فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۵۷۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش سعی شده است عقاید، نگرش ها، و ایدئولوژی هایی بررسی شود که نویسندگان از طریق کتاب های خود به کودکان و نوجوانان منتقل می کنند. از این رو، تلاش شده است مشخص شود مفاهیم، عقاید، نگرش ها و ایدئولوژی های موجود در کتاب های دینی کودکان و نوجوانان کدامند؟ و این ایدئولوژی ها و مفاهیم از طریق چه ساختارهای زبانی در کتاب های کودکان بیان و به آن ها منتقل می شوند؟ در این پژوهش از رویکرد تامپسون (1990) استفاده شده است که پنج روش کلی عملکرد ایدئولوژی مشروع سازی، پنهان سازی، یکی سازی، پراکنده سازی، و چیزوارگی به همراه تعدادی راهبرد ترسیم نمادین متناسب با آن ها را بیان می کند. همچنین برای تحلیل ساختارها در متون از مفاهیم مطرح شده در دستور نقش گرای هلیدی نیز بهره گرفته شده است. نمونه بررسی شده شش داستان مربوط به گروه های سنی «د» و «ه» است که جزو داستان های دینی محسوب می شوند. روش پژوهش توصیفی تحلیلی است. ازجمله یافته های این نوشتار این است که نویسندگان در کتاب های بررسی شده، برای بیان و آموزش مفاهیم دینی و معنوی، گاهی از روایت سازی و بیان روایی و داستانی و گاهی از عقلانی سازی و آوردن مجموعه ای از دلایل عینی و مشاهده پذیر برای بیان این مسائل استفاده کرده اند؛ آن ها همچنین از راهبردهای افتراق و همگانی سازی نیز بهره برده اند. مسائلی چون عقوبت گناه و مجازات، به علت ناخوشایند و منفی بودن، با راهبرد مجهول سازی بیان شده اند و گاهی نیز از حسن تعبیر و استعاره و پنهان سازی برای بیان مسائل دردناک استفاده شده است.
بررسی شناختی شبکه معنایی حرف اضافه «با» در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«با» یکی از حروف اضافه پرکاربرد زبان فارسی است که نقش های دیگری از جمله ادات صفت و نقش وندی را نیز می پذیرد. مقاله حاضر در چارچوب معنی شناسی واژگانی شناختی به بررسی مفاهیم گوناگون مقوله «با» در نقش حرف اضافه می پردازد. اهداف اصلی این مطالعه، نشان دادن تصادفی نبودن معانی گوناگون حرف اضافه «با» و ارائه شبکه معنایی حرف اضافه «با» است. نتایج حاصل از این تحقیق مؤیّد آن است که حرف اضافه «با» دارای شبکه معنایی منسجمی است که در آن ، مفاهیم گوناگون این حرف اضافه در قالب سه خوشه معنایی مختلف، شامل خوشه توافقی، تقابلی، و وضعیتی، حول محور یک معنای سرنمونی، که همان معنای مجاورت و همراهی است، در قالب ساختاری شعاعی قرار گرفته اند.
بهبود زبان فارسی از منظر ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدیهی است که زبان ادبی و اصولاً ادبیات هر کشور به نوبه خود باعث بهبود آن زبان از جمله از منظر زیباییشناسی است. منظور ما از کلمه بهبود آن نیست که زبان به بنبست رسیده و آسیب پذیرفته است؛ بلکه مراد آن است که ادبیات هر کشور باعث بهتر شدن و زیباتر شدن و غنای زبان آن کشور میشود. علت پرداختن به این مسأله این موضوع است: با علم بر اینکه آگاهیم که کارایی واژگان و گستره معنایی آنها محدود است و گفته پرداز غالباً نمیتواند افکار خود یا تجربههای خود را به کمک واژگان بیان کند، زیرا وسعت معنایی واژگان کم است، به این فکر افتادیم تا راه حلی برای آن بیابیم. با تقسیم زبان به دو زبان خودکار (محاوره) و زبان هنجار گریز یا ادبی، نگارندگان مقاله سعی دارند بیشتر روی قسمت دوم آن بحث کنند و راهکارهایی را برای بهبود زبان خودکار ارائه دهند.
زبان و امر سیاسی
تحلیل گفتمان انتقادی داستان مرگ بونصر مشکان بر اساس رویکرد نورمن فرکلاف
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی رویکردی نوین در تحلیل گفتمان است که در دهه های اخیر، در طیف وسیعی از پژوهش ها در رشته های ادبیات و روان شناسی به کار گرفته شده است. اگرچه رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی رابطه زبان، قدرت، ایدئولوژی و گفتمان را در اولویت قرار می دهد، اما ادبیات ملت ها را نیز می توان در چارچوب گفتمان انتقادی و نقد زبان شناختی تحلیل و تفسیر کرد. تاریخ بیهقی از جمله آثاری است که بررسی آن در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی میسر است و به تحلیلگر امکان می بخشد تا رابطه قدرت، ایدئولوژی و گفتمان را در این اثر آشکار سازد. این پژوهش بر آن است تا با بررسی زبان شناختی داستان «مرگ بونصر مشکان» از تاریخ بیهقی، به لایه های زیرین و پنهان متن یعنی وضعیت رابطه قدرت و ایدئولوژی در عصر غزنوی برسد و با کنار هم گذاشتن ایدئولوژی های مختلف در درون متن، به آشنایی زدایی انتقادی دست پیدا کند. برای این کار، از رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف استفاده می شود و متن در سه لایه توصیف، تفسیر و تبیین مورد تحلیل قرار می گیرد. در سطح توصیف، بیشتر بر انتخاب نوع واژگان، شخصیت ها و جنبه های استعاری تأکید شده است که دیدگاه ایدئولوژیک نویسنده را بیان می کند. فضای سرد و بی روح حاکم بر داستان، اختناق اوضاع اجتماعی آن دوره و حس آزادی طلبی توأم با یأس شخصیت اصلی داستان که در کلمات و عبارات متن نهفته و نویسنده با هنرمندی تمام آن ها را کنار هم آورده است، از ویژگی های برجسته این بخش به شمار می آید. در سطح تفسیر، بحران عاطفی و روانی حاکم بر اجتماع آن دوران و گفتمان طیف های مختلف با پیوندی بینامتنی تفسیر می شود. در سطح تبیین، تقابل آسایش روحی و پریشانی، تعهد و بی تعهدی، وفاداری و خیانت، دوستی و دشمنی، همگی، فضای داستان را در هیجان تقابلی فرومی برد.
بررسی نحوة تعامل نشانه های زبانی با سایر نشانه های ارتباطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی جایگاه نشانة زبانی و نحوة تعامل آن با سایر نظام های نشانه ای ارتباطی از چشم انداز نوعی نشانه شناسی ارتباط-محور و انسان مدار است. بر اساس بررسی تاریخچة نشانة زبانی و جایگاه آن در مطالعات نشانه شناختی معاصر در چارچوب دو پارادایم اصلی نشانه شناسی پیرسی و سوسوری و از دیدگاه های مختلف فلسفی- منطقی، رایانه ای، فلسفة علم و ادبی، این تعریف از نشانة زبانی پیشنهاد می شود که همة واحدهای زبانی در کاربردهای مختلف تحت اللفظی و غیرتحت اللفظی به شرط وجود تفسیرگر انسانی در ارتباط، نشانه هستند. این نوع نشانه در کنار دیگر نشانه های ارتباطی غیرزبانی می تواند موضوع مورد مطالعه نشانه شناسی باشد. در هر واقعة ارتباطی، عناصر نشانه ای زبانی و غیرزبانی با توجه به بافتِ رمزگانِ وقوع آن (منطقی، اجتماعی یا زیبایی-شناختی) به نسبت های متفاوت در تعامل هستند و برجستگی هر یک از این مجموعه نشانه ها در ارتباط به تجربة تفسیری متفاوتی منجر می شود.
بررسی نشانه شناختی عناصر دینی در فیلمِ نشانه ها اثر شیامالان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از نشانه ها برای بیان اندیشه ها و القای عقاید به مخاطب، روشی است که بشر از آغاز، با آن مأنوس بوده است. نشانه ها به سبب بهره گیری از معانی ضمنی، امکان بازنمایی غیرمستقیم پیام را ایجاد می کنند و بدین صورت، سبب اثر گذاری عمیق تر و طولانی تر پیام بر ذهن مخاطبان می شوند. شناخت این شیوه، به کارگزاران رسانه امکان می دهد پیام های دینی را جذاب تر و با عمق و اثرگذاری بیشتر، به مخاطبان عرضه کنند. نشانه ها دارای لایه های معنایی ای مختلف هستند؛ بنابراین، به منظور نفوذ به درون این لایه ها برای کشف معانی ضمنی نشانه ها و بررسی نقش آن ها در بازنمایی عناصر دینی به ویژه در رسانه پر مخاطب فیلم، تحلیل آن ها ضروری است. در این پژوهش کوشیده ایم از منظری نشانه شناختی، فیلم نشانه ها را تحلیل کنیم. یافته های تحقیق نشان می دهد در این فیلم، از حجمی گسترده از نشانه های دارای بار معنایی دینی استفاده شده است.
نقش ساخت اطلاعاتی از دید نقشگرایی و روانی در ترجمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائلی که اغلب در ترجمه با آن روبرو می شویم، مسئله روانی متن ترجمه شده است که گفته می شود باید جملات را به شیوه ای روان به زبان مقصد برگرداند. آیا روان بودن ترجمه، به هرشیوه و شکلی، ضروری است، یا حدود و ثغوری دارد؟ به عبارتی، آیا صرف روان بودن متن ترجمه شده، بدون توجه به حفظ نظم عناصر کلامی متن زبان مبدا کافی است و تغییری در هدف نویسنده متن اصلی آن ایجاد نمی کند؟ در این مقاله سعی کرده ایم مسائلی چند که آرایش عناصر کلامی یا ساخت اطلاعاتی متن را تعیین می کند، از قبیل اطلاعات موضوعی، جابجایی عناصر نحوی به ابتدای جمله یا مبتداسازی، مجهول و موارد مشابه که عناصر مهم در دستور نقش گرایی است را در ترجمه متن مورد بحث قرار دهیم. در نظر نویسنده متن زبان اصلی، این عناصر به وقت نگارش، چه از لحاظ پردازش ذهنی از سوی نویسنده و چه از لحاظ برقراری ارتباط با خواننده، از اهمیت خاصی برخوردار است و بر مترجم فرض است که نظم و توالی این عناصر را در زبان مقصد حفظ کند تا لطمه ای از این باب به هدف نویسنده وارد نگردد.
تحول مفهوم زیبایی در متون زیباییشناختی فریدریش شیلر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اندیشه فریدریش شیلر بر بستر تفکرات کلاسیک در دورانی تبلور می یابد که عنصر زیبایی به مثابه نیروی محرکه ای در مسیر تحقق آرمانشهر انسان متعالی تلقی می شود. جستار حاضر به سیر تحول مفهوم زیبایی در نوشته های زیبایی شناختی شیلر می پردازد و نشان می دهد که چگونه زیبایی های طبیعی و حسیات در فرآیندی تدریجی اعتبار خود را از دست می دهند و دو مؤلفه ی «خرد» و «آرمان» گستره تفکر زیبایی شناسانه را فتح می کنند. شیلر در متون متأخر خود به وضوح از نگاه کانت مآبانه به مباحث زیبایی شناسانه فاصله می گیرد و به تأویل هگلی هنر نزدیک می شود که آفرینش هنری انسان را برتر از پرداخته های طبیعت می پندارد.
جایگاه شناخت کنشی و شناخت زیست - فرهنگی در فرایند یاددهی / یادگیری زبانهای خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عناصر بسیاری در فرایند آموزش و یادگیری زبان دخیل هستند، ازمیان آنها میتوان به عناصر شناختی اشاره کرد که خود به دو بخش شناخت کنشی و شناخت زیست- فرهنگی تقسیم میشوند. شناخت کنشی شناختی است مکانیکی وبه شناخت درمورد چگونه عمل کردن مربوط میشود درحالیکه شناخت زیست- فرهنگی به حوزه انسانی و احساسی متعلق بوده و از حضور کنشگر در دنیا با توجه به ویژگی های فرهنگی گواهی میدهد.
شناسایی این شناختها امکان دستیابی مدلی آموزشی را فراهم میاورد که درآن همزیستی وجه انسانی وفنی میسرمیگردد. دراین مقاله میکوشیم با نشان دادن این مطلب که کدام نوع شناخت در فرایند آموزش و یادگیری زبانهای خارجی قبل ازسایرین قراردارد مدرسان رادرراستای انتخاب شیوه آموزشی مناسب ازجهت روش شناختی و تعلیمی یاری رسانیم
زبان سکوت سهراب سپهری و آرتور رمبو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قلم ۱۳۸۴ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
"سهراب سپهری و آرتور رمبو که شاهد عدم توانایی زبان و محدودیت های آن بودند، کلام خود را با نوای سکوت همگام می سازند، سکوتی که حتی بر زبان نیز چیره می گردد. این دو شاعر از طریق تکنیک های زبانی و با به کارگیری مکث، سه نقطه؛ خطوط و یا حذف کلمات، به بیان ناگفته ها می پردازند.
در حقیقت، آنها دو کیمیاگر سکوت هستند که در تمام آثار خود سکوت را به عنوان بستر کار قرار می دهند، بستری که زبان در آن متبلور می شود، سکوتی که خود گویا می گردد. بدین ترتیب، زبان سکوت از طریق کلمات گسسته، تصاویر ناتمام و اعمال حذف در ابیات به کلام آنها طراوتی خاص می بخشد. "
معنا، نامعنا، کثرت معنا
حوزههای تخصصی:
مارسل پروست و زبان افشاگر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنچه نام مارسل پروست را بلند آوازه کرد، تحلیل های روانشناختی او بود که در رمان ماندگار در جستجوی زمان از دست رفته می خورند. با این همه، غنای زبان شناختی این اثر کمتر مورد توجه ناقدان قرار گرفته است. در واقع پروست به گوناگونی های زبان توجه ویژه ای داشت تا آنجا که وی نیز در نوشتن از سبک نویسندگان بزرگ دیگر تقلید می کرد. در عین حال او اولین داستان پرداز فرانسوی است که به هر یک از شخصیت های رمان شگفت انگیزش زبانی خاص بخشیده: لحن، لهجه ،واژه ها و شیوه صرف و نحوی که می تواند محل تولد، موقعیت اجتماعی و طرز تفکر آن ها را بارز گرداند و نیز خصلت های اخلاقیشان را آشکار سازد. وانگهی پروست مشاهدات و بررسی های خود را درباره زبان، با توضیحات و اندیشه هایی همراه می سازد که به صورتبندی قوانینی کلی گرایش دارند. به همین سبب می توان مارسل پروست را زبان شناسی - البته نه حرفه ای - تلقی کرد که می کوشد از خلال گفتار اشخاص به روحیه و ذهنیت آن ها پی ببرد. و از این نقطه نظر، زبان شناسی این نویسنده بزرگ، با تحلیل های روان شناختی او در هم می آمیزد.
بررسی رویکرد تکلیف محور: تأثیر جنسیت و سطوح مختلف دانش زبانی بر پیشرفت مهارت مکالمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق کوشیده است تا کارایی رویکرد وظیفه محور بر گسترش مهارت مکالمه را مورد مطالعه قرار دهد. هدف اول تحقیق حاضر، بررسی تاثیر جنسیت بر توانایی مکالمه تحت تاثیر رویکرد وظیفه محور بوده است. به بیان دیگر، این تحقیق کوشیده است تا توفیق زبان آموزان یک جنسیت را نسبت به زبان آموزان جنس مخالف مورد مطالعه قرار دهد. هدف دوم این مطالعه آن بوده است تا تاثیر سطوح مختلف زبان آموزان را بر میزان پیشرفت آنها تحت تاثیر رویکرد وظیفه محور بررسی نماید. بدین منظور محقق دو گروه را به عنوان گروه های کنترل و تجربی به صورت تصادفی مشخص کرد، سپس هر کدام از این گروه ها به دو گروه زن و مرد و سپس هر گروه از زبان آموزان زن و مرد به دو گروه زبان آموزان متوسط و پیشرفته تقسیم شدند. برای زبان آموزان گروه تجربی تکنیک ها و اصول رویکرد وظیفه محور اعمال شد و تمرینات مکالمه مناسبی متناسب با ماهیت گفتگوهای کتاب درسی که توسط محقق طراحی شده بود در طول نیم سال انجام شد، حال آنکه زبان آموزان گروه کنترل از روش های سنتی پیشرفت توانایی مکالمه مانند حفظ و تکرار گفتگوها بهره بردند. به منظور بررسی آماری کارایی رویکرد وظیفه محور و میزان تاثیر جنسیت و سطوح مختلف زبان آموزان بر گسترش توانایی مکالمه آنها، از تکنیک آماری t-test استفاده شد. همین طور برای آنکه بتوان راجع به برهم کنش احتمالی این دو عامل بر میزان پیشرفت زبان آموزان در مهارت مکالمه تحت تاثیر رویکرد وظیفه محور نظر داد، محقق از روش آماری ANOVA دوطرفه (MANOVA) بهره جست. با در نظر گرفتن نتایجی که از اعمال روش های آماری حاصل شد، به نظر می رسد که جنسیت نقش چندانی بر موفقیت زبان آموزان نداشت حال آنکه کارایی رویکرد وظیفه محور به وضوح روشن گشت. همچنین بر اساس نتایج به دست آمده سطوح مختلف زبان آموزان به عنوان عاملی مؤثر بر گسترش مهارت مکالمه معرفی شد به طوری که زبان آموزان پیشرفته از میزان پیشرفت بیشتری نسبت به زبان آموزان متوسط برخوردار بودند
بررسی گرایش ها و تحلیل بین فرهنگی دیوارنوشته ها: گفتمان خاموش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان ماهیتی تعاملی دارد و همیشه کوشیده است در گذر زمان طرز فکر، انتظارات و یا جهان بینی خود را به بشر عرضه کند. از آنجا که در گذشته وسایل ارتباط جمعی به آسانی در دسترس همه افراد نبوده است، «دیوارنوشته ها» ابزار قدرتمندی برای انتقال اندیشه ها و تمایلات به شمار می رفتند. در این پژوهش می کوشیم الگوهای رایج معنایی و گرایش ها را در دیوارنوشته های فارسی و انگلیسی بررسی کنیم تا با رفتارشناسی و جامعه شناسی این دو فرهنگ بیشتر آشنا شویم. یافته های تحقیق نشان می دهند که دیوارنوشته ها از نظر زبانی الگوی مشخصی را دنبال می کنند و نظام مند هستند؛ به طوری که می توان آن ها را با نقش های هفت گانه زبانی هلیدی مطابقت داد. منظور از نظام مند بودن، قابل بررسی بودن آن ها در چارچوب زبان شناسی و فرهنگی است. نتایج تحقیق نشان داد تفاوت هایی در اهداف زبانی و گرایش دیوارنوشته ها در زبان فارسی و انگلیسی وجود دارد. در دیوارنوشته های فارسی، نقش های «ابزاری»، «تخیلی» و «تعاملی»، بیشتر هستند. نتایج پژوهش هایی که در حوزه انسان شناسی انجام شده اند مهر تأییدی بر وجود این ویژگی ها در جوامع شرقی است. در دیوارنوشته های انگلیسی نیز نقش های «فردی» و «تنظیم کننده» نسبت به زبان فارسی بیشتر هستند که این تفاوت ها نیز مربوط به شاخص های فرهنگی دو زبان است. نقش های زبانی هلیدی ابزار مناسبی برای بررسی گرایش های دیوارنوشته ها به شمار می رود.