ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۵۰۱ تا ۳۰٬۵۲۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۳۰۵۰۱.

همگامی شاخصه های اصلی تصویرسازی و متن دروس خداشناسی در کتاب هدیه های آسمان پایه چهارم ابتدائی ۱۴۰۲ ه.ش در ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۰
کتاب هدیه های آسمان، عهده دار آموزش مفاهیم دینی به دانش آموزان مقطع ابتدائی در ایران است که تصویرسازی مناسب برای آن، می تواند کمک شایانی به فهم مضامین دینی دروس بنماید. تصویرسازی این مضامین، به دلیل ویژگی های خاص ذهنی کودکان و نوجوانان، دارای اهمیت بسزایی است و شیوه و سبک منحصر به فرد خود را می طلبد. به همین منظور، تحلیل عناصر و شاخصه های متن و گزینش راه حل تصویری مناسب برای بیان پیام متن، بهترین الگو برای تصویرسازی این کتاب ها است. مساله پژوهش حاضر این است: شاخصه ها ی تصویرسازی دروس خداشناسی در کتاب هدیه های آسمانی پایه چهارم در سال۱۴۰۲ه.ش تا چه میزان مفاهیم خداشناسی را ارائه می دهند؟ هدف، بازشناسی میزان انطباق این تصویرسازی ها با متن کتاب و در نهایت ارائه شیوه ای برای تصویرسازی دروس خداشناسی پایه چهارم است. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی تحلیلی و شیوه تحلیل نیز کمی و کیفی است. در این راستا، ده شاخصه ی مشترک میان متن و تصویر، شامل: هدف، مفهوم، احساس، رویداد، سبک، شیوه اجرا، شخصیت پردازی، فضاسازی، زمان و عنصر انتخاب شدند و سپس دیدگاه های چهل نفر کارشناس و مدرس در حوزه ی تصویرسازی و معلمین پایه ابتدایی به وسیله پرسشنامه مورد استفاده قرار گرفت. نتیجه آن که، میانگین ۶۳ درصد تطابق تصویرسازی با متن برای ده شاخصه ی چهار درس خداشناسی به دست آمد که شاخصه های مفهومی و بنیادین با ۵۷ درصد، موفقیت کمتری را سبت به شاخصه های شکلی و اجرائی نشان می دهند. این بدان معناست که تصویرگران تحلیل متوسطی از متن داشته و ضروری است راهبردهای تصویری به کار رفته برای بیان مضامین دینی ارتقاء یابد.
۳۰۵۰۲.

پژوهشی در شناخت پیشگامان گرافیک نوین ایران در دهه ۲۰ و ۳۰ ه.ش

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۶
تا قبل از ورود صنعت چاپ به ایران، تولیدات رسانه ای به زبان نوشتار و تصویر، محدود به درباریان و عمدتاً معطوف به اجرای دستی بود که به تبع فرآیند تولید کُند، تعداد محدودی داشت. پس از تحوّلات ایران در عهد قاجار و ورود صنعت چاپ به کشور، فرآیند تولید آثار گرافیکی متحوّل و روند سنتی تولید تک نسخه ای به تعداد انبوه بدل گشت. آغاز سلطنت رضاشاه و ورود به دوره ی جدید سیاسی، اجتماعی و نوسازی ایران از سال ۱۳۰۴ ه.ش به بعد آغاز می شود. حضور طراحان گرافیک مهاجر همچون ناپلئون و موشَق سروری و فردریک تالبرگ از عوامل مهّم در تحوّلات طراحی گرافیک معاصر ایران در سال های ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ ه. بوده است؛ امّا این نکته که چه افرادی پس از این هنرمندان مهاجر، در شکل گیری گرافیک مدرن ایران در دهه ی ۲۰ و ۳۰ ه. نقش داشته اند پرسش اصلی این پژوهش بوده است. از این رو، برآیند این پژوهش که بر اساس شیوه ی توصیفی و تحلیلی استوار گردید، نشان می دهد فعّالیت هنرمندانی از جمله موشق آبرام آبراهامیان، هایک اُجاقیان، محمود جوادی پور، محسن دولو، بیوک احمری، محمّد بهرامی، هوشنگ کاظمی، صادق بریرانی، محمّد زمان زمانی، بوریس آسیریان، هرمز وحید، پرویز کلانتری و... در شکل گیری و رشد این هنر در دهه ی ۲۰ و ۳۰ ه.ش نقش اساسی داشته است. اگرچه برخی از این هنرمندان در دهه ی ۴۰ ه.ش به شهرت رسیدند امّا به دلیل شروع فعّالیت در این بازه ی زمانی و نقش مؤثری که در شکل گیری و رشد گرافیک ایران داشتند در این پژوهش معرّفی شده اند.
۳۰۵۰۳.

دگرگونی مناسبات مکانی در تعزیه معاصر: تحلیلی از دیدگاه ادوارد تی. هال و تأثیرات آن بر تعامل مخاطب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۵
این پژوهش قصد دارد با مطالعه رمزگان های مکانی در نظام های دلالی اجرای تعزیه در ایران، به تحلیل چگونگی دگرگونی و تحول کارکردی آن ها در راستای شکل گیری و انتقال محتوا و همچنین تقویت تعامل دوسویه با مخاطب در فرهنگ ایرانی بپردازد. بر این مبنا به تبیین ویژگی های مکان اجرا در فرآیند تولید معنای این گونه نمایشی، از دل مکان های بسته (همچون تکایا و حسینیه ها) به درون مناسبات اجتماعی و زندگی روزمره در سال های اخیر خواهد پرداخت. رویکرد نظری بحث به طور عمده برگرفته از مطالعات ادوارد تی. هالِ مردم شناس در تحلیل رمزگان های موقعیت مکانی و دیگر صاحب نظران عرصه اجرا و نیز هنر تعزیه، امکان تحلیل چگونگی تأثیرگذاری دلالت گرهای مکانی را در فرآیند اجرای تعزیه معاصر مهیا خواهند نمود. روش تحقیق کیفی این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی است که ضمن تبیین نظام های ارتباطی مکانی در حوزه مطالعاتی اجرا، به تحلیل این ویژگی ها در شیوه دگرگونی ظرفیت های نمایشی تعزیه امروز پرداخته خواهد شد. یافته های تحقیق گویای این واقعیت هستند که در شکل های اجرای سنتی (عرف گرای) تعزیه به مثابه یک هنر آیینی- مذهبی، مکان ثابت و نیمه ثابت به عنوان نظام نحوی غالب دلالت گرهای مکانی اثر گذار بوده است. با ورود تعزیه به درون زندگی شهری، عنصر مکان در این شکل از هنرهای نمایشی ایرانی، دیگر به مفهوم فضا کارکرد گذشته خود را ندارند. در واقع تعزیه معاصر با ظرفیت های اجراییِ تعاملی خود به واسطه مکان زدایی و حرکت از یک معماری ثابت به یک فضای عمومی، سبب تغییر کارکرد مکان نمایشی از فضا به عنوان یک ارگانیک غیرفعال به یک موجودیت غیر ارگانیک فعال یعنی زنده و قابل لمس، به معنای یک محیط یا زیست-مکان نمایشی، گردیده و موجب گسترش مشارکت و آزادی تماشاگر در فرآیند اجرا می شوند.
۳۰۵۰۴.

تحلیل نقش الهه مادر در دستبافته های ایران و ترکیه با تاکید بر پیشینه تاریخی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۸
پرسش اصلی تحقیق حاضر چیستی تشابهات و تفاوت های شکلی و معنایی نقوش هندسی دستبافته های ایران و ترکیه است که مرتبط با فلسفه ستایش الهه مادرند. این امکان وجود دارد که بر اساس کشفیات باستان شناسی به شناسایی پیشینه این نقوش پرداخته شود. مقاله حاضر در پی جستجو و تشریح این وجوه مشترک تاریخی و تفسیر نقوش بر اساس نظریه الهه مادر و نمادهای وابسته به آن است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی است و روش گردآوری مطالب به شیوه کتابخانه ای و از طریق تصویرخوانی و یادداشت برداری است. روش تجزیه و تحلیل داده ها کیفی است. بر اساس یافته های پژوهش، متون مذهبی باستانی ایرانی زن را به عنوان مظهر باروری نماینده ی مظاهر طبیعی مانند آب و گیاه و زمین بیان کرده اند. سه امشاسپند مونث در آیین مزدایی، سپنتا ارمئیتی (فرشته ی زمین)، امرتات (سرور گیاهان) و هئورتات (سرور آب ها) هستند. این در حالی است که زمین، آب و گیاه که این فرشتگان نگهبان آنند، مظاهر طبیعی هستند که همگی با مفهوم رویش، زایندگی و حیات ارتباط تنگاتنگی دارند. بر اساس تحقیقات باستان شناسی باور به الهه مادر از دوران نوسنگی و قبل از آن در تمدن های باستانی از جمله ایران و آناتولی وجود داشته است و مفاهیم اسطوره ای در ادبیات ترکیه نیز این موضوع را تایید می کند. این باور مشترک و تعاملات فرهنگی دیگر، سرچشمه تولد سنت تصویری مشترکی است که در دستبافته های ایران و ترکیه به چشم می خورد. لوزی شاخ دار و پیکره نشسته هندسی با بازوها و پاهای گسترده یکی از این نقشمایه هاست. این نقوش اغلب با مفاهیم باروری و زندگی مرتبط هستند.
۳۰۵۰۵.

بررسی و تحلیل پیکره های سفالین مادر و کودک در دوران سلجوقی بر مبنای نظریه آیکونولوژی آروین پانوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۰
آثار هنری از جمله سفال، در سده های مختلف تاریخی، انعکاس دهنده اندیشه ها و دیدگاه های آیینی و مذهبی بوده است. در این میان؛ آثار سفالی دوره سلجوقی، از دوره های باشکوه هنر ایران، حائز اهمیت بسیاری است. تزیینات و فرم های به کار رفته در این گونه آثار؛ به خوبی انعکاس دهنده دیدگاه ها و بازتاب نگرش اجتماعی جامعه آن دوران است. پژوهش حاضر به بررسی پیکره های سفالین از نوع مادر و کودک در دوران سلجوقی می پردازد و هدف آن، بررسی کاربرد آن ها، نقد دیدگاه های محققان در مورد این نوع آثار و در نهایت شناسایی هویت اصلی صاحب پیکره ها بر اساس مطالعه متون مرتبط با دوره سلجوقیان است. برای نیل به این اهداف از روش شمایل شناسی آروین پانوفسکی بهره برده شده است. پرسش های مطروحه در باب موضوع این است: 1) هدف از ساخت پیکره های سفالین مادر و کودک چیست؟2) و چه کاربردی داشته اند؟ این پژوهش از نوع کیفی بوده و روش تحقیق به کار رفته به صورت توصیفی-تحلیلی و شیوه گردآوری داده ها؛ به صورت مطالعات کتابخانه ای است. با توجه به مقایسه پیکره ها با نمونه های مشابه و همچنین نقد و بررسی مباحث گذشته درباره کارکرد این نوع مجسمه ها؛ می توان نتیجه گرفت که پیکره های سفالین مادر و کودک، نمی توانند نوعی ریتون باشند و از طرفی با توجه به نوع لباس و آرایش و تطابق با نگاره های این دوره؛ مادر و کودک نوعی نبوده و با استناد به نوع لباس و جزییات نقوش؛ به صورت زنی درباری بوده است. در پایان باید گفت که با توجه به مرسوم بودن ساخت پیکره های شاهان این سلسله؛ پیکره های مورد بحث در این پژوهش می تواند پیکره ترکان خاتون (همسر سلطان ملکشاه سلجوقی) و پسر شیرخوارش محمود باشد.
۳۰۵۰۶.

بررسی دلایل اقبال عمومی به طراحی معماری نمای رومی و تأثیر آن بر سیما و هویت شهری؛ نمونه موردی: شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۲
طی سال های اخیر، نمای رومی در مناطق مسکونی شهر ایلام رشد چشمگیری داشته و به یکی از سبک های غالب نماسازی شهری تبدیل شده است. این گسترش موجب بی هویتی سیمای شهری شده؛ چراکه نمای رومی با ساختار تاریخی و نظام معماری ایرانی، ریشه دار در فرهنگ بومی، ناسازگار است. در این پژوهش، از تلفیق رویکرد کیفی گراندد تئوری با الگوی نظام مند اشتراوس و کوربین، به منظور تحلیل مفاهیم بنیادین و تولید چهارچوب نظری پدیده، استفاده شده است. همچنین به علل گرایش عمومی به این سبک و تأثیرات آن بر منظر شهری ایلام نیز پرداخته شده است. 488 داده اولیه از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۷ نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه های مرتبط گردآوری شده اند که در ۲۴۱ کدگذاری باز، ۴۳ مؤلفه و ۷ مقوله اصلی دسته بندی شدند. نتایج نشان دادند که ویژگی های کالبدی و بصری نماهای رومی، از مهم ترین عوامل جذابیت آن برای عموم مردم بوده اند. از لحاظ اقتصادی نیز، این شیوه نماسازی به دلیل سودآوری زیاد و سهولت اجرا، استقبال گسترده سازندگان و پیمانکاران را به دنبال داشته است. محرک های اقبال عمومی به سمت معماری نمای رومی در جامعه ایران عبارت اند از: نداشتن آگاهی، ضعف آموزشی طراحان و معماران، فقدان هویت و قوانین در بناهای اجراشده. پیامد توجه و رویکرد جامعه به طراحی معماری نمای رومی نیز شامل ترویج معماری بی هویت، نابودی سیما و منظر شهری می شود. براساس یافته ها، می توان ادعا کرد که «بازنمایی منزلت اجتماعی از طریق نماهای شهری در بستر فرهنگ مصرف گرایانه و ضعف ساختارهای آموزشی و نظارتی»، الگوی غالب در تبیین اقبال به سبک نمای رومی در شهر ایلام بوده است.
۳۰۵۰۷.

تبیین نحوه اثرگذاری مؤلفه های اجتماعی بر زیست پذیری شهری در سکونتگاه های غیررسمی؛ مطالعه موردی: محله قلعه شهر چهاردانگه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۳
زیست پذیری شهری در دهه های اخیر به یکی از محورهای کلیدی برنامه ریزی شهری بدل شده است؛ به ویژه در سکونتگاه های غیررسمی که نابرابری فضایی، ضعف نهادی و کمبود زیرساخت ها کیفیت زندگی ساکنان را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. با وجود گسترش مطالعات پیرامون ابعاد کالبدی و زیست محیطی زیست پذیری، نقش مؤلفه های اجتماعی در شکل گیری تجربه زیستی شهروندان همچنان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر، تبیین اثر مؤلفه های اجتماعی شامل امنیت، رضایت مندی، ارتباطات اجتماعی، کیفیت مسکن، حس تعلق و سرمایه اجتماعی بر زیست پذیری شهری در سکونتگاه غیررسمی محله قلعه در شهر چهاردانگه است. پژوهش با رویکرد پسااثبات گرایانه و روش کمی انجام گرفت و تعداد نمونه های مورد نیاز پژوهش با استفاده از نرم افزار G-POWER مشخص شد. سپس داده ها از طریق پرسش نامه ساخت یافته از ۱۸۰ نفر از ساکنان (به روش نمونه گیری تصادفی ساده) گردآوری و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS تحلیل شد. نتایج مدل نشان داد که مؤلفه های امنیت، رضایت مندی و ارتباطات اجتماعی اثر منفی و معنادار بر زیست پذیری اجتماعی دارند که این بیانگر سطح پایین احساس امنیت و انسجام اجتماعی در محله است. در مقابل، کیفیت مسکن با ضریب مثبت و معنادار به عنوان تنها عامل مؤثر شناسایی شد. متغیرهای میانجی سرمایه اجتماعی و حس تعلق نیز اثر مثبت اما متوسطی بر زیست پذیری محله داشتند. درمجموع، اثر کل زیست پذیری اجتماعی بر زیست پذیری محله بیشتر از مسیرهای غیرمستقیم منتقل شد. این یافته ها نشان می دهد که در بافت های غیررسمی، ضعف اعتماد، ناهمگونی قومی و کمبود انسجام اجتماعی کارآمدی مؤلفه های اجتماعی را کاهش می دهد؛ درحالی که بهبود کیفیت مسکن و تقویت پیوندهای محلی می تواند مهم ترین مسیر ارتقای زیست پذیری و کیفیت زندگی ساکنان باشد.
۳۰۵۰۸.

خانه زیست پذیر؛ هم نهشت مسکن و منظر در گونه های ویلایی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۱
خانه همواره فراتر از یک کالبد بسته و عملکردی، بنیادی ترین بستر زیست انسان بوده است؛ فضایی که صرفاً به کارکرد سرپناه محدود نمی شود، بلکه حامل هویت، خاطره، آسایش و پیوندهای اجتماعی است. در این میان، منظر اعم از فضاهای باز، نیمه باز و چشم اندازهای طبیعی یا مصنوع، نقشی تعیین کننده در کیفیت تجربه زیسته از خانه دارد. بااین حال، روند معماری معاصر به گسست میان خانه و منظر انجامیده که پیامد آن کاهش دلبستگی، ضعف در تعاملات اجتماعی و کاستی در زیست پذیری فضاهای مسکونی است. بنابراین، ضرورت این پژوهش در واکاوی نسبت خانه و منظر و تبیین سازوکارهای هم نهشتی این دو در گونه های ویلایی معاصر نهفته است؛ چراکه بازاندیشی در این پیوند می تواند راهی برای ارتقای کیفیت زندگی در بسترهای امروزین فراهم آورد. این مقاله با اولویت دادن به ماهیت منظر در ارتقای زیست پذیری مسکن، خصلت های خانه زیست پذیر را از دیدگاه منظرین تحلیل می کند و در این راه به ارزیابی تطبیقی شیوه های هم نهشت مسکن و منظر در گونه های ویلایی معاصر می پردازد. روش پژوهش استدلال منطقی و قیاسی است که با شبیه سازی نمونه های منتخب ویلاهای معاصر در نرم افزار دپت مپ و ای گراف، اثرگذاری شیوه های ترکیب توده/ فضا را بر مؤلفه های زیست پذیری خوانش می کند. بررسی تطبیقی، شش گونه متمایز سازمان فضایی از ترکیب توده/ فضا را در بر می گیرد. نتایج پژوهش نشان داد که در میان شاخص های مورد بررسی، دسترس پذیری و رؤیت پذیری بیشترین نقش را در ارتقای زیست پذیری خانه ایفا می کنند؛ به گونه ای که مسیرهای مستقیم و منظم، امکان حضور و پویایی فضایی را افزایش داده و چیدمان باز و سیال عرصه های منظرین، بیشترین گشودگی دیداری را فراهم کرده است. در مقابل، شاخص های عمق و محصوریت بیشتر به حفظ قلمروها و حریم های خصوصی کمک می کنند. بنابراین، زیست پذیری خانه زمانی محقق می شود که این شاخص ها در یک ترکیب متوازن، هم زمان امکان تعامل فضایی و تجربه چشم اندازهای طبیعی را در کنار حفظ حریم های مکانی فراهم آورند.
۳۰۵۰۹.

خوانشی از رابطه ساکن و مسکن بر اساس نظریه قابلیت محیط گیبسون در خانه های قاجاری شیراز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۰
رابطه انسان و محیط، به ویژه در بستر مسکن، یکی از بنیادی ترین وجوه زندگی انسانی است که تأثیر عمیقی بر کیفیت زیست روزمره دارد. مسکن نه صرفاً یک پناهگاه فیزیکی، بلکه بستری پویا برای تعاملات عاطفی، اجتماعی و فرهنگی انسان با محیط پیرامون است. این پژوهش با اتکا بر نظریه قابلیت محیط جیمز گیبسون، به واکاوی رابطه میان ساکن و مسکن در خانه های تاریخی دوره قاجاریه در شهر شیراز می پردازد. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و انجام مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با افرادی که دارای تجربه زیسته در این خانه ها هستند گردآوری شده و مشارکت کنندگان به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. تحلیل داده ها نیز به شیوه کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری و انتخابی) صورت گرفته است. یافته های پژوهش به ارائه مدلی مفهومی منجر شد که در آن، نیازها، انگیزش ها و فعالیت های ساکن در نقش عوامل درونی، و فضا، معنا و مکان در نقش مؤلفه های محیطی مسکن، در تعامل مستمر و سازنده با یکدیگر قرار دارند. بر اساس چارچوب نظری گیبسون، ادراکات حسی نقش واسطی کلیدی در این تعامل ایفا کرده و بستر شکل گیری رفتارهای انسانی در فضاهای معماری محسوب می شوند. خانه های قاجاری شیراز، علاوه بر پاسخ گویی به نیازهای عملکردی، واجد معانی فرهنگی و تاریخی ژرفی هستند که در تجربه زیسته ساکنان متجلی می گردد. این رابطه چندلایه، نقشی تعیین کننده در تکوین رفتار و هویت فضایی افراد ایفا کرده و نشان می دهد که درک دقیق از قابلیت های محیطی می تواند زمینه ساز حفظ و ارتقای هویت کالبدی و معنایی این خانه ها باشد. بنابراین، مدل مفهومی ارائه شده نه تنها چارچوبی نظری برای تحلیل رابطه ساکن و مسکن در بستر خانه های تاریخی است، بلکه می تواند به عنوان راهنمایی عملی برای طراحان و پژوهشگران معماری در جهت خلق محیط های پایدار، زمینه گرا و انسان محور در معماری معاصر به کار گرفته شود.
۳۰۵۱۰.

شاخص های نحو فضایی مؤثر در شناسایی کانون های جرم خیز: مطالعه موردی بازار همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۳
بیان مسئله: یکی از معضلات بازارهای تاریخی، وجود ناهنجاری های اجتماعی است که منجر به عدم برخورداری از امنیت شده است. مطالعه موردی این تحقیق بخشی از بازار همدان است که دارای برخی از این ناهنجاری های اجتماعی است. مسئله اساسی تحقیق حاضر را می توان به دو بخش تقسیم کرد. بخش اول اینست که، کدامیک از شاخص های نرم افزار space syntax در تشخیص مکان های وقوع جرم مؤثرتر هستند در بخش دوم اینست که، آیا این نرم افزار توانایی شناسایی تمامی مکان های وقوع جرم را دارد؟ لازم به ذکر است که یکی از کاستی های موجود در تحقیقات انجام شده این است که میزان توانایی نرم افزار در تشخیص مکان های وقوع جرم با دلایل غیر کالبدی به خوبی تبیین نشده است. هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش سنجش میزان کارایی روش نحو فضا و شاخص های مؤثر آن در تشخیص مکان های وقوع جرم با دلایل کالبدی و غیر کالبدی است و در ادامه نیز راهکارهای کالبدی و غیر کالبدی جهت بهبود وضعیت امنیت و کاهش جرم و ناهنجاری در محدوده مطالعه شد. روش پژوهش: در این پژوهش ابتدا، با بهره گیری از نقشه شناختی کانون های شکل گیری جرایم و نوع جرایم (متغیر وابسته) در محدوده موردمطالعه شناسایی و طبقه بندی شده است. سپس محدوده موردمطالعه با استفاده از شاخص های نرم افزار Ucl depth map (متغیر مستقل) مورد ارزیابی و سنجش نحو فضایی قرار گرفته است تا نقش عوامل کالبدی بر شکل گیری کانون های وقوع جرم ارزیابی شود. نتیجه گیری: درنهایت از طریق مقایسه تطبیقی اطلاعات کمّی و کیفی به دست آمده، عوامل کالبدی و غیرکالبدی مؤثر بر شکل گیری کانون های وقوع جرم شناسایی و طبقه بندی شده و میزان کارایی روش نحو فضا و مؤثرترین معیارهای آن (عمق، اتصال و مساحت دید) در تشخیص نقاط جرم خیز سنجیده شد. همچنین مشخص شد که نرم افزار در تشخیص مکان های وقوع جرم با دلایل غیرکالبدی توانایی لازم را ندارد.
۳۰۵۱۱.

بررسی و مطالعه نقوش شبه یین و یانگ در هنر سفالگری دوران اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۰
جستار حاضر، به مطالعه نقوش تزیینی مشابه فرم «یین و یانگ» در هنر سفالگری دوران اسلامی ایران می پردازد. یین و یانگ فرمی دایره ای شکل و متشکل از دو قسمت است که به نیروهای متضاد هستی و در عین حال مکمل هم، اشاره دارد. انگاره اصلی مقاله مبتنی بر اینست که در طول دوران اسلامی ایران هنرمندان مختلف از جمله سفالگران با الگوبرداری از نقش یین و یانگ طیف متنوعی از نقوش مشابه را برای تزیین آثار هنری ابداع کردند که در عین حال دارای ابعاد هویتی خاص متناسب با حکمت هنر اسلامی بوده است. بطور خاص در برخی از سفالینه های دوران اسلامی ایران چنین نقوشی مشاهده می شود که می توان وجوه اشتراکی بین آنها و فرم یین و یانگ چین یافت. وجوه اشتراک مد نظر که می تواند در شناسایی خاستگاه بخشی از نقوش سفالینه اسلامی موثر افتد دلیلی بر انجام این پژوهش است و به دنبال پاسخ به این پرسش است که؛ نقوش تزیینی مشابه با فرم یین و یانگ چین در تزیینات سفالینه دوران اسلامی ایران تحت تاثیر چه عواملی به کار رفته و به لحاظ اجرا به چند گونه قابل دسته-بندی می باشد؟ در راستای نیل به پاسخ این پرسش از روش تحقیق توصیفی- تطبیقی با رویکرد تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و الکترونیکی استفاده شده است. از میان آثار قابل دسترس سفالینه، 10 اثر شاخص به لحاظ شباهت بیشتر با فرم یین و یانگ در نقوش و با توالی تاریخی از ابتدای دوران اسلامی تا پایان دوره قاجار مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که: گونه های متعدد نقوش مشابه با فرم یین و یانگ در آثار سفالینه ی دوران اسلامی ایران قابل شناسایی است که دارای شباهت های زیادی با فرم مذکور است ولی در جزییات طراحی و ماهیت مفهومی حکمت هنر اسلامی تفاوت هایی مشاهده می شود که از جمله تفاوتهای طراحی می توان به اجرای این فرم در قالب نقش اسلیمی یا گیاهی یا جانوران مختلف اشاره کرد؛ به عبارت دیگر هنرمندان سفالگر مسلمان با الهام از فرم و معنای یین و یانگ و ترکیب آن با اندیشه های اسلامی، نقوش مشابهی را در قالبهای ابتکاری و بدیع بکار برده اند.
۳۰۵۱۲.

واکاوی نقش رشته طراحی شهری در توسعه حمل ونقل فعال: مروری انتقادی بر ادبیات موجود و دلالت هایی برای مطالعات طراحی شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۷
حمل ونقل فعال، پیاده روی و دوچرخه سواری شهری، به عنوان حوزه ای راهبردی و کلیدی در ارتقای حمل ونقل پایدار و گذار از خودرومحوری به انسان محوری شناخته می شود و در سال های اخیر نیز مورد توجه مطالعات جهانی و سیاست گذاری های شهری قرار گرفته است. بااین حال، در ادبیات رشته طراحی شهری هنوز تصویر روشنی از چگونگی نقش آن در توسعه حمل ونقل فعال شکل نگرفته است و به نظر می رسد طراحی شهری به عنوان یک رشته و حرفه مستقل، در مقایسه با سایر حوزه ها و رشته های دیگر، همچون حمل ونقل، حوزه سلامت و علوم اجتماعی، کمتر توانسته بدنه ای متمایز و قابل شناسایی درباره نقش خود در توسعه پیاده روی و دوچرخه سواری شهری به عنوان شیوه های مهم جابه جایی انسان محور تولید کند. هدف پژوهش حاضر، صورت بندی نحوه مفهوم پردازی نقش طراحی شهری در توسعه حمل ونقل فعال است و دو پرسش اصلی را مورد بررسی قرار می دهد: «طراحی شهری به عنوان یک رشته و حرفه مستقل چه نقشی در توسعه حمل ونقل فعال دارد؟ چگونه می توان این نقش را در قالب تصویری جامع و یکپارچه صورت بندی کرد؟». با مرور ادبیات جهانی، در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵، دانش پراکنده موجود درباره نقش و ارتباط طراحی شهری در توسعه حمل ونقل فعال بررسی و به صورت تحلیلی در قالب سه خوشه اصلی، «شبکه و کیفیت زیرساخت های فضایی-کالبدی»، «تجربه های ذهنی و عوامل ادراکی و رفتاری» و «سیاست گذاری، حکمرانی و مشارکت پذیری» برچسب گذاری و سازمان دهی شده است. در ادامه، مضامین، رویکردها و چالش های هر سه خوشه مورد بحث قرار گرفته اند و در انتها نیز در راستای شکل گیری و تقویت بدنه دانش مطالعات طراحی شهری ایرانی در زمینه توسعه حمل ونقل فعال، محورهای اصلی پژوهش های آینده پیشنهاد و تشریح شده اند.
۳۰۵۱۳.

بررسی اثربخشی آموزش مشارکتی بر یادگیری و یادداری درس ارگونومی در رشته طراحی صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۲
درس ارگونومی یکی از دروس مهم و تخصصی در رشته طراحی صنعتی است که نقش کلیدی در پروژه های طراحی دارد. با وجود اهمیت بالا، آموزش این درس در دانشگاه های ایران هنوز با روش های نوین و اثربخش به خوبی انجام نمی شود. این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی روش یادگیری مشارکتی «جیگ ساو» در یادگیری و یادداری در درس مبانی ارگونومی، با روش های سنتی آموزش، که در حال حاضر در بسیاری از دانشگاه های ایران به کار گرفته می شود، مقایسه شده است. در این پژوهش مورد شاهدی جامعه آماری را دانشجویان مقطع کارشناسی رشته طراحی صنعتی دانشگاه الزهرا(س) ایران تشکیل می دهند. گروه نمونه شامل 36 نفر دانشجو که از راه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند هستند. این افراد به طور تصادفی به دو گروه هجده نفره آزمایش و گواه تقسیم شده؛ گروه آزمایش براساس الگوی جیگ ساو طی دوازده جلسه 120 دقیقه ای به روش مشارکتی تحت آموزش قرار گرفته و در این زمان گروه گواه روند متداول تدریس را دنبال کرده است. هریک از گروه ها در ﺳﻪ ﻧﻮﺑﺖ ﭘﯿﺶآزﻣﻮن، ﭘﺲآزﻣﻮن و آزﻣﻮن ﭘﯿﮕﯿﺮی به کمک آزمون محقق ساخته مورد سنجش قرارگرفته ﺗﺎ ﺑﺮ مبنای اطلاعات ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه ﺑﺘﻮان در ﻣﻮرد اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ روش ﻣﺸﺎرﮐﺘﯽ جیگ ﺳﺎو بر فراگیری و یادداری درس ارگونومی داوری نمود. نتایج آمار توصیفی و آمار استنباطی نشان می دهد که به کارگیری روش آموزش مشارکتی جیگ ساو تأثیر مثبت و معناداری بر یادگیری و یادداری دانشجویان در درس ارگونومی داشته است. دانشجویان گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه، در درک مفاهیم و حفظ مطالب عملکرد بهتری نشان دادند و این برتری در آزمون های پیگیری نیز تداوم یافت. یافته ها بیانگر آن است که این الگوی تدریس می تواند به عنوان رویکردی مؤثر در آموزش مباحث تخصصی طراحی صنعتی، موجب تقویت یادگیری عمیق و ماندگارتر گردد.
۳۰۵۱۴.

ارزیابی ترجیحات دیداری کاربران از نور در فضاهای معماری (موردپژوهی: خانه های سنتی یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۹
نور در معماری از نگاه کاربران، تنها منبع روشنایی نیست بلکه مسئله ای اساسی در کیفیت ادراک فضاست. با وجود اهمیت بنیادین کیفیت نور، هنوز چارچوبی منسجم برای ارزیابی ترجیحات دیداری کاربران در مواجهه با نور طبیعی در معماری ایران وجود ندارد. این پژوهش با هدف تدوین الگویی برای ارزیابی ترجیحات دیداری، خانه های قاجاری یزد را به عنوان نمونه ای اصیل از دوران سنت، انتخاب کرده است. روش تحقیق در دو مرحله مکمل انجام شد: مرحله نخست، ارزیابی کالبدی نور و مرحله دوم، ارزیابی عاطفی نور. هر دو مرحله با رویکرد کمی و به روش پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه انجام گرفت و داده های حاصل از ۱۰۰ شرکت کننده تحلیل شد و الگوهای ادراکی پنج دسته فضای نوری (نوردوست، سایه دوست، نوربخش، تاریک گرا و نورگذر) استخراج گردید. نتایج نشان می دهد که ارزیابی های کالبدی و عاطفی نور در فضاهای مختلف این خانه ها نسبت به یکدیگر متمایز هستند و این تمایز، منجر به ایجاد تنوع کیفی نور در فضاها می گردد. این تنوع نوری، تابعی مستقیم از ترجیحات کاربران در هر فضای خاص بوده و قابلیت پاسخگویی به نیازهای مختلف انسانی در موقعیت های مکانی و زمانی متفاوت را فراهم آورده است.
۳۰۵۱۵.

شناسایی وجوه بصری بن مایه های قهرمانی در نگاره های مجالس رزم شاهنامه بزرگ ایلخانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۴
مقدمه: اسطوره ی قهرمان متداول ترین و شناخته شده ترین اسطوره در جهان است. قهرمان و بینش او در شکل گیری محتوای حماسی نقش مهمی دارد. هنر نگارگری با قرار گرفتن در کنار مفاهیم ادبی، به مدد قابلیت ها و کیفیات تصویری و بصری، به وصف معانی و مفاهیم به شکلی مفصل و کاملاً مشهود، همراه با جزییات می پردازد. در نگاره های مجالس رزم شاهنامه بزرگ ایلخانی، نگارگر با به کار بردن عناصر و امکانات بصری به بیان، روایت و بازنمایی، فضا و صحنه های بدیع برای انتقال مفاهیم پنهان، دست می زند. افزون بر آن، به دلیل هویت ملی، با حفظ وفاداری به مضامین از آن هم فراتر رفته و معانی قهرمانی موجود در بطن حماسه را به تصویر می کشد. اهداف و سؤال ها: این پژوهش باهدف یافتن ارتباط میان امکانات بصری و بن مایه های قهرمانی نگاره های مجالس رزم شاهنامه بزرگ ایلخانی را موردمطالعه و تحلیل قرار داده است تا بتواند به الگوهای تصویری مناسب این دوره زمانی دست یابد. این پژوهش علاوه بر معرفی بن مایه های قهرمانی موجود در شاهنامه و کاوش آن ها در نگاره های مجالس رزم، به این سؤالات نیز پاسخ می دهد که: 1. عوامل تأثیرگذار در انتخاب و چگونگی تبلور بن مایه های قهرمانی در قالب فنون یا کیفیات بصری در نگاره ها چیست؟ 2. در هر نگاره، نقش کدام فن یا کیفیت بصری انتخاب شده توسط نگارگر برای نمایش مفهوم بن مایه های قهرمانی، پررنگ تر است؟ روش ها: روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی و شیوه جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای است. یافته ها و نتایج: نتایج کلی پژوهش اذعان می دارد که نوع نبرد اعم از تن به تن یا گروهی، در انتخاب بن مایه قهرمانی و کیفیت بصری متجلی کننده آن، تأثیر بسزایی دارد و بارزترین بن مایه قهرمانی به تصویر درآمده در نگاره ها، شجاعت است. شاخص ترین کیفیت یا فن بصری، ترکیب بندی متناسب با نوع نبرد و چینش عناصر در قاب با توجه به موقعیت قهرمان و استفاده از انواع کنتراست رنگی (سرد، گرم و مکمل) است.
۳۰۵۱۶.

الگوی توسعه ی طراحی پایدار در سوزن دوزی بلوچ با رویکرد تفکر طراحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۷
صنایع دستی سنتی ایران را می توان حائز دانش بومی و سرمایه ی فرهنگی دانست، اما در بازار معاصر با مسائلی در حوزه ی نوآوری و تبیین پایداری در طراحی مواجه هستند. مطالعه ی حاضر با تمرکز بر سوزن دوزی بلوچ و با تکیه بر رویکرد تفکر طراحی، تلاشی است برای شناخت و عملیاتی سازی شاخص های طراحی پایدار در یک زمینه ی بومی مشخص. در این پژوهش دو پرسش اصلی مطرح بوده که عبارت اند از: کدام شاخص های ارزشی طراحی پایدار را در سوزن دوزی بلوچ تعریف می کنند؟ و این شاخص ها چگونه در یک فرایند طراحی مشارکتی قابل تقویت هستند؟ مطالعه ی حاضر با روش کیفی انجام پذیرفته و از نوع موردی بوده است. داده های تحقیق از طریق مشاهدات میدانی ومصاحبه ی نیمه ساختاریافته با ۲۸ صنعتگر و کارآفرین بلوچ جمع آوری شدند و در ادامه با روش کدگذاری باز و محوری تحلیل شدند. بر پایه ی تحلیل داده ها، ۱۴ شاخص استخراج و در چهار بُعد شامل اقتصادی–اجتماعی، فرهنگی و انتقال دانش بومی، محیط زیستی، و زیبایی شناختی–نوآورانه سازمان دهی شدند. این چارچوب مبنایی شد برای برگزاری یک کارگاه مشارکتی طراحی که در طی آن پنج نمونه محصول توسعه یافت. در ادامه نیز این محصولات بر اساس همین شاخص ها ارزیابی شدند. یافته های حاصل از تحقیق پیش رو نشان می دهند استقرار این شاخص ها در چرخه ی تکرارشونده ی تفکر طراحی، همزمان منجر به تقویت ابعاد فرهنگی، اجتماعی و زیباشناختی در سطح محصول می شود. در این چارچوب، پنج اصل مفهومی شامل اصالت، مشارکت، حساسیت به مواد، روایت و تداوم به عنوان سازوکارهای تنظیم کننده ی طراحی تبیین شدند. هدف از این پژوهش ارائه ی یک مدل ارزش محور زمینه مند برای توسعه ی طراحی پایدار در سوزن دوزی بلوچ بوده و با در نظرداشتن ماهیت موردی مطالعه، نتایج در چارچوب این زمینه ی فرهنگی تفسیر می شوند.
۳۰۵۱۷.

بازخوانی پدیدارشناسانه کیفیت سکونت؛ بازاندیشی استانداردهای کیفیت مسکن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۲
در سیاست گذاری ها و مقررات ساختمانی ایران، کیفیت سکونت عمدتاً ذیل رویکردی کمی و فنی تعریف شده و تجربه ی زیسته ی انسان در فضا کمتر مورد توجه قرار گرفته است. غلبه ی واژه ی «مسکن» بر «خانه» خود نشانه ای از این تقلیل گرایی است؛ جایی که سکونت به مجموعه ای از شاخص های سازه ای و ابعادی فروکاسته می شود و ابعاد معنایی آن به حاشیه رانده می گردد. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی پدیدارشناسانه و اتکا بر مبانی نظری معماری، به واکاوی سه ساحت کالبدی، ادراکی و فرهنگی-هستی شناختی سکونت می پردازد. هدف اصلی، نشان دادن شکاف میان نظام های متداول ارزیابی و واقعیت زیسته ی فضا و ارائه ی چارچوبی بومی برای ارتقای استانداردهای کیفی مسکن در ایران است. روش تحقیق کیفی و تفسیری بوده و با رویکردی تطبیقی، تجربه ی نظام های موفق جهانی در کنار ابعاد اجتماعی، روانی و معنایی سکونت بررسی شده است. یافته ها آشکار می کند که درحالی که استانداردهای بین المللی از سطح الزامات فنی فراتر رفته و به وجوه انسانی، فرهنگی و ادراکی پرداخته اند، مقررات داخلی همچنان عمدتاً بر جنبه های فنی متوقف مانده اند. در واکنش به این خلأ، مقاله چارچوبی زمینه مند برای بومی سازی استانداردهای کیفی مسکن پیشنهاد می کند که بر پیوند میان ادراک انسانی از «خانه»، خرد بومی، ظرفیت های دانش فنی و مشارکت ذی نفعان استوار است.
۳۰۵۱۸.

مستندنگاشت تزئینات مسجد و منار بسطام در دوره سلجوقیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۹
دوره سلجوقیان یکی از دوره های مهم هنر اسلامی در معماری ایران است که با سبک خاص و ابنیه ارزشمندش شناخته می شود. مسجد دوم بایزید و مناره بسطام که با آرایه های آجرکاری و مقرنس کاری زینت یافته اند بخشی از آثار شکوهمند معماری عصر سلجوقیان درشهر تاریخی بسطام هستند. با توجه به اینکه تاکنون، در تحقیقات انجام شده توجه کمی به این آثار تاریخی از نظر فنی و بصری شده، مطالعه این آثار تاریخی اهمیت می یابد. این پژوهش حول محور دو سوال اساسی تنظیم شده است: 1- ویژگی های فنی و بصری آرایه های موجود در مسجد دوم بایزید و مناره بسطام واقع در شهر بسطام در دوره سلجوقیان به چه صورت است؟ 2- شاخص ترین وجه تزیینی آرایه های معماری این بناها چیست؟ پژوهش حاضر بر آن است تا به مطالعه ویژگی های فنی و ساختار عناصر بصری به کار رفته در آرایه های مسجد دوم بایزید و مناره شهر بسطام در عصر سلجوقیان بپردازد و برجسته ترین وجه تزیینی آرایه های معماری این دو بنا را مشخص کند. این پژوهش از روش تاریخی- تحلیلی بهره گرفته و اطلاعات آن به شیوه کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده است. یافته ها نشان می دهند که آجرکاری به عنوان شاخص ترین و برجسته ترین آرایه معماری در مسجد دوم بایزید و مناره بسطام به کار رفته است، به گونه ای که انواع متنوع آجرهای تزئینی شامل مهری، تراش و پیش بر با دقت و مهارت در ساختار معماری تلفیق شده اند. علاوه بر این، نقوش هندسی غالب همچون شمسه و چلیپا، همراه با طرح های گیاهی، بیانگر نظام مندی و هماهنگی هنری قابل توجه در زبان بصری این آثار دوره سلجوقی است.
۳۰۵۱۹.

ظرفیت های اخلاقی فیلم داستانی در پرورش مهارت های اخلاقی: درباره الی (1387) به مثابه نمونه ای از پداگوژیِ اخلاقی- سینمایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۹
مقاله حاضر به بررسی ظرفیت تربیتی سینمای روایی در پرورش مهارت های اخلاقی می پردازد و فیلم درباره الی (۱۳۸۷) ساخته اصغر فرهادی را به عنوان نمونه ای برجسته از پداگوژیِ اخلاقی سینمایی مورد مطالعه و تحلیل قرار می دهد. با تکیه بر رهیافت پرورشی نوئل کرول و تمایز میان معرفت گزاره ای و معرفت غیرگزاره ای، نشان داده می شود که فیلم های داستانیِ اخلاق محور می توانند، بی آنکه آموزه های اخلاقی را به صورت صریح القاء کنند، از مسیر تجربه روایی و عاطفی مهارت های اخلاقی را پرورش دهند. مبنای نظری مقاله این است که تجربه سینمایی می تواند معرفت غیرگزاره ایِ اخلاقی فراهم آورد؛ معرفتی که از راه مواجهه با موقعیت ها و تمرین قضاوت در آن ها حاصل می شود. تحلیل در سه سطح درهم تنیده صورت می گیرد: ابهام و تأخیر در افشای اطلاعات روایی، پویایی شخصیت ها در قالب آنچه چرخه فضیلت نامیده می شود، و کارکرد عناصر فرمی فیلم نظیر میزانسن، فیلم برداری، صدا، و تدوین. نخست، ساختار پنهان کارانه و به تعویق انداختن گره گشایی مخاطب را در وضع وحالِ عدم قطعیت معرفتی قرار می دهد که او را به مشارکت فعال در استنتاج شواهد و صدور احکام اخلاقی موقّت وادار می سازد. این خلأ معرفتی زمینه تمرین مهارت هایی چون پرسشگریِ روایی، تحمل عدم قطعیت، و بازاندیشیِ مستمر در داوری ها را برای تماشاگر فراهم می آورد. دوم، از خلال ترکیب شخصیت های متضاد و نمایش طیفی از منش های اخلاقی—از دروغ حفاظتی تا قضاوت شتاب زده و اخلاق گرایی اقتدارطلبانه—فیلم مخاطب را به مقایسه انتقادی و پالایش مفاهیم فضیلت و رذیلت فرامی خواند. این چرخه فضیلت به تماشاگر امکان می دهد تا ظرافت اخلاقی، همدلی نقادانه، و درک زمینه مند از فضایل را تمرین کند. سوم، عناصر فرمی فیلم به عنوان سازوکارهایی اخلاقاً فعال عمل می کنند: میزانسن موقعیت های اخلاقی را تجسم می بخشد، فیلم برداری دیدگاه پذیری و فروتنی معرفتی را می آموزد، صدا زمینه عاطفی و سکوت تأملی را شکل می دهد، و تدوین ریتم تعمق اخلاقی را تنظیم می کند. ترکیب این سه سطح نشان می دهد که فیلم داستانی قادر است هم معرفت گزاره ای و هم معرفت غیرگزاره ای را توأمان عرضه کند و از این رهگذر مهارت هایی عملی و پراگماتیک در داوری اخلاقی پرورده شود. درنهایت، مقاله می کوشد نشان دهد که درباره الی نمونه ای از پداگوژیِ اخلاقی سینمایی است که، به جای آموزش مستقیمِ اصول اخلاقی، شرایطی فراهم می آورد تا تماشاگر خود به کنشگرِ قضاوت و بازاندیشی بدل شود و بدین ترتیب حساسیت همدلانه، تشخیص اخلاقی زمینه مند، و فروتنی معرفتی را در مخاطبان تقویت کند و بپرورد.
۳۰۵۲۰.

تبارشناسی واژه «منظر»؛ معنا شناسی و تمایزهای مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۲
بیان مسئله: در ادبیات معاصر علوم محیطی در ایران، واژه «منظر» به عنوان برابرنهادی برای لندسکیپ غربی، اغلب به مثابه مفهومی هم ارز با «عینیت بیرونی» فهم می شود. این کاربرد تقلیل گرایانه نه یک لغزش واژگانی که برآمده از نادیده گرفتن ساختار معنایی و تاریخی واژه و در نتیجه، غفلت از بنیان های هستی شناسانه ای است که منظر را به مفهومی متمایز برای فهم رابطه انسان و محیط بدل می سازد. تداوم این کژفهمی، به سیطره رویکرد صوری در تبیین این مفهوم انجامیده و امکان صورت بندی نظری مستقل از این مفهوم را تضعیف کرده است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، بازخوانی تبارشناسانه واژه منظر در بستر زبان جهت استخراج معانی چندلایه و ظرفیت های معنایی آن جهت تبیین تفوق این واژه نسبت به واژگان خویشاوند در فهمی متعین از محیط است. روش پژوهش: این پژوهش در پارادایم تفسیری و با رویکرد کیفی انجام شده است. برای گردآوری داده ها از روش اسنادی و کتابخانه ای (شامل منابع لغت شناسانه و متون ادبی- عرفانی) استفاده شده و تحلیل داده ها براساس روش ترکیبی «ریشه شناسی تاریخی» و «تحلیل میدان معنایی» صورت گرفته است. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد منظر برخلاف سیما (که دلالت بر سطح بصری دارد) و مظهر (که قائم به ذات پدیده است)، مفهومی «فرایندمحور» و وابسته به «ناظر» است. یافته های پژوهش، پنج ویژگی هستی شناسانه برای منظر نشان می دهد که آن را از مفاهیم خویشاوند متمایز می کند: ۱. مبدأ و مقصدبودن توأمان، ۲. مفعول وارگی، ۳. خصلت فرایندی، ۴. آمیختگی (ترکیبی) و ۵. ماهیت «آفریدنی». این مؤلفه ها اثبات می کنند تقلیل منظر به واژگانِ با مفاهیم مشابه در ادبیات حرفه ای، ناشی از غفلت نسبت به مؤلفه های هستی شناسانه واژه منظر است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان