فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۶۱ تا ۱٬۴۸۰ مورد از کل ۱٬۷۹۳ مورد.
منبع:
فیزیولوژی ورزشی پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۹
81 - 96
حوزههای تخصصی:
اهداف: متغیر های ژنتیکی به عنوان پارامتر های فردی درنظر گرفته می شوند که می توانند فنوتیپ های زیربنایی عملکرد ورزشی را متأثر کنند. از این رو، هدف پژوهش حاضر مقایسه ژنوتیپ I/D ژن ACE وR577X ژن ACTN-3 در مردان کشتی گیر نخبه و غیرنخبه ایرانی بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کشتی گیران مرد نخبه و غیرنخبه ایرانی بود که از بین آن ها 22 کشتی گیر نخبه و 36 کشتی گیر غیرنخبه به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. پس از استخراج DNA شرکت کنندگان، با استفاده از تکنیک PCR-RLFP و الکتروفورز ژنوتیپ های ژن ACE و ACTN-3 آنان تعیین شد. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از آزمون کای مربع انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که کشتی گیران نخبه در مقایسه با کشتی گیران غیرنخبه، به طور معناداری توزیع فراوانی بیشتری از ژنوتیپ DD ژن ACE و ژنوتیپ RR و RX، از ژن ACTN-3 را دارا بودند. این درحالی بود که کشتی گیران غیرنخبه در مقایسه با کشتی گیران نخبه، به طور معناداری توزیع فراوانی بیشتری از ژنوتیپ های II و ID ژن ACE و ژنوتیپ XX ژن ACTN-3 را دارا بودند.نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان گفت که ارتباط مثبتی بین رسیدن به سطوح نخبگی در رشته ورزشی کشتی و برخورداری از ژنوتیپ DD ژن ACE و ژنوتیپ RR ژن ACTN-3 وجود دارد که احتمالاً این دو ژن را به عنوان عوامل ژنتیکی مؤثر در ایجاد فنوتیپ های زیربنایی رشته ورزشی کشتی از قبیل قدرت و متعاقباً به وجود آمدن تفاوت های فردی در ورزشکاران معرفی می نماید.
بررسی اثرهم افزایی عصاره بولاغ اوتی و تمرینات تناوبی شدید بر سطح سرمی پروتئین اتصال دهنده اسیدهای چرب 4 (FABP4) و پروتئین واکنش گرC با حساسیت بالا (hs-CRP) در بیماران مبتلا به کم کاری خفیف تیروئید دارای اضافه وزن: یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۶
175 - 198
حوزههای تخصصی:
اهداف: کم کاری تیروئید یکی از اختلالات تیروئیدی است که در اندوتلیوم عروق باعث افزایش سطوح پروتئین اتصال دهنده اسیدهای چرب 4 (FABP4) و پروتئین واکنش گرC با حساسیت بالا (hs-CRP) می گردد. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات تناوبی شدید و مصرف بولاغ اوتی بر سطح سرمی hs-CRP وFABP4 در بیماران مبتلا به کم کاری خفیف تیروئید دارای اضافه وزن اجرا شد. مواد و روش ها: در این کار آزمایی بالینی تصادفی شده تک سو کور، 40 بیمار مبتلا به کم کاری خفیف تیروئید دارای اضافه وزن با میانگین سنی (41/6±50/30 سال) و وزنی (48/20±6/73 کیلوگرم) به طور تصادفی به چهار گروه تمرین + مکمل، تمرین، مکمل و کنترل تقسیم شدند. گروه های تمرین + مکمل و تمرین برنامه سه جلسه در هفته تمرینات تناوبی شدید و گروه های مکمل و تمرین + مکمل، مصرف روزانه 500 میلی گرم عصاره بولاغ اوتی را به مدت 8 هفته دنبال کردند. متغیرهای تحقیق در ابتدا و انتهای مطالعه اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آزمون های تی زوجی، کوواریانس و تعقیبی توکی و نرم افزار SPSS نسخه 20 در سطح معنی داری (05/0>P) تحلیل شدند. یافته ها: پس از هشت هفته تمرین و بولاغ اوتی سطح سرمی hs_CRP در سه گروه تمرین، مکمل و تمرین+مکمل کاهش یافت (05/0>P). در حالی که سطح FABP4تنها در گروه های تمرینی کاهش معنادار یافت (05/0>P). نتیجه گیری: به نظر می رسد تمرینات تناوبی شدید و عصاره بولاغ اوتی باعث تنظیم متابولیسم انرژی و بهبود التهاب در افراد مبتلا به کم کاری خفیف تیروئید دارای اضافه وزن می گردد.
اثر 4 هفته تمرین هوازی شنا و عصاره آبی گزنه بر بیان ژنهای PGC1α و UCP1 و غلظت های سرمی آیریزین و FGF21 در رت های دیابتی چاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:فعالیت ورزشی و عصاره گیاه گزنه باعث افزایش بیان ژن های درگیر در تبدیل بافت چربی سفید به بافت چربی قهوه ای می-شود اما اثر ترکیبی آنها در این مورد مشخص نیست. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر عصاره گیاه گزنه و تمرین هوازی بر غلظت سرمی آیریزین،FGF21 و بیان ژن PGC1α ،UCP1, در رت های دیابتی بود. روش شناسی:دریک کارآزمایی تجربی 70 سر رت نر نژاد ویستار (میانگین وزن؛ 52/18±35/227 گرم) به صورت تصادفی درهفت گروه شامل کنترل سالم، کنترل دیابتی، عصاره گزنه، مِتفورمین، تمرین، گزنه+تمرین و مِتفورمین+تمرین تقسیم شدند. گروه های تمرینی به مدت چهارهفته، هرهفته 5 روز، هرروز از ۱۵ دقیقه (در هفته اول) تا۵۰ دقیقه (در هفته چهارم) شنا کردند. گروه-های گزنه و متفورمین به ترتیب روزانهmg/kg1/25 و mg/kg100از این دوماده را به صورت گاواژ دریافت کردند. پس از پایان مداخله نمونه خون، بافت های عضله پشت ران، پانکراس و چربی(احشایی) رت ها برای بررسی متغیرهای پژوهش گرفته شد. آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی بونفرونی با سطح معناداری 05/0، جهت بررسی تغییرات داده ها استفاده شد. یافته ها:غلظت آیریزین گروه مِتفورمین+تمرین در مقایسه با گروه کنترل دیابتی بطور معناداری بیشتر بود(001/0=P). تفاوت معناداری نیز در میزان غلظت FGF21سرم گروه ها مشاهده نشد. افزایش معنادار بیان ژنهای PGC1α و UCP1 در همه گروه های درمان نسبت به گروه کنترل سالم و کنترل دیابتی مشاهده گردید(05/0>P). نتیجه گیری:مصرف همزمان عصاره گزنه و تمرین شنا باعث کاهش گلوکز خون و همچنین فعال شدن بیان ژنهای PGC-1α و UCP1 می شود که در روند قهوه ای شدن بافت چربی نقش دارند.
تأثیر ترکیب تمرین تناوبی با شدت بالا و روزه داری متناوب بر مقادیر پروتئینی PGC-1α و UCP-1 بافت چربی احشایی رت های تحت تغذیه با رژیم غذایی پرچرب و پرکربوهیدرات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۱
135 - 152
حوزههای تخصصی:
اهداف: مداخلات تغذیه ای و فعالیت ورزشی از راهبردهای اصلی مقابله ای و درمان چاقی است. پژوهش حاضر با هدف یافتن جنبه جدیدی از تأثیر تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) و روزه داری متناوب (ADF) بر مقادیر پروتئین های مرتبط با قهوه ای شدن بافت چربی احشایی رت های تحت تغذیه با رژیم غذایی پرچرب و پرکربوهیدرات (HFD+HC) انجام شد. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر از نوع تجربی، با طرح پس آزمون با کنترل بود. بدین منظور 40 سر رت نر اسپراگ داولی به طور تصادفی به پنج گروه هشت تایی تقسیم شدند: 1) رژیم غذایی استاندارد (ND)، 2) HFD+HC، 3) HFD+HC+HIIT، 4) HFD+HC+ADF و 5) HFD+HC+HIIT+ADF. رت های HIIT پنج روز در هفته و در هفت تناوب چهار دقیقه ای با90 85 درصد حداکثر سرعت (Smax) و تناوب های استراحتی دو دقیقه ای با 50 درصد Smax دویدند. ADF به صورت یک روز در میان انجام می شد. مقادیر پروتئین PGC-1α و UCP-1 بافت چربی با تکنیک وسترن بلات ارزیابی شد. از t مستقل، ANOVA و آزمون توکی برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: HFD+HC منجر به افزایش معنی دار وزن شد. مقادیر پروتئین های PGC-1α و UCP-1 در گروه HFD+HC کاهش معنی داری یافت (05/0p<). در گروه های HIIT، ADF و HIIT+ADF وزن کاهش معنی داری یافت. در گروه-های HIIT و HIIT+ADF مقادیر پروتئینی PGC-1α افزایش معنی داری یافت (05/0p<). با این حال، مقادیر پروتئینی UCP-1 تفاوت معنی داری بین گروه های مداخله نداشت (05/0p>). نتیجه گیری: HFD+HC منجر به افزایش وزن می شود. در مقابل، HIIT، ADF و به ویژه HIIT+ADF علاوه بر کاهش وزن منجر به افزایش مقادیر پروتئین PGC-1α می شود که احتمالاً با بیوژنز میتوکندریایی و افزایش لیپولیز همراه است.
تأثیر فعالیت بدنی منظم هوازی بر تغییرات گلوکز، هموگلوبین گلیکوزیله خون و کیفیت زندگی بیماران دیابتی نوع2(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ورزش و علوم زیست حرکتی سال ۱ بهار ۱۳۸۸ شماره ۲
10 - 16
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بیماری دیابت می تواند تأثیرات منفی بر سلامت عمومی و احساس خوب بودن بیماران داشته باشد و میزان کیفیت زندگی بیماران دیابتی معیاری مناسبی برای بحث درباره زندگی شخصی و تحمل بار بیماری بر زندگی آنان است. هدف اصلی از این پژوهش تعیین تأثیر فعالیت بدنی منظم هوازی بر تغییرات گلوکز ، هموگلوبین گلیکوزیله و کیفیت زندگی بیماران دیابتی نوع2 بود. مواد و روش ها: پنجاه و سه بیمار دیابتی نوع2 با دامنه سنی (11/6 ± 15/45 سال) و میانگین مدت بیماری 3 ± 5 سال به صورت هدف دار انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه تجربی (27نفر) و کنترل (26نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی در یک برنامه فعالیت بدنی منظم هوازی شرکت کردند. برنامه تمرینی شامل 45 تا 60 دقیقه فعالیت هوازی با شدت 70- 60 درصد ضربان قلب ذخیره روی دوچرخه کارسنج سه بار در هفته و به مدت 8 هفته بود. پیش وپس از فعالیت بدنی منظم هوازی میزان گلوکز و هموگلوبین گلیکوزیله خون و حداکثر اکسیژن مصرفی (Vo2max) آزمودنی ها اندازه گیری شد. همچنین کیفیت زندگی آزمودنی ها درهر دو گروه توسط پرسشنامه SF – 36ارزیابی گردید.روش تحقیق از نوع نیمه تجربی بود و درتجزیه وتحلیل آماری اطلاعات از روش t مستقل استفاده شد. یافته ها: فعالیت بدنی منظم هوازی به مدت 8 هفته تأثیر معنی داری بر میزان کاهش گلوکز خون و افزایش حداکثر اکسیژن مصرفی و کیفیت زندگی بیماران دیابتی نوع2 داشت (05/0< p ). ولی برمیزان هموگلوبین گلیکوزیله تاثیر معنی داری مشاهده نشد (05/0< p ). نتیجه گیری: فعالیت بدنی منظم هوازی در این تحقیق برای بیماران دیابتی نوع2 می تواند نمونه ای از برنامه های ارتقاء سلامت بوده و در افزایش کیفیت زندگی و همچنین کاهش میزان قند خون بیماران دیابتی مؤثر باشد.
نقش هسته های عضلانی در حافظه و سازگاری های عضلانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۹
59 - 80
حوزههای تخصصی:
اهداف: عضله اسکلتی شکل پذیری بسیار بالایی جهت سازگاری با محرک هایی نظیر فعالیت انقباضی، شرایط بارگذاری (بی باری، بی تحرکی، بیماری و فضانوردی)، مداخلات تغذیه ای و عوامل محیطی دارد. عضله اسکلتی قابلیت منحصربه فردی دارد که به آن این امکان را می دهد که فعالیت انقباضی مزمن قبلی خود را به خاطر بیاورد و در پاسخ به دوره تمرینی مجدد، حتی بعد از یک دوره طولانی مدت بی تمرینی، رشد و سازگاری سریع تری را از خود نشان دهد. دانشمندان این پدیده را حافظه عضلانی نامیده اند. مطالعات اولیه این پدیده را به یادگیری حرکتی از طریق سیستم عصبی مرکزی نسبت دادند، اما مطالعات بعدی پیشنهاد کردند که حافظه عضلانی ممکن است با محتوای هسته های عضله اسکلتی ارتباط داشته باشد. یکی از سازوکارهای احتمالی این است که دوره اولیه تمرین ورزشی منجر به افزایش هسته های عضلانی می شود و این هسته ها حتی به دنبال یک دوره طولانی مدت بی تمرینی در عضله اسکلتی پایدار باقی می مانند. به دنبال دوره تمرین مجدد، عضله ای که هسته های آن در دوره تمرینی اولیه افزایش یافته اند، می تواند رشد کارآمدتری داشته باشد و پاسخ شکل پذیری سریع تری را از خود نشان دهد. اما، مطالعات بعدی نشان دادند که هسته های عضلانی ممکن است پایدار نباشند و به دنبال دوره های بی تمرینی از بین بروند. مطالعات اخیر به بررسی سازوکارهای دیگری نظیر اپی ژنتیک در توجیه نظریه حافظه عضلانی پرداختند. به طور کلی، شواهد موجود از ثبات هسته های عضلانی در نظریه حافظه عضلانی حمایت نمی کند و پیشنهاد می شود که شواهد دیگری نظیر اپی ژنتیک در راستای توجیه این نظریه توسط محققین مورد بررسی قرار بگیرد.
بررسی سطح سرمی آیریزین و بیان ژن و پروتئین فاکتور رشد اندوتلیال عروقی در بافت قلب موش های نژاد NMRI به دنبال تمرین مقاومتی و تزریق آیریزین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۱
47 - 64
حوزههای تخصصی:
اهداف: آنژیوژنزیز در عملکرد قلب نقش حیاتی ایفا می کند. آیریزین یک میانجی احتمالی برای اثرات ورزش می باشد. هدف از مطالعه ی حاضر، بررسی سطح سرمی آیریزین و بیان ژن و پروتئین فاکتور رشد اندوتلیال عروقی در بافت قلب موش های نژاد NMRI به دنبال تمرین مقاومتی و تزریق آیریزین بود.مواد و روش ها: 21 عدد موش (NMRI، پنج هفته ای با وزن حدود 2±18 گرم) به صورت تصادفی به سه گروه کنترل، تمرین (مقاومتی) و آیریزین تقسیم شدند. پروتکل تمرین به مدت هشت هفته اجرا شد. وزنه ای معادل 30 درصد وزن موش ها به دم آن ها متصل و روی یک نردبان با ارتفاع یک متر بالا رفتند. وزنه به تدریج به دو برابر وزن موش می رسید. گروه آیریزین به مدت هشت هفته آیریزین با دوز 100 میکروگرم/کیلوگرم/هفته به صورت داخل صفاقی دریافت کردند. بیان ژن VEGFدر قلب با روش real-time PCR، پروتئین VEGF با ایمونوهیستوشیمی و وسترن بلات و غلظت سرمی آیریزین با استفاده از الایزا بررسی شد. یافته ها: در مقایسه با گروه کنترل، سایر گروه های مورد مطالعه افزایش بیان ژن و پروتئین VEGF و همچنین افزایش سطوح سرمی آیریزین را نشان دادند .(P < 0.05) ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین پارامترهای مورد نظر در هر گروه رابطه ی معنی دار مثبتی وجود دارد(P < 0.05 , r > 0 ) .نتیجه گیری: احتمالا آیریزین واسطه ی برقراری ارتباط بین تمرین مقاومتی و آنژیوژنزیز در بافت قلب می باشد.
مقایسه دور مچ دست، دور گردن و عوامل خطرزای قلبی- عروقی افراد فعال و غیر فعال از نظر بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: روش های متعددی برای ارزیابی ترکیب بدنی وجود دارد، اما اخیراً اندازه گیری دور مچ دست و دور گردن نیز به عنوان شاخص های جدید، برای شناسایی افراد دارای اضافه وزن و کم تحرک مورد استفاده قرار گرفته اند. هدف از این مطالعه تعیین مقایسه دور مچ دست، دور گردن و عوامل خطرزای قلبی- عروقی افراد آماده و غیر آماده از نظر بدنی بود. روش شناسی: جامعه آماری تحقیق حاضر کلیه مردان و زنان 30 تا 40 ساله شهر بیرجند بودند که بعد از دادن فراخوان از میان 130 فرد داوطلب شرکت در تحقیق، تعداد 97 نفر (تعداد 46 نفر مرد و 51 نفر زن) به طور تصادفی انتخاب شدند. با استفاده از پرسشنامه فعالیت بدنی بک، میزان فعالیت بدنی شرکت کنندگان بررسی شد و در ادامه با منحنی راک نقطه برش نمره فعالیت بدنی افراد محاسبه گردید و شرکت کنندگان به دو گروه فعال و غیر فعال تقسیم شدند. شاخص های قد، وزن، دور مچ دست، دور گردن، دور کمر، دور لگن، شاخص توده بدن و نسبت دور کمر به لگن؛ فشار خون، چربی های خون و قند خون آزمودنی ها با روش های معتبر اندازه گیری شدند. در نهایت، نتایج با استفاده از آزمون t مستقل و با نرم افزار spss نسخه 22 در سطح معنی داری 05/0p< استخراج گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که WHR (009/0=p )، دور کمر (0001/0=p )، دور باسن (0001/0=p ) و BMI (002/0=p ) افراد فعال کمتر از افراد غیر فعال بود. با این حال؛ بین دور مچ دست، دور گردن، قند خون ناشتا، کلسترول تام، تری گلیسرید، لیپوپروتئین با چگالی بالا، لیپوپروتئین با چگالی پایین و فشار خون سیستولی و دیاستولی افراد فعال و غیر فعال از نظر بدنی اختلاف معنی داری مشاهده نشد (05/0P>). بحث و نتیجه گیری: داشتن فعالیت بدنی سبب بهبود ترکیب بدنی می شود. هر چند بین شاخص های دور گردن و دور مچ دست افراد فعال و غیر فعال از نظر بدنی رابطه معنی داری بدست نیامد، بر اساس نتایج بدست آمده بر حسب جنسیت، احتمال می رود که این دو شاخص بتواند به عنوان یک عامل پیشگویی کننده بیماری های قلبی- عروقی در جامعه زنان باشد. ، به ویژه در سنین کودکی گردد
مقایسه هشت هفته تمرینات ثبات مرکزی با پلایومتریک بر دامنه حرکتی و توان ورزشکاران دارای بی ثباتی مزمن مچ پا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه تاثیر هشت هفته تمرینات ثبات مرکزی با پلایومتریک بر دامنه حرکتی و توان ورزشکاران دارای بی ثباتی مزمن مچ پا بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل ورزشکاران جوان پسر دارای بی ثباتی مزمن مچ پا بود. تعداد افراد نمونه 30 نفر (10 نفر برای هر گروه) در نظر گرفته شد، که در ابتدا به صورت هدفمند و در نهایت به صورت تصادفی ساده انتخاب شده و به صورت همتا شده، به دو گروه آزمایش (ثبات مرکزی و پلایومتریک) و یک گروه کنترل تقسیم شدند. قبل از شروع پروتکل تمرینی، توان انفجاری و دامنه حرکتی (دورسی فلکشن و پلانتار فلکشن) ارزیابی و اندازه گیری شد. گروه های تجربی تمری نات خود را که شامل تمری نات ثبات مرکزی و پلایومتریک بود، به مدت هشت هفته (3جلسه در هفته) انجام دادند و گروه کنترل در طول انجام پژوهش هیچ گونه تمرینات ورزشی خاصی را انجام ندادند. بعد از اجرای هشت هفته پروتکل تمرینی، پس آزمون جهت ارزیابی متغیرها با انداره گیری دامنه حرکتی به وسیله گونیامتر و آزمون سارجنت جهت اندازه گیری توان، همانند پیش آزمون انجام شد. تمرینات ثبات مرکزی بر توان تاثیر معنی داری دارد، اما در بهبود دامنه حرکتی (پلانتار فلکشن و دورسی فلکشن) تفاوت معنی دار نبود و از پیش آزمون تا پس آزمون بهبود معناداری مشاهده نشد. تمرینات پلایومتریک بر توان و دامنه حرکتی (پلانتار فلکشن و دورسی فلکشن) مچ پا تاثیر معنی داری دارد.
کمی سازی ارتباط بین حجم و شدت دویدن درمانده ساز به روی نوارگردان در مردان جوان فعال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: ارتباط بین حجم و شدت تمرین به عنوان مولفه های کلیدی تمرین، موضوعی بسیار مهم و موثر برای اکثر مربیان است. لذا هدف از اجرای پژوهش حاضر کمی سازی ارتباط بین حجم تمرین و شدت تمرین مردان جوان فعال در طول دویدن وامانده ساز روی نوارگردان بود. روش شناسی: به همین منظور، تعداد 32 نفر از مردان جوان فعال با دامنه سنی 21 سال به عنوان آزمودنی انتخاب و به صورت جداگانه در چهار جلسه مجزا دویدن با شدت 70، 80، 90 و 100 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی را با حداقل 72 ساعت فاصله زمانی انجام دادند ارتباط بین حجم و شدت تمرین با استفاده از رگرسیون غیر خطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که ارتباط معکوس بین حجم و شدت دویدن وامانده ساز روی نوارگردان از تابع درجه 2 غیرخطی تبعیت می کند که در آن حجم تمرین، متغیر وابسته و شدت تمرین به عنوان متغیر مستقل عمل می کند. بحث و نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده می توان نتیجه گیری نمود که ارتباط معکوس بین حجم و شدت دویدن وامانده ساز روی نوارگردان خطی نیست و بر همین اساس، به منظور برآورد حجم تمرین بر اساس شدت، معادله مربوطه برازش شد که می تواند برای مربیان و پژوهشگران علوم ورزشی مفید واقع شود.
The effect of eight weeks of walking on plasma levels of dopamine and the level of depression in elderly women with Alzheimer's disease
حوزههای تخصصی:
Background and purpose: Physical activity is effective on the serum level of the monoamine neurotransmitter dopamine and also reduces psychological disorders such as depression. The aim of this study was to investigate the effect of eight weeks of walking on plasma levels of dopamine and the level of depression in elderly women with Alzheimer's disease. Method: In this semi-experimental study, 20 women with Alzheimer's disease with an average age of 73.5 ± 7.72 years who were suffering from moderate to severe depression according to the Beck questionnaire with the opinion of a psychiatrist in a targeted manner and the sample available for were selected to participate in the research. The subjects were randomly divided into two equal groups of 10 people, including the experimental group (walking) and the control group (without regular physical activity). The subjects in the walking group exercised on the treadmill for eight weeks three sessions per week and each session lasted 30-45 minutes with an intensity of 60-75% of the maximum heart rate. Before and after the exercise intervention, blood samples were taken from the cubital vein of all participants in a 12-hour fasting state. Serotonin and dopamine levels were evaluated by ELISA method. The results were extracted using the paired t test and covariance at a significance level of 0.5. Findings: 8 weeks of walking led to a significant increase in dopamine levels (p=0.005) and a significant decrease in depression (p=0.001) in the experimental group compared to the control group. Conclusion: It seems that walking can have positive effects on some neurotransmitters and reduce the level of depression in elderly women with Alzheimer's disease.
فرا تحلیل تاثیر تمرینات هوازی خانه محور بر برخی شاخص های فیزیولوژیکی در بیماران مبتلا به آسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۱
87 - 134
حوزههای تخصصی:
اهداف: بهدف این تحقیق فراتحلیل تاثیر تمرینات هوازی خانه محور بر شاخص های حجم بازدمی فشاری(FEV1)، ظرفیت حیاتی فشاری(FVC)، پیک فلومتری(PEFR) ، نسبت حجم بازدم فشاری بر ظرفیت حیاتی فشاری (FEV1 / FVC)، بهبود تهویه ارادی بیشینه فرد(MVV) و حداکثر اکسیژن مصرفی (VO2max)در مبتلایان به آسم بود. مواد و روش ها: روش تحقیق از نوع فراتحلیل بود. جامعه آماری شامل منابع چاپ شده داخلی و خارجی به زبان انگلیسی در بازه زمانی 2010 تا 2022 بود. نتیجه جستجو با توجه به کلیدواژه ها در پایگاه های اطلاعاتی شامل 1848 مورد بود که از این تعداد 87 پژوهش داخلی و 1761پژوهش خارجی بودند. پس از حذف تحقیقات تکراری و غیر مرتبط، 35پژوهش به روش تمام شماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از چک لیست مشخصات کتاب شناختی و روش شناختی استفاده شد. محاسبه اندازه اثر با شاخص g هجز در دو مدل اثرات ثابت و تصادفی و از طریق نرم افزار CMA3 صورت گرفت. یافته ها: نتایج آزمون کوکران و مجذور I2 نشان دهنده وجود همگنی در حجم بازدمی فشاری پیک فلومتری ، نسبت حجم بازدمی فشاری ، تهویه ارادی بیشینه فرد، حداکثر اکسیژن مصرفی، و وجود همگنی متوسط ظرفیت حیاتی فشاریبود. همچنین نتایج نشان داد اندازه اثر مطالعات انجام شده طبق طبقه بندی کوهن در شاخص نسبت حجم بازدمی فشاری در حد کم، در شاخص های حجم بازدمی فشاری، ظرفیت حیاتی فشاری، پیک فلومتریدر حد متوسط، و در شاخص های تهویه ارادی بیشینه فرد و حداکثر اکسیژن مصرفی در حد بزرگ قرار دارد. نتیجه گیری: در مجموع نتایج تحقیق نشان دهنده اثربخشی تمرینات هوازی خانه محور بر شاخص های مورد مطالعه بود.
تأثیر 8 هفته تمرین تناوبی با شدت متوسط بر ترکیب بدنی و استقامت قلبی-تنفسی دانش آموزان دختر نوجوان چاق(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق، مطالعه تأثیر هشت هفته تمرینات تناوبی با شدت متوسط بر ترکیب بدنی و استقامت قلبی- تنفسی دانش آموزان دختر چاق دوره متوسطه دوم بود. بنابراین 20 دختر دانش آموز چاق، به طور داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند. پس از کسب رضایتنامه از والدین، آزمودنی ها به صورت تصادفی در دو گروه تمرین (10 نفر) و کنترل (10 نفر) قرار گرفتند. آزمودنی های گروه کنترل به زندگی عادی خود ادامه داده و گروه تمرینی تحت مداخله تمرین تناوبی با شدت متوسط قرار گرفتند. دوره تمرینی به مدت هشت هفته و با توالی سه جلسه در هفته انجام گرفت. پروتکل تمرینی شامل دو نوبت با شش تکرار بود. آزمودنی ها در نوبت اول 6 زمان 30 ثانیه ای را با 70 درصد ضربان قلب بیشینه اجرا کردند و بین وهله ها، 30 ثانیه استراحت فعال (دویدن با 50 درصد ضربان قلب بیشینه) داشتند. قبل و پس از هشت هفته، ترکیب بدنی با دستگاه آنالیز بدن و توان هوازی از طریق آزمون 1600 یارد اندازه گیری شد. تمام تحلیل ها با آزمون کواریانس و با در نظر گرفتن معنی داری کمتر از 05/0 انجام گرفت. نتایج نشان داد که درصد چربی و شاخص توده بدن در گروه تمرین کاهش معنی داری؛ و در مقابل، توان هوازی و توده خالص بدنی افزایش معنی داری داشت. با توجه به نتایج به نظر می رسد تمرین تناوبی با شدت متوسط در بهبود ترکیب بدنی و توان هوازی دختران نوجوان چاق موثر باشد.
تاثیر تمرین تناوبی خیلی شدید بر مسیر SIRT3/FOXO3a و کاهش استرس اکسایشی قلب موش های صحرایی نر مبتلا به نارسایی قلبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۹
115 - 126
حوزههای تخصصی:
اهداف: نارسایی قلبی سندرم بالینی پیچیده ای است که آن را مرحله نهایی بیماری های قلبی عروقی می شناسند. استرس اکسایشی یکی از مهم ترین عوامل پاتولوژیکی موثر در توسعه نارسایی قلبی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی آثار تمرین تناوبی خیلی شدید بر بیان پروتئین SIRT3, FOXO3a, SOD2 و عملکرد قلبی بود.مواد و روش ها: ۲۴ سر موش صحرایی نژاد ویستار تصادفی به سه گروه کنترل سالم، نارسایی قلبی- کنترل و نارسایی قلبی- تمرین تناوبی خیلی شدید تقسیم شدند. القای نارسایی قلبی با تزریق ۱۳۰ میل گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن ایزوپروترنول به مدت چهار روز انجام شد. برنامه تمرینی شامل هشت هفته، سه جلسه در هفته و ۵ تناوب ۴ دقیقه ای با شدت ۸۵ تا ۹۰ درصد حداکثر اکسیژن مصرفی با ۲ دقیقه بازیابی با شدت ۵۰ تا ۶۰ درصد حداکثر اکسیژن مصرفی بود. ۴۸ ساعت پس از اخرین جلسه تمرینی بافت برداری انجام شد و بیان پروتئین ها به روش وسترن بلات انجام شد. .یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد، بیان پروتئین SIRT3 (P<0.001)، FOXO3a (P< 0.05) و SOD2 (P< 0.01) پس از مداخله تمرینی کاهش بارزی به همراه داشت. به علاوه، نشان داده شد فیبروز بینابینی پس از هشت هفته تمرین تناوبی خیلی شدید کاهش یافت که با افزایش کسر تزریقی، کسر کوتاه شدگی و کاهش قطر داخلی بطن چپ در سیستول همراه بود (P<0.001).نتیجه گیری: تمرین تناوبی خیلی شدید از راه مسیر سیگنالینگ SIRT3/FOXO3a/SOD2 به کاهش استرس اکسایشی و بهتر شدن عملکرد قلبی موش های صحرایی نر مبتلا به نارسایی قلبی منجر شد.
تاثیر هفت هفته تمرین تناوبی شدید همراه با مصرف مکمل کافئین بر توان انفجاری و چابکی بازیکنان بسکتبال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نتایج پژوهش های پیشین نشان داده است که ترکیب تمرین و مکمل می تواند اثرات سودمندی برای سلامتی و عملکرد ورزشی داشته باشد. بنابراین، هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر هفت هفته تمرین تناوبی شدید به همراه مکمل یاری کافئین بر توان انفجاری و چابکی بازیکنان بسکتبال است. جامعه آماری این پژوهش نیمه تجربی، بازیکنان بسکتبالیست جوان در دامنه سنی ۲۰ تا ۲۵ سال استان یزد بود که دارای حداقل دو سال سابقه فعالیت در رشته بسکتبال با سه جلسه تمرین منظم در هفته بوده و تاکنون هیچ مکملی مصرف نکرده و سابقه بیماری قلبی - عروقی نیز نداشتند. تعداد ۳۶ بسکتبالیست به صورت داوطلبانه انتخاب و به چهار گروه مساوی مکمل کافئین و تمرین تناوبی شدید، تمرین تناوبی شدید، مکمل کافئین و کنترل تقسیم شدند. برای تعیین تفاوت های بین گروهی داده ها از تحلیل کواریانس دو راهه با نرم افزار ۲۰ - SPSS در سطح معنی داری ۰۵/۰≥P استفاده شد. هفت هفته تمرین تناوبی شدید همراه با مصرف مکمل کافئین بر توان انفجاری بازیکنان بسکتبال اثر داشت، اما بر چابکی اثری نداشت.
بررسی تاثیر تمرینات تناوبی شدید همراه با مکمل خرفه بر سطوح سرمی آنزیم های کبدی موش های صحرایی مبتلا به کبدچرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر مصرف مکمل خرفه به همراه تمرینات تناوبی شدید (HIIT) بر سطوح سرمی آنزیم های کبدی موش های مبتلا به کبدچرب غیرالکلی (NAFLD) بود.مواد و روش ها: بدین منظور 25 سر رت بالغ بعد از مصرف 12 هفته رژیم غذایی پرچرب به طور تصادفی در پنج گروه کنترل سالم، کنترل کبدچرب، مکمل، تمرین و تمرین + خرفه مورد ارزیابی قرار گرفتند. مکمل خرفه با توجه به وزن موش ها با دوز 400 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن و پروتکل تمرینی HIIT به مدت 8 هفته، 5 جلسه در هفته با شدت ۹۰ درصد سرعت بیشینه در گروه های مربوطه اعمال شد. سطوح سرمی آسپارتات آمینو ترانسفراز (AST)، آلانین آمینوترانسفراز (ALT)، آلکالین فسفاتاز (ALP < span lang="AR-SA">)، به روش فتومتریک اندازه گیری شد. برای مقایسه بین گروهی از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری 0.05>P < span lang="AR-SA"> استفاده شد.یافته ها: سطح AST در گروه تمرین HIIT (P < span lang="AR-SA">=0.007) و تمرین + مکمل (P < span lang="AR-SA">=0.005) به طور معناداری پایین تر از گروه کنترل بود. اما با وجود کاهش سطح AST در گروه مصرف مکمل نسبت به گروه کنترل، این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود (0.052=P < span lang="AR-SA">). سطح ALT در گروه مصرف کننده مکمل (0.038=P < span lang="AR-SA">)، تمرین HIIT (P=0.047) و تمرین همراه با مکمل (0.021=P < span lang="AR-SA">) به طور معناداری پایین تر از گروه کنترل بود و بین سطح ALP < span lang="AR-SA"> سرمی گروه های تحقیق پس از 8 هفته تمرین HIIT و مصرف مکمل خرفه، تفاوت معناداری وجود نداشت (0.657=P < span lang="AR-SA">). بحث و نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان دهنده تأثیر مثبت HIIT همراه با مصرف مکمل خرفه بر آنزیم های کبدی AST و ALT رت های مبتلا به NAFLD می باشد. با توجه به نتایج، احتمالاً مصرف مکمل خرفه و تمرینات تناوبی شدید بتواند به عنوان یک روش درمانی غیردارویی در افراد مبتلا به NAFLD مورد استفاده قرار گیرد.
تاثیر مصرف عناب بر ظرفیت ضد اکسایشی تام و پراکسیداسیون لیپیدی زنان بعد از یک جلسه تمرین مقاومتی شدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف از پژوهش حاضر تاثیر مصرف عناب بر ظرفیت ضد اکسایشی تام (TAC) و مالون دی آلدهید (MDA) زنان جوان پس از یک جلسه فعالیت مقاومتی شدید بود. مواد و روش ها: در قالب یک طرح نیمه تجربی، 18 زن جوان به طور تصادفی در دو گروه شامل گروه مصرف میوه عناب + فعالیت مقاومتی شدید و گروه فعالیت مقاومتی شدید قرار گرفتند. گروه اول روزانه 0.4 گرم عناب به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن به مدت 3 هفته دریافت کردند؛ اما گروه دیگر در طول پروتکل از خوردن عناب منع شدند. افراد هر دو گروه در یک جلسه فعالیت مقاومتی شدید متشکل از 5 حرکت با شدت 90 درصد یک تکرار بیشینه شرکت کردند. TAC و MDA به ترتیب با روش FRAP و TBARS اندازه گیری شدند. داده های جمع آوری شده به شکل میانگین وانحراف استاندارد بیان شدند، و برای استخراج نتایج از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی LSD در سطح 0.05≥p استفاده گردید. یافته ها: در گروهی که دریافت میوه عناب نداشتند، TAC پس از تمرین مقاومتی شدید به طور معنی دار کاهش یافت (0.02>p)، اما در گروه عناب + تمرین مقاومتی شدید، افزایش معنی دار TAC پس از دوره 3 هفته ای مصرف عناب مشاهده شد (0.03>p). از طرف دیگر، میزان MDA در هیچ کدام از دو گروه فوق، تغییر معنی داری در مراحل مختلف اندازه گیری نداشت (0.05<p). بحث و نتیجه گیری: یک جلسه تمرین مقاومتی شدید TAC را سرکوب می کند، اما مصرف 3 هفته عناب با دوز 0.4 گرم/کیلوگرم وزن بدن، می تواند اثرات منفی آن را کاهش دهد.
تعامل تمرینات ثبات دهنده مرکزی و عصبی- عضلانی همراه با هاپینگ بر میزان درد و عملکرد زنان مبتلا به بی ثباتی عملکردی مچ پا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، مقایسه ی تأثیر شش هفته تمرینات ترکیبی (ثبات دهنده مرکزی و عصبی- عضلانی) و هاپینگ بر درد و ویژگی-های عملکردی زنان مبتلا به بی ثباتی عملکردی مچ پا بود. سی زن فعال مبتلا به بی ثباتی عملکردی مچ پا به طور داوطلبانه و به صورت تصادفی در سه گروه ده نفری تمرینات ترکیبی، هاپینگ و کنترل شرکت نمودند. قبل و پس از اتمام تمرینات از تمام آزمودنی ها به منظور بررسی میزان درد و ویژگی های عملکردی، آزمون به عمل آمد. جهت بررسی میزان درد از پرسشنامه درد واس، برای بررسی ویژگی های عملکردی از آزمون جهش جانبی، جهش هشت لاتین، جهش سه گانه تک پا و پرسشنامه سنجش توانایی پا و مچ پا در فعالیت های روزانه و ورزشی استفاده شد. گروه های تمرینی به مدت شش هفته (سه جلسه 60 دقیقه ای در هفته) تمرینات خود را انجام دادند. انجام شش هفته تمرینات هاپینگ سبب بهبودی بیشتری نسبت به تمرینات ترکیبی (ثبات دهنده مرکزی وعصبی-عضلانی) در عملکرد شد. تمرینات ترکیبی نسبت به هاپینگ تأثیر بیشتری در بهبود درد مچ پای زنان مبتلا به بی ثباتی عملکردی مچ پا داشت.
اثر تمرینات مقاومتی بر محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال، وضعیت روانی و میزان افسردگی در زنان مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس (ام اس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: اختلالات محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال (محور HPA) و در نتیجه اختلالات روانی و افسردگی از جمله مشکلات رایج در بیماران مبتلا به ام اس هستند. ممکن است فعالیت های ورزشی موجب تنظیم محور HPA و بهبود وضعیت روانی این دسته از بیماران مؤثر باشد. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرینات مقاومتی بر محور HPA، وضعیت روانی و میزان افسردگی زنان مبتلا به بیماری ام اس بود.مواد و روش ها: 27 زن جوان مبتلا به بیماری ام اس (میانگین سنی 6.9 ± 32.3 سال) و با میانگین مقیاس وضعیت ناتوانی گسترده (EDSS) 2±1.3 به صورت هدفمند انتخاب شدند. آزمودنی ها به طور تصادفی و بر اساس EDSS به دو گروه تمرینات مقاومتی (14 نفر) و کنترل (13 نفر) تقسیم شدند. آزمودنی های گروه تمرین به مدت 8 هفته، 3 روز در هفته، به مدت 45 دقیقه و با محدوده 50 تا 70 درصد حداکثر قدت در تمرینات برنامه ریزی شده مقاومتی پیشرونده شرکت کردند. وضعیت روانی، میزان افسردگی و غلظت هورمون های آدرنوکورتیکوتروپین (ACTH) و کورتیزول قبل و پس از دوره تمرینی اندازه گیری شد. برای بررسی اختلاف میانگین ها از آزمون آماری t مستقل و حداقل سطح معنی داری 0.05 استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد پس از هشت هفته تمرین مقاومتی، وضعیت روانی (11.2 درصد، 0.04=P < span lang="FA">) و میزان افسردگی (27.4 درصد، 0.01=P < span lang="FA">) در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل بهبود معنی دار و سطوح ACTH (11.6 درصد، 0.03=P < span lang="FA">) و کورتیزول (9.9 درصد، 0.04=P < span lang="FA">) کاهش معنی دار پیدا کرده است.بحث و نتیجه گیری: به طور کلی به نظر می رسد تمرینات مقاومتی به کار رفته در مطالعه حاضر به واسطه تنظیم محور HPA می تواند در بهبود وضعیت روانی و میزان افسردگی زنان مبتلا به بیماری ام اس مؤثر باشد.
تاثیرکاهش وزن سریع بر شاخص های عملکردی و آمادگی جسمانی کشتی گیران نوجوان نخبه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: کاهش سریع وزن بدن برای قرار گرفتن در رده وزنی پایین تر در مسابقات کشتی یکی از مهمترین معضلات امروز ورزش کشتی است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر 2/5 درصد کاهش وزن سریع بر شاخص های آمادگی جسمانی و عملکرد ورزشی کشتی گیران پسر نوجوان استان اردبیل می باشد.روش شناسی: تعداد 14 کشتی گیر پسر نوجوان (سن: 0/51± 16/4سال، وزن: 8/31± 3 /62کیلوگرم، قد: 7/44±172/6سانتی متر) به طور داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند. شاخص های تن سنجی، درصد چربی و عملکردی در سه مرحله 1) قبل از کاهش وزن، 2) بعد از کاهش وزن و 3) 16 ساعت بعد از وزن کشی مورد سنجش قرار گرفتند. روش آماری آنالیز واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی برای تحلیل نتایج در مراحل مختلف مورد استفاده قرار گرفت.یافته ها: این تحقیق نشان داد که کاهش سریع 2/5 درصد وزن بدن موجب اختلال معنی داری در نیروی ایزومتریک پنجه دست (0/001>p)، سرعت (0/05>p)و زمان عکس العمل شنیداری (0/05>p)شده و پس از 16 ساعت ریکاوری همچنان نیروی ایزومتریک پنجه دست (001/0p<)، آزمون سرعت (0/005>p)و عکس العمل شنیداری (0/05>p)تفاوت معنی داری با حالت پایه داشت و همچنین انعطاف پذیری تنه (0/05>p)و آزمون پله کویین (0/005>p) نیز بطور معنی داری تغییر یافته بود. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج این تحقیق می توان نتیجه گرفت که 5/2 درصد کاهش وزن سریع، تاثیرات منفی قابل ملاحظه و معنی داری بر آزمون های عملکردی و آمادگی جسمانی کشتی گیران نوجوان دارد که حتی با 16 ساعت ریکاوری به حالت اولیه برگشت نمی کند.