فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸۱ تا ۵۰۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر بر آن است تا به مقایسه و تحلیل گرایش های موضوعی پژوهش های علم اطلاعات و دانش شناسی در سطح ملی و بین المللی بپردازد.روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و با رویکرد تطبیقی انجام گرفته است. جامعه ی مورد مطالعه شامل پژوهش های جهانی نمایه شده در پایگاه وب آو ساینس طی سال های 2019-1945 و پژوهش های ایرانی نمایه شده در پایگاه آی. اس. سی. طی سال های 1398-1351 در علم اطلاعات و دانش شناسی هستند. تجزیه و تحلیل داده ها با محاسبه ی درصد فراوانی و آزمون کای اسکوئر انجام گرفت.یافته ها: یافته ها نشان داد که میان شماری از حوزه های پژوهشی علم اطلاعات و دانش شناسی در سطح ملی و بین المللی اختلاف معنی داری وجود دارد. این حوزه ها عبارتند از: مبانی نظری؛ کتابخانه ها و مراکز اطلاعاتی؛ اشتغال و کارآفرینی؛ پژوهش و نشر؛ فناوری اطلاعات؛ مطالعات وب؛ مدیریت دانش؛ مدیریت منابع اطلاعاتی؛ سازماندهی اطلاعات؛ بازیابی اطلاعات؛ اقتصاد اطلاعات؛ هوش مصنوعی؛ داده کاوی؛ علم سنجی؛ نظام های اطلاعاتی؛ موتورهای جستجو؛ مطالعات کاربران؛ ارتباطات علمی؛ پایگاه های اطلاعاتی؛ و اخلاق اطلاعات.نتیجه گیری: مقایسه ی موضوعات پژوهش های ایرانی و جهانی نشان داد که حوزه هایی مانند فناوری اطلاعات، مطالعات وب، اقتصاد اطلاعات، هوش مصنوعی، داده کاوی، نظام های اطلاعاتی، موتورهای جستجو، و پایگاه های اطلاعاتی در میان پژوهش های بین المللی گرایش بیش تری داشتند و حوزه هایی مانند مبانی نظری، حوزه های مرتبط با کتابخانه ها و کارکردهای آن ها، پژوهش، مدیریت دانش، بازیابی اطلاعات، و علم سنجی در میان پژوهش های ایرانی مرسوم تر بودند.
تبیین اثربخشی طرح خواندن با خانواده و حلقه های کتاب خوانی بر دو مؤلفه انگیزه خواندن و نرخ مطالعه سوادآموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر کشف تأثیر اجرای طرح خواندن با خانواده و حلقه های کتاب خوانی بر انگیزه های خواندن و بهبود نرخ مطالعه سوادآموزان است. روش: پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نوع گردآوری داده ها پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل همه سوادآموزانی است که از سال 1395 تا 1400 در سطح استان کرمان از آموزش های نهضت سوادآموزی برخوردار شده و تحت پوشش طرح مطالعه با خانواده و طرح حلقه های کتاب خوانی قرارگرفته اند. حجم نمونه آماری پژوهش براساس فرمول کوکران 342 نفر تعیین شد و برای انتخاب نمونه آماری از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای استفاده شد. برای گردآوری داده های پژوهش نیز از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد. روایی ابزار پژوهش به شیوه محتوایی به تأیید رسید. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بین نرخ مطالعه سوادآموزان مورد بررسی برحسب برخورداری از طرح خواندن با خانواده و حلقه های کتاب خوانی تفاوتی معنادار وجود دارد و نرخ مطالعه افرادی که تحت پوشش طرح خواندن با خانواده بوده اند در زمینه های مطالعه غیردرسی، مطالعه فضای مجازی و مطالعه کتاب های دینی و ادعیه بیشتر بوده است. بنابراین، می توان گفت که آموزش ها و برنامه هایی که برای تحکیم سواد تعریف می شوند اگر درست تهیه شوند و براساس اصول تعلیم وتربیت استوار باشند، در افزایش انگیزه خواندن و بهبود نرخ مطالعه کمک زیادی خواهند کرد. اصالت/ارزش: یافته های پژوهش در پی بازتعریف نقش اجرای طرح خواندن با خانواده و حلقه های کتاب خوانی در انگیزه خواندن و نرخ مطالعه سوادآموزان است. ازآنجاکه اجرای این گونه طرح ها و طرح های مشابه منجر به تداوم سوادآموزی و حفظ و تقویت سواد در نوسوادان شده و به توانا ساختن آن ها برای استفاده از این مهارت ها در زندگی و استفاده از دنیای گسترده علم و دانش و در نهایت کسب خوشبختی برای خود و جامعه می شود، سازمان نهضت سوادآموزی می تواند این گونه طرح ها را با در نظر گرفتن نتایج همه تحقیقاتی که تاکنون در این زمینه صورت گرفته است برای همه فراگیران در کل دوره ها اجرا کند تا مانع از رجعت به بی سوادی یا بی سوادی عملکردی شود.
طراحی مدل کسب و کار کارآمد در خدمات اطلاع رسانی (مطالعه موردی: شرکت به نشر آستان قدس رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از شیوههای نوین در عرصه ارائه خدمات اطلاعرسانی، استفاده از شبکهها و رسانهها به کمک اینترنت بوده و پیشرفتهای مهمی نیز در زمینه ارائه مدلهای کسب و کار صورت گرفته است. تحقیق حاضر با هدف ارائه مدل کسب و کار کارآمد در خدمات اطلاعرسانی شرکت بهنشر آستان قدس رضوی انجام شده است. روش پژوهش: روش تحقیق از نوع آمیخته است. در بخش کیفی از روش دلفی و در بخش کمّی از روش پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری بخش کیفی، مدیران و کارکنان شرکت بهنشر با تحصیلات کتابداری و اطلاعرسانی و 20 نفر از اساتید صاحبنظر دانشگاهی هستند که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمّی، کلیه کارکنان شرکت بهنشر آستان قدس رضوی به تعداد 130 نفر هستند که با توجه به جدول مورگان تعداد 97 نفر انتخاب شدند. جهت تحلیل داده از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. یافتهها: نتایج بخش کیفی، استخراج مدلی با مؤلفههای آمادهسازی مدل کسب و کار، شناخت، طراحی مدل کسب و کار، پیادهسازی و مدیریت است و نتایج بخش کمّی نشان داد که کلیه مؤلفههای مدل کسب و کار کارآمد در شرکت بهنشر آستان قدس رضوی در وضعیت متوسط به بالا هستند. نتیجهگیری: تحلیل نتایج حاکی از آن است که مدل کسب و کار کارآمد در خدمات اطلاعرسانی شرکت بهنشر آستان قدس رضوی شامل مراحل فرایند آمادهسازی مدل کسب و کار، شناخت، طراحی، پیادهسازی و مدیریت مدل کسب و کار است. به منظور اجراییسازی هر یک از این فرایندها در این شرکت، الزاماتی وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.
ارائه مدل تعیین آمادگی دیجیتالی سازمان های دولتی (مورد مطالعه: دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: آمادگی دیجیتالی ابزار ارزیابی به روز بودن سازمان، مبتنی بر اهداف است. این ابزار ساختاری برای مدیریت کسب وکار و چارچوبی مرجع برای اهداف تحول دیجیتالی می باشد. نخستین اقدام اساسی برای تعیین مدل و سنجش آمادگی دیجیتالی سازمان، شناسایی معیارهایی است که با ساختار و فرهنگ حاکم بر آن سازمان متناسب باشند، در این راستا، در پژوهش حاضر در چارچوب مطالعه موردی به این موضوع پرداخته شده است.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی با رویکرد پژوهش کیفی و کمّی است. در بخش کیفی، با مرور پیشینه، معیارهای اولیه موثر بر آمادگی دیجیتالی شناسایی شدند و سپس با استفاده از روش دلفی فازی توسط خبرگان مشخصی غربال گردیدند. در بخش کمّی با پژوهشی پیمایشی، و با نظرخواهی از خبرگان و روش های سلسله مراتبی فازی، دیمتل فازی و سطح بلوغ، به توصیف و تفسیر روابط موجود بین معیارها و عوامل تأثیرگذار پرداخته شد و وزن معیارها، میزان اثرگذاری معیارها جهت ارائه مدل و همچنین سطح آمادگی دیجیتالی دانشگاه تعیین شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران و کارشناسان ارشد با تجربه و آگاه در بخش فناوری اطلاعات دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین به تعداد 12 نفر بود.
یافته ها: یافته ها نشان داد 15 معیار در چارچوب 5 عامل اصلی بر آمادگی دیجیتالی سازمان در دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین موثر هستند. این معیارها با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی رتبه بندی شدند و در نهایت یک مدل آمادگی دیجیتالی برای دانشگاه ایجاد شد. سپس سطح آمادگی دیجیتالی تعیین گردید.
نتیجه گیری: معیار حمایت مدیریت عالی از پروژه های دیجیتال سازی از بالاترین وزن برخوردار است. با استفاده از دیمتل فازی مدل جامع علت و معلولی پژوهش ترسیم گردید. معیار آمادگی مدیریتی در دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین از وضعیت مناسبی برخوردار است؛ اما معیار آمادگی زیرساخت های فنی در این دانشگاه وضعیت مناسبی ندارد.
بررسی وضعیت خدمات جنبی بخش کودکان کتابخانه های عمومی استان خوزستان و رابطه آن با وفاداری اعضای کودک 7- 11 سال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش کشف وضعیت خدمات جنبی بخش کودکان کتابخانه های عمومی استان خوزستان است. روش: روش پژوهش از نوع آمیخته است. در بخش کیفی پژوهش، با مراجعه به کتابخانه های عمومی استان خوزستان و بررسی آیین نامه ها یک سیاهه وارسی شامل خدمات جنبی بخش کودکان ارائه شده است. سپس در بخش کمّی پژوهش، با استفاده از پرسش نامه ارزیابی میزان وفاداری مشتری (مقیمی و رمضان، 1390، مون کیو و لارنس 2001)، متغیرهای موردمطالعه اندازه گیری و با استفاده از روش های کمّی به سؤالات پژوهش پاسخ داده شده است. یافته ها: در بخش کیفی 27 خدمت جنبی برای کودکان در کتابخانه های عمومی شناسایی شد. مهم ترین خدمات اجراشده در بخش کودک کتابخانه ها که در صدر لیست قرار گرفتند عبارت اند از: ارسال منابع به صورت غیرحضوری با میانگین 3.69، نمایشگاه کتاب با میانگین 3.67، ارائه بروشورهای آموزشی و فرهنگی با میانگین 3.55، فهرست تازه های کتاب نوجوان با میانگین 3.52، معرفی کتاب و داستان گویی با میانگین 3.47، برنامه های فرهنگی مشترک با مدارس با میانگین 3.67، امانت بین کتابخانه ای با میانگین 3.38، کلاس های کمک آموزشی با میانگین 3.31، جلسات شعرخوانی و نقد شعر با میانگین 3.24، و اختصاص فضا برای برگزاری کلاس های خصوصی با میانگین 3.29. اصالت/ارزش: مشخص شد که میزان رضایت اعضای کودک 7 تا 11 سال کتابخانه های عمومی استان خوزستان از خدمات جنبی ارائه شده در این کتابخانه ها در وضعیتی مطلوب قرار دارد و بین رضایت این کودکان و همه ابعاد وفاداری بررسی شده در این پژوهش رابطه ای معنادار وجود دارد.
دانش آفرینی در صنعت بیمه: شناسایی مؤلفه ها و آزمون مدل بر مبنای رویکردی آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه صنعت بیمه نقش قابل ملاحظه ای در شکوفایی اقتصاد ایفا می نماید، بنابراین توجه به خلق دانش می تواند در افزایش ضریب نفوذ بیمه نقش بسزایی داشته باشد. هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه ها و آزمون مدلی جهت دانش آفرینی در صنعت بیمه، با تأکید بر نقش مشتریان می باشد. روش شناسی: روش مورداستفاده در پژوهش، رویکرد آمیخته است. به منظور شناسایی مؤلفه های پژوهش، نخست رویکرد کیفی گراندد تئوری مورداستفاده قرار گرفت. بدین منظور مصاحبه هایی نیمه ساختاریافته با منتخبی از خبرگان صنعت بیمه صورت گرفت که درنتیجه آن مؤلفه های پژوهش شناسایی و سپس سطح بندی شدند و درنتیجه، مدل مفهومی پژوهش تبیین گردید. در مرحله بعد، بر اساس مدل به دست آمده، 9 فرضیه تدوین شد و به منظور آزمون فرضیه ها از روش کمّی حداقل مربعات جزئی استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش در مرحله کمّی، شامل مدیران و کارشناسان 3 شرکت بیمه ایران، البرز و آسیا می باشد. نمونه گیری به روش تصادفی خوشه ای انجام شد که بر این اساس 310 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در مرحله کمی پرسشنامه ای محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن تأیید شد. یافته ها: یافته ها حاکی از تأیید هر 9 فرضیه پژوهش و بدین شرح بود که زیرساخت های فن آوری اطلاعات و ارتباطات بر دانش محور بودن تأثیرگذار است. دانش محور بودن بر بازاریابی داخلی و مدیریت ارتباط با مشتریان تأثیر دارد. علاوه بر این تأثیر بازاریابی داخلی و مدیریت ارتباط با مشتریان بر مشتری مداری تأیید شد. همچنین تأثیر مشتری مداری بر ایجاد انگیزش و اعتمادسازی تأیید شد. نتیجه گیری: تأثیر ایجاد انگیزش و اعتمادسازی بر هم آفرینی دانش مشتریان مورد تأیید قرار گرفت.
امکان سنجی ارائه خدمات مرجع دیجیتالی مشارکتی در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های سطح یک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف امکان سنجی ارائه خدمات مرجع دیجیتالی مشارکتی در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های سطح یک ایران انجام شد.
روش شناسی: این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت، توصیفی پیمایشی است. جامعه پژوهش شامل مدیران (13 مدیر از 13 کتابخانه مرکزی) و کتابداران مرجع (42 کتابدار مرجع از 13 کتابخانه مرکزی)، کتابخانه های مرکزی دانشگاه های سطح یک کشور (13 کتابخانه) بود. ابزار گردآوری داده ها نیز دو پرسشنامه محقق ساخته برای مدیران و کتابداران بود. در پژوهش حاضر به منظور بررسی روایی، پرسشنامه آماده شده در اختیار 9 نفر از اساتید و متخصصان رشته علم اطلاعات و دانش شناسی قرار گرفت. همچنین برای روایی پرسشنامه از شاخص کا.ام.اُ استفاده شد که مقدار آن برای پرسشنامه مدیران 93/0 و برای پرسشنامه کتابداران 90/0 به دست آمد، درنتیجه هر دو پرسشنامه از روایی مناسب برخوردار بود. برای اندازه گیری پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. مقدار آلفای کرونباخ برای پرسشنامه مدیران 76/0 و برای پرسشنامه کتابداران 79/0 برآورد گردید. برای تجزیه وتحلیل داده های پژوهش از نرم افزار آماری اس پی اس اس استفاده شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد میانگین کلی به دست آمده برای میزان آشنایی کتابداران کتابخانه های مرکزی دانشگاه های سطح یک کشور با مهارت های موردنیاز برای ارائه خدمات مرجع دیجیتالی 53/3 بود که این مقدار از حد متوسط کمی بیشتر است. همچنین این کتابخانه ها برخی از تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری لازم جهت ارائه خدمات مرجع دیجیتالی مشارکتی را در اختیار ندارند. میزان پوشش منابع اطلاعاتی الکترونیکی نیز در شرایط مطلوبی قرار داشت. همچنین بررسی های انجام شده نشان داد کتابخانه های مرکزی دانشگاه های سطح یک کشور ازلحاظ بودجه مشکلاتی در حد متوسط دارند.
نتیجه: نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد توانایی های کنونی کتابخانه های موردمطالعه برای ارائه خدمات مرجع دیجیتالی مشارکتی در حد متوسط است.
بررسی میزان آشنایی کتابداران دانشگاه های علوم پزشکی با مهارت های فردی و سازمانی مدیریت زمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
دانش شناسی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۰
37 - 49
حوزههای تخصصی:
هدف: مدیریت زمان از جمله اصول مدیریت اثربخش است که نیازمند برخى مهارت هاست. می توان آن را به دو مقوله کلی مهارت فردی و سازمانی تقسیم کرد. این پژوهش به دنبال بررسی چگونگی رابطه بین مقوله های مهارت فردی، سازمانی در مدیریت زمان و میزان آشنایی کتابداران شاغل درکتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی مستقردر شهر تهران با این مولفه ها می باشد.روش پژوهش: در این پژوهش روش تحقیق توصیفی و از نوع کاربردی بود. جامعه آماری شامل تمامی کتابداران کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی تهران که با روش نمونه گیری تمام شمار در دسترس135 نفر از آنها انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه ی پژوهشگرساخت دو قسمتی جمعیت شناختی و سنجش مهارت فردی و سازمانی مدیریت زمان استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از شاخص های آماری توصیفی، آزمون همبستگی پیرسون و t تک نمونه در نرم افزار SPSS19 تجزیه وتحلیل شدند.یافته ها: رابطه بین مهارت فردی با رفتار سازمانی با ضریب همبستگی192/0 مثبت می باشد (05/0>p) میزان آشنایی کتابداران با مهارت فردی مدیریت زمان در وضعیت خوب و مهارت سازمانی بسیار خوب بود. از نظر جنسیت و نوع دانشگاه کاربرد مهار ت های مدیریت زمان تفاوتی نداشت و تقریباً برابر بود.نتیجه گیرى: آشنایی کتابداران با مولفه های مهارت های سازمانی بیش از مهارتهای فردی بود و بین مهارت های فردی مدیریت زمان با ابعاد ششگانه مهارت های سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود داشت و در مولفه هدف گذاری، بیشترین رابطه و تفویض اختیار کمترین ارتباط دیده شد.
بررسی کاربردپذیری وب سایت های نشریات تخصصی حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی بر اساس مدل نیلسن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: وب سایت ها بستری هستند که از طریق آنها نویسندگان و ناشران، منابع اطلاعاتی علمی و غیرعلمی را به خوانندگان و مشتریان ارائه می دهند. بنابراین در عصر دیجیتال و در دنیای اطلاعات الکترونیکی مکان و نقطه اتصال میان پدیدآورندگان و خوانندگان بیشتر اوقات وب سایت ها هستند. هدف پژوهش حاضر آن است تا بر اساس اصول ده گانه نیلسن وضعیت کاربردپذیری وب سایت های نشریات علمی فارسی زبان حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی را که در نتایج رتبه بندی سال 1400 درجه الف را کسب نموده اند، موردبررسی و ارزیابی قرار دهد.روش شناسی: مطالعه حاضر کیفی و از نوع کاربردی است که با استفاده از روش ارزیابی مکاشفه ای، انجام شد. ابزار گردآوری داده ها سیاهه وارسی محقق ساخته ای بود که مطابق با اصول ده گانه نیلسن، تهیه شد. جهت انجام ارزیابی از چهار نفر از متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی که در این زمینه تجربه و دانش لازم را دارا بودند، استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد در مؤلفه های «تطبیق بین وب سایت و جهان واقعی» (میانگین بالاتر از 4)، «ثبات و یک دستی»(میانگین حدود 4)، «جنبه های زیباشناختی و طراحی کمینه» (میانگین بالاتر از 66/3) وضعیت این وب سایت ها مطلوب، در مؤلفه های «رؤیت پذیری وب سایت» (اعداد بین 3 تا 66/3)، «وضعیت کنترل پایگاه توسط کاربر و آزادی عمل وی» (اعداد میانگین در محدوده میان 33/2 تا 66/3)، «وضعیت شناسایی و بازیابی اطلاعات» و «قابلیت انعطاف و کارایی» (همه اعداد میانگین بالاتر از 50/2) وضعیت این وب سایت ها به نسبت مطلوب و در مؤلفه های «وضعیت جلوگیری از خطا/ اصلاح خطا» (اعداد میانگین پایین تر از 2) و «امکانات کمک و راهنمایی» (اعداد میانگین پایین تر از 33/2) وضعیت این وب سایت ها نامطلوب، است. درباره شدت مشکلات نیز یافته ها بیانگر آن است که در اغلب مؤلفه ها و در میان همه وب سایت ها، میزان شدت مشکل جزئی گزارش شده است. به عبارت دیگر، تمام اعداد در حدود 5/2 و کمتر از آن است و ازاین روی شدت مشکلات حداکثر در حد مشکلی جزئی ارزیابی شده است. در این میان شدت مشکلات در مؤلفه «قابلیت انعطاف و کارایی» در وب سایت نشریه کتابداری و اطلاع رسانی به عنوان مشکل اساسی ارزیابی شده است.نتیجه گیری: میزان کاربردپذیری تمام وب سایت های موردبررسی در پژوهش حاضر بسیار نزدیک به هم و به نسبت مطلوب ارزیابی شدند؛ به طوری که یافته ها نشان داد به لحاظ رعایت مؤلفه های ده گانه نیلسن در این وب سایت ها تفاوت ها بسیار اندک و نامحسوس است و همه آنها کم و بیش در یک رتبه قرار می گیرند. به نظر می رسد بسیاری از این وب سایت ها از پلت فرمی مشترک و مشابه استفاده می کنند و به این سبب تفاوت های مشاهده شده بسیار اندک بود. پیشنهاد می شود تدابیر دقیقی برای افزودن امکانات کمک و راهنمایی در قسمت های مختلف وب سایت ها جهت جلوگیری از امکان وقوع خطا صورت پذیرد.
واکاوی نقش عوامل اثرگذار بر هم آفرینی ارزش از طریق فناوری های مجهز به هوش مصنوعی و مدیریت دانش در صنعت گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
115 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف: در قرن بیست و یکم رشد فناوری های نوین در همه حوزه ها به ویژه گردشگری امری اجتناب ناپذیر است. همچنین در عصر حاضر، بسیاری از تئوری های خدمات در حال بازخوانی و ارائه عملی آن ها نیز مطابق با منطق جدید در حال تغییر است و پیشرفت مداوم در توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات هم موجب تحولات چشمگیر در رفتارهای گردشگری شده است. هوشمندسازی در گردشگری، نسل جدیدی از فناوری اطلاعات و ارتباطات برای پیش بینی و پاسخگویی مناسب به نیازهای فردی گردشگران و استفاده مؤثر از منابع گردشگری در مقصد (ها) گردشگری، به اشتراک گذاری عمومی اطلاعات و تجربه گردشگری و ترویج یکپارچکی منابع اجتماعی است. از این رو، در پژوهش حاضر به واکاوی عوامل مؤثر بر هم آفرینی ارزش از طریف فناوری های مجهز به هوش مصنوعی و مدیریت دانش در صنعت گردشگری پرداخته می شود.روش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی است و از دیدگاه نحوه گردآوری داد ه ها نیز، این بررسی در حوزه تحقیقات توصیفی از نوع پیمایشی قرار دارد. جامعه آماری پژوهش حاضر متشکل از مشتریان و خبرگان صنعت گردشگری و مهمان نوازی است که تعداد ۱۹۰ نفر از اعضای نمونه در دسترس قرار گرفته و پرسشنامه ها تکمیل شد. در این پژوهش برای گردآوری داده ها از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است و متغیرهای مورد بررسی در مطالعه حاضر از طریق نظرخواهی با استفاده از «پرسشنامه الکترونیکی بومی سازی شده» مورد سنجش قرار گرفته اند. جهت سنجش عوامل مبتنی بر مشتری با ۸ گویه؛ فناوری های مجهز به هوش مصنوعی با 5 گویه؛ مدیریت دانش با 4 گویه و نهایتاً اثربخشی هم آفرینی ارزش با ۶، بر اساس طیف 5 گزینه ای لیکرت استفاده شده است. همچنین روایی صوری این پرسشنامه با نظر اساتید و صاحبنظران متخصص در این حوزه و روایی محتوای آن با شاخص روایی محتوای نسبی با تکیه بر نظرات 10 نفر از خبرگان آگاه به موضوع پژوهش و پایایی یا اعتبار آن نیز با کمک آزمون ضریب آلفای کرونباخ تأیید شده است.یافته ها: عوامل مبتنی بر مشتری با ضریب ۳۶۴/۰ بر اثربخشی هم آفرینی ارزش، فناوری مجهز به هوش مصنوعی با ضریب ۸۰۲/۰ بر عوامل مبتنی بر مشتری و با ضریب ۰۹۷/۱ بر اثربخشی هم آفرینی ارزش و نهایتاً مدیریت دانش با ضریب ۵۴۰/۰ بر اثربخشی هم آفرینی ارزش تأثیر معنی دار دارد. عوامل مبتنی بر مشتری با ضریب ۲۹۲/۰ توانست رابطه بین فناوری مجهز به هوش مصنوعی و اثربخشی هم آفرینی ارزش را میانجی گری کند. نتیجه گیری: بررسی نتایج این تحقیق نشان داد که تأثیر معنی دار عوامل مبتنی بر مشتری، فناوری های مجهز به هوش مصنوعی و مدیریت دانش بر اثربخشی هم آفرینی ارزش مورد تأیید قرار گرفت و عوامل مبتنی بر مشتری توانست رابطه بین فناوری های مجهز به هوش مصنوعی و اثربخشی هم آفرینی ارزش را میانجی گری کند. نهایتاً فناوری های مجهز به هوش مصنوعی توانست رابطه بین عوامل مبتنی بر مشتری و اثربخشی هم آفرینی ارزش را میانجی گری نماید.
مدل سازی تأثیر فرهنگ بر ایفای نقش کتابخانه های عمومی به مثابه مراکز اجتماعی: یک مطالعه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
225 - 258
حوزههای تخصصی:
روش شناسی: این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی؛ به لحاظ نحوه گردآوری داده ها، پیمایشی؛ و به لحاظ ماهیت داده ها نیز یک تحقیق آمیخته از نوع اکتشافی است که با رویکرد نظام مند نظریه پردازی داده بنیاد انجام شد. در بخش کیفی، ابتدا با انجام 33 مصاحبه و 2 گروه کانونی، عوامل مؤثر شناسایی شدند. تأیید روایی این عوامل با استفاده از شاخص نسبت روایی محتوایی (CVR) و پایایی آن ها از طریق آزمون ضریب کاپای فلیس به تأیید رسید. در بخش کمی، پایایی ابزار با استفاده از پرسشنامه ای متشکل از 16 گویه و با ضریب آلفای کرونباخ به میزان 91/0 تأیید شد. در نهایت، عوامل با روش آنتروپی شانون رتبه بندی شدند.یافته ها: سه سازه فرهنگی شامل گفتمان محلی، عرصه مفاهمه و اشاعه فرهنگی، در ایفای نقش کتابخانه های عمومی به مثابه مراکز اجتماعی اثرگذارند. در این بین، عرصه مفاهمه مهمترین عامل محسوب می شود و اشاعه فرهنگی نیز کمترین تأثیر را در این زمینه دارد. تمامی عوامل دارای روایی محتوایی بیشتر از 33/0 و ضریب کاپای بالاتر از 7/0 بودند، پس همه آن ها از روایی و پایایی لازم برخوردار هستند. در نهایت، مدل مفهومی پژوهش نیز در شش بخش طراحی و ترسیم شد.نتیجه گیری: نظریه حوزه عمومی یورگن هابرماس از جمله نظریات جامعه شناسی است که با توجه به موازین موجود در آن، به اهداف و رسالت کتابخانه های عمومی نزدیک است. کتابخانه های عمومی برای ایفای نقش خود به مثابه مرکزی اجتماعی، لازم است تا گفتمان بومی جامعه را ترویج دهند، عرصه ای امن برای بحث و مفاهمه آزادانه اقشار مختلف اجتماع باشند و از رخدادهای فرهنگی بومی مطلع باشند. همچنین به عنوان مرکزی گفتگو محور از سوی جامعه شناخته شود و به اشاعه فرهنگی در جوامع محلی بپردازند.
کاربرد هستان نگارهای قرآنی: مطالعه مروری دامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
95 - 113
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین شیوه های استفاده حداکثری از قابلیت های هستان نگارهای قرآنی در عمل، به بازنمون کاربردی و عملیاتی از کاستی ها و مشکلات و پیشنهادات مطرح شده در زمینه کاربرد هستان نگارهای قرآنی موجود پرداخته است.روش شناسی: چارچوب روش شناختی آرکسی و امالی (2005) در طراحی مرور نظام مند دامنه ای حاضر به کار رفته است. جستجو در 6 پایگاه اطلاعاتی بین المللی، در فروردین 1401 صورت پذیرفت و برای سازماندهی مطالعات، از نرم افزار مدیریت منابع اطلاعاتی (Endnote) استفاده شد. از مجموع 811 پژوهش، 317 مقاله تکراری و با مطالعه عنوان و ، 362 مقاله به دلیل غیرمرتبط بودن با هدف مطالعه، حذف گردید. سپس متن کامل مقالات مطالعه شده و معیارهای ورود و خروج اعمال و در نهایت، 14 مقاله به مطالعه مروری راه یافتند.یافته ها: تاکنون هستان نگارهای علوم قرآنی برای طراحی موتور جستجوی معنایی، توسعه سیستم های گفتگو به زبان طبیعی، ابهام زدایی از کوئری کاربر به زبان طبیعی، تشخیص گفتار و ارزیابی تلاوت قرآن، پیوند آیات قرآن با منابع چندرسانه ای وب به کار رفته اند.نتیجه گیری: به مدد فناوری های معنایی از جمله هستان نگارها، انتشار دانش صحیح قرآنی، محقق شده و می توان کاربران را به سمت بازیابی دانش قرآنی، رهنمون ساخت. از این رو، لازم است هستان نگار جامع قرآنی به زبان فارسی نیز طراحی و توسعه داده شود تا مبنایی برای کاربردهای ذکر شده در پژوهش های پیشین از جمله سیستم های گفتگو به زبان فارسی و طراحی موتور جستجوی معنایی فارسی قرار گیرد.
طراحی پلتفرم دیجیتالی سازی شرکت های پیش رو در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۳۳)
149 - 184
حوزههای تخصصی:
هدف: پلتفرم دیجیتالی سازی با تغییر بافت استراتژیک، ساختار رقابتی و رفتار شرکت، عاملی جهت بهره برداری از فرصت ها و مبنای موفقیت و رقابت پذیری شرکت ها می باشد. ازآنجایی که دگرگونی اقتصاد جهانی نیز فرصت های زیادی را در اختیار شرکت ها قرار داده و اکثر آن ها نیازمند توسعه و تغییر فرایندهای خود جهت انطباق سریع و مؤثر با تحولات هستند، پژوهش حاضر با هدف ارائه پلتفرم دیجیتالی سازی شرکت ها انجام شده و آنچه برای درک و اجرای دیجیتالی سازی لازم است را به صورت یکپارچه در کنار هم مورد مطالعه قرار داده است، تا بتوان با شناخت آن ها، اجرا و پیاده سازی این فرایند را تسهیل نمود.
روش: پژوهش کیفی حاضر با استفاده از روش فراترکیب تدوین شده است. در این راستا، کلیدواژه های تخصصی پژوهش شامل تحول دیجیتال، پلتفرم دیجیتال، دیجیتالی سازی و کسب وکار دیجیتال در پایگاه های خارجی Emerald، ProQuest، Tylor & Francis، Science Direct و Wiley و پایگاه های داخلی مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پایگاه مجلات تخصصی نور و بانک اطلاعات نشریات کشور در بازه زمانی 2000 تا 2022 میلادی و 1380 تا 1400 جستجو شدند. نتیجه جستجو شامل 673 مطالعه بود. مطالعات طی چندین مرحله ارزیابی گردید و مقالات غیرمرتبط از نظر عنوان، چکیده، محتوا و کیفیت روش پژوهش، از تحلیل کنار گذاشته شدند. جهت بررسی اعتبار مطالعات مورد استفاده و کیفیت روش پژوهش نیز از ابزار حیاتی «CASP» استفاده گردید و در نهایت 52 مطالعه به تحلیل نهایی راه یافت. برای فراترکیب ساندولسکی و باروسو، روش 7 مرحله ای را معرفی می کنند که در این پژوهش از این روش استفاده شده است.
یافته ها: باتوجه به پژوهش های انجام شده در حوزه موضوع پژوهش و استخراج 97 کد، یافته ها نشان می دهد که 16 مفهوم در قالب 4 مقوله، پلتفرم دیجیتالی سازی شرکت ها را تشکیل داده که در چهار دسته رقابت پذیری مبتنی بر دیجیتالی سازی، ظرفیت سازی دیجیتالی، تسهیل گران دیجیتالی سازی و قابلیت های دیجیتالی سازی قرار گرفتند.
نتیجه گیری: با افزایش روز افزون دیجیتالی سازی در فعالیت های اقتصادی و توسعه ابزارها در ارائه خدمات بازاریابی و افزایش سهم بازار، عنصر رقابت، چالشی جدی در شرکت های فناوری محور شده است. جهت دستیابی به رهبری بازار و پیشرو شدن در بازار نیاز است که استراتژی های شرکت با تغییرات تکنولوژیکی هم راستا شود. پلتفرم دیجیتالی سازی بستری جهت همسو نمودن استراتژی ها با تغییرات است که سرعت تغییرات دیجیتال شرکت ها را افزایش خواهد داد. در پژوهش حاضر مفاهیم مدیریت هزینه ، افزایش کارایی نوآورانه، فشار شرکت های رقیب، افزایش سهم بازار، رهبری مبتنی بر تحول دیجیتال، زیرساخت های سازمانی، کانال ها و شبکه های ارتباطی، بلوغ دیجیتال، پیوستن به رقابت جهانی و افزایش تعاملات بین المللی، اثربخشی سرمایه گذاری، استانداردسازی و اصلاح فرایندهای کسب وکار، بهره وری منابع انسانی، جستجوی روندهای دیجیتال، ایجاد ذهنیت دیجیتال، تصمیم گیری اثربخش و نوسازی استراتژیک دیجیتال، این پلتفرم را تشکیل داده است.
بررسی چگونگی تأثیر مدیریت دانش در استقرار صنعت 4.0 در صنعت لوازم خانگی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۳۳)
261 - 292
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به افزایش فشار رقابتی و توسعه و پیشرفت فناوری، امروزه شرکت های تولیدی به صنعت 4.0 به عنوان یک موضوع اساسی و مهم در راستای بهبود عملکرد و حفظ و توسعه موقعیت رقابتی خود نگاه می کنند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی چگونگی تأثیر مدیریت دانش و عوامل اثرگذار بر آن در استقرار صنعت 4.0 در صنعت لوازم خانگی است.
روش : این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از جنبه نحوه گردآوری داده ها، از نوع پیمایشی است. به منظور انجام پژوهش حاضر در ابتدا 13عامل با مرور پیشینه پژوهش شناسایی شد. سپس با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری، نحوه ارتباط عوامل شناسایی شده تعیین گردیده و براساس آن مدل مفهومی این پژوهش ارائه شد. در ادامه با استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS برازش مدل مفهومی به دست آمده، مورد سنجش و بررسی قرار گرفت. برای گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. همچنین به منظور برازش مدل مفهومی شکل گرفته، پرسشنامه ای متشکل از 42 سوال با توجه به پیشینه پژوهش طراحی شده و در اختیار خبرگان، مدیران و کارکنان صنعت لوازم خانگی، به روش نمونه گیری در دسترس قرار گرفت. با توجه به استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری، حجم نمونه لازم در این پژوهش از رابطه q15< n < q5 که در فرمول فوق q تعداد سوالات پرسش نامه و n اندازه نمونه می باشد، به دست آمد. با توجه به تعداد 42 سوال طراحی شده، 250 پرسشنامه توزیع گردید، که از این میان تعداد 217 پرسشنامه بازگشت داده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که فرهنگ سازمانی، رهبری، نوآوری سازمانی، ساختار سازمانی، ظرفیت جذب، کارِ گروهی، منابع مالی، سازگاری سیستم های اطلاعاتی، انعطاف پذیری کارکنان، چشم انداز و استراتژی، ارزیابی عملکرد و ارائه بازخورد، آموزش و فناوری های صنعت 4.0 به عنوان عوامل مؤثر بر مدیریت دانش در استقرار صنعت 4.0 در صنعت لوازم خانگی کشور شناسایی شده اند. همچنین عوامل مؤثر بر مدیریت دانش در استقرار صنعت 4.0 در هشت سطح قرار گرفته اند که فرهنگ سازمانی و رهبری، به عنوان متغیر های مهم و زیربنای مدل مفهومی به دست آمده، نقش اساسی در استقرار صنعت 4.0 در صنعت لوازم خانگی دارند. از سوی دیگر، متغیرهای منابع مالی در سطح هفتم، کار گروهی، ساختار سازمانی و آموزش در سطح ششم، ظرفیت جذب و چشم انداز و استراتژی در سطح پنجم، فناوری های صنعت 4.0 در سطح چهارم، ارزیابی عملکرد و ارائه بازخورد در سطح سوم، انعطاف پذیری کارکنان در سطح دوم و نوآوری و سازگاری سیستم های اطلاعاتی در سطح اول قرار گرفته اند.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می تواند استقرار صنعت 4.0 را در صنایع لوازم خانگی کشور تسهیل کرده و مدیران صنایع لوازم خانگی را به استفاده موثرتر از مدیریت دانش در صنعت 4.0 ترغیب کند.
ارزیابی عملکرد مسئولین کتابخانه های عمومی شهر قم با استفاده از روش بازخورد 360 درجه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بازخورد 360درجه یکی از روش های ارزیابی است که به دلیل استفاده از چند منبع برای ارزیابی افراد، ارزیابی کامل و دقیقی از مهارت ها، توانایی ها، شایستگی ها، و عملکرد ارزیابی شونده ارائه می دهد. هدف پژوهش حاضر ارزیابی عملکرد مسئولان کتابخانه های عمومی شهر قم با استفاده از روش بازخورد 360درجه است. روش: این پژوهش از نوع کاربردی است که از روش پیمایشی-تحلیلی برای ارزیابی عملکرد مسئولان کتابخانه ها در هشت شاخص (مهارت های مدیریتی، تصمیم گیری، نوآوری و تغییر، ارتباط و تعامل، رهبری، مهارت های تخصصی، مهارت های رفتاری و کار تیمی) از روش بازخورد 360درجه استفاده کرده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مسئولان کتابخانه (12 نفر)، کتابداران (42 نفر) و مسئولان مافوق (2 نفر) در کتابخانه های عمومی شهر قم است. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه براون (با اندکی اصلاحات) در طیف پنج درجه ای لیکرت (از هرگز تا همیشه) با 64 گویه است که روایی صوری آن توسط اساتید متخصص تأیید شد و میزان پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ 97/0 به دست آمد. ارزیابی عملکرد مدیران توسط سه گروه خودارزیابی مدیران، کتابداران و مسئولان مافوق مدیران کتابخانه در اداره کل کتابخانه های عمومی استان قم صورت گرفت. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های ناپارامتریک نرم افزار آماری SPSSV.26 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تمام شاخص های عملکرد مسئولان کتابخانه های عمومی شهر قم در وضعیتی مطلوبی قرار دارد و بین خودارزیابی مسئولان کتابخانه و کتابداران و مسئولان مافوق- جز شاخص «رهبری»- تفاوتی معنادار وجود ندارد. شاخص های «مهارت های مدیریتی»، «تعامل و ارتباط»، و «کار تیمی» در رتبه های اول تا سوم قرار دارند. شاخص «تصمیم گیری» نیز با توجه به میانگین رتبه آن دارای کمترین اهمیت از دید پاسخ دهندگان است و میان شاخص های عملکرد مسئولان کتابخانه هم بستگی بالا و معناداری وجود دارد. همچنین، میان نظرات پاسخ گویان بر مبنای متغیرهای جمعیت شناختی سن، جنسیت، میزان تحصیلات، رشته تحصیلی و سابقه کار تفاوتی معنادار وجود ندارد. اصالت/ارزش: تاکنون، پژوهشی درباره ارزیابی عملکرد مسئولان کتابخانه های عمومی با این روش صورت نگرفته است. روش بازخورد 360درجه می تواند الگویی مناسب برای تصمیم گیری درباره عملکرد مسئولان کتابخانه های عمومی به صورت گروهی و انتخاب آن ها باشد. لزوم توجه و تفویض اختیار در شاخص هایی نظیر «تشویق و نوآوری»، «رهبری» و «تصمیم گیری» با توجه به یافته های پژوهش در ارزیابی عملکرد مسئولان از موارد موردتأکید است. همچنین، تدوین و ابلاغ شاخص های ارزیابی عملکرد به کتابداران و مدیران کتابخانه های عمومی به منظور دستیابی به شناخت بهتر از این شاخص ها و بهبود کیفیت عملکرد آن ها می تواند مفید واقع شود.
شبکه معنایی الزامات تربیتی در واکاوی انسان شناسانه آثار مرتضی مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۰ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
223 - 261
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش واکاوی انسان شناسی استاد مطهری و ترسیم شبکه معنایی الزامات تربیتی آن است. روش به کاررفته در این پژوهش توصیفی-تحلیلی و استنباطی است که از طریق مراجعه مستقیم به آثار و اسناد دست اول به انجام رسیده است. این پژوهش نشان می دهد شهید مطهری در آثار خود ابتدا با بیان تمایزهای موجود میان انسان و سایر حیوانات، نتیجه می گیرد که امتیاز انسان بر حیوان در گرایش های ویژه انسانی است که در سرشت و طبیعت انسان نهاده شده است. سپس در مرحله بعد با تمایز نهادن میان افراد نیک و بد تاریخ و نشان دادن علت امتیاز گروه اول بر گروه دوم، ملاک انسانیت انسان را ارزش های انسانی معرفی می کند و درنهایت استدلال می کند که ارزش های انسانی همان گرایش های ویژه انسانی است که ریشه در سرشت و فطرت انسانی او دارد. این ارزش ها که به صورت بالقوه در نوع انسان هست همان استعدادهای ویژه انسان است که شهید مطهری آن ها را فطریات انسان می نامد. شهید مطهری اعتقاد دارد در تربیت، شناخت انسان، استعدادهای انسان، شناخت دقایق ذهن و عواطف و مشاعر انسان و حتی ریشه ماوراءالطبیعه وجود انسان لازم و ضروری است.
فراتحلیل رابطه نقش مدیریت دانش در یادگیری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به منظور توصیف، تحلیل و ترکیب ارائه شده در زمینه بررسی نقش مدیریت دانش بر روی یادگیری سازمانی انجام شده است.
روش پژوهش: روش این پژوهش از نوع فراتحلیل است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه اسناد مکتوب اعم از پایان نامه ها، پژوهش ها و مقالات مندرج در مجلات علمی پژوهشی فارسی با موضوع همبسته با نقش مدیریت دانش بر روی یادگیری سازمانی را تشکیل می دهند. اسناد و مدارک جمع آوری شده در بین سال های 1386 تا 1401 به رشته تحریر درآمده بودند. آثار منتشر شده در پایگاه اطلاعاتی مگیران، گوگل اسکولار، ایران داک، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی جستجو شدند. از بین 67 مقاله جستجو شده، 10 مقاله به خاطر مرتبط نبودن عنوان، 7 مقاله به خاطر مناسب نبودن چکیده، 8 مقاله به خاطر مناسب نبودن محتوا کنار گذاشته شدند و کار تحلیل با 42 مقاله و پایان نامه انجام شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با روش فراتحلیل و با کمک نرم افزار CMA3انجام شد. برای سنجش اندازه اثر از آزمون های(X2)، (t)، (Z)، (F) و شاخص (g) هجز و (Z) فیشر و برای سنجش سوگیری انتشار از نمودار قیفی استفاده شد.
یافته ها: نتایج فراتحلیل نشان دادند که مدیریت دانش با یادگیری سازمانی دارای میانگین اندازه اثر 0/556 است که رابطه ای بالاتر از حد متوسط بین دو متغیر را نشان می دهد. این یافته نشان می دهد که یادگیرندگانی که در مسیر یادگیری به موفقیت دست پیدا می کنند، برای ادامه یادگیری انگیزه بیشتری دارند. یکی از نقش های مدیریت دانش در یادگیری سازمانی این است که مدیریت دانش زمینه دستیابی به تجارب موفقیت کارکنان در سازمان را فراهم می کند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش مشخص شد که مدیریت دانش بر روی یادگیری سازمانی نقش مستقیم دارد و مقدار اندازه اثر 0/566 اندکی بالاتر از مقدار متوسط است. نتایج حاصل از ترکیب اندازه اثرهای پژوهش های اولیه، حاکی از تأیید نقش مدیریت دانش بر روی یادگیری سازمانی است که بر اساس ملاک کوهن، میزان این نقش بالاتر است. همچنین نتایج تحلیل واریانس حاکی از تفاوت معنی دار بین اندازه اثر مدیریت دانش و یادگیری سازمانی است.
A Mixed Methods Approach to Social Control of Cybercultural Transgressions: An Iranian Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۴, No. ۶, Winter & Spring ۲۰۲۳
1 - 30
حوزههای تخصصی:
Cyber transgressions (non-normative behaviors, attitudes and conditions) are growing, hence we employed a three-study exploratory sequential mixed method designed to make a taxonomy of Instagram cybercultural transgressions, and cyber social control means; to examine the effects of low self-control, depression, negative interpersonal relationships, computer/ Internet self-efficacy, netiquette, and normative beliefs, and also sociodemographic factors, and media use habits on cybercultural transgressions; and to explore the effectiveness of jurisdiction, non-anonymity, filtering, and forced user migration to domestic social media platforms as cyber social control means. The quantitative findings from 989 participants showed that nondepressed, older, married, middle-income, university educated, non-student users (especially women) with high self-control, more positive interpersonal relationships, moderate levels of computer/ Internet self-efficacy, normative beliefs, and with more years of Internet use experience, and less daily Internet use, who are knowledgeable about netiquette, are parents, have a job (also retired individuals and housewives), do not use VPNs, psychotropic medications, and alcoholic beverages and/ or recreational drugs, do not have previous experience of online victimization, do not associate with online transgressors, and do not feel being in minority, are less likely than others to commit online transgressive behaviors, or consume transgressive content. The importance of jurisdiction and non-anonymity as social control means, and the failure of filtering and forced user migration to Iranian social media platforms are discussed. These findings can be useful in devising new non-coercive policies and initiatives to socially control cybercultural transgressions.
دیداری سازی علم در حوزۀ عملکرد اجتماعی کتابخانه های عمومی در پایگاه وب آو ساینس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: دیداری سازی روند توسعه علم، میزان رشد تولیدات علمی، تعداد استنادات مدارک و همچنین مدارک پراستناد، نویسندگان برتر، مجلات پرانتشار و دسته بندی موضوعی مهم مربوط به مدارک حوزه عملکرد اجتماعی کتابخانه های عمومی در بین کشورهای پر انتشار و درنهایت تهیه نقشه همکاری و برآورد تولیدات علمی این حوزه هدف این پژوهش بود.روش: پژوهش حاضر با توجه به هدف تحقیق از نوع تحقیقات علم سنجی و کاربردی و ازنظر گردآوری داده ها از نوع تحقیقات توصیفی- تحلیلی بود. این پژوهش با استفاده از رویکرد کمی و شاخص های علم سنجی نظیر شاخص مرکزیت، تحلیل هم رخدادی واژگان و شبکه های هم نویسندگی انجام شده است. داده های گردآوری شده از مقالات نمایه شده در این پایگاه، پس از بازیابی تعداد 278 رکورد مرتبط با پژوهش، بر اساس اهداف پژوهش مورد تحلیل قرار گرفت. لازم به ذکر است که برای ترسیم شبکه ها و نقشه های به کاررفته در پژوهش حاضر و همچنین تحلیل داده ها از نرم افزارهای هیست سایت، گفی، نود اکسل و وی اُاِس ویوور استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مدارک پراستناد بین سال های 2005 تا 2018 در مجلات حوزه علم اطلاعات و کتابداری منتشرشده اند. کل مقاله های این حوزه توسط 640 نویسنده نگارش شده است. بیشترین همکاری مشترک در بین 23 نویسنده با حداقل 2 همکاری مشترک بود. سایر نویسندگان فقط در یک اثر همکاری داشتند. نویسندگان دارای بیشترین مرکزیت درجه ای در شبکه نویسندگی حوزه عملکرد اجتماعی کتابخانه های عمومی به ترتیب کارولین کنوشیو، براندیت دی آلنزو و رکسان دوپوی؛ هر سه از دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا هستند. بیش ترین مرکزیت بینابینی را دانشگاه ملی استرالیا داراست. بر اساس شاخص مرکزیت درجه ای یا تعداد همکاری نیز ترتیب دانشگاه ها متفاوت است و به ترتیب مرکز پژوهش ایدز آرون دایموندز با 12 همکاری، دانشگاه ملی استرالیا با 11 همکاری و مرکز سرطان آلوین جی سایتمن با 11 همکاری در رتبه های اول تا سوم قرار می گیرند. بیشترین ارتباط میان دو موضوع مربوط به موضوعات کتابخانه های عمومی و خدمات اطلاعاتی به قدرت ارتباط 5 است و پس ازآن به ترتیب بیشترین ارتباط بین موضوعات رسانه های اجتماعی و کتابخانه های عمومی با قدرت ارتباط 4، پذیرش اجتماعی با کتابخانه های عمومی با قدرت ارتباط 4 و کتابخانه های عمومی با وب 2 با قدرت ارتباط 4 است.نتیجه گیری: بیشترین همکاری مشترک در تولید آثار در حوزه عملکرد اجتماعی کتابخانه های عمومی به ترتیب بین کشور انگلستان با آمریکا، چین با آمریکا، استرالیا با آمریکا و انگلستان با اسکاتلند بوده است. بیشترین همکاری مشترک در بین دانشگاه غنا با دانشگاه علم و فنّاوری کوامه نکروماه و دانشگاه ایلینویز با دانشگاه درکسل بوده و مابقی دانشگاه ها همگی یک همکاری مشترک داشته اند. بیشترین درصد همکاری بین المللی متعلق به استرالیا است و کم ترین درصد همکاری بین المللی نیز مربوط به ایالات متحده است. با مطالعه عمیق تر موارد بیان شده می توان محدودیت ها و چالش ها ی مربوط به عملکرد اجتماعی کتابخانه های عمومی را در کشورمان بهتر متوجه شد و در جهت برطرف سازی یا ارتقای آن تلاش کرد. با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود که پژوهشگران ایرانی نیز در این حوزه بیشتر وارد شده و با نویسندگان سایر کشورها مشارکت علمی داشته باشند، مراکز علمی و پژوهشی نویسندگان ایرانی را موردحمایت قرار داده و تشویق کنند تا با نویسندگان دیگر کشورها مخصوصاً کشورهای آسیایی همکاری کنند تا سهم بیشتری در مشارکت علمی بین کشورها به دست آورند.
بررسی میزان رضایت کاربران از کارایی کتابخانه دیجیتال آستان قدس رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کتابخانه دیجیتال آستان قدس رضوی یکی از بزرگ ترین و مهمترین کتابخانه های دیجیتال ایران محسوب می شود. این کتابخانه تلاش می کند با استفاده از فناوری های نوین شیوه دسترسی کاربران به منابع اطلاعاتی را تغییر داده و توجه آنها را به خود جلب کند. از سویی بررسی میزان رضایت کاربران معیاری مناسب برای سنجش عملکرد یک کتابخانه است. ازاین رو هدف اصلی پژوهش حاضر، سنجش میزان رضایت کاربران از کارایی کتابخانه دیجیتال آستان قدس رضوی است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش پیمایشی بود. جامعه پژوهش حاضر تمام کاربران کتابخانه دیجیتال آستان قدس رضوی در سال 1400 بودند که حجم نمونه بر اساس جدول حجم نمونه کرجسی و مورگان تعیین شد (380 نفر)، و اعضای نمونه با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده های موردنیاز پژوهش به وسیله پرسشنامه گردآوری گردید و با استفاده از آمار توصیفی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. به کمک نرم افزار اس پی اس اس 23 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.یافته ها: به منظور سنجش میزان رضایت کاربران از کارایی کتابخانه 4 مؤلفه شناسایی شد که عبارت اند از «مجموعه دیجیتالی موجود»، «قابلیت های کاربردی»، «وضعیت عملکرد» و «وضعیت امکانات جستجو و بازیابی». در میان مؤلفه های موردبررسی بیشترین میزان رضایت مربوط به وضعیت امکانات جستجو و بازیابی بود و پس از آن قابلیت های کاربردی، مجموعه دیجیتالی موجود و وضعیت عملکرد به ترتیب در جایگاه دوم تا چهارم قرار داشتند.نتیجه: نتایج نشان داد میزان رضایت پاسخگویان از کارایی کتابخانه دیجیتال آستان قدس رضوی بالاتر از سطح متوسط و نزدیک به سطح مطلوب بود.