فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۳۰٬۷۴۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
ورزشگاه ها و سالن های ورزشی چندمنظوره برای برآورده کردن نیازهای جامعه امری ضروری است. در این پژوهش تلاش شده به منظور تأمین روشنایی مطلوب نور روز در سالن های ورزشی، ضمن بررسی تأثیر نورگیرهای سقفی سالن ورزشی در اقلیم سرد و کوهستانی ایران به تحلیل پارامتریک آن بر اساس شاخص های نور روز نیز پرداخته شود. در پژوهش حاضر، پس از انجام مطالعات پیشین، به بررسی شاخص های روشنایی پرداخته شد و شاخص روشنایی مفید نور روز (UDI 300-3000 Lux) به عنوان معیار اندازه گیری بهره مندی نور روز انتخاب گردید. پس از برداشت مقادیر میدانی با استفاده از دستگاه لوکسمتر، بررسی میزان خطای مقادیر برداشت شده با نتایج حاصل از شبیه سازی به کمک معادله ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) و ضریب تغییرات CV (RMSE) انجام پذیرفت و از این طریق اعتبارسنجی نرم افزار شبیه ساز مورد سنجش واقع شد. سپس با استفاده از یک رویکرد پارامتریک در نرم افزار راینو و افزونه گرس هاپر مدل تحقیق طراحی گردید و به کمک افزونه های هانی بی و گالاپاگوس و الگوریتم ژنتیک محاسبات تک هدفه تکاملی بهینه سازی بر روی متغیرهای تحقیق انجام پذیرفت. در این پژوهش، طول، عرض و زاویه نورگیرهای سقفی به صورت سقف خرپایی دندانه ای به عنوان متغیر های تحقیق در نظر گرفته شد و از انجام شبیه سازی مدل تحقیق و بهینه سازی محاسبات تک هدفه تکاملی این نتایج استخراج گردید که نورگیرهای سقفی نقش بسیار مؤثری در تأمین روشنایی نور روز سالن های ورزشی دارند و موجب توزیع نور یکنواخت داخل سالن و افزایش آسایش بصری تماشاگران و بازیکنان می شوند. دستیابی به ابعاد بهینه متغیر های تحقیق به روش الگوریتم ژنتیک از نتایج دیگر این پژوهش است. نتایج تحقیق نشان می دهد که در شرایط بهره مندی از ابعاد بهینه به دست آمده برای نورگیرهای سقفی در 83.57 درصد مواقع سال سطح سالن از روشنایی نور روز مناسب بر اساس شاخص روشنایی مفید نور روز (UDI 300-3000 Lux) برخوردار خواهد بود و همچنین خطر خیر گی در این مدت برای تماشاگران و ورزشکاران حداقل است.
میراثی از تعالی و نویدبخش نوزایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تنها چند سال از حضورم در دانشگاه تهران می گذشت که رئیس وقت دانشکده هنرهای زیبا با نگاهی آینده نگرانه، با هدف ارتقاء کیفی تحقیق های هنریِ، ابتکار تأسیس نشریه ای علمی–پژوهشی را مطرح کرد. نخستین شماره مجله هنرهای زیبا را در سال ۱۳۷۴ (۱۹۹۵ میلادی) منتشر کردیم؛ نشریه ای جامع که تمامی حوزه های متنوع هنریِ آموزشی در دانشکده را دربر می گرفت و به سرعت جایگاه خود را به عنوان پیشگام نشریات علمی-دانشگاهی هنر در ایران تثبیت کرد. هرچند این نشریه در امتداد سنتی پربار از مجلات عمومی هنر—همچون شرف، اندیشه و هنر، هنر و مردم، سینما، هنر و معماری و خروس جنگی که بسیاری از آن ها امروز دیگر منتشر نمی شوند—شکل گرفت، اما فصل تازه ای را در پژوهش های دانشگاهیِ حوزه هنر رقم زد. از آغاز تأسیس نشریه تاکنون، در جایگاه های گوناگون با آن همکاری داشته ام و رشد چشمگیر آن را از نزدیک شاهد بوده ام؛ رشدی که در نهایت به شکل گیری سه نشریه تخصصی در حوزه های مختلف هنری انجامید. در میان آن ها، نشریه هنرهای زیبا: هنرهای نمایشی و موسیقی برای نخستین بار در سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۹ میلادی) پا به عرصه وجود گذاشت. مأموریت ما همواره ترویج پژوهش های نظری و تجربی در گستره تئاتر، اجرا، سینما، رادیو، موسیقی کلاسیک و معاصر، موسیقی سنتی ایرانی، رسانه های نوین، و نیز زیبایی شناسی، فلسفه و آموزش هنرهای نمایشی بوده است. ما نیز بسان بسیاری از نشریات در سطح جهان، با چالش های متعددی همانند یجاد توازن میان محدودیت های مالی و آرمان های کیفی، انطباق با ضوابط و مقررات ملی، و هماهنگی با استانداردهای بین المللی پیوسته در حال روبرو بوده ایم. با این حال، همواره بر تعهد خود نسبت به رسالت های هنری و گسترش گفتمان و پژوهش و امانت داری علمی پایدار مانده ایم. شماره جاری در بهار ۱۴۰۵ (۲۰۲۶میلادی) که هم زمان با آیین فرهنگی نوروز و تازه شدن طبیعت متقارن شده است، نقطه عطفی جدید به شمار می رود. خرسندیم که بخش تازه ای را معرفی می کنیم: ستون سخن سردبیر که از این پس به قلم اعضای هیئت تحریریه یا دبیران مهمان نوشته خواهد شد. در حالی که این شماره را نهایی می کنیم، با افتخار خاطر نشان می سازیم که هنرهای زیبا: هنرهای نمایشی و موسیقی در حال حاضر تنها نشریه علمی دانشگاهی در ایران در حوزه موسیقی و هنرهای نمایشی است که موفق به کسب رتبه «الف» از کارگروه ّهای ارزیابی نشریات علمی کشور شده است. در تأمل بر عوامل این دستاورد، پیش از هر چیز باید به این اشاره کرده که مجله در مجموعه و پیشینه رفیع جایگاه دانشگاه تهرانُ، نخستین دانشگاه مدرن ایران ، منتشر شده است. در این مسیرهمچنین مدیون بسیاری هستیم: همکاران و گروه اجرایی پرتلاشی که مسئولیت های روزمره اداری و تحریری را با دقت و حرفه ای گری به انجام می رسانند؛ داوران گران قدری که با ارزیابی های دقیق خود به ارتقای کیفیت مقالات یاری می رسانند؛ و بیش از همه، اعضای هیئت تحریریه که از دانشگاه ها و مراکز علمی گوناگون در ایران و خارج از کشور گرد هم آمده اند. این اعضاء نه تنها اعتبار علمی خویش را به این نشریه بخشیده اند، بلکه با هدایت و همراهی مستمر خود، آن را در راه دستیابی به استانداردهای بالاتر رهنمون ساخته اند. بدین وسیله مراتب سپاس و قدردانی صمیمانه خود را از تمامی کسانی که در گذشته و حال در شکل گیری و تداوم این نشریه سهم داشته اند، ابراز می دارم. امیدوارم، با تداوم این حمایت ها و راهنمایی ها، هنرهای زیبا: هنرهای نمایشی و موسیقی در آینده نیز جایگاه خود را به عنوان نشریه ای پیشرو در حوزه موسیقی و هنرهای نمایشی بیش از پیش پاس دارد و تثبیت کند.
مطالعات آزمایشگاهی بر روی آلیاژ و ریزساختارشناسی اشیای فلزی از گورستان تاج امیر (دهنو) یاسوج، متعلق به هزاره دوم پیش از میلاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۴ بهار ۱۴۰۵ شماره ۵۱
16-31
حوزههای تخصصی:
مطالعه و شناخت فن اوری های تولی د و اس تفاده از فلزات در ساخت اش یای مختلف در نق اط مختل ف ای ران بسیار مهم اس ت. با تولید آلیاژهای پایه مس، مانند برنز قلع دار و برنز آرسنیکی، صنعتگران کهن به سطح بالایی از دانش و مهارت فنی در زمینه متالورژی دست یافتند. محوطه باستانی گورستان تاج امیر در دامنه های جنوبی رشته کوه دنا و در بخش شرقی شهر یاسوج (استان کهگیلویه و بویراحمد) واقع شده است. این گورستان در سال ۱۳۸۸ هجری شمسی و به دنبال عملیات عمرانی مربوط به احداث کتابخانه دانشگاه علوم پزشکی یاسوج شناسایی شد. در جریان کاوش های انجام شده در این محوطه، مجموعه ای از اشیای فلزی به ویژه آثار مفرغی از درون گورها به دست آمد. در این پژوهش، تعدادی از اشیای مفرغی سالم تر و ازنظر شکل و کاربری متنوع تر، متعلق به لایه های تدفینی هم زمان از گورستان تاج امیر (دهنو) یاسوج، با هدف شناخت ویژگی های فناوری و شیوه های ساخت در دوره میانه هزاره دوم پیش از میلاد انتخاب و تحت بررسی های آزمایشگاهی شامل متالوگرافی، XRF و SEM-EDS قرار گرفتند تا درک دقیق تری از فنون ساخت و فناوری آلیاژسازی در این مجموعه به دست آید. برای این منظور، از روش های تحلیل ریزساختار، میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به طیف سنج پراکندگی انرژی پرتوی ایکس (SEM-EDS) و نیز آزمون فلورسانس پرتوی ایکس (XRF) جهت تعیین ترکیب عنصری نمونه ها استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد دو نمونه بررسی شده از آلیاژ برنز قلعی با درصد نسبتاً مشخصی از قلع ساخته شده اند که بیانگر آگاهی سازندگان از کنترل مقدار قلع در فرایند تولید برنز است. همچنین، یکی از نمونه ها به دلیل دارشتن درصد بالای نقره، ماهیت نقره ای خود را آشکار کرد. شواهد ساختاری نشان می دهد تولید این اشیا ازطریق ذوب، ریخته گری و سپس چکش کاری انجام شده و در فرایند شکل دهی آن ها، چرخه های متناوب کار سرد و تاب کاری به کار رفته است.
از تجربه تا راهبرد: توسعه چارچوبی نظام مند برای طراحی منظر سبز مبتنی بر تحلیل پروژه های جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۸ بهار ۱۴۰۵ شماره ۷۴
58-77
حوزههای تخصصی:
طراحی منظر سبز به عنوان یکی از رویکردهای نوین در پاسخ به چالش های محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی شهرهای معاصر، مستلزم چارچوبی یکپارچه و چندبُعدی برای ارزیابی پایداری است. مرور مطالعات موجود نشان می دهد که به رغم تعدد شاخص ها و مدل های بین المللی، هنوز چارچوبی جامع و بومی پذیر برای ارزیابی پایداری منظر که بتواند هم زمان سه بُعد محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی را پوشش دهد، وجود ندارد. این خلأ نظری و عملی سبب شده است، ارزیابی پروژه های طراحی منظر در ایران فاقد ساختاری نظام مند و قابل سنجش باشد. هدف اصلی پژوهش، تدوین چارچوبی شاخص محور برای ارزیابی منظر سبز با تأکید بر یکپارچگی سه بُعد محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی است. برای دستیابی به این هدف، پنج نمونه برجسته بین المللی شامل پارک هوتان شانگهای (چین)، سوپرکیلن (دانمارک)، مگی دیلی و بلت لاین وست ساید (ایالات متحد) و پارک سبز هوشمند کاشیوا نو ها (ژاپن) و یک نمونه بومی، پارک آب وآتش تهران، به صورت تطبیقی تحلیل شده اند تا امکان شناسایی شباهت ها، تفاوت ها و ظرفیت های بومی سازی فراهم شود. روش پژوهش بر مبنای تحلیل محتوای کیفی و با رویکرد قیاسی-استقرایی است. در گام نخست، جستجوی نظام مند در پایگاه های Scopus و Web of Science برای استخراج شاخص های مرتبط با ابعاد سه گانه پایداری انجام شد. در گام دوم، پروژه های منتخب براساس معیارهایی چون تنوع جغرافیایی، اقلیمی و نوآوری طراحی، تحلیل محتوایی شدند. شاخص ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی طبقه بندی شدند تا چارچوب مفهومی هدف-شاخص-راهبرد شکل گیرد. در نهایت، یافته ها با نظر خبرگان و چارچوب های جهانی مانند (LSA، MEA و SITES) تطبیق داده شدند تا اعتبار و قابلیت کاربرد چارچوب تأیید شود. نتایج نشان می دهد در پروژه های بین المللی، بُعد محیط زیستی و به ویژه شاخص هایی نظیر اتصال زیست گاهی، مدیریت منابع آب و کیفیت زیست گاه اهمیتی بیشتر دارد؛ در حالی که در نمونه بومی، شاخص های اجتماعی مانند مشارکت جامعه و سرمایه اجتماعی پررنگ تر هستند. یافته ها همچنین بیانگر کمبود انسجام زیست گاهی و ضعف در مدیریت آب در پروژه های داخلی است. نوآوری پژوهش در ادغام استقرایی شاخص ها از ادبیات و پروژه های اجراشده، همراه با انسجام قیاسی بر پایه چارچوب های جهانی و بومی سازی در بستر ایران است. چارچوب پیشنهادی می تواند به عنوان ابزاری تحلیلی و راهبردی برای معماران منظر، مدیران شهری و سیاست گذاران در مسیر توسعه پایدار استفاده شود. پیشنهاد می شود پژوهش های آتی با به کارگیری روش های میدانی و مشارکتی، این چارچوب را اعتبارسنجی و بهینه سازی کنند.
گونه شناسی ابنیه اقامتی راهی عصر صفوی بر پایه گزارش های جهانگردان غیر ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۴ بهار ۱۴۰۵ شماره ۵۱
64-75
حوزههای تخصصی:
دوران صفوی را عصر طلایی کاروانسراسازی خوانده اند و شاه عباس را پدر کاروانسراسازی ایران. در این دوره به دلیل رونق تجارت و گسترش روابط میان ایران و اروپا، ساخت راه و ابنیه اقامتی راهی رونق بسیار یافت. جهانگردان بسیاری از این امکان ارتباطی بهره گرفتند و راه های ایران را زیرپا گذاشتند و اقامتگاه هایشان را با جزئیات قابل توجهی وصف و گونه های کمتر شناخته شده ای از ابنیه اقامتی راهی را معرفی کرده اند. بااین وجود پژوهشی مستقل و برخاسته از گزارش های جهانگردان درباره ابنیه اقامتی راهی ایران در دست نیست. هدف اصلی این پژوهش شناخت و معرفی انواع ابنیه اقامتی راهی دوران صفوی از نگاه سفرنامه نویسان غیرایرانی است. برای دستیابی به این هدف، این پژوهشِ بنیادی و کیفی، با بهره گیری از «روش ترکیبی» به جمع آوری داده های برآمده از مطالعه اسنادی 20 عنوان سفرنامه به جامانده از دوران صفویان پرداخته و حاصلِ تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از رویکردِ تحلیلی-تطبیقی به نتایج پایانی منتهی شده است. ابنیه اقامتی راهی که سفرنامه نویسان از آن سخن گفته و به شرح جزئیات آن پرداخته اند، شامل سابات و لنگر، رباط، خان و خانقاه، کاربات و کاروانسرا، خانه های شاهی، مهمان خانه و کاروانسراهای شهری، پل ها و قهوه خانه ها، اقامتگاه های شاهی و دسکره ها، روستاهای اقامتی و خانه های شخصی، اماکن مذهبی، خیمه ها و ساختمان های سیار، واحه ها، درختان و ایستگاه های موقت بوده اند.
بررسی نقش عناصر کالبدی تاثیر گذار در بوستان های شهری با رویکرد اجتماع پذیری (مطالعه موردی: بوستان علوی)
حوزههای تخصصی:
شناسایی و تحلیل عناصر تشکیل دهنده کالبدی موثر در پارک های شهری، به باز دهی پارک ها و میزان رضایت مندی شهروندان از عناصر طبیعی و مصنوع موجود در پارک در تحقق اجتماع پذیری و در نتیجه جلب بیشتر رضایت مردم کمک شایانی می نماید. وجود فعالیت های متنوع و متفاوت و تاثیر گزار در فضای پارک باعث جذب و تجمع افراد شده ویژگی جمع پذیری آن را قدرت می بخشد. با توجه به موقعیت شهرقم به عنوان دومین شهر زیارتی کشور و قرار گیری بوستان علوی در این شهر به لحاظ موقعیت و وسعت از پتانسیل های بسیاری در جذب شهروندان، زائران و گردشگران برخوردار می باشد . از این رو پژوهش حاضر، ضمن مطالعه و بررسی و تجزیه و تحلیل عوامل و عناصر اصلی تشکیل دهنده موثر و ارز یابی نارسایی های موجود به عنوان مسئله به بررسی نقش عوامل کالبدی تاثیرگذار که به جذب و تقاضای بازدید کنندگان و گردشگران در بوستان علوی شهر قم، پرداخته است. روش پژوهش از نوع توصیفی - تحلیلی و مشاهده و بررسی های میدانی و گردآوری اطلاعات از طریق پرسشنامه و استدلال منطقی صورت گرفته است. جامعه مورد هدف 250 نفر از مراجعان به بوستان علوی شهر قم می باشد. برای انجام تحقیق از روش فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه و نمونه ها به روش تصادفی ساده و تحلیل نرم افزاری (برنامه spss) سود جسته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مهم ترین عامل برای مراجعه به پارک بعد از پر کردن اوقات فراغت، استراحت و ارامش، انگیزه مراجعه و استفاده مکرر از پارک ها رابطه مستقیمی با نوع و میزان امکانات موجود در پارک را دارد.
کنش های دموکراتیک در زندگی روزمره: بازاندیشی در منظرشهری با رویکرد باختین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۸ بهار ۱۴۰۵ شماره ۷۴
6-19
حوزههای تخصصی:
فضای شهرهای مدرن با سه ویژگی مکان، کنش های متقابل و افراد شناخته می شود. اما موضوعی که اهمیت جداگانه ای دارد سازمان قدرت است. یعنی تا چه حد یک فضا اقتدارگرا یا گشوده است. این پژوهش نیز به تبیین چگونگی تجربه فضای دموکراتیک در ادراک فضاهای شهری می پردازد. در این زمینه، نظریه های باختین می توانند چارچوبی انتقادی برای بازاندیشی در نسبت میان فضا، کنش اجتماعی و منظر شهری -به مثابه ادراک شهروندان از فضای شهری- فراهم آورند. کارناوال ها با برهم زدن موقتی نظم های تثبیت شده، زمینه گفت وگوی میان اندیشه های متکثر را فراهم می کنند؛ گفت وگویی که در بستر زمانی-مکانی معینی رخ می دهد و از پیوند آن دو، ساختار کرونوتوپ شکل می گیرد. پرسش اصلی این است که ما به ازاء شهری آزادی باختینی چیست و چگونه می توان نظریه های او در مورد فضای کارناوالی، دیالوگ و کرونوتوپ را مبنایی برای تبیین منظر شهری دموکراتیک قرار داد؟ هدف این پژوهش، بازتعریف منظر شهری به مثابه فضایی چندصدایی است که در آن، لحظات کارناوالی امکان گسست از نظم تثبیت شده و بروز کنش های خلاقانه و دموکراتیک را فراهم می کنند. این مقاله با راهبرد کیفی و با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی انجام شده است. در ابتدا از روش تحلیل مفهومی برای بازخوانی مفاهیم کلیدی در اندیشه میخائیل باختین استفاده شد و این مفاهیم در نسبت با فضای شهری و زندگی روزمره بازتعریف شده اند. سپس با روش تفسیر گفتمانی، پیوند میان نظریه باختین و منظر شهری بررسی شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کارناوال نه رخدادی استثنایی، بلکه ظرفیتی پویا و جاری در بافت زندگی روزمره شهری است. میکروکارناوال ها، با ایجاد گسست های موقتی در نظم تثبیت شده، امکان بازآفرینی فضا، بروز خود، کنش دموکراتیک و گفت وگوی چندصدایی را برای شهروندان فراهم می سازند. منظر شهری در این چارچوب میدانی روایی، ناتمام و گشوده به رخداد است که ظرفیت میزبانی تجربه های خلاقانه و آزادی بخش را در دل شهر فراهم می کند.
گاهشناسی نسبی و کاربست سازه ورودی جنوب غربی ربع رشیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ شماره ۱۵۵
5 - 14
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: قدمت، کاربری و بانی سازه ورودی جنوب غربی ربع رشیدی جای پرسش دارد: آیا بازمانده سده 8 هجری است یا سده های 9 تا 11 هجری؟ و آیا دروازه قلعه بوده است یا درگاه عمارتی غیرنظامی؟ فرضیه پژوهندگان بر مبنای منطق قیاس محتمل تبیین می کند که این سازه، دروازه قلعه رشیدیه فترت رومیّه تبریز است که به فرمان جعفرپاشای فرنگی عثمانی ساخته شده بود. هدف پژوهش: ربع رشیدی از سده 8 تا 11 هجری سه دوره سکونت و کاربری داشته است که شناسایی کاربست و گاهشناسی نسبی ساختارهای معماری هر یک از آن ها در چگونگی برنامه ریزی های مرمتی و گردشگری اثرگذار است.روش پژوهش: در این پژوهش پس از بررسی و مستندنگاری سازه ورودی جنوب غربی به روش میدانی باستان شناختی و ترسیم پلان و رلووه سازه با استفاده از پهپاد، شش گزارش تاریخی دست اول سده های 10 و 11 هجری درباره قلعه رشیدیه و فترت رومیه تبریز بررسی شده اند: «تاریخ عثمان پاشا» (993 ق.)، «شجاعت نامه» (993 ق.)، «تبریزیه» (993 ق.)، «تواریخ غزوات سلطان مراد ثالث» (996 ق.)، «شرف نامه بدلیسی» (1005 ق.) و «عالم آرای عباسی» (1042 ق.). نتیجه گیری: پیوستگی و دوختگی سازه ورودی جنوب غربی با حصار قلعه رشیدیه و همانندی شیوه بنّایی و مصالح آن با برج بزرگ جنوبی و بارو دلالت دارد که دروازه ساخته جعفرپاشای فرنگی عثمانی در سال های فترت رومیّه تبریز است و تنها بخش های خشتی و گلی بارو، بازمانده تعمیرات شتابان شاه عباس صفوی در بهار 1019 ق. است. سازه هشتی پشت نیم برج ها نیز کاربری تشریفاتی و ورودی همگانی آن را تبیین می کند.
لوتی ها در خرم آباد: تحلیل عوامل جامعه شناختی مؤثر بر فاصله اجتماعی و نزول منزلت یک گروه موسیقایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لوتی های خرم آباد، از خرده فرهنگ های فعال در عرصه موسیقی محلی ایران، نمونه ای گویا از تأثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی بر تداوم یا زوال منزلت موسیقایی در یک جامعه محلی اند. این گروه که از کولی ها منشعب شده و موسیقی را از فرهنگ میزبان اخذ کرده اند، با وجود این پیوند فرهنگی، به دلایل مختلف شأن چندانی ندارند و جامعه فاصله گذاری خود را حفظ می کند. لوتی ها در گذشته نقشی مهم در پیوند موسیقی با آیین ها و شادی های عامه داشتند و بخشی از حافظه موسیقایی لرستان را شکل داده اند. موسیقی در زندگی آنان نه تنها ابزار معیشت، بلکه مؤلفه اصلی هویت فرهنگی و ابزار بیان احساسات جمعی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر نزول جایگاه اجتماعی و چگونگی شکل گیری فاصله گذاری جامعهٔ میزبان با خرده فرهنگ لوتی ها در خرم آباد انجام شده است. روش تحقیق، کیفی با رویکرد توصیفی تحلیلی است و داده ها از طریق مشاهده، مصاحبه و منابع کتابخانه ای گردآوری شده اند تا ابعاد فرهنگی به دقت واکاوی شوند. یافته ها نشان می دهد افول منزلت اجتماعی لوتی ها حاصل تعامل سه دسته عامل است: تضاد فرهنگی–مذهبی، ساختار شغلی ناپایدار و انحراف از هنجارهای کلان اجتماعی. این عوامل با تضعیف نقش موسیقی، به تداوم طرد انجامیده و نتایج، جایگاه کنونی آنان را در ساختار اجتماعی و نظام فرهنگی لرستان ترسیم می کند.
حکمرانی تاب آور: نقشی بنیادین در مواجهه با چالش های جوامع آینده کلانشهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۸ بهار ۱۴۰۵ شماره ۷۴
50-57
حوزههای تخصصی:
با وجود گسترش برنامه های مدیریت شهری، هنوز در کلان شهر شیراز شکنندگی های شهری ناشی از ضعف مشارکت شهروندی، شفافیت، عدالت و پاسخگویی مشاهده می شود. مسئله این پژوهش روشن کردن این نکته است که «حکمرانی شایسته» دقیقاً تا چه اندازه و از چه مسیرهایی تاب آوری شهری را تقویت می کند. سؤال اصلی بدین شرح است: مؤلفه های حکمرانی شایسته شهری، مشارکت، شفافیت، عدالت و پاسخگویی، چه اثری (از حیث اندازه و معناداری) بر تاب آوری شهری شیراز دارند؟ کدام مؤلفه بیشترین اثر را دارد؟ سطح کنونی تاب آوری شهری چقدر است؟ و سناریوهای آینده چه تغییراتی را در این شاخص ایجاد می کنند؟ پژوهش از نوع کاربردی-تبیینی است. داده ها با پرسشنامه استاندارد و مصاحبه نیمه ساختاریافته گرد آوری و با آمار توصیفی، تحلیل عاملی تأییدی (CFA) و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد میانگین تاب آوری شهری 82/3 با انحراف معیار 60/0 است و هر چهار مؤلفه حکمرانی اثر مثبت و معنادار بر تاب آوری دارند. ضرایب مسیر به ترتیب برای مشارکت35/0، شفافیت28/0، پاسخگویی 25/0 و عدالت 22/0 برآورد شد که بیانگر نقش برجسته مشارکت در کنار شفافیت و پاسخگویی است. بر پایه سناریونویسی آینده پژوهانه، بهبود هم زمان مؤلفه های حکمرانی می تواند سطح تاب آوری را به وضعیت مطلوب ارتقا دهد، درحالی که افت آن ها به کاهش معنادار تاب آوری می انجامد. این نتایج چارچوبی عملی برای سیاست گذاری ارائه می کند: تقویت سازوکارهای مشارکت معنادار شهروندان، شفافیت اطلاعاتی و پاسخگویی نهادی به منظور افزایش تاب آوری شهری در مواجهه با بحران های شهری.
فرامتن های تاریخی نمایشنامه های گزارش خواب، فعل و فرشته تاریخ نوشته محمد رضایی راد بر اساس نظریه ترامتنیت ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش خوانشی فرامتنی از سه نمایش نامه گزارش خواب، فعل و فرشته تاریخ اثر محمد رضایی راد، با رویکرد تاریخی و بر اساس نظریه ترامتنیت «ژرار ژنت» ارائه می دهد. رضایی راد با بهره گیری از ظرفیت های ترامتنی، تاریخ را نه به عنوان بازنمایی گذشته بلکه به مثابه ابزاری برای نقد اکنون و احیای سوژه انقلابی به کار می گیرد. این پژوهش از منظر ماهیت، تحلیلی-تطبیقی است. روش تحقیق بر مبنای تحلیل کیفی و با استفاده از رویکرد ترامتنی ژرار ژنت انجام شده است. داده ها از طریق مطالعه دقیق متون نمایشی و منابع کتابخانه ای (آثار رضایی راد و متون بنیامین) جمع آوری شده اند. این مقاله نشان داد رضایی راد در آثار خود به ویژه در سه نمایش نامه گزارش خواب، فعل و فرشته تاریخ به طرح مسائل تاریخی و فلسفی می پردازد که نشان دهنده تأثیرپذیری او از مکتب مارکسیسم و اندیشه های والتر بنیامین است. فرامتن های موردنظر در 5 قالب فرمی پیرنگ، شخصیت پردازی، دستور صحنه، مضمون و دیالوگ حضور دارند و عمدتاً تحت تأثیر «پروژه پاساژها»، مقاله «در باب زبان» و «تزهایی درباره مفهوم تاریخ» بنیامین هستند. هدف رضایی راد از به کارگیری این فرامتن های تاریخی با انگیزه های مارکسیستی نظیر دعوت مخاطب به زیست انقلابی و آگاهانه، بازخوانی تاریخی با جانب داری از ستمدیدگان، نقد دیدگاه پیشرفت گرا به تاریخ و تحقق نظریه «زیبایی شناسی شکست» همراه است. رضایی راد با تلفیق تاریخ، فلسفه و فرم های نمایشی توانسته است مفاهیمی مانند پراکسیس، آگاهی تاریخی، نقد پیشرفت گرایی و زیبایی شناسی شکست را به صورت نمایشی در آثارش بازتاب دهد.
اسطوره کاوی ضحاک در ادبیات نمایشی ایران (مطالعه موردی نمایشنامه های دهه پنجاه خورشیدی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش کیفی و تحلیلی است و با رویکرد اسطوره کاوانه به بازآفرینی اسطوره ضحاک در ادبیات نمایشی ایران در دهه پنجاه خورشیدی می پردازد. مبنای نظری پژوهش آن است که هر دوره تاریخی با رجوع به اساطیر، معنا و کارکردی تازه برای آن ها می آفریند. در این پژوهش با معرفی اجمالی اسطوره ضحاک و با کنار گذاشتن افق مبدأ یا همان بافت باستانی شکل گیری اسطوره، چندوچون خوانش های این اسطوره در بافت سیاسی-اجتماعی ایران معاصر در نمایشنامه های این دوره موردمطالعه قرار گرفته اند. در این راستا بدون توجه به اصالت روایت در این آثار، به استدلال تفاوت های موجود در این روایت ها در بافت اجتماعی خلق اثر و بازنمایی گفتمان های سیاسی این دهه پرداخته شده است. بر اساس یافته های این پژوهش می توان این گونه بیان کرد که روایت کهن اسطوره ضحاک در بستر پرتلاطم تغییرات اجتماعی ایران در دهه پنجاه خورشیدی با تغییرات فراوانی در ادبیات نمایشی این دوره بازآفرینی شده است و این بازآفرینی ها، اسطوره را به نمادی از تلاش در جهت تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی و نقد قدرت حاکم تبدیل کرده اند. نتیجه گیری حاکی از آن است که بازآفرینی های صورت گرفته نه تنها به تفسیرهای جدید از اسطوره منجر شده اند، بلکه نقش مهمی در انتقال پیام های اجتماعی و سیاسی انتقادی آن دوره ایفا کرده اند.
روایتگری در معماری معاصر: خوانش پدیدارشناسی هایدگری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۳ فروردین ۱۴۰۵ شماره ۱۵۴
19-32
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در معماری معاصر، نوعی انزوای معناشناختی مشاهده می شود که معماری را به ابژه ای صرفاً فیزیکی تقلیل داده و پیوند آن با تجربه انسانی و معنا را تضعیف کرده است. این چالش، ضرورت بازخوانی معماری از منظری پدیدارشناختی را برجسته می سازد تا فضاها به بستری برای ظهور هستی و تجربه زیسته تبدیل شوند. پدیدارشناسی هایدگری، با تأکید بر مفاهیمی چون «دازاین» و «سکنی گزیدن»، چهارچوبی برای فهم عمیق تر این رابطه ارائه می دهد. هدف پژوهش: هدف این پژوهش تبیین مقوله های بنیادین معماری روایتگر از منظر پدیدارشناسی هایدگری و بررسی بازتاب آن ها در تجربه زیسته انسان است و درصدد ارائه چهارچوبی نظری برای رهایی معماری معاصر از انزوای معنایی و تقویت پیوند انسان با محیط است. روش پژوهش: این پژوهش با روش مرور نظام مند فراترکیب و تحلیل محتوا و براساس الگوی ساندلوسکی و باروسو انجام شد. جامعه پژوهش شامل 57 پژوهش علمی منتشرشده بین سال های 2000 تا 2025 در پایگاه هایی مانند Scopus ،Web of Science و Google Scholar بود که با معیارهای ورود مشخص انتخاب شدند. داده ها به صورت کیفی و ازطریق تحلیل مضمون کدگذاری و در قالب 10 مقوله اصلی دسته بندی شدند. نتیجه گیری: یافته ها نشان دادند این مقوله ها (شامل هویت و معنا، روایت تاریخی و میراث، تجربه حسی و ادراکی، تعامل کاربر با فضا و زمینه، ساختار و فرم روایتگر، بیان سمبلیک، روایت های موضوعی و زمینه ای، تلفیق و پیوند در طراحی، تعامل با زمینه و جامعه و کیفیت زندگی و هویت معمار) با مفاهیم هایدگری همچون «بودن در جهان» و «مراقبت» هم پوشانی دارند. نتیجه آنکه معماری روایتگر می تواند تجربه زیسته را غنی کند و به خلق فضاهایی معنادار و هویت ساز بی انجامد
تجلی اندیشه های عرفانی حسین بن منصور حلاج بر آثار ارول آکیاواش و منصوره حسینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۴ بهار ۱۴۰۵ شماره ۵۱
32-41
حوزههای تخصصی:
بررسی و شناخت مفاهیم و آموزه های عرفان اسلامی در نهان خانه ساختار هنر نقاشی و تأمّل در آن از بایسته های مهم پژوهشی در دوران معاصر است. عرفان، نگاه شهودی و عاشقانه به هستی است و هنر در تمدن اسلامی از آن بهره برده و جایگاهی متفاوت از هنر در غرب دارد. حضور هنرمند در تمدن اسلامی فراتر از یک خالقِ اثر بوده و آن حضوری است سرشار از معرفتِ با حقیقت که برگرفته از حکمت و اعتقادات رمزگون، در خطوط، نقوشِ هندسی، حروف و رنگ ها تجلّی می یابد. این پژوهش به دنبال چگونگی تأثیر و بازتاب اندیشه های «حسین بن منصور حلاج» بر آثار هنرمندان معاصر جهان اسلام به ویژه آثار «ارول آکیاواش» و «منصوره حسینی» با هدف بازشناخت تأثیر اندیشه های عرفانی برآثار هنرمندان جهان اسلام و مطالعه بیان نمادین در انتخاب عناصر بصری به روش توصیفی- تحلیلی و بهره مندی از منابع اسنادی است. یافته های پژوهش نشان می دهد عرفان ایرانی- اسلامی در آثار برجای مانده از این دو هنرمن دِ هم عصر، جاری بوده و در برخی مضامین به ویژه اندیشه های حلاج با یکدیگر قرابتی قابل درک دارند. همچنین تعدادی از هنرمندان معاصر جهان اندیشه های حلاج را منبع الهام آثارهنری خود در قالب آثار تجریدی با تأکید بر متون کلامی قرار داده اند.
حضور بدن در فضای چیدمان: تلاقی تئاتری بودن و تجربه حسی در چیدمان «نفس» شیرازه هوشیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ شماره ۱۵۵
15 - 26
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: پژوهش حاضر به بررسی «چیدمان» به عنوان ژانر هنری و تأثیر آن بر تجربه بیننده پرداخته است. تمرکز اصلی بر نحوه تعامل بدن و فضا در مواجهه با اثر هنری است. هدف پژوهش: مسئله محوری این است که چگونه چیدمان می تواند با ایجاد شرایطی خاص، حضور فیزیکی مخاطب را در فرایند دریافت اثر دخیل سازد.روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد کیفی و مبتنی بر مطالعه موردی انجام شده است و چیدمان «نَفَس»اثر شیرازه هوشیاری به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفته است. تحلیل اثر از منظر ویژگی های بصری، صوتی و فضایی صورت گرفته تا ابعاد تجربی آن روشن شود.نتیجه گیری: چیدمان «نفس» با ایجاد فضایی تاریک و محدود، بیننده را درگیر محیطی فراگیر ساخته که حس دیداری و شنیداری او را به سطحی درونی تر سوق می دهد. همچنین در این تجربه، بدن مخاطب به جزئی از اثر هنری بدل شده و «استقلال اثر» در برابر «تجربه شخصی» مخاطب به چالش کشیده شده است. نتایج نشان داد چیدمان «نفس» از یک سو مفهوم «تئاتری بودن» را به عنوان مؤلفه ای محوری در هنر معاصر تأیید می کند، و از سوی دیگر تحولی بنیادین در درک رابطه میان هنر، فضا و بدن به وجود می آورد. این اثر نمونه ای از تجربه ای (غوطه ورکننده و تحول آفرین) است که تعامل مخاطب با فضا و زمان را بازتعریف می کند.
تأثیر سرعت و مقیاس بر رفتارهای حرکتی در محیط های مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ شماره ۱۵۵
43 - 56
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: موفقیت در طراحی محیط های مجازی نیازمند به حداکثر رساندن کیفیت تجربه انسانی کاربران در محیط مجازی است. این محیط ها همچنین امکان تنظیم خصوصیات بنیادی محیط ازجمله سرعت آواتار و مقیاس فضا را فراهم می کنند؛ لذا توجه و درک اثر تغییر این متغیرهای بنیادین بر رفتار کاربر محیط و به خصوص رفتارهای حرکتی ضروری به نظر می رسد. هدف پژوهش: در این راستا، هدف این پژوهش بررسی اثر سرعت آواتار، مقیاس ساختار محیط و همچنین چگالی اطلاعات محیطی بر راهبردهای حرکتی کاربران است. امید است این مطالعه نتایج مفیدی برای کاربردهای مختلف، از طراحی بازی گرفته تا محیط های مجازی توان بخشی داشته باشد.روش پژوهش: پارادایم این پژوهش پسااثبات گرا است و به لحاظ هدف جزو پژوهش های کاربردی است. داده های پژوهش ازطریق مشاهده رفتار کاربران - شامل 18 شرکت کننده با تجربه بازی های کامپیوتری - در حین جستجو در محیط مجازی و استخراج رفتارهای آن ها توسط نه کاربر دیگر به دست آمد. اعتبارسنجی یافته های این بخش ازطریق آزمون دلفی انجام شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های رگرسیون برای هر متغیر وابسته به صورت مجزا تجزیه وتحلیل شد.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که سرعت، مقیاس و چگالی اطلاعات محیطی بر رفتارهای حرکتی اتخاذشده توسط کاربران محیط مجازی تأثیر دارند. سرعت و چگالی اطلاعات محیطی به خصوص بر رفتارهای مبتنی بر استراتژی حرکتی مانند طول پیمودهشده در مسیرهای مستقیم اثر دارند و مقیاس بیشتر بر رفتارهای مرتبط با ساختار فضایی مانند فاصله ترجیحی از دیوار و لبه ها متأثر است. کارایی فرد در جستجو نیز متأثر از چگالی اطلاعات محیطی است.
جنگ بر سر خیابان
منبع:
منظر دوره ۱۸ بهار ۱۴۰۵ شماره ۷۴
3-3
حوزههای تخصصی:
جهانخوار امریکا-اسرائیلی، سرخورده از نیم قرن توطئه های پنهانی و نیابتی، عاقبت نقاب از چهره انداخت و با تعرض به قلمرو ایران نیت خود را با صدای بلند آشکار کرد: تضمین منافع امریکا-اسرائیلی با یکپارچگی ملی و وحدت سرزمینی ایران ممکن نمی شود؛ تجزیه ایران چاره کار است. آخرین تدبیر ائتلاف شوم امریکا-اسرائیلی برای تجزیه قومی و جغرافیایی ایران، سرنگونی نظام مردمی آن از طریق تسخیر «خیابان» است. برای این مقصود در سال ۱۴۰۴ در سه مرحله توطئه تسخیر «خیابان» از سوی ائتلاف شیطانی اجرا شد. 23 خرداد باور داشت که در ادامه هجوم نظامی، مردم به «خیابان» خواهند ریخت و نظام سرنگون می شود. هجوم را انجام داد، اما مردم به خیابان نیامدند. بلکه وحدت ملی و حب وطن که در دلشان افزون گشته بود ادامه نبرد نظامی برای شیاطین را هم بی فایده ساخت. لذا تا توطئه ای دیگر تقاضای آتش بس کردند. 18 دی نقشه عوض شد، زیرا در مرحله قبل نیروی خارجی موجب وحدت ملی شده بود. پس مزدوران داخلی را اجیر کردند تا در قالب گروه های چریکی به ترور کور در نقاط منتخب بپردازند؛ بدان امید که مردم ناراضی از گرانی های ناشی از سیاست های ارزی دولت به آنها بپیوندند، «خیابان» را تسخیر کرده و مقدمه سرنگونی نظام فراهم آید. با فراخوان رضا پهلوی گروه های ترور، جامعه را به آشوب کشیدند. راهبرد آنان خروج از دنیای مجازی و اعلام موجودیت در عالم واقع از طریق تسخیر «خیابان» بود. بدان امید که با جرقه گروه های ترور، مردم ناراضی به «خیابان» خواهند آمد و موقعیت مناسب برای مداخله نظامی خارجی فراهم می شود تا از دو سو نظام را محاصره و ساقط کنند. در عمل اما، با فاصله یک روز و اندی از غلبه ترور بر خیابان، نیروهای انتظامی وارد میدان شدند و رویارویی دو گروه، اگرچه به تلفات سنگین دو طرف و مردم بیگناه انجامید، اما مانع تصرف «خیابان» شد و مقدمه ورود قوای بیگانه محقق نشد. در گام سوم، تحلیل دشمن امریکا-اسرائیلی همچنان مبتنی بر تسخیر «خیابان» بود. تصورشان آن بود که در مرحله قبل، سرکوب نظامی گروه های ترور مانع تکمیل نقشه بوده است. لذا این بار اقدام نظامی محدود را نقطه شروع قرار دادند تا مرحله ترور و آشوب در خلاء قدرت پس از آن آغاز شود. 9 اسفند جنگ رمضان با هجوم امریکا-اسرائیلی شروع شد. در ضربه اول، رهبر انقلاب و جمعی از فرماندهان ارشد نظامی به شهادت رسیدند. اما حلقه های بعدی زنجیره نقشه امریکا-اسرائیلی مطابق پیش بینی آنها محقق نشد. قوای نظامی ایران به سرعت وارد مقابله نظامی بازدارنده و تدریجاً هجومی شد و ملت پشتیبان نظام نیز به سرعت «خیابان» را به تصرف خود درآورد. حضور بی وقفه ملت در خیابان حماسه آفرید. نه تنها مانع نقش آفرینی گروه های ترور شد، بلکه مقدمه روح افزایی، حس وحدت و قوام روح سلحشوری ملت گردید. در این هنگام مسئولان کشور نیز که پی به خاصیت عملی «خیابان» برده بودند، بی وقفه بر تداوم حضور ملت در «خیابان» پای فشردند. به سرعت سیاست حفظ «خیابان» برای حفظ نظام به سیاست اصلی جنگ رمضان بدل شد. «شما خیابان را داشته باشید، ما میدان را خواهیم داشت» (مجید موسوی فرمانده سپاه ۴۰۴/۱۲/۱۲). «حضور و مشارکت [در خیابان] واجب کفایی محسوب می شود» (آیت الله سیستانی ۴۰۴/۱۲/۱۶ا). «این سرباز کوچکتان سه درخواست از شما دارد : خیابان، خیابان، خیابان» (قالیباف ۴۰۴/۱۲/۲۰). «باید حضور مؤثر در صحنه حفظ شود، چه به صورتی که در این روزها و شب های جنگ از خود نشان دادید و چه به صورت انواع نقش آفرینی های مؤثر در عرصه های مختلف» (آیت الله مجتبی خامنه ای ۴۰۴/۱۲/۲۱). «قسم می خورم حضور مردم در خیابان ها ثوابش به مراتب از عبادت در سحرهای ماه رمضان بیشتر است» (ایت الله مروی ۴۰۴/۱۲/۲۶). شکل گیری ادبیات دینی و اجتماعی در تأیید مقام خیابان و اهمیت آن در سرنوشت جامعه، دستاورد توطئه های امریکا-اسرائیلی در سال ۱۴۰۴ بود. بروز رویدادهای بی نظیر در فضای خیابان مؤید ظرفیت بزرگ آن در ساخت و تعیین سرنوشت اجتماع است. اگر قرآن به شهادت آیه «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» (سوره رعد، آیه 11) سرنوشت جامعه را نتیجه وضع افراد آن دانسته، قهراً «موقعیت» رشد افراد امری راهبردی تلقی می شود. در اینجا نقش «خیابان» به مثابه «مکان» تجربه عملی انسان در معاشرت با اجتماع یگانه می گردد. همین نقش برای خیابان کافی است تا مدیران و برنامه ریزان دیگر خیابان را صرفاً ابزار تردد نشمارند. بلکه آن را «مکان» ظهور قوای نهفته در اجتماع بدانند و در هنگام برنامه ریزی، طراحی، ساخت و مدیریت، متوجه باشند که موضوع کارشان مهمترین اندام شهر و مدرسه انسان سازی و جامعه سازی است. خیابان همان طور که ساحل نجات جامعه در نقابل با هجوم امریکا-اسرائیلی بود، در مرحله ساخت کشور نیز فرصتی بی بدیل است. باشد که
خانه زیست پذیر؛ هم نهشت مسکن و منظر در گونه های ویلایی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۸ بهار ۱۴۰۵ شماره ۷۴
20-31
حوزههای تخصصی:
خانه همواره فراتر از یک کالبد بسته و عملکردی، بنیادی ترین بستر زیست انسان بوده است؛ فضایی که صرفاً به کارکرد سرپناه محدود نمی شود، بلکه حامل هویت، خاطره، آسایش و پیوندهای اجتماعی است. در این میان، منظر اعم از فضاهای باز، نیمه باز و چشم اندازهای طبیعی یا مصنوع، نقشی تعیین کننده در کیفیت تجربه زیسته از خانه دارد. بااین حال، روند معماری معاصر به گسست میان خانه و منظر انجامیده که پیامد آن کاهش دلبستگی، ضعف در تعاملات اجتماعی و کاستی در زیست پذیری فضاهای مسکونی است. بنابراین، ضرورت این پژوهش در واکاوی نسبت خانه و منظر و تبیین سازوکارهای هم نهشتی این دو در گونه های ویلایی معاصر نهفته است؛ چراکه بازاندیشی در این پیوند می تواند راهی برای ارتقای کیفیت زندگی در بسترهای امروزین فراهم آورد. این مقاله با اولویت دادن به ماهیت منظر در ارتقای زیست پذیری مسکن، خصلت های خانه زیست پذیر را از دیدگاه منظرین تحلیل می کند و در این راه به ارزیابی تطبیقی شیوه های هم نهشت مسکن و منظر در گونه های ویلایی معاصر می پردازد. روش پژوهش استدلال منطقی و قیاسی است که با شبیه سازی نمونه های منتخب ویلاهای معاصر در نرم افزار دپت مپ و ای گراف، اثرگذاری شیوه های ترکیب توده/ فضا را بر مؤلفه های زیست پذیری خوانش می کند. بررسی تطبیقی، شش گونه متمایز سازمان فضایی از ترکیب توده/ فضا را در بر می گیرد. نتایج پژوهش نشان داد که در میان شاخص های مورد بررسی، دسترس پذیری و رؤیت پذیری بیشترین نقش را در ارتقای زیست پذیری خانه ایفا می کنند؛ به گونه ای که مسیرهای مستقیم و منظم، امکان حضور و پویایی فضایی را افزایش داده و چیدمان باز و سیال عرصه های منظرین، بیشترین گشودگی دیداری را فراهم کرده است. در مقابل، شاخص های عمق و محصوریت بیشتر به حفظ قلمروها و حریم های خصوصی کمک می کنند. بنابراین، زیست پذیری خانه زمانی محقق می شود که این شاخص ها در یک ترکیب متوازن، هم زمان امکان تعامل فضایی و تجربه چشم اندازهای طبیعی را در کنار حفظ حریم های مکانی فراهم آورند.
بازنماییِ فیلمیِ مفهوم اگزیستانسیالِ دوستی در فیلم خانه دوست کجاست؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل و تبیین شیوه بازنمایی فیلمی مسائل وجودی در آثار عباس کیارستمی، با تمرکز ویژه بر فیلم خانه دوست کجاست؟ انجام شده است. به نظر می رسد که کیارستمی در این فیلم به شیوه ای عمیق به بازتاب مفهوم اگزیستانسیال دوستی و مسائل مرتبط با آن از جمله مسئولیت، تعهد و جستجوی اخلاقی پرداخته است. این مطالعه قصد داشته است که با بررسی دقیق فیلم مذکور شگردها و تکنیک های فیلمیِ کیارستمی را در بازنمایی مفاهیم اگزیستانسیال کشف و عرضه کند؛ و از روش تحلیلی-تفسیری با رویکرد نئوفرمالیسم برای این کار استفاده می کند. کیارستمی در فیلم خانه دوست کجاست؟ به طور خاص به مسئله دوستی و مسئولیت ها و تعهدات و جست وجوهای اخلاقیِ ناشی از آن پرداخته است. این فیلم با تمرکز بر داستانی ساده و روزمره، اما عمیق، به تماشاگر نگرشی فلسفی و وجودی از آن مسائل انسانی می دهد. بازنمایی واقعیت های روزمره در این فیلم، به فیلم ساز امکان داده تا مخاطب را با عمق و پیچیدگی های اخلاقی و فلسفی همراه کند. کیارستمی همه این ها را از طریق ابزارهای سینمایی از جمله روایت دراماتیک، تصویربرداری، نورپردازی، تدوین و صدا انجام داده است و با سبک خاص خود مخاطب را به سفری همراه با احمد، قهرمان فیلم، برای کندوکاو در ژرفاهای دوستی به مثابه امری وجودی در زندگی انسانی می برد.
مطالعه تطبیقی نشانه شناختی نقش ماه و ستاره در بشقاب های سیمین ساسانی با نقش شکار شاهی و بافته ژاپونی (خزانه شوسوئین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۴ بهار ۱۴۰۵ شماره ۵۱
6-15
حوزههای تخصصی:
نمادهای آسمانی همچون ماه و ستاره در طول تاریخ در فرهنگ های گوناگون، مفاهیم متنوعی داشتند و در هنرهای کاربردی نیز بازتاب یافته اند. در این میان، بررسی تطبیقی این دو نماد در هنر ایرانِ دوره صفوی و ژاپنِ دوره ادو، می تواند سبب شناخت عمیق تری از زمینه های فرهنگی و معنایی آن ها شود. پرسش اصلی این پژوهش آن است که این نمادها در دو بستر فرهنگی مذکور چه شباهت ها و تفاوت هایی از حیث فرم، محتوا و کارکرد دارند؟ هدف از انجام این پژوهش تحلیل تطبیقی نمادهای ماه و ستاره در بشقاب های صفوی و منسوجات ژاپنی ادو با تأکید بر مفاهیم نمادین و زمینه های زیباشناختی است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی با رویکرد تطبیقی بوده و داده ها به صورت کتابخانه ای گردآوری شده اند. نتایج نشان می دهند نماد ماه و ستاره در هر دو فرهنگ، با مفاهیم کیهان شناسی، آیینی و زیبایی شناسی گره خورده اند. در ایران صفوی، این نمادها بیش تر با مفاهیم عرفانی و نظم کیهانی معنا یافته اند، درحالی که در ژاپن ادو، پیوندی نزدیک تر با طبیعت، آیین های بومی و چرخه زمان دارند. این هم گرایی و واگرایی در کاربرد و معنا، گویای ظرفیت این نمادها برای بازنمایی درونیات فرهنگی در دو تمدن شرقی است.