بازخوانی پدیدارشناسانه کیفیت سکونت؛ بازاندیشی استانداردهای کیفیت مسکن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سیاست گذاری ها و مقررات ساختمانی ایران، کیفیت سکونت عمدتاً ذیل رویکردی کمی و فنی تعریف شده و تجربه ی زیسته ی انسان در فضا کمتر مورد توجه قرار گرفته است. غلبه ی واژه ی «مسکن» بر «خانه» خود نشانه ای از این تقلیل گرایی است؛ جایی که سکونت به مجموعه ای از شاخص های سازه ای و ابعادی فروکاسته می شود و ابعاد معنایی آن به حاشیه رانده می گردد. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی پدیدارشناسانه و اتکا بر مبانی نظری معماری، به واکاوی سه ساحت کالبدی، ادراکی و فرهنگی-هستی شناختی سکونت می پردازد. هدف اصلی، نشان دادن شکاف میان نظام های متداول ارزیابی و واقعیت زیسته ی فضا و ارائه ی چارچوبی بومی برای ارتقای استانداردهای کیفی مسکن در ایران است. روش تحقیق کیفی و تفسیری بوده و با رویکردی تطبیقی، تجربه ی نظام های موفق جهانی در کنار ابعاد اجتماعی، روانی و معنایی سکونت بررسی شده است. یافته ها آشکار می کند که درحالی که استانداردهای بین المللی از سطح الزامات فنی فراتر رفته و به وجوه انسانی، فرهنگی و ادراکی پرداخته اند، مقررات داخلی همچنان عمدتاً بر جنبه های فنی متوقف مانده اند. در واکنش به این خلأ، مقاله چارچوبی زمینه مند برای بومی سازی استانداردهای کیفی مسکن پیشنهاد می کند که بر پیوند میان ادراک انسانی از «خانه»، خرد بومی، ظرفیت های دانش فنی و مشارکت ذی نفعان استوار است.