فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۸۱ تا ۱٬۱۰۰ مورد از کل ۱٬۹۹۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
این مقاله به گونه شناسی سبک زندگی جوانان در شهر تهران و عوامل مؤثر بر شکل گیری آن می پردازد. شیوه نمونه گیری خوشه ای بوده و حجم نمونه، با استفاده از فرمول کوکران، 400 نفر برآورد شده است. در کنار تبین تئوریک مسئله به واسطه طیف متنوعی از نظریه های کلاسیک و متأخر، نظریه ساخت گرایی تکوینی بوردیو برای تدوین چهارچوب تئوریک مبنای کار قرار گرفته است. بر مبنای تحقیقات تجربی و تئوری های موجود، سبک های زیبایی شناختی - لذت جویانه، کارکردگرایانه، خرده فرهنگی و انفعالی زمینهیابی و شناسایی شده اند. بر اساس نمرات میانگین انواع سبک زندگی، بیشترین میانگین در سبک زندگی لذت جویانه و کمترین میانگین مربوط به سبک زندگی منفعلانه است. با توجه به ضریب همبستگی پیرسون، رابطه بین سرمایه اجتماعی و فرهنگی با انواع سبک زندگی مثبت و معنادار است. این ضریب معناداری رابطه بین سرمایه اقتصادی و سبک های زندگی کارکردگرایانه، لذت جویانه و منفعلانه را نیز تأیید می کند. با استفاده از روش رگرسیون گام به گام، ترتیب اثر متغیرها عبارت اند از: سرمایه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی. نکته قابل ملاحظه، برتری نقش سرمایه اقتصادی نسبت به سایر متغیرها است. با توجه به ضریب همبستگی تعدیل شده سه متغیر سرمایه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، در مجموع 19% از واریانس متغیر وابسته را تبیین می کنند
عوامل مرتبط پایگاه اجتماعی- اقتصادی، تعارض زناشویی و حمایت اجتماعی با خشونت خانگی والدین نسبت به فرزندان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی ارتباط عوامل خانوادگی و اجتماعی (پایگاه اجتماعی- اقتصادی، تعارض زناشویی و حمایت اجتماعی) با خشونت خانگی والدین نسبت به فرزندان بود. این تحقیق به روش پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه در سطح شهر اهواز اجرا شده است. جامعه آماری کلیه دانش آموزان مقطع دبیرستان شهر اهواز و حجم نمونه384نفر بود که با استفاده از فرمول کوکران محاسبه شد. این تعداد دانش آموز از روش نمونه گیری خوشه ای از میان مناطق مختلف شهر اهواز انتخاب گردیده و بصورت تصادفی پرسشنامه در اختیار آنان قرار گرفت برای سنجش هر کدام از متغیر های این تحقیق، گویه ها با استفاده از طیف لیکرت و دیگر طیف ها طراحی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه، داده های مورد نیاز جمع آوری شد(لازم به ذکر است تعداد 57 سوال از پرسشنامه تحقیق که مربوط به متغیرهای حمایت اجتماعی، تعارزات زناشویی و پایگاه اجتماعی- اقتصادی می باشد توسط والدین دانش آموز پاسخ داده شده است. مقیاسهای کودک آزاری وضربه (CTQ)برنستاین وهمکاران)1995 مقیاس پایگاه اجتماعی-اقتصادی والدین (SES)دانکن،مقیاس حمایت اجتماعی ( (MSPSS زیمت وهمکاران 1998و مقیاس تعارض زناشویی(MCQ )ثنایی وهمکاران(1379)در این پژوهش استفاده گردید. نتایج تحقیق حاکی از معنی دار دبودن رابطه بین متغیر های پایگاه اجتماعی اقتصادی، تعارض زناشویی و حمایت اجتماعی با خشونت والدین علیه کودکان بود. و این مساله نیازمند توجه هر چه بیشترخانواده ها ومسولان جهت پیشگیری ،کنترل وکاهش تبعات منفی آن را در سطح خانواده وجامعه را نشان می دهد.
گفتمان های اجتماعی زنان در پارادایم سنت و نوگرایی؛ مطالعة زنان هجده تا چهل سال شهر شیراز(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارزیابی تفاوت های جامعه شناختی در میان چهارصد نفر از زنان هجده تا چهل سال جامعة آماری زنان شهر شیراز است. نمونة آماری پژوهش بر پایة روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی انتخاب شده است و داده های موردنیاز با استفاده از پرسشنامة بسته ساختار یافته جمع آوری شده است. پرسش اصلی تحقیق این است که آیا میان زنان هجده تا چهل سال سنت گرا و نوگرای شهر شیراز از نظر سرمایة اجتماعی، سرمایة فرهنگی، مصرف رسانه ای، دین داری، سن و پایگاه اجتماعی اقتصادی تفاوت معناداری وجود دارد یا خیر؟ آرای گفتمانی میشل فوکو و لاکلا و موفه، چارچوب تئوریک پژوهش را تشکیل می دهند. در این مطالعه، نگرش های پاسخ گویان دربارة خانواده و ازدواج، حقوق زنان، روابط اجتماعی زن و مرد و حجاب و عفت که در پارادایم سنت و تجدد نظام معنایی خاص خود را دارند، استخراج و تفاوت های میان زنان سنت گرا و نوگرا در میزان متغیرهای مندرج در صدر چکیده شناسایی شد. بر اساس یافته های توصیفی، میانگین گرایش زنان به گفتمان های معطوف به سنت برابر با 1/67 (از 100) و میانگین گرایش آنان به گفتمان های نوگرا برابر با 4/63 (از100) است. نتایج استنباطی پژوهش نشان می دهد میزان سرمایة اجتماعی، دین داری و سن زنان سنت گرا به گونه ای معنادار بیش از همتایان نوگرای آنهاست؛ به طور متقابل، میزان سرمایه فرهنگی و مصرف رسانه ای زنان نوگرا به شکلی معنادار از زنان سنت گرا پیشی می گیرد؛ میان دو گروه یاد شده زنان، از حیث پایگاه اجتماعی اقتصادی تفاوت معناداری مشاهده نشد.
رابطه سبک های دلبستگی و خشونت دیدگی در زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خشونت علیه زنان به وسیله همسران آن ها، یک مسئله شناخته شده در تمام کشورها و فرهنگ-های دنیاست. هدف این مطالعه بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی و خشونت دیدگی در زنان می باشد. بدین منظور 396 نفر از زنان ساکن در شهر کرمانشاه با روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب شده و پرسشنامه همسرآزاری قهاری (1384) و مقیاس تجارب مربوط به روابط نزدیک (ECR) را تکمیل کردند.
تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که دو سبک دلبستگی (اجتنابی و اضطرابی) پیش بینی کننده انواع خشونت دیدگی در زنان است. یافته ها حاکی از آن است که ترس از جدایی و طرد شدن و هم-چنین تکیه بیش از حد بر خود در اوقات استرس، می تواند عامل خطری در جهت خشونت دیدگی زنان باشد.
ذهنیت دانش آموزان در میانه گفتمان خانواده و مدرسه (مطالعة موردی: دانش آموزان دختر شهر ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله تلاشی است برای فهم ذهنیت سوژههای اجتماعی (دانشآموزان) در میانة گفتمانهای مختلف مؤثر (خانواده و مدرسه). پیشفرض مقاله این است که این دو نهاد همسو نیستند، بلکه در سطح اهداف و عملکرد با هم متفاوتاند. در این تحقیق، با روشی تجربی تقاطع این گفتمانها در مدرسه بررسی میشود. به این منظور با 30 دانشآموز، 5 نفر از اولیای مدرسه و 15 نفر از والدین مصاحبة کیفی انجام شده است. میتوان دید که دو گفتمان خانواده و مدرسه در 4 مؤلفة تحصیل، مذهب، پرورش سیاسی و انضباط در مقابل یکدیگر قرار میگیرند. هر کدام دانشآموز را در تملک خود میداند و سعی میکند در زمان و مکان تحت سیطرة خودش، به ذهنیت دانش آموزان مطابق با آرمانهای خویش شکل دهد. بدین ترتیب گاه در سطح اهداف و گاه در سطح عملکرد بین آنها تنش وجود دارد. این تنش موجب میشود هویت دانشآموز به مواضع گوناگونی فراخوانده شود. مهمترین علت تفاوت مدرسه و خانواده در درجة استقلال آنها از گفتمان دولت است.
پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس سبک های دلبستگی و خودمتمایزسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی بزرگسال و تمایزیافتگی با رضایت زناشویی بود. 209 دانشجوی متأهل تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند.
ابزار جمع آوری داده ها شامل سه پرسشنامه بود: پرسشنامه سبک های دلبستگی بزرگسال کولینز و رید (1990)، پرسشنامه خودمتمایزسازی (اسکورون و اسمیت، 2003) و پرسشنامه رضایت زناشویی اینریچ.
تحلیل داده ها از طریق آزمون t، تحلیل واریانس، همبستگی و تحلیل رگرسیون انجام شد.
نتایج نشان داد افرادی که سبک دلبستگی ایمن داشتند دارای رضایت زناشویی بالاتری نسبت به افرادی با سبک دلبستگی اجتنابی و اضطرابی بودند. هم چنین افرادی که میزان تمایزیافتگی آن-ها بالا بود، رضایت زناشویی بیشتری احساس می-کردند بین زنان و مردان از لحاظ تمایزیافتگی تفاوتی وجود نداشت اما میزان رضایت زناشویی در مردان بیشتر از زنان بود. افرادی که سبک دلبستگی ایمن داشتند از میزان تمایزیافتگی بیشتری برخوردار بودند و در نهایت مشخص شد که پنج متغیر موقعیت من، گسلش عاطفی، امتزاج با دیگران، وابستگی و جنسیت، توانایی پیش بینی 7/52 درصد واریانس رضایت زناشویی را دارند. نتایج این پژوهش بر تجارب افراد در خانواده اصلی و اهمیتی که این تجارب در شکل دهی روابط صمیمی بعدی و رضایت زناشویی دارند، تأکید می کند.
آموزش خانواده به خانواده: مبانی نظری و نمونه کاربردی خانواده دارای کودکان سندروم داون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داشتن فرزندان با نیازهای ویژه، خانواده را با مسائل زیادی در زمینه های اجتماعی، آموزشی و خودیاری مواجه می سازد.
برقراری ارتباط عمیق تر با خانواده ای دیگر دارای تجربه ای مشابه در این زمینه، می تواند مسیر مشکلات طی شده را به آن ها نشان دهد. هدف آموزش خانواده به خانواده، انتقال تجارب مثبت خانواده ها به یکدیگر است. در این پژوهش زمینه یابی، به روش نمونه گیری در دسترس از اعضای کانون خیریه سندروم داون، 12 نفر از والدین (11 مادر و 1 پدر) کودکان با سندروم داون به طور داوطلب انتخاب شدند تا در 5 جلسه هفتگی گروهی (به مدت 1 ماه) تجارب خود را در ارتباط با مسائل ویژه دوران پیش دبستانی فرزندان خود بازگو نمایند. از میان این مسائل، 4 اولویت جهت ارایه در پانل آموزشی سمینار سندروم داون انتخاب شد. سه ماه بعد از برگزاری سمینار، با استفاده از پرسشنامه 20 سوالی (محقق ساخته)، ویژگی های دموگرافیک شرکت کنندگان داوطلب در سمینار (22 نفر از والدین) ثبت و میزان رضایت آن ها از مفید بودن پانل آموزشی جمع آوری شد. نتایج نشان دادند که میانگین رضایت خانواده ها از پانل آموزشی و همه مؤلفه های رضایت بسیار زیاد بود. با توجه به محدودیت گروه نمونه، در دسترس بودن آن و اختصاص پانل آموزشی به مسائل دوره پیش-دبستانی و عدم کنترل منابع حمایتی در خانواده ها، پیشنهاد می شود که پژوهش های آتی ضمن توجه به موارد مطروحه، به برگزاری دوره های آموزش خانواده به خانواده در قالب سمینارها در دوره های مختلف سنی افراد داون مبادرت ورزند و این گونه برنامه ریزی جهت توانمند سازی افراد با نیازهای ویژه و خانواده های آن ها در مقابله با استرس مورد استفاده قرار گیرد.
مطالعه جامعه شناختی رضایت از زندگی خانوادگی برحسب الگوی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف بررسی تأثیر الگوی خانواده (زن سرپرست، چندزن و تک همسر) بر میزان «رضایتمندی از زندگی» و «کیفیت زندگی» انجام شده است. این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی ـ تحلیلی است که با روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه اجرا شده است. گروه نمونه این پژوهش شامل 187 زن متأهل مراجعه کننده به مرکز بهداشت شهرستان کهنوج می باشند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند.
داده های به دست آمده پس از آزمون های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار)، آزمون F و ضریب رگرسیون در فضای SPSS تحلیل شد.
نتایج به دست آمده نشان داد که الگوی خانواده، تبیین گر 54% تغییرات رضایتمندی زنان از زندگی خانوادگی می باشد. در مقام مقایسه، بالاترین رضایتمندی و کیفیت زندگی در خانواده های تک همسر ملاحظه شد؛ میزان رضایت از زندگی در خانواده های زن سرپرست، برحسب علت سرپرست شدن زن قابل تبیین است. هم چنین بالاترین کیفیت زندگی مربوط به زنانی است که همسرانشان فوت کرده اند.
رضایتمندی در خانواده های چندهمسر، با توجه به تعداد زنان قابل تبیین است. نتایج بدست آمده در راستای تأیید فرضیه تحقیق نشان می دهد، رضایتمندی از زندگی خانوادگی مؤلفه ای فرهنگی است که در جریان کنش های اجتماعی با دیگران شکل می گیرد.
تحلیلی بر رابطه طبقه اجتماعی وساختار قدرت خانواده در شهر اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
برابری جنسیتی و نابرابری های طبقاتی همواره دو نمود بارز تمایزات اجتماعی در جوامع مختلف بوده اند. هدف تحقیق حاضر، براساس یک رویکرد منسجم، رابطه متقابل ساختار قدرت در خانواده و پایگاه اقتصادی- اجتماعی را مورد کنکاش و بررسی قرار میدهد.این تحقیق حاصل یک پژوهش پیمایشی است که در بینزنان همسردار ساکن در مناطق منتخبی شهر اصفهان با نمونه ای342 نفری که با شیوه طبقه ای متناسب انتخاب شده بودند انجام شده است. ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته ای است که به روش محتوایی، اعتبار آن و با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، پایایی آن به دست آمده است. متغیرهای اصلی این پژوهش، ساختار قدرت در خانواده با پایگاهاقتصادی –اجتماعی، میزان استفاده از رسانه های جمعی و میزانمهریه سن بوده است. یافته های تحقیق حاکی از آن بود که خانواده از شکل سنتی پدر سالار خارج شده و زنان قدرت بیشتری نسبت به گذشته به دست آوردهاند وخانواده شکل متعادل تری به خود گرفته استهمچنینبا توجه به مجموع نمرات گویه های سه بعدساختار قدرت درخانواده های ساکن درشهر اصفهان 7/22 درصد زن سالار، 3/74 درصد متعادل، 3 درصد مردسالار هسنتد. از طرفی دیگربرحسب نتایج می توان اذعان داشت کهخانواده های اصفهانی بیشتر دموکراتیک هستند وازالگوهای تصمیم گیری دوسویه بهره می گیرند تایک سویه.به طور کلی می توان گفت نتایج تحقیق حاضر با تئوری تضاد (نظریه رندال کالینز)ونظریه منابع (بلاد وولف)منطبق است.
سبک ازدواج سنتی در اقلید فارس
حوزههای تخصصی:
نقش اجتماعی مادران در اصلاح الگوی مصرف (مطالعه موردی شهر کرج)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این تحقیق نقش اجتماعی مادران دراصلاح الگوی مصرف در شهر کرج است. جامعه آماری این پژوهش متشکل ازمادران شهر کرج می باشد. چارچوب نظری این پژوهش بر اساس دیدگاه های اسلام وفمینیسم است. روش تحقیق، از نوع توصیفی-پیمایشی بوده و ابزار اندازه گیری از نوع پرسشنامه با طیف لیکرت (شاخص پنج قسمتی از خیلی زیاد تا خیلی کم) است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 384 نفر حاصل شده است. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزار SPSS و با آمار توصیفی و استنباطی(آزمون های تحلیل واریانسANOVA، همبستگی پیرسون) انجام گرفته است. متغیرهای مستقل این تحقیق برای سنجش میزان تحصیلات، فرهنگ مصرفی(مد)، طبقه اجتماعی، نظام اقتصادی اجتماعی، برخورد یا تهاجم فرهنگی، سبک زندگی و اصلاح الگوی مصرف به عنوان متغیر وابسته بود. نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین متغیرهای تحصیلات، فرهنگ مصرفی(مد)، برخورد یا تهاجم فرهنگی، نظام اقتصادی اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد و فقط بین متغیرهای طبقه اجتماعی وسبک زندگی رابطه معنی داری وجود ندارد
خانواده و هویت ملی؛ بررسی موردی دانش آموزان شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله هویت ملی نوجوانان با توجه به نقش سازنده آنان در سرنوشت آینده کشور اهمیت زیادی دارد. هویت ملی از این نظر اهمیت دارد که بر تمامی حوزه ها از جمله فرهنگ، اجتماع و سیاست و حتی اقتصاد سایه افکنده و خانواده به سبب الگوگیری نوجوانان از والدین، می تواند از عوامل مؤثر در این زمینه باشد. هدف از این مقاله بررسی تأثیر خانواده در شکل گیری هویت ملی دانش آموزان شهرستان یزد است.
روش پژوهش در این مطالعه، پیمایش و به لحاظ زمانی مقطعی است. جامعه آماری دانش آموزان مقطع متوسطه است که تعداد 120 نفر از آنها از طریق فرمول کوکران و به روش نمونه گیری طبقه ای مورد بررسی قرار گرفته اند. ابزار مورد استفاده در این مطالعه، پرسشنامه است. پرسشنامه پس از احراز اعتبار و پایایی در مرحله مقدماتی، برای جمع آوری داده ها در مرحله نهایی مورد استفاده قرار گرفت. در این تحقیق، از اعتبار صوری استفاده شده است. بدین ترتیب که پیش آزمون با تعداد 40 پرسشنامه انجام گرفت و برخی گویه ها و پرسش ها، پس از مشورت و نظرخواهی از کارشناسان و اساتید دانشگاه که دارای اشکال و ابهام بودند، اصلاح شدند. به منظور برآورد پایایی سنجه های مهم در پژوهش حاضر، از ضریب آلفای کرونباخ[1] استفاده شد و بر اساس امکانات بسته نرم افزاری خاص علوم اجتماعی(SPSS) داده ها توصیف و تحلیل شده اند.
بر اساس یافته های این پژوهش، رابطه متغیرهای هویت ملی والدین، جنس، بهره مندی از وسایل ارتباط جمعی، روابط صمیمی والدین با هویت ملی تأیید ولی رابطه متغیرهای سن، بُعد خانوار، مقطع تحصیلی، پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی والدین، انسجام خانواده، همدلی خانواده و گفت و شنود با این متغیر، تأیید نشد.
نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که جنس و هویت ملی والدین بیشترین تأثیر مستقیم را بر میزان هویت ملی دانش آموزان داشته است. همچنین متغیرهای جنس و هویت ملی والدین با متغیر وابسته رابطه مستقیم داشته اند.