فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۸۸۱ تا ۳٬۹۰۰ مورد از کل ۱۷٬۸۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
دوره آهن از تأثیرگذارترین دوره های فرهنگی است که مؤلفه ها و ویژگی های آن در شمال شرق ایران با تمرکز بر خراسان بزرگ به دلیل نبود مطالعات ناشناخته باقی مانده است. پیش از این شواهد بسیار کمی از فرهنگ های این دوره در خراسان از بررسی های اندک و پراکنده به دست آمده که قرابت فرهنگی با فرهنگ یاز و داهستان در آسیای میانه را نشان می دهند. با مطالعه مواد فرهنگی تپه تیغ مهره در دشت نیشابور که در قالب بررسی روشمند سطحی گردآوری شده اند، قرابت معناداری با فرهنگ یاز در شمال باختری دشت دیده می شود. این مواد در کنار داده های دیگر محوطه های دشت نیشابور و دیگر دشت های خراسان چهارچوبی اولیه را در جهت درک صحیح مؤلفه های فرهنگی دوره آهن نمایان می سازد. در کنار مواد فرهنگی، بنیان تیغ مهره و نحوه شکل گیری آن نشان از الگویی استقراری و اجتماعی مشابه با فرهنگ یاز در آسیای میانه دارد که در پژوهش حاضر سعی شده به تبیین این ویژگی ها پرداخته شود.
تحلیل گفتمانی انتقاد اجتماعی در شعر شاعران انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات، سندی است اجتماعی که می توان با تحلیل آن، تصویری از شرایط اجتماعی هر دوران، از جمله دوران انقلاب اسلامی را به دست آورد. در این مقاله، با روش تحلیل گفتمان پدام انتقاد اجتماعی در شعر دهه اول تا سوم انقلاب اسلامی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. دو پرسش این پژوهش یکی به چیستی گفتمان های غالب انتقاد اجتماعی در شعر سه دهه نخست انقلاب اسلامی اختصاص یافت و دیگری به سیر تحول این گفتمان ها در این سه دهه. برای انتخاب شاعران مطرح اجتماعی مصاحبه ای از ده نفر از متخصصان این حوزه انجام و پس از تعیین شعرا از هر دوره، 5 شعر از هر کدام که به طور برجسته تر به انتقاد اجتماعی پرداخته است، انتخاب شد. بنابراین، درمجموع 75 شعر تحلیل شد و گفتمان های غالب انتقاد اجتماعی از هر دهه، همچنین سیر تحول این گفتمان ها مورد تبیین قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان می دهند که شش گفتمان برتر انتقاد اجتماعی عبارتند از: افول اجتماعی اخلاقی، افول اجتماعی فرهنگی، افول اجتماعی روانی، افول اجتماعی اقتصادی، گفتمان افول اجتماعی دینی و افول اجتماعی سیاسی. در مورد سیر تحول گفتمان های انتقاد اجتماعی نیز عوامل و زمینه های بیرونی بررسی گردید.
بررسی راهکارهای توانمندسازی ضابطین در رعایت حقوق متهمین با رویکرد جرم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال دهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
173 - 194
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه رعایت حقوق متهمین یکی از مباحث بسیار مهم حقوق شهروندی است. حفظ حقوق متهمین ارتباط تنگاتنگی با اقدامات و تصمیمات ضابطین دارد. در این راستا ضابطین نیز باید نسبت به مسائل قانونی و رعایت حقوق متهمین و مجازات نقض آنها آگاهی کافی داشته و در اجرای آن دقت لازم را نمایند. هدف این پژوهش بررسی و ارائه راهکارهای لازم جهت توانمندسازی ضابطین بالاخص ضابطین عام دادگستری (ناجا) به منظور رعایت حقوق متهمین می باشد.
روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی با ابزار کتابخانه ای- اسنادی و میدانی اطلاعات لازم را گردآوری نموده است.
یافته ها: در حال حاضر با توجه به پیچیدگی، تنوع و افزایش جرائم، حقوق شهروندی متهمان به نحو مطلوب و قانونمند رعایت نمی گردد. با توجه به این که برابر قانون حجم کثیر مأموریت های ضابطین به رده های اجرایی ناجا منجمله کلانتری ها و پاسگاه ها واگذار گردیده است مشکلات مأموریتی در حوزه ضابطین عام، راهکارهای مناسب در جهت توانمندسازی آنها را برابر چهارچوب قانون ارائه نماید. و نتایج این پژوهش مهم وقتی تحقق می یابد که اولاً قانون در مورد آنها شفافیت لازم را داشته باشد ثانیاً نسبت به اجرای آن برنامه ریزی و نظارت لازم صورت گیرد و نهایتاً این که آموزش ها و نظارت ها حتماً باید هدفمند و در راستای توانمندسازی ضابطین صورت پذیرد.
ارائه استراتژی مناسب دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر مقایسه تطبیقی ایران و ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله ارائه استراتژی مناسب دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی مبتنی بر مقایسه تطبیقی با ترکیه می باشد. در این مطالعه به بررسی ویژگی های فرهنگی ایران و ترکیه بر اساس مطالعات گلوب و هافستد، بررسی وضعیت موجود وتحلیل سواتی و ارائه استراتژی مناسب دیپلماسی فرهنگی ایران پرداخته شده است. روش تحقیق توصیفی پیمایشی بوده و جامعه آماری به عنوان خبرگان دانشگاهی متشکل از اساتید و دانشجویان دکترا در حوزه های مدیریت فرهنگی، روابط بین الملل، علوم سیاسی و علوم ارتباطات بوده که از پرسشنامه تحلیل سواتی به منظور گردآوری اطلاعات در روش میدانی استفاده شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که در ماتریس ارزیابی عوامل خارجی، فرصت های سازمان از تهدیداتش بیش تر بوده و بهره گیری از این فرصت ها، می تواند آینده بهتری برای آن فراهم کند. بنابراین نهاد دیپلماسی فرهنگی ایران از نظر عوامل خارجی از فرصت های بیشتری برخوردار است و نمره نهایی ماتریس ارزیابی عوامل داخلی، بیانگر این است که سازمان از نظر عوامل درونی دارای ضعف می باشد. بنابراین نهاد دیپلماسی فرهنگی ایران از نظر عوامل داخلی از حد متوسط پایین تر است. بنابراین، استراتژی «محافظ کارانه» برای دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد.
بازگشت به خانه: مطالعه کیفی خوداشتغالی و کنش کارآفرینانه زنان فارغ التحصیل دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در پی مطالعه کیفی ابعاد و ویژگی های جامعه شناختی کنش کارآفرینانه زنان خالق برندهای صنایع دستی است. در این مقاله در پی پاسخ به این سؤال کلی هستیم که زنان در حوزه برندهای صنایع دستی چگونه کنش کارآفرینانه انجام می دهند و این کنش چه ابعاد و ویژگی هایی دارد؟ بنا بر فهم متعارف، کارآفرینی و خوداشتغالی زنان، پاسخی به محدودیت های بازار کار رسمی و یا خروج از انزوای حوزه خصوصی تلقی می شود و بهترین انتخاب برای ایجاد توازن میان نقش های سنتی و نقش های مدرن است. بر اساس این فهم متعارف، زنان به دلیل این که نتوانسته اند در بازارهای کار رسمی و بخش اشتغال رسمی ورود پیدا کنند به بخش های غیررسمی و بازارهای اشتغال خانگی روی آورده اند. همچنین در این دیدگاه زنان به عنوان افرادی در نظر گرفته می شوند که از حیث اقتصادی وابسته اند و تنها برای تأمین مخارج زندگی یا کسب درآمد بیشتر کار می کنند. اگرچه نویسندگان این مقاله منکر فهم متعارف نیستند اما نتایج مطالعه کیفی حاضر که حاصل مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با 40 زن کارآفرین برندساز در حوزه صنایع دستی است، نشان می دهند که روایت زنان حاوی مفاهیم مهم دیگری است. مصاحبه شوندگان بازار کار رسمی را دستوری، انعطاف ناپذیر، یکنواخت و مطیع ساز می دانند. مصاحبه های عمیق نشان می دهد که زنان کارآفرین برندساز کسانی نیستند که نتوانسته اند در بازار کار رسمی جذب شوند، بلکه آنها به دلیل محدودیت های بخش رسمی در پی فراتر رفتن از ساختارهای موجود و قدم گذاشتن در مسیری خلاقانه و نو هستند. روایت ها نشان می دهد که این زنان خوداشتغالی را از روی استیصال و یا فرار انتخاب نکرده اند بلکه آگاهانه و خودخواسته استقلال مالی، خلاقیت، رجحان وظیفه محوری بر دستور محوری و انعطاف پذیری را انتخاب کرده اند.
بررسی رابطه رسانه های ارتباط جمعی بر توسعه اجتماعی (مطالعه موردی: جوانان شهر اسلام آبادغرب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه اجتماعی یکی از مؤلفه های اصلی توسعه بشمار می رود که دست یافتن به فضای مفهومی آن از طریق شاخص های آن امکان پذیر است دست یابی به این شاخص ها زمانی محقق می شود که تمامی دانش و فن آوری های بالقوه جامعه بطور مؤثری در میان آحاد جامعه اشاعه یابد رسانه های ارتباط جمعی نقش مهمی در عرصه تغییر و تحولات اجتماعی، تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش کیفیت زندگی و توسعه اجتماعی در مناطق شهری و روستایی ایفا می کند. هدف تحقیق حاضر نیز، بررسی تاثیر رسانه های ارتباط جمعی بر توسعه اجتماعی شهر اسلام آباد غرب است به همین جهت با بهره گیری از نظریه های لرنر، دی کراکر و جان تامپسون به بررسی تجربی فرضیه های پژوهش پرداخته شده است. روش پژوهش کمی و با استفاده از روش پیمایش صورت گرفته است و از تکنیک پرسشنامه برای گردآوری داده ها استفاده شده است.جامعه آماری جوانان 18 تا 35 ساله شهر اسلام آبادغرب هستند که روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و تصادفی ساده نمونه گیری شده اند. بر مبنای نتایج تحقیق عامل مصرف رسانه های ارتباط جمعی با توسعه اجتماعی در دو بعد آن یعنی؛ کیفیت زندگی، اخلاقیات توسعه اجتماعی همبستگی مثبت وجود دارد. در بخش پایانی مقاله، با نظر به تاثیر رسانه های ارتباط جمعی بر توسعه اجتماعی، راهکارهای عملیاتی در جهت ارتقای توسعه اجتماعی ارایه شده است.
تأثیر آموزش مهارت جرأت ورزی بر آسیب های اجتماعی در بین نوجوانان (مطالعه عوامل خطرساز رفتارهای پرخطر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال دهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲
207 - 228
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در بسیاری از نوجوانان، میل شدیدی برای برقراری ارتباط ثمربخش وجود دارد، ولی اغلب در برخوردها و ارتباطات با دیگران، ناتوان هستند و این ناتوانی ناشی از کمبود مهارت جرأت ورزی در بین نوجوانان است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مهارت جرأت ورزی بر آسیب های اجتماعی در بین نوجوانان می باشد.
روش شناسی: به منظور پاسخ دهی به سوال اصلی پژوهش از روش تحقیق آزمایشی و طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. به همین منظور، جهت شناسایی نوجوانان دارای رفتارهای پرخطر در ابتدا سه خرده مقیاس از مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی تهیه شده توسط زاده محمدی، احمدآبادی، حیدری(1390) در بین نوجوانان اجرا شد. پس از مشخص شدن نوجوانان دارای رفتارهای پرخطر از بین آنان 60 نفر که دارای بالاترین میانگین رفتارهای پرخطر هستند انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه 30 نفره تقسیم شوند. پس از اجرای پیش آزمون 8 جلسه آموزشی برگزار و در یک زمان پس آزمون بر روی گروه آزمایش و کنترل اجرا گردید.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره پس از بررسی مفروضه های این آزمون نشان داد تفاوت معنی داری در ترکیب خطی متغیرهای وابسته بین دو گروه آزمایش و کنترل وجود دارد و 74% از تغییرات آسیب های اجتماعی(عوامل خطرساز رفتارهای پرخطر) توسط مداخله آموزشی مهارت جرأت ورزی قابل تبین است.
فرایند شکل گیری فساد در ایران بعد از انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جامعه ایرانی بعد از انقلاب فساد وجود دارد و به خصوص بعد از جنگ تحمیلی رو به فزونی بوده است. چگونه در جامعه ای که یکی از مبانی جدید نظام سیاسی آن بر اساس مقابله با فساد است، فساد رشد کرده است. هدف این نوشتار بررسی فرایند شکل گیری فساد، و پرسش اصلی آن چگونگی شکل گیری فساد در ایران بعد از انقلاب است. فرایند یا فرایندهای شکل گیری فساد در ایران کدامند. بدین منظور از چهارچوب تحلیلی انواع سلطه، کشمکش گروه های اجتماعی، اهمیت ساحت فرهنگی، تفکیک و تمایز امور، و جدایی بوروکراسی از سیاست، استفاده گردید که از نظریه نوع آرمانی ماکس وبر استخراج شده است. از روش اسنادی و کتابخانه ای برای شناسایی ویژگی های مختلف جامعه ایرانی استفاده شده است. اسناد شامل تحلیل ها و شواهد تاریخی جامعه ایران است که توسط نظریه پردازان ایرانی تولید شده اند. نتایج نشان می دهد جامعه ایرانی سه ساحت فرهنگی ایرانی-اسلامی و غربی دارد. و زمانی یک ساحت فرهنگی در یک دوره ای بر دیگری مسلط می شود، تک بُعدی شدن یا اقتدار گرایی فرهنگی شکل می گیرد. اقتدار گرایی فرهنگی باعث انسداد سیاسی می شود و در نهایت آنهم باعث انحصار اقتصادی، و در نتیجه فساد می شود. این فرایند از طریق مکانیزم تسلط گروه های اجتماعی یک ساحت بر دیگر ساحت های فرهنگی، و سیاست زدگی بوروکراسی انجام می شود. در کل می توان گفت درهم تنیدگی و چند سویه بودن اقتدارگرایی فرهنگی، سیاست زدگی بوروکراسی و انسداد سیاسی تعیین کنندگی ویژه ای برای اقتصاد ایران دارد که یکی از مهمترین پیامد های آن شکل گیری فساد است.
تحلیل روایتِ زنان از نابرابری های جنسیتی در میدانِ آموزش مورد مطالعه: زنانِ مناطقِ حاشیه ای نایسر ِشهرِ سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۶
175 - 208
حوزههای تخصصی:
هدفِ پژوهش حاضر، ارائه روایت های زنانِ از نابرابرهای جنسیتی در میدانِ آموزش است تا بتوان عوامل و مکانیسم های این نابرابری را در مناطقِ حاشیه ای نایسر ِشهرِ سنندج شناسایی و تحلیل نمود. برای این منظور از سه دیدگاه فمینیستی، بوردیویی و چافتز برای مبانی نظری سود جسته و از روشِ تحلیلِ روایتِ مضمونی که در آن عدم قطعیت، پیچیدگی و تضادها و دوگانگی را برنمی تابد و زندگی و موقعیت فرودست زنان را نشان می دهد، استفاده شده است. با 18 نفر از زنانی که تجربه زندگی و آموزش در نایسر را داشته اند مصاحبه به عمل آمد و نتیجه تحلیل روایت زنان نشان می دهد که نابرابری در چهار حوزه خانواده، مراکز آموزشی، اجتماع محلی و فضای فکری و فرهنگی حاکم روی می دهد و در چهار مضمون اصلی؛ فقر مادی و عدم سرمایه فرهنگی خانواده ها، فرسودگی تحصیلی ناشی از نابرابری جنسیتی، احساس محرومیت منزلتی/ حاشیه ای و نظام مردسالارانه و تجانس آن با شرایط حاشیه نشینی جای می گیرد و نابرابری جنسیتی را تولید و بازتولید می کنند. باوجوداین، زنان آموزش را راهی برای ارتقاء، کسب منزلت و آگاهی خود دانسته اما شرایط حاشیه نشینی قدرت مانور کمتری به آن ها می دهد. این شرایط برای زنان حاشیه نشین مضاعف می باشد. ازیک طرف زن بودن و نابرابری جنسیتی ناشی از آن و از طرف دیگر شرایط حاشیه نشینی، توأمان نابرابری در میدان آموزش را سبب شده اند. در مورد اول می توان به نظام مردسالارانه و سلطه کلیشه ها و عقاید آن و هم چنین عدم استقلال مالی و قدرت تصمیم گیری زنان اشاره کرد و در دیگری شرایط ویژه حاشیه نشینی که در آن احساس محرومیت منزلتی/ حاشیه ای، بی توجه به نیازهای آموزشی در مدارس، ضعف اقتصادی و عدم سرمایه فرهنگی که خانواده ها با آن مواجه هستند، قابل ذکر است.
بررسی و نقد جلوه های ظهور دادرسی افتراقیِ اطفال و نوجوانان بزهکار در قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴
171 - 190
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: موضوع این پژوهش، تشریح، تحلیل، نقد و ارزیابی مقررات قانونی ناظر بر حقوق کیفری اطفال و نوجوانان در امور شکلی و تعیین محاسن، معایب و نواقص موجود در سیاست کیفری تقنینی کشور در این خصوص است. هدف از انجام این پژوهش، ارایه پیشنهادهای مناسب در جهت رفع معایب و نواقص موجود در سیاست کیفری تقنینی کشور در قلمرو بزهکاری اطفال و نوجوانان به منظور اتخاذ سیاست کیفری تقنینی علمی و عملی مناسب است. روش شناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف، جزء تحقیقات کاربردی مسئله محور می باشد که سیاست جنایی افتراقی ناظر بر دادرسی اطفال و نوجوانان بزهکار را با هدف ارتقای وضعیت موجود مورد بررسی قرار می دهد و در جمع آوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز تحقیق از روش اسنادی -کتابخانه ای استفاده شده است و جهت دستیابی به پاسخ سؤالات پژوهش با روش تحلیلی و توصیفی، اطلاعات و داده های جمع آوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته ها: پیش بینی تشکیل پلیس ویژه اطفال و نوجوانان، دادسرای ویژه نوجوانان، دادگاه اطفال و نوجوانان، دادگاه کیفری یک ویژه نوجوانان، شعب اختصاصی دادگاه تجدیدنظر و همچنین وضع قواعد خاص دادرسی در دادگاه اطفال و نوجوانان، از جمله جلوه های ظهور دادرسی افتراقی در قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 می باشد، به نحوی که می توان گفت، هم اینک برای نخستین بار در کشور شاهد شکل گیری کلی نهادهای تخصصی دستگاه عدالت کیفری در خصوص اطفال و نوجوانان هستیم. از سوی دیگر قواعد آیین دادرسی افتراقی ناظر بر رسیدگی به بزهکاری اطفال و نوجوانان نیز شکل گرفته است. نتیجه گیری: در قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392، سیاست کیفری تقنینی کشور در جهت انطباق با اصول سیاست جنایی افتراقی ویژه ی اطفال و نوجوانان، در مقایسه با سایر قوانین مصوب پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شاهد برداشتن گام های بلندی هستیم. با این حال معایب و نواقصی در هر یک از دو زمینه نهادهای تخصصی و آیین دادرسی ویژه رسیدگی به بزهکاری اطفال و نوجوانان وجود دارد که ضروری است در اصلاحات بعدی قانون مرتفع گردد.
تدوین و سنجش پذیری مقیاس مدارای اجتماعی مبتنی بر نظریه ساخت یابی گیدنز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، تدوین پرسشنامه مدارای اجتماعی بر مبنای نظریه ساخت یابی گیدنز و سنجش پذیری و تعیین اعتبار و پایایی آن بوده است. روش این پژوهش، پیمایش و ابزار تحقیق پرسشنامه است. به منظور تعیین اعتبار از یک نمونه 598 نفری و به منظور تعیین پایایی، دو نمونه 60 و 40 نفری از جوانان 29-18 ساله شهر اصفهان با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شدند. در این تحقیق برای تعیین اعتبار پرسشنامه مدارای اجتماعی، از روش های اعتبار محتوا، صوری و سازه و برای تعیین پایایی پرسشنامه، از دو روش سازگاری درونی و ثبات استفاده گردید. یافته های تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد سازه مدارای اجتماعی بر مبنای نظریه ساخت یابی، دارای سه بعد همسازی ساختار و عاملیت، انتظارات عاملیت از ساختار و انتظارات ساختار از عاملیت است و هر کدام از ابعاد مدارای اجتماعی بارهای عاملی قابل قبولی دارد. پایایی کل پرسشنامه با آلفای کرونباخ 88/0، پایایی تمام ابعاد مدارای اجتماعی با آلفای کرونباخ بالاتر از 70/0 و ضریب بازآزمایی 69/0 نیز در حد مطلوب است؛ بنابراین پرسشنامه تدوین شده مدارای اجتماعی دارای اعتبار سازه و پایایی است و می تواند در تحقیقات اجتماعی به منظور سنجش وضعیت مدارای اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد.
نقش قالی در آیین های سوگواری خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیین ها و رسوم همواره از عقاید، فرهنگ و تاریخ ریشه می گیرند، مانند آیین های سوگواری که از عقاید کهن بر می خیزند. یکی از سنت های سوگواری در خراسان، پهن کردن قالی بر روی قبر است که هنگام جمع آمدن افراد بر گرد قبر متوفی و در روزهای مناسبتی انجام می شود. قالی نیز به عنوان یکی از اصلی ترین و مهم ترین هنرهای سنتی ایران، وجه دیگر این آیین است که بر اهمیت آن می افزاید. محور و هدف این پژوهش، مفهوم قالی بر روی قبر در سوگواری های خراسان است و این سؤالات مطرح می شوند که معنا و مفهوم این سنت چیست؟ و قالی بر روی قبر چه مفهومی را به ذهن می رساند؟ این پژوهش به روش توصیفی و تاریخی انجام شده که اطلاعات آن از منابع کتابخانه ای، اینترنتی و مصاحبه با افراد سالخورده و آگاه به این سنت، گردآوری شده است. قالی که نمادهای تصویری بسیاری را در خود جای داده است در این آیین، خود به نماد تبدیل می شود. در این پژوهش این یافته و نتیجه حاصل می شود که قالی بر روی قبر در آیین های سوگواری خراسان، نماد خانه جدید و ابدی انسان است. خانه ای که انسان در آن برای آخرین بار با دوستان و آشنایان خود وداع می کند.
تدوین مدل بومی عوامل جامعه شناختی بازدارنده ازدواج مجدد زنان سرپرست خانوار زیر پوشش کمیته امداد کشور ایران در سال 1395(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۸ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۷۰
۱۸۰-۱۴۱
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در فاصله دو سرشماری 1390-1385 میزان زنان سرپرست خانوار از 6.5 به 12.1 درصد جمعیت خانوارهای کشور رسیده است. از طرفی میزان ازدواج مجدد زنان مطلقه ایرانی 25 درصد کمتر از نرخ جهانی شده و اکثر این زنان به دلیل عدم ازدواج مجدد و فقر مالی تا پایان عمر تحت حمایت نهادهای حمایتی باقی می مانند. روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات ترکیبی( کیفی-کمی) است. قلمرو پژوهش در مرحله کیفی تمامی زنان سرپرست خانوار(60-15 ساله) مددجوی کمیته امداد در سال 1395 و متخصصان صاحبنظر و مقالات و متون مرتبط با ازدواج مجدد زنان بود که نمونه گیری به صورت هدفمند متوالی از زنان تا سرحد اشباع (12 نفر) و دو منبع دیگر تا سرحد کفایت (متخصصان 20نفر و منابع 62 مورد) انجام پذیرفت و با روش مصاحبه اکتشافی از زنان و متخصصان و مطالعه متون عوامل مؤثر بر آمادگی زنان سرپرست خانوار برای ازدواج مجدد شناسایی و داده های هر سه منبع به روش کدگذاری سیستمیک (باز، محوری، انتخابی) نظریه برخاسته از داده تحلیل و به طور مجزا و ترکیبی (مثلثی) دسته بندی شد. مرحله دوم (کمی) از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی و در حیطه پژوهشهای رگرسیونی و با کمک نرم افزار Amos22 و SPSSver.24 و با روشهای تحلیل معادلات مدل ساختاری، تحلیل واریانس یک طرفه، آزمون t مستقل، ماتریکس همبستگی، تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی انجام گرفت. جامعه هدف زنان سرپرست خانوار مشابه مرحله کیفی بود و حجم نمونه برای دو گروه مستقل زنان مطلقه و بیوه (740 نفر) تعیین و با روش نمونه گیری سهمیه ای متناسب با حجم، به صورت تصادفی انجام شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته با روایی همگرا، روایی تشخیصی (0/90 p>) و پایایی (ضریب آلفای کرنباخ ، 0/70 α >) مناسب بود. یافته ها: با کدگذاری باز اطلاعات سه سویه سازی شده به 148 مقوله که در کدگذاری محوری بر اساس شباهت موضوعی در 7 مقوله اصلی و در کدگذاری انتخابی در یک مقوله اصلی دسته بندی شد و مدل بومی عوامل بازدارنده ازدواج مجدد زنان سرپرست خانوار بر اساس نتایج فوق و استنباط محقق و مشورت با متخصصین ذی ربط تدوین شد و پرسشنامه ای جهت سنجش برازش مدل ساخته شد. همچنین، تحلیل داده های کمی و میدانی نشان داد که مدل مفهومی بومی تدوین شده در مرحله کیفی برازش داشت و مورد تأیید قرار گرفت (ضریب تعیین 0/73). و بین متغیرهای عوامل اجتماعی پژوهش با متغیر میزان آمادگی برای ازدواج مجدد رابطه معنادار معکوس (کاهنده) وجود دارد. بحث: میانگین میزان بازدارندگی ازدواج مجدد برای عوامل اجتماعی پایین تر از متوسط و مقولات عدم تعادل بازار عرضه و تقاضای ازدواج مجدد و روابط آزاد بین دو جنس به ترتیب بیشترین بازدارندگی را بر میزان آمادگی ازدواج مجدد زنان سرپرست خانوار دارند و میزان آمادگی برای ازدواج مجدد در گروه زنان مطلقه به طور معناداری بالاتر از گروه زنان بیوه بود. با افزایش سن زنان، افزایش تعداد فرزندان و داشتن فرزند دختر، میزان آمادگی برای ازدواج مجدد زنان سرپرست خانوار کاهش می یابد، ولی تنوع محل سکونت، قومیت، تأثیری بر آن ندارد.
مقایسه مهارت اجتماعی، مهارت مثبت اندیشی و سبک های حل مسئله در دانش آموزان دختر و پسر مقطع سوم متوسطه شهر زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه مهارت اجتماعی، مهارت مثبت اندیشی و سبک های حل مسئله در دانش آموزان دختر و پسر مقطع سوم متوسطه شهر زاهدان بود. طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی- مقایسه ای است. جامعه آماری پژوهش عبارت است از کلیه دانش آموزان دختر و پسر شهرستان زاهدان که در سال تحصیلی 1397- 1396 در دوره سوم دبیرستان مشغول به تحصیل بوده اند. نمونه پژوهش حاضر که تعداد 152 دانش آموز (76 دختر و 76 پسر) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه مثبت اندیشی اینگرام و ویسنیکی، مقیاس شیوه های حل مسئله (PSS)، پرسشنامه مهارت های اجتماعی نوجوان (TISS) بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، از آزمون t برای مقایسه میانگین دو گروه مستقل استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که تفاوت معناداری بین میانگین نمرات دختران و پسران در مؤلفه های پرسشنامه مهارت های اجتماعی وجود دارد و بین میانگین نمرات گروه دختران و پسران در پرسشنامه مهارت مثبت اندیشی تفاوت معنادار در سطح 95% وجود دارد. همچنین بین میانگین نمرات دختران و پسران در مؤلفه های اعتماد در حل مسئله و سبک اجتناب در سطح اطمینان 95% تفاوت معناداری وجود ندارد؛ ولی در نمره کل پرسشنامه و مؤلفه های درماندگی در حل مسئله، مهار گری حل مسئله، سبک خلاقیت و سبک گرایش تفاوت معنادار وجود دارد.
The Effectiveness of Happiness Training on Improving the Quality of Life of Women in Pars Special Economic Zone Staffs Based on Their Religious Attitudes(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this study was to investigate the effectiveness of Fordeys Happiness Training on improving the quality of life of women in Pars Special Economic Zone employees according to their religious attitude. Methodology: The research method is semi-experimental with two groups testing using pretest and post-test. The statistical population of this research was all the women who were in the staff of the Pars Special Economic Zone, who, due to the diversity of the community, examined a special block. The number of female housewives in this block was 280, of which 80 were selected through Cochran's formula by simple random sampling and randomly divided into two equal experimental and control groups. After conducting a pre-test of quality of life and religious attitude that based on the results of both test and control groups divided into two strong and weak religious groups, the Happiness Program was performed for 14 sessions of 2 hours for the experimental group and then the test Quality of life was taken from both groups. Findings: Findings show that there is a significant relationship between happiness education and quality of life of women and their religious attitudes. This means that there is a significant difference between the strong and weak religious attitudes group and people with strong religious attitudes have a better quality of life with physical, psychological, social and environmental components than those with a weak religious attitude. Discussion: Happiness is one of the most important human needs, which has a major impact on the formation of personality and mental health.
شناسایی عوامل موثر بر حس تعلق به مکان در فضاهای دانشگاهی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حس تعلق به مکان رابطه ای معنادار بین احساس، شناخت و ادراک افراد با فضاست که می تواند باعث به وجود آمدن احساس ها و پیامدهای مثبت در عوامل اجتماعی، روان شناختی و فیزیولوژیکی شود. به همین منظور در پژوهش به بررسی عوامل مؤثر بر ایجاد حس تعلق به فضاهای دانشگاهی پرداخته شده است. پژوهش حاضر از حیث هدف کاربردی و ازنظر روش توصیفی است که برای گردآوری داده های آن از روش پیمایشی مقطعی استفاده شده است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان مشغول به تحصیل در شهر تهران می باشد و در آن از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی استفاده شده است. بدین ترتیب که 168 نفر از دانشجویان سال سوم و چهارم کارشناسی و سال دوم کارشناسی ارشد معماری از پنج دانشگاه (دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه تهران، دانشگاه علم و صنعت، دانشگاه شهید رجایی و دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات) انتخاب شدند. یک پرسشنامه 61 سؤالی محقق ساخته، به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات استفاده شد که روایی آن با نظرسنجی از اساتید حوزه معماری و روانشناسی و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ (0.941 α=) موردبررسی و تأیید قرار گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش های همبستگی و تحلیل عاملی اکتشافی انجام شد. در نتایج تحلیل عاملی، غیر از عامل حس تعلق به دانشگاه 8 عامل دیگر استخراج گردید که در 05/0p< همبستگی معناداری با عامل حس تعلق به مکان داشتند. درمجموع حدود 54 درصد از واریانس کل حس تعلق به مکان، توسط این 8 عامل پوشش داده شد. نتایج نشان داد عوامل طراحی محیطی (ساماندهی فضایی، سایت و محوطه دانشگاه، کمیت و کیفیت کلاس های آموزشی و کمیت و کیفیت مبلمان محوطه)، عوامل انسانی (رفتار اساتید و کارکنان با دانشجویان) و عوامل فردی (شرکت در فعالیت های علمی، فرهنگی، اجتماعی و اهمیت به تکالیف دانشگاهی) به ترتیب بیشترین همبستگی با حس تعلق به دانشگاه را داشتند و لازم است در طراحی محیط و برنامه های آموزشی اساتید، کارکنان و دانشجویان موردتوجه قرار گیرند.
بررسی نقش افراد تبعیدی بر احساس امنیت شهروندان شهر ایذه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امنیت از مهم ترین نیاز های بشری و دلیل اصلی او برای دوری از تنهایی و روی آوردن به زندگی جمعی است. این پژوهش با هدف سنجش میزان احساس امنیت شهروندان شهر ایذه با تأکید بر نقش افراد تبعیدی انجام و در آن از نظریات امنیت اجتماعی، کنترل اجتماعی و پیوند اجتماعی برای تبیین استفاده شده است. تعداد 384 نفر از شهروندان به منزله حجم نمونه، با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری دومرحله ای سیستماتیک و تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه محقق ساخته است که اعتبار آن با استفاده از محتوا و پایایی آن با محاسبه آلفای کرونباخ سنجیده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند میزان احساس امنیت در نواحی 5گانه شهری متفاوت است. بین حضور تبعیدی ها در شهر و احساس امنیت رابطه وجود دارد. بین جنسیت، تحصیلات و درآمد با احساس امنیت رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین نگرش مردم به تبعیدی ها و احساس امنیت همبستگی منفی وجود دارد؛ اما این رابطه ازنظر آماری معنادار نیست. تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد متغیرهای جنس، درآمد، تحصیلات و نوع محله و حضور تبعیدی ها در محله حدود 10 درصد از تغییرات احساس امنیت در این شهر را تبیین می کنند. انتخاب شهر ها برای تبعیدگاه بودن نتایج ناخوشایندی برای آن شهر دارد که یکی از آنها کاهش احساس امنیت شهروندان است؛ ولی متأسفانه قانون گذار کمتر به این امر توجه کرده است.
مرور نظام مند مقالات دومین همایش ملی آسیبهای اجتماعی در ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۸ بهار ۱۳۹۷ شماره ۶۸
۱۳۸-۸۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: آسیبهای اجتماعی ازجمله مهم ترین موضوعات مطرح حال حاضر ایران هستند که ذهن متخصصان و دانشگاهیان را به خود مشغول کرده اند. پیامدهای آسیبهای اجتماعی گریبان گیر افراد و آحاد جامعه می شوند و حتی می توانند منجر به تهدید امنیت اجتماعی شوند. عطف به این نگرانی، در سال 1391 دومین همایش آسیبهای اجتماعی از جانب انجمن جامعه شناسی، با پذیرش 650 چکیده مقاله برگزار شد که از این میان، 93 مقاله در نُه جلد به چاپ رسیدند. لذا بررسی و ارزیابی مقالات چاپ شده در ابعاد مختلف هدف مطالعه پیش رو است. روش: مطالعه پیش رو از نوع مرور نظام مند و در واقع تحلیلی بر مقالات برگزیده و چاپ شده دومین همایش ملی آسیبهای اجتماعی در ایران است. جامعه آماری پژوهش مجموعه 9 جلدی مقالات چاپ توسط انجمن جامعه شناسی ایران و انتشارات آگاه است که به شیوه تمام شماری تمامی 93 مقاله مورد ارزیابی قرار گرفته اند. در این بررسی مطالعات از چندین نظر طبقه بندی شدند و از طریق تجمیع اطلاعات ارائه شده، تحلیل و تبیینهایی ارائه شده است. یافته ها: در این پژوهش تمامی مقالات از نظر سهم نویسندگان زن، مقطع تحصیلی، تخصصها و رشته های دانشگاهی، وابستگی سازمانی نویسندگان مقالات، میزان حمایت مالی دانشگاهی و سازمانی از مقالات، واحدهای مورد مطالعه در پژوهشها، توزیع جغرافیایی جامعه مورد مطالعه، روشهای تحقیق، تنوع و سهم هرکدام از آسیبهای مورد مطالعه، دیدگاه نظری غالب بر پژوهشها، عوامل محافظت کننده و عوامل خطرساز و درنهایت راهکارهای ارائه شده برای هرکدام از آسیبها، طبقه بندی شده اند. برای مثال یافته ها نشان می دهند که رشته های جامعه شناسی و آسیب شناسی اجتماعی بیشترین فراوانی (بیش از یک سوم) را در میان رشته ها دارا بودند. تنها سه مقاله برگرفته از طرحهای پژوهشی بودند که از حمایت مالی سازمانها یا دانشگاهها برخوردار بوده اند و همچنین اکثریت مطالعات (بیش از یک سوم)، شهر تهران را به عنوان منطقه جغرافیایی مورد پژوهش خود انتخاب کرده بودند. بحث: نتایج این پژوهش ضمن تأیید حضور متخصصان متعدد، حضور برخی از متخصصان نظیر پزشکان، مددکاران اجتماعی و متخصصان حوزه رفاه و ... را کمرنگ نشان می دهد و با توجه به سطح ملی همایش انتظار می رفت توزیع عادلانه تری از مناطق جغرافیایی مورد مطالعه را شاهد باشیم. حضور قابل توجه دانشگاهیان در همایش (بیش از دو سوم) را می توان از نکات قوت همایش دانست. موضوع روش شناسی مطالعات بیش از همه جای نقد دارد و بخش عمده مطالعات از نوع کمی (قریب به سه چهارم) هستند. این در حالی است که با توجه به ماهیت آسیبهای اجتماعی و همچنین چندلایگی و چندجانبه بودن این حوزه، مطالعات کیفی می توانند ابعاد ذهنی و عمیق تری از مسائل را آشکار سازند. نظریات مورداستفاده تا حد زیادی تکرار همان نظریات کلاسیک هستند و درنهایت جای خالی بسیاری از آسیبها و مسائل اجتماعی، همچون تمایل به زندگی مجردی، ازدواج سفید، روابط خارج از چارچوب زندگی زناشویی، مسائل جوانان، مدرک گرایی، جرائم یقه سفید، نزاع و خشونتهای خیابانی، پیامدهای ناشی از زندان و ... در تحقیقات قابل مشاهده است.
Investigating the Impact of Learning Organization Components on Organizational Innovation (Case Study: Islamic Azad University)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of the study is to provide the impact of learning organization components on innovation in the Islamic Azad University. The prediction of the risks and opportunities facing organizations in the future will give us the opportunity to decide, before we get into trouble. Planning for organizational change and improvement through lifelong learning to cope with organizational challenges for sustainable organizational development and survival is a prerequisite. Methodology: This study is descriptive- survey research. The study population were all the faculty members of Islamic Azad University in Shabestar in 2016 (n=271) that 170 members were selected by stratified random on base of Kerjeci and Morgan table. Findings: To collect the data, Goh learning organization questionnaire and Saatchi & et al innovation questionnaire was used. The construct validity of learning organization questionnaire and organizational innovation were confirmed. Learning organization reliability was calculated α = (0.843) and organizational innovation was calculated α = (0.811) using Cronbach's alpha coefficient. Obtained data by SPSS and LISREL software and the calculation of descriptive and inferential statistics (Confirmatory Factor Analysis, structural equations model) were analyzed. Conclusion: The results showed that the components of learning organization had positive and significant impact on organizational innovation and model fitting was confirmed.
The role of family functioning and generation gap in the relationship between parental controls style and addiction to social networks(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of present study is investigation the role of family functioning and generation gap in the relationship between parental controls style and addiction to social networks. Methodology: The present study is a descriptive one. Theoretical bases of the study were collected by reputable sites, books and related articles. The information and data for hypothesis testing were gathered by standard and a researcher-made questionnaire. Statistical society was all of male and female student of the second year of high schools in district 5 of Tehran (140 persons). After data collection, data analysis was performed using SPSS and PLS. In this study, Validity and reliability of the questionnaire was approved. Validity of the questionnaire was accepted by expert opinion of university and reliability of that was calculated by Cronbach's alpha and the value of that was 0.82. Findings: Results showed that family functioning and generation gap have significant roles in the relationship between parental controls style and addiction to social networks. Discussion: Therefore, it can be concluded that by improving family functioning and reducing the generation gap, better control of addiction to social networks can be created.