میراث جنوب غربی آسیا

میراث جنوب غربی آسیا

میراث جنوب غربی آسیا دوره 2 بهار و تابستان 1404 شماره 1

مقالات

۱.

کلریت های جنوب شرق ایران: سنگی در گذر زمان و فرهنگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۵
کلریت سنگی دگرگونی است که می توان آن را در اُفیولیت ها یا در مناطقی با درجه بالای دگرگونی ناحیه ای یافت. این سنگ به دلیل ویژگی های منحصر به فرد و رنگ سبز خاکستری چشمگیرش، در یک پهنه فرهنگی گسترده و طی زمان طولانی مورد توجه بوده است. به علت سختی پایین، کلریت نسبتاً آسان تراشیده می شود و از این رو ماده ای مناسب برای ساخت اشیای کوچک به شمار می رفته است. در پیرامون خلیج فارس، این سنگ از دوران پیش تاریخ تا روزگار باستان استخراج می شد و برای ساخت ظروف و اشیای کوچک از دوره نوسنگی تا روزگار معاصر کاربرد داشت. میان هزاره سوم و دوم پیش از میلاد، در جنوب و جنوب شرق ایران، اشیای کلریتی به عنوان اشیای ارزشمند مرتبط با آیین های تدفینی به کار می رفتند و در فواصل طولانی مبادله می شدند. از زمان نخستین کشفیات، درباره منشأ این اشیا بحث های فراوانی وجود داشته است، اما به دلیل پیچیدگی فراوان داده های باستان شناسی درباره منابع اولیه تراش این سنگ در این نواحی، ماهیت، گاه نگاری و شیوه های تولید و تجارت کلریت همچنان تا حد زیادی ناشناخته مانده است. ازاین رو هدف این پژوهش، یکپارچه سازی و تبیین تفاوت های میان سه سبک اصلی مبادله شده پیرامون خلیج فارس یعنی سبک های میان فرهنگی، امّ النار و وادی سوق و توصیف ویژگی ها، گستره پراکندگی و حوزه های تولید آنها است. مبنای این بخش، تدوین نقاط کانونی با فهرست کردن جامع ترین مواردِ حضورِ آثار کلریتی، ترسیم نقشه های پراکندگی آنها و بررسی شکل گیری شان در زمینه های گوناگون زمین شناختی بوده است.
۲.

تحلیل تناظر مفاهیم عرفانی با نقوش هندسی آمودهای معماری میراث جهانی شیخ صفی الدین اردبیلی، اردبیل، ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۴
مجموعه شیخ صفی الدین اردبیلی از منظر معماری اسلامی دارای اهمیتی فوق العاده است. در این بنا، تمامی فنون مختلف تزیین در هم آمیخته اند؛ از نقاشی های روی گچ گرفته تا کاشی های معرق، کاشی های منقوشِ لعاب دار و حتی کهن ترین شیوه های آجرکاری. تقدس هنر نزد معماران و هنرمندان دوره صفوی، به آفرینش شاهکارهایی در معماری انجامیده است. تأثیر آموزه های عرفانی این هنرمندان در کاربرد انواع نقوش هندسی در آثار معماری دوره صفوی نمود یافته است. ارتباط میان معانی عرفانی اعداد و اشکال هندسی و همچنین پیوند ریاضیات با سایر هنرها، در خلق آثار معماری امری اجتناب ناپذیر است. آمودهای معماری نه تنها جنبه ای تزئینی ندارند، بلکه بازتابی از جهان بینی توحیدی و تجلی عینی مفاهیم سلوکی و عارفانه اند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی نقوش هندسی در آمودهای بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی (با تأکید بر شناخت اشکال و اعداد) و سپس بررسی احتمال ارتباط معنایی آن ها با مضامین عرفانی است. روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی انجام گرفته است. کاربرد اعداد و نمادهای عددی در عرفان، اشاره به رمزآلود بودن عالم هستی و ارتباط معنایی میان تفکرات عرفانی، طبیعت، ریاضیات و هندسه دارد که در تزئینات معماری مجموعه شیخ صفی انعکاس یافته است. ترکیب و چرخش انواع آلات گره، موجب شکل گیری نقوش هندسی گوناگون در تزئینات معماری این مجموعه شده است. حرکت نقوش هندسی حول یک محور اصلی (مانند دایره، گنبد و اشکال دوار)، نمادی از ارتباط میان اجزاست؛ یکپارچگی و پیوستگی میان اجزا و کل بنا نیز تمثیلی از اتصال جهان هستی به عالم الهی به شمار می آید.    
۳.

بازشناسی اخلاق بازسازی آرایه های معماری در جنوب غربی آسیا: مطالعه موردی میراث پسا- جنگ در ایران و سوریه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۶
این مقاله با به چالش کشیدن موضع منفی رایج در اسناد بین المللی حفاظت، به بررسی جایگاه اخلاقی بازسازی آرایه های تزئینی در بناهای تاریخی خاورمیانه می پردازد. نویسنده استدلال می کند که در بستر فرهنگی-اجتماعی این منطقه، بازسازی در شرایط خاص نه تنها مجاز، بلکه از نظر اخلاقی ضروری است. این پژوهش با اتخاذ رویکردی کیفی و روش مطالعه موردی چندگانه، پروژه های شاخص بازسازی در ایران (مسجد عتیق اصفهان، خانه امام جمعه تهران) و سوریه (پالمیرا، بازار حلب) را بررسی می کند. مبانی نظری تحقیق، ترکیبی از مباحث فلسفی اخلاق، اسناد بین المللی (مانند منشور ونیز) و اسناد منطقه ای (مانند منشور شارجه) است. یافته ها نشان می دهد که تأکید صرف بر «اصالت مادی» در نظریه های مرسوم حفاظت برای مواجهه با میراث زنده و پویای خاورمیانه ناکافی است. بازسازی زمانی از پشتوانه اخلاقی برخوردار است که تداوم فرهنگی، کارکرد اجتماعی و خاطره جمعی را در کنار اصالت کالبدی مورد توجه قرار دهد. نمونه های موفق، بر اهمیت مشارکت جامعه محلی، به کارگیری فنون سنتی و مستندسازی شفاف در توجیه اخلاقی بازسازی تأکید دارند. در نتیجه، تدوین یک چارچوب اخلاقی بوم محور برای بازسازی در خاورمیانه که میان اصالت مادی و ضرورت های اجتماعی-فرهنگی توازن برقرار کند و بازسازی را به مثابه ابزاری برای تقویت تاب آوری فرهنگی و التیام جوامع پسا جنگ به رسمیت بشناسد، ضروری تشخیص داده شد. اصولی همچون «اصالت کارکرد»، «حق ارث فرهنگی» و «شفافیت در مستندسازی» می تواند راهنمای عمل این چارچوب باشد.        
۴.

ردپای نقش مایه های ساسانی (دوباله ها) در تزئینات قرآن چستربیتی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۷
بررسی پیشینه آرایه های به کار رفته در نقوش اسلامی اهمیت ویژه ای دارد، چون می تواند به استمرار و پیوستاری جریان هنری در دو دوره حکومتی در یک سرزمین بیانجامد. هم چنین پیگیری و شناخت الگوهای ترسیمی در طراحی نقوش دوره پسااسلامی ایران می تواند به شناخت الگوهای اولیه و ریشه آرایه های تزئینی هنر اسلامی منجر گردد. یکی از نخستین نمونه هایی که می تواند به شناخت بُن مایه های نقوش دوران اسلامی بیانجامد، نقوش به کار رفته در قرآن ابن بواب (محفوظ در موزه چستربیتی) است. شباهت میان نقوش قرآن ابن بواب با نقوش دوباله های ساسانی بسیار زیاد است. از دریچه ریخت و ترسیم، مشابهت های ترسیمی میان نقوش دوباله های ساسانی و نقوش به کار رفته در این قرآن چنان زیاد است که می تواند این نظریه را تقویت نماید که ابن بواب با پیشینه ایرانی خود و با آشنایی با هنر و فرهنگ ایران باستان، توانسته از آن در جهت خلق نوآورانه نقوش این قرآن بهره گیرد. این شباهت ها تا جایی است که می توان نقوش ساسانی را به عنوان سرمشق قدیمی تر برای ابن بواب به حساب آورد. این مقاله با هدف ریشه یابی نقوش در قرآن ابن بواب شکل گرفته و در این مسیر داده ها بر اساس تطبیق شکلی و بیان توصیفی تدوین یافته است. بر اساس بررسی هر دو نمونه و ره گیری ریختی و شکلی داده ها، می توان احتمال داد که نقوش دوباله های ساسانی الگوی نخستین در طراحی نقوش قرآن چستربیتی هستند. در هر دو دسته، شکل قرینه اشک مانند همراه با ریزپردازهای پرمانند، حالت بال را به نقوش داده و در مرکزیت دایره مرکزی، حالتی از پرواز ایجاد کرده است. ریخت هر دو دسته، حالت تجرید شده دوبالی است که پرها جمع شده و از دو طرف به سمت بالا، با قوسی نرم در انتهای حرکت بال ختم می گردد. در نتیجه، پس از مشاهده و مقایسه دو دسته، می توان این گمان را تقویت کرد که نقوش دوباله های ساسانی حکم پیش متن هایی را داشته اند که با الهام از آن، ابن بواب توانسته نمونه های نوآورانه ای خلق کند.
۵.

مروری بر آرایه های گچی محوطه های باستان شناسی سده های اولیه اسلام در نیشابور، استان خراسان رضوی، ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۶
نیشابور به عنوان بزرگ ترین شهر خراسان بزرگ، به دلیل اقلیم و شرایط آب و هوایی، آرایه های گچی زیبایی را در خود جای داده است. کاوش های باستان شناختی متعددی در این شهر انجام شده که از جمله مهم ترین آن ها می توان به کاوش های هیئت موزه متروپولیتن نیویورک در چهار تپه موسوم به شهر قدیم نیشابور و بررسی های باستان شناختی محوطه شادیاخ اشاره کرد. در حفاری های شهر قدیم نیشابور، بقایای آرایه های معماری متنوعی از جمله آرایه های آجری، آرایه های گچی و دیوارنگاره های سیاه و چندرنگ یافت شده است. در محوطه کهندژ، کهن ترین بخش شهر قدیم نیشابور، نیز شواهدی از وجود مصالح گچی یافته شده است. بررسی های باستان شناختی انجام شده در محوطه شادیاخ منجر به کشف آرایه های معماری فراوانی از جمله قطعات گچی و دیوارنگاره ها شد. این یافته ها نشان می دهند که در شادیاخ، سازه های معماری باشکوهی وجود داشته است. آرایه های گچی یافت شده در نیشابور اغلب به فرم پانل های گچی با نقوش برجسته هستند. در شادیاخ، نمونه هایی با نقش برهشته انسانی نیز یافته شده است. موتیف های گچبری شده شامل نقوش هندسی، گیاهی و کتیبه های نوشتاری هستند که شباهت قابل توجهی با آرایه های گچی عباسیان در سامرا دارند. زمینه این پانل ها که عموماً در آذین دیوارها و ازاره به کار می رفتند، با استفاده از نقوش هندسی آژده کاری شده اند و بر روی تعدادی از آن ها رد و نشان رنگ های آبی و قرمز مشاهده شده است. بخشی از آرایه های گچی یافت شده توسط هیئت آمریکایی، به موزه متروپولیتن و موزه ملی منتقل شده اند و تعدادی از آن ها نیز در موزه بزرگ خراسان هستند. بخشی نیز در محوطه شادیاخ نگهداری می شوند. این پژوهش با هدف معرفی آرایه های گچی یافت شده در کاوش های محوطه های باستان شناسی نیشابور تدوین شده است چرا که این آثار از ارزش و اهمیت قابل توجهی برخوردار بوده و تاکنون بررسی جامع و متمرکزی بر روی آن ها صورت نگرفته است.      
۶.

تأثیرات نقشمایه های نمادین در هویت فرهنگی تطریزهای فلسطین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۴
تطریز یا سوزن دوزی سنتی فلسطینی، بخشی ارزشمند از میراث فرهنگی زنان این سرزمین است که نه تنها جنبه ای تزئینی دارد بلکه به عنوان رسانه ای برای بازنمایی هویت فرهنگی و اجتماعی عمل می کند. این هنر که ریشه ای کهن در تاریخ محلی دارد، با دوخت نقشمایه های هندسی با مفاهیم نمادین بر پوشاک سنتی، بیانگر خاستگاه جغرافیایی، موقعیت اجتماعی و باورهای فرهنگی زنان فلسطینی بوده است. اهمیت تطریز پس از تحولات سیاسی سال ۱۹۴۸ میلادی دوچندان شد؛ زیرا از سطح یک مهارت دستی فراتر رفت و به ابزاری برای مقاومت فرهنگی، حفظ حافظه جمعی و بازتولید هویت ملی بدل گردید. در این فرآیند، زنان فلسطینی با بهره گیری از تکنیک های متنوع سوزن دوزی، توانستند روایت های شخصی و جمعی خود را در قالبی بصری و ماندگار منتقل کنند. لذا پژوهش حاضر با هدف شناخت نقوش نمادین و هندسی تطریز و بررسی جایگاه فرهنگی آن بر پایه مطالعه منابع به این پرسش "تطریز فلسطینی چگونه از یک مهارت دستی به یک زبان بصری فرهنگی تبدیل شده است؟" پاسخ خواهد داد. در این راستا مقاله حاضر با رویکردی میان رشته ای، تلاش می کند نشان دهد که چگونه تطریز در گذر زمان از یک فعالیت هنری محلی به زبان بصری فرهنگی تبدیل شده است؛ زبانی که در بستر تحولات اجتماعی و تاریخی، نقشی اساسی در تداوم هویت، انتقال ارزش های فرهنگی و بازنمایی مقاومت ایفا کرده است. بررسی نمونه های تاریخی و معاصر که به روش توصیفی_تطبیقی انجام شده است، نشان می دهد که تطریز نه تنها در پوشاک سنتی بلکه در عرصه های هنر مدرن، طراحی مد و فعالیت های فرهنگی نیز حضوری فعال دارد و به عنوان پلی میان گذشته و حال، ظرفیت های تازه ای برای بازخوانی میراث و خلق معناهای جدید فراهم می آورد. بدین ترتیب، تطریز فلسطینی را می توان به منزله ی یک نظام پیچیده ی فرهنگی دانست که همزمان حافظ سنت های دیرینه و الهام بخش خلاقیت های نوین است.