درخت حوزه‌های تخصصی

جامعه شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۸۸۱ تا ۳٬۹۰۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
۳۸۸۱.

بررسی میزان انطباق رفاه ذهنی با رفاه عینی و تأثیر عوامل اجتماعی مؤثر بر آن (با تأکید بر بررسی تأثیر متغیرهای دینداری، وضعیت قومی و احساس آزادی) مطالعه موردی: شهروندان استان های کردستان و سمنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۸ تعداد دانلود : ۸۰۳
تا اوایل 1960 به رفاه به عنوان مقوله ای اقتصادی و در قالب شاخص های عینی و کمی همچون درآمد و مصرف نگریسته می شد. با تأکید بر نارسایی شاخص های اقتصادی برای توضیح وضع اجتماعی، کوشش هایی برای ساخت شاخص های اجتماعی آغاز شد. از سال 1990 بررسی رفاه ذهنی و انطباق آن با رفاه عینی وارد تحقیقات توسعه ای شد. بی شک این امر در ایران نیز محتمل است و برنامه ریزی برای ارتقاء سطح رفاه اجتماعی، اشراف بر دو مقوله رفاه عینی و ذهنی و انطباق یا عدم انطباق این دو را می طلبد. اما شاخص رفاه اجتماعی در بین استان های ایران بسیار متفاوت است. برای شناخت مسئله تحقیق دو استان سمنان و کردستان برای بررسی انتخاب شدند. استان کردستآن همیشه جزو 3 استان کمتر توسعه یافته ایران بوده و استان سمنان، خصوصاً طی سال های گذشته جزو دو استان اول توسعه یافته بوده است. نیز به دلیل تفاوت های فرهنگی، قومی، مذهبی و جغرافیایی استان کردستان با سایر مناطق ایران خصوصاً استان سمنان، این دو استان برای بررسی انتخاب شدند. روش تحقیق پیمایشی است و جامعه آماری شامل کلیه افراد 60 – 18 ساله ساکن دو استان در سال 1397 می باشد. درمجموع حجم نمونه مورد بررسی برای دو استان 1200 نفر بوده است. ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسشنامه ای است. نتایج نشان می دهد، در استان سمنان بین متغیرهای وضعیت قومی و دینداری رابطه معناداری با میزان انطباق رفاه عینی و ذهنی وجود دارد و بین متغیرهای تحصیلات و احساس آزادی با این انطباق رابطه معناداری تأیید نگردید. نتایج در خصوص کردستان بیانگر است که بین متغیرهای تحصیلات، وضعیت قومی، دینداری، احساس آزادی با متغیر وابسته رابطه معناداری وجود دارد. بیشترین میزآن همبستگی مربوط به متغیر وضعیت قومی است. با توجه به مدل رگرسیونی در استان سمنان دینداری بیشترین میزان اثر را بر انطباق رفاه عینی و ذهنی داشته و متغیرهای واردشده در مدل توانسته است 16 درصد تغییرات متغیر وابسته را تبیین کند. برای استان کردستان، احساس آزادی بیشترین اثر را بر روی متغیر وابسته داشته و متغیرهای مدل 24 درصد تغییرات متغیر وابسته را تبیین می کنند.  
۳۸۸۲.

کاربست سنت های نظری کنش اجتماعی در خوانش سطوح فضایی با تأکید بر مولفه های «زندگی روزمره»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۱ تعداد دانلود : ۶۰۰
در دوران معاصر نگاه انتقادی به مسائل فضایی، لزوم نقد و دگرگونی روش های برخورد با فضا را (نظری و عملی) بدنبال داشته است. خوانش انتقادی فضا به عنوان روشی برای توصیف، تفسیر و نقد «زندگی روزمره» و شناسایی مسائل فضایی از این منظر شناخته می شود. خوانش فضا در اولین گام در سنت های نظری و مولفه های موثر بر آن تجلی می یابد. در نیم قرن اخیر، به موازات «چرخش فضایی» نظریه های اجتماعی، «زندگی روزمره» محور مطالعات فضا و روش های شناخت آن قرار می گیرد. تعبیر فضا به امری اجتماعی، چندلایه ای و رابطه ای، پیش فرض هایی از این چرخش است. در این دوران نظریات به مثابه ی یکی از نیروهای سازنده ی فضا در نظریه ی «تولید اجتماعی فضا» مطرح می شود. همین امر ما را بر آن داشت که ضمن بررسی کلی انواع نظریات اجتماعی به سطح بندی آن ها در خوانش فضا بپردازیم؛ تا از این طریق دیدگاه جامع تری برای شناخت، تحلیل مسائل و ارائه ی راهکارهای فضایی داشته باشیم. از این رو نخست به بررسی پیش فرض های نظریات اجتماعی (سطح کلان و خرد با تأکید بر فضا، زندگی روزمره و کنش) و سپس با محوریت مفهوم کنش؛ به مثابه ی یکی از مهم ترین لایه های فضایی؛ به سه نظریه ی نمایشنامه، پرکتیس و تناقض می پردازیم. در نهایت این نظریه ها برای کاربست در خوانش فضا سطح بندی و ابعاد گوناگون آن ها بررسی می شود.  ازاین رو کلیات هر نظریه؛ با استناد به متون، اسناد کتابخانه ای و اینترنتی؛ در یک چارچوب توصیفی-تحلیلی مبتنی بر استدلال منطقی توضیح داده می شود.یافته های پژوهش حاکی از آن است که هر یک از نظریه های مورد بررسی در سطحی از خوانش فضا کاربرد و کارایی دارد.
۳۸۸۳.

مطالعه چالش های فراروی سمن های حمایتی برای مداخله در مسائل اجتماعی و بهبود وضعیت اقشار آسیب پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۸ تعداد دانلود : ۶۱۲
این تحقیق با رویکرد برساخت گرایی به دنبال پاسخ به این پرسش است که سمن های حمایتی برای مداخله در مسائل اجتماعی و بهبود وضعیت اقشار آسیب پذیر با چه چالش هایی مواجه هستند. روش مورد استفاده نظریه مبنایی و تکنیک جمع آوری داده ها، مصاحبه عمیق نیمه ساخت یافته با 23 نفر از فعالان سمن ها و مشاهده 34 سمن حمایتی است. طبق یافته ها، محوری ترین چالش پیش روی سمن ها، انجام «اقدامات خُرددامنه و فردگرایانه» است. آنچه منجر به ظهور چنین چالشی می گردد، نخست ضعف سمن ها در ریشه یابی مسائل اجتماعی است. فرایند توانمندسازی اقشار آسیب پذیر در سمن های حمایتی نیز غالباً کوتاه مدت، مقطعی و یک بعدی است و از مشارکت بومیان و مردم محلی به خوبی استفاده نمی شود. عواملی چون قدمت و طول عمر، اندازه، گستره جغرافیایی، حیطه فعالیت و گستره موضوعی سمن ها، بر چالش اصلی آنها در حوزه مداخله اثرگذار است. ایجاد علقه عاطفی بین حامیان و افرد آسیب پذیر نیز در اینجا قابل ذکر است. همچنین اقدامات آنها کلیشه نادرست نسبت به اقشار آسیب دیده به عنوان افرادی متهم، ضعیف و ترحم برانگیز را از بین نمی برد و اتفاق بزرگی در حوزه بهبود مسائل اجتماعی رقم نمی زند. در نهایت نتیجه فعالیت سمن ها در این حوزه عمدتاً منجر به ادغام اجتماعی مجدد اقشار آسیب پذیر در بدنه جامعه و عدم طرد این اقشار از اجتماع نمی گردد.
۳۸۸۴.

وبر و پوپر و روش شناسی علوم اجتماعی: یک مقایسه از منظر عقلانیت نقاد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۵ تعداد دانلود : ۶۹۲
ماکس وبر و کارل پوپر هر دو باره منطق و روش شناسی علوم اجتماعی سخن گفته اند. شماری از محققان غربی به مقایسه میان دیدگاه های این دو متفکر در باره روش شناسی علوم اجتماعی پرداخته اند. هدف مقاله کنونی ارائه تحلیلی نقادانه از میزان کارآیی دو مدلی است که به وسیله وبر و پوپر برای بهره گیری از علوم اجتماعی پیشنهاد شده است. شواهدی وجود دارد که نشان می هد پوپر از دیدگاه وبر درباره علوم اجتماعی مطلع بوده است و بنابراین می توان حدس زد که او مدل خود را با توجه به کاستی های مدل وبر به گونه ای تکمیل کرده است که از آن نقایص عاری باشد. استدلال مقاله آن است که مدل پوپر در قیاس با مدل پیشنهادی وبر ابزاری به مراتب کارآمدتر در اختیار محققان در حوزه علوم اجتماعی قرار می دهد.
۳۸۸۵.

سیر نزولی عادت واره نهادی معلمان (مطالعه موردی معلمان دوره متوسطه دوم شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۵ تعداد دانلود : ۷۴۷
پژوهش حاضر سعی در تبیین این مسأله را دارد که عادت واره نهادی معلمان در مشهد در چه سطحی قرار دارد؟ و در طول زمان تغییرات آن چگونه بوده است؟ یعنی این که معلمان در گذشته از چه عادت واره نهادی برخوردار بوده و امروزه از چه عادت واره نهادی برخوردار هستند؟ بدین منظور چارچوب مفهومی پژوهش بر اساس نظریات بوردیو تدوین گردید. جهت گردآوری و تحلیل داده ها از روش پیمایش و تحلیل موضوعی بهره گرفته شد. جامعه آماری مورد مطالعه در روش پیمایش عبارت بود از معلمان شهر مشهد که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه بندی و فرمول کوکران 360 نفر از آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند. در روش تحلیل موضوعی با استفاده از نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری با 31 نفر از معلمان مصاحبه گردید. نتایج بخش کمی و کیفی تحقیق بیانگر کاهش سطح عادت واره نهادی معلمان می باشند. به طوری که نتایج بخش کمی بیانگر آن است که سطح عادت واره نهادی معلمان پایین تر از سطح متوسط قرار دارد و نتایج بخش کیفی نیز نشان دهنده کاهش عادت واره نهادی معلمان در سال های اخیر است. چنین وضعیتی برای میدان آموزش که یکی از مهم ترین کارکردهای میدان اجتماعی را بر عهده دارد، رضایت بخش نیست. .
۳۸۸۶.

هم سویی با شاهنامه در تجدید حیات هنری و احیا هویت ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۰ تعداد دانلود : ۶۹۸
شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی (۳۲۹ - ۴۱۶ ھ .ق) نه تنها سند احیای هویت ملی ایرانیان، که رکن مهم دوام بسط و نشر فرهنگ و هنر پربار ساکنان این سرزمین است. فردوسی بزرگ نوشتن این کتاب را تلاشی به منظور زنده کردن دوباره مردم ایران معرفی می کند. مقاله حاضر درپی پاسخ به این پرسش است که آیا حکیم طوس به تنهایی بر احیای سنت های گذشته این مرز و بوم همت گمارده و یا سایر اقشار نظیر هنرمندان و صنعت گران این سرزمین نیز در احیا سنت ها و فرهنگ پیش از اسلام ایران تلاش داشته اند؟ فرض بر آن است که خالقان هنرها و صنایع نیز در تلاشی هم سو با احیاگر زبان فارسی نسبت به تجدید حیات هنری ایران اهتمام ورزیده اند. در نوشتار حاضر تلاش بر آن است تا با اتکا به شواهد باستان شناسانه مورد استفاده در پژوهش، میزان مشارکت هنرمندان و صنعت گران (به ویژه سفالگران، کاشی کاران و گچ بران) ایران در هم سویی با حکیم طوس به منظور تجدید حیات هنری و احیای سنت های روایی عصر ساسانیان مشخص گردد. بدین منظور، تزیینات نمونه هایی از اشیا سفالین، کاشی ها و گچ بری های قرون میانی اسلامی مورد مطالعه قرار گرفت. در نتیجه مشخص گردید که با وجود تأکید حاکمان عرب بر ممنوعیت شرح حال شخصیت های اسطوره ای ایران پیش از اسلام، بیشتر مردم ایران در تلاش بوده اند تا به هر نحو ممکن فرهنگ و سنت های گذشته خویش را بر آثار و مصنوعات خویش منعکس نمایند.
۳۸۸۷.

Effectiveness of Positive Thinking Skills Training on Depression in Female Students(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۸ تعداد دانلود : ۳۷۳
purpose: The purpose of this study was to determine the effectiveness of teaching positive thinking skills on decreasing depression among female students of the Sabzevar University of Sabzevar. Methodology: The study population consisted of all female students of Azad University of Sabzevar Branch in the academic year of 97-96, including 30 people who were selected using purposeful sampling. They were randomly assigned to the experimental group (15) and the control group (15 People) was replaced. The Beck Depression Inventory and Positive Thinking Training Package, which was set up in 9 sessions one and a half hours, was used to collect data. Finding: The results of statistical analyses showed that teaching positive thinking skills with an effect size of 0.13 reduces students' depression. Therefore, there is a significant difference between the effect of teaching positive thinking skills on reducing depression (p <0.05). Conclusion: At the end of the treatment sessions, students learned in both groups to choose their own behaviors in order to attain their demands, each of whom should choose responsible behaviors while maintaining ethical principles and applying optimistic, correct and responsible actions to Your wishes are also met. Teaching positive thinking skills creates a supportive and safe environment where students can experience a feeling of acceptance and psychosocial security, which brings greater compatibility and fewer conflicts.
۳۸۸۸.

Comparison of the effectiveness of working memory and mindfulness training on educational well-being, academic self-regulation and students's academic achievement motivation(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۱ تعداد دانلود : ۴۱۰
Purpose: The purpose of this study was to compare the effectiveness of teaching Mindfulness and Working Memory on academic well-being, academic self-regulation and academic achievement motivation of second-grade secondary school students. The statistical population of this study includes all second-grade secondary school students in Sabzevar city during the academic year of 2017-2018. To collect data, Tuominen-Soini et al. Educational well-being Questionnaire (2012), Kanle and Royan Self-Regulatory Questionnaire (1987) and Abd Khodaie's Achievement Motivation Questionnaire (2008) were used. Methodology: This research was a semi-experimental design with a pre-test and post-test design with the control group. A sample of 45 people who were lower in the three dependent variables who were willing to participate in the training sessions were selected and randomly assigned to two groups of test and one control group (each group was 15). Within one week of pre-test run for each of the three groups, one of the experimental groups was subjected to an independent variable of mindfulness education (8 sessions one and a half hours, weekly one session), and the second group was subjected to working memory training (20 Half-hour session, three sessions per week) and the control group did not receive any training. In this research, to analyze the differences between the groups, the variance analysis of variables of multiple and single variable variables was used, taking into account the intra-group (test) and intergroup (group membership) variables. Findings: The results showed that training mindfulness and working memory training increased academic well-being, self-regulation and academic achievement motivation in students. The results showed that there is a significant difference between the effectiveness of mindfulness education and working memory training. Conclusion: Training mindfulness is more effective in increasing academic well-being, academic self-regulation and academic achievement motivation
۳۸۸۹.

Design and validation of a model for improvement of in-service training evaluation system(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۸ تعداد دانلود : ۵۰۳
Purpose: The purpose of this study was to design and validate a model for improving in-service training of medical university staff. Methodology: This research is an applied type of qualitative-quantitative research. The study population consisted of 15 elites who were selected through purposive sampling and in the quantitative section of 380 persons by stratified random sampling with proportional allocation among staff of Khuzestan University of Medical Sciences. The data were collected through structured interviews and a researcher-made questionnaire that was implemented in qualitative and quantitative sections, respectively. The findings showed that organizational development, role of instructor, assigned tasks, professional skill, training facilities, content, attitude to training, trust building, knowledge of elites and experts were among the influential components in in-service training. Findings: Findings related to Structural Equation Technique using pls software also showed that all the above-mentioned components were significantly higher than the value of 1.96 at the significant level of 0.95. In other words, these components are highly influential in evaluating in-service education from the perspective of course learners. Conclusion: The findings also showed that the improvement of in-service training evaluation system plays an important role in the effectiveness of the workforce as well as the proper training of human resources in the direction of achieving the goals of the system of managers in the Medical Sciences University.
۳۸۹۰.

Identifying the Dimensions and Components of Organizational Agility based on Human Resource Development to Provide a Model of Organizational Agility(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۱ تعداد دانلود : ۴۷۰
Purpose: The purpose of this study was to identify the dimensions and components of organizational agility based on human resource development to provide a model of organizational agility in the Islamic Azad University of Tehran. Methodology: The present study was a mixed type (quantitative and qualitative) and at the same time it was an applied research. In this regard, the statistical population of the study includes all employees of the Islamic Azad University of Tehran in 2015- 17, which was about 6735, and using Morgan table and Cochran's formula and multi-stage cluster sampling method and relative 386 employees of the university as The sample size was considered. Data collection method was based on a researcher-made questionnaire, research literature and semi-structured interviews. And Cronbach's alpha coefficient of research tool was calculated 0.919. After distributing and collecting the questionnaires, reviewing the information and testing the hypotheses was done using structural equation modeling and SPSS, LISREL software. Findings: Finally, the research findings confirmed the five dimensions, strategic, information technology, human, organizational and cultural, as dimensions affecting organizational agility based on human resource development. The results showed that the strategic dimension of the highest average and dimensions of information technology and human, organizational and cultural are in the next ranks. Finally, confirmatory factor analysis showed that the dimensions of organizational agility based on human resource development up to 71.282%, the variance of existing indicators of organizational agility based on human resource development explains. Conclusion: From the perspective of the studied sample, respectively, dimensions: strategic, information technology, human, organizational and cultural in the scale of measurement (1 to 4) have been important to a large extent and very much in organizational agility based on human resource development.
۳۸۹۱.

بررسی علل تغییر حوزه عمومی شهروندان از مسجد به شبکه های اجتماعی : مورد مطالعه شهروندان شریف آباد پاکدشت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۵ تعداد دانلود : ۶۴۹
هدف این تحقیق بررسی علل تغییر حوزه عمومی شهروندان از مسجد به شبکه های اجتماعی است. روش تحقیق پیمایش و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه محقق ساخته شامل 30 سئوال بود که با مراجعه حضوری به آزمودنیها انجام شد. نمونه متشکل از 375 نفر مردم شریف آباد می باشد که بصورت تصادفی انتخاب شدند. پایایی پپرسشهای همراهی مساجد با یک گرایش سیاسی برابر 773/0، آزادی طرح مطلب در شبکه های اجتماعی برابر با 717/0، و دسترسی آسان به شبکه های مجازی برابر با 849/0 به دست آمده و در سطح کاملا مناسب قرار داشت. با توجه به نتایج بدست آمده بین همراهی مساجد با یک گرایش سیاسی و سلب جایگاه حوزه عمومی از مسجد رابطه معنی داری وجود دارد. بین آزادی طرح مطلب در شبکه های مجازی اجتماعی و احراز جایگاه حوزه عمومی توسط این شبکه ها ارتباط معنی دار وجود دارد. آزادی طرح مطلب در شبکه های اجتماعی مجازی بر تغییر حوزه عمومی از مسجد به شبکه های اجتماعی مجازی تأثیر مثبت و معنی دار دارد. همچنین بین رابطه دسترسی آسان و غیر مکان مند و غیر زمان مند بودن شبکه های مجازی و احراز جایگاه حوزه عمومی توسط این شبکه ها ارتباط معنی دار وجود دارد، در نتیجه دسترسی آسان به شبکه های مجازی بر تغییر حوزه عمومی از مسجد به شبکه های اجتماعی مجازی تأثیر گذار می باشد.
۳۸۹۲.

ارائه الگوی دانشگاه دیجیتالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۷ تعداد دانلود : ۲۹۲
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی دانشگاه دیجیتالی انجام شده است. روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع فراترکیب بوده است. جامعه پژوهش شامل کلیه مقالات، کتب، گزارش های کاری و انتشارات دانشگاه ها به تعداد 2600 بوده که از این میان 84 سند انتخاب و از ابزار حیاتی گلین (2006) برای تأمین کیفیت اسناد استفاده شد. به منظور تحلیل داده ها از کدگذاری باز و محوری انتخاب شد. نتایج سبب شناسایی چهار بعد برای دانشگاهی دیجیتالی شد. بعد پداگوژیک دانشگاه دیجیتالی شامل مؤلفه های اکوسیستم یادگیری، کلاس درس، برنامه درسی، آموزش و کتابخانه دیجیتالی بوده است. بعد سازمانی دانشگاه دیجیتالی شامل سیاست ها و قوانین، فرهنگ و تعاملات و ارتباطات دیجیتالی بوده است. بعد مدیریتی دانشگاه دیجیتالی شامل مدیریت مالی، مدیریت دانش، نظام ارزیابی، کنترل و نظارت و تضمین کیفیت دیجیتالی بوده است. نهایتاً بعد فناوارانه شامل بستر فناوری، مدیریت محتوا و پشتیبانی دیجیتالی بوده است.
۳۸۹۳.

اعتیاد و دیگربودگی: مطالعه جامعه شناختی فیلم دارکوب از منظر آلوده انگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۸ تعداد دانلود : ۲۷۸
دارکوب (1396) فیلمی به کارگردانی بهروز شعیبی است که تأثیر اعتیاد را در برساخته شدن هویت فردی و اجتماعی شخصیت اصلی فیلم، مهسا، به تصویر می کشد. در طول فیلم، اعتیاد مهسا باعث می شود که اطرافیانش او را فردی انزجارآور و گونه ای از آلودگی اجتماعی محسوب کنند و به تحقیر و طرد او بپردازند؛ ازاین رو، شخصیت مهسا و چگونگی برساخته شدن هویت اجتماعی او از دیدگاه آلوده انگاری قابل بررسی است. ساختار روایی دارکوب را می توان دارای دو سطح از آلوده انگاری دانست؛ سطح نخست، به برساخته شدن شخصیت مهسا به عنوان «امر آلوده» اجتماعی دلالت می کند و سطح دوم، ارتباط او با جمعیت های آلوده انگاشته و چگونگی شکل گیری آن ها را نشان می دهد؛ به همین دلیل، در این مقاله از تلفیق دو رویکرد موجود در نظریه آلوده انگاری، یعنی رویکردهای روان شناختی و جامعه شناختی، برای بررسی ماهیت اعتیاد به عنوان آلودگی اجتماعی و معتاد به عنوان «امر آلوده» استفاده می شود. این دو رویکرد دارای مؤلفه های مشترکی همچون «دیگربودگی امر آلوده»، «برساخته شدن گفتمانی آن» و «سیالیتش در مرزهای سوژه» هستند. با استفاده از این سه مؤلفه، چگونگی شکل گیری فرد معتاد به عنوان «امر آلوده» و ارتباط این برساخته آلوده انگاری با تشکیل «جمعیت های آلوده انگاشته» و جغرافیای فرهنگی مربوط به آن ها بررسی می شود. در این مقاله مشخص می شود که سه مؤلفه مشترک در دو رویکرد آلوده انگاری نه تنها عواملی برای برساختن فرد به عنوان «امر آلوده» هستند، بلکه منجر به تشکیل جمعیت های آلوده انگاشته و مناطق حاشیه ای آلوده می شوند.
۳۸۹۴.

بلایای طبیعی، بحران های اجتماعی و خشونت علیه زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۲۸۹
در زمان بلایای طبیعی و بحران های اجتماعی خشونت علیه زنان افزایش می یابد. از درون ساختار خانواده تا مکان های عمومی، هریک عرصه خشونت علیه زنان می شود. این مقاله بر آن است نشان دهد خشونت علیه زنان تنها به فضای داخلی خانه ها محدود نمی شود، در زمان جنگ و بلایای طبیعی، شدت بیشتری می گیرد و امنیت زنان در مکان های عمومی را تحت تأثیر قرار می دهد. این مقاله با استفاده از روش اسنادی، مشکلات، اقدامات و مطالعات انجام شده در چهار سال اخیر در زمینه خشونت علیه زنان در زمان بلایای طبیعی و بحران های اجتماعی- در سطح جهانی - را مرور می کند. گزارش ها نشان می دهد خشونت علیه زنان-چه در درون خانواده و چه مکان های عمومی- در زمان جنگ ها و بلایای طبیعی بیشتر شده و پیامدهای مختلف جسمی، روحی، ارزشی- اخلاقی و عرفی و قانونی برای زنان به همراه داشته است. اقدامات و تلاش های صورت گرفته در زمینه مبارزه با خشونت علیه زنان در بلایای طبیعی و بحران های اجتماعی شامل: 1. تلاش برای بازگشت به زندگی طبیعی توسط آسیب دیدگان و به ویژه زنان؛ 2. تغییر نگرش و نقش رهبران مذهبی و فرهنگی؛ 3. توانمندسازی زنان؛ 4. راه اندازی کمپین ها و فعالیت های علمی و مدنی؛ 5. تصویب قوانین و قطعنامه های بین مللی و 6. ایجاد مراکز امن بوده است.
۳۸۹۵.

تبیین جامعه شناختی وضعیت اعتماد اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن (موردمطالعه: شهر دهدشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۷ تعداد دانلود : ۴۴۲
اعتماد اجتماعی به عنوان یکی از اساسی ترین مسائلی که جوامع امروز با آن دست وپنجه نرم می کنند، شالوده ی روابط اجتماعی است و در ادبیات علوم اجتماعی در قالب ابعادی چون «اعتماد بنیادی»، «اعتماد بین شخصی»، «اعتماد تعمیم یافته» و « اعتماد نهادی» موردبحث و بررسی قرار گرفته است. در این سنخ شناسی می توان گفت ابعادی چون اعتماد بین شخصی بیشتر در جوامع سنتی غالب می باشد، درحالی که، اعتماد تعمیم یافته و اعتماد نهادی از ملزومات جوامع مدرن است.     در پژوهش حاضر که با استفاده از روش تحقیق کمی و شیوه پیمایش با ابزار پرسشنامه انجام شده است وضعیت اعتماد اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن در شهر دهدشت(به عنوان شهری در حال گذار) بررسی شده است. تعداد نمونه این تحقیق 382 نفر بوده که به صورت نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انجام شده است. نتایج حاصل از تحقیق که با استفاده از مدل سازی معادله ساختاری به دست آمده است، نشان می دهد که در مجموع اعتماد اجتماعی پایین تر از حد متوسط است و اعتماد بین شخصیِ افراد از اعتماد تعمیم یافته و اعتماد نهادی بالاتر است. همچنین، یافته های استنباطی نشان می دهد مشارکت اجتماعی تأثیر مثبت و معنی داری بر اعتماد اجتماعی دارد درحالی که، احساس آنومی و احساس محرومیت تأثیر معکوس و معنی داری بر اعتماد اجتماعی نشان داده اند. همچنین، اگرچه پایگاه ذهنی به صورت مستقیم بر اعتماد اجتماعی تأثیر معنی داری نداشته است، به صورت غیرمستقیم و از طریق احساس محرومیت تأثیر مثبت و معنی داری بر اعتماد اجتماعی نشان داده است.
۳۸۹۶.

سبک زندگی سلامت محور و رفتارهای زیست محیطی مسئولانه در شهرهای خرم آباد و یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۲۵۱
امروزه مسائل زیست محیطی عمیقاً دارای مفهوم اجتماعی اند و سبک زندگی نیز که به روش زندگی مردم، ارزش های اجتماعی، فعالیت ها، الگوهای رفتاری، مصرفی و عادات افراد در سراسر زندگی اطلاق می شود و نشان دهنده جامعه پذیری افراد و فرهنگ جامعه است، تأثیراتی عمده بر محیط زیست شهری بر جا می گذارد. در نتیجه در این پژوهش به بررسی تأثیر سبک زندگی بر رفتارهای زیست محیطی مسئولانه شهروندان شهرهای خرم آباد و یزد پرداخته شده است. چارچوب نظری پژوهش ازنظریه کاکرهام بهره گرفته است. روش تحقیق پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه، اعتبار صوری، پایایی از طریق محاسبه ی آلفای کرونباخ و روش نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای بوده است. جامعه آماری این تحقیق شهروندان 19 تا 69 ساله شهر خرم آباد و شهر یزد بود که با استفاده از فرمول کوکران 768 نفر شامل 384 نفر از شهروندان شهر خرم آباد و 384 نفر از شهروندان شهر یزد انتخاب شدند. نتایج تحقیق نشان داد که بین متغیرهای سبک زندگی و ابعاد آن با رفتارهای زیست محیطی مسئولانه در هر دو شهر رابطه معنادار مشاهده شد؛ اما بین جنسیت با رفتار زیست محیطی مسئولانه در شهر خرم آباد رابطه معنادار مشاهده نشد. درمجموع با توجه به ضرایب بتاهای استاندارد شده ملاحظه می شود که به ترتیب سلامت محیطی، سلامت اجتماعی، سن، جنس، بیشترین تأثیر را بر روی متغیر رفتارهای زیست محیطی داشته اند. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان می دهد که با توجه به ضریب تعدیل شده ی متغیرهای باقی مانده در معادله رگرسیون 6/35 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین می کنند.
۳۸۹۷.

کاربست مداخله مددکاری اجتماعی گروهی با الگوی وظیفه مداری در کاهش گرایش به رفتارهای پرخطر کودکان کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۷ تعداد دانلود : ۶۳۷
این پژوهش، اثربخشی الگوی وظیفه مداری بر کاهش گرایش به رفتارهای پرخطر در کودکان کار را مورد بررسی قرار داده است. اهمیت پژوهش حاضر از این جهت است که برای اولین بار در ایران الگوی وظیفه مداری در مداخلات مددکاری اجتماعی به صورت علمی مورد مطالعه قرار گرفته است و پروتکلی بر اساس این الگو برای مداخله گروهی در کار با گروه های در معرض آسیب کودکان کار تدوین و تنظیم شده است. در این پژوهش که از نوع کمی و آزمایشی است، تعداد 30 نفر از کودکان کار 13 تا 15 سال مؤسسه «رویش نهال جوان»، از بین 70 نفر جامعه آماری، نمونه گیری شده اند؛ به صورتی که بین جامعه آماری پژوهش، افرادی که گرایش به رفتار پرخطر آنها بر اساس پرسش نامه خطرپذیری نوجوانان ایرانی بالاتر بود، مشخص شده و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی قرار گرفتند. سپس با استفاده از الگوی وظیفه مداری طی 10 جلسه گروهی به اجرای مداخله مددکاری اجتماعی بر اساس «پروتکل الگوی وظیفه مداری گروهی»روی گروه آزمایش پرداختیم.بر اساس نتایج، میانگین نمرات گروه آزمایش پس از اجرای مداخله در متغیر گرایش به رفتار پرخطر و ابعاد آن کاهش یافته است و در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معناداری را نشان می دهد. در نتیجه می توان گفت که مداخله گروهی مبتنی بر الگوی وظیفه مداری یکی از مداخلات کاربردی مددکاری اجتماعی در کار با کودکان کار است که می توان از آن در کاهش گرایش به رفتار پرخطر این گروه آسیب پذیر استفاده نمود.
۳۸۹۸.

نقش برنامه توسعه ملل متحد در فقرزدایی با تاکید بر توانمندسازی زنان در ایران: فرصت ها و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۸ تعداد دانلود : ۴۸۵
توانمندسازی یک فرایند چند جانبه است که در طی آن افراد و گروههایی که از سهم مساوی منابع برخوردار نیستند، بتوانند براساس شایستگی های خودشان به منابع دسترسی و بر آن کنترل داشته باشند. یکی از گروههای هدف مهم در توانمندسازی وکاهش فقر زنان هستند زنان تجربه های متفاوتی از فقر داشته و توانمندسازی زنان به چند دلیل اهمیت دارد: از جمله نقش زنان در حفظ و مدیریت نهاد خانواده و تربیت نسل آینده، ایجاد اعتماد به نفس در آن ها می باشد. از اینرو نوشتار حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به نقش برنامه توسعه ملل متحد از طریق اعتبارات خرد و بسیج اجتماعی و جلب مشارکت زنان در توانمندسازی آنان خواهد پرداخت. نتایج پژوهش حاکی از آن است که برنامه توسعه ملل متحد با تاکید برحل نیازهای منحصربه فرد زنان و ارزشمند قلمداد کردن دانش آن ها در سیاستگزاری ها و برنامه ها، ارتقای حمایت اجتماعی، کمک به تخصیص منابع مالی، بهره جویی از شیوه های مشارکت محوردر راستای توانمندسازی زنان و کاهش فقرو با ارائه الگوها و برنامه توسعه ناحیه مدار در راستای افزایش خوداتکایی در سطح ملی با استفاده مؤثر و تقویت توانایی های مدیریتی وتخصصی زنان از طریق آموزش موفق عمل نموده است اما همچنان چالش هایی باقی است.
۳۸۹۹.

نقش انواع سرمایه در مشارکت اقتصادی زنان: مطالعه تطبیقی کشورهای اتحادیه اروپا و خاورمیانه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۶ تعداد دانلود : ۲۸۹
نیروی انسانی محرک اصلی و موتور توسعه جوامع است به گونه ای که تولید ارزش و انباشت سرمایه و در بیانی جامع تر توسعه بدون مشارکت نیروی انسانی بسیار سخت و غیرممکن است. دراین بین، درحالی که نیمی از جمعیت جوامع را زنان تشکیل می دهند، نرخ مشارکت آنان در اقتصادها بسیار ناهمگون و از دامنه تغییرات بسیار بالایی برخوردار است. باوجوداینکه مشارکت زنان در بازار کار متأثر از متغیرهای عاملیتی و ساختاری است، به نظر می رسد دامنه بالای تغییرات این نرخ در بین کشورها دلالت مؤکدی بر نقش متغیرهای کلان و ساختاری دارد. روش: مقاله حاضر با دستمایه قرار دادن سازه سرمایه بر آن است که با استفاده از داده های موجود انتشاریافته توسط سازمان بین المللی کار و مؤسسه لگاتم به بررسی رابطه و تأثیر انواع سرمایه بر مشارکت اقتصادی زنان در بین کشورهای اتحادیه اروپا و خاورمیانه بپردازد. یافته ها: کشورهای اتحادیه اروپا با نرخ بالای مشارکت اقتصادی زنان و کشورهای خاورمیانه با مقدار پایین این نرخ تفاوت معناداری در برخورداری از سرمایه و انواع آن (سرمایه اقتصادی، سرمایه اجتماعی و سرمایه نهادی) دارند. به عبارتی، بین برخورداری از انواع سرمایه و مشارکت اقتصادی زنان در کشورهای مورد بررسی همبستگی مثبت وجود دارد. همچنین، تحلیل رگرسیون خطی نشان داد که سرمایه های مذکور حدود 70 درصد تغییرات مشارکت اقتصادی زنان در کشورهای موردمطالعه را تبیین می کند. بحث: سرمایه، ظرفیت و پتانسیل مثبتی است که کنشهای اقتصادی شهروندان را تسهیل می کند. ازاین رو، شرایط خوب نهادی، مادی و اجتماعی می تواند مشارکت اقتصادی را تسهیل نماید. از سویی دیگر، جوامعی که در آنها انواع سرمایه به وفور هست، نابرابرهای جنسیتی ازجمله دسترسی به انواع سرمایه حداقل است. بنابراین، رونق انواع سرمایه و کاهش نابرابری جنسیتی بستری است که مشارکت اقتصادی زنان می تواند از مسیر آن محقق می شود.
۳۹۰۰.

بررسی جامعه شناختی میزان تجربه مزاحمت جنسی زنان در محیط کار(آزمون تجربی نظریه فعالیت های روزمره)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۷ تعداد دانلود : ۲۹۱
مزاحمت جنسی علیه زنان در محل کار، یکی از شکلهای شایع اما پنهانِ خشونت علیه زنان است که پیامدهای منفی متعددی در سطوح فردی، خانوادگی و اجتماعی به همراه دارد. ازاین رو پژوهش حاضر با استفاده از نظریه فعالیتهای روزمره به بررسی تجربه مزاحمت جنسی زنان شاغل در محیط کار و تحلیل اجتماعی علل بروز آن پرداخته است. روش: پژوهش حاضر با روش پیمایش و ابزار پرسشنامه در بین 400 نفر از زنان شاغل در بیمارستانهای شهر کرج که با استفاده از نمونه گیری دومرحله ای انتخاب شده بودند، انجام شده است. یافته ها: دوسوم پاسخگویان حداقل یک بار، انواع مزاحمتهای جنسی (کلامی و غیرکلامی) را در محیط کار تجربه کرده اند که سهم مزاحمتهای غیرکلامی (مانند نگاه هیز و...) در مقایسه با مزاحمتهای کلامی (متلک پرانی و...) اندکی بیشتر بوده است. نتایج تحلیل رگرسیونی حاکی از آن است که درمجموع، ترکیب متغیرهای سه گانه فاعل باانگیزه (همکاران مرد بیمارستان)، هدف مناسب (زنان کارمند بیمارستان) و فقدان محافظت (ضعف نظارت در بیمارستان) به مقدار 33 درصد از تغییرات تجربه مزاحمت جنسی توسط زنان را توضیح داده و پیش بینی کرده اند که دراین بین، سهم حضور فاعل انگیزه دار، تشخیص داده شدن به عنوان هدف مناسب و فقدان محافظت به ترتیب بیشتر بوده است. بحث: نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که اولاً آزار جنسی زنان در محیط کار امری فراگیر و یک مسئله مهم اجتماعی است. ثانیاً در وقوع این مسئله، متغیرها و عوامل متعددی دخیل هستند که مطابق نتایج تحقیق حاضر، ویژگی زنان قربانی یکی از مهم ترین پیش بینی کننده های تجربه مزاحمت جنسی در محل کار است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان