ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۲۲۱ تا ۷٬۲۴۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۷۲۲۱.

گونه شناسی نقوش آجری مقابر قبرستان های قدیمی شهر دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۴ تعداد دانلود : ۴۰۷
قبرستان های تاریخی، نمودی از فرهنگ و مذهب جامعه ای بوده که در آنها شکل گرفته اند. با گسترش شهرها، اغلب این قبرستان ها در مناطق دورافتاده، خارج از شهر و یا مناطق نامناسب حفاظتی، متروک و گمشده به حال خود رها شده اند و اثری از پویایی و جریانات فضای شهری در آنها دیده نمی شود. از آنجا که این قبرستان ها بخشی ارزشمند از میراث ملموس و ناملموس هر جامعه هستند، بنابراین ضروری است که شناخت و ثبت و اقدامات حفاظتی آنها مورد توجه قرار گیرد. شهر دزفول، یکی از شهرهای دارای بافت تاریخی زنده منحصر به فرد و همچنین قبرستان های تاریخی است. قرار داشتن این قبرستان ها در بافت شهری، منجر به تأثیرپذیری آنها از آجر و الگوهای مورد استفاده در ساختار این شهر شده است که با توجه به نادیده گرفتن این قبرستان ها در طول سالیان، با مخاطراتی از جمله ویرانی کامل روبه رو شده اند. این پژوهش، درصدد بررسی و گونه شناسی نقوش آجری قبور قبرستان های دزفول به نام های قبرستان رودبند، بابا یوسف و کاشفیه است. هدف اصلی، مطالعه نقوش آجری قبور قبرستان های تاریخی این شهر، دسته بندی و شناساندن این قبرستان ها به عنوان گنجینه ای از معماری کهن شهر دزفول است. در این راستا، روش تحقیق به کار رفته، توصیفی بوده و گردآوری اطلاعات، به صورت مطالعات میدانی و کتابخانه ای است. نتایج پژوهش نشان داده تزئینات آجرکاری قبرستان های این شهر، در یک دسته بندی مشخص، به سه گروه تقسیم می شوند؛ قبور تاریخی با آجرکاری لعاب دار، قبور تاریخی با آجرکاری ساده و قبور تاریخی با آجرکاری ترکیبی (که تزئینات آنها، ترکیبی از آجرهای ساده و لعاب دار است). در نمونه های بررسی شده، بیشترین فراوانی، در تزئینات آجری با آجرهای لعاب دار و پس از آندر رده بعدی، تزئینات آجری با آجرهای ساده و در آخر، تزئینات ترکیبی است. از سوی دیگر، در کنار نقش مایه های هندسی و گیاهی در بطن نقوش که حاصل استفاده از آجر و تناسبات آن بوده، در برخی قبور، از موتیف های مذهبی، اجتماعی و گیاهی نیز استفاده شده است.
۷۲۲۲.

مدل بازاریابی هوشمند در توسعه شرکت های سرمایه گذاری صنایع دستی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۰ تعداد دانلود : ۴۳۶
امروزه بازاریابی یکی از مهمترین اصول موفقیت شرکت های مختلف است. با توجه به تنوع روزافزون شرکت های تجاری و رقابت در عرصه خدمات، دغدغه بازاریابی تبدیل به یکی از مهم ترین مسائل آن ها شده است. با توجه به رشد تکنولوژی در عصر حاضر، بازاریابی هوشمند مسئله قابل تأمل در این حوزه است. در چنین محیطی، مدیریت ناگزیر است در همه تصمیم گیری ها میزان ریسک را مورد ارزیابی قرار دهد و هوشمندانه عمل کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی و با رویکرد کمی و کیفی انجام شده است. یافته های تحقیق حاکی از این است که اطلاعات دقیق، به روز و شفاف، ریسک تصمیم گیری غلط را کاهش می دهد و این یکی از دلایل مهم ضرورت انجام تحقیقات بازاریابی و ارتقای هوشمند بازاریابی در نهاد سازمان است. در این تحقیق تلاش شده تا به معرفی مدل بازاریابی هوشمند در توسعه شرکت های سرمایه گذاری صنایع دستی کشور (مورد مطالعه گسترش پایا صنعت سینا) مبادرت گردد. نتایج تحلیل داده های به دست آمده با تکنیک دلفی فازی نشان داده که مهم ترین ابعاد مدل بازاریابی هوشمند در 3 فاز (ورودی، تحلیل و خروجی) 13 مؤلفه کلی و 42 شاخص شناسایی گردیدند. در نهایت با توجه به تحلیل های انجام شده مدل نهایی بازاریابی هوشمندی در شرکت سرمایه گذاری در سه فاز طراحی گردید. در این میان، سرمایه گذاری در حوزه صنایع دستی با توجه به داشتن مسائل و دغدغه های خاص خود در صورت کاربست بازاریابی هوشمند موفق خواهد بود. اهداف تحقیق: 1. شناخت اهمیت بازاریابی هوشمند در حوزه رقابت در صنعت صنایع دستی. 2. آشنایی با فرصت ها و تهدیدهای موجود در بازار صنایع دستی. سؤالات تحقیق: 1. مدل بازاریابی هوشمند در شرکت های سرمایه گذاری صنایع دستی چگونه است؟ 2. ابعاد، مؤلفه ها و ارتباطات آن ها به چه صورتی است؟
۷۲۲۳.

تعیین پارامترها و شاخص های مساله محوری در فرایند طراحی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۰ تعداد دانلود : ۴۹۸
طراحی در معماری تحت تأثیر عوامل مختلفی تکوین یافته است. هر طراحی دارای ویژگی های منحصر به خود است. با این حال مؤلفه زمان و تحولات فرهنگی و اجتماعی تبدیل به عاملی مهم در مواجه با فرایند طراحی  معماری است. مسئله قابل بررسی در این پژوهش شناخت تکوین فرایند طراحی معماری است. روش انجام این پژوهش، استفاده از مطالعات اسنادی و روش توصیفی تحلیلی، مدل ها و نظری های فرایند طراحی معماری بر اساس سیر تاریخی آنها  است. یافته های پژوهش نشان می دهد یکی از مهمترین نقطه ضعف های مدل های رایج فرایند طراحی معماری، خطی بودن سیر حرکت از مساله به راه حل بوده و این امر منجر به عدم تحلیل جوانب مسئله و عدم تطبیق راه حل ها با مسئله گشته و طراح را تشویق به تقدم الگوهای گزینشی برای هدایت فرایند تصمیم گیری نموده است. در برخی مدل ها، سیر خطی مسئله به راه حل در حالتی افراط آمیز منجر به واسازی مسئله اصلی به مسائل خرد و تولید راه حل های غیرکاربردی گردیده که در عمل پاسخ دهنده مسائل طراحی نمی باشد. نتایج پژوهش منجر به تبیین و طبقه بندی پارامترها و شاخص های مساله محوری در فرایند طراحی معماری گردیده که با تعریف و تبیین ریزپارامترهای ذیل هر دسته، این پژوهش را در مسیر ایجاد خلاقیت در کشف متدها و روش های جدید و نوآورانه برای مسئله گشایی در فرایند طراحی معماری هدایت کرده است. اهداف پژوهش: 1.شناسایی پارامترها و شاخص های مسئله محوری در فرایند طراحی معماری. 2.بررسی امکان دستیابی به مدل های جامع طراحی معماری. سؤالات پژوهش: 1.فرایند طراحی در معماری دارای چه پارامترهایی است؟ 2.چگونه می توان با مطالعه فرایند طراحی معماری به مدل های جامع طراحی معماری دست یافت؟
۷۲۲۴.

ارزیابی میزان خطرپذیری ایستگاه های مترو شهر تهران هنگام وقوع زمین لرزه با رویکرد کاهش آسیب پذیری کالبدی از طریق مدیریت هوشمند شهری(مطالعه موردی ایستگاه های تجریش، دروازه شمیران و نواب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۲ تعداد دانلود : ۴۶۳
با ارزیابی و پایش کمی و کیفی برنامه های مدیریت خطرپذیری و مدیریت بحران در گسترش حمل و نقل ریلی کلان شهر تهران و به تبع آن با بررسی میزان مخاطرات و آسیب پذیری شبکه ریلی کشور، خلأ ناشی از مدیریت هوشمند شهری در ابعاد برنامه ریزی کالبدی و فضایی کاملاً مشهود است. نکته بارز در مواجهه با بحران هایی همچون زمین لرزه و سیل در خطوط حمل و نقل زیرزمینی (مترو) عمدتاً وابسته به فرضیات آزمون و خطا ، پیروی از روش های مدیریت سنتی و ضعف در آینده نگری و آینده پژوهی است. در گسترش خطوط ریلی زیرزمینی، بررسی مطالعات زمین ساختی (تکتونیکی)، پهنه های لرزه خیز، تفاوت جنس زمین و مسیر گسل های شمال و جنوب تهران (پیش از بحران) و توجه به آسیب پذیری ایستگاه مترو و احتمال تشدید بحران با تخریب بافت فرسوده شهری، هنگام وقوع زلزله و سیل بسیار حائز اهمیت است. این مقاله، با تمرکز بر موضوع ارزیابی خطرپذیری و آسیب پذیری گسترش شبکه حمل و نقل ریلی و با رویکرد پایش مخاطرات کالبدی و فضایی ایستگاه های مترو انجام شده است. روش انجام کار ارزیابی خطرپذیری از طریق تنظیم فهرست سنجشی پژوهشگر ارائه شده است. بدین منظور سه ایستگاه نواب، تجریش و دروازه شمیران به عنوان ایستگاه های منتخب شبکه متروی تهران مورد مطالعه قرار گرفت. در انجام پژوهش، از روشی ترکیبی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای، بررسی سوابق و مدارک، تکنیک دلفی، روش تحلیل سلسله مراتبی و روی هم گذاری لایه ها استفاده شده است. نتایج ارزیابی آسیب پذیری نشانگر آن بوده است که تمامی ایستگاه ها در محدوده آستانه خطر قرار دارند و نیازمند اتخاذ تدابیری هوشمند در تمامی مراحل قبل، حین و بعد از بحران زمین لرزه و به کارگرفتن راهکارهای مدیریتی و اجرایی به منظور کاهش آسیب های احتمالی می باشد.
۷۲۲۵.

بررسی تطبیقی و ترجمان تصویری ملودیک هنر موسیقی به هنر معماری با تامل بر عناصر بصری نقطه، خط و سطح(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۲ تعداد دانلود : ۳۵۶
همیشه سعی شده تا بین هنرهای گوناگون از جمله معماری، موسیقی، مقایسه صورت گیرد؛ ولی تاکنون، رابطه دقیق آن ها در سطح موسیقی یا معماری سنتی یک فرهنگ مورد بررسی قرار نگرفته است. لذا، امروزه، شاهد گسستگی آن ها و افت کیفیت در ساخت و تولیدات هنری می باشیم. این مقاله، سعی در پاسخ گویی به این پرسش را دارد: ترجمان تصویری ملودیک هنر موسیقی به هنر معماری از طریق عناصر نقطه، خط، سطح و وجوه اشتراک آن ها چگونه صورت می پذیرد؟ در نتیجه، با توجه به فاصله هنرها از یک دیگر، این پژوهش، تلاش می کند به بررسی شاخصه های مشترک در دو هنر معماری و موسیقی در ده دسته بندی سلسله مراتب، اصل وحدت، تقارن و انعکاس، ضرب یا ریتم و تکرار، تضاد، افت و خیز، عامل مفروض، رنگ، پرسپکتیو و تناسبات ریاضی بپردازد. هم چنین، هدف از ارائه این پژوهش، با توجه به کاربرد عناصر پایه، مانند نقطه، خط و سطح در هنرها، بازخوانی تعاریف این عناصر بصری، مقایسه تطبیقی و یافتن چگونگی به کارگیری آن ها در دو هنر معماری و موسیقی از طریق ترجمان ملودیک تصویری آن ها می باشد. این پژوهش، به صورت تحلیلی-توصیفی، براساس روش کیفی و استدلال منطقی و با استفاده از معانی و تعاریف موجود در مطالعات اسنادی و کتاب خانه ای، تفسیر و طبقه بندی شده است. نتایج نشان می دهد که، با بررسی و ترجمه تصویری قطعات موسیقی ایرانی در سه ساختار مختلف، می توان به نماهای معماری با نظمی خاص و ساختاری مشخص دست یافت؛ که هر ردیف از آن ها، می تواند نشان دهنده چند میزان تعریف شده از یک قطعه موسیقی باشد.
۷۲۲۶.

معرفی سیستم های سنجش ازدور فضایی (ماهواره ای) و کاربرد آن در باستان شناسی: مطالعه موردی دشت بهشهر مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶۵ تعداد دانلود : ۶۶۵
منطقه دشت بهشهر مازندران به دلیل شکل جغرافیایی خاص و قرارگیری در میان دریا و بخش کوهستانی در جنوب و وجود رودهای منتهی به دریا از گذشته موردتوجه گروه های انسانی قرار داشته است. بااین وجود اطلاعات ما از این منطقه محدود به چندین فصل بررسی و شناسایی محوطه های باستانی آن است و پژوهش دقیقی پیرامون شکل گیری استقرار و تأثیر عوامل جغرافیایی بر آن صورت نگرفته است. ازاین رو مطالعه شکل گیری الگوی استقراری این منطقه امری ضروری است. در پژوهش حاضر از روش های نوین در باستان شناسی و تلفیقی از داده های باستان شناسی و علم سنجش ازدور ماهواره ای به جای روش های سنتی بهره گرفته شد. برای باستان شناسان دانستن مزایا و معایب استفاده از سنجش ازدور ماهواره ای به عنوان ابزاری قدرتمند در تجسم چشم اندازهای گذشته مهم است. در این مقاله سعی گردید با به کارگیری سنجش ازدور در بررسی میدانی دشت بهشهر، مبنی بر تحلیل الگوی استقراری این منطقه به طور موردی، بخشی از فواید به کارگیری این روش نشان داده شود و ضمن استخراج اطلاعات محیطی و درجه بندی و وزن دهی آن ها با کمک تحلیل رگرسیون، به میزان تأثیرگذاری آن ها بر شکل گیری استقرارهای منطقه پژوهش پرداخته شود. در گام بعدی با تلفیق این داده ها و داده های حاصل از نرم افزار GIS، مطلوبیت استقرار در دشت بهشهر موردسنجش قرار گرفت و در ادامه نقشه پتانسیل مکانی استقرارهای باستانی تهیه گردید که نقاط مستعد شکل گیری استقرار را مشخص می سازد. ارزیابی نتایج کسب شده نشان می دهد مطابق پیش بینی دسترسی به منابع آب بیشترین نقش را در این رابطه داشته است. دسترسی به خاک حاصلخیز جهت انجام فعالیت های کشاورزی در اولویت بعدی قرار دارند.
۷۲۲۷.

مطالعات گیاه باستان شناسی تپه طالب خان، سیستان، جنوب شرق ایران (2300-2500 ق.م)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸۰ تعداد دانلود : ۶۷۰
در هزاره سوم قبل از میلاد، مناطق قابل سکونتِ بخش جنوبی دشت سیستان به اراضی دلتای رود بیابان (شاخه قدیمی و خشک شده رود هیرمند) منحصر می شده است. شاخصه مهم و اصلی آن زمان فراوانی باران و برف در هندوکش و آب های هیرمند بوده که از مجرای رود بیابان وارد دشت سیستان می شده است. ازاین رو، شکل گیری و پویایی استقرارهای این حوزه، همواره ناشی از نوسانات آبی رود هیرمند بوده و جابجایی و چرخش جریان های آبی، همواره باعث بی ثباتی و تغییر استقرارهای انسانی و محیط زیست بوده است. فاکتورهای محیطی و انسانی بدون شک درگذر زمان تغییرات چشم گیری را در سیمای گیاهی دشت ایجاد نموده اند. هدف اصلی این مقاله شناخت منابع گیاهی دشت سیستان بر اساس یافته های گیاهی تپه طالب خان و چگونگی استفاده ساکنین از این منابع در هزاره سوم پیش از میلاد است. مطالعات گیاه باستان شناسی کنونی، بر روی بقایای گیاهی به دست آمده از 25 نمونه نهشته گیاه باستان شناختی از فصل ششم کاوش های باستان شناختی در تپه طالب خان انجام یافته است. این نمونه ها مربوط به بسترهای باستان شناختی گوناگون (که تاریخ آن ها هزاره سوم پیش از میلاد، 2500-2300 ق.م است) مانند نهشته خاک، نهشته خاک و آوار، نهشته خاک و اندود ، نهشته خاک و خاکستر، آوار خشت، لایه خاکستر، خاک سوخته، اجاق، محتویات اجاق و کف هستند. نتایج حاصل از این مطالعات و همچنین شواهد گیاه باستان شناسی یافت شده در شهر سوخته بیانگر کاشت گیاهان زراعی گوناگون ازجمله گندم های بدون پوشینه (گندم ایمر، گندم نان، گندم چماقی، گندم دانه مرغی)، جو با پوشینه و جو نودووم بدون پوشینه، عدس، ماشک، خلر، نخود سبز، کتان، انگور و کدوییان بوده که خود گواهی بر نوعی اقتصاد معیشتی بر پایه کشاورزی در بخش جنوبی دشت سیستان است. همچنین مطالعه بقایای زغال چوب نشان می دهد که ساکنان تپه طالب خان برای رفع نیازهای سوختی خویش از چوب گیاهان شور پسند و خشکی پسند مانند اسفناجیان و گز که بافتی نرم و خاصیت شعله وری سریع دارند، استفاده می کرده اند.
۷۲۲۸.

پژوهشی تطبیقی بر نمادهای ایران باستانی و تاثیر آن در قالی های پس از اسلام (مطالعه موردی: سیمرغ، جدال شیر و گاو و نماد فروهر)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۲ تعداد دانلود : ۶۸۰
طراحان قالی های در هر زمان، تحت تأثیر دین و آیین و فرهنگ بومی به استفاده از نقوش نمادین در قالی هامی پردازند. در دوره اسلامی نیز قالی های ایرانی، تحت تأثیر فرهنگ و مذهب زمان خویش قرارگرفته و از نمادگرایی اسلامی بهره مند شده اند. این نمادها بسیار متنوع بوده، اما آنچه مطرح است آن نمادهایی است که ریشه در ایران پیش از اسلام داشته، اما در قالی های ایرانی-اسلامی بار دیگر تجلی یافته اند. مقاله حاضر با روش تطبیقی-تحلیلی می کوشد تا با بررسی نقوش باستانی به طبقه بندی و تحلیل این نمادها پرداخته، سپس به سؤالاتی همچون چرایی دلایل کاربردی این نقوش بر قالی های ایرانی در دوره اسلامی و چگونگی تطابق این نقوش با اندیشه اسلامی پاسخ دهد. با توجه به گستردگی نقوش نمادین با مضامین باستانی، در این پژوهش تنها سه نماد مورد بحث و تحلیل قرار خواهد گرفت که شامل نقوش نمادین؛ ققنوس، جدال شیر و گاو و نماد فروهر هستند. می توان دریافت که نمادها زمانی می توانند به حیات خود ادامه دهند که مطابق نگاه مذهبی و سیاسی جامعه آن روز باشند. در این میان نقوش باستانی در سه رده توانسته اند در دوره اسلامی دوام یابند؛ 1- به لحاظ ساختاری همچون گذشته اما در معنا منطبق با بینش اسلامی تغییر یافته اند 2- به لحاظ ساختاری و معنا همچون گذشته اما با توجه به آن که منافاتی با اندیشه اسلامی ندارد دوام یافته و تنها معناهایی بر آن افزوده شده است 3- به لحاظ ساختاری و معنایی همچون دوره گذشته بوده اگرچه با اندیشه اسلامی مطابقت نداشته اما با اندیشه سیاسی و نظام سلطنتی منطبق بوده اند.
۷۲۲۹.

بررسی مشترکات معماری ادیان توحیدی (اسلام، مسیحیت، یهودیت)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۲ تعداد دانلود : ۱۵۹۶
دین، مهم ترین ایدئولوژی شکل دهنده به ساختار اجتماعی، فرهنگی و هنری در جوامع سنتی به شمار می آید. علی رغم وجود تفاوت هایی که در ایدئولوژی ادیان مختلف وجود دارد، می توان نقاط مشترکی در حوزه ی معماری و پرستشگاه های این ادیان مشاهده کرد. ادیان در جهان سنتی به عنوان عنصر غالب در تعیین خط فکری و آداب و منش های جوامع مطرح بوده و در شکل گیری و نحوه ی گسترش هنر ها تاثیری ژرف داشته، بطوری که در جهان سنتی، دین با فلسفه ی زندگی وهنرها همزاد و همراه است. مراکز عبادی عمیق ترین جلوه گاه اندیشه و اعتقادات فرهنگ ما و مذاهب در طول تاریخ بشری بوده و ماندگار ترین دستاورد تاریخ هنر و تمدن جهانی می-باشد. با وجود تفاوت، در نگرش ادیان مختلف نسبت به موضوعات معماری، خطوط مشترکی نیز در نگاه آنها وجود دارد که در شکل گیری معابد آنها نقش اساسی داشته است. هدف از مطالعه حاضر بررسی نقاط مشترک معماری سه دین توحیدی اسلام، مسیحیت و یهودیت است. در این مقاله فضاهای مذهبی این سه دین شامل مسجد، کلیسا و کنیسه از نظر الزامات معماری که هر دین مشخص کرده است تشریح شده و سپس وجه مشترک معماری این بناها مورد بررسی قرار گرفته است. نتایح حاصل از این پژوهش بیانگر این است که وجوه مشترکی مانند محور، جهت گیری، نظم، تناسب، تعادل، ریتم به همراه هندسه ای خاص، نمادگرایی، ایجاد سکون برای تفکر و عبادت در نقاط خاص، مرکزیت، سلسله مراتب، توجه به طبیعت، نور، رنگ در بناهای مدهبی هر سه دین توحیدی دیده می شود. روش گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی و میدانی و تدوین آن به شیوه توصیفی- تحلیلی است.
۷۲۳۰.

ارزیابی ذهنیت مردم در خصوص راهکارهای استفاده از رنگ و نور در ارتقاء کیفیت فضاهای شهری (مطالعه موردی: کاربرد روش تحقیق کیو در خیابان سی متری اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۹ تعداد دانلود : ۳۵۳
امروزه شاهد توجه تحقیقات علمی به خواسته های مردم در ارتقای کیفیت فضاهای شهری هستیم. از بین مجموعه عوامل مؤثر بر ارتقاء کیفیت فضاهای شهری، رنگ و نور به عنوان روش های در دسترس با تأثیر زیاد، نقش مهمی بر عهده دارد. هدف این پژوهش ارزیابی مؤلفه های ذهنی مرتبط با طراحی جهت ارتقاء کیفیت فضاهای شهری به کمک رنگ و نور جهت بهره برداری توسط طراحان است. روش تحقیق کیو، با 49 گزاره نوشتاری و 22 گزاره تصویری و روش نمونه گیری در دسترس ذهنیت منتخبین جامعه آماری را بررسی نمود. داده های حاصل از جدول مرتب سازی اجباری توسط نرم افزار spss تحلیل شد. برآیند ذهنیت حاکم، بیانگر وجود دو عامل مهم کالبدی و فرهنگی در خصوص گزاره های مربوط به راهکارهای اجرایی و دو ذهنیت مشخص در مورد گزاره های تصویری بود. در ادامه گزاره های مرتبط با هرکدام از ذهنیت های مذکور اولویت بندی و همچنین گزاره های توافقی و متمایزکننده بین گروه های ذهنی استخراج گردید.  
۷۲۳۱.

بازخوانی نقش عناصر بصری ادراکی گذرهای بافت تاریخی یزد به منظور سامان دهی نظام ادراکی شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۱ تعداد دانلود : ۲۹۱
گذرهای موجود در بافت های کهن، مکانی خلاق و زنده برای درک موقعیت انسان در محیط و پیوند او با گذشته است. ارتقای حس تعلق مکان در محلات بافت قدیم یزد به طریق تعامل مردم با فضاهای گذر، می تواند در مدیریت و اصلاح امور محلات، محیط مسکونی و سازمان دهی محلات، مؤثر واقع شود. این عامل به کمک عوامل ادراک محیطی، می تواند ارتباطی مستحکم و دوسویه میان سازمان ادراکی و نظم و تعیین فضای شهری ایجاد نماید. هدف مقاله حاضر، خوانش بهتر عناصر و مؤلفه های شهری، فهم روشن معنای مکان ها و تقویت هویت فردی و اجتماعی است. پرسش تحقیق پیش رو، مشخص نمودن نقش عناصر بصری گذر وقت و ساعت یزد در میزان ادراک هویتی مخاطب بر اساس عوامل ادراک محیط است. برای پاسخ به این سؤال، گذر وقت و ساعت یزد انتخاب شد و روش تحقیق در بخش اول، به صورت میدانی و توصیفی- تحلیلی با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و پژوهش های معتبر بوده و در بخش دوم، بر اساس روش پیمایشی با ابزار مشاهده، پرسش نامه و مصاحبه، به تحلیل داده ها و متغیرهای پژوهش پرداخته شده است. دیدگاه های مخاطبین گذر، طی پرسش نامه هایی با حجم آماری برگرفته از فرمول کوکران، در حیطه ادراک هویتی عناصر بصری جمع آوری شده و در قالب نرم افزار SPSS21، طی آزمون های آماری میانه مورد تحلیل قرار گرفتند. مؤلفه های مختلفی در ادراک محیط گذر وقت و ساعت توسط مخاطبان مد نظر قرار گرفته که عبارت بودند از؛ عمق ارتباط با گذر، آگاهی آنها نسبت به محیط و زمینه، اهل یزد بودن و ...؛ از سوی دیگر در نتایج تحقیق، عناصر بصری همچون؛ ساباط ها، تویزه ها، کف سازی سنگفرشی ازاره ها و ورودی برخی بناهای عمومی شاخص، اهمیت خاصی در بازخوانی عناصر بصری گذر وقت و ساعت یزد داشتند. در این راستا، ثبت گذر که حفاظت و احیای آن می تواند به تثبیت و تشدید نقش گذر در سامان نظام ادراکی ساکنان بینجامد، از جمله راهکارهای حفظ و احیای این گذر تاریخی است.
۷۲۳۲.

عمارت از برای ویرانی: دو روایت متفاوت درباره جایگاه معمار و معماری در کتاب احیاء علوم الدین غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۶ تعداد دانلود : ۳۷۰
ابوحامد محمد غزالی، عارف، فقیه و متکلم قرن پنجم هجری که تأثیری شگرف در فرهنگ ایران داشته است. مهم ترین اثر او، کتاب احیاء علوم الدین است که غزالی آن را به جهت زنده کردن دانش های دینی، در دوره عزلت به نگارش درآورد. موضوع کتاب، علم معامله است؛ از این رو، اشارات فراوانی به معماری در آن یافت می شوند. این پژوهش، به فهم آرای غزالی راجع به معماری و شأن آن در احیاء می پردازد. تحقیق، با روش تفسیری و به شیوه قرائت و فهم و تفسیر احیاء به واسطه خود متن انجام شده است. محور این پژوهش، کتاب احیاء بوده و فقط برای فهم بهتر این کتاب، به دیگر آثار غزالی و منابع درجه دوم رجوع شده است. این تحقیق، حاصل انتظام بخشیدن به یافته های گردآمده از احیاء و استدلال برای فهم آرای غزالی درباره معماری است. محصول این پژوهش، دو روایت متفاوت از سخن غزالی راجع به اهل پیشه و صانعان است. روایت اول، به وجهی اجتماعی از جایگاه معمار اختصاص دارد. معمار در این مقام، از اهل پیشه است که جزو عوام خلق محسوب می شود، بر عوام غفلت غالب است و این غفلت، نگه دارنده نظام دنیا. او باید به زهد روی آورد و زاهدانه به پیشه خود مشغول شود. در این سطح، نساختن همواره بهتر از ساختن است و ویرانی برتر از آبادانی. در سطح دوم سخن غزالی، نگاهی دیگرگون حاکم است. در این سطح، معمار، فارغ از شأن اجتماعی خود، می تواند سالک طریق حق باشد، از مقام زهد فراتر رود و به مقام محبت، که عالی ترین مقام است، نائل آید. او لازم است در این مقام، ذاکرانه به پیشه خویش مشغول شود، از صورت های جهان به طریق عبرت، معانی را طلب کند، آنچه می سازد دلالت بر کامل ترین محبوب، خداوند، داشته باشد و به تن، دست به عمارت دنیا زند و به دل، ویرانی آن را خواهد.
۷۲۳۳.

شکل گیری معماری و نظام استقرار سکونتگاه دستکند حیله ور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۳۴۷
شکل گیری سکونتگاه های انسانی همواره بر پایه عوامل طبیعی همچون آب و خاک مناسب استوار بوده و متاثر از ویژگی های متعدد طبیعی، اقتصادی و... بوده است. عواملی چون ارتفاع از سطح دریا، شیب بستر، رودخانه ها، عوامل اقلیمی و لیتولوژی نقش موثرتری در این زمینه ایفا می کنند. این پژوهش با هدف بررسی وضعیت استقرار سکونتگاه تاریخی حیله ور بر حسب معیارهای طبیعی و نیز تاثیر عوامل اقلیمی در نوع و سبک معماری و نحوه شکل گیری بافت تاریخی آن صورت گرفته است. در ادامه مطالعه و شناخت عناصر تاریخی اثرگذار در پیدایش و شکل گیری و توسعه سکونتگاه حیله ور در جهت رفع نیازهای انسان در دوران حیات مجموعه مورد ارزیابی قرار می گیرد. در این راستا با بهره گیری از اطلاعات و منابع موجود در کتابخانه ها و همچنین آرشیو سازمان میراث فرهنگی استان آذربایجان شرقی و مراجعه حضوری به سایت سکونتگاه تاریخی مورد مطالعه و در نهایت با استفاده از روش تحقیق توصیفی، به تحلیل داده های بدست آمده و نقش هر کدام از عوامل در مکان گزینی و نیز شکل گیری بافت و عناصر و تجهیزات سکونتگاه حیله ور پرداخته شده است. نتایج حاصل از بررسی ها نشان می دهد که عوامل طبیعی فوق الذکر همچون توپوگرافی، منابع آبی، خاک غنی و آب و هوای مناسب، تاثیر چشمگیری در مکان گزینی و شکل گیری بافت سکونتگاه حیله ور دارند. طبق یافته های تحقیق در سکونتگاه مورد مطالعه، عامل اقلیم از وزن بالایی برخوردار می باشد چرا که در نوع و سبک معماری بافت تاریخی (معماری متمرکز و درونگرا) موثر بوده است .
۷۲۳۴.

معرفت ضمنی و گونه های آن در معماری بر اساس اندیشه هری کالینز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۸ تعداد دانلود : ۶۴۲
از میانه سده بیستم که مایکل پولن یی مفهوم «معرفت ضمنی» را مطرح کرد، این مفهوم به تدریج به حوزه های گوناگون علم وارد شد و با چندین رویکرد تبیین شد؛ اما در حوزه معماری همچنان معرفت ضمنی را بیشتر با تکیه بر اندیشه پولن یی و همچون معرفتی مرموز که مبنای عمل طراحی است تبیین می کنند. هدف تحقیق حاضر پیش نهادنِ یکی از اندیشه هایی مطرح شده درباره معرفت ضمنی، کاربست آن در معماری و سنجیدن امکانات و محدودیت های آن برای تبیین معرفت ضمنی معماری است. اندیشه یادشده مدل هری کالینز، جامعه شناس علم، درباره معرفت و اقسام ضمنی و صراحی آن است. مقاله حاضر این هدف را از طریق فهم اندیشه کالینز، آن گونه که در آخرین آثار مکتوب او درباره معرفت ضمنی نمود یافته است، دنبال می کند. بر مبنای کاربست این اندیشه در معماری، معرفت صراحی معماری معرفتی است که از طریق واسطه های مادی به معمار انتقال دادنی است. معرفت ضمنی معماری نیز معرفتی است که بنا به سرشت آن از طریق واسطه های مادی انتقال دادنی نیست و از طریق هم نشینی معمار با دارندگان این معرفت یا از طریق تجربه عملی معماری به معمار منتقل شود. معرفت های تنانی و جمعی گونه هایی از معرفت ضمنی معماری اند؛ اما معماری بر معرفت های ضمنی دیگری نیز مبتنی است که در طبقه بندی کالینز نمی گنجد.
۷۲۳۵.

بررسی تطبیقی الگوهای طراحی اقلیمی زیستگاه ها دراقلیم سرد وکوهستانی ایران و نپال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۵ تعداد دانلود : ۴۲۵
امروزه کشورها برنامه ریزی های خود درزمینه معماری را به گونه ای انجام می دهند تا به کمک معماری بومی و اقلیمی بتوانند علاوه بر آنکه ساکنین خود را از عوامل اقلیمی نامطلوب مثل باد، سرما و گرمای شدید محافظت کنند؛ به کمک طراحی مناسب آسایش را برای ساکنین به ارمغان بیاورند. معماری بومی هر دو کشور نپال و ایران به عنوان الگویی گران قدر از طراحی منطبق با اقلیم به شمار می رود اقلیم سرد و کوهستانی این دو کشور شرایط ویژه ای را برای ساکنین ایجاد کرده است. هدف از نگارش این پژوهش ثبت الگوهای طراحی اقلیمی دو کشور و مقایسه تطبیقی این دو الگو به منظور ارائه راهکارهای نوین برگرفته از معماری بومی است. از این منظر مقاله حاضر کمک شایانی به پژوهشگران و طراحان این حوزه می کند. این پژوهش برگرفته از منابع کتابخانه ای، اسنادی و آماری، به روش تحلیلی و پژوهشی و درنهایت نتیجه گیری تطبیقی، با رویکرد ترویجی و با اهداف کاربردی است. پس از جمع آوری و ثبت و تطبیق الگوهای طراحی اقلیمی دو کشور نتایج حاصل شد. درنهایت راه کارهای معماری بومی نپال که منطبق با معماری بومی و اقلیمی بود به منظور راه گشای معماری بومی ایران در جهت حصول آسایش ساکنین ارائه شد. امید است با استفاده از این راه کارها، در حفظ محیط زیست و صرفه جویی در مصرف انرژی گامی روبه جلو برداشته شود.
۷۲۳۶.

بازتعریف مفهوم «ارزش» در برنامه ریزی مسکن از منظر اندیشه ی اسلامی (مورد مطالعاتی: شهرتبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۴ تعداد دانلود : ۴۱۷
«ارزش»ها بالواقع باورها و عقاید ریشه داری تلقی می شوند که جامعه مبتنی بر آن، درباره آنچه خوبی، بدی، برتری و یا کمال دانسته می شود، رفتار می کند. درعین حال، مفهوم «ارزش» از جمله مفاهیم اعتباری و برساختی به شمار می آید که هر جامعه مطابق با اندیشه حاکم بر آن، متصوّر می شود، بنابراین زمانی محتوای «ارزش» ضامن هدایت جامعه به کمال انسانی و مطلوب است که منطبق بر روح حاکم بر آن باشد. در همین راستا نوشتار حاضر، با تعمقی بر مفهوم «ارزش» در برنامه ریزی مسکن شهری، سعی دارد تا بازتعریفی از مفهوم «ارزش» در برنامه ریزی مسکن شهر تبریز، مطابق با فرهنگ و اندیشهاسلامی حاکم بر آن، ارائه کند. این پژوهش مبتنی بر پارادایم رئالیسم اسلامی و براساس دیدگاه ارزش شناسی علامه طباطبایی و به ویژه نظریه اعتباریات ایشان هدایت شده است. در همین راستا با کاربرد راهبرد پژوهش پس کاوی، مدل مفهومی ارزش در مسکن شهر تبریز در قالب سه نمونه مطالعاتی مورد آزمون قرار می گیرد. جهت آزمون نمونه ها، مبانی نظری روش هدانیک، مطمح نظر نوشتار بوده است. یافته ها نشان می دهند که بیشترین قدرت تبیین کنندگی متغیر «ارزش» مسکن شهری تبریز، مربوط به مقوله «ساختاری-فیزیکی» بنا است و بعد از آن، مقوله «محیطی» در ارتباط با دسترسی به کاربری¬ها، حائز اهمیت به نظر می رسد و این در حالی است که در هیچ یک از نمونه های مورد بررسی، مصداق کاملی از مفهوم ارزش، پدیدار نشده است.در نهایت با عنایت به اینکه «ارزش» یک مقوله فرهنگی است، به¬نظر می رسد که برای تحقق مفهوم جامعی از ارزش در برنامه ریزی مسکن شهری، لاجرم باید فرایند بومی ساختن توسعه مسکن منطبق با فرهنگ اسلامی و به تبع آن ارزش های منبعث از آن، مدنظر برنامه ریزان شهری قرار بگیرد.
۷۲۳۷.

دیپلماسی و بازنمایی؛ تحلیل تطبیقی بازنمایی سفیر پادشاه صفوی در حضور فرمانروای گورکانی و عثمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۴ تعداد دانلود : ۳۲۳
در مقاله پیش رو تلاش شده از طریق بررسی تطبیقی دو نگاره از کتب مصورِ تاریخ عثمانی و گورکانی با موضوعی مشابه، تفاوت های موجود در دو بازنمایی تصویری را یافته و از این رهگذر، به فهم کارکرد بازنمایی ها و اهداف پدیدآورندگان آثار نائل آییم. رویکرد تاریخ فرهنگی نو، به ویژه دیدگاه های پیتر برک در باب الگوهای رایج "بازنمایی دیگری"، چارچوب نظری پژوهش را شکل می دهد. با توجه به مضمون نقاشی ها که به روابط دیپلماتیک ایرانِ عصر صفوی با همسایگان آن مرتبط است، تصاویر در نسبت با چگونگی مناسبات و رخدادهای سیاسی معاصر خود بررسی و تحلیل خواهند شد. متناسب با این رویکرد، پرسش های زیر طرح شده اند: الگوی مواجهه گورکانیان و عثمانیان با صفویان به عنوان دیگری چگونه بوده است؟ کارکرد بازنمایی ها در نظام سیاسی عثمانیان و گورکانیان چه بوده است؟ هدف از این تحقیق، دریافت روابط معنادار بین چگونگی و کارکرد بازنمایی صفویان در نظام های سیاسی- فرهنگی است که آثار محصول آنها هستند تا بتوان به پاسخ چرایی بازنمایی ها دست یافت. یافته های تحقیق حاکی از آن هستند که صفویان در وقایع نگاری تصویری عثمانیان و گورکانیان در نگاره هایی با مضمون مشابه، به شیوه متفاوتی بازنمایی شده اند و بر جنبه های متفاوتی از این رویداد سیاسی تأکید شده است. گورکانیان، الگوی "همانندسازی" و عثمانیان، الگوی "دیگری سازی" را در بازنمایی صفویان انتخاب کردند. چرایی انتخاب ها به کارکردهای متفاوتی که بازنمایی ها برای عثمانیان و گورکانیان داشته است بازمی گردد. ماهیت این پژوهش بنا بر موضوع تحقیق که بررسی رویدادی در زمان گذشته است، تاریخی است و روش تحقیق بر مبنای چگونگی انجام پژوهش، تحلیلی- تطبیقی و موردکاوی است. شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و شیوه نمونه گیری هدفمند، غیرتصادفی و انتخابی بر مبنای مضمون تصاویر است.
۷۲۳۸.

بررسی و شناسایی نقش مایه کایلین در فرش های دوره صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۲ تعداد دانلود : ۴۸۶
نقوش حیوانی یکی از مهم ترین و اثرگذارترین نقوشی است که می توان آن را از دیر باز تاکنون در فرش ایران مشاهده نمود. این نقوش در برگیرنده ی مفاهیم دینی و اسطوره ای کهن، بیان کننده موقیعت جغرافیایی و طبیعی، محل زندگی بشر و آمال و آرزوهای وی بوده است.کایلین نیز یکی از نقوش حیوانی است که اگر چه ما به ازای آن در طبیعت وجود ندارد اما به دلیل کاربرد زیاد در هنر صفوی از اهمیت خاصی برخوردار است و در هنر مناطق مختلف ازجمله ایران، چین و آسیای شرقی دیده می شود. در سرتاسر شرق آسیا کایلین یکی از چهار حیوان نجیب است که همراه با اژدها، ققنوس و لاک پشت می آید و تشکیل شده از سر اژدها، بدن آهو یا گاو و دم شیر است. کاربرد بی شمار این نقش در فرش های صفویه نویسندگان را برآن داشت تا ضمن معرفی نقش مایه ی کایلین و مفاهیم آن به این پرسش پاسخ می دهد که جایگاه بصری این نقش در فرش های این دوره چیست و چه انواع و طبقه بندی برای آن می توان ارائه داد؟ همچنین به جهت شناخت و درک مفهوم این نقش درهنر ایران لازم است به مفاهیم نمادین آن در هنر چین توجه کنیم و یا به بررسی بخش های مختلف این حیوان ترکیبی و نحوه ترسیم آن بپردازیم تا بتواند ما را در جهت شناخت علت کاربرد آن یاری نماید. این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی و گردآوری مبانی نظری حاصل از پژوهش های اسنادی صورت گرفته است و براساس بررسی کلیه فرش های موجود در منابع این نقش در 13 تخته فرش به کار رفته که دارای تنوع رنگ، فرم و طراحی است. از نظر فرمی به صورت منفرد و یا گرفت و گیر با شیر، اژدها وگاو ترسیم شده است که بیشترین حضور در درگیری با نقش شیر است. کایلین در فرهنگ ایران نماد خیر است و با توجه به شرایط و جایگاه قرارگیری نماد و مفهوم آن می تواند جایگزینی برای نقش گاو یا اژدها در صحنه های گرفت و گیر با شیر باشد.
۷۲۳۹.

Measuring The Quality of Natural Lighting in A Building with Double Skin Façade (DSF)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۱۷۲
Lately, a double skin façade (DSF) has been increasingly popular as an aesthetic and shading device. A façade with a secondary skin is employed in buildings to let natural light flow into the building without glare and heat. The purpose of this study is to examine the performance of secondary skin in buildings and to investigate the level of natural lighting in buildings that meets visual comfort standards according to the function of space in buildings. The object of this research is the Henricus Constant building of Soegijapranata Catholic University Semarang Indonesia. The research method used is descriptive quantitative. The authors assessed the level of natural lighting in the building by analyzing the results of field measurement data with luxmeter measuring devices and model simulations regarding natural shadows and lighting levels with Sketchup software and dialux. The results of this study suggest that secondary skins in the Henricus Constant building manage to create shade in the building’s interior, but the natural lighting level is only 30 lux, less than the standard lighting level of the classroom at 250 lux. Without the secondary skin, the average light intensity is 310 lux; thus, it causes glare and becomes visually uncomfortable.
۷۲۴۰.

Maharishi Vedic Architecture and Quality of Life: An International Mixed Methods Study of Lived Experience(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۵ تعداد دانلود : ۳۳۱
   The histories of architectural design and town planning are replete with references to creating a better quality of human life. One of the approaches to enhancing human existence is Vāstu Vidyā , the knowledge of design and building from the ancient Vedic tradition. More recently, Vāstu Vidyā has been repurposed to include not only architectural practice and construction but also considered in light of the consciousness of the designer and builder and the need for a more ‘enlightened’ approach to design. Such a consideration is called Maharishi Vedic Architecture (MVA). Some of the features of MVA include a concern for orientation of the building to cardinal east, the position and proportion of rooms within the dwelling, and considerations of slope and relation to the early morning sun. Such features are said to enhance the creativity, health, and happiness of occupants.  The purpose of the present study is to explore the experiences of individuals who reside in homes designed according to the principles of MVA. Triangulated quantitative and qualitative results from an international mixed-methods survey of 158 individuals in 14 countries indicate this approach to architectural design contributes to individual and family quality of life, specifically as it has been operationalized to mean changes in well-being, health, personal development, and success. On a quality-of-life scale, the study found a statistically significant difference between those living in MVA for more than three years compared to those living in MVA for less than three years ( F = 1.89, p = .02), however no difference was observed between experiences for people living in different locations.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان