ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۴۴۱ تا ۳۰٬۴۶۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۳۰۴۴۱.

برنامه ریزی حمل ونقل جهت کاهش استفاده از خودروی شخصی در مناطق 1 و 3 کلان شهر اصفهان با تأکید بر انگیزه های روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۴
بیان مسئله: حمل ونقل شهری از زمان جنگ جهانی دوم، با تمرکز بر روی خودروی شخصی شکل می گیرد. امروزه نیز در اکثر شهرها و کشورها، این تمرکز هنوز در شیوه های معمول برنامه ریزی به چشم می خورد. چرا که استفاده از خودرو مزایای بسیار زیادی را برای افراد، خانوارها و کل جامعه در بر دارد. استفاده از خودروی شخصی علاوه بر این که امکان دسترسی راحت تر افراد به موقعیت های مکانی گوناگون را فراهم می آورد، مزایای دیگری نظیر زمان بندی منعطف، زمان سفر نسبتاً کم تر، راحتی و هزینه حاشیه ای کم تر را برای افراد فراهم می آورد. اما در کنار مزایایی که استفاده از خودروی شخصی فراهم می سازد، معایب بسیاری را می توان برشمرد که حیات شهرها را با خطرات بسیاری مواجه ساخته است. هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، برنامه ریزی جهت کاهش معضلات و مشکلات ترافیکی مناطق 1 و 3 شهر اصفهان، با تأکید بر انگیزه های روان شناختی مؤثر در کاهش استفاده از خودروی شخصی است. روش: پژوهش جاری از جمله تحقیقات کاربردی است که با رویکرد توصیفی – تحلیلی انجام می پذیرد. جهت جمع آوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده که در بخش میدانی، اطلاعات مورد نیاز با حضور در مناطق 1 و 3 شهر اصفهان و توزیع پرسشنامه در میان 677 نفر از شهروندان استخراج گردیده است. برای انجام تحلیل های توصیفی و استنباطی داده ها از نرم افزار SPSS و برای تلفیق نتایج، از روش پویایی شناسی سیستم ها و نرم افزار Vensim استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهند مؤلفه های هزینه، آسایش، راحتی، تحت کنترل بودن، ایمنی، قدرت، اعتماد به نفس و صلاحیت مالکان به همراه سنجه های مربوطه، بیش ترین تأثیر را بر استفاده از خودروی شخصی داشته اند. نتیجه گیری: برای کاهش استفاده از خودروی شخصی در مناطق 1 و 3، راهکارهایی در سه سطح کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت ارائه گردیده و دستگاه های اجرایی می توانند با تخصیص بهینه ی منابع و زمان، استفاده از خودروی شخصی را به تدریج کاهش دهند.
۳۰۴۴۲.

معماری و شهرسازی معاصر ایران به مثابه رویداد یک هنجار نوین: بازنمایی ذهنی از کاربست اندیشه انتقادی در هویت معماری و طراحی شهری معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۶۳
روشنگری عصر جدید از آغاز با رادیکالیسم گره خورده است؛ تا آنجا که دیگر خود را بازتولید نمی کند و به جای توجه به تحقق وضع مطلوب، به توجیه و دفاع از وضع موجود می پردازد. همچنین در خوانشی از نظمِ پس از بی نظمی، به بیان پرسشی (نیهیلیستی) از ناکامی میان از دست رفتن واقعیت و حقیقت رسیده که ممکن است خود را نابود کند. علاوه بر آن، به مثابه هنجاری نوین، بازنمایی ذهنی از هویت را بررسی می کند که این هنجار نوین (نیونرمال)، حالت عادی (نرمال) پس از یک بحران است. این تحقیق به روش کیفی و با هدف بازنمایی ذهنی از کاربست اندیشه انتقادی در هویت معماری و طراحی شهری معاصر ایران، به دنبال پاسخ این پرسش است که معماری و شهرسازی معاصر چگونه می تواند به مثابه رویداد یک هنجار نوین، به ارتقای هویت معماری و طراحی شهری بینجامد؟ ازاین رو، داده ها در قالب مصاحبه های نیمه ساختاریافته به شیوه نظام مند، گردآوری و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته و پاسخ ها در مصاحبه هفدهم، به بالاترین سطح اشباع رسیده است. با توجه به میانگین توافقِ ۹۰.۳۷درصد و پوشش سطح معیار بیش از ۰.۶ کاپا، شاخص کیفیت تحقیق، مقبول بوده و روایی و پایایی تحقیق، مورد تأیید است. نتیجه تحقیق، با بررسی معیارهای تطبیق، تعمیم، قابلیت فهم و کنترل، قابل ارزیابی و تفسیر است. یافته ها نشان می دهند پیامد جمع بندی متغیرهای علّی پژوهش در شرایط میانجی وضعیت موجود، رویدادی را رقم می زند که با رویکردی واقع گرایانه و انتقادی، به بازنمایی ذهنی از هویت معماری و طراحی شهری می پردازد. همچنین در بحرانی خودانعکاسی از تغییرات مداوم وضعیت های آستانه ای، در حال تحول به بدیلی رادیکال در وضعیت هنجاری نوین است که به واسطه ابهام، گشودگی و تعین ناپذیری خود، به گذرگاهی موقتی میان وضعیت های جایگزین، منتج و به ارتقای هویت معماری و شهرسازی معاصر ایران می انجامد.
۳۰۴۴۳.

درنگی در عنوان «هنراسلامی» و سایر عناوین جایگزین

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۷
بدون تردید هنر اسلامی، به عنوان یکی از اقسام مهم هنر دینی که تحول شگرفی در تاریخ هنر پدید آورد، جایگاه رفیعی در مطالعات تاریخی و مباحث نظری هنر جهان دارد. با این وجود، از دهه های گذشته تاکنون، در باب چگونگی امکان استفاده از عنوان «هنر اسلامی» اختلافاتی وجود داشته است. به نحوی که برخی پژوهشگران کوشیده اند با ابداع اصطلاحاتی نوین، جایگرین هایی برای واژه «هنر اسلامی» پدید آوردند. هدف اصلی این نوشتار، بازاندیشی در تعدادی از این واژگان جایگزین است تا دریابد آیا این عناوین جدید توانسته اند به نحو مطلوب تر و دقیق تری نسبت به «هنر اسلامی»، ماهیت این هنر را توصیف نمایند؟ پژوهش حاضر که از گروه تحقیقات بنیادین و کیفی است، به روش توصیفی-تحلیلی و با شیوه گردآوری اطلاعاتِ کتابخانه ای نگاشته شده است. بر اساس نتایج این پژوهش، عناوین «هنر عربی/ هنر اَعراب» با تأکید بر عامل قومیت، «هنر مسلمانان» با توجه ویژه به نقش هویت دینی هنرمند، «هنر جهان اسلام» بر اساس اهمیت بخشی به جغرافیای سیاسی و تمدنی و «هنر دوره اسلامی» با برجسته نمودن عنصر زمان، هریک به قصد ارائه نگاهی جدید به هنر اسلامی پدید آمده اند؛ لیکن هرکدام به دلایلی، قادر به پاسخگویی به همه سؤالات و تناقضات نیستند. از این رو، واژه «هنر اسلامی» همچنان بنیادین ترین عنوان در این حوزه است. اما لازم است اندیشمندان با توجهِ بیشتر به دو عامل «متن مقدس» و «تعالیم دینی»، نقش اندیشه اسلامی در شکل دهی به فرم و محتوای هنر اسلامی را بیش از پیش تبیین نمایند تا ابهاماتی که در این خصوص در گذشته مطرح شده، مرتفع گردد.
۳۰۴۴۴.

ریشه یابی و تحلیل عناصر بصری نگاره بشارت تولد پیامبر(ص) در نسخه عثمانی سیره النبی کتابخانه توپقاپی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۴۵
مقدمه: موضوع تولد پیامبر اکرم(ص) ازجمله وقایعی است که به استناد توصیفات کتب مذهبی، با رخدادهای فرازمینی همچون نزول فرشتگان، همراه بوده است؛ بااین حال، تصویرسازی این رویداد در نسخه های خطی کمتر موردتوجه قرارگرفته است. از نمونه های باقی مانده در این زمینه می توان به نگاره های کتاب عثمانی «سیره نبی» متعلق به سده شانزدهم میلادی/ یازدهم هجری اشاره کرد که در موزه توپقاپی سرای استانبول نگه داری می شود. این نسخه صحنه هایی از بشارت، تولد و انتخاب دایه پیامبر(ص) را در بردارد و شباهت هایی با برخی از نگاره های ایرانی در آن مشهود است. اهداف و سؤال ها: هدف این مقاله، ریشه یابی نقوش و بررسی نحوه به کارگیری عناصر بصری در نگاره بشارت تولد پیامبر(ص) از نسخه سیره النبی است. پرسش اصلی مقاله نیز بدین شرح است: عناصر تصویری به کاررفته در نگاره بشارت تولد نسخه خطی سیره نبوی، دارای چه منشأ و ویژگی هایی هستند؟ روش ها: این پژوهش از نوع کیفی است و با روش تحلیلی-تطبیقی و با استناد به منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته ها و نتایج: یافته های مطالعه حاکی از آن است که انتخاب عناصر و سوژه های به کاررفته در نگاره موردمطالعه، به استناد منابع تاریخی و با تأکید بر وجه ماورایی این رویداد صورت پذیرفته و در پردازش و جزئیات بصری، بسیار متأثر از معراج نگاره های مکتب تیموری و صفوی ایران است. بر این اساس مواردی همچون نمایش فرشتگان، مرکب پیامبران، نمایش کعبه و ترکیب بندی این اثر، با معراج نگاری های ایرانی قابل انطباق است؛ بااین حال، خلاصه سازی و حذف جزئیات، نشان دهنده تلاش برای خلق سبکی متمایز و مستقل از سبک های ایرانی را در این اثر است.
۳۰۴۴۵.

رهیافتِ برنامه ریزی فضاییِ دگرگون ساز برای پایداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۲
روندهای ناپایدارسازی در توسعه کشور فراگیر شده تا جایی که تعادل های اجتماعی و اکولوژیک را برهم زده است. بسیاری از این روندها (مانند کاهش سرانه آب، آلودگی محیطی، افزایش بیکاری، شکاف های قومیتی، فقرزایی و حاشیه نشینی) فضامند بوده و سوءتوسعه فضایی را به ویژه در مناطق شهری موجب شده اند. اگرچه نمی توان عوامل سبب ساز این وضعیت را تنها در بعد فضایی بررسی نمود ولی در چارچوب برنامه ریزی فضایی می توان با تکیه بر فضا همچون بستر مشترک و برهمکنش پدیده ها، برای پایداری جامعه به سهم خود چاره جویی کرد. در این کندوکاو برای احتراز از افزونگی مشکلات، دست وپا زدن در محدودیت دانش کنونی و ناتوانی در پاسخ ریشه ای، روش پژوهشِ مسئله مندسازی به کار می آید. با این روش، امکانِ یافتن بنیادهای مسئله زایی موضوع پژوهش با اندیشه ای انتقادی نسبت به هستی شناسی و معرفت شناسی متداول فراهم می شود و در ادامه، بینش بدیلی به دست می آید که کنش متفاوتی برای برنامه ریزی فضایی از آن استنتاج می شود. در این راستا، نوشتار حاضر کوششی فرضیه ای در دوسطح عام و خاص برای درک مسئله مندیِ تولید فضای ناپایدار در ایران نموده است که مبنای پیشنهاد رهیافت برنامه ریزی فضایی دگرگون ساز برای پایداری بدین شرح شده است: زُدایشِ تولید و توسعه فضایی ناپایدار کنونی ایران در گرو تولید فضا بر بنیان انگاره توسعه ای به گونه دیگر است که آمیزه ای از سنت های روزآمد شده ایران شهری (حکمت و تجربه زیسته ماندگاری تمدن ایران) با علم و تجارب پایداری جهانی بوده و بر مبنای مشارکت دربرگیرنده همگان در واحدهای اجتماعات محلی است. در این فرآیند، بنا بر ارزش های پایداری اجتماعی و اکولوژیک در شرایط بحران و کاهش منابع زیستی، نهادسازی فضایی می شود تا برای پذیرش و استمرار دگرگونی ها، اجتماعات محلی همراهی و عاملیت داشته باشند. مهم اینست که برنامه ریزان فضایی همچون کارگزارانِ دگرگونی بزرگ، فضای همگانیِ برانگیزاننده همکنشِ اجتماعی و همبستگی جمعی را مکان سازی نمایند و در سازماندهی های سطوح مختلف فضایی، منطقِ اجتماعی_اکولوژیک را بر منطقِ اقتصادی_مهندسی اولویت دهند.
۳۰۴۴۶.

تبیینِ مفاهیم اومانیستی و عرفانی با خوانش شمایل شناسانه ی دو تصویر با موضوع ذبح اسماعیل (موارد مطالعه: قربانی اثر داوینچی و آزمون بزرگ اثر فرشچیان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۳
مواجهه و دریافت معنی از یک اثر هنری بخصوص در حوزه ی تصویر، نیازمند به چارچوبی نظام مند و منسجم است. اروین پانوفسکی روش سه مرحله ای برای گذر از صورت به معنا ارائه کرده است که در این پژوهش با استفاده از آن به مطالعه ی دو اثر با موضوع قربانی اسماعیل پرداخته شده است. داستان ذبح فرزند توسط ابراهیم نقطه ی عطفی در زندگی آن حضرت است که هنرمندان با تاثیر پذیری از جامعه، مذهب و مکاتب هنری عصر خویش، نگاهی واقع گرا و فراواقع به آن داشته اند. هدف از پژوهش حاضر، تبیینِ مفاهیم عرفانی و انسان گرایی در دو تصویر از واقعه ی قربانی اسماعیل است و پرسش اصلی تحقیق عبارت است از: ویژگی های تصویریِ مرتبط با مفاهیم عرفانی و اومانیستی در تصاویر کدامند؟ از این رو با تکیه بر روش شمایل شناسی پانوفسکی و با توجه به شرایط زمانی و مکانی تولید آثار، این نتیجه حاصل شد که در اثر فرشچیان وجود عناصر تغزلی، عارفانه و غیر زمینی تاکید داشته است و عکس این اتفاق در فضای واقع گرا و زمینیِ تابلوی داوینچی قابل مشاهده است. ضمنا این پژوهش کیفی به روش توصیفی-تحلیلی و تطبیقی انجام پذیرفته است.
۳۰۴۴۷.

تحلیل نقش طراحی فضاهای آموزشی در تقویت مهارت های شناختی و ارتباطی دانش آموزان پسرانه مقطع ابتدایی (مورد پژوهی: مدارس منتخب در کلان شهر کرمانشاه)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۲
طراحی فضاهای آموزشی، فراتر از یک پوسته فیزیکی، به عنوان «معلم سوم» نقشی کلیدی و تعیین کننده در شکل دهی به مهارت های شناختی و ارتباطی دانش آموزان ایفا می کند. این فضاها بستری پویا هستند که تأثیر مستقیم و انکارناپذیری بر کیفیت فرآیند آموزش، انگیزه یادگیری و غنای تعاملات اجتماعی دارند. پژوهش حاضر با درک این اهمیت، به بررسی تطبیقی چهار مدرسه ابتدایی پسرانه در شهر کرمانشاه (شریفی، غدیر، خوارزمی و دانا) پرداخته است. این مؤلفه ها شامل برنامه ریزی و سازمان دهی، فضا و جهت (توانایی جهتیابی و درک نقشه ذهنی)، مفاهیم زمان (درک توالی و مدت زمان)، حافظه (تقویت حافظه کوتاه مدت و بلندمدت)، مهارت های پایه خواندن، نوشتن و حساب، درک بدن خود (هوش جنبشی-حسی)، درک اشکال بصری (هوش تصویری)، درک زبان گفتاری، زبان رسا (مهارت بیان شفاهی) و ارتباط کلامی بودند که به عنوان معیارهای اصلی سنجش تأثیر محیط فیزیکی انتخاب شدند. تحلیل آماری داده های گردآوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، روابط کمّی قابل تأملی را بین کیفیت طراحی محیط و سطح این مهارت ها آشکار ساخت. مؤلفه "فضا و جهت" با ضریب همبستگی 560/0 و "مفاهیم زمان" با ضریب 594/0، ارتباطی قوی و مثبت با طراحی محیط آموزشی نشان دادند. این نتایج حکایت از آن دارد که فضاهای آموزشی خوانا، منظم، غنی از نشانه های بصری و دارای نورپردازی و رنگ آمیزی مناسب، به درک بهتر مفاهیم انتزاعی مانند فضا و زمان کمک شایانی می کنند. در مقابل، مهارت های زبانی پیشرفته تر مانند "درک زبان گفتاری" با ضریب 100/0 و "زبان رسا" با ضریب 093/0، کمترین میزان همبستگی را با ویژگی های فیزیکی محیط نشان دادند. یافته های این پژوهش به وضوح حاکی از تفاوت معنادار عملکرد دانش آموزان در مدارسی با طراحی متفاوت است و اثبات می کند که معماری و طراحی آگاهانه فضاهای آموزشی نه تنها یک امر لوکس، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر در فرآیند یادگیری است.
۳۰۴۴۸.

سنجش اثر جهت و زاویه بام شیب دار بر مصرف انرژی ساختمان های معاصر در اقلیم گرم و خشک (مطالعه موردی: شهر قم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۱۲۴
در اقلیم گرم و خشک، شدت تابش و نوسانات دمایی باعث می شود جهت و شیب بام تأثیر چشمگیری بر مصرف انرژی ساختمان داشته باشد. با توجه به اینکه در پروژه های ساختمانی، این موضوع کمتر بررسی شده، هدف این پژوهش تحلیل انرژی محور این موضوع می باشد. برای شناسایی ترکیب بهینه جهت و شیب بام، نمونه ساختمانی بر اساس مدل 900 اشری انتخاب شد. سپس با ترکیب هشت جهت جغرافیایی و پنج زاویه شیب، 40 سناریو طراحی و در نرم افزار دیزاین بیلدر با استفاده از داده های اقلیمی شهر قم شبیه سازی و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد بهینه ترین سناریو، جهت جنوب شرقی با زاویه ۳۰ درجه بود که مصرف انرژی سالانه را به ۱۳۸۲۰ کیلووات ساعت رساند. این مقدار نسبت به نامطلوب ترین حالت، حدود %29/5 کاهش نشان داد. نتایج بیان می کند که انتخاب صحیح جهت و زاویه بام می تواند به طور قابل ملاحظه ای در کاهش بارهای سرمایشی و گرمایشی ساختمان مؤثر باشد.
۳۰۴۴۹.

ارزیابی برنامه درسی رشته معماری از منظر کاربست دانش سازه بر مبنای نظریه یادگیری معنادار بلوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۴
هدف اصلی از آموزش سازه، توانمندسازی دانشجویان برای کاربست آن در فرایند طراحی معماری و ارتقای کیفیت و کارایی طرح هاست. همواره این پرسش مطرح بوده است که آیا برنامه درسی موجود در مقطع کارشناسی معماری در دانشگاه های ایران، توان پاسخ گویی به نیاز دانشجویان برای دستیابی به این هدف متعالی را دارد یا خیر. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی میزان پاسخ گویی برنامه درسی آموزش سازه به کاربست دانش سازه در طراحی معماری و شناسایی نقاط قوت و ضعف آن انجام شده است. برای این منظور، سرفصل های درسی با مشارکت اساتید باسابقه معماری در دانشگاه های معتبر ایران مورد بررسی قرار گرفت. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر طبقه بندی اهداف آموزشی بلوم (BRT) و مفهوم یادگیری معنادار است که سطوح شناختی را از یادسپاری تا کاربست دانش در مسائل پیچیده همچون طراحی معماری تبیین می کند. نخست، تحلیل تطبیقی سرفصل های درسی آموزش سازه در برنامه کارشناسی معماری دانشگاه های منتخب ایران، دوم، گردآوری داده ها ازطریق پرسش نامه نیمه ساختارمند با مقیاس لیکرت از اساتید باسابقه معماری (با ضریب پایایی آلفای کرونباخ 725/0) و سوم، تحلیل کیفی مصاحبه ها و سؤالات باز با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. شاخص های ارزیابی شامل سه بعد دانش گزاره ای، مفهومی و رویه ای سازه، به همراه عوامل محیط آموزشی و انسجام آموزشی بوده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که برنامه درسی موجود به طور غالب بر دانش گزاره ای سازه تمرکز دارد و در این بعد، پاسخ گویی آن در حد متوسط ارزیابی می شود. درمقابل، دانش مفهومی سازه و دانش رویه ای سازه که از دیدگاه اساتید تأثیر زیاد و بسیار زیاد بر طراحی معماری دارند، به میزان بسیار کمی در برنامه فعلی پوشش داده شده اند. تحلیل سرفصل ها نیز نشان داد که سهم آموزش مستقیم سازه کمتر از 5/6 درصد کل واحدهای درسی و به طور عمده نظری است و واحدهای عملی نقش حاشیه ای دارند. در پاسخ به سؤالات پژوهش، در وضعیت فعلی برنامه درسی آموزش سازه در مقطع کارشناسی معماری، تمرکز غالب بر دانش گزاره ای بوده و ضعف جدی در پرورش دانش مفهومی و رویه ای، مانع تحقق یادگیری معنادار سازه شده است. نقطه قوت این برنامه آموزشی تأمین حداقلی مبانی و کلیات دانش سازه و از نقاط ضعف اصلی آن، عدم تعادل توزیع سطوح شناختی، کم رنگ بودن آموزش های عملی و طراحی محور و فقدان پیوند مؤثر میان دروس سازه و کارگاه های طراحی معماری است.
۳۰۴۵۰.

شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه تفکر انتقادی و فرهنگ استودیویی در فرایند آموزش طراحی معماری دانشگاه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۳۷
بیان مسئله: طراحی، کنکاشی نوآورانه در خلق مصنوعات بدیع است که ذهن، شخصیت و توانمندی های آفرینش گر را به چالش می کشد و به خدمت می گیرد. در عرصه معماری، این کنکاش با پیچیدگی ها، تضادها و پرسش های چالش برانگیزی روبروست که مستلزم بهره گیری از گنجینه ای از دانش و بکارگیری شیوه های تفکر نقادانه و خلاقانه است. در حوزه آموزش تفکر طراحی، اجماعی بر مؤثرترین روش شناسی وجود ندارد. از این رو، ضرورت بررسی رویکردهای آموزشی که خلاقیت دانشجویان را برانگیزد، بیش از پیش احساس می شود. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش، توانمندسازی دانشجویان به تفکری انتقادی، مستقل است؛ تفکری که بدون اتکا به راهنمایی استادان و تقلید از تجربیات پیشین، فرهنگی نوآورانه را در محیط کارگاه های آموزشی پدید آورد. روش پژوهش: در پژوهش حاضر، از رویکردی کیفی با اتکا بر ابزارهایی همچون مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل محتوای کیفی هدایت شده، برای نیل به مقصود تحقیق بهره جسته شد. در بخش نخست پژوهش، به منظور اخذ نظرات کارشناسانه، از نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی برای گزینش نمونه ها استفاده شده است. در این مطالعه، 16 نفر مشارکت کرده اند و داده های حاصل از مصاحبه ها با بهره گیری از کدگذاری باز و محوری، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در بخش دوم پژوهش نیز، پرسشنامه ای در سه گروه، از میان 105 نمونه آماری دانشجویان رشته معماری دانشگاه های تهران و کرج (دولتی و آزاد) گردآوری شد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از یافته های پژوهش، نشان داد که فرایند آموزش طراحی معماری در دانشگاه های ایران تأکید زیادی بر توسعه مهارت های تفکر انتقادی در بین دانشجویان نداشته است. این در حالی است که ادغام سبک های تفکر مختلف، از جمله تفکر بصری، انعطاف پذیر، استعاری، استراتژیک، خلاق و تفکر انتقادی، در پرداختن به چالش های چندوجهی این حوزه بسیار مهم تلقی می شود. همچنین، نتایج نشان داد که اساتید به نقش محیط استودیو در تقویت خلاقیت دانشجویان توجه ویژه ای دارند.
۳۰۴۵۱.

