فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۱٬۱۱۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
دوبیتی، شعر عامیانة چهارمصرعی، متداول ترین قالب شعری ایرانیان است و آن را بازماندة شعر هجایی دورة ساسانی می دانند. دوبیتی از دیرباز با موسیقی همراه بوده است و این نیز از قدمت آن حکایت دارد. به دوبیتی فهلویات نیز گفته اند. دوبیتی زبانی عامه فهم، وزنی ساده و ساختاری روان دارد و با احساس، اندیشه و زندگی اقوام گره خورده است. از این رو، با بررسی دوبیتی های هر قومی می توان به فضای فکری، روحی، واژگانی و زبانی آن قوم پی برد. در این مقاله، بیست وچهار دوبیتی از مجموعة چهارصد دوبیتیِ جمع آوری شدة بخشی از قوم تالش را از نظر زیبا شناختی، زبانی و محتوایی بررسی می کنیم. این دوبیتی ها نمایندة تمامیِ دوبیتی های جمع آوری شده اند. اغلب دوبیتی ها دست مایة موسیقی و آواز بوده اند، از نظر زبانی متحول شده اند، و واژه ها و ترکیب های قدیمی کمتر در آنها دیده می شود.
زمان و نمود در کردی موکریانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف جستار حاضر توصیف نظام زمان دستوری و تبیین ارتباط آن با نمود در کردی موکریانی است. لذا ابتدا زمان دستوری را توصیف کرده و سپس ارتباط آن را با انواع نمود دیدگاهی و موقعیتی روشن می سازیم. نتایج نشان می دهد که کردی موکریانی دارای یک نظام زمانی دوشقی (گذشته و غیرگذشته) است که در ترکیب با مفاهیم وجه نما و نمودنما می تواند ترکیبات زمانی متفاوتی را بسازد. ترکیب این نظام با مفاهیم وجهی صور متفاوتی از جمله ساختارهای آینده نما و پسایندی را به وجودمی آورد. علاوه بر این در ترکیب نمود و زمان ساختارهای کاملی از جمله کامل نتیجه ای، تجربی و متأخر پدید می آیند. همچنین نتایج نشان می دهد که زمان حال حاوی نمود ناقص بوده و زمان گذشته بی نشان ترین زمان برای نمود کامل است. تمام نمودهای موقعیتی به سهولت با گذشتة ساده همراه می شوند، اما برخی از آنها (لمحه ای، دستاوردی و در مواردی افعال ایستا) در زمان حال دچار نمودگردانی می شوند.
واژه های ویژه
حوزههای تخصصی:
لهجه بخارائی
حوزههای تخصصی:
بررسی دستگاه فعلی در گویش نهاوندی (قسمت اول)
حوزههای تخصصی:
بررسی ریشه شناختی واژه هایی از گویش فیروزآبادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأثیر ارائه مشارکتی و غیرمشارکتی بصورت انبوه و توزیع شده در درک و تولید هم نشین های واژگانی (The Effects of Collaborative Versus Non-collaborative Massed and Distributed Presentation on the Comprehension and Production of Lexical Collocations)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به منظور بررسی تاثیر ارائه مشارکتی و غیرمشارکتی انبوه و توزیع شده همنشین های واژگانی، تعداد 105 دانشجوی مورد تحقیق به 4 گرو تقسیم شدند. هر یک از گروهها به روش متفاوتی مورد تدریس قرار گرفتند. در پایان دوره آموزش، آزمونهای درک و تولید واژگانی از دانشجویان گرفته شد. به منظور مقایسه عملکرد فراگیران در درک همنشین های واژگانی از فرایند تحلیل واریانس دو طرفه استفاده شد. نتایج نشان داد نه شیوه تدریس و نه نوع ارائه تاثیر معنی داری در درک همنشین ها ندارند. فرایند تحلیل واریانس دو طرفه دیگری برای بررسی عملکرد فراگیران در آزمون تولیدی مورد استفاده قرار گرفت. نتیجه این بررسی نیز نشان داد هیچ یک از دو فاکتور موردنظر به تنهایی تاثیر معنی داری در تولید همنشین ها ندارند ولی تاثیر تعاملی آنها به لحاظ آماری معنی دار است. نتایج این تحقیق می تواند برای فراگیران و مدرسان زبان انگلیسی کاربردهای تئوری و عملی داشته باشد.
ساخت ناگذرا در گویش بختیاری مسجدسلیمان
حوزههای تخصصی:
ساخت ناگذرا ساختی است که فعل آن دارای جهت معلوم بوده و تنها یک گروه اسمی به عنوان موضوع مرکزی دارد. از نظر نقش معنایی، گروه اسمی موجود در این ساخت، همچون گروه اسمی ساخت مجهول، نقش معنایی مفعولی دارد. این جستار تلاش دارد تا با بررسی داده های گویشی نشان دهد ساخت ناگذرا در گویش بختیاری دارای چه ویژگی هایی بوده و تفاوت آن با ساخت مجهول در چیست؟ فعل گذرا و سببی از افزودن پسوند -(e)nبه پایان مادة مضارع گذرا ساخته می شود و ماده ماضی آن با افزودن پسوندīδ- به ماده مضارع به دست می آید. افعال ناگذرا نیز با افزودن پسوندeh - به پایان اسم، صفت و ماده مضارع فعل های اصلی یا بدون افزودن پسوند ساخته می شوند. ماده ماضی این افعال نیز از افزودن پسوند est- به ماده مضارع به دست آید. ساخت مادة ناگذرا در ساخت مجهول نیز به کار می رود. در نتیجه هر دو ساخت مجهول و ناگذرا دارای شباهت روساختی هستند؛ اما همانند زبان فارسی تفاوت این دو ساخت، با آوردن عامل در ساخت مجهول به صورت گروه حرف اضافه ای مشخص می گردد. همچنین با استفاده از عبارت قیدی xos be xos (خود به خود) در ساخت ناگذرا به جای عبارت کنادی در مجهول می توان به تفاوت دو ساخت پی برد.
ساخت ناگذرا ساختی است که فعل آن دارای جهت معلوم بوده و تنها یک گروه اسمی به عنوان موضوع مرکزی دارد. از نظر نقش معنایی، گروه اسمی موجود در این ساخت، همچون گروه اسمی ساخت مجهول، نقش معنایی مفعولی دارد. این جستار تلاش دارد تا با بررسی داده های گویشی نشان دهد ساخت ناگذرا در گویش بختیاری دارای چه ویژگی هایی بوده و تفاوت آن با ساخت مجهول در چیست؟ فعل گذرا و سببی از افزودن پسوند -(e)nبه پایان مادة مضارع گذرا ساخته می شود و ماده ماضی آن با افزودن پسوندīδ- به ماده مضارع به دست می آید. افعال ناگذرا نیز با افزودن پسوندeh - به پایان اسم، صفت و ماده مضارع
فعل های اصلی یا بدون افزودن پسوند ساخته می شوند. ماده ماضی این افعال نیز از افزودن پسوند est- به ماده مضارع به دست آید. ساخت مادة ناگذرا در ساخت مجهول نیز به کار می رود. در نتیجه هر دو ساخت مجهول و ناگذرا دارای شباهت روساختی هستند؛ اما همانند زبان فارسی تفاوت این دو ساخت، با آوردن عامل در ساخت مجهول به صورت گروه حرف اضافه ای مشخص می گردد. همچنین با استفاده از عبارت قیدی xos be xos (خود به خود) در ساخت ناگذرا به جای عبارت کنادی در مجهول می توان به تفاوت دو ساخت پی برد.
توصیف دستگاه فعلی گویش کُرْتَه رایج در قلعه گنج (کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قلعه گنج و رودبارِ جنوب از شهرستان های جنوبیِ استان کرمان، خاستگاه و گستره رواج گونه های منطقه ایِ گویش کُرْتَه، از گروه گویش های بَشاگَردی و وابسته به خانواده گویش های ایرانی جنوب غربی هستند. این گویش به لحاظ جغرافیایی در نقطه مرزیِ رواج خانواده زبانی خود و محل برخورد آن با گروه گویش های بلوچیِ مکرانی، از اعضای خانواده زبان های ایرانی شمال غربی واقع گردیده و علی القاعده، از حیث مختصات زبان شناختی نیز حلقه پیوند این دو خانواده زبانی محسوب می گردد. از منظری هم زمانی و براساس تحلیل پیکره زبانی مستخرج از گفتار دو زن و سه مردِ 35 تا 78 ساله و کم/ بی سوادِ کُرْتَه زبان، پژوهش حاضر می کوشد دستگاه فعلیِ گونه زبانیِ کُرْتَه رایج در شهرستان قلعه گنج را توصیف نماید. برای این هدف، مقولات دستوری مرتبط با فعل شامل مقولاتِ واژنحویِ زمان دستوری، نمود، وجه، مطابقه و جهت در این گونه زبانی بررسی و توصیف شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد دستگاه فعلی این گویش از سازوکارهای واژنحویِ مجزا و متنوعی برای نمایش تمایزات مربوط به مقولات پنج گانه بالا بهره می گیرد.
درآمدی بر گویش نهاوندی
حوزههای تخصصی:
نقد و معرفی کتاب: فرهنگ توصیفیِ آسیب شناسیِ گفتار و زبان (انگلیسی- فارسی)، رضا نیلی پور و دستیاران، ویراستار علمی: حیات عامری. تهران: انتشارات فرهنگ معاصر، 1392
حوزههای تخصصی:
دست یابی به زبانی مشترک، در عرصة علم، از اهدافی است که متولیان امر آموزش و پژوهش درپی آنند (یوسفی، 1383). آنها بر آنند تا خوانندگان و کاربرانِ متون علمی، به دور از هرگونه ابهام، در درکِ مشترکی از مفاهیم سهیم، و با آگاهی بیشتری آنها را به کار گیرند. واژه نامه ها و فرهنگ ها از مهم ترین منابعی هستند که می توانند در امر تحقق این هدف، مؤثر واقع شوند (بیجن خان، 1391: 4- 1). فرهنگ ها با اهداف متفاوتی تولید می شوند (معین، 1353: 46) و یکی از انواع آنها، فرهنگ توصیفیِ تخصصی است که دربرگیرندة اصطلاحات فنی و تخصصی و متداول در یک یا چند حوزة مختلف اما مرتبط با هم است. هر فرهنگ، مخاطبانِ خاص خود را دارد و تدوین آن حاصل کار مشترک و نظام مند گروهی از متخصصان در حوزه های مربوطه است (ریچارد و دیگران، 1372: یادداشت مترجمان) مؤلفانِ فرهنگ توصیفی تلاش می کنند با به کارگیریِ کم ترین تعدادِ جمله یا عبارت، توصیفی بسنده و جامع برای هر اصطلاح به دست دهند.
فارسی کرمان
حوزههای تخصصی:
بعید آیندگی و چند زمان نادر در گویش خانیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مردم روستای تاریخی و ییلاقی خانیک از حوالی کاخک گناباد در سخن گفتن خود دقت های زبانی خاصی دارند. گویش این روستا به علل طبیعی و جغرافیایی، از جمله محصور بودن و عدم مهاجرپذیری، تا حدّ زیادی دست نخورده باقی مانده است. از ویژگی های منحصر به فرد گویش مردم روستای خانیک رواج زمانی خاص است که در زبان فارسی معیار از آغاز فارسی دری تا حال وجود نداشته است. در این زمان قصد انجام کاری از گذشته وجود داشته، امّا تا حال عمل آغاز نشده است و در آینده محقق خواهد شد یا به وقوع نخواهد پیوست. این زمان ""بعید آیندگی"" یا ""گذشته درآینده"" نام دارد و با زمان ""گذشتة آیندگی"" که در برخی دستورها آمده است، تفاوت دارد. نیز برخی زمان ها که در فارسی معیار بی سابقه است، در این گویش رواج دارد و همچنین زمان هایی که در گذشته و در متون کهن برخی ساخت های آن وجود داشته، امّا در خانیکی تمام ساخت ها رایج است، بررسی شده است. داده های این تحقیق از طریق مصاحبه با گویشوران کهن سال و بی سواد خانیک ضبط شده و پس از نوشتن چند مقاله در مورد فعل ها و شناسه ها در گویش خانیک و مقایسه با متون تاریخی و دستوری، ارائه می گردد.
مفهومی نو از زبان شناسی کاربردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانش زبان شناسی کاربردی در طول تاریخِ طولانی حیاتش زیر و بم های زیادی متحمل شده است. آنچه در اینجا ترجیحاً از آن به نام حرکت تکاملی زبان شناسی کاربردی یاد می گردد، در سال 1940 و با دیدگاه مثبت گرایانه (پوزی تیویست) از زبان شناسی کاربردی آغاز شد؛ اما در سال 1960، دانش زبان شناسی کاربردی به سمت مثبت گرایی فراگیر گرایش یافت و دورة موسوم به الگوی قالبی توسعه یافته از میان این تلاشها سر برآورد. سومین دورة مطالعات و تلاشهای زبان شناسی کاربردی به دهة 70 تعلق دارد و اغلب به نام رویکرد واسطه ای یا الگوی چند زمینه ای شناخته می شود. تحقیق فراگیری زبان دوم مرحلة بعدی تلاشها در زمینه زبان شناسی کاربردی را تشکیل می دهد. این مرحله در طول دهة 80 رواج داشت. پنجمین مرحلة مطالعات زبان شناسی کاربردی با عنوان ساختارگرایی در دهة 90 پدیدار گشت. بالأخره دورة پایانی مطالعات زبان شناسی کاربردی از فعالیتهای پساساختاریِ اخیر نشأت گرفته و هنوز هم به عنوان جنبه ای غالب که از طریق آن مطالعات انتقادی متعددی شکل یافته اند، مطرح است. نکته ای که نباید از ذهن دور داشت این است که زبان شناسی کاربردی یک زمینة علمی مسئله محور و مبتنی بر جهان واقع است. آخرین نکته اینکه مفهوم مطالعات انتقادی به ویژه زبان شناسی کاربردی انتقادی، مسئله ای است که مستلزم بررسی عمیق تر و تفکر بیشتر است.
حرف اضافه نمایی افتراقی در وفسی در چهارچوب نظریة بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تحلیل پدیدة دستوری حرف اضافه نمایی افتراقی در وفسی در چهارچوب نظریة بهینگی و با استفاده از تعمیم مدل بهینگی مفعول نمایی افتراقی آیسن (2003) می باشد. با وجود بررسی های بوسونگ (1985) پیرامون مفعول نمایی افتراقی در بیش از سیصد زبان جهان، پدیدة حرف اضافه نمایی افتراقی تاکنون به صورت دقیق و رده شناختی مورد بررسی واقع نگردیده است. حرف اضافه نمایی افتراقی، به عنوان زیرمجموعه ای از حالت نمایی افتراقی، به بررسی تأثیر ویژگی های معنایی و یا کاربردی در نحوة ظهور حالت در مفعول حرف اضافه می پردازد. شواهد زبانی وفسی (Vide. Stilo, 2004)، نمایانگر آنند که ویژگی معنایی جانداری در مفعول حرف اضافه، بر نوع حالت نمایی در آن مؤثر می باشد؛ به طوری که مفعول های حرف اضافة جاندار و انسان در وفسی در حالت غیر مستقیم (حالتِ مفعولی حرف اضافه) تظاهر می یابند؛ در صورتی که تظاهر مفعول حرف اضافة غیر جاندار، در حالت مستقیم (فاعلی) می باشد. مدل بهینگی حرف اضافه نمایی افتراقی در پژوهش حاضر با بهره گیری از پرینس و اسمولنسکی (1993)، اسمولنسکی (1995) و با تعمیم مدل بهینگی آیسن (2003) در مفعول نمایی افتراقی حاصل شده است و سلسله مراتب محدودیتی گویشی مورد کاربرد، با به کارگیری ابزارهای صوری انطباق هماهنگ و ربط موضعی استخراج گردیده اند.