فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۶۰۱ تا ۸٬۶۲۰ مورد از کل ۳۰٬۷۴۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
محیط مسکونی به عنوان یکی از نیازهای اساسی انسان، باید از دو جنبه کالبدی و معنوی، یعنی پاسخ به استانداردهای کمی و ارتقای سطح کیفی زندگی، پاسخ گوی کاربرانش باشد. رضایتمندی سکونتی نشانگر کیفیت زندگی ساکنان و مفهومی چندوجهی می باشد که مطابق پژوهش های انجام شده، بر سلامت روانی افراد تاثیرگذار می باشد. از سوی دیگر با گسترش روان شناسی مثبت گرا، احساس نشاط و شادی به عنوان یک از جنبه های رضایتمندی معرفی شده است. محدودیت های ساخت و ساز در دوران معاصر، برخی جوانب کیفی مورد نیاز ساکنان را مورد غفلت قرار داده است. از جمله تامین فضای باز مورد نیاز؛ پژوهش ها نشان می دهد که این عامل می تواند موجب نارضایتی و تاثیر منفی بر سلامت روان کودکان ساکن در مجتمع های مسکونی شود. بنابراین پژوهش حاضر با موردپژوهی و با هدف شناسایی و رتبه بندی عوامل تاثیرگذار بر رضایتمندی و احساس نشاط کودکان در فضای باز مجتمع های مسکونی انجام شده است. برای دستیابی به این هدف، پس از توزیع پرسشنامه های طراحی شده بین کاربران نمونه مورد مطالعه، با انجام آزمون تحلیل عاملی اکتشافی در نرم افزار SPSS24، عوامل موثر بر رضایتمندی کودکان از فضای باز مجتمع های مسکونی شناسایی شد. سپس به کمک نرم افزار Expert Choice و به روش تحلیل سلسله مراتبی AHP، این عوامل اولویت بندی شدند. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که برای کودکان، مهم ترین عامل در رضایتمندی، حضور مداوم و تعاملات با گروه همسالان در کنار انجام فعالیت های مورد نظرشان می باشد. برای دستیابی به بهترین نتیجه در این راستا، مظابق بررسی ها، توجه به خوانایی محیط، توانایی ها و رعایت مقیاس انسانی در ارتباط با کودکان دارای اهمیت می باشد.
نشانه شناسی مجسمه های میادین شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مجسمه سازی نوعی آفرینش هنری است که اندیشه و عقاید گوناگون معماران مرز و بوم خود را به ببنندگان القا می کند. خاستگاه این ایده ها به فرهنگ و ایدئولوژی مردمان آن سرزمین بر می گردد؛ از این رو، برای دست یابی به این مفاهیم عمیق فرهنگی، باید به رمزگشایی مجسمه های نمادین پرداخت؛ لذا، برای معنادار کردن مضامین این تندیس ها ناگریز، باید از علم نشانه شناسی بهره برد؛ چرا که به واسطه این علم، می توان به رمزگان های فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تندیس ها پی برد. این پژوهش درصدد است به روش توصیفی تحلیلی و به صورت کتاب خانه ای، به نشانه شناسی مجسمه های میادین رشت بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد: تندیس ها به طور اتفاقی خلق نشده اند؛ بلکه ریشه در اساطیر و فرهنگ و هنر مردم گیلان زمین دارند. از جمله این مجسمه ها، می توان به مجسمه های اسب- ماهی، زن دست فروش، مجسمه میرزا کوچک و ... اشاره کرد. این مجسمه ها بیانگر عقاید متعالی و روشن اساطیری، تاریخی، فرهنگی و آداب و رسوم مردم گیلان هستند.
مقایسه گونه های درختی بومی فضای سبز شهر زابل در راستای کاهش آسیب ریزگردها با استفاده از تکنیک AHP
حوزههای تخصصی:
با بروز بحران های زیست محیطی در شهرها، سالم سازی محیط های شهری، حفظ محیط زیست و توجه به فضای سبز شهری اهمیت زیادی پیدا کرده است؛ بنابراین گسترش گونه های درختی بومی در فضای سبز شهری می تواند نقش مؤثری در ایجاد پایداری زیستی شهرها ایفا نماید. این مطالعه با هدف مقایسه گونه های درختی بومی در فضای سبز شهر زابل در راستای کاهش آسیب ریزگردها انجام شد. در این پژوهش با استفاده از اطلاعات آماری سال 1397 و در قالب پرسشنامه با جامعه آماری کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی شهر زابل با روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) به مقایسه زوجی شاخص ها و معیارها پرداخته شد. معیارهای اصلی شامل بیوکلیمای شهری، آب، خاک، سازگاری با اقلیم، چشم انداز و طول عمر و گزینه های تحقیق گونه های درختان بومی منطقه شامل اکالیپتوس، عرعر، زیتون تلخ، زبان گنجشک، بید و گز بود. نتایج نشان داد از دیدگاه کارشناسان، معیار سازگاری با اقلیم با وزن 216/0 بیشترین اولویت را به نسبت سایر معیارها نشان داد. این معیار از مهم ترین فاکتورهای تأثیرگذار در انتخاب گونه های گیاهی برای کاهش آسیب ریزگردها است. نتایج حاصل از بکارگیری AHP بیانگر ارجحیت بالای درختان اکالیپتوس و گز به ترتیب با وزن 214/0 و 213/0 نسبت به دیگر درختان بومی منطقه بود؛ بنابراین با کاشت درختان بومی منطقه به ویژه اکالیپتوس و گز می توان آلودگی ناشی از ریزگردها را به سطح چشمگیری کاهش داد.
مدیریت جلوگیری از تخلفات ساختمانی در کلان شهر تهران نمونه موردی منطقه 12 شهرداری تهران
حوزههای تخصصی:
کلان شهر تهران با مشکلات زیادی در زمینه مدیریت شهری روبرو می باشد که حل وفصل ریشه ای آن ها نیازمند کار کارشناسی و بر پایه مبانی علمی می باشد. یکی از این مشکلات موضوع تخلفات ساختمانی و نحوه کنترل و جلوگیری از آن می باشد. در طی سالیان متمادی و تجربه های گوناگون مدیریتی در شهر تهران، با زوایای دید مختلفی به این موضوع پرداخته شده و تدابیر گوناگونی در مواجهه با آن به کار گرفته شده است؛ اما همچنان شهر تهران با این معضل اصلی که بر منظر و نمای شهری تأثیر مستقیم گذاشته و در بسیاری از موارد ناقض حقوق شهروندی سایر شهروندان شهر می باشد دست به گریبان است. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سؤالات است که آیا تخلفات ساختمانی در نتیجه نگاه درآمدزایی به آن و عدم توجه به اجرای ضوابط و مقررات تعیین شده در طرح های شهری می باشد؟ آیا عدم وجود مدیریت یکپارچه شهری باعث بروز تخلفات ساختمانی گردیده است؟ تحقیق حاضر به شیوه توصیفی انجام شد و دیدگاه افراد مورد ارزیابی قرار گرفت، جامعه آماری شامل کلیه مدیران، کارکنان و کارشناسان شهرداری در منطقه 12 تهران می باشد که تعداد آن ها 190 نفر است نمونه گیری به صورت تصادفی ساده از لیست ارائه شده از سوی سازمان می باشد. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان 123 نفر می باشد. روش گردآوری اطلاعات در قسمت ادبیات پژوهش به صورت کتابخانه ای و فیش برداری است و در قسمت نظرسنجی به صورت میدانی است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته می باشد به منظور اندازه گیری قابلیت اعتماد، از روش آلفای کرونباخ و با استفاده نرمافزار Spss انجام گردیده است. برای تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از نمونهها، از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است و با توجه به روش و هدف پژوهش از آزمون t تک متغیره و فریدمن برای آزمون فرضیه ها استفاده شد. نتایج نهایی نشان داد عدم وجود مدیریت یکپارچه شهری، عدم توجه به قوانین و مقررات ساختمانی و درآمدزایی از عوامل مؤثر بر تخلفات ساختمانی می باشند.
تحولات منظر شهری همدان در دوره پهلوی اول؛ تأثیر خیابان های نفوذی بر مرکز شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال شانزدهم اسفند ۱۳۹۸ شماره ۸۱
5 - 14
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: شهر همدان با سابقه تاریخی پیش از اسلام، تا دوره پهلوی اول از منظر سنتی غنی برخوردار بود. «کارل فریش»، مهندس آلمانی، با ایده احداث خیابان های نفوذی تغییری بزرگ در منظر شهری همدان ایجاد کرد. احداث میدانی وسیع در تقاطع شش خیابان نفوذی با فواصل مساوی، پدیدآورنده نقطه عطفی مؤثر در منظر شهری همدان بود. این طرح که به تقلید از جریان معماری و شهرسازی قرن 19 شهرهای اروپایی به عنوان نماد اقتدار و تجدد ساخته شد، شبیه یک چرخ دنده صنعتی بود که از میان بافت تاریخی، مرکز و بازار همدان می گذشت. مداخله کارل فریش به لحاظ شکلی با آنچه از گذشته در منظر شهر همدان تداوم داشت هماهنگ نبود؛ حجم ساخت وساز نیز به اندازه ای بود که در نگاه کلی به نقشه شهر به نظر می رسید سیمای شهری همدان به صورت اساسی دگرگون شده باشد. هدف: این پژوهش با مبنا قراردادن رویکرد سیستمی در تحلیل منظر شهری، تأثیر احداث خیابان های نفوذی، به مثابه یک اقدام اقتداگرایانه از طرف مدیریت شهری بر منظر شهری همدان را در دوره پهلوی اول تحلیل می کند. روش تحقیق: پژوهش حاضر یک مطالعه تاریخی-تحلیلی است که با استنباط از داده های سازمان فضایی، به تفسیر منظر شهری همدان خواهد پرداخت. نتایج پژوهش: تغییرات گسترده سیمای شهر در دوره پهلوی اول از طریق احداث خیابان های نفوذی در شهرهای بزرگ همچون تهران، مشهد و رشت این نظریه را تقویت می کند که تغییر ساختار شهر می تواند به تحول منظر شهری بیانجامد. اما این اقدام در همدان غیر از تغییرات کالبدی در معماری خیابان و ایجاد نظام دسترسی جدید، تغییر جدی در منظر شهر ایجاد نکرده و دلیل اصلی این عدم تغییر، تداوم تشخص مرکز بعد از مداخلات گسترده است.
بررسی نقش عناصر شهری در شکل گیری نقشه های شناختی کودکان (نمونه موردی کودکان 7 تا 10 سال شهر رشت)
حوزههای تخصصی:
از دهه 1960 میلادی تا کنون، در پژوهش های منظر شهری سیر تحولی از رویکردهای عینی تا ذهنی- ادراکی دیده می شود که وجه اشتراک همه این مطالعات تصویر ذهنی و نقشه شناختی است که در محیط شهری متاثر از مولفه های حسی و تجربیات شخصی است. هدف پژوهش حاضر، شناخت مولفه هایی است که منجر به ارتقاء کیفیت محیط در راستای توانمندسازی اجتماعی کودکان می شود. این پژوهش از ﻧﻮع کمی ﺑﻮده و ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری مدارس دبستان و پیش دبستان ﺷﻬﺮ رشت است. از اﺑﺰار نقشه های شناختی ﺟﻬﺖ ﺟﻤﻊآوری اﻃﻼﻋﺎت ﻣیﺪاﻧی مورد اﺳﺘﻔﺎده قرار خواهد گرفت. فاصله به عنوان متغیر تاثیرگذار مورد آزمون قرار گرفت و مشاهده شد هرچه فاصله عناصر محیط شهری از نقاط مقصد کودکان بیشتر می شود میزان تاثیر آن در ذهن کودکان جهت مسیریابی کاهش می یابد. حاصل مطالعه بر روی یافته ها، این است که ابعاد، نوع کاربری، فرم، رنگ، میزان ارتباط کاربری ها با نیازهای کودکان و فاصله از نقاط مقصد کودکان به عنوان مهمترین عوامل موثر در ثبت موقعیت عناصر بافت شهری در ذهن کودکان می باشد و می تواند در برنامه ریزی و طراحی شهری به منظور تامین هدف اصلی پژوهش لحاظ شود.
طراحی مجتمع تفریحی فرهنگی شهر قلعه گنج با محوریت بهره گیری از فرهنگ و مصالح بومی*
حوزههای تخصصی:
انسان همواره برای زندگی نیازمند سازگاری و همگرایی با طبیعت بوده است. ارتباط دوسویه انسان و محیط طبیعی و بهرهبرداری از آن، دانشهای شگرفی از جمله دانش گیاه مردمشناسی را در سرزمین ایران پدید آورد که نیازهای انسانی را برآورده ساخته و تکنولوژی جدید را نیز به چالش کشیده است. یکی از این دانشهای منحصربه فرد دانش تولید سرمایش و سازههای بومی در حوزه فرهنگی هلیل رود است که با بعضی مناطق هم جوار به خصوص حوزه بلوچستان و هرمزگان به دلیل ویژگیهای همسان اقلیمی و فرهنگی، مشابهتهای فراوانی دارد. حوزه فرهنگی هلیلرود در اقلیم گرم و خشک ایران واقع شده و دارای تابستانهای طولانی است که گاه تا حدود 8 ماه از سال را در بر میگیرد. به همین دلیل بدون اندیشه و دانش سرمایش زندگی و اقامت در این منطقه تقریباً غیرممکن بود. در پژوهش پیش رو دانش تولید سرمایش در حوزه فرهنگی هلیلرود به بحث گذاشته است و سازههایی چون، کاوار، آدوربند، یَختِکن و بُنبلوک مورد بررسی قرار گرفتند. مصالح آدوربند بیشتر گیاهی و از درخت نخل، گز و آدور است، اما یختکن سرایی است که در استفاده از گز و آدور با آدوربند مشترک است اما بر خلاف آدوربند برای بنای پی و دیوارههای آن از گل و خشت خام استفاده میشود. بر خلاف این سازهها، بن بلوک بدون داشتن پی و دیواره تنها در فضای باز و برای بهره بردن از شوباد بنا میگردد. همه این سازهها در جغرافیای گسترده حوزه هلیلرود، مکران و هرمزگان مورد استفاده بوده است. این سازهها با مواد اولیه طبیعی دانش پیشتولید بسیاری از تولیدات صنعتی و معماری مدرن امروزی از جمله کولرهای آبی و سازههای سبک هستند. ازاین رو هدف اصلی مقاله شناخت سازوکارهای ساکنان حوزه فرهنگی هلیلرود برای تولید سرمایش و بررسی سازههای معماری سنتی در این حوزه است. پرسش اصلی این است که چه سازههایی مبتنی بر محیط و اقلیم منطقه در تولید سرمایش پدید آمدند؟ در تحقیق پیش رو دادههای پژوهش با مشاهده، مطالعات میدانی، مصاحبه و ابزار کتابخانهای فراهم آمده و با روش توصیفی و تحلیلی به بحث گذاشته شدهاند. مهم ترین یافته پژوهش این است که سازههایی چون کاوار، آدوربند، یختکن و بنبلوک در وهله اول دارای کارکرد سرمایشی هستند و جهت نیاز به تولید سرمایش بنا شدهاند و مواد اولیه آنها مبتنی بر دانش گیاه مردمشناسی در این حوزه است و بیش ترین قابلیت را برای مقابله با فصل گرما دارد. در وهله دوم این سازهها جهت نگهداری مواد غذایی و فاسدشدنی در فصل گرما به کار میرفتند.
تحلیلِ تطبیقی جایگاه نوشتار در کنش زیباشناختی سای تومبلی و فریدون آو بر اساس آرای دریدا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق می کوشد تا جایگاه زیباشناختی نوشتار را با محوریت تقابل "نوشته/تصویر" در آثار دوره های مختلف کاری سای تومبلی و فریدون آو روشن کند. مسئله اصلی آن، چیستی جایگاه نوشتار بر اساس چگونگی رابطه تصویر و متن در کنش زیباشناختی هنرمندان انتخابی است. روش تحقیق، تحلیلی- تطبیقی است. هدف پژوهش، خوانش، تطبیق و توازی سازیِ تقابل های دوگانه دریدایی با محوریت تقابل گفتار و نوشتار در آثار دو هنرمند است تا مبنایی برای خوانش و البته مقایسه سبک فردی هر دو فراهم شود. مفاهیم طبقه بندی شده به هم مرتبطی چون؛ نوشتار و گفتار، حضور/غیاب: نگاه و لمس، سابژکتیل و رد ضربه قلمی، از میان آرای دریدا انتخاب شده اند. مطالعه شباهت های اجرا و محصول کنش زیباشناختی سای تومبلی و آو بر اساس آرای دریدا نشان می دهد هر دو نوشتار را به حالت خط خطی های عصبی و خطوط در هم تنیده، اثرگذاری و رد ضربه قلم، بسترسازی پشتیبان، خط زدن خودانگیخته نوشته های خودآگاه و کاربرد خط زدن به منزله "رد" و مانعی در برابر بازنمایی، به کار می گیرند. با وجود این، تمایزهای ظریفی در این تمایل و استفاده از مؤلفه های فرهنگی، اسطوره ها و آیین های مختلف بین گرایش های دو هنرمند وجود دارند. نتیجه اینکه فرم بیان آثار هر دو هنرمند با گذر از سلسله مراتب تصویر و نوشته و تکیه بر جنبه رد ضربه قلمیِ نوشتار، آن را به منزله فرآیند دلالت پذیری، بازی حضور و غیاب و مرزهای تصمیم ناپذیر تقابل های نقاشی/طراحی به کار می گیرد. هر دو بر اساس کارکرد استتیکی نوشتار و با حرکات خودانگیخته دست و لامسه ای کردن شیوه خلق آثار هنری، با نسبت های متفاوتی از هنرهای صرف بصری فاصله گرفته اند.
نووارگی اجتماعی در تعامل دوسویه شهروندی و فضای هیبریدی شهرهای قرن بیست ویکم، نمونه موردمطالعه: شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه درک کامل شهر، نیازمند حرکت از میان جهان واقعی به دنیای مجازی و برعکس است. فضای شهری، بستری است که روابط اجتماعی و حیات مدنی در آن جریان می یابد. تکنولوژی به عنوان جزء جدایی ناپذیر از زندگی، شهرها را تحت تأثیر تغییراتی بنیادین و کارکردی قرار داده و به نوعی ویژگی نوین آنها در قرن بیست ویکم شناخته می شود. این دگرگونی ها، دو فضایی شدن زندگی و به تبع، شهروندانی با استحاله رفتاری را در پی داشته است. به بیان دیگر فضای شهری هیبریدی، شهروندی با عملکرد دوگانه واقعی-مجازی را خلق کرده است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، کیفی و از نظر هدف، کاربردی است. جمع آوری داده ها علاوه بر مطالعات میدانی و اسنادی، از طریق پرسشنامه آنلاین به صورت تصادفی ساده صورت گرفته است. ازآنجاکه جامعه موردمطالعه نامحدود بوده، تعداد نمونه بر اساس فرمول کوهن 559 تعیین که جهت اطمینان بیشتر 660 پرسشنامه آنلاین از 22 منطقه شهر تهران تکمیل شده است. روایی پرسشنامه از طریق پرسشنامه آزمون به تعداد 35 عدد و پایایی با آلفای کرونباخ سنجیده شده است. تحلیل یافته ها نشان می دهد که همبستگی و رابطه معنادار و متقابلی میان متغیرهای پژوهش شامل روابط اجتماعی، کالبد شهر و شهروندان وجود دارد و از برآیند این تعاملات فضای هیبریدی در تهران به عنوان نماد شهر قرن بیست ویکمی خلق شده و فناوری نقش تسهیلگر ارتباطی را در این بین بازی می کند؛ این تعاملات هر روز بیش از روز قبل تقویت شده و نووارگی اجتماعی در حال شکل گیری است.
نقش آموزش در توسعه کارآفرینی صنایع دستی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال پانزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۳
148 - 163
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در پی شناسایی و بررسی شیوه های آموزش و توسعه کارآفرینی در صنایع دستی است. روش این پژوهش بر اساس ماهیت توصیفی-پیمایشی است و در زمره پژوهش های کاربردی قرار می گیرد. در تجزیه و تحلیل داده ها، از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش 250 نفر از کارشناسان سازمانمیراثفرهنگی، صنایع دستیوگردشگری هستند که از طریق توزیع پرسشنامه، داده های اولیه جمع آوری گردید و در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. به منظور آزمون فرضیات، از آزمونt تک نمونه و جهت مشخص کردن نرمال یا غیر نرمال بودن مؤلفه های پژوهش، از آزمون کولموگروف–اسمیرنوف استفاده شد. در پایان نیز به منظور اولویت بندی مؤلفه های پژوهش، از آزمون فریدمن استفاده گردید. یافته های تحقیق نشان داد که بین شیوه های مختلف آموزش و توسعه کارآفرینی در صنایع دستی، ارتباط معناداری وجود دارد. همچنین، آموزش از طریق تمرکز بر سرمایه گذاری در آموزش صنایع دستی در مراکز رشد، پارک های صنعتی و فنّاوری از نظر اهمیت با میانگین رتبه ۳۵/۳ در اولویت اول قرار گرفت و آموزش از طریق تربیت مربی کارآفرینی به منظور آموزش شیوه های نوین با میانگین رتبه ۴۷/۲ و آموزش از طریق تبیین رشته های هنری مرتبط با کارآفرینی صنایع دستی در مقاطع مختلف تحصیلی با میانگین رتبه ۲۵/۲ در اولویت های بعدی قرار گرفتند و آموزش از طریق ایجاد کارگاه های آموزشی مبانی کارآفرینی حوزه صنایع دستی و گردشگری زیر نظر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نیز با میانگین رتبه ۹۳/۱ از درجه اهمیت پایین تری برخوردار بود. بنابراین، نتایج حاکی از اهمیت تکیه بر شیوه های نوین آموزش کارآفرینی از طریق مراکز رشد، پارک های صنعتی و فنّاوری به منظور توسعه کارآفرینی در صنایع دستی بود.
عوامل پایداری هویتی مرکز شهر خرم آباد با تاکید بر قلعه فلک الافلاک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال پانزدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۵
291 - 318
حوزههای تخصصی:
شهر مفهومی جامع و متشکل از جنبه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، تاریخی و محیطی است. این ابعاد در ارتباط متقابل با یکدیگر، ویژگی ها و هویت خاصی را به شهرها می دهند که عاملی برای شناسایی شهر محسوب می شود. شهر خرم آباد، مرکز استان لرستان، با پیشینه با ارزش تاریخی و فرهنگی و قرارگیری بر بستری از عوامل و شرایط محیطی مساعد، دارای هویت منحصر به فردی است. قرارگیری این شهر در دره ای قیفی شکل با جهت شمالی – جنوبی در قلب رشته کوه های زاگرس (محاط میان رشته کوه ها) و در میان منابع آبی غنی ( رودخانه و چشمه )، ویژگی های خاصی را به این شهر و به ویژه محدوده مرکزی آن داده است. نگاهی به جغرافیای طبیعی شهر خرم آباد نشان گر این نکته است که عامل امنیتی در شکل گیری آن دارای نقش مهمی بوده و هسته اولیه این شهر به صورت ارگانیک و در مجاورت قلعه فلک الافلاک شکل گرفته است . این ویژگی ها به همراه موقعیت ارتباطی این شهر (واقع شدن در مسیر ارتباطی شمال به جنوب کشور) تاثیر به سزایی در جهت گیری توسعه کالبدی آن داشته است. بنابراین پیدایش و تکوین این شهر به طور عمده متاثر از ویژگی های طبیعی ، تاریخی و نیز موقعیت استراتژیک این شهر بوده است.
نمودهای تشیع در قزوین با تاکید بر منابع تاریخی مصور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال پانزدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۵
319 - 346
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی است و اطلاعات و تصاویر آن به روش کتابخانه ای و مجازی جمع آوری شده، تعدادی از نگاره های نسخ خطی مکتب قزوین با مضمون شیعی مربوط به دوره ی صفوی معرفی شده اند. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر این است که قصه های برگرفته از قرآن، وقایع و آموزه های اسلام و تشیع، که به شکلی صریح یا نمادین بیانگر حقیقت و حقانیت تشیع هستند، شاکله ی اصلی این نگاره ها را می سازند و مضامین و مفاهیم کانونی و مهم تشیع مانند حق جانشینی و امامت حضرت علی (ع) به انتخاب خداوند، عصمت امامان شیعه، باور به کرامات و معجزات امامان، باور به شفاعت امامان و بیان شأن و جایگاه قدسی ائمه، در نگاره های این نسخه ها بازنمایی شده اند.هنرمندان به وجود آورنده، این آثار با اجتناب از روش واقع گرایانه و با به کارگیری نشانه ها، نمادها و تمهیدات تجسمی و تصویری، توانسته اند باورها، روایت ها و مفاهیم رمزی و معنوی را در قالب تصویر به تجسم درآورند و نگاره های شیعی را از نگاره های مذهبی متمایز سازند. همچنین شمایل و چهره ی شخصیت های مقدس شیعه را به شکلی نمادین و با عناصر تزیینی خاص به تصویر کشیده و بر جایگاه بی بدیل و قدسی ایشان تأکید نمایند و مخاطب را به شناخت وجه معنوی و کمال باطنی ایشان هدایت کنند.
بازشناسی دروازه های شهر شیراز (نمونه موردی: دوره زندیه)
حوزههای تخصصی:
شاپورهفت دست فیل پا یا زحل؟ (خوانش آیکونوگرافیک نقش مایه ای از اسکندرنامه نقالی1273-74ﻫ.ق.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسکندرنامه نقالی، آخرین روایت منثور زندگی اسکندر بوده که در عصر صفوی نگارش و در دوران قاجار به شیوه چاپ سنگی، چاپ و تصویرگری شده است. توصیف جهان گشایی ها و فتوحات مافوق تصورِ اسکندر که با نفوذ به ایران و تأثیرپذیری از منابع گوناگون در هاله ای از خرافات و افسانه ها پوشانده می شود، ماهیت التقاطی و در عین حال منحصر به فردی را نشان داده که از تغییر و استحاله آن در گذر زمان خبر می دهد. به این ترتیب، بررسی یکی از آخرین تحریرهای این داستان مربوط به عصر صفوی که به دلایل گوناگون به عنوان یکی از محبوب ترین داستان های عامیانه دوران قاجار بارها تجدید چاپ شده، می تواند اطلاعات ارزنده ای در خصوص دو بازه زمانی خلق و بازنشر و تصویرسازی آن به شیوه چاپ سنگی، ارائه کند. در نخستین و یکی از نفیس ترین چاپ های اسکندرنامه های نقالی به تاریخ 74-1273 ﻫ.ق.، پدیده دگرریخت شده ای از منظر اسطوره شناسی به تصویر کشیده شده که به دلیل داشتنِ هفت دست و پاهای فیل مانند، شاپورِ هفت دست فیل پا خوانده شده است. چنین فردی که با توجه به متن، ارتباطی با شاپور ساسانی ندارد، در هیچ یک از اسکندرنامه های پیشین دیده نمی شود. از این رو، این مقاله در جستجوی یافتن پرسش های زیر است: 1. اسلاف اسطوره ای، ادبی و تصویریِ شاپور هفت دست فیل پا چه هستند؟ 2. تغییر شکل و ماهیتِ این پدیده دگرریخت شده در طول زمان، به چه صورت بوده است؟ از این رو، هدف از این پژوهش، توصیف، تحلیل و تفسیرِ چنین نقش مایه ای در نسخه چاپ سنگی اسکندرنامه نقالی مذکور به تاریخ 74-1273 ﻫ.ق. و سایر اسکندرنامه های نقالی، شناسایی شده است. داده های این پژوهشِ توصیفی و تحلیلی، به شیوه کتابخانه ای و اسنادی جمع آوری شده و با استفاده از رویکرد آیکونوگرافی پانوفسکی، بررسی شده اند. نتایج حاصل از این پژوهش، علاوه بر ریشه یابی مضمونی و تصویری نگاره مورد بحث، به تطبیق و بررسی سیر دگرریختی نقش مایه های مرتبط و مشابه آن در طول زمان می پردازند. استفاده از بازنمود زحل در آیکونوگرافی ستاره بینانه ایرانی-اسلامی به منظور خلق شخصیت فوق توسط منوچهرخان حکیم، مهم ترین نتیجه این پژوهش به شمار می رود.
مطالعه تطبیقی عکس های مردم نگارانه آنتوان سوریوگین و نصراله کسرائیان از منظر پسااستعماری
حوزههای تخصصی:
پیوند تنگاتنگ میان عکاسی با علم انسان شناسی و فرآیند مدرنیته، امری انکارناپذیر است. دوربین عکاسی درعصر پوزیتیویست قرن نوزدهم ظهور کرد. عصری که در آن انسان شناسان در پی نظریه تطورگرایی و ظهور قدرت های استعماری، برای ثبت عینی و واقع گرایانه مردمان جوامع شرقی، نیاز به ابزاری مناسب داشتند. با ورود زودهنگام دوربین عکاسی به ایران، آنتوان خان سوریوگین در زمان قاجار و نصراله کسرائیان در دوران پس از انقلاب اسلامی به مستندنگاری از مردم پرداختند. با مطالعه تطبیقی عکس های مردم نگارانه این دو عکاس، با رویکردی انسان شناسانه و از دو منظر متفاوت، گفتمان شرق شناسی و بومی گرایی، این پرسش مطرح گردید که این گفتمان ها چگونه در آثار این عکاسان بازنمایی می شوند. برای پاسخ به این پرسش، از روش توصیفی و تحلیل تطبیقی بهره گرفته ودریافتیم که هر دو عکاس در روند ثبت تصویر دارای شباهت ها و تفاوت هایی هستند که در تقابل با فرهنگ اروپایی که در نگاه بیرونی خودش نسبت به پدیده ها داشت، مطرح می شوند. ما این نگاه را تحت عنوان اگزوتیسم می شناسیم. بدین معنا که ما با افزودن ایسم به آخر این واژه، آن را از حوزه گفتار عادی جدا و به حیطه ی گفتمانی انتقال می دهیم و ادعا می کنیم که اگزوتیسم نه یک مفهوم، بلکه یک جریان فرهنگی و نوعی شیوه نگاه هست که گفتمان هایی را به همراه دارد.
تزیینات معماری در حوضخانه خانه دُخانچی شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ششم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۷
87 - 94
حوزههای تخصصی:
خانه دخانچی یکی از خانه های اعیانی شیراز در دوره قاجار بوده است. از ویژگی های بارز این خانه وجود حوضخانه است. حوضخانه فضایی با کاربری متنوع در معماری ایران است. در حوضخانه خانه دخانچی نمونه هایی ک منظیر از تزیینات کاشی کاری و نقاشی روی سقف دیده می شود. بررسی این ویژگی های تزیینی و مقایسه آ نها با سایر تزیینات موجود در این خانه موضوع اصلی مقاله پیش روست. بدین منظور شیوه اجرایی تزیینات و شناخت نقشمایه ها و رن گها و ه مچنین موقعیت مکانی آ نها در حوضخانه و خانه دُخانچی شیراز مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت هاست. این پژوهش به شیوه توصیفی - تحلیلی و براساس مشاهدات میدانی و کتابخانه ای انجام شده است. براساس یافته های این تحقیق در خانه دخانچی تزیینات کاشی کاری، گچ بری، معرق و نقاشی از نظر دقت درشیوه اجرا با یکدیگر هماهنگ هستند. با وجود ای نکه نقوش کاشی کاری دیوارهای حیاط و حوضخانه شامل انواع انسانی، گیاهی، جانوری و مناظر طبیعی می شود، نقوش به کاررفته بر سق فها تنها نقوش گیاهی گل و مرغ و مناظر طبیعی اروپایی است. علت این موضوع را م یتوان در شیوه ساخت سقف های گر هچینی آلت و لقط یافت که قاب بند یهایی کوچک برای ترسیم نقوش ساخته است. قاب های کاشی هف ترنگ، روایتگر داستان های مذهبی، تاریخی و نمادین است که در آ نها تلفیق اصول هنرهای تصویری شرق و غرب را می توان دید.
باز زنده سازی در تقابل دو رویکرد جایگزینی اقشار اجتماعی و ماندگاری ساکنین (مطالعه موردی: محله اوچدکان اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال سیزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۸
81 - 92
حوزههای تخصصی:
ترک ساکنین بومی و اصلی محله های تاریخی و قدیمی شهر و جایگزینی مهاجرین با سطح درآمد پایین پیامدهایی چون شکل گیری کانونهای بزهکاری، بحران هویت، توسعه افقی شهر، ایجاد شهرک های پیرامونی و حومه ای، مشکل تامین زیرساخت ها را به دنبال دارد. بنابراین ضرورت دارد در تقابل دو رویکرد جایگزینی اقشار اجتماعی و ماندگاری آنها مطلوبترین رویکرد بازسازی بکار گرفته شود. این پژوهش برآن است که این مسئله را در محله اوچدکان اردبیل بررسی کند. ار نظر روشناسی بر اساس ماهیت پژوهش از نوع کاربردی و بر اساس هدف از نوع توصیفی – موردی و علی است. در گرداوری داده ها از روش اسنادی و مشاهدات میدانی و در تجریه تحلیل داده ها از روش t تک نمونه ای و آمار توصیفی استفاده شده است. از نتایج پژوهش می توان به ساخت اجتماعی و ساخت اقتصادی همگن در محله، کم بودن شکاف اجاره املاک و شکاف قیمت املاک در محله اشاره نمود
تبیین میزان اثربخشی آموزش های پایه معماری به مخاطب عام نوجوان (موردپژوهی: خوانش نماهای معماری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال سیزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴۰
75 - 90
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه با توجه به گسست میان جامعه و معماران در کنار عدم موفقیت رویکردهای پست مدرن در مردمی کردن معماری و ضرورت پرداختن مجدد به آموزش معماری به عموم، یک تجربه برای برآورد تأثیر آموزش معماری به نوجوانان در تعمیق نگرش آنان به معماری اجراشده است. در این تحقیق انواع فهم از نما با تحلیل تصویری مشارکتی و افتراق معنایی، میزان درک مردم در مورد سه کاربری مسکونی، اداری و مذهبی سنجش شده است؛ با توجه به نوع سنجش از تحلیل تصویری مشارکتی استفاده شده است.54 تصویر در دودسته (نماهای محلی دامغان، نماهای پراکنده از کل ایران) در نظر گرفته شد و گروه آزمون پس از یک آموزش هدایت شده کوتاه مدت در شهر ایلام سنجش شد. نتایج بررسی میدانی حاکی از آن است که هر نوع از چهار گونه آموزش ارائه شده در این پژوهش، در تغییر دیدگاه ها و نزدیک شدن به مقاصد معماری در توجه دادن عموم مؤثر است.
تحلیل ادراک جامعه محلی از بازساخت کالبدی- فضایی اجرای طرح هادی در دهستان رشتخوار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۸ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱۶۷
۸۲-۶۷
حوزههای تخصصی:
با گذشت بیش از چند دهه از اجرای طرح های هادی روستایی کشور و صرف هزینه های زیاد در مراحل مختلف تهیه و اجرای طرح ها، هنوز شاهد عدم توسعه مناسب فضا و کالبد سکونتگاه های روستایی هستیم. ارزیابی طرح های هادی در مراحل مختلف از جمله راهکارهای مهم برای رفع نواقص این طرح ها و تقویت آن ها می باشد. در پژوهش حاضر به تحلیل ادراک جامعه محلی از بازساخت کالبدی- فضایی اجرای طرح هادی در دهستان رشتخوار پرداخته شد. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و روش انجام آن، توصیفی- تحلیلی است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه و مصاحبه بوده است. جامعه آماری 12 روستای دهستان رشتخوار می باشد (3192N=) که طرح هادی در آن ها اجرا شده است. 342 نمونه به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های رتبه ای فریدمن و آزمون رتبه ای هم انباشتگی نامحدود اکتشافی (روش جوهانسن) استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که عملکرد طرح های هادی بر بازساخت فضای- کالبدی در سکونتگاه های روستایی در حدپایینی ارزیابی شده و اجرای طرح های هادی نتوانسته بر توسعه مناسب کالبدی- فضایی روستاهای منطقه مؤثر واقع شود. مردم محلی فقط از عملکرد طرح های هادی در زمینه بهبود دو شاخص کیفیت مساکن و توسعه شبکه معابر روستا رضایت داشته اند. این در حالی است که برای افزایش عملکرد طرح های هادی در بازساخت فضایی- کالبدی روستاها لازم است که همه شاخص ها مورد توجه قرار گیرند. از نظر مقایسه عملکرد طرح های هادی در روستاهای منطقه نتایج نشان داد که روستاهایی که دارای تیپ دشتی بوده اند عملکرد موفق تری داشته و اجرای طرح های هادی در این روستاها تأثیر مطلوب تری بر بازساخت فضایی- کالبدی روستاهای منطقه داشته است. در راستای یافته های تحقیق و برای افزایش کارایی طرح های هادی پیشنهادهایی ارائه شد.
خاستگاه شناختی، طبقه بندی و تحلیل نقش های شیرسر بناهای قاجاری گرگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال پانزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۳
98 - 123
حوزههای تخصصی:
گرگان (استرآباد)، منطقه ای که خاستگاه طایفه قاجار بوده و بناهایی ارزشمند از این دوره را در خود به یادگار دارد. یکی از هنرهای به جای مانده در تعدادی از این بناها، نقاشی های «شیرسر» است که همچون کتابی مصوّر در عرصه انعکاس تفکرات گذشته خودنمایی می کنند. نقش هایی گوناگون با مضامینی غیرمذهبی که گنجینه ایی از هنرهای عامیانه و بومی هستند. اگرچه از کیفیت بصری و هنری بالایی برخوردار نیستند، لیکن در مطالعه فضای فرهنگی حاکم بر زندگی ساکنان استرآباد در عهد قاجار بسیار مفید به نظر می آیند. مقاله حاضر که به روش میدانی در پنج بنا انجام شده، بر این مسئله تأکید می ورزد تا ضمن بررسی عوامل فرهنگی و اجتماعی مؤثر در شگل گیری این نگاره ها، به شناسایی و تحلیل مفاهیم انواع نقش های استفاده شده بر سطح شیرسرها بپردازد . نتیجه بدست آمده از پژوهش نشان داد که تزئینات این بناها با مؤلفه های فرهنگی، اعتقادی، منزلت اجتماعی، شیوه معیشت و قدرت اقتصادی ساکنانشان بستگی تام داشته اند؛ دیگر اینکه به سبب به تصویر در آمدن نمادهایی چون الهه گان، حیوانات اساطیری و نباتات که در اغلب موارد مرتبط با باران، باران زایی، برکت و حاصلخیزی هستند، به رابطه معنادار این آثار با عملکرد شیرسرهای زیر سقف نیز پی می بریم.