ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۹٬۴۴۱ مورد.
۱.

نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش در سده اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۳
مقدمه و اهداف: در تاریخ تمدن اسلامی، تفکیک نهادی میان علم دینی و علم بشری سابقه ای طولانی ندارد و تا قرون متمادی، مراکز آموزشی دینی متولی آموزش طیف وسیعی از دانش ها، اعم از علوم نقلی، عقلی و تجربی بوده اند. در ایران نیز، حوزه های علمیه و مدارس دینی نقش محوری در آموزش عمومی و عالی ایفا می کردند و بسیاری از دانشمندان بزرگ، هم زمان صاحب نظر در دین و علوم گوناگون بودند. با این حال، از اواخر دوره قاجار و به ویژه در عصر پهلوی، به تدریج فرایند تفکیک نهاد دین از نظام رسمی آموزش و پرورش شکل گرفت و الگوی آموزشی غرب محور جایگزین الگوی سنتی شد. این تحول، اگرچه موجب گسترش آموزش نوین گردید، اما به تضعیف حضور دین و ارزش های دینی در نظام تعلیم و تربیت انجامید. در چنین بستری، حوزه علمیه قم به عنوان مهم ترین مرکز علمی شیعه، همواره تلاش کرده است نقش تاریخی و تمدنی خود را در عرصه تعلیم و تربیت حفظ و بازتعریف کند. اهمیت بررسی این نقش از آن جهت است که آموزش و پرورش یکی از اصلی ترین عرصه های تحقق تربیت دینی و انتقال ارزش های اسلامی به نسل جدید به شمار می آید. هدف اصلی این پژوهش، ترسیم تصویری جامع و تحلیلی از نقش آفرینی حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش ایران در سده اخیر و تبیین سیر تحول این نقش در دوره های مختلف تاریخی است. پژوهش می کوشد نشان دهد که این نقش آفرینی چگونه از فعالیت های پراکنده و فردمحور به تعاملات ساختارمند و نهادمند تبدیل شده و چه فراز و نشیب هایی را تجربه کرده است. روش: پژوهش حاضر از نظر روش شناسی، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی و تاریخی است. داده های تحقیق از طریق بررسی اسناد رسمی، تفاهم نامه ها، گزارش های نهادی، مصوبات قانونی، آثار مکتوب، خاطرات و تحلیل های مرتبط با تعامل حوزه علمیه قم و وزارت آموزش و پرورش گردآوری شده است. در این پژوهش، با رویکرد تاریخی-تحلیلی، تحولات نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش طی سده اخیر در قالب پنج دوره زمانی متمایز بررسی شده است. این دوره بندی براساس نقاط عطف نهادی، تغییرات ساختاری، و تحولات سیاست گذاری در هر مقطع صورت گرفته است. در مرحله توصیف، مهم ترین اقدامات، نهادها، افراد تأثیرگذار و برنامه های مشترک حوزه و آموزش و پرورش در هر دوره شناسایی و گزارش شده و در مرحله تحلیل، میزان اثرگذاری، سطح نهادمندی، و جهت گیری کلان این تعاملات مورد ارزیابی قرار گرفته است. روش تحلیل داده ها، تحلیل کیفی و مقایسه ای بوده و تلاش شده است ضمن پرهیز از نگاه صرفاً گزارش محور، الگوهای غالب، روندهای صعودی یا نزولی و چالش های پایدار تعامل حوزه و آموزش و پرورش استخراج شود. این روش امکان ارائه تصویری کلان از سیر تطور نقش حوزه علمیه قم و ارزیابی جایگاه کنونی آن در نظام آموزش و پرورش کشور را فراهم ساخته است. نتایج : یافته های پژوهش نشان می دهد که نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش طی سده اخیر را می توان در پنج دوره اصلی تبیین کرد. دوره نخست، دوران پیش از انقلاب اسلامی است که نقش حوزه عمدتاً به صورت پراکنده و فردمحور و در واکنش به گسترش نظام آموزشی سکولار شکل گرفت؛ هرچند در سال های پایانی این دوره، با فعالیت های شهیدان بهشتی، باهنر و مطهری، همکاری های مؤثرتری در حوزه تألیف کتاب های درسی و تأسیس مدارس دینی-نوین پدید آمد. دوره دوم، از پیروزی انقلاب اسلامی تا سال ۱۳۸۵، دوره همگرایی ارزشی و تلاش برای اسلامی سازی آموزش و پرورش است. در این مقطع، دین مسئولیت اجتماعی آشکارتری یافت و حضور حوزویان در بازنگری محتوای درسی، ساختارهای تربیتی و نهادهای تصمیم ساز افزایش یافت، هرچند این تعاملات هنوز فاقد انسجام نهادی کامل بود. دوره سوم، با تشکیل ستاد همکاری های حوزه های علمیه و آموزش و پرورش از سال ۱۳۸۵، نقطه عطفی در ساختارمند شدن این تعاملات محسوب می شود. در این دوره، همکاری ها در قالب کمیته های تخصصی، تفاهم نامه ها، همایش ها و برنامه های مشترک در حوزه های نیروی انسانی، پژوهش، تألیف کتب درسی و فعالیت های پرورشی توسعه یافت. دوره چهارم، دوره تثبیت نسبی و تلاش برای نهادینه سازی همکاری ها در سطوح استانی و ملی است و دوره پنجم، از سال ۱۳۹۵ تاکنون، دوره گسترش سیاست گذاری ها و اجرای گسترده طرح های مشترک با رویکرد راهبردی و کلان محسوب می شود. بحث و نتیجه گیری : تحلیل سیر تاریخی نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش نشان می دهد که این نقش آفرینی، روندی تدریجی و عمدتاً صعودی داشته است. حوزه علمیه قم توانسته است از جایگاه کنشگری واکنشی و محدود، به یک بازیگر نهادی و اثرگذار در سیاست گذاری، برنامه ریزی و اجرای بخشی از فعالیت های تربیتی نظام آموزش و پرورش ارتقا یابد. شکل گیری ستاد همکاری ها و تدوین اسناد راهبردی را می توان از مهم ترین دستاوردهای این فرایند دانست. با این حال، نتایج پژوهش حاکی از آن است که علی رغم دستاوردهای قابل توجه، فاصله معناداری میان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب تعامل حوزه و آموزش و پرورش وجود دارد. چالش هایی همچون محدودیت ظرفیت های اجرایی، ناهماهنگی های نهادی، تغییرات مدیریتی، و عدم بهره برداری کامل از توان علمی و پژوهشی حوزه، مانع از تحقق حداکثری اهداف شده است. بر این اساس، تقویت پیش نیازهای نهادی، بالفعل سازی ظرفیت های بالقوه حوزه های علمیه، تربیت نیروی انسانی متخصص و متناسب با نیازهای آموزش و پرورش، و رفع موانع ساختاری و فرهنگی، از مهم ترین الزامات ارتقای نقش حوزه علمیه قم در این عرصه به شمار می آید. تحقق این اهداف می تواند به تعمیق تربیت اسلامی و ارتقای کیفیت نظام تعلیم و تربیت کشور منجر شود. تقدیر و تشکر: نویسنده بر خود لازم می داند از کلیه اندیشمندان، پژوهشگران و مدیران حوزه علمیه قم و وزارت آموزش و پرورش که اسناد، تجربیات و دیدگاه های آنان در انجام این پژوهش مؤثر بوده است، قدردانی نمایند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می دارند که در انجام این پژوهش هیچ گونه تعارض منافع شخصی یا سازمانی وجود نداشته است.
۲.