واکاوی علم سنجی نقشه دانش استرس طراحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۰
استرس در میان حرفه های طراحی به عنوان یک پدیده رایج و تأثیرگذار شناخته شده که می تواند پیامدهای منفی بر سلامت و عملکرد طراحان داشته باشد. این پژوهش با هدف تحلیل علم سنجی بر روی مطالعات حوزه استرس طراحی، به شناسایی رویکردها و مسیرهای اصلی تحقیق در این حوزه می پردازد که به منظور کاوش در موضوعات و تحولات برجسته، شناسایی روندهای نوین در انتشار پژوهش ها، درک الگوهای همکاری بین پژوهشگران، تحلیل روش های تحقیق بکار رفته، آشکارسازی ساختار و نقشه دانش استرس طراحی در متون جهانی انجام شده است. جهت نیل به این اهداف، با رویکرد استقرایی و روش تحلیل داده ها کمی، پس از شناسایی 21 مقاله در این حوزه با ابزار وس ویوور به طبقه بندی اطلاعات آنها براساس هم آیندی، هم نگاری براساس آیتم نویسندگان و کشور، تحلیل زوج کتاب شناختی و روش های پژوهشی پرداخته شده است. نتایج هم آیندی بیانگر این هستند که کلیدواژه استرس ذهنی بالاترین فراوانی را در میان مطالعات دارد. بررسی توزیع مقالات، حاکی از آن است که فعالیت های تحقیقاتی در این حوزه در سال های اخیر توسط نویسندگان معدودی افزایش یافته و روش نظرسنجی به شکل گسترده ای در این مطالعات مورد استفاده قرار گرفته است همچنین تحلیل زوجی کتاب شناختی نمایانگر آن است که نشریه دیزاین ساینس و همایش بین المللی طراحی مهندسی، بیشترین مقالات را در این حوزه منتشر کرده اند. یافته های این پژوهش، بینش های ارزشمندی از نقشه دانش استرس طراحی برای پژوهشگران فراهم می کند تا با شناخت بهتر، استراتژی ها و رهیافت های نوآورانه ای را برای تحقیقات آتی خود در این حوزه شکل دهند.
۳۰۴۵۲.

خط به مثابه تصویر: تحلیل تقابل های گفتمانی در سکه های اولجایتو با تأکید بر روش نشانه-معناشناختی گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۷
سکه های ایلخانی سلطان محمد خدابنده (اولجایتو) فراتر از کارکرد اقتصادی عمل کرده اند. عملکرد این سکه ها در واقع همانند رسانه ای تأثیرگذار بوده که حکومت از طریق آن ها نظام گفتمانی قدرتی، هویتی و دینی خود را به نمایش گذاشته و در زمان خود مدیریت کرده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که چگونه تنش های بنیادین آن دوره از جمله کشمکش بین ریشه های مغولی حاکمان و گرایش به هویت ایرانی-اسلامی، و نیز تضاد بین سنت و نوآوری در کتیبه ها (نوشته ها و نقش ها) روی همین سکه ها بازتاب یافته و مهار شده اند. هدف، بررسی نشانه شناختی این تقابل ها به عنوان اجزای شکل دهنده ی نظام گفتمانی حاکمیتی است که با خط و با تصویر بیان می شود. روش کار بر پایه ی نظریه ی نشانه -معناشناسی گریماس پیش رفته و با تکیه بر تحلیل روایت و مدل مربع معنایی، پنج سکه ی نقره از ضرب تبریز مربوط به سال های ۷۰۹، ۷۱۰ و ۷۱۴ قمری، به عنوان نمونه های شاخص انتخاب و با دقت بررسی شدند. داده ها شامل تصاویر دقیق از سکه ها و نیز منابع کتابخانه ای بودند که براساس رویکرد نشانه-معناشناختی گریماس پردازش و تحلیل گردیدند. یافته ها روایت سه گانه ی این تحول را نشان می دهند که در سال های نخست (۷۰۹-۷۱۰ ق)، سکه ها دو چهره ی متضاد، از یک سو خط اویغوری و از سوی دیگر متون شیعی، را همزمان حفظ می کنند. این دوگانگی عمدی، نشان از راهبرد احتیاط آمیز حکومت در آغاز راه دارد. سپس، نمادهای احساسی مانند نقش قلب های درهم تنیده، بار عاطفی پیام را تقویت می کنند، اما در مرحله ی پایانی (۷۱۴ ق)، دیگر اثری از خط اویغوری نیست. متون یکدست شیعی و نقوش هندسی منظمی مانند گل های هفت پر، گفتمانی یکپارچه و تثبیت شده را تشکیل می دهند. نتیجه ی بنیادی این است که سکه ها تنها آینه ی تحولات نبوده اند، بلکه عرصه ای فعال برای نمایش و در نهایت مهار تنش ها به سود روایت رسمی قدرت بوده اند. این روند، استراتژی هوشمندانه ی ایلخانان را برای تثبیت مشروعیت جدید خود از طریق پیوند با فرهنگ ایرانی-اسلامی آشکار می کند.
۳۰۴۵۳.

کنش های دموکراتیک در زندگی روزمره: بازاندیشی در منظرشهری با رویکرد باختین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۲
فضای شهرهای مدرن با سه ویژگی مکان، کنش های متقابل و افراد شناخته می شود. اما موضوعی که اهمیت جداگانه ای دارد سازمان قدرت است. یعنی تا چه حد یک فضا اقتدارگرا یا گشوده است. این پژوهش نیز به تبیین چگونگی تجربه فضای دموکراتیک در ادراک فضاهای شهری می پردازد. در این زمینه، نظریه های باختین می توانند چارچوبی انتقادی برای بازاندیشی در نسبت میان فضا، کنش اجتماعی و منظر شهری -به مثابه ادراک شهروندان از فضای شهری- فراهم آورند. کارناوال ها با برهم زدن موقتی نظم های تثبیت شده، زمینه گفت وگوی میان اندیشه های متکثر را فراهم می کنند؛ گفت وگویی که در بستر زمانی-مکانی معینی رخ می دهد و از پیوند آن دو، ساختار کرونوتوپ شکل می گیرد. پرسش اصلی این است که ما به ازاء شهری آزادی باختینی چیست و چگونه می توان نظریه های او در مورد فضای کارناوالی، دیالوگ و کرونوتوپ را مبنایی برای تبیین منظر شهری دموکراتیک قرار داد؟ هدف این پژوهش، بازتعریف منظر شهری به مثابه فضایی چندصدایی است که در آن، لحظات کارناوالی امکان گسست از نظم تثبیت شده و بروز کنش های خلاقانه و دموکراتیک را فراهم می کنند. این مقاله با راهبرد کیفی و با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی انجام شده است. در ابتدا از روش تحلیل مفهومی برای بازخوانی مفاهیم کلیدی در اندیشه میخائیل باختین استفاده شد و این مفاهیم در نسبت با فضای شهری و زندگی روزمره بازتعریف شده اند. سپس با روش تفسیر گفتمانی، پیوند میان نظریه باختین و منظر شهری بررسی شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کارناوال نه رخدادی استثنایی، بلکه ظرفیتی پویا و جاری در بافت زندگی روزمره شهری است. میکروکارناوال ها، با ایجاد گسست های موقتی در نظم تثبیت شده، امکان بازآفرینی فضا، بروز خود، کنش دموکراتیک و گفت وگوی چندصدایی را برای شهروندان فراهم می سازند. منظر شهری در این چارچوب میدانی روایی، ناتمام و گشوده به رخداد است که ظرفیت میزبانی تجربه های خلاقانه و آزادی بخش را در دل شهر فراهم می کند.
۳۰۴۵۴.

شهرهای ایرانی در آینه سفرنامه ها: تحولات و دیدگاه های شرقی و غربی (قرون سوم تا دوازدهم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۱
بیان مسئله: شهرهای ایرانی به عنوان نماد تمدنی کهن، همواره کانون توجه سیاحان شرقی و غربی بوده اند. با وجود ارزش تاریخی سفرنامه های قرون ۳-۱۲ هجری به عنوان منابع دست اول، مطالعات پیشین از سه محدودیت اصلی رنج می برده اند: نگاه مقطعی به تحولات شهری، غفلت از تفاوت های دیدگاهی شرق و غرب، و ضعف روش شناختی در تحلیل محتوا. هدف: این پژوهش با هدف پر کردن این خلأهای پژوهشی، به تحلیل نظام مند سیر تحول شهرهای ایرانی و مقایسه تطبیقی دیدگاه های سفرنامه نویسان شرقی و غربی می پردازد. روش: با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، ۱۴ سفرنامه منتخب (۷ شرقی و ۷ غربی) در نرم افزار MAXQDA بر اساس ماتریس پنج بعدی (کالبدی، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، سیاسی و زیست محیطی) کدگذاری و تحلیل شدند. یافته ها: تحولات شهرهای ایرانی در سه دوره متمایز قابل شناسایی است: در دوره نخست (قرون 3-6 هجری)، شهرها با ساختاری ساده حول محور مسجد و بازار شکل گرفتند. دوره میانی (قرون 7-9 هجری) شاهد احیای تدریجی شهرها پس از آسیب های ناشی از حمله مغول بود. در نهایت، دوره سوم (قرون 10-12 هجری) با توسعه چندبعدی و شکوفایی همه جانبه شهرها همراه بود. در بررسی دیدگاه های سفرنامه نویسان، نویسندگان شرقی عمدتاً بر جنبه های انسانی و فرهنگی شهرها تأکید داشتند، در حالی که سفرنامه نویسان غربی توجه بیشتری به ابعاد کالبدی و اقتصادی شهرهای ایرانی نشان دادند. نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد که شهرهای ایرانی با حفظ هویت اصلی خود، توانایی بالایی در انطباق با تحولات تاریخی داشته اند. تفاوت دیدگاه های شرقی و غربی نه به معنای تضاد، بلکه به عنوان مکمل هایی برای درک جامع تر شهرهای تاریخی ایران قابل تفسیر است. نتایج این پژوهش می تواند چارچوبی برای مطالعات تطبیقی در تاریخ شهری ارائه دهد.
۳۰۴۵۵.

بازآفرینی شهری ادراک مبنا؛ تبیین مدل بازآفرینی شهری مبتنی بر ادراک محیطی در بافت های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۵
بازآفرینی شهری به مثابه رویکردی کلیدی برای احیای بافت تاریخی شناخته می شود که با تأکید بر بعد ادراکی روان شناختی می تواند به حفظ هویت تاریخی فرهنگی هسته های تاریخی شهرها کمک کند. ادراک محیطی نیز فرایندی مؤثر بر نحوه رخداد تعامل انسان و محیط در روند بازآفرینی بافت های تاریخی است. به نظر می رسد ادبیات طراحی شهری درزمینه بازآفرینی شهری مرتبط با مفهوم ادراک محیطی، نوعی شکاف تحقیقاتی دارد. پژوهش پیش رو با هدف تبیین مدل بازآفرینی شهری مبتنی بر ادراک محیطی در بافت های تاریخی انجام شده است. به منظور دستیابی به مدل اولیه، ابتدا طی فرایندی مشخص با جست وجو در پایگاه های معتبر علمی داده، ۳۸ مطالعه انتخاب و محتوای آن ها درزمینه تم های مرتبط موضوعی بررسی شده است. پس از آن، با هدف تدقیق مدل اولیه مبتنی بر تکنیک دلفی در زمینه های طراحی شهری، مرمت شهری و روان شناسی محیطی، ابعاد، شاخص ها و چالش ها ارزیابی و چک لیستی برای تبیین مدل نهایی تدوین شده است. سپس با استفاده از روش آنتروپی شانون، شاخص های منتخب حلقه های دلفی وزن دهی شده اند. نتایج نشان می دهند مدل بازآفرینی شهری ادراک مبنا در بافت تاریخی در سه زمینه محیط، انسان و زمان با ده بعد محیطی، یک بعد انسانی و یک بعد زمانی پایه ریزی می شود. محیط به شکل عینی با ابعاد فرمی کالبدی، عملکردی، اجتماعی فرهنگی، زیست محیطی، اقتصادی و زیرساختی و به شکل ذهنی در سه بعد ادراک شناختی، احساسی و رفتاری تعریف می شود. انسان صرفاً با ویژگی های فردی تحت تأثیر دانش، انگیزه، حضور و تجربه و عامل زمان با لایه های گذر از تغییرات نقش اثربخشی دارد. تعیین اهمیت نسبی شاخص های منتخب نیز بیانگر این است که حس مکان، حس تعلق و دل بستگی مکانی در محیط ذهنی در درجه اول؛ مشارکت اجتماعی در محیط عینی، خوانایی و تصویرپذیری در محیط ذهنی و درنهایت محصوریت و مقیاس انسانی، تنوع فعالیتی و آسایش اقلیمی در محیط عینی در سطوح بعد به نسبت سایر شاخص ها درجه اهمیت بیشتری دارند.
۳۰۴۵۶.

اسطوره کاوی ضحاک در ادبیات نمایشی ایران (مطالعه موردی نمایشنامه های دهه پنجاه خورشیدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۰
این پژوهش کیفی و تحلیلی است و با رویکرد اسطوره کاوانه به بازآفرینی اسطوره ضحاک در ادبیات نمایشی ایران در دهه پنجاه خورشیدی می پردازد. مبنای نظری پژوهش آن است که هر دوره تاریخی با رجوع به اساطیر، معنا و کارکردی تازه برای آن ها می آفریند. در این پژوهش با معرفی اجمالی اسطوره ضحاک و با کنار گذاشتن افق مبدأ یا همان بافت باستانی شکل گیری اسطوره، چندوچون خوانش های این اسطوره در بافت سیاسی-اجتماعی ایران معاصر در نمایشنامه های این دوره موردمطالعه قرار گرفته اند. در این راستا بدون توجه به اصالت روایت در این آثار، به استدلال تفاوت های موجود در این روایت ها در بافت اجتماعی خلق اثر و بازنمایی گفتمان های سیاسی این دهه پرداخته شده است. بر اساس یافته های این پژوهش می توان این گونه بیان کرد که روایت کهن اسطوره ضحاک در بستر پرتلاطم تغییرات اجتماعی ایران در دهه پنجاه خورشیدی با تغییرات فراوانی در ادبیات نمایشی این دوره بازآفرینی شده است و این بازآفرینی ها، اسطوره را به نمادی از تلاش در جهت تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی و نقد قدرت حاکم تبدیل کرده اند. نتیجه گیری حاکی از آن است که بازآفرینی های صورت گرفته نه تنها به تفسیرهای جدید از اسطوره منجر شده اند، بلکه نقش مهمی در انتقال پیام های اجتماعی و سیاسی انتقادی آن دوره ایفا کرده اند.
۳۰۴۵۷.

نقش آفرینی حروف فارسی در خلق نشان های نوشتاری فرهنگی دهه ۵۰ خورشیدی (مطالعه موردی: آثار استادان ممیز و احصائی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۱۰۵
حروف فارسی به صورت اشکال انتزاعی و تجرید  پس از سپری کردن دوره رمزگذاری، پایه اصلی ارتباط تصویری در زمینه تایپوگرافی و طراحی نشان های نوشتاری است. طراحی نشان های نوشتاری به عنوان شناسه دیداری و هویت بصری  یک سازمان، محصول ، خدمات و برند از اهمیّت ممتازی در ارتباط تصویری برخوردار است. حروف به مثابه ندای تصویر با دو رویکرد «ساختار زبانی» و «ساختار زیباشناسی » شاکله اصلی نشان های نوشتاری را تشکیل می دهند و این دو رویکرد به صورت مکملِ همدیگر عمل می کنند. بررسی نقش آفرینی حروف فارسی در خلق نشان های نوشتاری فرهنگی دهه ۵۰ خورشیدی (با مطالعه موردی آثار ممیز و احصائی) موضوع اصلی این پژوهش است. روش این پژوهش، توصیفی-تحلیلی و روش گردآوری منابع اطلاعات، کتابخانه ای و الکترونیکی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که نقش آفرینی حروف فارسی در خلق نشان های نوشتاری حولِ محور معنا و محتوای موضوع  شکل می گیرد؛ به طوری که شکل بصری حروف بازگوکننده و نمایش دهنده محتوای موضوع است و در فرآیند طراحی دچار دگرگونی ساختاری و فرمی می شود و این دگرگونی ها علاوه بر جست و جوی زیبایی شناسانه فرمی، به دنبال مکمل سازی  نوشتار و فرم با معنا و محتوا است. یکی از ویژگی های اصلی و بارز خط فارسی؛ پیوستگی و اتصال حروف در آن است که موجب ایجاد فرم ها و اشکال متنوع می شود. وجود مشابهت های فرمی در بعضی از حروف و ترکیب بندی بصری آن ها با کرسی بندی های متعدد نسبت به یکدیگر، موجب ایجاد فرم های خلاقانه، ریتم و همگون سازی در طراحی نشان های نوشتاری می شود.
۳۰۴۵۸.

تحلیل مؤلفه های معماری بیوفیلیک در ساختار فضایی باغ های تاریخی ایران (مطالعه موردی: باغ شاهزاده ماهان کرمان)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۹
با توجه به اهمیت پیوند میان انسان و طبیعت در معماری سنتی ایران، پژوهش حاضر با هدف تحلیل مؤلفه های معماری بیوفیلیک در ساختار فضایی باغ های تاریخی ایران و با تأکید بر باغ شاهزاده ماهان کرمان انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، بررسی چگونگی بازتاب سه تجربه ی بیوفیلیک کلرت شامل: تجربه ی مستقیم، غیرمستقیم و انسان محور از طبیعت در سازمان فضایی و عناصر کالبدی این باغ است. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی و با رویکرد ترکیبی (کیفی–کمی) بوده است. در بخش کیفی، داده ها از طریق تحلیل محتوای نظری و تطبیق عناصر کالبدی باغ با مؤلفه های مدل کلرت گردآوری شد و در بخش کمی، داده های حاصل از پرسشنامه ی پنج درجه ای لیکرت میان ۳۰ بازدیدکننده و ۱۰ متخصص تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که مؤلفه های بیوفیلیک در باغ شاهزاده ماهان به صورت هم افزا و هماهنگ حضور دارند و ابعاد روانی، ادراکی و حرکتی کاربران را تحت تاثیر قرار می دهند. عناصر طبیعی همچون جریان آب، تنوع گیاهی و سایه اندازها نقش محوری در تجربه ی مستقیم از طبیعت ایفا می کنند، درحالی که هندسه ی منظم، مصالح بومی و نور طبیعی تجربه ی غیرمستقیم و فضایی را تقویت می نمایند. ساختار سلسله مراتبی فضا، محورهای دید و کوشک مرکزی نیز تجربه ی انسان محور را هدایت و انسجام فضایی را افزایش می دهد. نتایج تحقیق نشان می دهد که تلفیق سه گانه ی تجربه های بیوفیلیک در این باغ، موجب شکل گیری الگویی منسجم از تعامل انسان و طبیعت شده و کیفیت روانی و ادراکی فضا را به طور معناداری ارتقا داده است. بر این اساس، می توان از الگوی فضایی و مفهومی باغ شاهزاده به عنوان مرجع طراحی برای فضاهای معاصر انسان محور و پایدار بهره گرفت.
۳۰۴۵۹.

گونه شناسی و گاه شناسی تطبیقی آرایه های معماری مسجد جامع هفتشویه، اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۰
تنوع و پیشرفت در اجرای آرایه های آجرکاری، گچ بری و کاشی کاری عموماً در قرون میانی اسلامی به ویژه در دوره های سلجوقی و ایلخانی رخ می دهد. وجود انواع طرح های هندسی، گیاهی، اسلیمی و کتیبه به صورت مجزا یا در ترکیب با یکدیگر در بدنه ی بناهای مختلف این دوره ها اعم از بناهای مذهبی و غیرمذهبی حاکی از این ادعاست. مسجد جامع هفتشویه از جمله بناهای مهم قرون میانی اسلامی است که تاکنون در ارتباط با گونه شناسی آرایه های آن مطالعه ی منسجمی انجام نشده است؛ بنابراین در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با استفاده از میراث نوشتاری، رجوع در محل به منظور مستندسازی، عکاسی و طراحی از آرایه ها و مطالعه ی تطبیقی با نمونه های مشابه به گونه شناسی آرایه های معماری آن پرداخته شود. سؤال مهم پژوهش حاضر عبارت است از: آرایه های معماری مسجد جامع هفتشویه به چندگونه تقسیم می شوند و گاه شناسی آن ها بر مبنای مطالعات تطبیقی چگونه تبیین می شود؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که آرایه های کاشی کاری (پنج گونه)، آجرکاری (سه گونه) و گچبری (شش گونه) عمده ی آرایه های مسجد را به خود اختصاص داده اند و با توجه به مطالعات تطبیقی با نمونه های مشابه تاریخ گذاری آن ها عموماً به دوره ی ایلخانی و در مواردی از جمله برخی نمونه های آجرکاری به دوره ی سلجوقی و برخی نمونه های کاشی به دوره ی صفوی منسوب می شوند.
۳۰۴۶۰.

محیط یادگیری نمایش خلاق: تحولی در توسعه مهارت های ارتباطی در عصر متصل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۸
در عصر جدید برای موفقیت های اجتماعی، تحصیلی و شغلی باید به مهارت های ارتباطی در محیط های جذاب یادگیری، توجه ویژه ای شود. مهارت های ارتباطی با قابلیت هایی؛ چون اظهارنظرهای جمعی، احساسات یا اتفاقاتی که در اطرافتان رخ می دهد، یکی از موارد ضروری در زندگی  به سبک جدید است. محیط یادگیری نمایش خلاق از محیط های یادگیری است که در محیط های رسمی و غیررسمی نقش حیاتی در ارتقای مهارت های ارتباطی؛ همچون شنیدن، حرف زدن، مشاهده، همدلی و تعامل چهره به چهره داشته است. هدف پژوهش حاضر بررسی کاربرد محیط یادگیری نمایش خلاق در بهبود مهارت های ارتباطی و بررسی ابعاد مختلف آن است. این پژوهش از نظر هدف از نوع پژوهش های کاربردی و از نظر ماهیت داده ها از نوع پژوهش های کیفی می باشد که به روش مرور نظام مند و با مدل پریزما انجام شده است. کلمات کلیدی این پژوهش در پنج پایگاه داده جی استور، پرو کوئست، وب آو ساینس، پایگاه داده مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی بررسی گردید.  در ادامه 173 مقاله مرتبط با موضوع به دست آمد که درنهایت تعداد 18 مقاله طبق معیار ها بِتِن، جهت توصیف، تحلیل و استنتاج انتخاب گردید. تحلیل پژوهش های انتخاب شده بر اساس معیار های مورد نظر نشان می دهد که محیط یادگیری نمایش خلاق باعث فعال شدن یادگیرندگان، ارتقای فعالیت های گروهی، تقویت درک شنیداری، تقویت مهارت های گفتاری، پردازش سریع اطلاعات، یادگیری معنادار، توسعه اعتمادبه نفس، بهبود نگرش و افزایش موفقیت تحصیلی فراگیران می شود. البته در مقالات برگزیده به چالش هایی نیز اشاره شده است که می توان به زمان بر بودن و عدم آشنایی مربیان اشاره نمود؛ بنابراین کاربست علمی و منطقی محیط یادگیری نمایش خلاق به عنوان یک محیط اثربخش و پویا در کنار سایر محیط ها می تواند باعث ارتقای مهارت های ارتباطی در نظام تعلیم وتربیت شود؛ لذا سیاست گذاران حوزه تعلیم وتربیت می توانند از این قابلیت محیط یادگیری نمایش خلاق در برنامه ریزی ها و تدوین اسناد بالادستی جهت ارتقای مهارت های ارتباطی نیروی انسانی آینده کشور استفاده نمایند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان