فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
551 - 582
حوزههای تخصصی:
Background: Software-Defined Networking (SDN) is widely considered a new paradigm shift in today’s telecommunication evolving method of centralized control, program interface, and dynamic resource configuration. Members of such a network can be reached through single-hop or multi-hop communication and is, however, still faced with inexhaustible challenges in scalability, security, energy consumption as well as Quality of Service (QoS). Objective: Specifically, the article will seek to compare both SDN enabled network as well as legacy networks as regards to established parameters like scalability, security, power consumption, traffic control and path finding. The research aims to fill these gaps by employing state-of-art methods and offer useful recommendations of SDN implementation. Methods: Both simulation and analytical modeling were used to evaluate the proposed SDN architectures under different loads. Metrics were assessed with the congestion control based on the neural network, optimization involved the multiple objectives, and security assessment via game theory. Analyses for statistical significance further supported the performance enhancements determined. Results: The results show 44% improved latency, 33% better energy consumption, and better load balancing in SDN-enabled network. Neural network-based mechanisms were able to reroute 95% of the time under low traffic conditions, while distributed controller-based strategy had high scalability and security. Conclusion: This study points to the capacity of SDN to revolutionize the contemporary telecommunication with strong techniques for comprehensive problems. For the future work it is recommended to conduct validations in operational conditions, and include underdevelopment technologies into the system hierarchy to improve its flexibility and operation characteristics.
بررسی میزان همخوانی نقش دهنده های موجودیت عامل و نشانگرهای روابط میان منابع در استاندارد توصیف و دسترسی به منبع (آردی اِی) با نقش دهنده ها و نشانگرها در بافت انتشارات ایرانی – اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش، تبیین میزان همخوانی نقش دهنده های موجودیت عامل و نشانگرهای روابط میان منابع در استاندارد توصیف و دسترسی به منبع (آردی اِی) با نقش دهنده ها و نشانگرها در بافت انتشارات ایرانی – اسلامی بود. روش: این پژوهش با روش های تحلیل محتوا و تطبیقی انجام شد. جامعه پژوهش از پیشینه های کتابشناختی مربوط به مجموعه کتاب های دو خانواده بزرگ کتابشناختی نهج البلاغه و مثنوی معنوی در کتابشناسی ملی ایران بودند که به ترتیب از بافت انتشارات اسلامی و بافت انتشارات ایرانی انتخاب شدند. تمامی پیشینه های کتابشناختی مربوط به دو خانواده کتابشناختی بررسی شد و نمونه گیری از آن ها صورت نگرفت. ابزار گردآوری داده ها، پی افزود های آی و جِی استاندارد توصیف و دسترسی به منبع بودند که به عنوان سیاهه وارسی مورداستفاده قرار گرفتند. به منظور نیل به هدف پژوهش، در گام نخست اجرای پژوهش، با بررسی پیشینه های کتابشناختی، عبارات و واژه هایِ نمایانگر نقش دهنده ها و نشانگرها استخراج و همخوانی آن ها با یکدیگر موردبررسی قرار گرفت. سپس در مراحل بعدی، به ترتیب همخوانی نشانگرهای رابطه ای (از پیوست جِی) استاندارد آردی اِی با نشانگرهای بافت انتشارات ایرانی – اسلامی و نقش دهنده های (از پیوست آی) استاندارد آردی اِی با نقش دهنده های بافت انتشارات ایرانی-اسلامی در پیشینه های عضو جامعه پژوهش موردمطالعه قرار گرفت. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد، به طورکلی بین نقش دهنده های موجودیت عامل و نشانگرهای روابط میان موجودیت های چهارگانه مرتبط با منبع (وِمی) در استاندارد آردی اِی با نقش دهنده ها و نشانگرها در بافت انتشارات ایرانی–اسلامی در بسیاری از موارد همخوانی مطلوبی مشاهده شد، ولی همخوانی مناسبی بین نقش دهنده ها با نشانگرهای روابط کتابشناختی مورداستفاده در بافت انتشارات ایرانی – اسلامی وجود ندارد. نتیجه گیری : نتایج پژوهش بیانگر همخوانی کم بین نقش دهنده ها با نشانگرهای روابط کتابشناختی مورداستفاده در بافت انتشارات ایرانی-اسلامی بود؛ اما بین نشانگرهای روابط میان موجودیت های منبع در استاندارد آردی اِی با نشانگرهای روابط مورداستفاده در بافت انتشارات ایرانی-اسلامی همخوانی مناسبی قابل مشاهده بود. همچنین نتایج نشان داد، بین نقش دهنده های مورداستفاده در بافت انتشارات ایرانی-اسلامی با نقش دهنده های استاندارد آردی اِی همخوانی مطلوبی وجود دارد. عدم انسجام و یکدستی در به کارگیری نقش دهنده ها با نشانگرها در پیشینه های کتابشناختی موردبررسی، یکی از دلایل مهم از ناهمخوانی های یادشده است. همچنین، کاربرد نادرست نقش دهنده ها و نشانگرها نسبت به نوع نقش و رابطه در اغلب پیشینه ها به چشم می خورد.
تنوع ساختاری و موضوعی آثار فقهی استنساخ شده در نیمه دوم دوره صفویه و تطبیق آن با آثار فقهی نیمه نخست صفوی با استناد به نسخ خطی کتابخانه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی تحلیلی تنوع ساختاری آثار فقهی دوره دوم صفوی، اعم از کتاب و رساله، مستقل یا غیر مستقل بودن آن ها و تعیین تنوع موضوعات رساله های این دوره و تطبیق آن ها با تألیفات دوره اول صفویه، هدف پژوهش کنونی را شکل می دهد. روش : این پژوهش به روش پژوهش پیمایشی از نوع تحلیل محتوا انجام شد؛ یکی از ابزارهای روش پیمایشی، سیاهه وارسی است که در این پژوهش، از آن استفاده می شود. با توجه به دامنه موضوع، پژوهش به شیوه سرشماری انجام می شود. دامنه موضوعی این پژوهش آثار فقهی استنساخ شده در نیمه دوم دوره صفویه، از عصر پادشاهی شاه صفی (1038 ق.) تا زمان سقوط این سلسله (1135 ق.) است. یافته ها: پس از بررسی نسخ خطی فقهی که در دوره دوم صفوی استنساخ شده و تطبیق آن با نسخه های فقهی دوره اول، می توان به این نتیجه رسید که افزایش میزان تعلیم و تعلم و تألیف و استنساخ کتب فقهی شیعه در مدارس و کانون های استنساخ به ویژه از میانه دوره حکومت صفویه، آشکارا از فزونی و پیشرفت برخوردار بوده است. گرایش فقهای این دوره بیشتر به سمت تألیف موضوعات خاص فقهی موردنیاز جامعه بوده و درنتیجه، آنان بیشتر به تألیف رساله هایی با یک موضوع خاص پرداخته اند. یافته های تطبیقی پژوهش عبارت اند از: فراوانی آثار فقهی نیمه دوم، 885 اثر است که 75% از این آثار با ساختار رساله و 25% از آن ها به صورت کتاب هستند. فراوانی آثار فقهی نیمه نخست صفوی، 554 اثر است که 38% از آن آثار با ساختار کتاب و نزدیک 62% از آن ها با ساختار رساله تألیف شده است. تألیف رساله در موضوعات با استنساخ های زیاد مانند نماز، نکاح، طهارت، ارث، نماز جمعه و حج در نیمه دوم، نسبت به تألیف رساله در همین موضوعات در نیمه نخست افزایش قابل توجهی داشته است؛ همچنین تألیف رساله در موضوعات با فراوانی نسبتاً زیاد و متوسط در نیمه دوم نیز افزایش قابل توجهی داشته است. نتیجه گیری : افزایش کتاب های مستقل فقهی در این دوره، عمدتاً حاصل تلاش های فقهای بزرگ دوره نخست صفوی است که در روند تأسیس و گسترش مدارس مذهبی و تداوم مباحثات علمی، جدای از آنکه بر کتاب های فقهای پیشین شرح و حاشیه نوشته اند، خودشان هم کتاب های مستقل فقهی را تألیف کرده اند تا بر غنای منابع فقهی و درسی موردنیاز در مدارس مذهبی بیفزایند. با توجه به تربیت شاگردان متعدد در مدارس شیعی نیمه نخست و افزایش آثار فقهی در نیمه دوم، در رأس عبادات فردی و جمعی، موضوع نماز و مقدمه آن طهارت و تکمله آن نماز جمعه از اهمیت بالاتری در نیمه دوم صفوی برخوردار می شود؛ و دانستن احکام آن ها مطابق با مذهب امامیه بیشتر موردتوجه و نیاز توده مسلمان شیعه قرار می گیرد؛ و درنتیجه نسخه های متعددی از آثار فقهی مرتبط با این موضوعات به کرات استنساخ شده تا در دسترس فضلا قرار گیرد. همچنین موضوعات شرعی که جنبه اجتماعی و خانوادگی دارد و ارتباط و تعامل افراد با یکدیگر را مشخص می کند مانند نکاح و ارث نیز لازم می شود تا نسخه های متعددی از آن ها استنساخ شود و شیعیان بتوانند زندگی شخصی و خانوادگی خود را مطابق با احکام شرعی برنامه ریزی کنند.
شناسایی نقش کتابخانه ها در مدیریت دانش بومی: مطالعه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مدیریت دانش بومی به شناسایی، سازمان دهی و اشاعه دانش بومی اشاره دارد. مدیریت دانش بومی می تواند نقش مهم و مؤثری در توسعه و پیشرفت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هر منطقه ای داشته باشد. کتابخانه ها به منزله شریان های دانش و کتابداران به عنوان واسطه های دانش، بنا بر فعالیت، رسالت حرفه ای و وظایف محوله، می توانند نقش مهمی در مدیریت دانش بومی داشته باشند؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف شناسایی نقش کتابخانه ها در مدیریت دانش بومی انجام شده است. روش: پژوهش حاضر ازلحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت از نوع کیفی بود و به روش فراترکیب انجام شده است. به منظور تحقق روش پژوهش، از روش هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو استفاده شد. بدین ترتیب با استفاده از فراترکیب مفاهیم و مقوله های اصلی نقش کتابخانه ها در مدیریت دانش بومی از مقالات مرتبط استخراج و تعیین شد. بازه زمانی نوزده ساله (از 2004 میلادی تا 2023) برای جستجو در نظر گرفته شد. تمرکز موضوعی پژوهش، مقالاتی هستند که بر روی نقشی که کتابخانه ها در مدیریت دانش بومی می توانند داشته باشند؛ بود. بعد از تعیین پرسش پژوهش، به منظور مروری نظام مند، جست وجویی جامع بر اساس روش فراترکیب صورت گرفت. بدین منظور تلاش شد مجموعه منابع منتشرشده به زبان انگلیسی، شامل مقالات در پایگاه های اطلاعاتی اسکوپوس، امرالد، ساینس دایرکت، وب آو ساینس و تیلور و فرانسیس جستجو شوند. به منظور تعیین روایی روش فراترکیب از ابزار ارزیابی حیاتی و برای تعیین پایایی از روش توافق بین دو کدگذار استفاده شد.یافته ها: فرایند کدگذاری، در سه مرحله باز، محوری و انتخابی انجام شد. به این ترتیب تعداد کدها پس از انجام پالایش به 290 کد، 36 مفهوم و 5 مقوله رسید بر اساس نتایج حاصل، نقش اصلی کتابخانه ها در مدیریت دانش بومی با مفاهیم رسالت حرفه ای، توسعه برنامه ها، نیروی انسانی، جامعه هدف و امکانات از بین 32 مطالعه استخراج و تعیین شدند.نتیجه گیری: به طورکلی نتایج پژوهش نشان داد کتابخانه ها ازنظر رسالت حرفه ای و وظایف محوله می توانند نقش مهمی در مدیریت دانش بومی داشته باشند، درصورتی که از همکاری مردم، مسئولین و سازمان های مرتبط بهره مند شوند. مدیریت صحیح دانش بومی توسط انواع کتابخانه ها می تواند زمینه توسعه اقتصادی و فرهنگی مناطق بومی را در جامعه فراهم سازد. پژوهش حاضر با استفاده از روش فراترکیب نقش کتابخانه ها در مدیریت دانش بومی را به صورت یکپارچه و عمیق استخراج و تعیین نموده است. این در حالی است که پژوهش های قبلی نتوانسته بودند به شکل یکپارچه و منسجم این نقش ها را شناسایی و ارائه نمایند. نتایج پژوهش حاضر از چند جنبه می تواند موردتوجه و استفاده قرار گیرد: از طریق نقش های تعیین شده کتابخانه ها، دانش بومی تقویت و حفاظت می شود، نتایج پژوهش حاضر می تواند مبنای ساخت ابزار برای سنجش نقش کتابخانه ها در مدیریت دانش بومی باشد. نتایج پژوهش حاضر همچنین می تواند برای سیاست گذاران و تصمیم سازان در بخش کتابخانه ها به ویژه کتابخانه های عمومی مفید باشد. نتیجه پژوهش حاضر می تواند زمینه ساز طراحی پروتکل آموزشی برای کتابداران باشد.
تأثیر انگیزه تمرکز نظارتی بر فرآیند اشتراک گذاری دانش و پنهان سازی دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به اهمیت تاثیر عوامل انگیزشی در روند اشتراک گذاری یا پنهان سازی دانش، این پژوهش به بررسی تأثیر ابعاد انگیزه تمرکز نظارتی بر اشتراک گذاری کامل، اشتراک گذاری جزئی و پنهان سازی دانش از دیدگاه کارکنان دانشکده دندانپزشکی شیراز در سال 1402پرداخته است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که به شیوه توصیفی- پیمایشی صورت گرفته است. جامعه پژوهش300 نفر بود که 140 نفر به عنوان نمونه تعیین گردید. برای نمونه گیری از روش تصادفی سیستماتیک استفاده گردید. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه آریل(Ariel, 2016) استفاده گردید. به منظور تحلیل داده ها در بخش آمار استنباطی از آزمون کولموگروف اسمیرنف، روش حداقل مربعات جزیی و نکویی برازش با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس و اس پی اس اس ویرایش25 استفاده شده است. یافته ها: انگیزه تمرکز پیشبردی موجب افزایش اشتراک گذاری کامل دانش می شود، اما بر اشتراک گذاری جزئی دانش تأثیری ندارد. همچنین تمرکز پیشبردی موجب کاهش پنهان سازی دانش می شود. از طرفی انگیزه تمرکز اجتنابی بر اشتراک گذاری کامل و جزئی دانش تأثیر مثبت و معناداری دارد، اما بر پنهان سازی دانش کارکنان تأثیر معناداری ندارد. براین اساس افزایش تمرکز اجتنابی موجب افزایش اشتراک گذاری دانش به صورت کامل و جزئی می شود. نتیجه گیری: انگیزه تمرکز پیشبردی موجب کاهش پنهان سازی دانش می شود و اقدام برای اشتراک گذاری دانش را افزایش می دهد. کارکنان دارای انگیزه تمرکز اجتنابی، دانش خود را هر چند به صورت جزئی به اشتراک می گذارند. چرا که انتقال تجربه و دانش خود را بر ایمنی و کسب مزیت رقابتی ترجیح می دهند و به جای پنهان سازی دانش، به اشتراک گذاری آن اقدام می کنند.
واکاوی وضعیت مدیریت دانش در بدنه پژوهش های علم اطلاعات و دانش شناسی: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در این پژوهش به تحلیل پژوهش های مدیریت دانش در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی اعم از مقاله های علمی- پژوهشی و پایان نامه ها با روش مرور نظام مند پرداخته شده است. هدف این پژوهش، شناسایی هدف و نوع پژوهش، جامعه و ابزار، الگوها و مدل های پر استفاده و موضوع هایی بود که در پژوهش های مدیریت دانش در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی طی بیست سال اخیر در ایران استفاده شده اند. این کار با هدف شناسایی قوت ها و کاستی های احتمالی این مطالعه ها انجام شد.
روش : پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نوع کمّی بوده است که با شیوه مرور نظام مند انجام شد. جامعه آماری شامل 130 مقاله پژوهشی حاصل از مطالعات کمّی و کیفی انجام شده در ایران است که در فاصله 1383-1402 در حوزه مدیریت دانش در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی به زبان فارسی منتشر شده اند (تعداد مدارک نهایی 130 مورد بود). این پژوهش با استفاده از روش مرور نظام مند پتیکرو و رابرت در 12 گام انجام شده است.
یافته ها: مطابق یافته های این مطالعه، تنوع بستر در پژوهش های بررسی شده، زیاد است. البته این تنوع به گوناگونی کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی برمی گردد. نتایج این پژوهش نشان داد 9 بستر متفاوت در این مطالعه ها برای پژوهش انتخاب شده اند. حدود نیمی از پژوهش های این حوزه در بستر کتابخانه های دانشگاهی انجام شده اند. پس از این مراکز، کتابخانه های عمومی بستر 20 درصد این مطالعه ها بوده اند و سهم سایر کتابخانه ها و مراکز ناچیز است. جامعه اغلب این پژوهش ها، کتابداران، مدیران، کارکنان کتابخانه ها و اعضای هیأت علمی و ابزار رایج پژوهش ها، پرسشنامه بوده است و این ابزار تقریباً در 90 درصد مطالعه ها به کار گرفته شده است. افزون بر این نکته، مشخص است که تعداد قابل توجهی از این پرسشنامه ها توسط متخصصان و پژوهشگران طراحی و ساخته شده اند. 11 مدل، در حدود 22 درصد از مطالعه های این حوزه مورد استفاده قرار گرفته اند. پرتکرارترین آنها مدل هیسیگ و مدل بکوویتر و ویلیامز است. اصلی ترین موضوع پژوهش های این حوزه، کاربست، پیاده سازی و اجرای مدیریت دانش (38/25 درصد) است. همچنین بررسی ارتباط مدیریت دانش با سایر متغیرها و موضوع ها (1/23 درصد) است. پس از این دو موضوع اصلی، فرهنگ سازمانی و بررسی زیرساخت (به ترتیب با 22/12 درصد و 33/9 درصد) به عنوان موضوع پرتکرار در این پژوهش ها شناسایی شدند. افزون بر متغیرهایی مانند نوآوری و سرمایه اجتماعی که ارتباط آنها با مدیریت دانش با تکرار بالا بررسی شده است (به ترتیب 6 و 3 درصد)، حداقل 13 متغیر یا حوزه موضوعی دیگر نیز (مانند خلاقیت، کارآفرینی، سبک های مدیریتی، یادگیری سازمانی، بهره وری و غیره) در این رابطه مورد بررسی قرار گرفته که بیانگر تنوع موضوعی بالا در این موضوع است.
نتیجه گیری: کتابخانه های ایران مانند سایر سازمان ها از اهمیت و تأثیر استفاده و سودمندی کاربست مدیریت دانش غافل نیستند. تأکید وسیع پژوهشگران -که از اختصاص تعداد قابل توجه پژوهش ها مشخص است-، نشان می دهد ارزیابی میزان آمادگی این مراکز اصلی ترین دغدغه است. به رغم گذشت بیش از سه دهه پژوهش، همچنان کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی در ایران تجربه اندکی در اجرا و پیاده سازی مدیریت دانش دارند و این موضوع همچنان به مرحله بلوغ در اجرا نرسیده است. پژوهش های بررسی شده نشان از تمرکز بر آماده سازی مقدمه مدیریت دانش دارند؛ اما بخش اصلی یعنی اجرا هنوز به واقعیت نپیوسته است. تعداد پژوهش هایی که با بررسی میزان آمادگی، شناسایی عوامل مؤثر بر مدیریت دانش و موانع آن انجام شده، به اندازه ای است که بتوان گفت، زمان لازم برای اجرایی سازی مدیریت دانش در این مراکز فرا رسیده است. در ایران پژوهش های مدیریت دانش در بستر کتابخانه ها رو به افزایش است. این پژوهش ها زمینه لازم را برای اجرای مدیریت دانش تا اندازه زیادی فراهم کرده اند و اکنون زمان اجرای آن و بهره مندی از سودمندی های مدیریت دانش در عمل در این سازمان ها است.
تحلیل نقش مدیریت دانش بر بالندگی مشارکت شهروندی در تحقق دولت الکترونیک از دیدگاه متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ام روزه ش هروندان از دول ت انتظار دارند تا در جهت بهب ود خدم ات، کاه ش اتلاف وق ت ارباب رجوع جه ت دریاف ت خدم ات، بهبود دسترس ی ش هروندان ب ه اطلاعات و پاس خ ب ه نیازه ای در حال تغیی ر آن ها اق دام کن د. مشارکت و نظارت شهروندی، به طورمعمول به اثربخشی سیاست ها و برنامه های بخش عمومی منجر می شود؛ ازاین رو مطالعه حاضر در راستای تعیین ارتباط بین عناصر مدیریت دانش و توسعه مشارکت شهروندان در تحقق برنامه های دولت الکترونیک از دیدگاه متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی صورت گرفته است.
روش: این پژوهش ازلحاظ ماهیت و روش توصیفی - همبستگی و ازنظر شیوه گردآوری داده ها از نوع پیمایشی و ازنظر هدف کاربردی بود. جامعه آماری این پژوهش ۴۲ نفر از متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی شاغل در حوزه مدیریت کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی استان فارس بودند که به صورت سرشماری در سال ۱۴۰۰ انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات برای سنجش عناصر مدیریت دانش پرسشنامه مدیریت دانش و جهت مشارکت شهروندان در ارزیابی اجرای موفق دولت الکترونیک از پرسشنامه استاندارد در ابعاد توسعه الکترونیک، موانع اصلی توسعه دولت الکترونیک، اولویت های اصلی در ایجاد مزیت برای شهروندان، مزایای اصلی برای مدیریت، مزایای اصلی برای دولت و نگرانی از اجرای دولت الکترونیک در بین شهروندان و مدیران بر اساس طیف ۵ درجه ای لیکرت استفاده شده است. روایی پرسشنامه از طریق روایی صوری و با ارائه به اساتید صاحب نظر موردبررسی قرار گرفت. پایایی پرسشنامه از طریق آزمون آلفای کرونباخ، بررسی و نتایج حاصل (مدیریت دانش، 0/86 و اجرای موفق دولت الکترونیک، 0/78) حاکی از آن است که پایایی ابزار از سطح قابل قبولی برخوردار است. به منظور تجزیه وتحلیل داده های به دست آمده و تعیین رابطه همبستگی بین متغیرها و بررسی فرضیه های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون با نرم افزار اس.پی.اس.اس. استفاده شد.
یافته ها: در بررسی رابطه بین مدیریت دانش و اجرای موفق دولت الکترونیک سطح معنی داری آزمون پیرسون (P=0/001) کمتر از 0/05 را نشان داد که بیانگر رابطه معنی داری بین متغیرهای موردبررسی از دیدگاه متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی است. همچنین یافته های پژوهش در بررسی همبستگی بین خلق و انتقال دانش (متغیر پیش بین) و مشارکت شهروندان در اجرای موفق مؤلفه های دولت الکترونیک (متغیر ملاک) سطح معنی داری (P≤0/05) در همه موارد را نشان می دهد که حاکی از تأیید همه فرضیه های پژوهش مبنی بر وجود همبستگی بین عناصر مدیریت دانش و توسعه مشارکت شهروندان در اجرای موفق مؤلفه های دولت الکترونیک از دیدگاه جامعه موردبررسی است؛ بنابراین می توان گفت عناصر مدیریت دانش قادر به پیش بینی مشارکت شهروندان در اجرای موفق مؤلفه های دولت الکترونیک است.
نتیجه گیری: با توجه به تأیید همه فرضیه های پژوهش مبنی بر ارتباط و همبستگی بین عناصر مدیریت دانش و مؤلفه های مشارکت شهروندان در اجرای موفق دولت الکترونیک مشخص شد عناصر مدیریت دانش (خلق و انتقال دانش) و مشارکت شهروندی در اجرای موفق برنامه های دولت الکترونیک از دیدگاه متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی بسیار بااهمیت است؛ بنابراین مدیریت دانش و مشارکت شهروندی به عنوان یک مزیت و عامل اساسی در موفقیت اجرای طرح دولت الکترونیک با هدف ارتقای سطح عملکرد توصیه می شود.
مطالعه تطبیقی کتابخانه های عمومی در مراکز تجاری: مطالعه موردی ایران و بریتانیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، مطالعه تطبیقی کتابخانه عمومی جندی شاپور در مرکز تجاری ایران مال با کتابخانه های عمومی مستقر در مراکز تجاری وایت چاپل و ادمونتون گرین در بریتانیا از منظر خدمات، مزیت ها و ویژگی هاست. روش: این تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد تحلیل محتوا انجام شد. جامعه پژوهش شامل کتابخانه های یادشده بود. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته در کتابخانه جندی شاپور (ایران مال) و تحلیل محتوای گزارش های کتابخانه های وایت چاپل و ادمونتون گرین گردآوری شد. مقایسه در زمینه های خدمات، جامعه مراجعه کننده، مجموعه سازی، ارائه خدمات، ساختمان، تجهیزات و مدیریت کتابخانه ها صورت گرفت. تحلیل داده ها با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی و در قالب کدگذاری، دسته بندی و تلفیق اطلاعات انجام شد. برای اطمینان از روایی و پایایی، از معیارهای چهارگانه گوبا و لینکلن (اعتبار، قابلیت اعتماد، تأییدپذیری و انتقال پذیری) استفاده گردید. همچنین پرسش های مصاحبه توسط متخصصان حوزه علم اطلاعات بررسی و تأیید شد. یافته ها: نتایج نشان داد حضور کتابخانه ها در مراکز تجاری مزایای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی برای کتابخانه و مرکز تجاری به همراه دارد. هر یک از کتابخانه های مورد مطالعه نیز در زمینه خدمات، مجموعه سازی، مراجعه کنندگان و تجهیزات دارای ویژگی های متمایزی هستند. نتیجه گیری: استقرار کتابخانه های عمومی در مراکز تجاری آثار و منافع مشترکی ایجاد می کند که مهم ترین آن افزایش پاخور مراکز تجاری است. همچنین این کتابخانه ها توانایی ارائه خدمات ویژه متناسب با اهداف سازمان مادر و ویژگی های خاص خود را دارا هستند.
طراحی چارچوب سرویس کوییک بوکس در بستر حسابداری دیجیتال: ارزیابی سیستماتیک حکمرانی اطلاعات مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: سیستم های حسابداری امروزه علاوه بر وظیفه گردش اطلاعات، نقش با اهمیتی در برآوردها و تدوین استراتژی های مالی شرکت ها ایفا می نماید. یکی از نوظهورترین سرویس های قرار داده شده در بستر سیستم های حسابداری دیجیتال، سرویس کوییک بوکس است که براساس مجموعه ای از ابزارها و زبانه هایی که دارد، توانسته است عملگرهای نظارتی در سیستم های مالی را به سمت پایداری بیشتر هدایت نماید. این تحولات فضای بازتری برای دیجیتالی شدن و پیشرفت های فزآینده تر در فناوری اطلاعات ( ) را به ویژه در سطح بازارهای مالی که باید متکی به جریان آزاد اطلاعات باشد، رقم زده است که در نتیجه آن، زمینه برای تغییر مرزهای تجاری به دلیل شکل گیری راهبردهای متنوع و ادغام بین شرکت ها، هموار گردیده است. لذا پیاده سازی سرویس های نوظهور در بستر کارکردهای حسابداری دیجیتال این فرصت را ایجاد نموده است تا در عین پایبندی به ماهیت سنتی رویه های حسابداری، سرعت تبادل اطلاعات از طریق ارزیابی و تهیه گزارش های مالی آنلاین افزایش یابد و از این طریق ذینفعان از قابلیت های بالاتری برای شناخت بهتر از عملکردهای شرکت ها برخوردار باشند. هدف این مطالعه، طراحی چارچوب سرویس کوییک بوکس در بستر حسابداری دیجیتال با رویکرد ارزیابی سیستماتیک حکمرانی اطلاعات مالی می باشد.
روش: روش مطالعه حاضر کیفی و کمّی است، به طوری که در فاز کیفی، ابتدا از طریق نظریه داده بنیاد نسبت به شناسایی معیارهای سرویس کوییک بوکس در بستر حسابداری دیجیتال اقدام شد. در این بخش به واسطه چارچوب چند بُعدی ارائه شده، تلاش شد تا شکاف های نظری از پیاده سازی پدیده مورد بررسی تا حدی پوشش داده شود و به یکپارچگی بیشتر کارکردهای تئوریک منتج شود. سپس از طریق تحلیل دلفی فازی، محوری های اصلی مدل براساس مقیاس های زبانی فازی مورد کنکاش قرار گرفتند تا پایایی این محورها جهت تعمیم به بستر مطالعه در بخش کمّی مقدور گردد. در فاز کمّی مطالعه حاضر نیز از فرآیند بازنمایی سیستماتیک و توالی ماتریس های پیوندی جهت تعیین محرک ها و پیامدهای سیستمی بهره برده شد. از طرف دیگر، براساس ماهیت ترکیبی این مطالعه در جمع آوری داده ها، مشارکت کنندگان بخش کیفی مطالعه را خبرگان حسابداری که از دانش شناختی در حوزه سیستم های اطلاعاتی و فناوری برخوردار هستند، تشکیل می دهد. این افراد از طریق فرآیند نمونه گیری همگن و روش نمونه گیری نظری برای مصاحبه انتخاب شدند. لذا، با رعایت کفایت خبرگی تعداد 14 نفر در فاز کیفی مطالعه حضور داشتند. در بخش کمّی مطالعه نیز تعداد 23 نفر از مدیران مالی و حسابداران با تجربه شرکت های بازار سرمایه که از شناخت مناسبی در حوزه نرم افزارهای سیستمی در حسابداری برخوردار بودند، از طریق شیوه نمونه گیری هدفمند و در دسترس انتخاب شدند.
یافته ها: نتایج مطالعه در بخش کیفی طی 14 مصاحبه و ایجاد 282 کد باز، حکایت از شناسایی 3 مقوله، 6 مولفه و 33 مضون مفهومی در قالب یک چارچوب چند بُعدی دارد. پس از تأیید پایایی مولفه های محوری از طریق تحلیل دلفی فازی، نتایج در بخش کمّی یک مدل شماتیک از پیوند سیستمی معیارهای سرویس کوییک بوکس در بستر حسابداری دیجیتال ارائه شد که مشخص کرد محرک ترین مکانیزم بکارگیری سرویس کوییک بوکس در بستر حسابداری دیجیتال، مکانیزم سیستمی مرتبط با حقوق و دستمزد می باشد که می تواند پیامدی اثربخش همچون کارکردهای مکانیزم سیستمی مرتبط با سودآوری را به همراه داشته باشد.
نتیجه گیری: نتایج حاصل نشان می دهد فلسفه وجودی پیاده سازی سرویس کوییک بوکس در سیستم های حسابداری دیجیتال می تواند به افزایش سطح آگاهی و شناخت استفاده کنندگان از اطلاعات کمک نماید، تا در بلندمدت پیامدهایی همچون گردش آزاد اطلاعات، ارتقاء کیفیت تصمیم و گستردگی بانک های اطلاعاتی غنی شده تر را برای کاربران داخل و بیرون شرکت به همراه داشته باشد. لذا با رعایت چنین سیکلی در جریان پیاده سازی سرویس کوییک بوکس در حسابداری دیجیتال، محتمل ترین پیامد در شرکت های بازار سرمایه، ارائه اطلاعات جامع تری از نسبت های سودآوری شرکت برای محاسبات تخصصی تر استفاده کنندگان بیرونی از اطلاعات می باشد.
بررسی شاخص بین المللی نوآوری و نگاشت نفوذ صنعتی در انتشارات علمی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
228 - 207
حوزههای تخصصی:
هدف: ارتباط میان دانش نوین علمی و نوآوری های فنی از اهمیت فراوانی برخوردار است، استنادهای علمی پروانه های ثبت اختراع و استنادهای فنی متون علمی یکی از راه های بررسی ارتباط میان علم و فناوری است. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تولیدات علمی ایران براساس شاخص نفوذ بین المللی بروندادهای پژوهشی بر صنعت و نوآوری است که براساس استناد پروانه های ثبت اختراع به متون علمی محاسبه می شود.
روش: این پژوهش با روش اسنادی و با رویکرد علم سنجی و تحلیل استنادی انجام شده است. جامعه پژوهش مدارک علمی ایران هستند که در بازه زمانی 2020-2018 در پروانه های ثبت اختراع مورد استناد قرار گرفته اند. با توجه به اینکه یک بازه زمانی سه ساله برای بررسی استناد مدارک در نظر گرفته شده است و تمامی مدارک بدون لحاظ کردن موضوع آنها مورد شمارش قرار گرفته اند و هر دوی این عوامل از عوامل مؤثر در استنادگیری هستند، نرمال سازی براساس زمان و موضوع انجام گرفت. به منظور نرمال سازی استنادها، موضوع مقالات براساس موضوع نشریات منتشرکننده آنها در 22 موضوع اصلی شاخص های اساسی علم قرار گرفتند تمامی مدارک به روش شمارش کامل مورد محاسبه قرار گرفته و سایر مدارک غیرقابل استناد و نیز قالب های انتشاراتی به جز مقاله، از جامعه پژوهش کنارگذاشته شدند. در این پژوهش از محصولات پایگاه کلاریویت مانندWOS ، JCR و ESI و نیز پایگاه هایLens ، WIPO و ISCWUR به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شد. جدول انطباق WIPO براساس نمادهای طبقه بندی بین المللی پروانه های ثبت اختراع، زمینه فناوری هر یک را مشخص می نماید. با استفاده از این جدول، زمینه فناوری هر یک از پروانه های ثبت اختراع براساس گروه های طبقه بندی فناوری WIPO مشخص می شود.
یافته ها: در بازه زمانی 2020-2018، 274560 مدرک از ایران به ثبت رسیده است که 2662 مدرک در 3820 پروانه های ثبت اختراع، 4000 بار مورد استناد قرار گرفته است. بر این اساس، کمتر از یک درصد از آثار علمی ایران در پروانه های ثبت اختراع مورد استناد قرار گرفته اند. براساس استناد نرمال شده، دانشگاه آزاد اسلامی با 25.25 استناد نرمال شده در بین دانشگا ه های ایران رتبه نخست را دارد و دانشگاه های علوم پزشکی تهران و دانشگاه تهران به ترتیب با 23.10 و 14.78 استناد نرمال شده در رتبه های دوم و سوم قرار دارند.
نتیجه گیری: براساس گروه های طبقه بندی فناوری، بیشترین تعداد این پروانه های ثبت اختراع در حوزه داروسازی بوده و بیوتکنولوژی و فناوری رایانه با اختلاف زیاد در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. براساس حوزه های موضوعی، مقالات حوزه شیمی، علم مواد و فارماکولوژی و سم شناسی، بیشتر از سایر حوزه های موضوعی در پروانه های ثبت اختراع مورد استناد قرار گرفته اند که نشان می دهد این رشته ها بیشترین تاثیر را بر نوآوری داشته اند.
استثنائات و معافیت های کتابخانه ای حق مولف منابع دیجیتال: مطالعه تطبیقی در نظام حقوقی ایران، فرانسه، آلمان و برخی اسناد و معاهدات بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل و مقایسه مستثنیات و معافیت های کتابخانه ای برای منابع دیجیتال با بهره گیری از قوانین داخلی، قوانین، اسناد و معاهدات بین المللی انجام شده است تا با واکاوی قوانین موردمطالعه بتوان به پیشنهادهای کاربردی به منظور اصلاح قوانین و استفاده در کتابخانه ها دست یافت.روش: پژوهش حاضر ازلحاظ هدف کاربردی و از نوع مطالعات کیفی و با رویکرد تطبیقی و تحلیل قوانین و اسناد بین المللی انجام شده است. در پژوهش کنونی با بهره گیری از روش تحلیل اسنادی (سندکاوی)، قوانین داخلی و برخی قوانین و اسناد بین المللی تحلیل و باهم مقایسه شدند. جامعه پژوهش شامل 13 قانون حق مؤلف ایران، قوانین، معاهدات و اسناد بین المللی بود. قوانین حق مؤلف آلمان و فرانسه به صورت هدفمند برای پژوهش حاضر انتخاب شدند. به این دلیل که نظام حقوقی فرانسه و ایران رومی-ژرمنی است. علاوه بر آن در هر دو قانون فرانسه و آلمان مباحث دیجیتال، استثنائات و معافیت های کتابخانه ای بیان شده است. افزون بر این، مطالعه تطبیقی می تواند علاوه بر تبیین کمبودهای قوانین ایران، استفاده از تجارب سایر کشورها در زمینه های جدید را محقق سازد.یافته ها: دستورالعمل پارلمان و شورای اتحادیه اروپا، معاهده برن، معاهده حق مؤلف وایپو، معاهده اجراها و صفحات صوتی وایپو، معاهده رم، معاهده ژنو، قانون مالکیت فکری فرانسه و قانون حق مؤلف و حقوق مرتبط آلمان بررسی و مطالعه شدند. در کنار اسناد بین المللی، قوانین داخلی مانند حمایت حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان 1348، پیش نویس لایحه حمایت از حقوق مالکیت ادبی و هنری و حقوق مرتبط، قانون ترجمه و تکثیر کتب، نشریات و آثار صوتی 1352 از دیدگاه استثنائات حق مؤلف تحلیل شدند. تحلیل اسناد بین المللی نشان می دهد که توجه به مباحث دیجیتال در زمره موضوعات مهم در برخی اسناد بوده است. در دستورالعمل 2019 اروپا، استثنائاتی همچون تکثیر، استفاده شخصی غیرتجاری، فعالیت های غیرتجاری توسط کتابخانه ها و سایر نهادهای مرتبط و ذخیره موقت به عنوان معافیت و استثنا مدنظر قرار گرفته است. افزون بر آن، دسترسی اشخاص ناتوان به آثار هم با درنظرگفتن استثنائاتی مغفول نمانده است. در معاهده برن که آزمون سه گام ازآنجا مطرح شد به اعمال و کاربست شروط آزمون سه گام در ابزارها و منابع دیجیتال تصریح شده است. بدین سبب که به قوانین ملی اجازه می دهد تا محدودیت ها و استثنائات جدیدی مناسب با فضای دیجیتال اتخاذ کنند. محدودیت ها و استثنائات در قوانین ملی مانند استفاده شخصی، اهداف پژوهشی و کتابخانه ای و معافیت های مورداستفاده در فناوری های جدید شامل ابزارهای دیجیتال و برخط خواهد بود.نتیجه گیری: علی رغم آنکه در قانون حق مؤلف و حقوق مرتبط آلمان و قانون حقوق مالکیت فکری فرانسه، دستورالعمل اروپا و سایر معاهدات موردبررسی به مباحث دیجیتال تا حد بسیار زیادی پرداخته شده بود، اما این موضوع در قوانین حق مؤلف موردمطالعه تا حد بسیاری کمرنگ است. برخی از مواد مطرح شده در مورد تکثیر موقت و سایر استثنائات در پیش نویس لایحه بیان شده بود که ناکافی است. با این توصیفات، پژوهش کنونی پیشنهاد می دهد پیش نویس لایحه قانون مالکیت ادبی و هنری و حقوق مرتبط ایران با درنظرگرفتن منابع دیجیتال مورد اصلاح مجدد و بازنگری قرار گیرد.
تأثیر ریسک و منفعت ادراک شده بر جست وجو و به اشتراک گذاری اطلاعات سلامت توسط کاربران شبکه های اجتماعی (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر شبکه های اجتماعی به یکی از ابزارها و فناوری های جست وجو و به اشتراک گذاری اطلاعات سلامت در میان مردم تبدیل شده اند. این شبکه ها با وجود مزایای قابل توجه، هنوز با چالش های زیادی در پذیرش و مشارکت توسط کاربران مواجه اند. افراد در استفاده از یک فناوری خاص انتظار سود و منفعت دارند. در همان حال، استفاده از هر فناوری همیشه سودمند نبوده و ممکن است با خطرهایی همراه باشد. قبل از جست وجو و یا به اشتراک گذاری اطلاعات سلامت، کاربران شبکه های اجتماعی باید اطمینان حاصل کنند که منافع حاصل از این رفتار بیشتر از خطرهای آن است. منفعت ادراک شده منعکس کننده سودمندی مثبت کلی اطلاعات سلامت در شبکه های اجتماعی و شامل ابعاد سودمندی ادراک شده، اعتبار، حمایت عاطفی و اطلاعاتی است. ریسک ادراک شده، انتظار ذهنی زیان احتمالی استفاده از اطلاعات سلامت در شبکه های اجتماعی و شامل ابعاد ناملموس ذهنی، حفظ حریم خصوصی، ریسک زمان، ریسک اجتماعی، و ریسک روانی است. هدف از این پژوهش بررسی نقش منفعت و ریسک ادراک شده و ابعاد آن بر قصد کاربران از جست وجو و به اشتراک گذاری اطلاعات سلامت در شبکه های اجتماعی است. این پژوهش بر مبنای هدف، از نوع کاربردی و بر حسب روش پژوهش، پیمایشی-همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه تهران بوده است. با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه آماری 382 نمونه تعیین شد. تعداد 364 پرسشنامه با استفاده از نرم افزارهای آماری «اس پی اس اس» و «لیزرل» مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. مدل استفاده شده در این پژوهش مدل ارزش خالص است. نتایج آزمون مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که از مجموع 13 رابطه در مدل، تعداد 9 رابطه تأیید شده است و 4 فرضیه نیز رد شده است. یافته ها نشان داد که بین سودمندی ادراک شده، اعتبار و حمایت عاطفی با منفعت ادراک شده رابطه مثبتی وجود دارد؛ در حالی که بین حمایت اطلاعاتی با منفعت ادراک شده رابطه ای وجود ندارد. بین ریسک حریم خصوصی، ریسک زمان و ریسک روانی با ریسک ادراک شده نیز رابطه وجود دارد؛ اما بین ناملموسی ذهنی و ریسک اجتماعی با ریسک ادراک شده رابطه ای وجود ندارد. همچنین منفعت ادراک شده بر جست وجو و به اشتراک گذاری اطلاعات سلامت تأثیر مثبت دارد. ریسک ادراک شده بر جست وجوی اطلاعات سلامت تأثیر منفی دارد؛ در حالی که بر اشتراک گذاری اطلاعات سلامت تأثیری ندارد.
Low-Latency Communication with Drone-Assisted 5G Networks(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
765 - 796
حوزههای تخصصی:
Background: Unmanned Aerial Vehicles (UAVs) utilizing and active interface with 5G networks has become the new frontier to tackling problems of latency and energy efficiency, interference, and resource management. Although prior researches explained the benefits of UAV integrated networks; overall assessment of various parameters and cases is still scarce. Objective: The article seeks to assess the performance of UAV integrated 5G network in terms of latency, power, signal quality, task coordination and coverage optimization and to ascertain the efficiency of optimization algorithms in the improvement of the integrated 5G network. Methods: Emulations were done in MATLAB and NS3 platforms in urban / suburban / emergency call settings. Latency, power consumption, SINR, and completion time were the performance indicator chosen in the paper. Optimization algorithms: Particle Swarm Optimization (PSO), and Genetic Algorithm (GA), and the Multi-Objective Evolutionary Algorithm (MOEA) is evaluated in terms of Convergence time and Solution quality. Results : UAV-aided networks showed 36.7% and 29.2 % improvement in latency and energy consumption, while 33.6 % enhancement in SINR. MOEA offered the best results with 98.3% solution quality, and the PSO being the most convergence oriented. Minor deviations between simulation and real results highlight the need for adaptive mechanisms. Conclusion: The results presented focus on the enough potential of UAV-assisted 5G networks and their potential influence on improving performances in case of different criteria. Further research should focus on successfully implementing and deploying the proposed solutions and broadening the context of study to include 6G technologies.
نقش کتابخانه های عمومی در حفاظت از دانش بومی: مطالعه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل نقش کتابخانه های عمومی در حفاظت از دانش بومی بر پایه متون علمی بین المللی انجام شده است. روش : این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شده است. داده ها از طریق جست وجوی نظام مند در پایگاه های علمی اسکاپوس، وب آوساینس و گوگل اسکالر گردآوری شدند. معیارهای شمول شامل بازه زمانی 2005 تا 2022، زبان انگلیسی و تمرکز بر نقش کتابخانه های عمومی در حفاظت از دانش بومی بود. مدارک غیرمرتبط، مقاله های همایشی، کتاب ها و منابع غیرفارسی حذف شدند. پس از پالایش و غربالگری اولیه، 20 منبع به صورت تمام متن بررسی شد و در نهایت 10 مطالعه (مقاله و پایان نامه) انتخاب گردید. داده ها با نرم افزار مکس کیودا در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد که به استخراج 394 کد، 15 مفهوم و پنج مقوله منجر گردید. برای سنجش روایی از ابزار ارزیابی حیاتی و برای پایایی از توافق میان دو کدگذار (90 درصد توافق) استفاده شد. یافته ها : کتابخانه های عمومی در پنج نقش کلیدی شامل ارتقای رفاه و آگاهی جوامع بومی، مستندسازی و سازماندهی منابع، تعامل اعتمادساز با بومیان، همکاری نهادی، و مقابله با چالش هایی چون شکاف دیجیتال ایفای نقش می کنند. نتیجه گیری: الگوی ارائه شده نشان می دهد که کتابخانه های عمومی می توانند با تکیه بر اقدامات هدفمند و همکاری های میان سازمانی، نقش مؤثری در حفظ و ترویج دانش بومی ایفا کنند. این یافته ها راهنمایی برای متخصصان اطلاعات، مدیران کتابخانه ها و تصمیم گیران فرهنگی فراهم می آورد.
بررسی تأثیر پنهان سازی دانش بر عملکرد: متغیر میانجی خلاقیت فردی (نمونه پژوهی: کارکنان نهاد کتابخانه های عمومی کشور)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: هدف از انجام این پژوهش بررسی تأثیر پنهان سازی دانش بر عملکرد با نقش میانجی خلاقیت فردی در بین کارکنان نهاد کتابخانه های عمومی کشور است.روش ها: روش پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع پیمایشی بوده و براساس هدف، کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش مدیران، کارکنان اداری، رؤسای شهرستان ها در نهاد کتابخانه های عمومی کشور بوده و نمونه پژوهش شامل 215 نفر که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش برای سنجش پنهان سازی دانش از پرسشنامه سرنکو و بونتیس، داده های مورد نیاز پنهان سازی دانش از پرسشنامه ای حاوی 12 گویه، در سه بخش پنهان سازی طفره آمیز، گنگ بازی کردن، و پنهان سازی منطقی استفاده شد. همچنین جهت سنجش خلاقیت فردی از پرسشنامه کرنیاوانتی و همکاران و برای سنجش عملکرد از پرسشنامه باباکاس و همکاران استفاده شد که پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ و از روایی ابزار تحت عنوان روایی همگرا و روایی واگرا برای تأیید روایی ابزار اندازه گیری استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی همچون توزیع فراوانی و آمار استنباطی و روش مد ل سازی معادلات ساختاری با Smart PLS انجام شد.یافته ها: یافته ها نشان داد پنهان سازی دانش با عملکرد رابطه منفی دارد. همچنین پنهان سازی دانش تأثیر منفی و معنی دار بر خلاقیت فردی دارد. خلاقیت فردی ارتباط مثبت و معنی داری با عملکرد دارد.بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان داد خلاقیت فردی به عنوان یک میانجی در رابطه بین پنهان سازی دانش و عملکرد عمل می کند.اصالت: این پژوهش به طور قابل توجهی به ادبیات پنهان سازی دانش کمک خواهد کرد. یافته های این پژوهش، وجود شکاف های پژوهشی در درک رابطه بین پنهان سازی دانش و عملکرد را برجسته می کند.
بررسی تأثیر شاخص های سایت اسکور، اس.ان.آی.پی. و اس.جی.آر. نشریات حوزه وب معنایی بر تعداد استنادات دریافتی مقالات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به این که استناد یکی از معیارهای مهم در سنجش میزان ارتباط و تأثیر انتشارات پژوهشی است، این پژوهش به بررسی امکان پیش بینی تعداد استنادات دریافتی تولیدات علمی حوزه وب معنایی از طریق شاخص های سایت اسکور، اس.ان.آی.پی. و اس.جی.آر. نشریات این حوزه پرداخته است. پژوهش حاضر از نوع بنیادی است که به شیوه توصیفی و با رویکرد علم سنجی صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل 42270 مدرک تولیدشده در حوزه وب معنایی است که توسط مجلات نمایه شده در پایگاه اسکوپوس در بازه زمانی 2021-1960 منتشر شده اند. پس از بررسی اولیه تعداد 10 عنوان از نشریات پرتولید حوزه وب معنایی که 15182 مدرک از تولیدات علمی این حوزه را منتشر نموده اند به منزله نمونه آماری انتخاب گردید. به منظور بررسی روابط بین متغیرهای پژوهش از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه به کمک نرم افزارهای اکسل و اس.پی.اس.اس. استفاده شده است. با توجه به سطح معناداری 812/0 و ضریب همبستگی 860/0، بین تعداد استنادات با شاخص اس.ان.آی.پی. همبستگی وجود ندارد. همچنین با توجه به سطح معناداری 874/0 و ضریب همبستگی 580/0 بین تعداد استنادات با اس.جی.آر. رابطه معناداری وجود ندارد. مقدار سطح معناداری 896/0 و ضریب همبستگی 480/0 بین تعداد استنادات با سایت اسکور نیز مؤید عدم وجود رابطه معنادار در این زمینه است. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که هیچ یک از شاخص های سه گانه سایت اسکور، اس.ان.آی.پی. و اس.جی.آر. توان پیش بینی تعداد استنادات دریافتی در پایگاه اسکوپوس را ندارند. عدم وجود رابطه معنادار بین شاخص های سایت اسکور، اس.ان.آی.پی. و اس.جی.آر. با تعداد استنادات دریافتی توسط نشریات پرتولید حوزه وب معنایی بیان کننده سهم ناچیز تعداد استنادات دریافتی از تولیدات حوزه وب معنایی نسبت به تعداد کل استنادات دریافتی این نشریات است.
حفاظت منابع اطلاعاتی در محیط ابری: دیدگاه های مدیران و کتابداران کتابخانه های دانشگاه علامه طباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
115 - 150
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی دیدگاه های مدیران و کتابداران کتابخانه های دانشگاه علامه طباطبائی در مورد حفاظت دیجیتالی در محیط ابری انجام شده است. به لحاظ ماهیت از نوع کاربردی و با روش پیمایشی – توصیفی انجام شده است. در بخش اول با بررسی متون، پرسش نامه محقق ساخته ای با پنج مؤلفه «آشنایی با مفاهیم حفاظت دیجیتال در محیط ابری»، «اعتماد و امنیت حفاظت دیجیتال در محیط ابری»، «زیرساخت های فناورانه حفاظت دیجیتال در محیط ابری»، «وضعیت سازمانی حفاظت دیجیتال در محیط ابری» و «موانع و چالش های حفاظت دیجیتال در محیط ابری» تهیه گردید و برای نظرسنجی در اختیار مدیران و کتابداران کتابخانه های دانشگاه علامه طباطبائی قرار گرفت. این پرسش نامه در مقیاس پنج گزینه ای طیف لیکرت طراحی شده بود و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ، برابر با 852/0 بود. در بخش دوم اطلاعات جمع آوری شده بر اساس شاخص های آمار توصیفی (میانگین، میانه، انحراف معیار و واریانس) و آزمون آماری تی تک نمونه بررسی شدند. همچنین برای رتبه بندی عامل «چالش ها و موانع احتمالی» از آزمون فریدمن استفاده شد. یافته ها نشان داد که اکثریت شرکت کنندگان در حد متوسطی با مفاهیم مربوط به حفاظت دیجیتال در محیط ابری آشنایی داشتند. همچنین از دیدگاه مدیران و کتابداران کتابخانه های دانشگاه علامه طباطبائی «وضعیت اعتماد و امنیت داده ها در حفاظت در محیط ابری» و «فراهم بودن زیرساخت های فناورانه برای حفاظت در محیط ابری در دانشگاه» در سطح مطلوبی قرار دارد (05/0> p-مقدار). «وضعیت سازمانی دانشگاه برای حفاظت در محیط ابری» در سطح متوسط و نسبتاً مطلوبی قرار دارد و «دانش و آگاهی لازم در حفاظت در محیط ابری در کتابداران» در سطح نسبتاً نامطلوبی قرار دارد (05/0< p-مقدار). از سویی از دیدگاه مدیران و کتابداران کتابخانه های دانشگاه علامه طباطبائی مهم ترین موانع و مشکلات احتمالی حفاظت در محیط ابری، «ریسک بازگشت سرمایه یکی از مشکلات استفاده از محیط ابری برای حفاظت دیجیتال»، «مقرون به صرفه نبودن استفاده از محیط ابری یکی از مشکلات استفاده از آن برای حفاظت دیجیتال» و «مقرون به صرفه نبودن هزینه های آموزش یکی از مشکلات استفاده از محیط ابری برای حفاظت دیجیتال» بودند. بر اساس نتایج به دست آمده، دیدگاه مدیران و کتابداران کتابخانه های دانشگاه علامه طباطبائی در مورد حفاظت دیجیتالی در محیط ابری در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارد. به نظر می رسد مطالعات بیشتری در خصوص مسائل حفاظت دیجیتال و محیط ابری لازم است تا علاوه بر پیدا شدن اختلاف نظرها، اشراف کاملی بر نگرش ها و دیدگاه ها، صورت گیرد. توجه هر چه بیشتر به این نکات سبب بهبود وضعیت حفاظت دیجیتال در محیط ابری خواهد شد.
سواد هوش مصنوعی: ضرورت تحول در برنامه های درسی و نقش کتابداران در آموزش آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، سواد هوش مصنوعی به عنوان یک مهارت ضروری برای همه افراد مطرح است. سواد هوش مصنوعی فراتر از دانش فنی است و درک پیامدهای اجتماعی، اخلاقی و اقتصادی این فناوری را شامل می شود. این سواد به افراد کمک می کند تا با هوش مصنوعی به صورت انتقادی تعامل کرده و از آن به شکلی مسئولانه استفاده کنند. هدف اصلی این پژوهش، تبیین ضرورت تحول در برنامه های درسی بر اساس سواد هوش مصنوعی و نقش کتابداران در آموزش آن است. این مطالعه به صورت کیفی، و به روش تحلیل مفهوم و کاربرد الگوی شش-مرحله ای Levac, Colquhoun & O’Brien (2010) انجام شده است. همچنین برای انتخاب صحیح مقالات در مرحله سوم الگوی مذکور، از فرایندِ انتخابِ مقالات Silva (2015) استفاده شده است. جامعه آماری متونی را شامل می شود که به زبان انگلیسی در پایگاه های «اسکوپوس» و «وب آوساینس» نمایه شده اند. پس از جست وجو در پایگاه های اطلاعاتی و بازیابی 912 مقاله، به پاکسازی و غربالگری مقالات پرداخته شد و سرانجام، 34 مقاله مرتبط باقی ماند. مرور متون حاکی از عدم ادغام سواد هوش مصنوعی در برنامه های درسی مدارس و دانشگاه هاست. در ضمن، هنوز رویکردی جامع و یکپارچه برای آموزش آن وجود ندارد. در این بین، کتابداران می توانند نقش مهمی در ترویج سواد هوش مصنوعی ایفا کنند. کتابداران با توجه به دانش و مهارت های خود در زمینه جست وجو و ارزیابی اطلاعات می توانند به عنوان راهنما و مشاور در زمینه هوش مصنوعی عمل کنند. آن ها می توانند به کاربران کمک کنند تا اطلاعات دقیق و قابل اعتمادی در مورد هوش مصنوعی پیدا کنند، از ابزارهای هوش مصنوعی به طور مؤثر استفاده نموده، و درک درستی از محدودیت ها و چالش های این فناوری به دست آورند. با این حال، برای اینکه آن ها بتوانند این نقش خود را به خوبی ایفا کنند، نیاز به آموزش و توانمندسازی در زمینه هوش مصنوعی دارند. همچنین، کتابخانه ها باید به منابع و ابزارهای لازم برای ارائه خدمات مرتبط با هوش مصنوعی مجهز شوند. در مسیر توسعه سواد هوش مصنوعی، چالش هایی نیز وجود دارد؛ از جمله فقدان منابع آموزشی جامع و به روز در زمینه سواد هوش مصنوعی؛ مسائل اخلاقی مرتبط با هوش مصنوعی مانند سوگیری، حریم خصوصی و شفافیت؛ سرعت بالای تغییرات در حوزه هوش مصنوعی و نیاز به به روزرسانی مداوم دانش و مهارت ها؛ و عدم آگاهی و مقاومت در برابر تغییرات و پذیرش فناوری های جدید. بنابراین، برای تحقق جامعه ای هوشمند و مبتنی بر دانش باید به طور جدی به آموزش سواد هوش مصنوعی در همه سطوح توجه شود. با توجه به چالش های موجود، نیاز به همکاری و تعامل بین همه بهره داران از جمله دولت ها، مؤسسات آموزشی، کتابخانه ها و بخش خصوصی برای توسعه و ترویج سواد هوش مصنوعی احساس می شود. در این راه، توسعه برنامه های آموزشی جامع، حمایت از تحقیقات، ترویج همکاری های بین کتابخانه ها، مدارس، دانشگاه ها و سایر نهادها، ایجاد زیرساخت های لازم، و توجه به ابعاد اخلاقی پیشنهاد می شود. با به کارگیری این اقدامات، انتظار می رود به جامعه ای دست یافت که در آن افراد توانایی درک، ارزیابی، و استفاده مسئولانه از فناوری های هوش مصنوعی را داشته باشند.
ویژگی های روان سنجی پرسشنامه سواد دیجیتال برای دانشجویان دوره کارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سواد دیجیتال یکی از مهم ترین مهارت های قرن 21 است و مجهز شدن به آن یکی از ضرورت های زندگی امروزی به شمار می رود. به منظور آگاهی از وضعیت سواد دیجیتال دانشجویان، استفاده از یک ابزار معتبر و به روز لازم است. مرور پیشینه داخلی در حوزه ابزارهای اندازه گیری این مهارت حاکی از آن بود که ابزارهای مورد استفاده در پژوهش های داخلی متناسب با تغییرات سریع مفهوم سواد دیجیتال نیست. بنابراین، این پژوهش با هدف بومی سازی یک ابزار نوین در این زمینه به دنبال شناسایی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه سواد دیجیتال Veda et al. (2022) در میان دانشجویان ایرانی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل 383 نفر دانشجوی مقطع کارشناسی دانشگاه های دولتی شهر تهران بود. در بررسی ویژگی های روان سنجی ابزار، ابتدا این پرسشنامه ترجمه و تغییرات لازم برای متناسب سازی اعمال شد. سپس پرسشنامه برای متخصصان حوزه ارسال و روایی محتوایی به روش «لاوشه» تعیین شد. نتایج روایی محتوایی قابل قبول بود. به منظور بررسی روایی همگرایی، همبستگی ابزارِ مورد نظر با مقیاس سواد دیجیتال «رضایی» (1400)، 7/0 به دست آمد که معنادار بود. نتایج تحلیل عاملی تأییدی چند-مؤلفه ای نیز برازندگی مدل و ساختار روابط درونی گویه ها را تأیید کرد (RMSEA = 0.061, GFI= 0.796, CFI= 0.872, TLI= 859, CMIN/DF= 2.404). افزون بر این، پایایی ابزار نیز به کمک ضرایب آلفای کرونباخ و امگا مک دونالد محاسبه و در همه مؤلفه های پرسشنامه، مقادیر این دو ضریب قابل قبول بود. با توجه به نتایج تحلیل ها، نسخه فارسی پرسشنامه سواد دیجیتال Veda et al. (2022) برای سنجش سواد دیجیتال دانشجویان ایرانی مناسب است.
کشش، ابزار حرفه ای سازمان دهی داستان و ارتباط آن با خُلق خواننده بر پایه نظریه «خُلق به عنوان اطلاعات»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : بررسی ارتباط میان خُلق خوانندگان و کشش های داستان های انتخابی آن ها در کتابخانه های عمومی شهرستان مشهد به منظور شناسایی نقاط دسترسی دقیق تر به منابع داستانی است. روش : این پژوهش از حیث هدف توسعه ای و کاربردی و از حیث شیوه جمع آوری داده ها، پیمایشی است. رویکرد پژوهش نیز کیفی است و از جمع آوری داده های کیفی و تبدیل و کدگذاری به داده های کمی برای تحلیل و نتیجه گیری استفاده شد. جامعه پژوهش ۹۸۰ نفر اعضای بالای ۱۸ سال علاقه مند به آثار داستانی کتابخانه های عمومی شهرستان مشهد هستند که در طول یک سال ماهانه بیش از 4 کتاب داستانی مطالعه کرده اند. این شمار با گزارش گیری و به کارگیری پالایه های موردنیاز در نرم افزار مدیریت کتابخانه های سامان، تعیین شد. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی مورگان به روش نمونه گیری تصادفی نظام مند 274 نفر تعیین شد. برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسش نامه پاناس و پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد. روایی پرسش نامه محقق ساخته با کسب نظر 6 نفر از متخصصین حوزه منابع و کتابخانه های عمومی، یک نفر از متخصصان حوزه ادبیات و سه نفر از اساتید حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی تائید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 0/83 محاسبه شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اس. پی. اس. اس.، جدول توافقی و آزمون خی 2 بر روی ۴ نوع اصلی خُلق و هر یک از پنج کشش اصلی داستان انجام شد. یافته ها : بین نوع خُلق و انتخاب کشش های پنج گانه داستان ارتباط معنا داری وجود دارد و نوع خُلق بر انتخاب کشش های داستان تأثیرگذار است. در نوع خُلق خشنود کم انرژی و ناخشنود کم انرژی نوع کشش های انتخابی داستان مشابه است و افراد با این دو نوع خُلق علایق مشابهی دارند، اما در نوع خُلق خشنود پرانرژی و ناخشنود پرانرژی اشتراک علایق افراد در کششهای انتخابی تنها در ضرب آهنگ، لحن و جو داستان است. همچنین در هر چهار خُلق، ضرب آهنگ سرعت بالا و لحن شاد انتخاب اکثریت افراد است و در تمامی نوع خُلق ها به جز نوع خُلق خشنود پرانرژی، افراد به شخصیت پردازی قابل تشخیص و شفاف، صحنه پردازی بی مکان و زمان، سبک نویسنده ساده و خوش خوان و طرح داستان ساده بیشتر علاقه مند هستند و به طورکلی بدون در نظر گرفتن نوع خُلق، افراد به داستانی با ضرب آهنگ سرعت بالا، شخصیت پردازی قابل تشخیص و شفاف، لحن داستان شاد، تمایل بیشتری دارند. نتیجه گیری : شناسایی اینکه خوانندگان با خُلق های متفاوت، چه کتاب های داستانی را برای خواندن می پسندند می تواند در فرایند مجموعه سازی منابع کتابخانه ها، رشد و بهبود نظام های بازیابی منابع داستانی در کتابخانه های عمومی و همچنین گسترش دایره خدمات نظام های پیشنهاددهنده منابع داستانی و مشاوره خوانندگان مؤثر واقع شود.