتخاذ یک خط مشی به تنهایی نمی تواند اثربخشی مطلوبی در کاهش میزان انتشار داشته باشد. همچنین نتایج بدست آمده نشان می دهد، سیستم مدیریت انتشار EU ETS به تنهایی، کمترین عملکرد را در کاهش میزان انتشار کربن دارد. نتیجه گیری:سناریویی که اتخاذ خط مشی های سه گانه اقلیمی اتحادیه اروپا را نشان می دهد، بهترین اثرگذاری را در کاهش میزان انتشار تا سال 2030 نشان می دهد. از میان حلقه های بازخوردی تعدیل کننده در کاهش انتشار کربن، و بنا بر ترکیب خط مشی های اقلیمی اتحادیه اروپا، انجام اقدامات در حوزه کارایی انرژی و سیستم مدیریت انتشارEU ETS بایستی بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
آینده نگاری شهری مشارکتی: یافته هایی از یک قوم نگاری رخداد در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
27 - 56
حوزههای تخصصی:
هدف:رشد روزافزون شهرها از نظر کمی، نقش بی بدیل آن ها در توسعه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشورها، چالش ها و معضلات آن ها و دشواری مدیریتشان، موجبات اهمیت روزافزون نظریه ها و تجربه های آینده نگاری شهری را فراهم آورده است. در ادبیات حوزه شهر، مفاهیم و رویکردهای زیادی برای ارائه تصویر از آینده شهرها وجود دارد که یکی از مهم ترین این مفاهیم، مفهوم شهر هوشمند است. در همین راستا، آینده نگاری مشارکتی می تواند نقش مهمی را در ترسیم تصاویر آینده شهرها ایفا کند. پژوهش حاضر به دنبال ارائهراهکارهایی برای آینده نگری مؤثرتر پیرامون شهرها و برگزاری بهتر رخداد های آینده نگاری شهری است. روش:این مقاله پژوهشی در حوزه آینده نگاری شهری است. ابتدا، به عنوان گام نخست آینده نگاری، تعریف شهر هوشمند و مؤلفه های تأثیرگذار بر آن به صورت سامانمند گردآوری شد. سپس گزارشیغنی از یک قوم نگاری رخداد از کارگاه آینده پژوهی در شهرداری اصفهان با موضوعِ اصفهان 1420 ارائه می شود. یافته ها:استفاده از مباحثه مشارکتی پیرامون آینده شهرها با تلفیق تکنیک های مختلف آینده نگاری و قوم نگاری رخداد نوآوری اصلی این مقاله است. نتیجه گیری:تلاش برای «بازنمایی مادی» از آینده، شالوده شکنی گفتمان «آرمان شهرگرایی فناورانه»، تلقی از آینده نگاری به عنوان یک ظرفیت اجتماعی مبتنی بر «معرفت شناسی شهروندی» و «هم کنش گری»، عبور از «آینده های مستعمل» و خلق واژگان مناسب برای توصیف آینده، به عنوان پیشنهاد های اصلی این پژوهش برای خلق تصاویر بدیع و بومی از آینده های شهری در ایران هستند
عوامل مؤثر بر پذیرش فناوری های اینترنت اشیاء در کسب و کار هوشمند بر اساس TAM(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
151 - 171
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به این که اینترنت اشیا به طور گسترده ای مورد مطالعه و توجه قرار گرفته است و در حال افزایش است، بنابراین لازم است که عوامل مؤثر بر کاربرد و پذیرش هرچه بیشتر این فناوری مورد بررسی قرار داده شود. بر این اساس، هدف از این پژوهش، تبیین روابط بین ابعاد و شاخص های مدل پذیرش فناوری های اینترنت اشیاء در کسب و کار هوشمند می باشد. این تحقیق از منظر هدف، یک تحقیق توصیفی، از نظر فلسفی، فرا ثبات گرا، بر اساس رویکرد، ترکیبی می باشد و در حقیقتاز دو رویکرد کمی و کیفی استفادهشده است. روش: با توجه به رویکرد ترکیبی پژوهش، ابتدا به استخراج معیارها و زیرمعیارها بر اساس مصاحبه و ارائه مدل پارادایمی با استفاده از روش گراندد تئوری پرداخته شد. سپس در بخش کمی به اعتبارسنجی مدل پاردایمی ارائه شده بر اساس داده های جمع آوری شده بر اساس پرسشنامه پرداخته شد. بررسی روایی، با استفاده از روایی کیفی محتوا و روایی صوری و برای ارزیابی پایایی کمی، از روش آلفای کرونباخ استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزار spss و از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار smart.PLS به منظور دستیابی به هدف تحقیق استفاده شد. یافته ها: نتایجحاصلاز کدگذاریمحوری نشان داد که 63 کد اولیه در قالب شش مقوله بعد اجتماعی، فرهنگی، بعد انسانی، بعد تکنولوژیکی، بعد مالی، بعد مدیریتی و قوانینومقرارتدولت مشخص شدند. مدل پذیرش نهایی با شاخص GOF برابر 491/0 نشان دهنده کیفیت بالای مدل است. تمامی متغیرها؛ شامل زیرساختی، مدیریتی، فناوری، آموزشی و درنهایت فرهنگی و اجتماعی در پذیرش خدمات الکترونیک، نقشی مهم دارند. اولویت های اثرات متغیرهای مدل پذیرش فناوری به ترتیب قوانین و مقررات دولتی (552/0)، بعد مالی (504/0) و بعد اجتماعی – فرهنگی ( 419/0) بودند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، ایجاد بستر لازم برای تسهیل ورود و راه اندازی فناوری اینترنت اشیا ضروری است.
ترسیم آینده های بدیل سرمایه اجتماعی از منظر قواعد فقهی (مورد مطالعه: قواعد فقهی غرور، تعاون، احسان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
111 - 135
حوزههای تخصصی:
هدف:فرهنگ از جمله پیشرانهای عناصر اجتماعی و اقتصادی است . فقه به عنوان یک بخش از فرهنگ دینی اگر به درستی شناخته و در عرصه های اجتماعی عملیاتی گردد می تواند هم اکنون و در آینده منشاء اثرات بی بدیلی باشد که سلامت جامعه را تضمین نماید. هدف این پژوهش آن است که پیوند و ارتباط میان قواعد فقهی(غرور، تعاون ، احسان) و شاخص های سرمایه اجتماعی(شامل اعتماد ، مشارکت و انسجام اجتماعی) را تشریح و تبیین نماید.روش:این مقاله در زمره پژوهش های کیفی است که به شیوه اسنادی با مطالعه و غور در متون فقهی و همچنین متون مرتبط با مفهوم سرمایه اجتماعی انجام پذیرفته است.یافته ها:نتایج حاصله حاکی از آن است که هیچ رفتار اجتماعی نیست که در خلأ شکل گرفته باشد. لذا رفتار آدمی همواره متأثر از بینش ها و نگرش هایی است که افراد معتقد به آن هستند. قواعد فقهی مذکور که خود ریشه در تعالیم دین مبین اسلام دارند، نیروی عظیم، در افزایش سرمایه اجتماعی بومی قلمداد گردیده که می توانند زمینه تسهیل و تسریع رشد این سرمایه را شتاب بخشند. نتیجه گیری:قواعد فقهی منبعث از آموزه های اسلامی فرا زمانی و فرا مکانی بوده که مراعات و کاربست آنها درعرصه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی منجر به قوام و انباشت سرمایه اجتماعی خواهد شد.به طوریکه می توان گفت در بسیاری از قواعد فقهی بدون آنکه به طور صریح از سرمایه اجتماعی نام برده شود، ولی مصادیق، مضامین و مفاد فراوانی را می توان یافت که به این امر تاکید دارد .
سناریوهای آینده صنعت (مطالعه موردی: صنعت تجهیزات پزشکی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
79 - 109
حوزههای تخصصی:
هدف: صنعت تجهیزات پزشکی (صتاپ)، از جایگاه ویژه ای در حوزه سلامت و اقتصاد کشور برخوردار است، ولی پژوهش های داخلی در این حوزه به طور پراکنده و اندک می باشد. این پژوهش با هدف شناخت جامع عوامل، پیشران ها و عدم قطعیت های کلیدی مؤثر بر صتاپ و ترسیم سناریوهای آینده آن انجام شد؛ زیرا توجه به مسیرهای منتهی به آینده های محتمل، لازمه برنامه ریزی برای رونق تولید داخلی تجهیزات پزشکی است. روش : این پژوهش با روشی مشابه روش سناریونگاری عدم قطعیت بحرانی شوارتز انجام شد؛ به طوری که اطلاعات لازم با استفاده از مصاحبه و پرسشنامه در سه دور دلفی از خبرگان بدست آمد و مشابه روش تحلیل محتوای کیفی، کدگذاری شد. خبرگان مطلع، با استفاده از تکنیک گلوله برفی به صورت هدفمند تا رسیدن به اشباع نظرات، انتخاب شدند.یافته ها: در این پژوهش، عوامل کلیدی و پیشران های اصلی مؤثر بر 20 سال آینده صتاپ کشور بدست آمد. با شناسایی سه محور اصلی؛ یعنی رفع تحریم (اقتصادی) کشور، رشد تحقیق و توسعه در شرکت ها و کاهش فساد اقتصادی، از میان عوامل کلیدی و پیشران های اصلی که بیشترین تأثیر و عدم قطعیت را داشتند، پنج سناریوی: شکوفایی، وابستگی، امید، مقاومت و ویرانی برای آینده صتاپ کشور در افق 1420 تدوین شد.نتیجه گیری: سناریوهای آینده پیش روی صنایع فناوری پایه همچون صتاپ، بیانگر اهمیت مانع زدایی و پشتیبانی هدفمند از ملزومات رکن تحقیق و توسعه است. در این سناریوها، تداوم تحریم های اقتصادی، هزینه فعالیت های اقتصادی در صنعت را افزایش می دهد و کاهش فساد اقتصادی با عدم قطعیت قابل ملاحظه ای روبرو است. بنابراین، مدیریت این سه عامل محوری، پیشران سناریوهای مطلوب 20 سال آینده صتاپ ایران می باشد.
فناوری آینده در سینمای علمی-تخیلی ایران: فن دوستی یا فن هراسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
199 - 219
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه تصاویر آینده، از موضوعات مورد توجه حوزه میان رشته ای آینده پژوهی است. تعدادی از آینده پژوهان برجسته دنیا؛ ازجمله فردپولاک، جیمز دیتور، وندل بل، سهیل عنایت الله و دیگران، به مطالعه تصاویر آینده توجه کرده اند. سینما از جمله اصلی ترین منابع تولید تصاویر آینده است. در این مقاله، تصویری تحلیل خواهد شد که در فیلم انیمیشن «تهران ۱۵۰۰» از فناوری یک قرن آینده ایران برساخته شده است.روش: روش بکار برده شده، تحلیل گفتمان است که با استفاده از وجهه انتقادی آن تلاش شد تصاویر آینده واسازی شود.یافته ها: تحلیل گفتمان نشان داد، این فیلم بازتولیدی از گفتمان فن دوستی و حتی فناوری گرایی است که در سینمای علمی – تخیلی غربی سابقه طولانی دارد. از این جهت، با قرض گرفتن مفهوم «آینده مستعمل» از سهیل عنایت الله، می توان مدعی شد که فیلم، آینده مستعملِ غربی را که در دهه های گذشته به عنوان آینده شهرهای بزرگ دنیا بخصوص در امریکا و سایر کشورهای پیشرو فناوری تصویر شده بود، برای آینده تهران در نظر می گیرد. این در حالی است که تلاش شده، با دادن رنگ و لعاب به ظاهر اسلامی – ایرانی در پوسته بیرونی شهر، این تقلید بنیادین پوشانده شود.نتیجه گیری: در این گونه فیلم ها، تنها وجوه تکنیکی، جلوه های ویژه جذاب و فنون سینمایی پیشرفته اهمیت ندارد و فراتر از آن باید به تصاویر ذهنی که می تواند در مخاطب ایجاد شود، توجه کرد.
شناسایی و تحلیل پیشران های توسعه گردشگری روستایی (مورد مطالعه: شهرستان ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
221 - 244
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، شناسایی پیشران هایی است که در آینده بر توسعه پایدار گردشگری روستایی منطقه شهرستان ارومیه اثرگذار خواهند بود.
روش: در این راستا، روش پژوهش توصیفی – تحلیلی و با رویکرد اکتشافی آینده پژوهی صورت پذیرفته است. بدین منظور، برای دستیابی به یافته های تحقیق مورد نظر، ابتدا با بهره گیری از تکنیک دلفی و با حضور 20 نفر از متخصصان و کارشناسان که به صورت هدفمند انتخاب شدند، پیشران ها شناسایی و سپس با بهره گیری از نرم افزار میک مک، روابط و نحوه اثرگذاری و اثرپذیری آن ها شناسایی شد.
یافته ها: همچنین از 42 عامل بدست آمده، در آخر 36 عامل در نظر گرفته شد که با توجه به امتیاز بالای تأثیرگذار و تأثیرپذیری مستقیم، در نهایت 12 عامل (میزان درآمد از گردشگری، رقابت پذیری، میزان اشتغال در بخش گردشگری، میزان سرمایه گذاری در بخش گردشگری، تنوع فرصت های شغلی گردشگران، آگاهی جامعه محلی و گردشگران، حس اعتماد گردشگر، افزایش فرهنگ گردشگرپذیری، تغییر کاربری اراضی در اثر گردشگری، فضاهای گردشگری، تأسیسات زیربنایی، خدمات رفاهی) به عنوان خروجی میک مک در آینده توسعه گردشگری پایدار روستاهای شهرستان ارومیه تأثیرگذار هستند.
نتیجه گیری: در نتیجه، امید است با شناخت توانمندی ها و محدودیت ها، برنامه ریزی برای گردشگری روستاهای شهرستان ارومیه روند بهتری به خود می گیرد.
شناسایی و دسته بندی پیشران های مؤثر بر آینده آموزش حسابداری در ایران با استفاده از الگوی EPISTLU(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
265 - 290
حوزههای تخصصی:
هدف: مقاله حاضر به دنبال آن است که عوامل مؤثر بر آینده آموزش حسابداری در ایران را به روشی علمی و نظام مند شناسایی کرده و آن ها را به صورت طبقه بندی شده معرفی نماید. روش: هرچند روش های مختلفی برای آینده پژوهی وجود دارد، ولی در بیشتر آن ها شناسایی پیشران های شکل دهنده آینده ضروری است؛ بدین منظور تحقیق حاضر کوشیده است تا با روش مطالعات کتابخانه ای و نظرسنجی از خبرگان، پیشران های تأثیرگذار بر آینده آموزش حسابداری را احصاء و سپس با استفاده از روش دلفی، مهم ترین آن ها را شناسایی نماید. یافته ها: 27 پیشران تأثیرگذار بر آینده آموزش حسابداری بر اساس الگوی EPISTLU، دسته بندی و به گروه های 7 گانه اقتصادی، سیاسی، نهادی، اجتماعی، فناوری، حقوقی و دانشگاهی تقسیم بندی شدند. مشارکت کنندگان در این تحقیق 15 نفر از خبرگان متخصص در زمینه حسابداری و آشنا با مباحث آینده پژوهی می باشند. نتیجه گیری: طبقه بندی یافته های این تحقیق در گروه های هفت گانه بالا نشان می دهد، عوامل متعدد و در هم تنیده ای بر آینده آموزش حسابداری در ایران تأثیرگذار بوده و می توان چنین نتیجه گیری کرد که برای شکل دهی به آینده آموزش حسابداری در ایران لازم است تمامی این عوامل متنوع را مورد توجه و برنامه ریزی قرار داد. احصاء و طبقه بندی پیشران ها، زمینه لازم برای اولویت بندی و تعیین میزان اهمیت هرکدام از این پیشران ها را فراهم می کند.