ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۱۳٬۱۰۴ مورد.
۸۱.

تحلیل نشانه شناسانه تصویری آثار نقاشیخط حسین زنده رودی و حمیدرضا قلیچ خانی (بر مبنای دیدگاه رولان بارت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۴۹
با خلق آثار نقاشیخط در مکتب سقاخانه، هنرمندانی با بهره بردن از اصول خوشنویسی به عنوان نمادی از هنرهای سنتی و نیز برگزیدن فضای هنری نوگرا، راهی تازه را در هنر مدرن تجسمی ایران گشودند . دو نمونه از آثار نقاشیخط دوره معاصر، یکی آثار حسین زنده رودی و دیگری تصاویر « هو » از حمیدرضا قلیچ خانی است. در این پژوهش با تحلیل نشانه شناسانه، به مفاهیم نوشتاری و تصویری، نوع خط و تکنیک به کار رفته و   دسته بندی اشکال و نقوش موجود در آثار این دو هنرمند پی خواهیم برد . هدف از این پژوهش مطالعه بصری آثار حسین زنده رودی و حمیدرضا قلیچ خانی است. همچنین به بررسی مفاهیم موردنظر دو هنرمند در خلق آثار و دستیابی به ساختار علمی مستحکم تر پرداخته شده که از مطالعه و دسته بندی آثار حاصل می شود و به خلق هنری آگاهانه در بین هنرمندان معاصر منجر شده است . سؤالات مطرح شده عبارتند از -۱ مفهوم نوشتار و تصویر در آثار هنرمندان مذکور از منظر نشانه شناسی تصویری چیست؟ -۲ استفاده از کدام خط و تکنیک خوشنویسی در آثار این دو هنرمند کاربرد دارد؟ -۳ اشکال موجود با رویکرد نشانه شناسی تصویری، در کدام دسته بندی قرار می گیرند؟ نوع این پژوهش بنیادی، کیفی و با روش توصیفی و تحلیل محتوا و همچنین رویکرد آن نشانه شناسی است. در گردآوری داده ها از منابع کتابخانه ای و مطالعه بصری آثار استفاده شده و چارچوب نظری آن برمبنای نشانه شناسی تصویری رولان بارت است . بررسی آثار حسین زنده رودی و حمیدرضا قلیچ خانی نشان می دهد که نظام های رمزگانی آثار، دلالت های صریح و ضمنی دارند و در مواجه با دلالت های صریح، با سطح اولیه یا بازنمودی آثار روبه رو هستیم .
۸۲.

سینمای عثمان سمبن : یک دیدگاه ضد استعمار در فیلم ماندابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۰
سینمای امروز جهان به دنبال مطالعه و تحلیل ساختار و محتوای سینما در دوران پیش از خود است. سینما در بسیاری از زمینه ها وام دار فیلم ها و فیلم سازانی است که در دوران سینمایی خود نسبت به سایرین متفاوت عمل کرده اند. ظهور فیلم سازانی که اغلب توانسته اند در بازنمایی فرهنگ و تاریخ اجتماعی این کشورها به خوبی عمل کنند. سینمای آفریقا در خلال دهه های 1960 و 1970 میلادی با دیدگاه های متفاوت ایدئولوژیک و جهان پسااستعمار، روبه رو شد که این دیدگاه ها در زمینه های مختلف ادبی و هنری وارد شدند. سینما نیز از تحولات فرهنگی و اجتماعی جدا نیست. کارگردان های آفریقایی مانند عثمان سمبن در طی آن سال ها  از این ویژگی ها و تحولات در فیلم های خود بهره بردند. این مقاله به مقوله سینمای ضد استعمار عثمان سمبن در فیلم ماندابی می پردازد. عثمان سمبن در فیلم ماندابی ، با استفاده از زبان سینما در دو جنبه محتوایی و فرم، به تصویرسازی نگرش مورد   مطالعه در این مقاله می پردازد که درنهایت ویژگی های فرهنگ ضد استعمار و پسااستعمار را با استفاده از ویژگی های سینمایی به مخاطب نشان می دهد.
۸۳.

روایت زال و سیمرغ در شاهنامه فردوسی و عقل سرخ سهروردی و تبلور آن در نگاره های شاهنامه تهماسبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۳۳
شاهنامه فردوسی یکی از برجسته ترین آثار ادبی و هنری ایران و جهان است که از هم آمیزی دقیق اسطوره، حماسه، ادبیات و تاریخ شکل گرفته است. فردوسی با هنرمندی تمام، عناصر داستانی و اساطیری را به نحوی پرورانده که شخصیت هایی ماندگار و اثری بی بدیل خلق کند. همچنین سهروردی، از عارفان علاقه مند به حکمت ایران باستان، در کتاب عقل سرخ به شخصیت های اساطیری همچون زال و سیمرغ پرداخته است. او با رجوع به حکمت باستان و مطالعه آثار پهلوی و اوستایی، فلسفه ای را به نام حکمت اشراق بنیان نهاد که آمیزه ای از فلسفه ایرانی و حکمت اسلامی است. این پژوهش با هدف مقایسه ساختاری و معنایی داستان زال و سیمرغ در عقل سرخ سهروردی و شاهنامه فردوسی انجام شده است. مقاله به بررسی افتراقات و اشتراکات دو روایت و تأثیر آن ها بر آثار تصویری نگارگران می پردازد. پرسش اصلی این است که فردوسی و سهروردی چگونه و با چه رویکردی به داستان زال و سیمرغ پرداخته اند و این روایات چه تأثیری بر شکل و معنای روایت داشته اند؟ همچنین، نقش نگارگر ایرانی در بازنمایی تصویری این روایات چگونه بوده است؟ روش پژوهش تحلیلی و با رویکرد تطبیقی و داده ها به شیوه اسنادی گردآوری شده است. شباهت اصلی دو روایت در پیرزادگی زال و سیمرغ به عنوان نماد خرد است؛ اما تفاوت ها در شیوه روایت حماسی فردوسی و خوانش عرفانی سهروردی است. در حالی که زال در شاهنامه در بزرگسالی به وصال پدر می رسد، در عقل سرخ این وصال در کودکی رخ می دهد. نگارگر ایرانی با اقتباس از شاهنامه فردوسی، در ساختار و معنا از این اثر تأثیر پذیرفته است.
۸۴.

تحلیل روان کاوانه سایه های بلند باد (1357): امر غریب فروید در سینمای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۱۸
مقاله «غرابت نگران کننده» نوشته زیگموند فروید در سال 1919، پژوهشی روانکاوانه است که تجربیات مواجهه با تظاهراتی ناآشنا، هراس انگیز و نگران کننده را تفسیر می نماید. چنین تظاهراتی برحسب استدلال فروید به دو منشأ عقده های کودکی و باورهای ابتدایی یا خرافی در ناخودآگاه منسوب می شوند و به عنوان واقعیت روانی، واقعیت مادی را متأثر از خود می گردانند. پژوهش کیفی حاضر با اتکا به روش توصیفی تحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای و الکترونیکی، کوششی است باهدف تحلیل چگونگی ایجاد برخی از این تظاهرات در فیلم سایه های بلند باد (1357) که با موقعیت هایی نظیر همزاد، آنیمیسم (باور جاندارانگارانه بر اشیاء) و خانه اشباح در متن فروید، توصیف می شوند. سایه های بلند باد ، اقتباس بهمن فرمان آرا از داستان معصوم اول نوشته هوشنگ گلشیری، روایتی روستایی با درون مایه ای غیر واقع گرایانه است که نشان می دهد مترسک روستا توسط شخصیت اصلی فیلم عبدالله، به مثابه همزاد وی تغییر هویت می یابد و همچون موجودی زنده و هراس انگیز در باور مردم پدیدار می گردد. از سویی، ساختارِ بنای متروک روستا در پوشش بصری فیلم، نمادی از تبلور فضاییِ غرابت نگران کننده شده است. یافته های پژوهش با رویکردی روانکاوانه و بهره گیری از مقاله فروید، مؤید آن است که از خلال تمرکز بر ساختار روایی و تحلیل فرم بازنماییِ سه موقعیت فوق در فیلم، غرابت نگران کننده همچون تظاهری از ناخودآگاه فردی و جمعی، بر نحوه درک واقعیت مادی، اثر نهاده است.
۸۵.

نقش تحولات فناوری بر بازنمایی خشونت در تاریخ سینما بر اساس پدیدارشناسی دن آیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۶۵
دلیل از انجام این پژوهش درک چگونگی نقش تحولات فناوری بر بازنمایی خشونت و تغییر آن در تاریخ سینما براساس پدیدارشناسی دن آیدی می باشد. در این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی صورت پذیرفته است، می توان خشونت بازنمایی شده در تاریخ سینما را به چهار دوره تقسیم کرد که هرکدام با یک تحول اساسی فناوری در این حوزه از گذشته خود جدا       می شود. سینمای صامت، ناطق شدن سینما، رنگی شدن فیلم های سینمایی و دیجیتالی شدن سینما ، که هرکدام تحولی اساسی را در بازنمایی خشونت به وجود آورده اند. برای درک اثر تحولات فناورانه سینما از آراء «دن آیدی» جهت تبیین رابطه کنش خشن، به عنوان یک کنش انسانی با فناوری استفاده شده است. آیدی با بیان اینکه فناوری واسطه ادراک انسان از جهان است، چهار نوع رابطه ای که انسان در حضور فناوری با جهان برقرار می کند را معرفی می کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که فناوری ها ضمن دگرگونی بازنمایی خشونت ، خود نیز جزئی از کنش خشن بازنمایی شده می باشند. همچنین مقایسه بازنمایی خشونت در دوره های مختلف، مطابق آراء آیدی، نشان دهنده روند نزدیکی نسبی آنچه توسط فناوری سینما بازنمایی می شود با زمانی که کنش خشن در غیاب فناوری سینما رخ می دهد، می باشد.
۸۶.

