ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۱۳٬۱۰۴ مورد.
۲۱.

بازنمایی مفهوم مهاجرت در آثار هنرمندان معاصر ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۵
اگرچه مهاجرت پدیده جدیدی نیست، مطالعات حاکی از آن است که این امر از ابتدایی ترین دوره های تاریخ بشر آغار شده است. همراه با پیشرفت تکنولوژی و گستردگی ارتباطات، میل بشر برای جستجوی زندگی بهتر افزایش یافت. از آنجا که هنر، پیوست و ارتباط تنگاتنگی با مسائل اجتماعی دارد، توجه به این موضوع همواره مورد توجه هنرمندان معاصر بوده است. این مقاله بر آن است تا به پاسخگویی این پرسش که هنرمندان معاصر چگونه مسئله مهاجرت را به تصویر کشیده اند، برآید. در این میان با آثاری مواجه هستیم که هم توسط هنرمندان مقیم کشور و هم هنرمندان مهاجر خلق شده اند. مطالعه و مقایسه آثار خلق شده با مفهوم مهاجرت و همچنین چگونگی رویارویی این هنرمندان با مفهوم و مسئله مهاجرت و نحوه پرداخت شان به آن، از اهداف این پژوهش است. این هنرمندان سعی می کنند تا موقعیت و واقعیات تجربه شده را در چارچوب گسترده تر زمانی و مکانی به نمایش گذارند. تحلیل نشانه-های صریح و ضمنی تصاویر حاکی از آن است که اگر چه عواملی چون صنعتی شدن، جهانی شدن، تلاش و امید برای دست یابی به زندگی بهتر از دلایل عمده مهاجرت هستند، آدم ها عمدتا در تصاویر تنها، غمزده و دچار تردید، تصویر شده اند. در مقابل هنرمندان مهاجر این از هم گسیختگی را با ادغام هویت و دست و پا زدن در حفظ هویت مبدا و تلاش برای ارتباط با هویت جدید تصویر کرده اند. این پژوهش کیفی و روش تحقیق آن توصیفی-تحلیلی است. عکس ها و نقاشی های این مقاله با توجه به پرسش پژوهش و بر اساس نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند.
۲۲.

تحلیل تطبیقی نگارۀ ورود زلیخا و عزیز به مصر و استقبال از ایشان در نگارگری صفوی و گورکانی: مطالعه ای بر مبنای نظریه ترامتنیت ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۴۱
دوران صفوی و گورکانی از درخشان ترین دوره های اسلامی در ایران و هند به شمار آمده که با توجه به فرهنگ و زبان مشترک، تعامل و پیوند عمیقی در ادبیات و هنر داشته اند؛ لذا هنرمندان هندی تحت تأثیر و با اقتباس از هنر ایران دست به مصورسازی نسخ متعددی زده اند. هدف از این پژوهش خوانش روابط بینامتنی و بیش متنی نگاره های مرتبط با روایت ورود زلیخا و عزیز به مصر و استقبال از ایشان از منظومه یوسف و زلیخای هفت اورنگ جامی در دو نسخه صفوی و گورکانی، متعلق به موزه فریر و والترز بوده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و با رویکرد تطبیقی و روش توصیفی- تحلیلی است.داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و وبگاه های اینترنتی گردآوری شده اند. برای تحلیل داده ها، از رویکرد ترامتنیت ژنت استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که روابط بینامتنی میان نگاره ها به صورت صریح، پنهان و ضمنی وجود دارد. همچنین، اقتباس ها عمدتاً به شکل تراگونگی از نوع کاهش، افزایش و جایگزینی در قالب جایگشت نمود یافته اند. نگاره های صفوی و گورکانی، با وجود نظام نشانه ای یکسان، دارای روابط بینانشانه ای هستند که ریشه در پیوندهای عمیق بینافرهنگی و بینازمانی میان دو کشور دارد.
۲۳.

زبان بصری گیاهان: خوانش نقوش گیاهی در نگاره های شاهنامه ابراهیم سلطان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۰
شاهنامه ابراهیم سلطان، نسخه ای نفیس از شاهنامه فردوسی متعلق به مکتب نگارگری شیراز دوره تیموری است که در کتابخانه بادلیان دانشگاه آکسفورد نگهداری می شود. این نسخه که در فاصله سال های ۸۱۷ تا ۸۳۸ هجری قمری و به سفارش ابراهیم سلطان، فرزند شاهرخ تیموری تهیه شده، شامل ۴۶۸ برگ (۹۳۶ صفحه) و مجموعه ای از نگاره های زیبا و منحصربه فرد است. نگاره های این شاهنامه نشانی از گذار هنر نگارگری ایرانی از عناصر چینی به سوی واقع گرایی بیشتر و منظره پردازی ایرانی دارند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل زبان بصری عناصر گیاهی در پنج نگاره ی منتخب با عناوین «فردوسی و شعرای غزنه»، «پادشاهی ضحاک»، «پادشاهی منوچهر»، «دربار ابراهیم سلطان» و «شهبانو و بانوان» انجام شده است. پرسش اصلی آن است که نقوش گیاهی در این نگاره ها چه کارکردهای بصری و معنایی دارند و چگونه در ساختار ترکیب بندی اثر جای گرفته اند؟ این پژوهش با روش توصیفی–تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و تحلیل مستقیم نگاره ها صورت گرفته است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که گیاهان در نگارگری این نسخه صرفاً عناصر تزیینی نیستند، بلکه به مثابه عناصر معنابخش و الهام گرفته از طبیعت، سازمان دهنده ی فضا و تقویت کننده ی روایت بصری عمل می کنند.
۲۴.

تحلیل طراحی شخصیت های قهرمان در ده بازی دیجیتال برتر دنیا (بازی های نسل ۸ سوم شخص، شاخص سایت Game Spot)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۸
طراحی شخصیت قهرمان در بازی های دیجیتال یکی از مهم ترین عناصر موفقیت در تولید و جذب مخاطب به شمار می رود. در بازی های نسل هشتم، به ویژه با زاویه دید سوم شخص، شخصیت قهرمان به عنوان رابط اصلی میان بازیکن و جهان بازی عمل می کند. این شخصیت ها نقش کلیدی در روایت داستان، القای هیجان، ساخت هویت و ایجاد هم ذات پنداری دارند. با توجه به پیشرفت های گرافیکی، فنی و داستان پردازی در این نسل از بازی ها، طراحی شخصیت قهرمان نیز پیچیده تر و هدفمندتر شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل کاربردی ویژگی های طراحی شخصیت قهرمان در ده بازی دیجیتال برتر نسل هشتم، با تکیه بر فهرست ارائه شده توسط وب سایت معتبر Game Spot، انجام گرفته است. روش تحقیق این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی با رویکرد کاربردی است که داده های آن از طریق بررسی مستقیم بازی ها، تحلیل محتوای روایی، مطالعه منابع نظری، و تحلیل دیداری و ساختاری شخصیت ها گردآوری شده است. در این مطالعه، ابتدا مفاهیم بنیادی همچون چیستی شخصیت قهرمان، ویژگی های روایت در بازی های سوم شخص، و ساختار بازی های نسل هشتم تبیین شده است. سپس به تحلیل تطبیقی و ویژگی های کلیدی طراحی شخصیت قهرمان در بازی های منتخب پرداخته شده که شامل عناصر بصری (پوشش، فرم بدن، رنگ بندی)، پیش زمینه داستانی، ویژگی های روان شناختی، مهارت های فردی، و نحوه تعامل او با محیط و سایر شخصیتهاست. نتایج این بررسی نشان می دهد که بازی هایی که از طراحی شخصیت عمیق، متوازن و داستان محور بهره مند هستند، در ایجاد تجربه عاطفی مؤثرتر برای بازیکن موفق تر عمل می کنند. از سوی دیگر، این نوع طراحی، ضمن تقویت روایت، موجب حفظ درگیری ذهنی کاربر در طول بازی شده و در ارتقاء تجربه بازی نقش تعیین کننده ای دارد. مقاله حاضر می کوشد با ارائه چارچوبی تحلیلی از طراحی شخصیت در نمونه های موفق، الگویی قابل استفاده برای طراحان بازی، پژوهشگران حوزه رسانه های تعاملی و توسعه دهندگان روایت در بازی ارائه دهد.
۲۵.

سبک شناسی تذهیب نسخ خطی کتابت شده در دوره آل اینجو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۵
سبک شناسی تزیینات کتاب آرایی در نسخ خطی به شناخت سبک های مختلف هنری در تاریخ کتاب آرایی، شناسایی دیگر تولیدات و تشخیص آثار جعلی کمک می کند. یکی از انواع هنرهای کتاب آرایی، تذهیب است. نوشته حاضر با توجه به ضرورت شناخت سبک های مختلف تذهیب در تاریخ کتاب آرایی و با هدف شناسایی شاخصه های سبکی تذهیب نسخ خطی تولید شده در نیمه اول قرن هشتم ه.ق تحت حمایت حکومت آل اینجو، تنظیم شده است. سؤال پژوهش از این قرار است: شاخصه های اصلی فرمی، ساختاری و رنگ بندی در تذهیب های نسخ خطی متعلق به دوره آل اینجو کدام اند؟ در راستای پاسخ به سؤال پژوهش، 10 نسخه خطی تاریخ دار و مذهَّب از این دوره در پنج مرحله سبک شناسی شده اند. قاب های اصلی، قاب های فرعی، انواع نقوش و رنگ های به کار رفته شناسایی، دسته بندی و پرکاربردترین آ ن ها مشخص شد. در نهایت شاخصه های سبکی تذهیب در این نسخه ها اینگونه بدست آمد: کاربرد ترکیب بندی کتیبه قلمدانی مزدوج و شمسه در آغاز نسخه. کاربرد قاب گوشواره ها و نیم ترنج و تک گوشواره روبه روی کتیبه ها در حاشیه بیرونی. نقش گل نیلوفر و ترکیب بندی بوته ای آن. استفاده از قاب گره های هندسی به شکل مستقل بدون دخالت دیگر نقوش. استفاده از نقوش متوّج و پولکی در حاشیه قاب ها و به عنوان نقش تزیینی مستقل. همچنین طلایی رنگ غالب در این آثار است.
۲۶.

تحلیل پدیدارشناختی بازنمایی بدن های نابهنجار در نمایشنامه های خانه، زمستان 66، ماه عسل و دل سگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۳
ادبیات نمایشی ایران سرشار از شخصیت ها و روایت های گونه گونی است که موشکافی آن ها می تواند فهم ما را از تاریخ اندیشه معاصر ایران افزون کند. پدیدارشناسی بیماری که به بدن زیسته و بیولوژیک فرد در هنگام بیماری یا اختلال می پردازد، فرصتی است برای واکاوی تجربه ی زیسته ی افراد دارای بدن های نابهنجار به عنوان یک اقلیت اجتماعی. الیور ساکس این نابهنجاری ها را به سه دسته ی بدن های کاسته شده، زیادی شده و دگردیسی شده بخش می کند. در پژوهش پیش رو به مساله ی بازنمایی بدن بیمار در آثار برگزیده ای از ادبیات نمایشی ایران پرداخته شده و تجربه ی جسمانی شخصیت ها با اختلال های بدن آگاهی در مطالعات عصب شناختی مقایسه شده است. نگارندگان پس از بررسی متون نمایشی معاصر ایرانی، چهار نمایشنامه ی خانه ، زمستان 66 ، ماه عسل و دل سگ را برای بررسی حضور این سه دسته بدن برگزیدند. هدف این پژوهش کیفی که با روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از منابع اسنادی به انجام رسیده است، بازبینی شیوه های نمایش بدن نابهنجار در هنرهای نمایشی معاصر ایران و بررسی راهکارهای زدودن نگرش منفی نسبت به این بدن ها در آفرینش هنری است. گام های پدیدارشناسی بیماری و علایم تجربه ی اختلال در بدن مندی را در توصیفات شخصیت های نمایشنامه های مورد بحث می شود باز یافت. آشتی با بازنمایی بدن های بیمار و نابهنجار برپایه ی شناخت درست از اختلال های بدن آگاهی، می تواند یاری رسان هنرمندان برای خلق فرم های بدیع در نگارش نمایشنامه باشد.
۲۷.

بازاندیشی مفهوم گروتسک و کارکردهای انتقادی آن با رویکردی به آموزه های میخاییل باختین (مطالعه موردی: نمایشنامه «دیکته» اثر غلامحسین ساعدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۴
گروتسک مفهوم ادبی تأثیرگذار برای انتقال احساسات انسانی متضاد به مخاطب است که در درون آن، مؤلفه هایی همچون کمدی و تراژدی هم زمان، ناهماهنگی و نابهنجاری، اغراق، دگردیسی، اشمئزاز و تجاوز اجتماعی وجود دارد. یکی از مهم ترین نظریه پردازان این عرصه، میخائیل باختین است به طوری که پژوهش و بررسی مبحث گروتسک بدون توجه به نظریه و دیدگاه وی امری انکارناپذیر است. در ادبیات نمایشی ایران نیز مقوله گروتسک مورد استفاده تعداد اندکی از نویسندگان قرار گرفته است. غلامحسین ساعدی از زمره این نویسندگان است که در دهه چهل شمسی به نگارش نمایشنامه هایی با رویکرد انتقادی و اصلاح گرایانه در این وجه پرداخته است؛ به این سبب که نمایشنامه های گروتسک و انتقادی موفقی در غرب هم زمان با وضعیت متزلزل اجتماعی و سیاسی آن دوران ایران نگارش یافته بود همچنین مبحث طنز در نمایش ایران با عدم تأثیرگذاری بر مخاطب در پایین ترین سطح ارزش درام قرار گرفته بوده است. ازجمله آثار وی در این زمینه، نمایشنامه ای با عنوان دیکته می باشد. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و با ابتناء بر روش توصیفی-تحلیلی تلاش دارد زمینه های نظری و کارکردهای انتقادی گروتسک را در نمایشنامه دیکته غلامحسین ساعدی از منظر میخاییل باختین، مورد بررسی قرار دهد. بر اساس یافته های این پژوهش؛ مؤلفه های انتقادی گروتسک باختین در نمایشنامه دیکته غلامحسین ساعدی مخاطب را به تلاش برای اصلاح امور نابخردانه تشویق می کند.
۲۸.

بررسی وجوه نقالی مرشد ولی الله ترابی با توجه به فن بدن فراروزمره یوجینیو باربا و عناصر آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۰
نقالی از گونه هنرهای سنتی نمایش ایرانی است که با گوسان ها و قوالی آغاز و با ورود اسلام و ممنوعیت موسیقی به تقویت حرکات پرداخت. این هنر در بطن خود دارای ویژگی های مختلف ست که نیازمند شناخت و بررسی ست و نیز دارای قابلیت برای عرضه تعاملات بینافرهنگی اند که می توان با رویکردی انسان شناسانه آن ها را مورد بررسی قرار داده و قابل بهره برداری برای فعالان عرصه هنر اجرا کرد. از نظریه پردازانی که ذیل دستاوردهای علم انسان شناسی به نمایش های سنتی شرقی پرداخته، یوجینیو بارباست که الگوی وی می تواند راهنمای مناسبی برای بررسی وجوه نمایشی نقالی باشد. باربا پی به بدن فراروزمره، اصول پیش بیانگری و عناصر آن شامل؛ اصل تعادل، اصل تضاد و اصل ناپیوستگی پیوسته در بدن بازیگر شرق برد. این پژوهش سعی در بررسی این اصول در برخی حرکات و صدا در نقالی داشته تا بتوان به دریافت بهتری از حرکات و قراردادها در اجرا دست یافت. با این رویکرد به مطالعه توصیفی و تحلیلی نقالی مرشد ترابی پرداخته و نتیجه گرفتیم که : 1- این هنر به طور ذاتی این عناصر را در برخی حرکات ابداعی و قراردادی داراست. 2- اصل تضاد بیشترین عملکرد را در اجرای نقل و پس ازآن اصل تعادل فراروزمره و اصل ناپیوستگی پیوسته به ترتیب کارکردهای متفاوتی را در حرکات و صدا دارند. 3- این عناصر بیشتر از صدا در حرکات دیده می شوند. کلام آخر آنکه با نگاه دقیق تر به نقالی علاوه بر کوشش در جهت حفظ این هنر، می توان این نمایش سنتی را تحلیل و به اهل هنر بازشناساند و همچنین موجب آن شد تا نسل جوان با نگاه علمی تری با فنون نقالی آشنا و از آن بهره مند گردند. وازگان کلیدی: نقالی،تاتر سنتی،مرشد ولی الله ترابی، یوجینیو باربا،بدن فراروزمره.
۲۹.

واکاوی ظرفیت های نمایشی منظومه های نیما یوشیج با تکیه بر آرای ارسطو (مورد مطالعاتی؛ منظومه خانه سریویلی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۲
با تثبیت شعر نیمایی، قلمروی زبان و بیان هنر نمایش و به خصوص درام، تجدید حیات یافت.اقتباس از آثار ادبی جهت اجرا که در گستره مطالعات بیناگفتمانی دسته بندی شده است، در دهه های اخیر توجه عده زیادی از هنرمندان عرصه هنرهای نمایشی را به خود جلب کرده است. هدف اصلی این پژوهش، شناخت قابلیت های گفتمان شعر نیما و انتقال آن به گفتمان درام می باشد. این پژوهش از آن نظر حائز اهمیت و ضرورت است که رابطه ای جدید بین گفتمان شعر معاصر و هنر درام به وجود می آورد و برای هنرمندان تئاتر در ایران، ظرفیت ارزشمندی محسوب می شود. این پژوهش، منظومه خانه سریویلی از نیما یوشیج را به عنوان اثری واجد شرایط اقتباسی، مورد مطالعه قرار داده است تا دریابد که این اثر تا چه اندازه می تواند قابلیت اجرایی شدن را در خود داشته باشد. وجوه دراماتیک این اثر با تکیه بر نظریات ارسطو در باب درام، مورد مطالعه قرار گرفته است. ارسطو در فن شعر یا پوئتیک ، شش عنصر را در خلق تراژدی برمی شمارد که عبارت اند از افسانه مضمون (Plot)، گفتار، اندیشه، سیرت، منظره نمایش و آواز. این پژوهش، کیفی و به لحاظ ماهیت و روش، توصیفی و تحلیلی است؛ ضمن اینکه گردآوری داده ها، مبتنی بر فیش برداری کتابخانه ای و الکترونیکی است. یافته ها و نتایج حاصل از مطالعه و تحلیل منظومه مذکور، حاکی از آن است که این اثر دارای طرح داستانی، دیالوگ، اندیشه، کاراکتر و منظره نمایش می باشد. گرچه به این واسطه که این اثر یک نمایشنامه نیست، تشخیص برخی ویژگی های دراماتیک در آن با دشواری روبه رو بوده است ولیکن این منظومه، قابلیت اجرایی شدن و انتقال به گفتمان درام را در خود دارد و می توان با اقتباس از این منظومه، اثری ماندگار و درخور اجرای نمایشی، خلق کرد.
۳۰.

مطالعه جامعه شناختی تاثیرات شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی عصر مانویان بر هنر نقاشی مانوی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۸۰
مانویان با ارج نهادن بیان هنری، از هنر جهت ترویج تفکرات آیینی خویش بهره می بردند. از آنجایی که هنر می تواند بیانی از جامعه خویش باشد؛ در ﺍیﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ، سعی بر این ﺍﺳﺖ که ﺑﺮ ﭘﺎیه ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﻪ ﺟﺎی ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍز هنر و متون مانوی، با در نظر گرفتن نظریه بازتاب  ذیل رویکرد جامعه شناختی، به مطالعه آثار هنری مانوی و تأثیرات مؤلفه های   اجتماعی بر آثار و تبیین چگونگی نمود الگوهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در نقاشی این دوره پرداخته تا ﺑﻪ تحلیلی ﺟﺎﻣﻊ ﺗﺮ ﺍز فرهنگ تفکرات و اوضاع سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آن دورﺍن و جامعه مانوی دﺳﺖ یﺎفت. هدف از تحلیل نشانگان نگاره های مانوی، رسیدن به الگوهای بازتاب جامعه، در این نگاره هاست. از آنجایی که نقاشی مانوی  تأثیرگذار بر نگارگری ایرانی و اسلامی بوده است،  تبیین این الگو و شناخت آن روشنگر سیر نگارگری و عوامل مؤثر بر تحولات آن خواهد بود. این پژوهش، به شیوه تفسیر و تحلیل محتوایی با ماهیت کیفی به بررسی آثار مانوی، رخدادهای تاریخی و شرایط حاکم بر جامعه مانوی پرداخته، با روش استقرایی و مطالعه موردی آثار، با هدف بنیادین، به تبیین الگویی از نشانگان بازتاب جامعه در آنها می پردازد. جمع آوری اطلاعات در این پژوهش   به روش کتابخانه ای صورت گرفته است . در بیان نتایج این پژوهش می توان گفت در نقاشی مانوی، نمادها و نشانگان ایدئولوژی دینی  به زیبایی تبلور یافته اند. در برخی آثار، تقابل جامعه بازرگانان شهری و توده فقیر با جامعه اشرافی - که از دین درباری برای مشروعیت خویش بهره می برده اند - و تمایل این جامعه فکری به پیروی از طبقه بندی اجتماعی بر پایه دینداری و نیکویی، به جای ارج نهادن به طبقه بندی اجتماعی حکومتی ثروتمند؛ و به طور کلی نمودهای بازتاب تحولات این عصر پر آشوب، تقابل و جدل های فکری   حمایت های مالی و حکومتی و جهت گیری های فکری   در آثارهنری تصویری مانوی مشهود است .
۳۱.

ظرفیت های اخلاقی فیلم داستانی در پرورش مهارت های اخلاقی: درباره الی (1387) به مثابه نمونه ای از پداگوژیِ اخلاقی- سینمایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۷
مقاله حاضر به بررسی ظرفیت تربیتی سینمای روایی در پرورش مهارت های اخلاقی می پردازد و فیلم درباره الی (۱۳۸۷) ساخته اصغر فرهادی را به عنوان نمونه ای برجسته از پداگوژیِ اخلاقی سینمایی مورد مطالعه و تحلیل قرار می دهد. با تکیه بر رهیافت پرورشی نوئل کرول و تمایز میان معرفت گزاره ای و معرفت غیرگزاره ای، نشان داده می شود که فیلم های داستانیِ اخلاق محور می توانند، بی آنکه آموزه های اخلاقی را به صورت صریح القاء کنند، از مسیر تجربه روایی و عاطفی مهارت های اخلاقی را پرورش دهند. مبنای نظری مقاله این است که تجربه سینمایی می تواند معرفت غیرگزاره ایِ اخلاقی فراهم آورد؛ معرفتی که از راه مواجهه با موقعیت ها و تمرین قضاوت در آن ها حاصل می شود. تحلیل در سه سطح درهم تنیده صورت می گیرد: ابهام و تأخیر در افشای اطلاعات روایی، پویایی شخصیت ها در قالب آنچه چرخه فضیلت نامیده می شود، و کارکرد عناصر فرمی فیلم نظیر میزانسن، فیلم برداری، صدا، و تدوین. نخست، ساختار پنهان کارانه و به تعویق انداختن گره گشایی مخاطب را در وضع وحالِ عدم قطعیت معرفتی قرار می دهد که او را به مشارکت فعال در استنتاج شواهد و صدور احکام اخلاقی موقّت وادار می سازد. این خلأ معرفتی زمینه تمرین مهارت هایی چون پرسشگریِ روایی، تحمل عدم قطعیت، و بازاندیشیِ مستمر در داوری ها را برای تماشاگر فراهم می آورد. دوم، از خلال ترکیب شخصیت های متضاد و نمایش طیفی از منش های اخلاقی—از دروغ حفاظتی تا قضاوت شتاب زده و اخلاق گرایی اقتدارطلبانه—فیلم مخاطب را به مقایسه انتقادی و پالایش مفاهیم فضیلت و رذیلت فرامی خواند. این چرخه فضیلت به تماشاگر امکان می دهد تا ظرافت اخلاقی، همدلی نقادانه، و درک زمینه مند از فضایل را تمرین کند. سوم، عناصر فرمی فیلم به عنوان سازوکارهایی اخلاقاً فعال عمل می کنند: میزانسن موقعیت های اخلاقی را تجسم می بخشد، فیلم برداری دیدگاه پذیری و فروتنی معرفتی را می آموزد، صدا زمینه عاطفی و سکوت تأملی را شکل می دهد، و تدوین ریتم تعمق اخلاقی را تنظیم می کند. ترکیب این سه سطح نشان می دهد که فیلم داستانی قادر است هم معرفت گزاره ای و هم معرفت غیرگزاره ای را توأمان عرضه کند و از این رهگذر مهارت هایی عملی و پراگماتیک در داوری اخلاقی پرورده شود. درنهایت، مقاله می کوشد نشان دهد که درباره الی نمونه ای از پداگوژیِ اخلاقی سینمایی است که، به جای آموزش مستقیمِ اصول اخلاقی، شرایطی فراهم می آورد تا تماشاگر خود به کنشگرِ قضاوت و بازاندیشی بدل شود و بدین ترتیب حساسیت همدلانه، تشخیص اخلاقی زمینه مند، و فروتنی معرفتی را در مخاطبان تقویت کند و بپرورد.
۳۲.

بازآفرینی هنر نگارگری ایرانی در منظر شهری و نقش سرمایه فرهنگی شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۲۲۳
مقدمه: منظر شهری که مشتمل بر چشم اندازی با ویژگی های کالبدی، عملکردی و فرهنگی- معنایی است، بستر مناسبی برای بازنمایی هنر شهری و به نظر، واجد کارکردی مهم در بازآفرینی نگارگری ایرانی خواهد بود. این نوشتار بر آن است که با هدف بررسی این کارکرد جدید، بدین پرسش پاسخ دهد که چه رابطه ای بین سرمایه فرهنگی شهروندان و کارکرد بازآفرینی هنر سنتی نگارگری در منظر شهر از دیدگاه آنان وجود دارد؟روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و گردآوری داده ها به دو روش پیمایش الکترونیک و با استفاده از پرسش نامه برخط بوده و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار Spss 27 در سطح معناداری ۰۵/۰استفاده شد.یافته ها: بررسی رابطه همبستگی متغیرهای سرمایه فرهنگی شهروندان و کارکرد بازآفرینی نگارگری در منظر شهر، نشان می دهد بین رشته تحصیلی شهروندان و علاقه آنان به هنر، رابطه معناداری وجود دارد.نتیجه گیری: تحلیل یافته ها نشان می دهد همسو با نظریات بوردیو، شهروندانی که از علاقه و آگاهی بیشتری نسبت به هنر برخوردار بودند و در واقع توانش فرهنگی بالاتری داشتند، معتقد بودند منظر شهر بستر مناسبی برای احیا و بازآفرینی هنر نگارگری ایرانی است. به ویژه در ادراک منظر شهری چه در قالب ویژگی های کالبدی و عملکردی و چه در قالب ویژگی های فرهنگی- معنایی و از دید شهروندان معاصر، منظر شهر می تواند کارکرد جدیدی در پاسداشت هویت ملی و هنرهای سنتی جامعه داشته باشد. در واقع افزایش آگاهی مخاطبین معاصر با ارتقای ویژگی های کالبدی، عملکردی و فرهنگی- معنایی منظر شهری راهکار مهمی در حفظ و احیای هنر سنتی نگارگری است.
۳۳.

آیکونوگرافی و خوانش پرندگان اساطیری در لوگوی پیام رسان ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۲۳۲
مقدمه: نقوش اساطیری در طراحی لوگوهای پیام رسان ها به دلیل وجود تجارب مشترک میان جوامع مختلف، می توانند در تسهیل تعامل و درک بهتر کاربران مؤثر باشند. یکی از این نقوش، استفاده از تصویر پرندگان است که در طراحی لوگوهای پیام رسان ها به چشم می خورد. این پژوهش به دنبال یافتن پاسخ به دو سؤال اصلی است: ۱. چه ارزش های نمادینی در آیکونوگرافی پرندگان اساطیری در لوگوها دیده می شود؟ ۲. چرا از تصاویر پرندگان اساطیری در طراحی این لوگوها استفاده شده است؟ هدف این مطالعه، بررسی آیکون های موجود در لوگوهای شش پیام رسان به نام های هدهد، سروش، درنا، توییتر، کوبی و بت است.روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است و جمع آوری اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای صورت گرفته است. در این تحقیق با استفاده از روش نمونه گیری هدف دار، آیکون پرنده در شش لوگو انتخاب شده و تجزیه و تحلیل داده ها با روش کیفی و آیکونوگرافی پانوفسکی انجام گرفته است.یافته ها: آیکونوگرافی پرندگان اساطیری در طراحی لوگو می تواند ارزش های نمادین متنوعی را نمایان سازد که به فرهنگ هر برند و شرکت وابسته است. پرندگان اساطیری معمولاً نماد آزادی، ارتباط، سرعت و کارآمدی، و ارتباط با دنیای روحانی در اساطیر مختلف جهان هستند. این نمادها با توجه به معنا و ارزشی که انتقال می دهند، در طراحی لوگوها به کار رفته اند.نتیجه گیری: تحلیل شش لوگو نشان می دهد که اگرچه هر کدام از نظر آیکونوگرافیک ویژگی های خاص خود را دارند، اما تفاوت های بصری چندانی با هم ندارند و بیشتر نشانه های جانبی به متمایز ساختن آن ها کمک می کند. با این حال، همه این لوگوها پیامی مشترک را به نمایش می گذارند که درک جهانی از آن را تسهیل می کند. به طور کلی، استفاده از پرندگان اساطیری در لوگوها، ارزش های نمادینی چون پیام آوری، روشنایی، اعتماد و پیوند با هویت فرهنگی را منتقل کرده و ارتباط عاطفی میان برند و مخاطب را تقویت می کند.
۳۴.

نقد فرمالیستی و نشانه شناسانه اثر مدیریت زمان از الکساندر گورلیزکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۲۰۲
الکساندر گورلیزکی از جمله هنرمندان اروپایی است که در سال های اخیر با تأثیر از نگارگری هند، دست به خلق آثار متعددی زده است. مدیریت زمان یکی از نقاشی های فیگوراتیو این هنرمند بریتانیایی است که به لحاظ فرمی و نشانه های به کار رفته در آن، به نظر می رسد بیانگر فضای ذهنی هنرمند می باشد و قابلیت هایی برای نقد و مطالعه بیشتر را دارا است. جهت گردآوری اطلاعات دراین پژوهش ازمصاحبه شخصی نگارنده با الکساندرگورلیزکی، منابع کتابخانه ای، منابع معتبر اینترنتی و همچنین مقالات چاپ شده در نشریات علمی پژوهشی استفاده شده است. این پژوهش از نظر شیوه پردازش اطلاعات پژوهشی، توصیفی-تحلیلی است و در جهت پاسخ دادن به این پرسش صورت گرفته است که در اثر مدیریت زمان به عنوان یک نظام نشانه ای، هرکدام از عناصر تصویری به طور مستقل و در ارتباط با یکدیگر بر چه چیزی دلالت دارند؟ همچنین در اثر مدیریت زمان ساختار و فرم اثر چه ارتباطاتی را می تواند با این نظام نشانه ای داشته باشد؟ اثر مدیریت زمان از میان آثار نقاشی فیگوراتیو گورلیزکی که از سال 2014 تا 2015 میلادی در نمایشگاهی با عنوان ما یکی هستیم در گالری اریک موشه به نمایش گذاشته شده اند، به این منظور انتخاب شده است که به خوبی نمایانگر سبک شخصی هنرمند در نقاشی های فیگوراتیو او است.  
۳۵.

شناسایی مؤلفه های پرورش ذهنیت کارآفرینانه در آموزش دانشجویان طراحی با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۷
ذهنیت کارآفرینی، مجموعه ای از نگرش ها و مهارت هایی است که افراد را قادر می سازد که به طور مداوم فرصت های جدید را شناسایی کرده، ایده های نوآورانه را تولید کنند و کسب وکارهای پایدار را ایجاد نمایند. این نگرش برای موفقیت در عرصه کارآفرینی ضروری بوده و افراد را برای مواجهه با پیچیدگی های آن آماده می سازد. تفکر طراحی و کارآفرینی، فرآیندهای مکمل یکدیگر هستند و ذهنیت کارآفرینی می تواند دانشجویان طراحی را قادر سازد پس از فارغ التحصیلی، فرصت های تجاری را دنبال کنند. پرورش این ذهنیت در محیط های آموزشی، به ویژه برای طراحان از اهمیت بالایی برخوردار است و می تواند فراتر از انتقال دانش فنی، باعث توسعه قابلیت های نرم شود. ازاین رو سؤال اصلی این پژوهش در رابطه با شناسایی مؤلفه های پرورش ذهنیت کارآفرینانه در دانشجویان طراحی است پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش، از نوع سنتزی است. با استفاده از روش فراترکیب و تحلیل نظام مند مطالعات مرتبط، پنج مؤلفه اصلی برای پرورش این ذهنیت شناسایی شد. این پژوهش با ارائه یک چارچوب مفهومی نشان داد که پرورش ذهنیت کارآفرینانه در طراحان، فرآیندی تک بعدی و محدود به ارائه مهارت های کارآفرینی نیست؛ بلکه تحول در مسیر رشد و تکاملی چندبعدی است. همچنین درک عمیقی از ادبیات موجود درباره عناصر این ذهنیت در دانشجویان طراحی را ارائه می نماید که می تواند راهبردی عملیاتی برای بازنگری در برنامه های درسی و توانمندسازی نسل جدید طراحان کارآفرین در ایران فراهم کند.
۳۶.

مطالعۀ ساختار تخیل در نقاشی های علی اکبر صادقی از دیدگاه ژیلبر دوران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۴۳
تخیل فرآیندی است ذهنی متأثر از ویژگی های شخصی انسان و اطلاعات دریافتی پیرامون او؛ محصول آن تشکیل تصاویر در ذهن است که با خلق آثار ادبی و هنری به ظهور می رسد. برای مطالعه تخیل، حوزه های مختلفی وجود دارد؛ از میان آن ها، روش ساختاری ژیلبر دوران که روشی علمی و بر مبنای ساختار انسان شناسیِ قوه تخیل است انتخاب گردید. روش ژیلبر دوران مبتنی بر بازیابی قطب های تخیلی و پیدا کردن رابطه آن ها است. مبنای ارزش گذاری او ترس از مرگ، گذر زمان و واکنش انسان در برابر آن است. این مقاله در نظر دارد به نقاشی های علی اکبر صادقی بپردازد و به این پرسش پاسخ دهد که چگونه می توان جدال بین مرگ و جاودانگی در آثار وی را در ساختار تخیل ژیلبر دوران مورد خوانش قرار داد؟ دوران تخیلات را به دو منظومه روزانه و شبانه تقسیم بندی می کند. منظومه روزانه ساختاری قهرمانی دارد با چهار زیرساختار، منظومه شبانه که واکنشی جبرانی است، دو ساختار دارد که هریک دارای چهار زیرساختار هستند. با توجه به هدف شناخت ساختار تخیل دوران در آثار صادقی به تحلیل سه اثر از مجموعه نقاشی افسانه و ریاضی پرداخته شده؛ واکنش های قهرمانی و جبرانی در مقابل مرگ و ترس ناشی از آن مورد مطالعه قرار گرفته است. این پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر روش تحقیق کیفی است. یافته های تحقیق، نشان می دهدکه نقاشی های صادقی در هردو منظومه روزانه و شبانه تخیل قرار می گیرند؛ و از بین این دو، گرایش آن ها به منظومه شبانه تخیل بیشتر است. از بین هشت ساختار شبانه دو ساختار درک چرخه ای از تاریخ بشریت و پیشرفت در آینده که زیرمجموعه ساختار ترکیبی هستند حضور بیشتری دارند.
۳۷.

نقشه طراحی و کاربرد تناسبات در کتیبهکوفی محراب مسجد و قدمگاه توران پشت یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲ تعداد دانلود : ۲۴۴
مقدمه: مسجد و قدمگاه توران پشت، دارای محرابی سنگی است که اکنون در گالری فریر آمریکا نگهداری می شود. این محراب سنگی، دارای کتیبه هایی به خط کوفی و ثلث است. با توجه به تاریخی که در این محراب سنگی نوشته شده، این اثر متعلق به سال (۵۴۹ ه .ق) و دوره سلجوقی است. می توان گفت که دوره سلجوقی یکی از دوره هایی است که تنوع طراحی و توجه به جزییات در کتیبه های کوفی به اوج شکوفایی رسید. کتیبه کوفی این محراب سنگی، شامل آیات (۱۷) تا (۱۹) سوره آل عمران است. سؤال پژوهش پیش رو این است که نقشه طراحی و کاربرد تناسبات در این کتیبه کوفی چگونه است؟ این پژوهش با هدف یافتن نقشه طراحی به تحلیل تناسبات و اصول طراحی در کتیبه کوفی محراب سنگی مسجد و قدمگاه توران پشت می پردازد.روش پژوهش: این پژوهش به بررسی اصول طراحی و سیستم های تناسبات حاکم بر کتیبه کوفی محراب سنگی دوره سلجوقی (۵۴۹ ه.ق/۱۱۵۴ م) در مسجد و قدمگاه توران پشت یزد می پردازد. با استفاده از روش های کیفی و تاریخی-تحلیلی، یک نقشه طراحی ساختاریافته مبتنی بر واحدهای تناسبی (۱/۴۴ و ۱/۵۶) شناسایی شد که چیدمان، فرم حروف و نقوش گیاهی کتیبه را نظام مند می کند.یافته ها: در طراحی یا اجرای کتیبه کوفی محراب مسجد و قدمگاه توران پشت هنرمند کتیبه نگار از نقشه طراحی بر پایه تناسبات استفاده کرده است. که این موضوع بر بکارگیری ویژگی های بصری آن نیز تاثیر گذار بوده است.نتیجه گیری: تحلیل های پژوهش نشان می دهد که کتیبه کوفی محراب سنگی مسجد و قدمگاه توران پشت دارای نقشه طراحی است و این نقشه طراحی با توجه به تناسبات پایه ای  و  شکل گرفته است. براساس این تناسبات، خطوط راهنمای اصلی، خطوط راهنمای میانی و جدول بندی ها این کتیبه کوفی به صورت قاعده مند و با توجه به تناسبات پایه ای به اجرا در آمده است. طراحی و اتصالات حروف نیز براساس این نقشه طراحی صورت گرفته و هیچ کلمه ای خارج از این نقشه، طراحی نشده است.
۳۸.

تجلّی زمان اسطوره ای در آثار منتخب بهرام بیضایی ( مرگ یزدگرد، افرا و هشتمین سفر سندباد) با تکیه بر آراء ارنست کاسیرر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۳
در میان آراء و نظرات ارنست کاسیرر، «زمان اسطوره ای» از جایگاه ممتازی برخوردار است لیکن نحوه به کارگیری آن در آثار ادبی - نمایشی از بغرنج ترین امور بوده به گونه ای که کمتر اثری را می توان یافت که توانسته باشد آن را به طور کامل تجلی بخشیده باشد. بهرام بیضائی از معدود نمایشنامه نویسانی است که به این توفیق دست یافته و همین امر را می توان یکی از دلایل توفیق این دسته از آثار وی دانست. شناخت ترفندها و چگونگی به کارگیری زمان اسطوره ای توسط بیضائی در آثار منتخبش، هدف این مقاله بوده تا نمونه هایی مناسب جهت الگوگیری و نحوه به کارگیری زمان اسطوره ای در آثار نمایشی ارائه نماید. روش تحقیق بکار برده شده توصیفی   تحلیلی بوده و داده های موردنیاز از طریق اسناد کتابخانه ای و منابع معتبر اینترنتی به دست آمده است. مقاله ضمن ارائه آراء کاسیرر به عنوان چارچوب نظری، نمایشنامه های افرا ، مرگ یزدگرد و هشتمین سفر سندبادِ بهرام بیضایی را برای یافتن چگونگی تجلی دادن زمان اسطوره ای کاویده است. نتایج نشان می دهد که بیضائی از طریق «کیفی و ذهنی» کردن زمان، «رویداد محوری» و نیز حذف «زمان خطی» و «دایره»ای کردن آن، موفق شده زمان آثارش را اسطوره ای کند و به آراء کاسیرر نزدیک شود.
۳۹.

تحلیل واقعیت افزوده فضایی (ویدئو مپینگ) به عنوان ابزاری نوآورانه جهت حفظ و بازنمایی میراث فرهنگی و بناهای تاریخی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۷
هنر دیجیتال به هنری اطلاق می شود که توسط رایانه در چارچوب قواعد دیجیتال تهیه شده و در سیستم های چند رسانه ای دیجیتالی قابلیت نمایش داشته باشد. چند رسانه ای نیز روشی است برای انتقال اطلاعات از طریق در کنار هم قرار دادن چند رسانه که این رسانه ها شامل انواع عکس، متن، موسیقی، گرافیک، پویانمایی، ویدئو و رسانه های تعاملی هستند که برای ارائه ی یک پیام با هدفی خاص استفاده می شوند. نمونه ای از انواع این رسانه ها واقعیت افزوده فضایی یا همان ویدئومپینگ است. با توجه به پیشرفت چشمگیر این رسانه نوین، یادگیری و شناخت ویژگی های گرافیکی این تکنولوژی به عنوان یکی از انواع مهم چندرسانه ای ها به منظور انتقال محتوا و تحت تأثیر قرار دادن مخاطب حائز اهمیت است. از مهم ترین کاربردهای این رسانه بازنمایی و احیای بناها و بافت های تاریخی و همچنین پیوند مخاطب با بناهای فراموش شده می باشد. پرسش این است که ویژگی های گرافیکی ویدئومپینگ چیست؟ و استفاده از واقعیت افزوده فضایی چگونه می تواند در حفظ بازنمایی آثار تاریخی و فرهنگی مفید باشد؟ روش تحقیق در این پژوهش به صورت توصیفی– تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای– الکترونیکی با ترجمه مقالات و منابع از سایت های معتبر خارجی می باشد. بر همین اساس هدف از این پژوهش دست یافتن به اطلاعات مفیدی درباره ی این تکنولوژی و همچنین بررسی چند نمونه اجرای شاخص روی بناها و بافت های تاریخی مهم است. چنین به نظر می رسد که استفاده از این تکنولوژی می تواند نگرشی جدید و نو به بناهای تاریخی آثار فرهنگی داشته باشد. همچنین کاربرد این روش در معرفی بافت ها و بناهای تاریخی، باعث ایجاد جذابیت های مختلفی از منظر علمی و فرهنگی و گردشگری می شود. در حقیقت این امر، بدون انجام مداخله فنی و هزینه های مرمتی و با رعایت اصول حفاظتی، به معرفی ارزش های هنری و معماری و جلب گروه های مختلف دانشجویان و محققان، گردشگران و بازدیدکنندگان منجر می شود.
۴۰.

واکاوی نسبت میان سیاست استتیک ژک رانسیر و تئاتر پست دراماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸۲ تعداد دانلود : ۱۶۰۷
ژک رانسیر با به چالش کشیدن نظام های سلسله مراتبی در هنر و سیاست، منطق پارادوکسیکال مبتنی بر اجماع و توزیع امر محسوس را رد می کند. او با تأکید بر منطق رژیم استتیک و با به میان آوردن مفهوم عدم اجماع، اختلال، و بازتوزیع امر محسوس، هنجارها و پیش فرض های زیربنایی نظام سلسله مراتبی بازنمایی را به پرسش می کشد. رویکرد رانسیر با رد رژیم بازنمایانه و رژیم اخلاقی تصاویر و تأکید بر رژیم استتیک، پیوند نزدیکی با فرم اجرایی تئاتر پست دراماتیک دارد و می توان ویژگی های تئاتر و اجرای پست دراماتیک را همسو با بازتوزیع امر محسوس دانست. شاید رانسیر در نوشته های خود بیشتر به فرم های دیگر هنری پرداخته باشد اما رابطه میان مخاطب و اثر هنری که در تئاتر و اجرا از اهمیت بسیاری برخوردار است، در نوشته های او در باب استتیک شأن محوری دارد. به باور رانسیر با جای دادن تماشاگر در صحنه اجرا و با از میان برداشتن شکاف صحنه و تماشاگر و رهایی از دراماتورژی تحمیق گر بازنمایانه، رؤیت پذیری و کنش مندی تماشاگر اجراگر امکان پذیر می شود. تعیین حدود امور رؤیت پذیر و رؤیت ناپذیر، شنود پذیر و شنودنا پذیر، تصورپذیر و تصورناپذیر، امکان پذیر و امکان ناپذیر وجه اشتراک مهم «استتیک» و «سیاست» از منظر رانسیر است و او با تحلیل این اشتراکات، پیوند ذاتی میان این دو موضوع را آشکار می کند. هدف از انجام پژوهش حاضر برقراری نسبتی میان سیاست استتیک ژک رانسیر و تئاتر و اجرای پست دراماتیک است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که به رغم اینکه رانسیر در تأملات خود به ندرت به طور مشخص به تئاتر معاصر می پردازد، آرای او در تئاتر و اجرا متضمن قسمی انحراف رادیکال از دراماتورژی سنتی است و تئاتر را به عنوان نوعی تجربه زنده، تعاملی، پویا و چندوجهی در اولویت قرار می دهد و به نظر می رسد این دیدگاه همسو با فرم اجرایی تئاتر پست دراماتیک است، اصطلاحی که هانس-تیس لمان در دهه 1990 میلادی آن را به نحوی نظام مند تبیین کرد اگرچه دشوار می توان آپاراتوس مفهومی مشخصی را به آن نسبت داد. مؤلفه ها و اسلوب های تئاتر پست دراماتیک مانند رد سلسله مراتب ها، برهم زدن هنجارهای مرسوم، محوکردن مرزهای اجرا، تمرکز حسی و تجربی بر بدن پدیداری، تکثر معنا در مخاطب-اجراگر و اختلال در منطق بازنمایانه را می توان هم راستا با مفهوم بازتوزیع امر محسوس مطرح شده از جانب رانسیر قلمداد کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان