فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۱۰۱ تا ۱۱٬۱۲۰ مورد از کل ۱۵٬۲۸۷ مورد.
از لنین متنفرم
بازگشت به خود چیزها
روش اثبات مدعیات زبانى در فلسفه تحلیلى و علم اصول(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
Overcoming of Metaphysics: Heidegger's Interpretation of Kant's Thought and the Problem of Metaphysics
منبع:
فصلنامه حکمت و فلسفه ۱۳۸۴ شماره ۱
52 - 62
حوزههای تخصصی:
Heidegger tried to interpret Kant's "Critique ofpure reason" as the foundation of metaphysics in his "Kant and the Problem of Metapf.?ysics" and to indicate 'the problem of metaphysics' as 'the problem of basic ontology'. But in the preface of the second edition of that book, he asserted, 'on the thinking path of hvenryyearsfro m the first publication, the fatal mistakes andprivations of this stuqy have become so obvious for me that I have given up patching it up ivith complementary notes, an addition, or a postscript. ' It suggests that this book has the same 'mistakes andprivations' as his ''Sein und Zeit", and tue have to pqy attention to the fact that the 'mistakes and privations' are referred in the context of 'the problem of metapf.?ysics'. So I would like to distinguish the three dimensions ofproblems as following: (1) the problem of Kant's thought as the foundation of metaphysics, (2) the problem of metapl?Jsical thinking itse!f, and ( 3) the problem of Heidegger's ivqy of thinking, in which he cn'ticizes metapf.?ysics and Kant's thought. Then I 1vould like to make it clear the meaning of Heidegger's trial to overcome metaphysics and to bring it to fight that of his 'mistakes andprivations' are grounded in his wqy of thinking, which is, contrary to his intention, still in the range of metapbysica! thinking. And from thatpoint of viezv, I would like to reveal the problem of our wqy of thinking in contemporary philosopl?J, iuhicb is ouenuhelmed ry natural sciences.
ریطوریقای مخدرات
ایمان گرایی و فلسفه ویتگنشتاین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۴ شماره ۳۵
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه تحلیلی آباء فلسفه تحلیلی
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه تحلیلی عبور از پوزیتیویسم منطقی
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
نویسنده در این سطور به بیان دیدگاه فلسفی و دینی ویتگنشتاین و پیوند آنها با یک دیگر میپردازد. در این باره وی نخست رویکرد فلسفی متقدم ویتگنشتاین را بیان کرده؛ سپس بطور گستردهتر دیدگاه متأخر وی و پیوند مفاهیم (بازیهای زبانی) و (صور حیات) با دیدگاه ایمانگرایانه و غیر معرفتبخش او و پیروانش را عرضه داشته است. مترجم در انتها برای ارزیابی آرای ویتگنشتاین بابی گشوده، و مولفه های فلسفی نگرش دینی او را برشمرده و ملاحظاتی بر ان افزوده است.
میزگرد فلسفه شناسی (7) ؛ رابطه فلسفه و عرفان
حوزههای تخصصی:
از دیرباز گرایش به عرفان و معنویت در میان ملل مختلف رواج داشته است; گاه به صورت سنت عرفانی و گاه به صورت یک گرایش فردی. در این زمینه میتوان از سنت های کهن شرقی مانند هندوئیسم، بودیسم، سنت عرفانی مسیحی و اسلامی یاد کرد. امروزه نیز همچون گذشته در محافل اسلامی و حوزه های علمیه، هم فلسفه یکی از موضوعات مورد علاقه اندیشمندان است و هم عرفان از موضوعات پرطرفدار. اما فلسفه عرفان از موضوعات ناب روزگار ماست. فلسفه عرفان حاوی تأملات عقلی درباره عرفان است. فیلسوف عرفان را از بیرون نگاه نموده و درباره حقیقت، مبادی، روش ها و نسبت عرفان با دیگر امور بحث میکند. بحث از چیستی عرفان، مقدار اعتبار و ارزش معرفت شناختی یافته های عرفانی، تفاوت تجربه و تعبیر، نسبت عرفان و عقل، زبان عرفانی، و رابطه عرفان با دین و اخلاق از موضوعات مورد بحث در این گفتوگو است.
(Sailing to) Byzantium: the Kantian Sublime
منبع:
فصلنامه حکمت و فلسفه ۱۳۸۴ شماره ۱
29 - 51
حوزههای تخصصی:
Aestheticians and moralphilosophers alike are inclined to the view that there is no particular!J beneficial effect on moral life ofa developed aesthetic sensibility. The usual supporting witness is the pitiless Nazi SS officer with a refined tastefor Mozart and torture. But though his testimony can hard!J be gainsaid, there is an unnoticed and unwarranted narro1ving of the scope ofaesthetic sensibiliry implicit in the very production ofsuch a witness. In a word, aesthetic sensibiliry is reduced to a matter of iabat Kant called taste, wbicb, for him, iuas a matter ofjudgments ofthe beautiful, whether in art or nature. What is neglected is the parallel Kantian notion of the sublime. Kant charges those who remain unciffected by the sublime not with a want oftaste but a want of feeling,, and he makes it clear that if we are to be moved by the sublime we must already be furnished with moral ideas. In that case, our question should not be tuhetber there is a beneficial effect on moral life ofa developed aesthetic sensibility, but whether moral life can have an ciffect on aesthetic sensibiliry. But before ne can address such questions we need to examine Kant's conception of sublimiry, which appears to connect it, not just to the moral life andpoetry but also to religion, in such a wqy that we mqy come to the conclusion that the relationship between moral life and aesthetic sensibiliry is reciprocal, in the sense that whereas we mqy need to befurnished with moral ideas to be moved by the sublime, this andpoetry (or the arts more general!Y), turn out to be a means ofextending our conception ofwhat constitutes moral life. I make no attempt in whatfolloivs to offer a systema tic account ofwhat Kant writes about sublimiry, ideas and art in the third Critique, and nor do I attempt to show af!)' general cultural influence on the poet whose work I appeal to from time to time, W:B. Yeats. It is rather that I have been both moved and perplexed l?J Kant's account of aesthetic ideas over a number ofyears1 and though I have written about these issues elsewhere, (McGhee1 2000) further reading shows me the inadequacy of my previous understanding. Over the same number of years, and indeed for much longer, I have also been moved and perplexed ry the greatpoems of Yeats's The Tower and The Winding Stair, and I have sometimes thought that the poet and the philosopher can shed light on the meaning ofeach other's work.
فلسفه مکان جغرافیایی (کیفیت اولیه در جغرافیا)
منبع:
فلسفه دین ۱۳۸۴ شماره ۴
حوزههای تخصصی:
دراین نوشته براساس مسئلة «تمیز» یا «تحدید» که از مباحث مهم در فلسفة علم بهشمار میرود ,تلاش به عمل آمده تا موضوع«مکان» به عنوان موضوع اصلی ومحوری دانش جغرافیا معرفی وتعیین گردد . سپس با ارائة آرا ونظرات تنی چنداز فلاسفه ودانشمندان دراین خصوص , نهایتاً براساس دیدگاه ما مکان به عنوان یکی از عوارض ذاتی اشیا ومعادل ابعاد هندسی اجسام مادی درنظر گرفته شده است که اوّلاً: مفهومی کاملاً عینی ومحسوس تلقی شده وثانیا : شناخت مکان وابسته به شناخت اشیا ( جواهر ) درنظر گرفته شده است که این باعث می گردد تا مکان قابل تحویل به اشیای مادّی شده وبراین اساس, علم جغرافیا که این علم مکان است , در ردیف علوم طبیعی وتجربی قرار بگیرد واز آنجا که همه مکانها تابع ومشمول قوانین و اصول ثابت وجهان شمولی می باشند , لذا علم جغرافیا علمی قانونمند محسوب خواهد شد .
تحقیق تطبیقی درباره تاویل نزد افلاتون و مفسران یهودی ومسیحی
حوزههای تخصصی:
کانت و فلسفه اخلاق
حوزههای تخصصی:
تفکرى نوین در مکتب استاد مطهرى
منبع:
رواق اندیشه ۱۳۸۴شماره ۴۰
حوزههای تخصصی:
تفکر، گاهى شیطانى است و گاهى دینى. گاهى نیز تفکر دینى با حجابهایى از شیطنت آلوده مىشود که نیازمند اصلاح و ارشاد است.
تفکر دینى با ایجاد و تقویت ایمان، حیات معنوى را براى انسان به دنبال خواهد داشت که فراتر از حیات محدود مادى است. احیاى دینى، انسان را از حیوانیت تا قرب الاهى بالا مىبرد و در جهانبینى الاهى تحقق پیدا مىکند.
در زمان حیات استاد شهید مرتضى مطهرى؛، گروهى از روشنفکران با انگیزههاى دینى آمدند و تفکر دینى را در چارچوب یافتههاى فکرى و علمى جدید ارائه کردند؛ اما استاد، حقیقت تفکر و دین را به شایستگى درک کرده و بر احیاى انسان در بُعد فردى و جمعى با تفکر دینى کوشید و به جاى احیاى تفکر دینى، به احیاى دینى تفکر انسان همت گماشت. در این پژوهش نشان مىدهیم، شهید مطهرى بر این عقیده بود که تفکر دینى، مرگ و احیا ندارد؛ بلکه دین، چشمه جوشان حیات است که از حَىّ قیّوم سرچشمه گرفته و جریان یافته است و با فکر دینى مىتوان فرد انسانى و جامعه را زنده کرد. او در این مسیر، تمام اندیشههاى مادى را به چالش کشید تا با نشان دادن چهره مخدوش جهانبینى مادى، مردم را از محصور شدن در شؤون حیات مادى رهایى و تعالى بخشد و حیات معنوى را به جامعه معرفى نماید. و در این راستا، روشنفکران را به محور قرار دادن تفکر دینى فراخواند و نیروى سوم روشنفکرى را پایهگذارى نهاد.
یونگ و نمادپردازى دینى(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
آیین بودای ژاپنی
آلن بدیو: فرآیند حقیقت
امبرتو اکو و نشانه شناسی
دین و دولت در اندیشه هابز؛ لاک و کانت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسى ۱۳۸۴ شماره ۳۲
حوزههای تخصصی:
دغدغه این نوشتار، توصیف و تحلیل رابطه دین و سیاست در اندیشه مدرن است. گرچه متفکران زیادى در عصر مدرنیته به نسبتیابى دین و سیاست پرداختهاند، تمرکز بر سه متفکر بزرگ این دوره؛ یعنى هابز، لاک و کانت، کمک خواهد کرد تا برخى از ریشههاى مجادلات کنونى ایران درباره نسبت دین و سیاست را کشف کنیم.
تفکیک دین طبیعى از مذهب مدنى و ابزار نگارى دین در نظریه هابز، تفکیک نهاد دولت از نهاد دین و بنیانگذارى نظریه سکولاریزم در نظریه لاک و بالاخره تأویل بردن دین وحیانى به اخلاقى در نظریه کانت، شاید مهمترین نظریههاى موجود باشند که تأملى دوباره مىطلبند.