فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۳۰۱ تا ۸٬۳۲۰ مورد از کل ۱۵٬۲۸۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
یکی از مفاهیمی که توسط جریانی معنوی با عنوان لامائیسم و توسط دالایی لاما مطرح شده، مفهوم شادی و شادمانه زیستن ا ست. دالایی لاما، همانند برخی دیگر از جریان های نوظهور معنوی، هدف زندگی را شادزیستن معرفی می کند. مقالة حاضر، ضمن بررسی واژه هایی نظیر فرح، سرور و نشاط از نظر قرآن و صحیفة سجادیه، به این نتیجه منتهی می شود که اسلام و پیشوایان آن طرفدار اندوه و مخالف شادی نیستند. شادی یکی از ویژگی های طبیعی انسان است که خدادادی می باشد و در قرآن، روایات و صحیفة سجادیه نیز ویژگی هایی برای شادی بیان شده است. نکتة مهم اینکه در اسلام، فقط جهت خاصّی برای شادی و شادمانه زیستن در نظر گرفته شده است.
زمان و هستی از دیدگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود اینکه ملاصدرا، در بحث زمان، وامدار اندیشه های کلامی و فلسفی پیش از خود است، اما تلاش میکند میان هستی و زمان ارتباط تنگاتنگی برقرار نماید. او با ایجاد این ارتباط، بسیاری از نگرشهای پیشینیان را تصحیح و زمان را از حیطه ماهیات به حیطه هستی میکشاند؛ و آن را از عالم بیروح جسم به بعد وسیع هستی و در نهایت وارد در حوزه جان و خرد آدمی میکند، تا نه تغییر را در بیرون از خود، که آن را در تمام هستی و وجود خود دریافته و تجربه کنیم. در نگرش او به زمان افت و خیزها و قوت و ضعفهایی دیده میشود، که پرداختن به آنها از آنرو که بتواند افق راه آینده را در ما ترسیم نماید، حایز اهمیت است.
کانت و نزاع دانشکده ها
حوزههای تخصصی:
افلاطون و فلسفه منطق
حوزههای تخصصی:
هرمنوتیک فلسفی و بنیادهای معرفتی تاریخ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چنانچه فهم مؤثر و کارآمد درباره گذشته، فهمی که معطوف به زمان حال و برای شرایط موجود جامعه مفید باشد به دغدغه اصلی مورخین تبدیل شود، تاریخ را به علمی پویا تبدیل میکند که در بهتر شدن شرایط اجتماعی و معرفتی جامعه مؤثر است. علم تاریخ حاصل بینش و نگرش مورخین است و هرمنوتیک فلسفی با تأکید بر هستیشناسی فهم و مهم تر از آن مفسرمحوری در تحقق فهم، با برداشت های سوبجکتیویستی در تاریخ همخوانی زیادی دارد. در پرتو نظریه پردازیهای خاص اندیشمندان این رهیافت هرمنوتیکی، میتوان شئون معرفتی تاریخ را بالا برد و در تبیین هستیشناسی و روش شناسی تاریخی از آن بهره برد. ازاین روی، هرمنوتیک فلسفی میتواند به منزله دانش معین تاریخ، موجب غنیتر شدن جنبه های معرفتی تاریخ شود. مقاله حاضر با توجه به سیر تحول هرمنوتیک فلسفی میکوشد به بررسی تأثیر این رهیافت بر چگونگی تحقق معرفت تاریخی بپردازد.
خدا و معمای فلسفه ی نقدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کانت در نقد عقل محض بر این موضع پافشاری کرد که فهم بشری تنها قادر به شناخت پدیدارهاست اما در نقد عقل عملی، واقعیت عینی خدا، اختیار و جاودانگی نفس را اثبات می کند. در نگاه نخست به نظر می رسد که نتیجه دو نقد در تعارض با یکدیگر است و کانت خود، از این مشکل به معمای فلسفه نقدی تعبیر کرده است. او ضمن طرح و حل مسئله، تصریح می کند که «ایده آلیسم استعلایی پدیدارها» و «فرض جهان معقول» دو رکن اساسی فلسفه ای واحد را تشکیل می دهند.
براین اساس، او در نقد دوم پس از آنکه خدا را به مثابه یکی از مقتضیات عقل عملی اثبات می کند، فاهمه، اراده و آفرینندگی را به عنوان سه تعین بنیادین به خدا نسبت می دهد و در ادامه، این سه تعین بنیادین را با یک تعین بنیادین دیگر یعنی خودانگیختگی مرتبط می داند.
کانت معتقد است که انتساب این تعینات به خدا و اثبات وجود او، مغایر با نتایج نقد اول نیست و برای رفع تعارض گاه به روش تمثیل متوسل می شود و گاه به کاربرد متفاوت مقولات در نقد اول و دوم. اما به نظر می رسد کانت با توسل به این شیوه ها نمی تواند مشکل تعارض میان دو نقد را مرتفع سازد.
کلّى طبیعى: مقایسه اى میان ابن سینا و ملّاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق در باب نحوه وجود کلّى طبیعى یا ماهیت را مى توان یکى از دشوارى هاى فلسفه ابن سینا و ملّاصدرا دانست. در ساختار فلسفى هریک از این دو فیلسوف، کلّى طبیعى تعریف و آثار ویژه اى دارد. غفلت از این تفاوت ها ممکن است موجب بروز اشتباهات بسیارى گردد. ماهیت، در صورتى که لابشرط اعتبار شود، چیزى جز خودش نخواهد بود. ادّعاى ابن سینا آن است که ماهیتِ لابشرط (کلّى طبیعى) در خارج وجود دارد. امّا به راستى، چگونه ممکن است حقیقت لابشرط ـ که هیچ وصفى جز خود را نمى پذیرد ـ در خارج محقّق، و همچنان اعتبار لابشرط بودن آن حفظ شود؟
در این مقاله، نشان داده ایم که ابن سینا در تبیین نحوه وجود کلّى طبیعى در خارج، با مسائلى مواجه است که آنها را بى پاسخ گذاشته و ملّاصدرا تلاش کرده تا پاسخى موجه براى چنان مسائلى بیابد. البته وى نیز باید تبیینى از کلّى طبیعى ارائه دهد که به هیچ روى با نظریه وى در باب اصالت وجود ناسازگار نباشد. ما تلاش کرده ایم تا با بررسى دو رویکرد مختلف درباره تحقّق خارجى کلّى طبیعى، برترى نظریه ملّاصدرا و چگونگى سازگارى آن با اصالت وجود را نشان دهیم.
تاریخ مندی معرفت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن زمستان ۱۳۸۹ شماره ۴۴
حوزههای تخصصی:
امکان و ضرورت نقد قوه حکم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله امکان نقد قوه حکم به مثابه یک کل را بر اساس نظریه قوای ذهن و متناظر با آن قوای شناختی و تقسیم بندی فلسفه توضیح خواهیم داد و ضرورت آن را بر اساس نظریه گذار و ماهیت ذهنی آن، بدون در نظر گرفتن اقتضائات و نتایج اخلاقی آن، بررسی خواهیم نمود و ملاحظه خواهیم کرد که تحقق گذار فقط از رهگذر کارکرد تاملی قوه حکم امکان پذیر است. بنابراین مبنای ضرورت نقد قوه حکم، کارکرد تاملی قوه حکم خواهد بود. اما در خصوص مبنای امکان نقد قوه حکم، تامل صرف را که کارکرد خاصی از قوه حکم تاملی است به عنوان مبنای امکان احکام زیباشناختی یا نقد قوه حکم در نظر خواهیم گرفت و کارکرد تاملی قوه حکم را به عنوان مبنای امکان احکام غایت شناختی، تا تصویر کاملی از مبنای امکان و ضرورت نقد قوه حکم به مثابه یک کل، ارائه دهیم.
بررسی دیدگاه های انتقادی در خصوص کتاب کانت و گستره عقل اثر نیکولاس رشر
حوزههای تخصصی:
کتاب و کلیک: کتابهایی برای هیچ کس و همه کس
حوزههای تخصصی:
ابن سینا و عناد در منطق
حوزههای تخصصی:
النجاه من الغرق فی بحر الضلالات
حوزههای تخصصی:
نقش اکراه در رفع مسوولیت
حوزههای تخصصی:
انسان بر اساس اصل آزادی اراده، مسئول کارهایی است که انجام می دهد و بر اساس آن مجازات می شود؛ از این رو، در اسلام برای کارهای خلاف شرع، مجازات تعیین شده و برای هر جرمی حدی مشخص شده است. بنابراین اگر کسی با اراده و اختیار خود مرتکب جرمی شود، مثل اینکه مرتکب زنا، شرب خمر، سرقت، سقط جنین و یا... شود، برای هر یک از این جرم ها حدی مشخص شده که بر جرم اجرا می گردد، اما در این میان گاه عواملی وجود دارد که از انسان سلب مسئولیت نموده و خد را از او برمی دارد، مانند اکراه؛ که اگر شخص با اکراه مرتکب یکی از این جرایم شود، حد از او برطرف می گردد؛ زیرا اکراه مسئولیت را بر طرف می کند. در این مقاله سعی بر این است که اکراه و نقش آن در رفع مسئولیت و انتقای مجازات مورد بررسی قرار گیرد.
برهان ا مکان و وجوب و نقد های کانت و هیوم
حوزههای تخصصی:
برهان صدیقین به شکلی که ابن سینا آن را نخستین بار برای برهان امکان و وجوب به کاربرد، از طریق آثار ابن رشد و ابن میمون در قرون وسطی، به آثار توماس آکویناس راه یافت. مفاهیم مربوط به این برهان چنانکه مورد نظر ابن سینا بود، در این آثار منتقل نشد و آشفتگی برهان در فلسفه بعد از رنسانس غرب نیز ادامه یافت. در این مقاله برهان امکان و وجوب از قرن هفدهم به بعد در تاریخ فلسفه غرب دنبال شده است. مدّعای مقاله این است که لایبنیتس و ولف، برهان را بر مدار امکان احتمالی و نه امکان ماهوی اقامه کرده اند و اشکالاتی که از ناحیه ی هیوم و کانت و دیگران بر این برهان به تقریر آکوئیناسی آن اقامه شده، خالی از قوّت نیست. در بخش پایان، قوّت و قدرت تقریر سینوی برهان در ردّ اشکالاتی که از قرن هفدهم به بعد نسبت به برهان وارد آمده، اثبات شده است.
مبانی تفسیری شیعه و معتزله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برون شدن از نتایج مشکل آفرین رویکرد کانت به مسئله وجود در پرتو حکمت سینوی(مقاله علمی وزارت علوم)
روش شناسی مواجهه صدرالمتالهین با کلام شیعی
حوزههای تخصصی:
بحثها و نوآوری های کلامی ملاصدرا، هر چند در قالبهای رایج کلامی صورت نپذیرفته، اما تحوّلی عظیم در مسائل کلامی به وجود آورد. گذشته از آن، می توان گفت مهمتر از دستآوردهای کلامی صدرالمتألهین، روش وی در دستیابی به این نتایج است؛ هر چند که توجّه بسیارِ خوانندگان آثار ملاصدرا به دستآوردهای محتوایی اندیشة او، مانع گردید که روش او در دستیابی به این نتایج، به نحو شایستهای مورد عنایت و الگوبرداری قرار گیرد.
بررسی روش صدرالمتألهین در دستیابی به نوآوریهای کلامی، می تواند عامل پویایی و تحوّل کلام در عصر حاضر باشد؛ اما آن، مستلزم چارچوبی مفهومی است که در عین استواری و اعتبار، از گستردگی و شمول لازم نیز برخوردار باشد. در این نوشتار، با بهره گیری از برخی نظریههای ویژه در دانش هرمنوتیک (به طور مشخص، نظریة معروف قوس هرمنوتیکی با قرائت پل ریکور) و تبیین چارچوب مفهومی مناسب، روش کلامی صدرالمتألهین مورد بررسی و تبیین قرار گرفته است.
علم آینده؛ چهارچوبی جامع تر لازم دارد(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی: