فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۲٬۳۳۰ مورد.
رویکردی میان رشته ای به سبک زندگی؛ با نگاهی به جامعه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم سبک زندگی به رغم اهمیت کارکردگرایانه و وجه انضمامی آن، یکی از مهم ترین چهارچوب های تبیینی در مباحث جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی در دهه های اخیر بوده است. این درحالی است که خاستگاه این مفهوم، فرد، تفاوت های فردی، عادت ها ،ذائقه ها، رجحان ها و به طور کلی تمایزیافتگی افراد و همچنین تفاوت رفتار افراد در فضای کنش با دیگران است که اصولاً امری روان شناختی محسوب می شود. در این میان، سبک زندگی مفهومی وابسته به زمینه تلقی می شود و با طیفی از متغیرهای فردی، فرهنگی، دینی و اجتماعی گره خورده است که در توصیف و تحلیل نیازمند رویکردی میان رشته ای می باشد. به عبارت دیگر تفاوت ها و تمایزهای فردی و روان شناختی به ویژه در موضوعی مانند، سبک زندگی بر خلاف نظریه های کلاسیک روان شناختی، امری صرفاً فردگرایانه و شخصیتی محسوب نمی شود، بلکه به شدت با ساختار و متن اجتماعی و بافت و سرمایه فرهنگی در تعامل هستند. در این مقاله، ضمن توجه به این عوامل و عناصر، ابعادی از تأثیر رسانه های جمعی و الکترونیکی و نیز مدرسه و دانشگاه به عنوان شواهدی از تأثیر زمینه و متن برسبک زندگی طرف توجه قرار می گیرد. در پایان با اتخاذ رویکردی میان رشته ای به توصیف و تحلیل مواردی از کاربرد سبک زندگی در جامعه ایران پرداخته می شود و تلاش می شود با افزوده هایی از آرای دانشمندان اسلامی، دیدگاه هایی برای عرصه سیاست گذاری ارائه شود.
رویکرد مردم شناختی در تحلیل انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه های کلاسیک انقلاب به طور معمول با تکیه بر مبانی نظری برآمده از تئوری های جامعه شناختی، انقلاب های اجتماعی را تبیین می کنند. آن چه در این میان مورد غفلت قرار می گرفت زندگی روزمره مردمانی بود که انقلاب به مثابه یک رخداد کلان، محصول عملکرد جمعی آن ها محسوب می شد. برداشت مکانیستی معمول از مقوله انقلاب مانع از درکی دقیق از این تحولات اجتماعی بود. تحولی که در بطن خود در بردارنده بسیاری از عناصر آشکار و پنهان فرهنگی است که فهم و درک آن ها چندان در توان تئوری های معمول جامعه شناختی نبود. از این رو مکاتب نظری مطرح در این حوزه علاقه چندانی به مطالعه این متغیرهای عموما فرهنگی نداشتند. با گذشت زمان و اهمیت یافتن نقش عناصر معمول زندگی اجتماعی در تحولات سیاسی، مطالعه انقلاب های اجتماعی، روش هایی را می طلبید که قادر به درک عمیق و ژرف در این حوزه باشد. در این میان رهیافت های مردم شناختی در کنار سایر رویکردهای فرهنگی اقبال فراگیری در میان پژوهشگران این حوزه یافت، هدف این نوشتار به اختصار معرفی برخی از مواردی است که مبیین تاملات ژرف مردم شناختی به منظور فهم (و نه تبیین) انقلاب اسلامی است.
توسعه اقتصادی اجتماعی، قومیت و مشارکت سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی عوامل اقتصادی اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر مشارکت انتخاباتی اقوام تُرک، کُرد و بلوچ است. چارچوب نظری راهنمای تحقیق، رویکرد لیپ ست درباره تحلیل اثر توسعه اقتصادی بر دموکراتیزاسیون و نظریات صاحب نظران معاصر ازجمله آلموند و وربا و جیل درباره اثر فرهنگ بر دموکراسی استوار است. در این راستا براساس استدلال پژوهش، اقوام در ایران متأثر از شاخص های متعدد است؛ بنابراین برای تحلیلی جامع از اقوام، ناگزیر از توجه همزمان به عناصر فرهنگی و اقتصادی و تناظر و تعامل آنهاست. از این دیدگاه ،در نقش فرضی جسورانه، عوامل اقتصادی مؤثر بر مشارکت در انتخابات را در پرتو عوامل فرهنگی بازخوانی و تفسیر می کند.
روش تحقیق بر تفکر آزمایش (مشاهده-دخالت-مشاهده) مبتنی است. برمبنای نتیجه پژوهش، توسعه اقتصادی نزد ترک ها و کردها با مشارکت ارتباط دارد؛ اما متأثر از عوامل فرهنگی، معانی متفاوتی به خود می گیرد. بنابراین مشارکت اقوام را باید با زمینه های قومی وارد شده در آن تفسیر و فهم کرد. نزد بلوچ ها ارتباطی بین مشارکت و عامل توسعه اقتصادی مشاهده نشد، بلکه الگوی کنش این قوم بیشتر متأثر از شاخص های فرهنگی(مذهبی) است. برمبنای نتیجه گیری پژوهش می بایست به اهمیت فرهنگ در تحلیل مسائل قومی ایران بیشتر توجه کرد.
رویکردی تطبیقی به مکاتب توسعه
حوزههای تخصصی:
مطالعة فرهنگ لالایی، شعر و ضرب المثل در گویش قوم لر با تأکید بر نشانه های تفکیک جنسیت (مورد مطالعه: دو محلة شهرستان بروجرد از استان لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکل گیری نقش جنسیتی افراد یک جامعه، متأثر از دو امر فرهنگی و بیولوژیکی است. لالایی ها و ضرب المثل ها به عنوان جزئی از فرهنگ عامه که با نقش های جنسیتی و الگوهای فرهنگی رابطه دارند، نقش مهمی در این امر ایفا می کنند. این پژوهش، گزارشی از لالایی ها، شعرهای محلی، ضرب المثل ها و تبیین رابطه شان با الگوهای زنانه- مردانه یا پسرانه- دخترانه است که قوم ایرانی لر، مخصوص مذکر یا مؤنث به کار می برد. بررسی سهم لالایی، شعر و ضرب المثل در شکل گیری فرهنگ و آداب و رسوم هر قوم، علت و اهمیت این پژوهش و احتمال امحای آن ها، ضرورت چنین پژوهشی را نشان می دهد. در این نوشتار، قلمرو تحقیق محلة صوفیان و دودانگه در شهرستان بروجرد و جامعة آماری 45 نفر بروجردی و 5 نفر از اعضای انجمن بروجردی های مقیم تهران است. پرسش های پژوهش مربوط به ضرب المثل ها و لالایی ها یا شعرهایی با موضوع جنسیت است؛ برای مثال، بررسی می شود که چه کسانی با چه اهدافی از آن ها استفاده می کنند. در این پژوهش، از روش مردم شناختی ژرفانگر با مشاهدة مشارکتی مستقیم، همراه با اسناد و مدارک علمی مکتوب در مراکز علمی مختلف استفاده شده است. چارچوب نظری در این پژوهش، نظریة ساخت گرایی لوی اشتروس و نظریة عمل اورتنر است. نتایج پژوهش به شرح زیرند: نخست آنکه در ادبیات شفاهی قوم لر، جنسیت کاملاً هویداست و می توان در این فرهنگ، «زن طبیعی» و «مرد فرهنگی» را آن چنان که در نظریة عمل بیان شده است، به وضوح مشاهده کرد. دوم آنکه قوم لر در ادبیات شفاهی خود، به طور مشخص برای پسر و دختر، زن و مرد، زن و شوهر و پدر و مادر تفاوت ارزشی قائل است. سوم آنکه در الگوهای این ادبیات، معمولاً دختر جایگاه ویژه ای ندارد؛ جز در مواردی خاص که کدبانو و صبور است و کسی از راز دلش آگاه نیست. چهارم آنکه در الگوهای این ادبیات، پسر همیشه عزیزتر است و مسئولیت ها و وظایفش برحسب عزتش تعریف می شود.
نقش قومیت در رفتار انتخاباتی اجتماعات چندقومیتی (مورد مطالعه: شهرستان بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، نقش قومیت و هویت قومی را بر رفتار انتخاباتی شهروندان بجنوردی بررسی کرده است. مطالعه برپایه نظریات نخبه گرا، شکاف های اجتماعی، هویت اجتماعی، دلبستگی گروهی، انتخاب عقلانی، رقابت و نظریه استعمار داخلی استوار است. مطالعه روی 367 نفر از شهروندان بجنوردی از اقوام مختلف اجرا شد که این حجم نمونه به نسبت اقوام ساکن در شهر تخصیص پیدا کرده است. رفتار انتخاباتی شهروندان با متغیر الگوی رأی دهی قومی سنجیده شد که نتایج نشان می دهد میانگین الگوی رأی دهی قومی، 7/34 (در بازه 0 تا 100) است. همچنین میانگین هویت قومی پاسخگویان 6/58 است. بررسی رابطه بین ابعاد هویت قومی با متغیر وابسته نشان می دهد ابعاد اجتماعی، سیاسی و قوم مداری، رابطه ای معنی دار و مثبت با الگوی رأی دهی قومی داشته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد در مدل رگرسیونی چندمتغیره در مدل نهایی، متغیرهای مطالبات قومی، احساس مشروعیت نظام سیاسی و هویت قومی، رابطه ای معنی دار با الگوی رأی دهی قومی داشته اند. همچنین بررسی مدل پژوهش با مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد متغیرهای احساس نابرابری اجتماعی، مصرف رسانه ای، رضایت اجتماعی و احساس مشروعیت نظام سیاسی به همراه میزان تعاملات با سایر اقوام با تأثیر بر هویت قومی و درنهایت شکل گیری مطالبات قومی بر الگوی رأی دهی قومی تأثیر می گذارند.
استبداد نفتی و سقوط پهلوی
حوزههای تخصصی:
بازتاب معماری سنتی کاشان در اشعار سپهری
منبع:
کاشان شناخت ۱۳۸۴ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگیهای مهم شعر سپهری، تاثیر پذیری آن از عناصر بومی زادگاه و زیستگاه شاعر ، کاشان ، است . شهری که در منطقه ای کویری و گرم و خشک واقع شده و ویژگیها و حال و هوای مخصوص به خود دارد. سپهری که به روایت اشعار، نوشته و نامه هایش و همین طور خاطراتی که خانواده و دوستان نزدیک او درباره او نقل می کنند، علاقه شدیدی به منطقه محل تولد و زندگی خود داشته، در اشعارش نیز به تکرار به عناصر بومی و محلی شهر و دیار خویش اشاره کرده است...
وبلاگ های مرتبط با رشته انسانشناسی
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۷ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
جایگاه رشته های مختلف علوم اجتماعی در مطالعات روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زمینه مطالعات مربوط به جامعه روستایی رشته های مختلفی از علوم اجتماعی فعالیت می کنند. در سالهای اخیر با توجه به گسترش رشته ها و گرایش های علوم اجتماعی و حتی علوم کشاورزی و محیط زیست مشاهده می شود که در این رشته ها هر یک به مطالعات روستایی علاقه مند شده و پژوهش در این قلمرو را اجتناب ناپذیر می دانند.در این مقاله وضعیت مطالعات روستایی در ایران و نقش و جایگاه هر یک از رشته های علوم اجتماعی نیز مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعه می تواند پژوهشگران و متخصصان حوزه روستایی را در جهت هم آهنگی و تعامل اصولی بدون تعصب رشته ای یاری نماید.
به سوی ترسیم مرزهای ناپیدای انسان شناسی و ادبیات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار با انگیزه پاسخگویی به یک پرسش بنیادین درباره نسبت انسان شناسی و ادبیات فراهم آمده است. بنابراین در فراز نخست ریشه های فلسفی این رابطه در قالب دو نظام فلسفی اثبات گرایی و تاویل گرایی واکاوی و به تغییرات آن توجه شده است. در فراز بعدی بعدی سرنوشت تاریخی این رابطه در ژانر رمان تعقیب گردیده و با تمرکز بر نویسندگان آمریکای لاتین توسعه یافته است. ماربو بارگاس یوسا در میان این نویسندگان از جایگاه ویژه ای برخوردار است به خصوص به خاطر شمار قابل توجه رمان هایی که او با توسل به پژوهش هایش نوشته به گونه ای که این رمان ها وی را به یکی از بزرگ ترین نویسندگان ژانر رمان پژوهشی تبدیل کرده اند. مردی که حرف می زند نمونه درخشان این ژانر است که به لحاظ انسان شناختی مورد تجزیه و تحلیل واقع می شود و در قالب عینی آن رابطه انسان شناسی و ادبیات بار دیگر نشان داده می شود. به هر تقدیر نتیجه این نوشتار تاکید بر مرزهای چند ناپیدای انسان شناسی و ادبیات است تا حدی که رمان های پژوهشی نویسندگانی همچون یوسا را در بهترین حالت می توان رمان انسان شناسانه نامید.
اقوام ایرانی و مسئله وجود خارجی آنها
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی قاجار اجتماعی
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی پهلوی اول اجتماعی
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی پهلوی دوم اجتماعی
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی مسایل ایران اقوام در ایران
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی سیاسی و انقلاب و جنگ جامعه شناسی سیاسی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی انسان شناسی انسان شناسی فرهنگی انسان شناسی قوم شناختی قومیت ها
تحلیلی بر سطح توسعه فرهنگی شهر اصفهان با استفاده از روش تحلیل عاملی
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، تعیین و تحلیل سطح توسعه فرهنگی و نابرابری ناحیهای مناطق شهری اصفهان با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی است. جامعه آماری پژوهش، 14منطقه شهرداری اصفهان است. رویکرد حاکم بر این پژوهش «توصیفی-کمی و تحلیلی » است. در این پژوهش 35 شاخص با روش تحلیل عاملی خلاصه شده و به 5 عامل تقلیل یافته و به صورت ترکیبی در عوامل معنی دار ارایه گردیدهاند. با بهرهگیری از تکنیک مزبور سهم عوامل تأثیرگذار در توسعه ی فرهنگی مناطق مشخص گردید. بدین صورت که هر یک از شاخص های بار گذاری شده در عامل ها مشخص و با استفاده از امتیاز عاملی مناطق رتبهبندی شده است و در نهایت، براساس رتبه عامل ها، مناطق در پنج سطح مشخص شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که این پنج عامل، روی هم رفته11/93 درصد از واریانس را محاسبه و تبیین میکنند. عامل اول به تنهایی 12/53 درصد و عوامل بعدی به ترتیب 22/17، 11، 38/4 و 38/4 درصد از واریانس را محاسبه و توضیح میدهند. در این صورت توزیع امکانات و فضاهای فرهنگی در بین مناطق متعادل نیست.