تبیینی از معضلات اجتماعی برآمده ازکاستی های قانون داوری در طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۶۴
در صورت بروز نشانه های اختلاف بین زوجین لازم است دولت با تشکیل یک نهاد صلح خانوادگی، ماده نزاع را قلع و بین زوجین صلح ایجاد نماید و در حقوق ایران به این نهاد، داوری اطلاق می شود. داوری طلاق در ایران، به عنوان یکی از ابزارهای مهم حل و فصل اختلافات زوجین، نقشی حیاتی در کاهش بار دادگاه ها و تسهیل روند طلاق ایفا می کند.با این حال، فرآیند داوری با چالش های متعددی در سطوح قانونی و اخلاقی روبرو است که این امر می تواند تاثیر منفی بر عدالت و کارایی این روش بگذارد. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی نابسامانی ها و کاستی های موجود در سیستم داوری طلاق از دو بعد قانونی و اخلاقی و ارائه راهکارهای موثر برای بهبود شرایط انجام شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی - تحلیلی است و بر اساس آن مبانی داوری، ایرادات قانونی در حقوق ایران در امر داوری طلاق، چالش های اخلاقی داوری بین طرفین طلاق پرداخته شده است. بر اساس یافته های این مطالعه پیشنهاد گردیده قوه قضائیه در کنار دادگاه های خانواده، به تعداد لازم شعب داوری متشکل از کارشناسان حقوقی و مشاورین خانواده و روان شناس برای کمک به دادگاه جهت حل اختلافات خانوادگی تشکیل دهد. علاوه بر این آموزش و توانمندسازی داوران، اجرای مکانیزم های نظارتی قوی تر، ایجاد شفافیت در فرآیند داوری از دیگر پیشنهادات این پژوهش جهت کاهش چالش هاس قانونی و اخلاقی دواری طلاق در ایران است.
۳.

تأثیر رذائل اخلاقی بر معرفت اخلاقی از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۶۶
انحراف در قضاوت های اخلاقی و وارونگی ارزش ها از مهم ترین چالش های معرفتی و رفتاری در حیات فردی و اجتماعی به شمار می آید. آموزه های قرآنی نشان می دهد که بخشی از این انحراف ها ریشه در رذائل اخلاقی دارد؛ رذائلی که با تغییر معیارهای سنجش، قوه تشخیص خوبی و بدی را دچار اختلال می سازند و بنیان معرفتی انسان را تحت تأثیر قرار می دهند. این پژوهش با هدف تبیین سازوکار اثرگذاری رذائل بر معرفت اخلاقی و تحلیل پیامدهای نظری و عملی آن، به مطالعه آیات قرآن کریم با رویکرد توصیفی-تحلیلی پرداخته است. نتایج حاکی از آن است که بی اعتنایی به هشدارهای فطری و تکرار رفتارهای مغایر اصول اخلاقی، فرد را در مسیر توجیه گری قرار می دهد. استمرار این روند به جابه جایی معیارهای ارزشی و انسداد قوای ادراکی می انجامد؛ فرآیندی که نه تنها عقل عملی را در حوزه قضاوت های اخلاقی دچار انحراف می کند، بلکه بر عقل نظری و در ذیل آن بر معرفت الهی نیز تأثیر منفی می گذارد. در این میان، توبه علاوه بر زدودن آثار اخروی گناه، نقش مهمی در بازگرداندن هماهنگی میان معیارهای فطری و نظام ارزشی ایفا می نماید. در پایان پژوهش، مجموعه ای از توصیه های راهبردی در دو سطح فردی و اجتماعی ارائه شده است که با تکیه بر مبانی وحیانی، به پیشگیری از تحریف معرفت اخلاقی و تقویت بنیان های شناختی کمک می کند.
۴.

واکاوی ابعاد فردی و اجتماعی ادب و کارکردهای تربیتی آن از منظر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۲۵۴
هدف پژوهش، واکاوی ابعاد فردی و اجتماعی مفهوم ادب در قرآن و کارکردهای تربیتی آن است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با به کارگیری روش گردآوری داده های کتابخانه ای و از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی و بهره گیری از نظام کدگزاری سه مرحله ای برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در قرآن به صورت کلی به آداب اشاره شده است، ادب فردی در قرآن که ریشه در فطرت وی داشته، با محوریت ارتباط انسان با خداوند قابل تبیین است. این آداب عبارتند از: ادب تشکر از خدا، ادب اطاعت خدا، ادب حضور در مکان های مقدس و رعایت ادب نسبت به زمان خاص. آداب اجتماعی در قرآن نیز عبارتند از: الف. ادب نسبت به اولیاء الهی، ب. ادب نسبت به والدین، انفاق به آنان، اطاعت و کسب اجازه برای ورود به منزل والدین ج. ادب در جامعه مانند ادب مهمانی و میزبانی، ادب گفت وگو، ادب در تعامل با همسایه و استاد. با توجه به مصادیق و موارد کاربرد ادب در قرآن کریم، کارکردهای تربیتی ادب نیز عبارتند از الف. الگوپردازی ب. ارتقاء رابطه انسان با خدا ج. ارتقاء احساس ارزشمندی د. ارتقاء هویت شخصی ه. ارتقاء روابط خانوادگی و. ارتقاء هویت اجتماعی و ی. ارتقاء تعاملات اجتماعی انسان.
۵.

بررسی مفهوم اُموی یاری (همدلی به شیوه ژاپنی) در درس آموزش اخلاق دبستان های ژاپن: تأثیرات متقابل همدلی و همبستگی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۳
این پژوهش به بررسی آموزش مفهوم اُموی یاری (همدلی به شیوه ژاپنی) در دبستان های ژاپن و تأثیرات متقابل آن بر تقویت رفتارهای اجتماعی و همبستگی میان دانش آموزان می پردازد. اُموی یاری به معنای درک شهودی احساسات و نیازهای دیگران و یکی از مفاهیم کلیدی فرهنگ ژاپن است که در نظام آموزشی این کشور جایگاه ویژه ای دارد. چارچوب نظری مورد استفاده در این پژوهش، نظریه تعلیم وتربیت دورکیم است. دورکیم آموزش وپرورش را نهادی کلیدی برای پرورش دگرخواهی و ایجاد همبستگی در جامعه می داند و معتقد است که آموزش اخلاق می تواند افراد را از گرایش های خودمحورانه به سوی گرایش های دگرخواهانه سوق دهد. روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی جهت دار به روش ماتریس ساخت نیافته است. محتوای کتب آموزش اخلاق در دبستان های ژاپن یعنی کتاب «اخلاق ما» بر اساس شاخص های نظری دگرخواهی، کارِ گروهی و محیط مدرسه بررسی شد. یافته ها نشان می دهد که این محتوا، رفتارهای مبتنی بر اُموی یاری را در سه سطح درون فردی، بین فردی و اجتماعی تقویت می کند. همچنین می توان گفت، مضامین مربوط به دگرخواهی بر کار گروهی همبسته و ایجاد محیطی همدل در مدرسه موثر است و از طرفی گروه و جامعه همبسته و همدل بر بروز رفتارهای دگرخواهانه تأثیرگذار است. این چرخه، نقش مهمی در شکل گیری جوامع همدل و همبسته در مدارس ژاپن ایفا می کند و می تواند الگویی برای نظام آموزشی سایر کشورها باشد.
۶.

کاهش ارزش های اخلاقی در جامعه: شناسایی مفاهیم، بررسی علل، پیامدیابی و ارائه راهکارها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۴۲
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل علل کاهش ارزش های اخلاقی، پیامدها و ارائه راهکارهای مقابله با آن از دیدگاه دانشجویان دانشگاه فرهنگیان انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی، پارادایم انتقادی و روش تحلیل مضمون صورت گرفت. مشارکت کنندگان دانشجویان دانشگاه فرهنگیان استان کردستان در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که به شیوه هدفمند انتخاب و روش جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که تا رسیدن به اشباع نظری مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها در چهار محور اصلی به دست آمد: ۱. مفاهیم اخلاقی کم رنگ شده مانند صداقت، مسئولیت پذیری و همدلی؛ ۲. عوامل مؤثر بر کاهش ارزش ها از جمله رسانه و فضای مجازی، فشار اقتصادی و الگوهای نامناسب؛ ۳. پیامدها شامل افزایش طلاق، رفتارهای ضداجتماعی و بی اعتمادی؛ ۴. راهکارهایی برای احیای ارزش های اخلاقی همچون آموزش در مدارس، تقویت نهاد خانواده و معرفی الگوهای مثبت. نتایج نشان داد کاهش ارزش های اخلاقی پدیده ای چندوجهی است که چالش های گسترده ای ایجاد می کند؛ با این حال، اجرای راهکارهای پیشنهادی می تواند تا حدی در احیای این ارزش ها مؤثر باشد. تلاش برای تقویت و نهادینه سازی ارزش های اخلاقی، ضرورتی اساسی برای سلامت روانی و بقای جامعه است.
۷.

نقد و بررسی آراء افلاطون درباره خانواده و زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۲۲۰
افلاطون از جمله فلاسفه بزرگی است که در تمامی حوزه های مهمّ متافیزیکی و اجتماعی و سیاسی و تربیتی و فرهنگی آراء ارزشمندی دارد. اهمیت آراء افلاطون در ساحت فلسفه به قدری فراگیر است که هیچ دوره ای نبوده که با مسئله ای از افلاطون گرائی مواجه نبوده باشیم. این فیلسوف اهتمام جدی به مقوله تربیت و امور اجتماعی  دارد و دیدگاه هایی در زمینه خانواده و زنان دارد که بیشترین نقدها به نظرات او در این بخش است. نظریه لغو مالکیت خصوصی و اشتراک در خانواده را در آراء افلاطون  اغلب به عنوان خطاهای فاحش این فیلسوف در نظر گرفته شده است؛ حتی مارکسیست ها که علی القاعده باید به این جهت گیری علاقه مند باشند، ضمن تأیید این تفکر، آن را ناکافی و غیرمستحکم می دانند؛ از آن جهت که این فیلسوف به زیربنای اقتصاد در تفکر و تحولات اجتماعی باور نداشته است. در این مقاله تلاش شده که اول معلوم گردد حوزه و قلمرو این بحث نزد افلاطون چه میزان است؛ یعنی عموم مردم است یا فقط حاکمان؟ دوم آیا افلاطون در این آراء نظری جدّی ارائه کرده یا برای او نیز محل تردید بوده است؟ و سوم برخی از نقدهای فلاسفه متأخّر و معاصر در این باره چقدر وجاهت دارد؟ مفسران افلاطون در این باره آراء مختلفی دارند. در این مقاله یک تقسیم بندی محتوایی از آراء آنان صورت گرفته و نشان داده شده است که افلاطون در این باره نظر قطعی ندارد و در ضمن، محدودهٔ آن دربارهٔ اشتراکی بودن اقتصاد و خانواده صرفاً مربوط به طبقه حاکمان و نظامیان است نه عموم مردم؛ البته در همین حدّ هم از نظر مؤلف و بسیاری از مفسران قابل پذیرش نبوده و دارای نقدهای جدّی است.
۸.

نقش بحران اخلاقی (اجتماعی) در بحران فروش در صنعت بانکداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۵۲
گرچه نظام بانکی کشور متعهد به اجرای اسناد بالادستی است و همواره سعی داشته است مجری منشورهای اخلاقی مدون خود باشد، اما یک پیشنهاد مطلوب برای ترویج مسئولیت اخلاقی در بانک ها و نهادینه سازی بیشتر این فرهنگ مفید و موثر در نظام بانکی کشور، آن است که بانک مرکزی با تدوین مجموعه ای از کدهای اخلاقی، آن ها را جهت اجرا به شبکه بانکی ارائه دهد. تدوین و ابلاغ این کدها و در ادامه نظارت و ارزیابی و رتبه بندی بانک ها قادر خواهد بود رقابتی در بین بانک ها در انجام فعالیت های اخلاق مدار جهت کسب رتبه های برتر به وجود آورد. از این رو هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش بحران اخلاقی (اجتماعی) در بحران فروش در صنعت بانکداری ایران است. پژوهش حاضر، از نوع کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفته است. برای شناسایی نقش بحران اخلاقی (اجتماعی) بر بحران فروش بانکی، اقدام به استخراج عوامل شکل دهنده بحران اخلاقی(اجتماعی) که بر روی بحران فروش بانکی موثر هستند پرداختیم. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و از نوع قضاوتی بوده است. در این نمونه گیری هدفمند قضاوتی، قصد ما انتخاب مواردی است که با توجه به هدف پژوهش، اطلاعات زیادی داشته باشند، لذا مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 15 نفر از جامعه بانکداری (مدیران تحقیق و توسعه و مدیران بانکداری شرکتی بانک های تجاری خصوصی) انجام شده است. برای بررسی حجم نمونه کیفی از روش نمونه گیری نظری تا مرحله اشباع داده ها استفاده نمودیم. عوامل شکل دهنده بحران اخلاقی(اجتماعی) که بر روی بحران فروش بانکی موثر هستند، در قالب در قالب ۲ تم اصلی، ۲ تم فرعی و 21 مفهوم استخراج شدند. یافته ها نشان داد که مولفه های تاثیرگذار بحران اخلاقی (اجتماعی) که منجر به بحران فروش بانکی می شوند عبارتند از: عوامل اجتماعی و محرک های داخلی (اخلاقی). نتایج نشان داد عواملی اجتماعی مانند تغییر انتظارات و تغییر نگرش سرمایه گذاران و مشتریان ، نرخ بالای بیکاری و کاهش سرمایه اجتماعی بانکها (عدم اعتماد به بانک ها بخاطر عدم توجه به مسایل مورد اهمیت مردم (اقتصادی و سیاسی و ..) بعلاوه عوامل اخلاقی از جمله فساد داخلی بانکی در میان کارکنان در ارتباط با مشتریان، ارتباط نامناسب با مشتریان و عدم رضایتمندی مشتریان از خدمات بانکی ، رفتار غیر اخلاقی و صرفا منطبق با منطق اقتصادی و عدم وام دهی مبتنی بر اعتماد در نهایت بیشترین فراوانی در تشدید بحران فروش بانکی دارند.
۹.

تلازمات پیشگیرانه و اخلاقی ثبت الکترونیکی اسناد رسمی بر پیشگیری در جعل اسناد رسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۸۳
استفاده از تلازمات پیشگیرانه و اخلاقی در ثبت الکترونیکی اسناد رسمی می تواند به طور قابل توجهی در پیشگیری از جعل اسناد رسمی کمک کند. با اعتماد و اطمینان درستی که افراد به اسناد رسمی الکترونیکی دارند، این اسناد به عنوان منبع اعتبار و اثربخشی به حساب می آیند و احتمال جعل یا تغییر آن ها کاهش می یابد. سامانه ثبت آنی معاملات که در برنامه پنجم توسعه پیش بینی شده است با الکترونیکی کردن تمامی مراحل تنظیم و ثبت نقل وانتقال اسناد رسمی، این امکان را برای دفاتر اسناد رسمی فراهم می کند تا در فرآیند آنلاین تنظیم معامله های اشخاص به پایگاه اطلاعات مورد نظر در مورد اشخاص حقیقی و حقوقی دسترسی داشته باشند. سؤال اساسی که در این خصوص مطرح و بررسی می شود این است که تلازمات پیشگیرانه و اخلاقی ثبت آنی بر پیشگیری وضعی از جعل اسناد از رسمی چه تأثیری دارد؟ مقاله حاضر توصیفی تحلیلی بوده و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی موضوع مورد اشاره پرداخته است. نتایج بیانگر این امر است که حذف دفاتر دست نویس شامل دفتر سردفتر و دفتر گواهی امضاء تأثیر بسزایی در کاهش جرائمی از جمله جعل و استفاده از سند مجعول داشته است. تلازمات پیشگیرانه می تواند شامل استفاده از سیستم های تشخیص تقلب، رمزنگاری قوی، اعتبارسنجی دو مرحله ای، نظارت مستمر بر دسترسی ها و تغییرات در اسناد و موارد مشابه باشد. این اقدامات باعث می شوند که هر گونه تلاش برای جعل یا تغییر اسناد رسمی الکترونیکی به صورت موثری مهار شود. از نظر اخلاقی نیز، تأکید بر شفافیت، درستی، و امانتداری در ثبت و مدیریت اسناد رسمی الکترونیکی می تواند به ارتقای اعتماد و اعتبار اسناد کمک کند. رعایت اصول اخلاقی در ارتباط با اسناد رسمی تأثیر بسزایی در پیشگیری از تقلب و جعل آن ها دارد. اجرای ثبت آنی در دفاتر اسناد رسمی و تجهیز دفاتر اسناد رسمی به سامانه اخذ اثر انگشت الکترونیکی تا حدود زیادی سردفتر را در امر احراز هویت یاری می کند و زمینه ساز کاهش جرائم جعل و در حکم جعل موضوع ماده ۱۰۰ قانون ثبت شده و به ارتقاء سرعت و دقت در تنظیم و ثبت اسناد، احراز هویت اشخاص، جلوگیری از سوءنیت استفاده کنندگان گردیده، ضمن آن که با اطلاع از افراد ممنوع المعامله، محجور و ورشکسته مانع از معامله آنان و بروز مشکلات بعدی می شود و اعمال شیوه الکترونیک ثبت در کشور متضمن امنیت اسناد رسمی و کاهش بستر ارتکاب جرم و تخلف های رایج در حوزه ثبت اسناد و املاک مانند جعل می شود.
۱۰.

بررسی مؤلفه های تفکر مراقبتی در منتخبی از داستان های ایرانی گروه سنی «ج»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۷۹
مقدمه و اهداف: در دنیای معاصر، پیشرفت های شتابان در رسانه های جمعی، صنعت و فناوری، ساختارهای فرهنگی و اجتماعی جوامع را به طور عمیق و گسترده ای دگرگون ساخته است. این تحولات، ارزش های اخلاقی را دستخوش تغییر نموده و چالش های جدیدی در حوزه های فکری، اخلاقی و اجتماعی پدید آورده است. این شرایط، ضرورت بازنگری در روش های آموزشی را برای آماده سازی کودکان در مواجهه با مسائل پیچیده فکری، اخلاقی و اجتماعی بیش از پیش آشکار ساخته است. تفکر مراقبتی، به عنوان یکی از ارکان کلیدی تفکر فلسفی که توسط لیپمن مفهوم سازی شده، استدلال عقلانی را با ملاحظات عاطفی و ارزش محور درهم آمیخته و تصمیم گیری هایی را ترویج می دهد که منطق و همدلی را تلفیق می سازد. پژوهش ها نقش این تفکر را در تقویت رشد شناختی، اجتماعی و اخلاقی کودکان تأیید کرده اند، به ویژه از طریق روایت هایی که با درگیر کردن احساسات و تخیل، گفت وگوی فلسفی را تسهیل می کنند. ادبیات کودک ایران، که ریشه در میراث فرهنگی و فلسفی این سرزمین دارد، فرصتی بی نظیر برای پرورش تفکر مراقبتی در بستری فرهنگی و بومی فراهم می آورد. با این حال، اتکای برنامه فلسفه برای کودکان (P4C) به داستان های ترجمه شده، اغلب ارزش های بومی را نادیده گرفته و گسستی فرهنگی ایجاد می کند. این پژوهش به بررسی کیفیت حضور مؤلفه های تفکر مراقبتی؛ شامل تفکر ارزش محور، عاطفی، هنجاری، فعال و همدلانه در داستان های ایرانی برای گروه سنی «ج» (9 تا 12 سال) می پردازد و هدف آن ارزیابی ظرفیت این داستان ها برای تقویت تفکر مراقبتی در چارچوب برنامه فلسفه برای کودکان است. این پژوهش دو مسئله اصلی را بررسی می کند: میزان حضور مؤلفه های تفکر مراقبتی در این داستان ها و ظرفیت آنها برای پرورش تفکر مراقبتی در برنامه فبک. روش پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از تحلیل محتوای قیاسی مبتنی بر چارچوب مایرینگ (2000) انجام شده است تا داستان های منتخب به صورت نظام مند ارزیابی شوند. تجزیه وتحلیل داده ها از روش توصیفی-تفسیری بهره گرفته که توصیف دقیق داده ها را با تفسیری نظام مند ترکیب می کند تا کیفیت حضور مؤلفه های تفکر مراقبتی را آشکار سازد. قلمرو پژوهش شامل داستان های کودکان ایرانی برای گروه سنی «ج» است که به صورت هدفمند و براساس معیارهایی نظیر تعداد دفعات چاپ بالا، درون مایه فلسفی (مانند عدالت، آزادی، مسئولیت)، کندوکاومحوری، تنوع نویسندگان و ناشران، و دریافت جوایز ادبی انتخاب شده اند. داستان های منتخب شامل «اگر آدم برفی ها آب نشوند»، «چتری با پروانه های سفید»، «چرا بادبادک ها همه چیز را فراموش می کنند؟»، «دو سیاره»، «زیباترین آواز»، «شب به خیر فرمانده»، «سارا، مربای سیب و رودخانه»، «کبوتر و ساعت»، «معدن زغال سنگ کجاست؟» و «ماهی سیاه کوچولو» هستند. واحدهای تحلیل شامل جمله ها، بند ها و کل داستان بوده و هر بند از داستان به عنوان واحد معنایی و کل داستان به عنوان واحد زمینه در نظر گرفته شد. مؤلفه های تفکر مراقبتی لیپمن شامل؛ تفکر ارزش گذار (احترام، ارزش ذاتی)، عاطفی (کنترل عاطفی رفتار خوب)، هنجاری (مقایسه واقعیت با ایده آل ها)، فعال (انجام اقدامات برای خیر) و همدلانه (درک دیدگاه دیگران) است که تحلیل با استفاده از چک لیستی که جزئیات این مؤلفه ها را مشخص می کرد، انجام شد. داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA کدگذاری، دسته بندی و تحلیل شدند و این فرآیند تا رسیدن به نقطه اشباع ادامه یافت. به منظور اعتباریابی پژوهش از روش مسیر ممیزی و تأیید توسط کارشناسان حوزه آموزش استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد مؤلفه های تفکر مراقبتی به طور عمیقی در داستان های منتخب ایرانی حضور داشته و می توانند بر رشد شخصیت ها و انتقال پیام های اخلاقی و اجتماعی تأثیرگذار باشند. تفکر فعال با 52 مصداق، برجسته ترین مؤلفه است که اقدامات هدفمند شخصیت ها را برای دستیابی به اهداف فردی و جمعی نشان می دهد. برای مثال، در داستان «اگر آدم برفی ها آب نشوند»، تلاش های جمعی کودکان برای ساخت آدم برفی، کار تیمی و مسئولیت پذیری را نشان می دهد، در حالی که در داستان «شب به خیر فرمانده»، تحول شخصیت اصلی از انتقام به شفقت و همدلی، تصمیم گیری تحول آفرین را نمایان می سازد. تفکر عاطفی با 49 مصداق، نقش مهمی در تقویت خودآگاهی و ارتباطات بین فردی ایفا می کند. در داستان «معدن زغال سنگ کجاست؟»، پیوند عاطفی دختر با پدر، محور جست وجوی او قرار دارد. تفکر هنجاری در داستان هایی مانند «کبوتر و ساعت» که شخصیت ها از میان انتظارات اجتماعی عبور می کنند، و در «اگر آدم برفی ها آب نشوند» که اهداف جمعی با هنجارهای اجتماعی هم راستا هستند، آشکار است. تفکر همدلانه با 33 مصداق، درک دیدگاه های دیگران را ترویج می دهد، همان طور که در «سارا، مربای سیب و رودخانه» که آرزوی قهرمان برای خشنود کردن مادرش نشان دهنده همدلی است، و در «ماهی سیاه کوچولو» که قهرمان برای خیر عمومی تلاش می کند، دیده می شود. تفکر ارزش گذار، اگرچه از حضور کمرنگی برخوردار است، در داستان هایی مانند «اگر آدم برفی ها آب نشوند» و «سارا، مربای سیب و رودخانه» که احترام به خانواده و سنت های فرهنگی انتخاب های اخلاقی را هدایت می کند، اهمیت دارد. از نظر کمی، داستان «اگر آدم برفی ها آب نشوند» با 25 مصداق، بالاترین سطح تفکر مراقبتی را نشان می دهد، پس از آن داستان های «شب به خیر فرمانده» (23 مصداق) و «معدن زغال سنگ کجاست؟» (22 مصداق) قرار دارند، در حالی که داستان های «چرا بادبادک ها همه چیز را فراموش می کنند؟»، «دو سیاره» و «کبوتر و ساعت» کمترین میزان حضور مؤلفه های تفکر مراقبتی را دارند (هر کدام 17 مصداق). این داستان ها در مجموع بر کار جمعی، روابط عاطفی و تأمل اخلاقی تأکید دارند که با اهداف فبک هم راستا است. بحث و نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که داستان های ایرانی با روایت های غنی فرهنگی، بستری برای پرورش تفکر مراقبتی در چارچوب برنامه فلسفه برای کودکان فراهم می آورند. تفکر فعال، اقدامات هدفمند شخصیت ها را هدایت کرده و همکاری و مسئولیت پذیری را ترویج می دهد، این مهم در داستان های «اگر آدم برفی ها آب نشوند» و «شب به خیر فرمانده» قابل مشاهده است که با پژوهش اسکندری شرفی و همکاران (1400) همسو است. تفکر عاطفی، به ویژه در داستان «چتر با پروانه های سفید»، خودآگاهی و تصمیم گیری اخلاقی را تقویت می کند که با یافته های عظمت مدارفرد و قائدی (1396) هم خوانی دارد. تفکر هنجاری، همان طور که در داستان «کبوتر و ساعت» دیده می شود، تأمل بر مسئولیت اجتماعی را تشویق می کند که با پژوهش حیدری نسب و همکاران (1401) همسو است. تفکر همدلانه، که در داستان «معدن زغال سنگ کجاست؟» برجسته است، درک متقابل را ترویج می دهد و با دیدگاه حسام پور و مصلح (1393) هم راستا است. تفکر ارزش گذار، هرچند کمرنگ است اما اصول فرهنگی و اخلاقی را تقویت می کند. اهمیت فرهنگی این داستان ها، محدودیت داستان های ترجمه شده را برطرف ساخته و از آنها می توان به عنوان محرک حلقه کندوکاو در برنامه فلسفه برای کودکان استفاده نمود. برای به حداکثر رساندن تأثیر این داستان ها، طراحی فعالیت ها و تمرین های مرتبط با فبک می تواند ظرفیت آموزشی آنها را افزایش دهد. محدودیت های پژوهش حاضر تمرکز بر چارچوب لیپمن و نبود ارزیابی مقایسه ای از داستان های گروه سنی متفاوت است. تحقیقات آینده می تواند تأثیر عملی این داستان ها را در محیط های آموزشی بررسی کرده و پاسخ های کودکان به پرسش های مطرح شده در حلقه کندوکاو را نیز در نظر بگیرد. درمجموع، داستان های ایرانی ظرفیت قابل توجهی برای پرورش تفکر مراقبتی، پر کردن شکاف رشد شناختی، عاطفی و اخلاقی و ترویج شهروندی مسئولانه در بستری فرهنگی و بومی ارائه می دهند.
۱۱.

پیوستگی معنایی و بینا آیه ای «آیه خلافت و آیه امانت» در قرآن با محوریت «آیه فطرت» و استنتاج دلالت های تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۸
قرآن کریم در بردارنده معارف و مضامینی است که یکدیگر را پوشش می دهند. از طریق ارتباط آیات با یکدیگر می توان به کشف مراد گوینده نزدیک تر شد. از این رو در پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی به بررسی ارتباط و پیوستگی مضامین آیه فطرت و آیه خلافت و آیه امانت پرداخته شده است. آن چه در این بررسی به دست آمد نشان می دهد که با توجه به سطوح پیوستگی معنایی آیات قرآن و با توجه به منطوق، مفهوم، سیاق و فرا سیاق می توان گفت که آیه 30 روم (آیه فطرت)، حلقه پیوست و معنایاب آیه 30 سوره بقره (آیه خلافت) و آیه 72 سوره احزاب (آیه امانت) است. از رهگذر تبیین محتوای آیه فطرت روشن شد که عرضه خلافت و پذیرش امانت هر دو از یک حقیقت نشأت می گیرند. عرضه خلافت در قوس صعود و پذیرش امانت در قوس نزول تکوین است و هر دو آنها متناسب با ساختار هویتی فطرت بنیان انسان هستند. همچنین روشن گردید که میان آیات سه گانه خلافت، امانت و فطرت، انسجام معنایی وجود دارد و این آیات مفاداً با هم تطابق دارند. و نیز ، با کشف محوریت فطرت در انسجام معنایی خلافت و امانت تربیت فطرت محور قرآنی استنتاج می شود که از ویژگی های تربیت فطرت محور قرآنی به فعال بون و موثر بودن متربی در فرآیند تربیت و درمانگر بودن مربی است. رسالت مربی در این رویکرد برداشتن موانع از سر راه متربی است. در واقع، مربی اصلی در این رویکرد تربیتی، «فطرت انسان» است.
۱۲.

دلالت نظریه انسان شناختی مبتنی بر اخبار طینت بر اهداف نظام تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۶
تصویر ارائه شده توسط انسان شناسی روائی ظرفیت ارائه دنباله های تمدنی را در خود نشان می دهد. از جمله دنباله های تمدنی انسان شناسی روائی، نظام تعلیم و تربیت منبعث از این تصویر از حقیقت انسان است که به نظر می رسد با تمرکز بر استعدادهای انسان شناسی روائی خصوصا توجه بر انگاره «طینت» می تواند تحولی عظیم در علم تعلیم و تربیت ایجاد کند. مقاله حاضر سعی می کند با گردآوری داده ها به روش کتابخانه ای و با الهام از مبانی انسان شناختی روائی اولا به یک نظام منسجم از اندیشه های ناظر بر انسان دسترسی پیدا کرده و سپس با تحلیل این داده ها اهدافی را برای علم تعلیم و تربیت مشخص کند. مطابق پژوهش انجام شده مهم ترین اهداف نظام تربیتی ذیل نظریه طینت اتمام حجت برای انسان هاست. در مراتب بعدی می توان از اهدافی مانند پیشگیری از بروز فعلی طینت های سجینی و زمینه سازی برای بروز حداکثری طینت های علیین و در نهایت ساخت تمدن مطابق با طینت علیین نام برد. به نظر می رسد با پیگیری این اهداف در نظام تربیتیِ ناظر بر انگاره طینت تا رسیدن به روش ها و مدل ها می توان به دورنمایی از تعلیم و تربیت اسلامی دست یافت.
۱۳.

بازخوانی واقع گرایی و ناواقع گرایی در پرتو یافته های علوم اعصاب شناختی از منظر ریچارد جویس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۳۶
مناقشه واقع گرایی و ناواقع گرایی یکی از مهم ترین مسائل اساسی فرااخلاق بوده و هست. در این میان عقل گرایی به عنوان نماینده تمام قد واقع گرایی و احساس گرایی به عنوان نماد اصلی ناواقع گرایی معرفی شده اند. یکی از عرصه های نوین که در این مناقشه می تواند نقش ایفا کند علوم اعصاب سناختی است که با بررسی تجربی کارکرد عقل و احساس در جریان قضاوت و عمل اخلاقی، ممکن است به نفع یا بر ضد هریک از این دو وارد میدان شود. ریچارد جویس کسی است که تلاش کرده نشان دهد این یافته ها نه از احساس گرایی حمایت کرده و نه به عقل گرایی خدشه جدی وارد می کند. او با بررسی انواع عقل گرایی، به حملات منتقدان پاسخ می دهد. در این میان مباحث جاناتان هاید و جاشوا گرین به عنوان مدافعان احساس گرایی و در نتیجه ناواقع گرایی  تحت یافته های علوم اعصاب شناختی  از یک سو و تحلیل های جویس از امکان پایبند ماندن به واقع گرایی از مسیر عقل گرایی باب جدیدی را برای ابراز روایتی برساخت گرایانه از واقع گرایی می دهد که اتفاقا با دیدگاه فیلسوفان مسلمان (یا حداقل برخی از آنان) بسیار سازگار است.
۱۴.

تحلیلی تازه از معنا و منشأ بایدهای عقل عملی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۶۳
تحلیل معنا و منشأ بایدهای عقل عملی از مباحث کلیدی در شناخت و تحلیل کنش انسان و همچنین در مباحث فرااخلاق است. علامه طباطبایی این بایدها را از سنخ ادراکات اعتباری می شمارد که حائل بین انسان و اراده اوست. برخی از فلاسفه مثل محمدتقی مصباح یزدی و صادق آملی لاریجانی این دیدگاه را نقد کرده اند. این مقاله برآن است که اولاً نشان دهد چنین ادراکات اعتباری وجود دارند و با ضرورت های بالقیاس الی الغیر نمی توان همه بایدهای عقلی را توضیح داد؛ ثانیاً اگر مدعای علامه به نحو موجبهٔ جزئیه مطرح شود، نقدهای طرح شده برطرف خواهد شد؛ ثالثاً می توان تبیینی نوین از نحوه شکل گیری این ادراکات اعتباری ارائه داد که هم معناشناسی آن و هم نحوه تأثیرگذاری آن بر اراده انسان را آشکارتر می کند.
۱۵.

تحلیل میزان مطابقت محتوای کتاب پیام های آسمان پایه هفتم با رویکردها، اهداف و کارکردهای بخش حکمت در برنامه درسی ملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۹ تعداد دانلود : ۳۸۲
مقدمه: یکی از ابزارهای پیاده سازی اهداف تعلیم و تربیت در سیستم آموزشی، کتب درسی است که می تواند اهداف، راهبردها و محتوایی با مسیر مشخص و مدون را در اختیار معلمان قرار دهد. در برنامه درسی ملی، رویکرد، اهداف و راهبردها، جزئی تر از سند تحول بنیادین مطرح شده است. در این سند، «رویکرد فطرت گرایی توحیدی»، به عنوان رویکرد اصلی مطرح شده و کارکرد حوزه حکمت و معارف اسلامی برای دانش آموزان، عمق دادن به اندیشه و ایمان و عمل دینی و سامان دادن به زندگی فردی و اجتماعی بر محور بندگی خدا آورده شده است. بررسی رویکردها و اهداف برنامه درسی ملی، این پرسش را به ذهن متبادر می کند که آیا متخصصان حوزه تعلیم و تربیت دینی، رویکرد و اهداف را مطابق با برنامه درسی ملی در انتخاب ساختار و تدوین محتوا به کارگرفته اند، چگونه، با چه کیفیت، اولویت و عمقی؟ آیا محتوای موجود، در بهکارگیری اهداف و دستیابی به کارکردها، در کتاب پیام های آسمان، موفق عمل کرده است؟ چه نکاتی را می توان جهت بهبود کیفیت محتوای کتاب پیام های آسمان به صورت مشخص پیشنهاد داد. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش تحلیل داده انجام شده است. ابزار جمع آوری داده در این پژوهش، اسنادی است و اسناد مورد بررسی برنامه درسی ملی، راهنمای کتب پیام های آسمان دوره متوسطه و کتاب پیام های آسمان پایه هفتم است. محتوا و مضمون کتاب ها ابتدا به روش تحلیل محتوا با واحد تحلیل مضمون، مورد بررسی قرار گرفته اند. جهت بررسی به معیارهای مورد تأکید در سند یعنی درگیری فکری (شناخت فکورانه)، درگیری عاطفی و گره خوردن قلب با معارف (ایمان آگاهانه) و حرکت برای تبدیل ایمان به عمل (عمل ارادی) توجه شده است. یافته ها: ساختار و محتوای کتب از حیث اهداف و ساحت های چندگانه (نگرش، گرایش و عمل)، عمق پرداختن به موضوعات (سطح یادگیری)، زیبایی شناسی و ویژگی های زبانی بررسی شده اند. بر این اساس یافته ها نشان می دهد که از بین ۱۵ درس کتاب پیام آسمان، ۲ درسی که به خداشناسی پرداخته اند با پیش فرض گرفتن باور به خدا و پذیرش توحید، به صفات خدا پرداخته اند و شیوه پردازش این موضوع و عدم تلاش جهت تعمیق نگرش نوجوان نسبت به توحید، سؤالات اساسی نوجوان در مباحث توحیدی را بی پاسخ می گذارد. در ۲ درسی که به معاد پرداخته، از داستان تمثیلی استفاده شده و محتوا ناظر به ایجاد زمینه برای تعقل و ایجاد انگیزه و تبدیل به عمل است اما در عین حال سؤالات جدی نوجوان که متناسب با فضای جامعه و عصر فناوری و انتقال اطلاعات است، به خوبی پاسخ داده نمی شود. ۳ درسی که به راهنماشناسی پرداخته نیز با پیش فرض گرفتن باور به اهل بیتb می تواند اثرگذار باشد اما منجر به تعمیق ایمان و نگرش نوجوان و پاسخگویی به سؤالات و شبهه های مطرح شده درباره امامان معصومb نمی شود. ۴ درس به بحث راه و توشه پرداخته که در آنها از زبانی ساده و قابل فهم استفاده شده اما از عناصر زیبایی شناسی و ایجاد چالش های ذهنی که تلنگری برای تفکر و تعمیق باور هستند، استفاده نشده است. برخی تمثیل ها در ایجاد انگیزه برای انجام عمل صالح مؤثر هستند. ۴ درس نیز به حوزه اخلاق پرداخته که چهارچوبی منطقی دارد و ارائه الگو کرده است اما از اصول تربیتی اثرگذار مثل تحریک حس کنجکاوی و کشف مفهوم توسط خود نوجوان بهره نبرده است.  در بخش ساختار کتاب نیز ۶۲ درصد محتوا و متن اصلی و بیشتر بدانیم، شامل قصه و داستان هایی از زندگی پیامبرn و اهل بیتb است و تنها ۲ داستان تمثیلی استفاده شده است. بحث و نتیجه گیری: در این پژوهش محتوا و ساختار، با در نظر گرفتن اهداف و کارکردهای بخش حکمت و معارف در سند ملی، مورد بررسی قرار گرفتند. براساس تحلیل فلسفی حاصل از این بررسی، نقد کتاب پیامهای آسمانی و پیشنهادات جهت بهبود اثرگذاری محتوا، ارائه شده است. 1. میزان تعمیق در دستیابی به دانش، نگرش و رفتار: اثرگذاری محتوا با پیش فرض گرفتن وجود باور نسبت به مفاهیم دینی و صرفاً جهت تلنگر، خوب ارزیابی می شود؛ اما جهت تعمیق باورها در هر سه حوزه دانش، نگرش و عمل، ضعیف عمل می کند. نوع سنجش منطبق بر دروس فنی و مهارتی تبیین شده است. 2. اولویت موضوعات در تناسب با سن و شرایط دنیای مدرن:محتوا به اندازه کافی به دغدغه ها و مسائل روزمره نوجوانان نمی پردازد و همچنین به نقش رسانه ها و تغییرات اجتماعی توجه نکرده و از روش های جدید و خلاق در ارائه محتوا بهره نبرده است. 3. ویژگی های فلسفی -تربیتی محتوا: محتوا پرسش محور و ایجادکننده شرایط برای تفکر نیست. داستان ها مستقیم و مثال ها به اندازه کافی چالش برانگیز و مرتبط با زندگی نوجوانان نیستند. 4. ویژگی های زیبایی شناختی و هنری محتوا: زبان و ساختار متن به اندازه کافی جذاب و تأثیرگذار نیست. سه ضلع شناخت، عاطفه و عمل، توأمان می توانند در دستیابی به اهداف تربیتی کمک رسان باشند. چند پیشنهاد کلی حاصل از این پژوهش ارائه می شود: - حرکت به سمت پرسش گری و تفکر انتقادی و طرح موضوعات چالشی در ابتدای هر بحث؛ - ارائه تمرین های مرتبط با خودشناسی جهت تقویت بعد هویتی و هویت دینی فردی و اجتماعی در نوجوان؛ - استفاده از رویکردهای فلسفی - عرفانی جهت تقویت نگرش توحیدی دانش آموزان؛ - متناسب سازی محتوا و ابزار کمکی آموزشی و تربیتی با نیازهای نوجوان و عصر تکنولوژی؛ - تغییر روش های ارزیابی و عبور از ارزیابی مبتنی بر حفظیات به سمت اثرگذاری حقیقی و خودارزیابی معنوی و اخلاقی نوجوان.
۱۶.

جایگاه اخلاقی خالد بن ولید در تاریخ صدر اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۶۲
یکی از سرداران معروف تاریخ صدر اسلام خالد بن ولید است. او قبل از پذیرش اسلام، در جنگ های مشرکان مکه علیه پیامبر اسلام(ص) شرکت فعال داشت. حضور او در جنگ های احد و موته بسیار تاثیرگذار بود. از خالد به دلیل سرکوبی مخالفان حکومت ابوبکر و شکست دادن سپاهیان ساسانی و روم، به عنوان برجسته ترین سردار دوره فتوحات اسلامی یاد می شود. اقدامات خالد مورد حمایت و تایید ابوبکر بود. در این دوره او مرتکب کارهای ناشایستی شد که در تضاد با مبانی اسلام بود. او قصد ترور امام علی(ع) را نمود و عده ای از مسلمانان و اسیران بی گناه را کشت. خالد در دوره خلافت عمر بن خطاب از فرماندهی کل سپاهیان خلافت برکنار شد. مسئله ای که این پژوهش به آن پرداخته است بررسی اقدامات ضد اخلاقی و ضد اسلامی خالد بن ولید در دوره حیات سیاسی- نظامی اوست. این مقاله از نوع توصیفی و با روش کتابخانه ای می باشد.
۱۷.

نوآوری های اندیشه تربیتی آیتالله حائری شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۷۶
مقدمه و اهداف: در چند دهه اخیر، دانش تعلیم و تربیت اسلامی رشد و بالندگی چشمگیری را تجربه کرده است. این رشد بیش از هر چیز مرهون تلاش اندیشمندان برجستهٔ اسلامی است که با رویکردی نو به منابع دینی، به ویژه قرآن و سنت، کوشیده اند تا دانش تربیت اسلامی برگرفته از معارف وحیانی را تبیین کنند. در میان این متفکران، آیت الله حائری شیرازی جایگاه ویژه ای دارد. وی از جمله اسلام شناسانی است که افزون بر تأملات نظری و اجتهادی در عرصهٔ تربیت، در میدان عمل نیز تجربه ای غنی از تربیت شاگردان و زیست تربیتی بر جای گذاشته است. با وجود این، اندیشه های تربیتی ایشان به طور نظام مند مورد تحلیل و واکاوی علمی قرار نگرفته و کمتر در جامعه دانشگاهی و حوزوی به صورت علمی عرضه شده است. این در حالی است که اندیشه پویا و کارآمد استاد بر پایه برداشت های بدیع قرآنی شکل گرفته و با بهره گیری از تمثیلات در تبیین مفاهیم عمیق تربیتی، دربردارنده یافته هایی کاربردی است که مورد توجه بسیاری از کنشگران تربیتی قرار گرفته است. این پژوهش درصدد است با تمرکز بر آثار و دیدگاه های ایشان، نوآوری های تربیتی وی را استخراج کرده و با ادبیات دانشی امروز انعکاس داده تا ظرفیت های آن را برای بازسازی دانش تعلیم و تربیت اسلامی نشان دهد. روش پژوهش: روش تحقیق در این پژوهش مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی است. به این معنا که ابتدا آثار مکتوب آیت الله حائری شیرازی گردآوری و فیش برداری شده و سپس داده های به دست آمده در چارچوبی منسجم دسته بندی و تحلیل گردیده است. از آنجا که جامعه داده ها مشخص و محدود بود، نمونه گیری صورت نگرفت و تمام آثار مرتبط مورد توجه قرار گرفت. در این بررسی، از میان مباحث تربیتی گسترده استاد، مهم ترین نوآوری ها گزینش شده و به صورت نظام مند، سامان یافته اند. یافته ها: براساس یافته های پژوهش، نوآوری های اندیشهٔ استاد، در دو محور اصلی قرار می گیرند: نخست، پیش فرض ها و مبانی نظری، و دوم، مسائل و مباحث تربیتی. در پیش فرض ها، چهار اصل اساسی قابل شناسایی است:۱. نقد اتکای صرف بر یافته های علوم انسانی غربی و تأکید بر ضرورت استقلال معرفتی در علوم انسانی اسلامی؛۲. باور به جامعیت قرآن در پاسخ گویی به همه مسائل مربوط به انسان و تربیت؛۳. اعتقاد به اصل «بازگشت کثرت به وحدت» به عنوان قاعده ای حاکم بر هستی و علوم انسانی؛۴. تأکید بر ضرورت قابل رقابت کردن اندیشهٔ اسلامی با دیگر نظام های فکری از طریق حسی و قابل انتقال نمودن مفاهیم.در محور مسائل تربیتی، برجسته ترین نوآوری های استاد در عرصه مبانی انسان شناسی قابل پیگیری است. ایشان با طرح دوگانه های بنیادین همچون «مافی الانسان و مافی الشرایط» و «فطرت و طبیعت» و همچنین قائل شدن به «حرکت انسان براساس تعلقات و آرزوها»، چارچوبی متمایز برای فهم حقیقت انسان ارائه می دهد. مبانی سه گانه مذکور، خصوصاً مبنای فطرت و طبیعت، نه تنها در تحلیل هویت انسانی بلکه در تبیین سایر مؤلفه های تربیتی -اعم از اهداف، اصول، روش ها و مراحل- اثرگذارند.در بحث اهداف تربیت، زمینه سازی مربی برای حاکمیت انسانیت بر نفسانیت، مسیر اصلی برای رسیدن به هدف غایی تربیت (عبودیت) است. دیگر اهداف نیز شامل رشد تعقل، استقلال و خودکفایی، ایجاد تعلق و آرزوی الهی، تقویت حسن ظن به خداوند و تقویت احساس مسئولیت است.اصول تربیتی نزد ایشان متناسب با همین مبانی انسان شناختی بازخوانی می شوند. اصولی چون آزادی و پرهیز از اکراه، اعتدال در روش ها، توجه همزمان به فطرت و طبیعت، تکریم متربی، مهار نفسانیات مربی و توجه به نظم در مواجهه با متربی، از مهم ترین اصولی هستند که در اندیشهٔ استاد، جایگاه بنیادین دارند. توجه به این اصول، منجر به تقویت فطرت و حاکمیت آن در انسان می شود.روش های تربیتی نیز در نگاه استاد بر همین مبانی بازتفسیر می شوند. ایشان ضمن تأکید بر اهمیت و پرکاربرد بودن روش محبت و احترام در تربیت، سایر روش ها مانند تشویق و تنبیه، قصه گویی، مسئولیت دادن و قرار دادن متربی در سختی ها را با محوریت حاکمیت فطرت در درون انسان تحلیل می کند. بدین ترتیب، حتی روش های سنتی و رایج نیز در منظومه فکری استاد، معنا و کارکردی تازه می یابند.از دیگر نوآوری های استاد، تحلیل مراحل سه گانه تربیت (مبتنی بر روایات سبعه سنین) براساس نظریهٔ «فطرت و طبیعت» است. وی هفت سال نخست را دوره ارضای طبیعت می داند، هفت سال دوم را دوره مهار طبیعت و هفت سال سوم را زمان اجتهاد فطرت تلقی می کند. نتیجه گیری: نتایج کلی پژوهش نشان می دهد که اندیشهٔ تربیتی آیت الله حائری شیرازی، واجد ظرفیت های ارزشمندی برای غنای دانش تعلیم و تربیت اسلامی است. وی با طرح مبانی بدیع انسان شناسی، اهداف و اصول نوین تربیتی و بازخوانی خلاقانه روش ها و مراحل، افقی تازه برای غنی سازی دانش تربیت اسلامی گشوده است. بازشناسی و نظام مند کردن این اندیشه ها نه تنها می تواند منبعی الهام بخش برای پژوهش های آتی باشد، بلکه می تواند نقطه عزیمتی برای طراحی الگوهای عملی در نظام آموزشی کشور و سیاست گذاری تربیتی در راستای حل چالش های تربیتی معاصر در سطوح کلان محسوب گردد.
۱۸.

سرشت روزنه خیزِ مثال های نقض فرانکفورتی: نقد نقد اِلِنور استامپ بر راهبرد روزنه آزادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۴
مسئله اساسی این پژوهش، تبیین نقد اِلِنور استامپ بر راهبرد روزنه آزادی و بررسی انتقادی دیدگاه وی به روش توصیفی_تحلیلی است. بر اساس اصل امکان‌های بدیل، کنشگر تنها زمانی در قبالِ یک کنش مسؤولیت اخلاقی دارد که بتواند از انجام آن کنش اجتناب کند. هدف از مثال‌های نقض فرانکفورتی، نشان دادن کذبِ این اصل است. حامیان این مثال‌ها معتقدند که می‌توان سناریو‌هایی را طراحی کرد که در آنها به‌رغم اینکه کنشگر نمی‌تواند از انجام کنشِ به‌خصوصی اجتناب کند، امّا شهود قوی ما او را در قبالِ انجام آن کنش به‌لحاظ اخلاقی مسئول می‌داند. یکی از مهم‌ترین واکنش‌های مدافعان اصل امکان‌های بدیل در راستای به چالش کشیدن کارآمدیِ مثال‌های نقض فرانکفورتی، راهبرد روزنه آزادی است. طبق این راهبرد، کنشگر ترسیم شده در مثال‌های نقض فرانکفورتی، همچنان دارای نوع به‌خصوصی از توانایی اجتناب کردن است و چنین نیست که تمام گزینه‌های بدیل به روی او مسدود باشند. اِلِنور استامپ، یکی از حامیان مثال‌های نقض فرانکفورتی، معتقد است که می‌توان مثال نقضی طراحی کرد که در آن همین توانایی اجتناب کردنِ ویژه نیز برای کنشگر فراهم نباشد و با وجود اینکه کنشگر هیچ امکان بدیلی ندارد، همچنان به‌لحاظ اخلاقی در قبالِ کنش خویش مسئول است. در این پژوهش سعی می‌شود عدم انسجامِ مثال استامپ نشان داده شود. یافته اصلی این پژوهش این است که روزنه‌خیزی، ناشی از ویژگی ذاتیِ مثال‌های نقض فانکفورتی است. در نتیجه باید گفت که مثال‌های فرانکفورتی، بنابر سرشتشان، روزنه‌ای از آزادی را برای کنشگر باقی می‌گذارند و بدین دلیل تهدیدی علیه اصل امکان‌های بدیل به شمار نمی‌روند.
۱۹.

اخلاق فناوری: ارزیابی انتقادی مناقشه میان دیوید مورو و ژوزف. سی. پیت درباره ی ارزش باری فناوری و مسئولیت اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۶
مسئله وضعیت اخلاقی فناوری یکی از مباحث بنیادین در فلسفه فناوری و اخلاق فناوری است که همواره محل مناقشه بوده است. مسئله کانونی در این حوزه این است که آیا فناوری‌ها ذاتاً حامل ارزش‌، به‌خصوص ارزش‌های اخلاقی، هستند یا به‌عنوان ابزارهایی خنثی عمل می‌کنند؟ در پاسخ به این پرسش، دو رویکرد متقابل وجود دارد: مدافعان ارزش‌باری فناوری (VLT) که بر این باورند که فناوری‌ها به‌طور درونی، یعنی در ساختار خود، واجد ارزش‌هایی مستقل از کاربرانشان هستند و این ارزش‌ها در طراحی، کاربرد و تأثیرات اجتماعی آن‌ها بروز می‌یابند. در مقابل، مدافعان ارزش-خنثایی فناوری (VNT) معتقدند که فناوری به‌خودی‌خود خنثی است و هیچ ارزش درونی ندارد؛ بلکه تنها نحوه استفاده از آن‌ توسط انسان‌هاست که به آن ارزش‌هایی، اخلاقاً، خوب یا بد می‌بخشد. این گروه معتقدند فناوری نباید از لحاظ اخلاقی مورد قضاوت قرار گیرد، مگر در بستر کاربست انسانی. در این مقاله مناقشه‌ای میان دو مقاله کلیدی در این حوزه مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است: مقاله دیوید مورو با عنوان «ارزش‌های نهفته در فناوری‌ها» که از دیدگاه ارزش‌باری فناوری دفاع می‌کند و مقاله ژوزف پیت با عنوان «آیا فناوری ارزش رهاست؟» که دیدگاه ارزش رهایی فناوری را مطرح می‌کند. هدف این مقاله مقایسه، تحلیل و ارزیابی استدلال‌های این دو رویکرد و سنجش قوت و اعتبار آن‌هاست. درنهایت، ارزیابی‌های ما نشان می‌دهند که استدلال‌های پیت به‌ویژه به‌دلیل انسجام منطقی، عمق فلسفی، دقت در تفکیک مفاهیم و کاربرد در حل مسائل اخلاقی حوزه فناوری، و همچنین برجسته کردن مسئولیت اخلاقی، از قوت بیشتری نسبت به استدلال‌های مورو برخوردار است.
۲۰.

تبیبن مدل ساختاری پیش آیندهای رفتار سبز کارکنان در جهت پایداری کسب و کار با تأکید بر رهبری اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۹
کارکنان سازمان‌ها بیش از یک سوم زمان خود را در جهت پایداری کسب و کار در محیط کار سپری می‌کنند؛ لذا رهبران اخلاقی سازمان باید با در نظر گرفتن تمهیدات لازم رفتارهای کارکنان را در راستای اهداف زیست‌محیطی هدایت کنند. هدف این پژوهش، تبیین مدل ساختاری پیش آیندهای رفتار سبز کارکنان در جهت پایداری کسب و کار با تأکید بر رهبری اخلاقی است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، ماهیت و روش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش 105نفر از کارکنان بانک توسعه تعاون استان کرمانشاه بودند که با استفاده از جدول مورگان 83 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‏ها پرسشنامه‏ بود و روایی (محتوا، همگرا و واگرا) و پایایی (بارهای عاملی، ضریب آلفای کرونباخ و ضریب پایایی مرکب) آن نیز نشان از وضعیت قابل قبول داشت. نتایج فرضیات توسط اسمارت پلاس حاکی از آن بود که رهبری اخلاقی بر رفتارهای سبز کارکنان مؤثر است و این رابطه توسط متغیرهای اشتیاق هماهنگ محیطی و شیوه های مدیریت منابع انسانی سبز تقویت می‌گردد. همچنین نقش تعدیل‌گر خلاقیت سبز بر رابطهٔ رهبری اخلاقی بر مدیریت منابع انسانی سبز، و جوّ روانی سبز بر رابطه مدیریت منابع انسانی سبز و رفتار سبز کارکنان تأیید شد. بنابراین اگر بانک بخواهد رفتار سبز کارکنان خود را در جهت پایداری کسب و کارش تضمین کند، بایستی بتواند پیش آیندهای لازم را (رفتار سبز کارکنان، مدیریت منابع انسانی سبز، اشتیاق هماهنگ محیطی، جو روانی سبز، خلاقیت سبز) به‌خصوص رهبری اخلاقی را به نحو احسن در جهت حفظ محیط زیست به کار برد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان