فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴۱ تا ۵۶۰ مورد از کل ۳٬۲۸۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
این مقاله به روش تطبیقی به بررسی ویژگی های اجتماعی، کنش های معنادار فاعلان جمعی، درون مایه های اجتماعی تکرارشونده، شناخت جایگاه طبقاتی نویسنده و بازتاب آن بر پیرنگ و شخصیت های رمان، ارتباط و تناظر میان ساختار ادبی و ساختار اجتماعی در رمان های دانشور پرداخته است. دانشور دو نوع زندگی را از دو طبقه ی مختلف تجربه کرده است، اما همواره با تحصیل کردگان، روشنفکران و بزرگان علم و ادب هم نشین بوده است، این تجربه های طبقاتی در آثار و شخصیت های داستان های او تأثیر گذاشته اند. زنان آثار او، از هر دو طبقه ی اجتماع، «اشراف و محروم» هستند. او شخصیت های داستان هایش رابیشتر از آدم های دور و بر خودش انتخاب کرده است. او در رمان های متأخر، شخصیت های زن را از میان دانشجویان و دانشگاهیان برگزیده است. سووشون سکوی پرتاب نویسنده برای حرکت در مدار واقع گرایی است. دانشورخط عزیمت اندیشه ی زری را از فردگرایی تا جامعه گرایی و از انقیاد تا عصیان ضد روزگار خود و از زنی احساساتی و منفعل تا مرز زنی منطقی و فعال و از عامیانه اندیشی تا پهنه ی اندیشه های فلسفی و اجتماعی پیگیری کرده است. در نتیجه عوامل مهمّی چون تحولات اجتماعی و انقلاب بیرونی و درونی و ارتباط وتناظر ساختار ادبی و ساختار اجتماعی آفرینش و تحول شخصیت های داستان تأثیری به سزا دارد.
سرمایه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصطلاح «سرمایه اجتماعی» در سه دهه گذشته موضوع بررسی های بسیاری در علوم اجتماعی ـ و به ویژه در جامعه شناسی بوده است. این اصطلاح توانست در کمتر از دو دهه، ادبیات بسیار گسترده ای را به خود اختصاص دهد و به مفهومی، کم و بیش، «اسطوره ای» تبدیل شود ـ به گونه ای که برخی از نویسندگان آن را حتی بیش از یک کلیدواژه علمی و همسنگ یک نظریه پنداشته اند. این در حالی است که محتوای بحث این نویسندگان، به هیچ روی، نو نیست و در واقع همان بانگ «دریغ از گذشته» (نوستالژیک) نویسندگانِ ایدئولوژیست سده 19 و رهبران ناسیونالیست سده 20م است. افزون بر این، واژه «سرمایه» در این اصطلاح در معنایی نادرست به کار گرفته شده است و نویسندگان آن را «چیزی» دانسته اند که در درون رابطه اجتماعی نهفته و پنهان و بنابراین دور از دسترس کنشگر است. حال آنکه سرمایه اجتماعی کنشگر، در جامعه سنتی عبارت است از آن رفتارهای تثبیت شده یا هنجاری که کنشگر برای پایدار ساختن رابطه خود با دیگران، درونی می کند؛ و در جامعه نوین (مدرن) دربرگیرنده همه آن قابلیت ها و توانمندی هایی است که کنشگر برای رابطه برقرار کردن با دیگران به آن نیاز دارد و باید به دست آورد.
تحلیل محتوای مقالات فارسی نشریات علمی ایران در زمینه ازدواج و طلاق با روش خوشه بندی سلسله مراتبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، تحلیل محتوای مقالات فارسی نشریات علمی ایران در زمینه ازدواج و طلاق با روش خوشه بندی سلسله مراتبی است. این پژوهش، توصیفی و از لحاظ هدف کاربردی است که به تحلیل محتوای متون با رویکرد خوشه بندی سلسله مراتبی می پردازد. جامعه مورد پژوهش، تمام مقالات فارسی حوزه ازدواج و طلاق است که در نمایه استنادی علوم ایران، نمایه سازی شده است. تحلیل محتوا، روی کلیدواژه های نویسندگان مقالات صورت گرفت. با استفاده از نرم افزار ""راور ماتریس""، دو ماتریس متقارن همرخدادی برای اصطلاحات ایجاد، و از طریق نرم افزار اس پی اس اس این اصطلاحات موضوعی خوشه بندی شد. برای خوشه بندی از الگوریتم ""پیوند درون گروهی"" استفاده گردید. محاسبه شباهت بین موضوعات مقالات ازدواج و طلاق بر اساس شاخص شمول صورت گرفت. تحلیل محتوای مقالات در حوزه ازدواج و طلاق نشان داد که موضوعات زن و خانواده در هر دو حوزه دارای بیشترین بسامد است. نتایج خوشه بندی نشان داد که غالب خوشه های ازدواج با موضوعات اجتماعی و روانشناختی مرتبط است در حالی که در خوشه های طلاق، موضوعات روانشناختی و حقوقی نقش عمده ای دارد. این خوشه بندیها نشان داد که محور اصلی خوشه های موضوعی ازدواج، موضوع زن و برای حوزه طلاق، موضوع خانواده است و زن موضوع محوری مباحث حقوقی طلاق به شمار می رود. هم چنین نشان داده شد که 67/0 از موضوعات طلاق شبیه موضوعات ازدواج و 38/0 از موضوعات ازدواج، شبیه به موضوعات طلاق است. نکته ای که در مقالات مورد مطالعه کمتر به آن توجه شده، مسائل جنسی است. به طور کلی می توان نتیجه گرفت که موضوعات حوزه ازدواج کمتر به تعارضات زناشویی گرایش دارد.
رمان های عامه پسند ایرانی؛ سازگاری زن
حوزههای تخصصی:
نویسنده ژانر 21 رمان عامه پسند ایرانی در دهه 70 را بررسی می کند و با استفاده از مدل شانس که بدوا برای بررسی سینمای آمریکا تدوین یافته بود همه ژانرهای موجود را به دو دسته نظم و سازگاری تقسیم می نماید. این مقاله با تلفیق مشخصه هایی که شاتس برای ژانر سازگاری و رادوی برای ژانر رمانس قائل شده بود، 14 مولفه را به عنوان شاخص های اصلی ژانر سازگاری در ادبیات، شناسایی و از یکدیگر تفکیک می کند. نتیجه آنکه عمده مشخصه های ژانر سازگاری در عمده آثار مورد بررسی تحقق یافته است. این یافته نشانگر آن است که زنان خانه دار به مقام رهبران فکری بازار ادبیات داستانی عامه پسند نائل آمده اند که این پیامد برای صنعت نشر و سیاستگزاران امور فرهنگی می تواند از اهمیت خاصی برخوردار باشد.
جایگاه نمادهای هویت ملی در زبان و ادب فارسی؛ مطالعه موردی: آثار داستانی جمال زاده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به مسئله هویت ملی در عصر مشروطه از اهمیت زیادی برخوردار شد؛ دغدغه هویت ملی در آثار بسیاری از نویسندگان این عصر، گویای جایگاه این مسئله در این دوره تاریخی است. از جمله این نویسندگان، پدر داستان نویسی کوتاه ایران، سید محمدعلی جمال زاده است. براین اساس، پژوهش حاضر با هدف تشریح جایگاه نمادهای هویت ملی در آثار این نویسنده (یکی بودیکی نبود؛ تلخ وشیرین؛ کهنه و نو؛ قصّه مابه سر رسید) درمراحل مختلف زندگی ادبی او صورت گرفته است .پژوهش حاضر از نوع پژوهش های توصیفی، کیفی است که با استفاده از روش تحلیل محتوا صورت گرفته است. بدین منظور با مطالعه ابعاد هویت ملی، مباحث نظری و ادبیات پژوهش دربارة هویت ملی، مؤلفه هایی برای این هویت تعیین و سازه تحلیل محتوا تهیه شد و بر مبنای آن، میزان و نوع توجه به هویت ملی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد که از بین مؤلفه های هویت ملی در داستان های جمال زاده، بیشترین فراوانی متعلق به نمادهای زبان فارسی است. در مراحل بعدی این واکاوی نمادهای جغرافیایی، تاریخی، ادبیات، و مشاهیر و فرهنگ از بیشترین فراوانی ها برخوردارند. تعمق در آثار جمال زاده نشان می دهد این نویسنده در اوایل داستان نویسی، به ساختار عینی و مادی هویت توجه بیشتری کرده و در اواخر دوره داستان نویسی به ساختار معرفتی هویت بها داده است. تحلیل کیفی محتوای داستان های جمال زاده نشان می دهد عناصر هویت ملی در آثار وی بسیار پُررنگ و تقریباً تمام جنبه ها در آن مورد توجه قرار گرفته است. آثار او وابسته به زمینه بوده واز این حیث حال و هوای ایرانی دارند به نحوی که می توان گفت هر چند جمالزاده خود در ایران نمیزیسته است اما در دنیای داستانهایش درایران وهمراه با ایرانیان زیسته است
تدوین سیستم خط مشی گذاری فرهنگی آینده نگر با استفاده از هم افزائی مدل ها(مقاله علمی وزارت علوم)
بررسی نگرش دانشجویان دانشگاه شیراز نسبت به برنامه های فرهنگی و هنری و عوامل موثر بر شرکت آنها در این گونه فعالیت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به منظور بررسی نگرش دانشجویان به برنامه های فرهنگی و هنری و عوامل موثر بر میزان علاقه، آگاهی و شرکت آنها در این برنامه ها صورت گرفته است. جامعه آماری این تحقیق دانشجویان دانشگاه شیراز در گروه ها و مقاطع مختلف آموزشی می باشند. ابزار سنجش این بررسی پرسش نامه کتبی است که بین 1400 دانشجو به صورت تصادفی توزیع گردید که 780 پرسش نامه برگشت داده شد. یافته ها نشان می دهد که میزان علاقه دانشجویان به برنامه های فرهنگی و هنری نسبتا زیاد است. این افراد ضرورت برنامه های فرهنگی و هنری را در حد نسبتا زیادی حس می کنند اما میزان آگاهی آنان از این برنامه ها بسیار ناچیز است. نتایج آزمون فرضیات نشان می دهد که بین سه متغیر علاقه، احساس نیاز به کسب اطلاع و آگاهی با میزان شرکت آنها رابطه مستقیم وجود دارد و آگاهی بیشترین رابطه را با شرکت دارد. به علاوه علاقه مندی در میان زنان، افراد مجرد و غیر شاغل، ساکنین شهرهای بزرگ، افرادی که پدر و مادر آنها از سطح تحصیلات بالایی برخوردارند، کسانی که وضع درآمدی بهتری دارند و نیز دانشجویان مقطع کارشناسی و دانشجویان گروه آموزشی هنر و معماری بیشتر است.
بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی برون گروهی بر توسعه اقتصادی در استان های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر بحث در مورد نتایج مثبت سرمایه اجتماعی رشد چشمگیری یافته است؛ به گونه ای که از آن به عنوان حلقه مفقوده توسعه یاد می شود. در این نوشتار این باور به چالش کشیده می شود و فرض بر این است که سرمایه اجتماعی انواع گوناگون دارد و ممکن است که نوعی از آن تأثیر منفی بر توسعه داشته باشد و نوع برون گروهی آن که به روابط مبتنی بر اعتماد گروه های باز و نهادهای مدنی ارجاع داده می شود، در شرایط خاصی می تواند موجب کاهش هزینه مبادلات، اعتماد تعمیم یافته و افزایش سرمایه انسانی شود و در نتیجه تأثیر مثبت بر روند توسعه یک کشور داشته باشد. همچنین دو مفهوم متفاوت از توسعه در ارتباط با سرمایه اجتماعی مورد بررسی قرار می گیرد. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل ثانویه است. برای تدوین سازه ها از مراکزی چون مرکز آمار ایران، مرکز پژوهش های بازرگانی، پیمایش ملی ارزش ها و نگرش های ایرانیان، معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی و برخی از تحقیقات پیشین، شاخص های متعددی انتخاب شدند، و با استفاده از نرم افزار AMOS و مدل معادلات ساختاری، فرضیات تحقیق مورد آزمون قرار گرفتند. جامعه آماری، کل ایران و واحد تحلیل استان های آن است. یافته های تحقیق نشان می دهد که رابطه منفی میان سرمایه اجتماعی برون گروهی و توسعه وجود دارد بدین گونه که هر چه میزان سرمایه اجتماعی برون گروهی در استان های کشور بیشتر باشد، میزان توسعه اقتصادی آن استان کاهش می یابد. این امر در ارتباط با سازه توسعه اقتصادی نسل دوم، شدت بیشتری دارد.
نمایش دیگری جایگاه غرب در سفرنامه های دوره ظهور مشروطیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در سال های اخیر مطالعه «دیگری» و «نمایش دیگری» به صورت مستقل در سنت مطالعات فرهنگی به خصوص نزد محققانِ «مرکز مطالعات فرهنگی بیرمنگام» همچون استوارت هال اهمیت یافته و از آن به عنوان دریچه ای برای شناخت خود، جامعه و فرهنگ خودی استفاده می شود. شرق شناسی ادوارد سعید و غرب و بقیه استوارت هال دو نمونه درخشان چنین مطالعه ای را نشان می دهند. صنایع فرهنگی و ارتباطات انسانی از مهم ترین مسائل ﻣﺆثر در شکل گیری نگاه به غرب در ایران بوده اند. به این ترتیب شاید بتوان نخستین نسل از ایرانیانی را که به غرب سفر کردند، نخستین نسل از نمایش دهندگان دیگری در ایران دانست. هدف از نگارش این مقاله، بررسی نمایش غرب در سفرنامه های ایرانیانی است که در دوره مشروطه از اروپا دیدن کرده اند. در این راستا، سفرنامه های رضا قلی میرزا، حاج سیاح، عمادالسلطنه و میرزا صالح شیرازی، به عنوان نمونه های این تحقیق مورد مطالعه قرار گرفته اند. سؤال اصلی تحقیق بدین قرار است که «غرب چگونه در این سفرنامه ها به تصویر کشیده شده است»؟ پیش فرض اصلی نوشتار حاضر این است که غرب، پیش از هر چیز، یک برساخته فرهنگی ـ تاریخی است.
به منظور تبیین نظری مفاهیم «دگرسانی» و «تفاوت» نظریاتی همچون واسازی دریدا، نظریه متن بارت، بینامتنیت کریستوا، روانکاوی لکان، زبان شناسی سوسور و باختین، گفتمان فوکو، لاکلو و موفه، و بازنمایی هال، مورد استفاده قرار گرفته است. متون این سفرنامه ها به روش بازنمایی ـ گفتمان تحلیل شده اند. سازوکارهای کلیشه سازی شامل دونیم سازی، طبیعی سازی، فتیش سازی، انکار و تقلیل تفاوت، از جمله سازوکارهایی بوده اند که از طریق آنها تحلیل سفرنامه ها مورد ارزیابی نهایی قرار گرفته است.
"
اعتماد اجتماعی در شهر یزد: تحلیلی از سطوح و عوامل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اعتماد مهم ترین مولفه نظم اجتماعی و یکی از ارکان سرمایه اجتماعی محسوب می شود. هدف این تحقیق، بررسی میزان اعتماد اجتماعی و عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر آن در بین ساکنان شهر یزد بوده است. روش مطالعه از نوع پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق را کلیه افراد 15 ساله و بیشتر شهر یزد تشکیل می داد که 288 نفر از آنها به عنوان نمونه مورد مصاحبه قرار گرفتند. یافته های تحقیق نشان داد که میزان اعتماد اجتماعی 17.4 درصد پاسخگویان کم، 64.6 درصد متوسط و 13.5 درصد زیاد می باشد. میزان اعتماد اجتماعی در بین مردان بیش از زنان و در بین افراد متاهل بیش از افراد مجرد بوده است. متغیرهای میزان دینداری، وضعیت اشتغال، جنسیت، میزان مشارکت اجتماعی، روابط اجتماعی و انسجام هنجاری تاثیر معنی داری بر میزان اعتماد اجتماعی داشتند. در بین متغیرهای مستقل تحقیق، انسجام هنجاری بیشترین سهم را در تبیین میزان اعتماد اجتماعی داشته است
تحلیل هم آیندی: گامی به فراسوی دوآلیسم نظریه/ روش در مطالعات فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با مروری بر مباحث روش شناختی موجود در مطالعات فرهنگی مشخص می شود که نوعی دوآلیسم نظریه/ روش همچنان در این مباحث جاری است. تأکید ویژه بر کیفی بودن پژوهش های مطالعات فرهنگی نمی تواند راه کاری بایسته جهت فراروی از این دوآلیسم باشد؛ بنابراین دامن زدن به جدال کمّی/ کیفی که در مباحث روش شناختی مطالعات فرهنگی به ویژه در ایران بسیار دیده شده است، نمی تواند چندان راه گشا باشد. نگارندگان این مقاله با طرح مجادلات دوآلیستی در روش شناسی جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی می کوشند با توجه به سیاست نظریه و روش در مطالعات فرهنگی، روی کردی تحلیلی معرفی کنند که به جای باقی ماندن در سطح مجادلات دوآلیستی، راهی به فراسوی آن بگشایند. این روی کرد که به تحلیل هم آیندی شهره است، در مقاله حاضر به تفصیل معرفی شده، تبارهای مفهومی آن نزد ماکیاولی، مارکس، لنین، گرامشی و آلتوسر مرور، و سپس ملاحظاتی درباره کاربست های آن در مطالعات فرهنگی مطرح شده است. این ملاحظات بیشتر ناظر بر رابطه این فراروی از دوآلیسم
نظریه/ روش با امکان تحقق مطالعات فرهنگی به مثابه دانشی مداخله گر، زمینه مند و دارای حساسیت های تاریخی است.
فاصله قومى و عوامل موثر بر آن در ایران
حوزههای تخصصی:
" وجود احساس نزدیکى و پذیرش اجتماعى در بین اقوام ایرانى، یکى از مطمئن ترین راه هاى نیل به همبستگى و وفاق اجتماعى در ایران به شمار مى آید. این مقاله با اتخاذ رویکردى جامعه شناختى، به بررسى میزان فاصله اجتماعى ساکنان شهر بانه (که به لحاظ قومیتى کرد هستند) از اقوام ایرانى و عوامل موثر بر آن مى پردازد. در این پژوهش، منظور از فاصله اجتماعى، گرایش اعضاى یک قوم به پذیرش یا طرد اعضاى اقوام دیگر است. این گرایش ابعاد شناختى، عاطفى و آمادگى براى عمل را شامل مى شود. بنابراین براى تحلیل آن با مرور دیدگاه ها و نظریه هاى سطح خرد جامعه شناسى و روان شناسى اجتماعى و منابع تجربى موجود، چارچوب مفهومى مناسبى تنظیم گردیده است.
در اجراى تحقیق از روش پیمایشى و براى گردآورى داده ها نیز از پرسشنامه استفاده شده است. مصاحبه با نمونه 399 نفرى از ساکنان شهر بانه نشان مى دهد که پاسخگویان، کم ترین فاصله اجتماعى را با قوم فارس و بیش ترین فاصله را با قوم عرب دارند. در جمع بندى سلسله مراتب ترجیحات قومى، در بین پاسخگویان به ترتیب اقوام فارس، آذرى، بلوچ، لر و عرب قرار مى گیرند.
یافته هاى تحقیق، ناکافى بودن رویکردهاى مبتنى بر جامعه شناسى خرد را در مطالعه و بررسى فاصله قومى در ایران نشان مى دهد. با توجه به این که مسئله فاصله قومى و به تبع آن تعاملات اقوام در ایران، متاثر از فضاى فرهنگى، اجتماعى، سیاسى و اقتصادى کشور و تحولات تاریخى مرتبط با آن است، توجه به دیدگاه ها و نظریه هاى سطح کلان نظیر نظریه استعمار داخلى هشتر، که بر متغیرهایى نظیر میزان محرومیت، میزان تبعیض و نابرابرى هاى اقتصادى در بین اقوام در شکل گیرى هویت و بسیج قومى تاکید دارد و تلفیق آن ها با نظریه هاى سطح خرد، ضرورى به نظر مى رسد. یافته هاى این پژوهش نشان مى دهد که مسئله فاصله اجتماعى بین اقوام در ایران وجود دارد و لذا اهمیت و ضرورت اتخاذ و تدوین سیاست قومى مناسب در ایران در جهت کاهش این فاصله ها مورد توجه و تاکید خاص قرار گرفته است.
"
تحصیل امنیت اخلاقی و ارزشی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی امنیت ملی و بین المللی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه فقه اجتماعی نظم و امنیت اجتماعی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی فقه سیاسی ولایت فقیه قانون و حقوق اساسی در جمهوری اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ برنامه ریزی و مهندسی فرهنگی
تحلیلی از زندگی روزمره دانش آموزان در مدارس تهران
حوزههای تخصصی:
بر اساس اسناد و بخش نامه های موجود، نظام آموزش و پرورش ایران درصدد پرورش نوع خاصی از سوژه های سیاسی و مذهبی است. در این مقاله سعی شد تا نحوه حضور نهادی ایدئولوژیک نظیر آموزش و پرورش در مدارس و خلاقیت دانش آموزان در مصرف فضای ایدئولوژیک آن بررسی شود. بر اساس یافته های این تحقیق که به شیوه کیفی در مدارس دولتی و پسرانه منطقه دوازده و منطقه یک تهران انجام شده به نظر می رسد که عدم انطباق دو سطح تولید پیام های ایدئولوژیک و سطح مصرف یا رمزگشایی پیام ها وجه مسلط رابطه میان نهاد مدرسه و مخاطبان آن است. وضعیت یاد شده محصول دو پدیده مقاومت یا بی اعتنایی دانش آموزان نسبت به پیام های ایدئولوژیک در مدرسه است. در اینجا گفتمان سیاسی– مذهبی حاکم، گفتمانی ناکارآمد و گاه در نزاع گفتمانی عرصه را به گفتمان های رقیب واگذار نموده است.
تحلیلی بر تأثیرات متقابل هویت فرهنگی و تغییرات جامعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ، به سبب پویایی ذاتی، جوهر و اساس تجربیات تازه ای است که آرام آرام در حافظه جمعی نقش می بندد و تغییر آن به نحوی است که پدید آمدن هر ذهنیت جدید به معنی فراموش کردن پیشینه آن نیست. این ویژگیْ از فرهنگ مجموعه ای می سازد که، در گذر از گذشته به سوی آینده، پیوسته به غنای آن افزوده می شود و ریشه سرزمین عمیق تری به دست می آورد. در برشمردن خصلت های فرهنگ لازم است، بیش از هر چیز، به نقش هماهنگ کننده آن اشاره شود که از طریق آن برای فردِ اجتماعی امکان پیوند با محیط فراهم می شود. در این معنا «محیط» به حیطه پیرامونی فرد محدود نمی شود بلکه، به طور وسیع تر، رابطه با دیگر فرهنگ ها را نیز در بر می گیرد. از این رو، همجواری فرهنگ ها، به علت وجود تعامل میان آن ها، برای جوامع تنش زا نیست و از منظر هویت فرهنگی بحران پدید نمی آورد، بلکه تأثیرگذاری یک سویه ارزش های بیگانه، به ویژه از طریق گسترش ارتباطات رسانه ای که با جداسازی زمان و مکان از یک دیگر همراه است، می تواند از نظر هویت فرهنگی زمینه ساز بحران باشد.
جوانان، بدن و فرهنگ تناسب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"توجه محافل دانشگاهی و علمی به حوزه بدن را می بایست واکنشی به تغییرات بنیادین صورت گرفته در رابطه بین بدن، اقتصاد، تکنولوژی و جامعه دانست. رشد تکنولوژی های تغذیه، سلامت و ورزش در کنار اهمیت یافتن عاملیت و مصرف گرایی شدید بدن و بدنی شدن را به موضوعی مهم د رمطالعات اجتماعی و فرهنگی جامعه معاصر تبدیل ساخته است. مقاله حاضر با اتکاء به یافته های کمی و کیفی جوانان دختر و پسر فعال ورزشی بدنبال شناخت رابطه و احساس این دسته جوانان نسبت به بدن خود و زمینه ها و انگیزه های موثر بر توجه جدی آن ها به تناسب اندام است. نتایج بدست آمده بیانگر این است که نوگرایی د رجامعه ایران تاثیرات خود را در حساسیت جوانان به کنترل و انضباط بر بدن خویش و حساسیت بیشتر برای ارائه تصویر مطلوب از آن بر جای گذاشته است. به موازات تاثیر این نیرو، گفتمان های رقیب در حوزه عمومی جامعه ( از جمله گفتمان مردانه) مرجع مهمی در شکل دهی، فهم، تفسیر و بازنمایی بدن به شمار می آید که علاوه بر بازتولید سنتی هنجارها و رفتارهای بدنی قواعد و تاثیرات آن بواسطه تغییر نگاه و نگرش های جدید، تغییراتی را نیز متحمل شده است.
"
تحلیل سازه انگارانه از هویت ملی در دوران جنگ تحمیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران، در تعمیق مبانی فکری - فرهنگی و اعتقادی خود به میزان قابل ملاحظه ای با جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، که یک دهه از عمر انقلاب را به خود اختصاص داد، آمیخته شده است. در این جنگ جوهره اسلام مبارز تبلور یافت و خوداتکایی و عدم اعتنا به قطب های قدرت در پیشبرد جامعه تحقق عینی یافت. در دوران جنگ تحمیلی که هشت سال به طول انجامید، جمهوری اسلامی ایران، همواره با تکیه بر اصل، نه شرقی – نه غربی به دفاع از موجودیت و تمامیت سرزمینی خود پرداخت، دورانی که نظام حاکم بر عرصه روابط بین المللی نظام دو قطبی بود. جمهوری اسلامی ایران توانست با ارایه تعریفی مستقل از هویت خود در مقابل این نظام دو قطبی بایستد و مبارزه نماید. در مورد ریشه ها، تاریخ، عواقب و پی آمدهای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، کتب و مقالات زیادی به زبان های فارسی و انگلیسی منتشر شده است، اما درحوزه بررسی موضوع از دیدگاه تئوریک اقدامات بسیار محدودی صورت گرفته است. نگارنده با آگاهی از این موضوع، در نوشتار حاضر، در پی ارایه تحلیلی سازه انگارانه از هویت جمهوری اسلامی ایران در دوران جنگ تحمیلی برآمده است. بنابراین، ابتدا دیدگاه سازه انگاری را مورد بررسی قرار داده و سپس به ارزیابی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، از این دیدگاه می پردازد و در پایان هویت دولت جمهوری اسلامی ایران را در دوران جنگ تحمیلی مورد تحلیل قرار خواهد داد.
روانکاوی فرهنگ عامه: رهیافتی برای فهم مسائل اجتماعی
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۳ شماره ۷۹
حوزههای تخصصی:
بررسی دیدگاه زنان در مورد رفتارهای باروری در استان یزد با استفاده از روشهای کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سالهای اخیر سطح باروری در جمهوری اسلامی ایران کاهش زیادی داشته، و استان یزد نیز همانند سایر استان های کشور شاهد کاهش مداوم باروری در دهه اخیر بوده است. بر این اساس، ابتدا با استفاده از داده های بررسی ویژگی های جمعیتی - بهداشتی ایران (IDHS)، تحولات باروری در استان یزد در سالهای اخیر ارائه میشود. سپس ضمن مرور مطالعات انجام شده در ایران، زمینه های نظری کاربرد روشهای کیفی در مطالعات جمعیت شناسی را تشریح نموده و نهایتا نتایج مطالعه کیفی فرهنگ باروری در استان یزد را با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق ارائه می نمائیم. به طور خلاصه نتایج این تحقیق نشان داد که در حال حاضر نگرش و رفتار باروری در همه گروه های سنی به هم نزدیک شده است و تفاوت قابل توجهی بین گروه های مختلف اجتماعی از جمله زنان روستایی و شهری و با سواد و بی سواد وجود ندارد. به عبارتی، تحقیق حاضر "همگرایی رفتارهای باروری" در جامعه مورد مطالعه را تأیید میکند