پژوهشی در شناخت محسن دوَلّو طراح گرافیک و کاریکاتوریست ایرانی در سال های 1370- 1320 ه. ش

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۱
از سال ۱۳۲۷ ه.ش با تجدید حیاتِ دوباره ی سینمای ایران، فعّالیّت خطّاطان و نقّاشان در این حوزه گسترده تر شد. در دهه ی 1340 ه.ش محسن دوَلّو، علی اکبر صادقی و عبّاس مظاهری از شناخته شده ترین هنرمندان طراح پلاکارد و سردرهای سینمایی در ایران بودند. محسن دوَلّو علاوه بر کاریکاتور در زمینه ی طراحی پوستر برای سینماها و ساخت دکور برای تئاتر نیز فعّالیّت می کرد. بسیاری از پوسترهای فیلم ساخته شده در اواخر دهه ۳۰ ه.ش و دهه ۴۰ ه.ش سینمای ایران با امضای دوَلّو به یادگار مانده است. او در این دهه نزدیک به ۱۰۰ پوستر و سردر سینمایی طراحی کرد. اما پس از انتشار مجله ی کاریکاتور، فعّالیّت خود را در عرصه ی طراحی پوستر سینمایی محدود نمود به طوری که آخرین پوسترهای سینمایی او در سال ۱۳۴۹ طراحی شدند. پژوهش حاضر باهدف معرّفی محسن دوَلّو، نگاهی به فعّالیّت های این هنرمند در حوزه ی طراحی پلاکارد و پوستر های سینمایی دارد و از این رو در پی یافتن پاسخ به این سؤال است که: پوسترهای سینمایی محسن دوَلّو دارای چه ویژگی می باشند؟ این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی صورت پذیرفته از منظر هدف، توسعه ای است و از منظر داده، کیفی به شمار می آید. روش یافته اندوزی، بهره گیری از اسناد مکتوب و منابع معتبر اینترنتی است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که پوسترهای سینمایی محسن دوَلّو با تکیه بر قدرت دست در نقّاشی، پرداخت دقیق جزئیات، تایپوگرافی خلّاقانه و با تأکید بر عنصر تصویری چهره و بدن بازیگران تولیدشده است. ترکیب بندی اغلب آثار او به تقلید از پوسترهای آمریکایی، چیدمان پرتره ها بود و حضور ایده در پوسترهای او کم تر به چشم می خورد.
۸۷.

بازنمایی پلات درونی در درام ایرانی: مطالعه موردی نمایشنامه های بهرام بیضایی و نغمه ثمینی با نگاهی به مفهوم تراوئراشپیل والتر بنیامین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۴
بازنمایی پلات درونی، یکی از مؤلفه های اصلی مفهوم «تراوئراشپیل» از منظر والتر بنیامین است که ساختاری متفاوت و همسان با تعریف «پیرنگ تراژدی» دارد. در تفسیر والتر بنیامین از تراوئراشپیل دو پلات اصلی و درونی وجود دارد. پلات درونی به صورت موازی یا متضاد با پلات اصلی و به شیوه بازی در بازی بازنمایی می شود. پلات درونی کنشی است که توسط شهید/قهرمان مطرح می شود تا نقشه دسیسه گر را برملا سازد. پژوهش حاضر، یک پژوهش کیفی با رویکرد توصیفی تحلیلی است که به بررسی مؤلفه بازنمایی پلات درونی بر نمایشنامه های مرگ یزدگرد، مجلس ضربت زدن اثر بهرام بیضائی، خواب در فنجان خالی، شکلک اثر نغمه ثمینی می پردازد. دلیل انتخاب چهار اثر نمایشی، تأکید بر رویدادهای تاریخی و سیاسی از طریق پیوند زمان گذشته و حال و بازنمایی رویدادهای سیاسی در پلات درونی است. پلات درونی در چهار متن نمایشی، از طریق زمان ذهنی کاراکترها و تکرار تاریخ، جابه جایی نقش ها، نقلی بودن روایت، پیوند و همسان سازی دو موقعیت گذشته و حال، به شیوه بازی در بازی در پلات اصلی بازنمایی می شود. این آثار با به هم زدن توالی زمانی و مکانی در روایت، از ساختار پیرنگ ارسطویی فاصله می گیرند و به جای تمرکز بر سرنوشت فردی، به بازنمایی مسائل تاریخی_ اجتماعی می پردازند. در نتیجه، پلات درونی به عنوان ساختاری خلاقانه می تواند جایگزینی برای نگارش متون نمایشی باشد.
۸۸.

مطالعۀ تطبیقی صنعت فرهنگ آدورنو و الگو پروپاگاندای هرمان و چامسکی در نقد محتوایی فیلم «دیدن این فیلم جرم است»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۱
تحلیل محتوایی یک اثر هنری در رسانه ای به اسم سینما مورد توجه بسیاری از پژوهش ها قرارگرفته است. به دلیل قدرت تأثیرگذاری سینما در دنیای امروز، نقد فیلم به خصوص از لحاظ محتوا جایگاه ویژه ای دارد. در این مقاله هدف آن است که به وسیله دو رویکرد، مدل پروپاگاندا و صنعت   فرهنگ، به تحلیل محتوایی یکی از فیلم های سینمای ایران به نام دیدن این فیلم جرم است به عنوان نمونه مطالعاتی پرداخته شود. مدل پروپاگاندا پیشنهادشده توسط هرمان و چامسکی از مدل های مطرح در دنیا برای تحلیل رسانه هاست؛ این مدل در رابطه با جهت دهی افکار عمومی رسانه های حال حاضر و چگونگی کارکرد آن هاست. تئوری صنعت- فرهنگ، اثر مشهور تئودور آدورنو فیلسوف مطرح مکتب فرانکفورت است که به نقد آثار فرهنگی و هنری با دیدی انتقادی در دنیای مدرن پرداخته است. دیدن این فیلم جرم است به کارگردانی رضا زهتابچیان و محصول سال 1397 است. در این پژوهش به تحلیل محتوایی فیلم مذکور از دید این دو رویکرد و سپس انطباق دو تحلیل پرداخته شده است. درنهایت مشخص شده است که هر دو بینش توانسته اند تحلیلی درخور از فیلم مذکور را داشته باشند و هرکدام نوری بر جنبه های تاریک فیلم مذکور افکنده اند. با توجه به تشابهات و تمایزهای در نقد هر یک از  این دو رویکرد، نمی توان هیچ یک از دو رویکرد را بهتر از دیگری دانست.
۸۹.

تحلیل نوگرایی در ساختار پوسترهای سوگواره عاشورایی ایران از سال 1384 تا 1401(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۸
همزمان با جنبش مدرنیته و آغاز نوگرایی در ایران تغییری در ساختار بیان روایی و بصری مضامین عاشورایی پدیدار گشت، به نحوی که هنرمندان سعی نمودند با ادغام سنت و مدرنیته این مفاهیم را در قالبی نو عرضه نمایند. پوستر به عنوان ابزاری سازگار با روح زمانه نقش مهمی در ارائه مفاهیم عاشورایی ایفا نمود. هدف از این پژوهش تحلیل و بررسی نوگرایی در ساختار پوسترهای سوگواره عاشورایی ایران می باشد. از این رو پرسشی که مطرح گردید، چگونگی تأثیر نوگرایی در تغییر ساختار بصری و روایی پوسترهای سوگواره عاشورایی است. برای دستیابی به پاسخ در این مقاله از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است و یافته های پژوهش بر پایه مطالعات اسنادی و منابع کتابخانه ای مورد مطالعه قرارگرفت. بدین منظور 22 پوستر به شیوه دسترس بودن از چهارده دوره پوسترهای سوگواره عاشورایی ایران از سال 1384 تا 1401 انتخاب گردیده و داده ها به صورت جدول دسته بندی و مورد تحلیل قرار گرفته شد. نتایج مطالعات حاکی از آن است که ساختار روایی و بصری سنتی که مبتنی بر تعدّد استفاده از شمایل و نمادها قرار داشته، تحت تأثیر مدرنیته و نوگرایی ساختاری ساده و انتزاعی پیدا کرده است. لذا به واسطه این تغییر، علاوه بر نوگرایی در پوسترها و ارتقاء سطح سواد بصری مخاطب، جهت گیری تاریخی-مذهبی عاشورا تبدیل به جهت گیری تاریخی مدرن گردیده است. همچنین در بعضی موارد این ساده سازی بیش از حد، باعث تجریدی شدن پوستر شده و جنبه زیبایی و فرمالیسم بر مفاهیم عاشورایی ارجحیت یافته است.
۹۰.

تقلید در نسخ مصور یهودی-ایرانی از نقاشی های ایرانی-اسلامی: مطالعه موردی اردشیرنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۵
نسخ مصور اردشیرنامه مبدأ تصویرگری یهودیان ایران بوده و انعکاسی زیبایی شناسانه از هنر دوره دوم صفوی است. هدف این مقاله، شناسایی و طبقه بندی انواع عناصر و نقوش تقلیدی به کاررفته در نگاره های اردشیرنامه می باشد. پرسش محوری آن است که عناصر تقلیدی در اردشیرنامه، در مقایسه با نسخ مصور ایرانی-اسلامی دوره صفوی، شامل چه مواردی هستند؟ این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و تطبیقی است. جامعه آماری شامل نگاره های دو نسخه خطی مصور از اردشیرنامه بوده که به روش هدفمند (مبتنی بر حضور عناصر تقلیدی) جهت انطباق با آثار نقاشی ایرانی-اسلامی دوره صفوی انتخاب شده اند. از آنجایی که سبک آثار تقلیدی مهم است انتخابِ زیرشاخه پاستیش از نوع تقلید در روش ژُنت به عنوان چارچوب نظری تحقیق، مناسب دیده می شود. نتایج نشان می دهد که نسخه های اردشیرنامه، تقلیدی آگاهانه و انتخابی را به نمایش گذاشته اند. نسخه اول اردشیرنامه گاهی متأثر از مکتب تبریز دوم و نسخه دوم تحت تأثیر قوی مکتب اصفهان بوده اند. این تقلید سبکی، به ویژه در استفاده از تکنیک های پیشرفته ای نظیر پرداز و اجرای دقیق تشعیرهای تذهیب گونه، مؤید آن است که نقاشان یهودی-ایرانی، علیرغم ممنوعیت تصویرسازی در دین خود، با اقتباس و تقلید از نقوش ایرانی-اسلامی، هویت بصری خاص خود را شکل داده اند.
۹۱.

کارکردهای جامعه شناختی اسطوره در رسانه های نوین از منظر ساختار دوگانه کلودلوی استروس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۶
اساطیر دارای قدمتی تاریخی هستند و همواره درس ها و تجربیاتی برای بشر به همراه داشته اند. این داستان ها معمولاً به شکل نمادین و به عنوان مظهر قهرمانان برای عموم اهمیت یافته اند. امروزه، با پیشرفت تکنولوژی، تداوم اساطیر به رسانه ها وابسته است. یکی از کارکردهای اساطیر در رسانه ها، جنبه جامعه شناختی آن هاست که از طریق تقابل های دوگانه ای که کلود لوی استروس مطرح کرده، به حل تعارض های زندگی در عصر معاصر می پردازد. این پژوهش با هدف بررسی تقابل های دوگانه ساختاری و کارکرد جامعه شناختی اسطوره بر اساس نظرات لوی استروس در رسانه های نوین انجام شده است. سوالات اصلی پژوهش عبارتند از: 1- عوامل مؤثر در شکل گیری کارکرد جامعه شناختی اسطوره در رسانه های نوین چیست؟ 2- چگونه اسطوره بر اساس ساختار دوگانه استروس در رسانه های نوین کارکرد جامعه شناسانه یافته است؟ این تحقیق به روش توصیفی - تحلیلی و بر اساس مطالعات کتابخانه ای انجام شده و آثار مورد بررسی به شیوه نمونه گیری غیرتصادفی انتخاب شده اند. نتایج نشان می دهد که بازنویسی و بازسازی اسطوره ها در رسانه های نوین می تواند به تقویت هویت فردی و جمعی و همچنین ارتباطات اجتماعی کمک کند. به همین دلیل، مطالعه و تحلیل کارکرد جامعه شناختی اسطوره در رسانه های نوین می تواند به درک بهتر نقش و تأثیر این اسطوره ها در جوامع مدرن یاری رساند. بر اساس آرای لوی استروس، اسطوره ها در رسانه های نوین نقشی مهم در شکل گیری و تقویت هویت و ارزش های فرهنگی جامعه ایفا می کنند و به عنوان منبع اصلی تأمین نیازهای جامعه به هویت و ارزش های فرهنگی عمل می کنند.
۹۲.

تحلیل آثار نقاشی ژان دوبوفه بر مبنای مؤلفه های اگزیستانسیالیسم سارتر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۷۹
مقدمه: اگزیستانسیالیسم یکی از مهمترین جریان های فلسفه غرب است که ژان پل سارتر با تمرکز بر هویت انسان، آزادی، تنهایی و اضطراب، نقشی محوری در توسعه آن ایفا کرده است. ایام ناامیدی پس از جنگ جهانی دوم، سال های تأثیرپذیری ویژه هنر و فلسفه از یکدیگر است. مطالعه آثار هنری خلق شده در این دوران بازتاب فلسفه را در هنر به نمایش می گذارد. افکار، اندیشه و کارهای سارتر و ژان دوبوفه حاصل سال های آمیخته با جنگ است و تأثیرپذیری هنر دوبوفه از فلسفه سارتر قابل بررسی و مطالعه است. پرسش اصلی این است: چگونه نقاشی های ژان دوبوفه را بر اساس فلسفه اگزیستانسیالی سارتر می توان مورد مطالعه قرارداد؟روش پژوهش: این تحقیق از نوع کیفی است و به روش توصیفی-تحلیلی و تطبیقی صورت گرفته، جمع آوری مطالب بر اساس منابع کتابخانه ای انجام شده است.یافته ها: مطالعه مؤلفه های اصلی اگزیستانسیالیسم مانند تقدم وجود بر ماهیت، مسئولیت فردی، بیهودگی جهان و تنهایی در نقاشی های دوبوفه نشان می دهد که این مفاهیم به طور گسترده ای در آثار او بازتاب یافته اند. دوبوفه یکی از نقاشان مهم پس از سال های جنگ جهانی دوم است که خودآموختگی را به قوانین آکادمیک هنر ترجیح داد.نتیجه گیری: دوبوفه با بهره گیری از فنون خاص خود، مفاهیم اگزیستانسیالیستی را به وضوح در آثارش بازتاب داده است و ارتباط نزدیکی میان فلسفه سارتر و نقاشی های او وجود دارد.
۹۳.

نقد کتاب «عکاسی معاصر ایران: تحول نگاه عکاسانه به واقعیت از 1357تا 1390»

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۹
کتاب عکاسی معاصر ایران : تحول نگاه عکاسانه به واقعیت نوشته آرام محمدی که ماحصل رساله دوره دکتری ایشان در رشته پژوهش هنر بوده است در سال 1401 یعنی کمتر از دو سال پس از دفاع ایشان از رساله، توسط انتشارات آبان در قطع رقعی و در 214 صفحه به چاپ رسیده است و شامل 154 تصویر است . از دیدگاه نگارنده، انتشار این کتاب یکی از رویدادهای بسیار مهم سال های اخیر عکاسی معاصر بوده است چرا که باب نقد و تحلیل به شکل مکتوب را گشوده است . اما سودمندیِ بیشترِ هر اثر پژوهشی و تحلیلی در گروی آن است که با موارد نقض و نقد روبرو شود تا چشم اندازی وسیع تر حاصل شود . در این متن ضمن اشاراتی به فرم و انسجام متن به ارزیابی اهدافِ مورد نظر محمدی در این کتاب و میزان موفقیت ایشان در دستیابی به آنها پرداخته خواهد شد . با توجه به قالبِ پژوهشیِ این اثر، بررسیِ نقاطِ ضعف ناشی از عدم تعریف واقعیت و فقدان چارچوب نظری و در ادامه سنجش استدلال های ایشان برای رسیدن به نتیجه مورد نظرشان نیز مورد توجه خواهند بود .
۹۴.

از چوپانان کویر تا آتابای: ملودی پردازی حسین علیزاده در موسیقی فیلم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۳
این مقاله بر پایه مطالعه دقیق فواصل ملودیک و هم چنین کارکرد موسیقی در ارتباط با تصویر، با روش توصیفی تحلیلی، گرایش ها و ویژگی های ملودی پردازی حسین علیزاده در آثار بلند سینمایی را تبیین می کند. خطوط ملودیک در آثار بلند سینمایی او، عموماً مجموعه ای از خصوصیات به کارگیری فواصل، آلتراسیون غیر مدولاسیونی درجات مد و تأکیدات تتراکوردی یا ترایکوردی در جملات را در برمی گیرد که منجر به ایجاد تشابهات ساختاری متمایز در ملودی پردازی او می شود. فواصل پرتکرار نیم پرده و تریتون در نگاه افقی و عمودی و همچنین آلتراسیون درجات مد در جهت برجسته سازی فاصله دوم کوچک، جزو گرایش ها شاخص علیزاده در ساخت خطوط ملودیک است. ایجاد حل یا گرایش نیم پرده ای درجه دوم به تنیک برگرفته از مد فریژین و به کارگیری فاصله نیم پرده ای، به ویژه در پایان بندی عبارات و جملات ملودیک، منجر به ایجاد اشتراکات نمایشی در سکانس های با مضمون مشابه می شود. فواصل دوم کوچک و تریتون نه تنها بین نت های متوالی ملودیک، بلکه گاهی به شکل متقاطع، غیر مجاور و بین خطوط مختلف به شکل عمودی نیز خودنمایی می کنند. این مقاله با تمرکز بر آثار سینمایی علیزاده، از فیلم چوپانان کویر تا آتابای در دو بخش به تحلیل ملودی پردازی و کارکرد آن می پردازد. در بخش نخست، با تمرکز بر عناصر ملودیک، تعلیقات آلتراسیونی و اهمیت فواصل مذکور در خطوط ملودیک بررسی می شود و در بخش دوم، به طور مختصر به مضامین مشابه و کارکرد نمایشی آن اشاره خواهد کرد.
۹۵.

جنبه های نمایشگری میدان توپخانه در دوران قاجار به عنوان صحنه نمایش با نظر به آرا هانا آرنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۶
میدان توپخانه ازجمله میدان های شهر تهران است که با کنشی نمادین توسط حکام قاجار هم زمان با توسعه کالبد شهر، شکل می گیرد. در این مسیر، میدان توپخانه به واسطه استقرار توپ هایی که نمادی از قدرت و اقتدار زمانه به شمار می روند به لحاظ کالبدی، میدانی سیاسی-نظامی تلقی می شود؛ این فضای وسیع به سرعت تبدیل به مکانی برای دیدن و دیده شدن می شود و کاربرد و کارکرد مکانِ میدان تغییر می کند و کاربردهایی همسان با صحنه نمایش پیدا می کند و در این مکان، مردم در نقش بازیگران و تماشاگران زندگی روزمره خود را دیگرگون به نمایش می گذارند. این روند مکانِ میدان را به مکانی برای نمایشگری اقتدار حکومت تبدیل می کند و معنایی فراتر از میدان پیدا می کند. در نظر هانا آرنت، میدان ، مکانِ مناسبی برای تعامل کنش های سیاسی-نمایشی انسان است. این عرصه در بسیاری از جوامع شرایط را برای آشکار شدن کنش های نمایشگری مهیا می سازد؛ به تعبیری هرگاه آرنت در حال سخن گفتن از سیاست است؛ او در حال بازسازی واقعیت ها و ویژگی های تئاتری انسان است. ازاین رو، در این پژوهش تلاش بر آن است که به روش توصیفی-تحلیلی به کنش های نمایشگری موجود در میدان توپخانه پرداخته شود و این نتیجه به دست آید که فعالیت های نمایشگری در میدان منجر به تبدیل آن به مکان ِ اجرا و در نهایت تغییر کاربری میدان می شود.
۹۶.

خوانش عرفانی نگاره پناه بردن مجنون به کعبه با استناد بر باب یقظه از منظر خواجه عبدالله انصاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۹
خمسه نظامی گنجوی یکی از آثار برجسته و تأثیرگذار در ادبیات ایران و جهان به شمار می رود که همواره مورد توجه بسیاری از علاقه مندان قرار گرفته است. از جمله نسخه های خطی مطرح برگرفته از این اثر، نسخه شماره AddMS25900 محفوظ در موزه بریتانیا است که جایگاه ویژه ای در مطالعات تاریخ هنر دارد، چرا که احتمالاً بهزاد در برخی نگاره های آن مشارکت داشته است. به جهت بررسی و مطالعه ارتباط پیدا و پنهان میان متون عرفانی و حکمی با نگارگری، از میان نسخ مختلف، خمسه و از میان نگاره های آن، نگاره «پناه بردن مجنون به کعبه» انتخاب شده است. ضرورت این تحقیق ارائه نمونه پژوهشی در یافتن دلالت های معنایی میان حالات و سکنات شخصیت ها، کتیبه های داخل نگاره، و متن «منازل السائرین» خواجه عبدالله انصاری به منظور گره گشایی پژوهشی به صورت علمی است. لذا هدف این پژوهش را می توان شناسایی ارتباط میان متن «منازل السائرین» خواجه با کلیّت داستان نگاره دانست. این مطالعه به صورت توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای (واقعی و مجازی) انجام شده که نگاره ای منتسب به بهزاد را به صورت غیرتصادفی انتخاب نموده و مورد بررسی قرار داده است. سوال اصلی پژوهش این است که «یقظه» به عنوان مرحله اول سلوک از منظر پیر هرات در نگاره چگونه بروز یافته است؟ نتیجه تحقیق حاکی از آن است که نگارگر جلوه های بصری شئونات یقظه از منظر پیر هرات را در قالب زبان اندام و حالات شخصیت ها در تصویر و کاتب در انتخاب اذکار برگرفته از قرآن کریم و احادیث نبی مکرم اسلام (ص) در بخش های مختلف نگاره به منصه ظهور گذاشته اند. در مجموع عبارات و اذکار مختلف در نگاره اشاره به غنیمت شمردن وقت، تأکید بر داوری روز قیامت، تأمل در پیامدهای گناهان، خطر انکار وعده های الهی و امید داشتن به بخشایش و گشایش درهای رحمت الهی داشته و در حالات و سکنات شخصیت ها توجه قلب به نعمت های بی شمار الهی، عاجز شدن از شمارش نعمت ها و اعتراف به قصور و ناسپاسی در شکر نعمت ها نمود دارد.
۹۷.

میدان دید به مثابه قلمروی قدرت؛ بازنمود سازوکارهای نظارت پلیسی در کلانشهر مدرن: نمونه موردی فیلم های روز شیطان (1373) و دست شیطان (1360)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۰۷
سینمای نظارت به عنوان یک مسیر مطالعاتی در حال گسترش در پژوهش های آکادمیک، با تکیه بر نظریات میشل فوکو، به بررسی زیباشناسی نظارت و منطق های جدید بازنمایی در سینما می پردازد. پژوهش حاضر با تمرکز بر دو فیلم روز شیطان (۱۳۷۳) و دست شیطان (۱۳۶۰) از سینمای ایران به بررسی بازنمود نظارت پلیسی و مکانیزم های کنترل در روایت این آثار می پردازد. برای این منظور در ابتدا، چهارچوب نظری گفتمان نظارت بر پایه اندیشه های فوکو و مفهوم پان اپتیکون تشریح شده و سپس رابطه میان مدیوم سینما و پدیده نظارت از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار می گیرد. سپس هر فیلم به طور جداگانه مورد مطالعه قرار می گیرند با تمرکز بر نحوه بازنمایی نظارت سراسربینانه، نقش فناوری های بصری، فضاهای کلانشهری و پیچیدگی های هویتی چالش برانگیز. یافته های پژوهش نشان می دهد که این دو اثر به عنوان نمونه هایی از سینمای نظارت، رابطه پیچیده میان فناوری، قدرت و هویت را در بستر سیاسی   اجتماعی به تصویر می کشند.
۹۸.

تحلیل تطبیقی تجسد حیوان در دیوارنگاره های غار لاسکو و فیلم گاو مهرجویی؛ با اتخاذ رویکرد تن محور موریس مرلوپونتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۴
نمود شاکله بدنی حیوانات، بر دیوارنگاره غارها و قدمت مصوّر ساختن آن ها پیش از هر ابژه یا سوژه دیگری، بیانگر رابطه پیچیده و بدنمندانه بشر نخستین با حیوانات است؛ که هنر آن را به شکلی بی واسطه بر ما پدیدار می سازد. در پدیدارشناسی مرلوپونتی، حیوانات نیز به منزله موجوداتی بدنمند، که می توانند دارای ادراکات حسی مشابه انسان باشند، مورد توجه قرار می گیرند. از سوی دیگر، سینما از جمله هنرهایی است که هنرمند برای خلق جهان خویش در آن، نیاز به کنش گری بدنمند دارد. بدن می تواند حامل بیشترین امکان برای معنایابی اثر هنرمندی باشد که خود دارای ادراکی بدنمند است. این تحقیق با اتکا به روش پدیدارشناسانه، تحلیلی تطبیقی از صورت بندی بدن ها در شاکله انسانی و حیوانی ارائه می دهد و در آن، نسبت بدنمندانه این دو را در زندگی انسان بدوی (غارنگاره ها) و در عصر حاضر (فیلم گاو) مورد کنکاش قرار می دهد. همچنین، از خلال جمع بندی مؤلفه های ادراک بدنمند، می توان هنر را که اساساً بنیانی بدنمند و تنانه دارد، مورد پردازش و تحلیل قرار داد. با بررسی نمونه های مورد بحث، استنباط می شود که موجودات بدنمند، به واسطه بهره گیری از ادراک حسی، دارای تأثیراتی متقابل و غیرقابل انکار بر یکدیگر هستند، و این موضوع بر فرآیند شکل گیری آثار هنرمندان از دیرباز تا کنون، نقشی بنیادین داشته است.
۹۹.

بررسی مفاهیم هویت و تبعیض از منظر اینترسکشنلیتی در شخصیت پردازیِ نمایشنامه عرق اثر لین ناتج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۱
اینترسکشنلیتی نظریه و رهیافتی عملی است که از یک­سو در مطالعات انتقادی نژاد و از سوی دیگر در مطالعات فمینیستی ریشه دارد و اکنون به‌طور گسترده در رشته‌های مختلف ازجمله تحلیل درام به کار گرفته می‌شود. این نظریه به ما یادآوری می‌کند که هویت افراد فقط از یک شاخصۀ هویتی ساخته نمی­شود، بلکه از مجموعه‌ای از عوامل مختلف نظیر جنسیت، نژاد و طبقۀ اجتماعی شکل می‌گیرد که گاهی تعامل و تأثیر­پذیری متقابل این عوامل می­تواند در جامعه­ای نابرابر به شکل‌گیری تبعیض­های اینترسکشنلی منجر شود که تجربه­ای منحصر­به­فرد به شمار می‏رود. اینترسکشنلیتی به­عنوان رویکردی در تحلیل درام لنزی برای درک بازنمایی شخصیت­ها با هویت­های چندگانه در میان تبعیض­های درهم­تنیده فراهم می­آورد. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش برآمده است که مفاهیم هویت و تبعیض اینترسکشنل در شخصیت­پردازی نمایشنامۀ عرق چگونه نمود می­یابد؟ یافته­های این پژوهش نشان می­دهد لین ­ناتج در نمایشنامۀ عرق با شخصیت‏پردازی اینترسکشنل و با برجسته ­کردن تعامل و تأثیر متقابل انواع تبعیض نظیر تبعیض‌های­ جنسیتی، نژادی و اقتصادی در بازنمایی هویت­های چندگانه کارگران جامعه­ای روبه‌زوال و تبعیض­های درهم­تنیده مرتبط با این هویت­ها کوشیده است، نیز نقش قدرت را­ در شکل­گیری این تبعیض­ها درون حوزه­های درهم­تنیده آن منعکس کرده است. تعیین زمینه­های اجتماعی با تمهیداتی نظیر ذکر اخبار و وقایع مستند که ارائه نابرابری اجتماعی را به شکلی رابطه­مند در جامعه­ای مشخص ممکن کرده از ویژگی­های دیگر این نمایشنامه پیچیده و عمیق است؛ نابرابری که نه ناشی از عاملی منفرد بلکه شکل‏گرفته از عواملی متعدد است. ضرورت عدالت اجتماعی نیز از طریق نشان­دادن پیامدهای نادیده‌انگاری شخصیت‌های حاشیه‌نشین به­ویژه در ارتباطِ دیگر شخصیت­ها با اسکار و عاقبت استن برجسته می­شود و همۀ این موارد از موضوعات محوری در نظریۀ اینترسکشنلیتی به شمار می‏رود.
۱۰۰.

مطالعه تحلیلیِ رئالیسمِ پسااستعماریِ برسازنده مفهوم سیاه باوریِ فرانتس فانون در نمایشنامه مویزی در آفتاب اثر لورن هنزبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۳
مطالعات پسااستعماری چتر واژه ای است برای مجموعه بزرگی از تلاش های محققانه ای که پژوهشگران در سراسر عالم انجام داده اند تا در حوزه های مختلف علوم انسانی به درکی درست از جهانِ استعمار و پس ازآن برسند. این رویکرد در نقد و نظریه ادبی شاید بیش از هر حوزه ای نمود و تأثیر داشته و در این پژوهش نیز سعی شده است بر اساس این رویکرد نشان داده شود که چگونه سه مفهوم مهم در نظریه سیاه باوری فرانتس فانون که از نظریه پردازان مهم مطالعات پسااستعماری است، یعنی بیگانگی استعماری، آگاهی مضاعف و خشونت استعماری در نمایشنامه مویزی در آفتاب ، اثر لورن هنزبری، نمایشنامه نویس سیاه پوست آمریکایی-آفریقایی، از دل نوعی رئالیسم پسااستعماری برساخته می شود. این پژوهشِ توصیفی-تاریخی، مبانی نظری خود را از آرای فانون برگرفته است و مورد مطالعاتی خود یعنی نمایشامه مویزی در آفتاب را بر مبنای مفاهیم بنیادی فانون تحلیل تماتیک می کند و بر این باور است که هنزبری، سنت ناتورالیستیِ حاکم بر ادبیات نمایش آمریکا در زمانه خود را به نفع نوعی سیاه باوریِ مبارزه جویانه پس می زند و این امر به مدد بهره جویی از نوعی رئالیسم پسااستعماری در فرم و تبیین بطنی مفاهیم سیاه باوری در ویژگی های تماتیک متن ممکن شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان