فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۶۱ تا ۱٬۴۸۰ مورد از کل ۲٬۰۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
جنسیت در ایران همواره توسط گفتمان های مردان تعریف شده است. تولید نظام های معنایی در طی سده ها در انحصار مردان بوده است. نویسندگان آثار ادبی در ایران همواره مردان بوده اند و جز استثناهایی معدود، صدای زنان شنیده نشده است. اما در سالهای اخیر با رشد حیرت آور زنان نویسنده در ایران مواجه بوده ایم. آثار زنان نویسنده مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته و به بحث های متعددی در حوزه فرهنگی ایران منجر شده است. اکنون زنان ایران توانسته اند خود را ابراز کنند، صدایشان شنیده شود و خود در تعریف و تصویر جنسیت خویش مشارکت داشته باشند. آثار آنان را می توان همچون هرمحصول فرهنگی دیگر به صورت شکلی از بازنمایی نگریست که سرنخ های مهمی درباره نظام عقیدتی فرهنگی به دست می دهد. این مقاله می کوشد از خلال ردیابی نظام های بازنمایی جنسیت در آثار برخی نویسندگان زن ایرانی به این پرسش پاسخ دهد که جنسیت زنانه در آثار زنان رمان نویس ایرانی چگونه تصویر می شود؟ آیا بازنمایی زن در این رمان ها به بازتولید ایدئولوژی جنسیتی مسلط یاری می کند یا علیه آن می شورد؟ و اینکه آیا تفاوتی میان بازنمایی زنان در رمان های مختلف مورد مطالعه وجود دارد؟
رمان های مورد بررسی دو دستگاه متمایز بازنمایی زنانگی را آشکار می کنند که آن ها را می توان «تصویر سنتی زن» و «تصویر زن جدید» نامید. زن سنتی با مفاهیمی همچون خانه، سکون، مصرف، خواندن، کار خانگی، وابستگی و گذشته بازنمایی می شود و زن جدید با مفاهیمی همچون تحرک، تولید، استقلال و آینده. تصویر زن سنتی تصویری در خدمت روابط جنسیتی قدرتی است که ایدئولوژیِ مردسالارِ مسلط سعی در حفظ و بازتولید آن دارد و تصویر زن جدید بدیلی در برابر ایدئولوژی مسلط است. رمان های عامه پسند بازتولیدکننده ایدئولوژی مردسالار مسلط است و رمان های نخبه گرا در برابر آن موضعی برانداز دارند. اما نوع نوظهوری از رمان های زنان که مرزهای میان ادبیات نخبه گرا و عامه پسند را مخدوش کرده اند، بدون گسست از سنت های فرهنگی موجود تلاش دارند تا با برخوردی انتقادی و پرسشگر از این سنت ها موقعیت زن در جامعه را تجدید نظر و بازاندیشی کنند.
بررسی دیدگاه های زبانی و ادبی سنایی (در چهارچوب نظریه یاکوبسن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سنایی شاعری است که درباره چگونگی و ماهیت ادبیات و زبان، دیدگاه و نظر قابل توجهی دارد. تبیین این دیدگاه به شناخت بهتر فضای شعر در قرن پنجم و ششم کمک خواهد کرد. این پژوهش به بررسی دیدگاه های زبانی و ادبی او می پردازد. به همین منظور تحلیل عناصر اصلی ارتباط یعنی زبان، پیام (شعر)، فرستنده (شاعر) و گیرنده (مخاطب و خواننده) بر اساس نظریه فرایند ارتباطی یاکوبسن محور اصلی پژوهش قرار گرفت. سنایی به نقش معنا و الفاظ در زبان، ارتباط زبان با عقل و اندیشه و تاثیر زبان اشاره کرده است و در باب شعر به نو و دیرپسند بودن، تاثیر و جذابیت و انتساب آن به مبدا غیبی اعتقاد دارد. او هم چنین به رابطه شعر و سحر و برخاستن شعر از طبع و جان توجه دارد. از نظر او شعر باید با شریعت و حکمت همراه باشد. شاعر نیز باید دارای سبکی غریب و شگفت باشد و از کمال گرایی در شعر، تفکر و اندیشه، سحر و جادوی کلام، سخن متعهدانه، روانی طبع و تاثیر پیامبر گونه برخوردار باشد. از نگاه سنایی نظر و پسند خواننده و مخاطب، محترم است و تشویق او بر چگونگی سخن شاعر تاثیر می گذارد.
بررسی عناصر روایت و کانون مشاهده در رمان «سخت تر شدن اوضاع»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی 1- کانون مشاهده و 2- کانون روایت در نظریه های روایت شناختی در رمان «سخت تر شدن اوضاع» می پردازد. در رویکردهای روایت شناختی به ایجاد تمایز میان دو جنبه مختلف زاویه دید تمایلی نیست. تمایز بین دو مفهوم 1- روایت و 2- کانون مشاهده قبل از ژرار ژنه، روایت شناس مشهور فرانسوی، مورد توجه قرار گرفته بود، اما این ژرار ژنه بود که این تمایز را به صورتی نظام مند مورد بررسی قرار داد. ژنه برای عبارت زاویه دید این دو عبارت متمایز را به کار برد که اولی به عمل انتقال کلامی داستان توسط گوینده (راوی در ادبیات داستانی) و دومی به کانونی مربوط می شود که از طریق آن روایت از نظر مکانی - زمانی، روانشناختی و ایدئولوژیکی مشاهده می شود. ژنه معتقد است که در هر دو اثر روایی دو جنبه متمایز زاویه دید ممکن است از طریق یک فرد واحد و یا همزمان از طریق چندین راوی و مشاهده گر نمود یابد. در اثری روایی مانند «سخت تر شدن اوضاع» اثر هنری جیمز، که یکی از آثار برجسته در حوزه ادبیات روایی است، می توان جنبه های مختلف زاویه و دید و کانون مشاهده را بررسی کرد. بنابراین در این پژوهش دو جنبه متمایز زاویه دید که ذکر آنها رفت، مورد بررسی قرار می گیرد و به اهمیت هر یک از این جنبه ها در برخی از آثار برتر ادبیات داستانی اشاره می شود.
بررسی تطبیقی اندیشه های نقدی قدامه بن جعفر، ارسطو و افلاطون (عنوان عربی: دراسة مقارنة بین آراء نقدیة لقدامة بن جعفر، أرسطو و أفلاطون)
حوزههای تخصصی:
سیر نقد یونانیان، شکوفایی علمی عظیمی را میان منتقدان عرب عصر عباسیان به سبب شیوع کارهای ترجمه و نقل تمامی آثار عملی باقیمانده از آثار یونانیان که محفوظ مانده بودند، به ویژه کتاب شعر و سخنوری، موجب شد. کمترین شکی وجود ندارد که اعراب این دو کتاب را می شناختند و از محتویات آنها ــ که آرا و نظریات ارسطو را درباب شعر یونانی و سخنوری یونانی دربر می گرفت ــ آگاهی داشتند. به نظر می رسد که ادبیات عرب به خصوص در دوره عباسیان، تحت تاثیر یونانیان، به ویژه در فلسفه و منطق، باعث ایجاد بعضی جهت گیری های فکری در زندگی عقلی اعراب شد، که در شکوفایی علم کلام نزد اعراب و نیز پیدایش فلسفه اسلامی سهیم بود. بر همین اساس، به طور حتم، عرصه ادبیات عرب در محاصره تاثیر فرهنگی ای قرار داشت که در محیط های فکر عربی و اسلامی رواج یافته بود و آن فرهنگی بود که تنها به آثار فکری عربی یا اسلامی اکتفا نمی کرد، بلکه تمامی آنچه اعراب از آثار یونانیان و دیگران به دست آورده بودند را دربر می گرفت و این گونه بود که ادبیات عرب توانست حیات فکری جدیدی را به تصویر بکشد. قدامه بن جعفر یکی از منتقدان برجسته عصر عباسی اول است که در افکار نقادانه خود از اندیشه های ارسطو، افلاطون و نیز نقادان دیگر عصر خویش بهره برده است. در مقاله حاضر، اندیشه های مهمی که باعث شد بسیاری از علمای بزرگ بلاغت بعد از وی از او تبعیت کنند، بررسی می شود.چکیده عربی:إن العصر العباسی عرف بعصر الترجمات حیث شهد هذا العصر ترجمة کتب نقدیة من الیونانیة إلی العربیة إلی جانب الترجمات فی باقی العلوم؛ وکان للترجمات النقدیة سیما کتابی الشعر والخطابة أثر عظیم علی الانفتاح النقدی بین النقاد العرب فی ذلک العصر. ولا شک أن العرب کان یعرف هذین الکتابین الذی یضمان آراء أرسطو حول الشعر الیونانی وخطابتها کما أن العرب کانوا علی علم بمضامین الکتابین. ویبدو أن أدباء العرب اتجهوا اتجاهات خاصة فی حیاتهم العقلیة بعد تأثرهم بالیونانیین فی العصر العباسی وکانت لهذه الاتجاهات نتیجة إیجابیة فی تطور علم الکلام وظهور الفلسفة الإسلامیة.یعتبر قدامة بن جعفر أحد المنتقدین الکبار فی العصر العباسی الأول وتأثر فی عقائده النقدیة بآراء أرسطو، وأفلاطون، وباقی النقاد الذین عاصروه. یدرس هذا المقال بعض آراء قدامة الرئیسة التی أدت إلی تقفی أثره من قبل العلماء الذین جاؤوا بعده.
Searching for a proper data collection method to reveal the cognitive proscesses taking place in Efl writer s mind while writing (8
حوزههای تخصصی:
بررسی مضمون عشق در دمیان و سیذارتای هرمان هسه از دو منظر روانکاوانه و رمانتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد دنیای بورژوازی، تلاش در جهت آشکار ساختن وجوه گوناگون شخصیت انسان، بررسی ساختار رویا و تحول فرد در دل دنیای مدرن به کمک روایت داستانی، برخی از مضامین مهمی هستند که هرمان هسه در آثار خود به آن ها پرداخته است؛ نویسنده ای که نماد نسل جوان (و البته سایر نسل های) دهه بیست آلمان است. به فهرستی که از دغدغه های نویسنده در بالا آمد، بایستی دلبستگی او را به رمان تکوینی، به شیوه گوته، همچنین به رمانتیسم سده 19و علوم اجتماعی به ویژه تحتتاثیر تحلیل گر مشهور اساطیر و افسانه ها، کارل گوستاو یونگ، نیز اضافه کرد. در اینجا نمی خواهیم به بررسی تاثیر گرایش های زیبایی شناسی ـ فلسفی ابتدای قرن بیستم بر روی خلاقیت هسه بپردازیم؛ بلکه با ارجاعات متعدد به پیش انگاشت ها و مضامینی که پیش از این ذکر شد، قصد داریم نوع نگاه هسه را به مضمون عشق، که یکی از مضامین پررنگ آثار اوست، بررسی کنیم. در واقع و به مدد نمودهای گوناگون مضمون عشق در آثار او، بر آنیم تا نشان دهیم که، حضور یا عدم حضور مضمون فوق نزد هسه، از عناصر اصلی و محوری در تکوین روایت های داستانی اوست، و حول آن پیچیدگی روانکاوانه و سیر و سلوک عارفانه شخصیت های اصلی دو رمان هسه یعنی دمیان و سیذارتا، شکل گرفته است.
نقش راوی و مخاطب در قصه های خواب صوفیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خواب پدیده ای ذهنی است که برای صوفیه به عنوان وسیله ای جهت ارتباط با جهان معنا، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. خواب در متون صوفیه شیوه ای است منحصر به فرد برای بیان و معرفی بسیاری از مضامین و اندیشه های کلیدی تصوف. خواب ها از نظر عرفا دارای بار دینی و معنایی ویژه ای هستند. خواب دیدن و دیده شدن در خواب، در ادبیات صوفیه یک سنت و قاعده است. اما خواب ها برای نمود و آشکار شدن در ادبیات صوفیانه از فرم روایی و داستانی استفاده می کنند. خواب های نقل شده در متون صوفیه، همگی دارای بن مایه های داستانی هستند. آن چه که شخص در خواب می بیند، هنگامی که برای دیگری نقل می شود، عناصر روایی را به خدمت خود می گیرد. این مقاله نگاهی اجمالی دارد به ویژگی های روایت خواب و نقش دو عنصر اساسی راوی و مخاطب در شکل گیری فرم داستانی خواب.
نقد پیش درآمد داستان رستم و سهراب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
فردوسی معمولا سرآغاز پاره ای از داستانها را به گونه ای سروده است که خواننده از همان آغاز فضای کلی داستان را پیش چشم می آورد. چنین آغازی را که در شاهنامه تحت عنوان « خطبه داستان» یا «پیش درآمد» نام نهاده اند. به غیر از داستان رستم و سهراب، در داستانهای رستم و اسفندیار، سیاوش، فرود و ... نیز به چنین پیش درآمدهایی برخورد می کنیم که در هر یک، سرآینده به نوعی مسیر و محتوای کلی داستان را در ذهن خواننده مشخص می کند.شاعر حماسه پرداز در پیش درآمد داستانه بینش خود را نسبت به شخصیت های اصلی داستان بازگو می کند و آنها را در تراز وی نقد قرار می دهد تا خواننده با سر نخ هایی حکایت را پی گیری کند. بدیهی است که در این صورت خواننده از خالی الذهن بودن خارج می شود و با همان اطلاعات و با شوق و ذوق مضاعف داستان را به مطالعه می گیرد.ما در این مقاله به چگونگی حاکمیت تقدیر و شیوه ابهام سازی شاعر که از شگردهای داستان پردازی می باشد، پرداخته ایم.
دانش نقد ادبی
حوزههای تخصصی:
شعر خاقانی و جلوه اسطوره خورشید در آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیین مهری ابتدا در ایران ظهور کرد و سپس در آسیای صغیر، سوریه و بین النهرین انتشار یافت. این آیین در طول زمان محو گردید و تنها جنبه تقدس آن در قالبی نمادین و اسطوره ای باقی ماند. خاقانی -شاعر مشهور قرن ششم- به سبب آن که مادرش نسطوری بود و هم به سبب آنکه ظاهرا در تاریخ ملل و مذاهب تبحری داشت، بیشتر از سایر شعرای فارسی زبان از آیین مسیح و عقاید نصاری (که متاثر از آیین میتراییسم بود) در شعر خویش یاد کرده و ترکیبات و تشبیهات مربوط به این آیین را به فراوانی در شعر خویش آورده و بدین لحاظ اشعار او قابل تامل است. شواهد نشان می دهد که آیین مهر و مسیحیت در اساس بسیار به هم شبیه هستند آنگونه که برخی از محققان بر این باورند که میتراییسم تاثیر بسیاری بر مسیحیت داشته است از سوی دیگر «تاثیر عقاید نجومی در دین مهری بارز است و به موقعیت خورشید در مقابل ستارگان وقع خاص نهاده می شد» (ورمازرن، 1345: 105). همین امر سبب شد اشعار خاقانی را -که هر دو ویژگی را داراست- از دیدگاه این کهن باور بشری به روش تحلیلی مورد بررسی قرار دهیم.
ساختار و ساخت آفرینی تخیّل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادب پژوهی ۱۳۸۷ شماره ۴
حوزههای تخصصی:
تخیّل یکی از بنیادی¬ترین عناصر زیبایی¬شناسی است که در هنرهای تصویری و کلامی بسیاری ¬به آن پرداخته¬اند. مفهوم پیچیده تخیّل در عرصه علوم انسانی هم معنایی ویژه یافته¬است؛ چنانکه در حوزه شناخت¬شناسی عرفان، نقش تخیّل به عنوان یک «تجربه انسانی ـ فراعقلانی»، در حوزه شناخت ادیان به عنوان «تجربه دینی»، در روانشناسی¬ شناختی به عنوان اصلی¬ترین کارکرد در تشکیل «خودِ فردی» انسان و در مطالعاتِ اسطوره¬شناختی بهعنوان مؤثّرترین عامل در تشکیل «خودِ جمعی» مورد توجّه بسیاری از محقّقین قرار گرفته ¬است. بنابراین تخیّل را می¬توان بنیادی¬ترین عامل در خلقِ تجربه¬های شهودی، کشفی، درک امر قدسی، کشف ساختارهای واقعیت و خلق ساختارهای زیبایی¬شناختی دانست. این مقاله سه هدف را دنبال میکند: 1- تبیین ساختار تخیّل که در واقع این توصیف و تبیین، مدخلی برای پاسخ به این سؤال اصلی است که چگونه تخیّل ساختارآفرین است. 2- تأثیرپذیری تخیّل از ارزشها، باورها، تلقی¬ها و رویکردهای عصری به گونه¬ای که چرخش در ساختار اولیّه آن به وجود می¬آید و از آنجا که تغییر در عنصر عاملیّت همیشه می¬تواند تغییر در معناها و ساختارها به وجود آورد، این نکته می¬تواند حائز اهمیّت باشد. 3- و سرانجام توصیف این مسئله که چگونه تخیّل نوظهور، عامل خلق ساختاری دیگر در آثار ادبی، بهویژه شعر می¬گردد. به زبان ساده¬تر این مقاله می¬خواهد چرخش تخیّل را از زیبایی¬شناسی دیروز¬ به زیبایی¬شناسی امروز نشان دهد؛ بنابراین تلاش می¬کند تا تخیّل دیروز سنّت ادبی ایران را با تخیّل معاصر مقایسه کند
روان شناسی شخصیت در تاریخ بیهقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ بیهقی ، صح نه نمایش شخصیت های متعدد،متفاوت و گاه ضد و نقیضی است که هر
خواننده ای با خواندن حو ادث آن می تواند تصویری از شخصیت خود را در آن جستجو کند .
شاید تاریخ نیز چیزی جز تکرار این تی پ های شخصی تی آفریننده حوادث مشابه در پهن ه
روزگار نباشد.
افراد با صلابتی چون حسنک وزیر،عبدالله زبیر در اوج استقامت، جوانمردی و شجاعت چه
تیپ شخصیتی را به خود اختصاص م ی دهند که دقیقاً نقطه مقابل افرادی چون بوسهل زوزنی
قرار می گیرند که با یک نوسان شخصیتی عرصه را بردیگران تنگ می کنند؟ و چگونه بعضی از
شخصیت ها چون سبکتگین پس از تحمل یک زندگی بسیار طاقت فرسا تحت سیطر ه نظام
بردهداری، با دیدن یک ر ؤیای صادقه از حضیض ذ ل ت به اوج عز ت و سربلندی نایل
می گردند؟
توصیف بسیار دقیق و نقادا نه بیهقی در شخصیت پردازی این گمان را در ذهن مخاطب
پرداخته « روان شناسی ش خصیت » تقویت می کند که گویی وی بیش از هرچیز در اثر خود به
است. اشاره به بعضی از نظریه های شخصیت از دیدگاه آبراهام مزلو،کارل گوستاویونگ، اریک
فروم وآلفرد آدلر تحلیلی اجمالی از تاثیر محیط یا وراثت در شک ل گیری شخصیت و
جستجوی منشا تضادهای شخصیتی از جمله انگیزه های پژوهشی نگارنده این نوشتار است
«آیا ممکن است از نقد به روایت برسیم یا برعکس از روایت به نقد»
حوزههای تخصصی:
بشوی اوراق: نقد محتوایی بر دو بخش از مناقب العارفین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد محتوایی آثار ادبی در پژوهش های ادبی پارسی چندان رواج و روایی ندارد و بسا که زیبایی ها و جذابیت های بیرونی و موضوعی پژوهنده و خواننده را آنچنان درگیر می کند که به درستی و نادرستی نگاشته ها کمتر توجه می نماید. یکی از متون معتبر نثر فارسی که از منابع اصلی پژوهشگران درباره شخصیت جلال الدین مولوی و خاندان و یارانش می باشد، کتاب مناقب العارفین نگاشته شمس افلاکی است. این کتاب با شیوه ای مریدانه و مخلصانه نگاشته شده و اشتباهات و تضاد های بسیار دارد. از گذشتگان با بیاناتی غیرواقع، اسطوره می سازد و از معاصران با شیفتگی بسیار شخصیت های فراواقعی جلوه می دهد که با نگاشته های خودش هم ـ اگر دقیق بررسی شود ـ تطبیق نمی کند. در این جستار احوال یکی از گذشتگان (بهاءولد) پدر مولوی و یکی از معاصران او (امیرعارف، نوه مولوی) بررسی می شود.
باختین، گفتگومندی و چندصدایی مطالعه پیشابینامتنیت باختینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهشگران آثار بینامتنیت اغلب با آراء میخائیل باختین به ویژه گفتگومندی و چندصدایی ارائه شده از سوی او بحث را آغاز می کنند، زیرا همین آراء او بود که راه را برای واضع بینامتنیت یعنی یولیا کریستوا گشود و رویکردی نوین در نظریه و نقد ادبی و هنری فراهم آورد. باختین دستکم در مقابل سه جریان مسلط دوره خود یعنی زبانشناسان، سبک شناسان و صورتگرایان ایستاد؛ جریاناتی که با وجود اختلافات، در مورد مطالعه متنی اشتراک داشتند. او به روابط فرازبانشناسی و فرامتنی به ویژه فرامتنهای اجتماعی باور داشت و نقش آنها را در متن ادبی بسیار مهم و اساسی می پنداشت. نظریات باختین بسیار گسترده و متنوع هستند، اما در اینجا فقط به آن بخشی که به بینامتنیت مرتبط می شود، یعنی گفتگومندی و چندصدایی بسنده می شود. بنابراین، پرسش و مسئله اصلی این مقاله همانا بررسی چگونگی ارتباط میان گفتگومندی باختینی و بینامتنیت کریستوایی و میزان تاثیر گفتگومندی بر بینامتنیت است.