فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۰۱ تا ۲٬۳۲۰ مورد از کل ۱۷٬۸۳۳ مورد.
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۲ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
97 - 119
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر پرداختن به بدن و چگونگی مدیریت آن در جامعه مصرفی مدرن به یکی از موضوعات اساسی مطالعات اجتماعی-فرهنگی تبدیل شده است. هدف پژوهش حاضر سنجش میزان مدیریت بدن و عوامل اجتماعی مرتبط با آن در بین جوانان شهر یزد بوده است. جمعیت آماری پیمایش، جوانان 35-18 ساله شهر یزد بودند که ۳۸۴ نفر از آن ها با روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته های تحقیق نشان داد که میانگین نمرات مدیریت بدن پاسخگویان (56/2) در سطح کمتر از متوسط است و رابطه مثبت و معناداری بین مدیریت بدن و پذیرش اجتماعی بدن، سرمایه جنسی، پایگاه اجتماعی- اقتصادی، جنسیت و رابطه منفی و معناداری بین مدیریت بدن و تصور از بدن وجود دارد. تحلیل رگرسیون نیز نشانگر آن است که متغیرهای مستقل 1/36 درصد از مدیریت بدن را تبیین نموده و بیشترین تأثیر مربوط به متغیر پذیرش اجتماعی بدن است.
سلامت معنوی و رفتار زیست محیطی (پیمایشی درباره جوانان شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره سوم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
53 - 33
حوزههای تخصصی:
امروزه کلان شهرها با مشکلات زیادی در زمینه محیط زیست روبرو هستند و جوانان به واسطه نقش بازیگران توانای عرصه اجتماع، می توانند پایه گذار جریان آگاه سازی، جنبش اجتماعی مثبت و رفتار زیست محیطی مناسب و کاهش مشکلات در حوزه محیط زیست باشند. تحقیق حاضر با هدف مطالعه ی تبیین رفتار زیست محیطی جوانان شهر شیراز به میانجی سلامت معنوی انجام شده است. جامعه ی آماری، کلیه ی جوانان شهر شیراز بوده اند که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 400 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه ی استاندارد بود که با به کارگیری از مقیاس های رفتار زیست محیطی (میرفردی و همکاران، 1396) و سلامت معنوی (پولوتزین و الیسون 1982) تدوین گردید. یافته ها، حاکی از رابطه ی مثبت و معنادار بین سلامت معنوی و ابعاد آن (سلامت وجودی و سلامت مذهبی) با رفتار زیست محیطی می باشد. از بین متغیرهای زمینه ای و جمعیتی نیز (میزان تحصیلات، میزان تحصیلات پدر ، میزان تحصیلات مادر، طبقه اجتماعی و جنسیت) رابطه معناداری با رفتار زیست محیطی داشته اند. با توجه به نتایج مطالعه، پیشنهاد می شود به پیدا کردن هویت جوانان و افزایش سلامت معنوی آنان پرداخت و بدین گونه به کاهش مشکلات زیست محیطی و افزایش رفتار زیست محیطی مسئولانه تر کمک کرد.
حک شدگی مصرف متظاهرانه: (مطالعه موردی: شهروندان تحصیل کرده شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۸
231 - 269
حوزههای تخصصی:
این مقاله با درک وضعیت مصرفی شهر زنجان و با هدف بررسی حک شدگی مصرف متظاهرانه انجام شده است. مطالعه به روش کیفی و در سال 1399 انجام شده است. جمعیت موردبررسی، شهروندان(دارای تحصیلات دانشگاهی)20تا65 سال شهر زنجان است. نمونه ها با روش نمونه گیری نظری و هدفمند، انتخاب شدند و با اشباع نظری در نفر دهم ختم شدند و حجم نمونه 10 نفر تعیین شد. ابزار و روش گردآوری، پرسش نامه باز و مصاحبه نیمه ساختار یافته است. روایی ابزار با معیار قابلیت اعتماد و تکنیک مقایسه تحلیلی و ممیزی بررسی شده و ثبت مصاحبه ها با یادداشت برداری و ضبط صدا انجام شد. کدگذاری و تحلیل ها در رویکرد نظریه زمینه ای، انجام شد. یافته ها با 9 مقوله اصلی و 21 مقوله فرعی، حک شدگیِ مصرف متظاهرانه در عناصر فرهنگی و اجتماعی را نشان می دهد. حک شدگی مصرف متظاهرانه در عناصر فرهنگی، از «تسرّی هنجارهای مصرف تظاهری» و «شکل گیری نیازهای نو و باور به ارضای سلسله نیازها از طریق مصرف متظاهرانه» و سپس «دگرگونی در هنجارهای مربوط به اکتساب و تحرک اجتماعی» روایت می کند و موجب«تسلیم یا انتخاب آگاهانه ی باورهای مصرف متظاهرانه» می گردند. «محدودیتهای مالی و آرزوی رفع آن» فقط به عنوان مداخله گری در مسیر مصرف متظاهرانه، عمل می کند. حک شدگی مصرف متظاهرانه در عناصر اجتماعی، ابتدا از «نقش روابط اجتماعی در بروز مصرف متظاهرانه» در کنار «تناقض های ارزیابانه اجتماعی» و «تناقض تحریکات اجتماعی» و در نهایت، از «تحریک پذیری تصوّری (تصور فرد از مصرفش در اجتماع)» حکایت می کند.
روابط قدرت در تعاملات استاد – دانشجو در بافتار کلاس های مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
239 - 268
در پی گسترش کلاس های برخط در یک سال اخیر، به نظر ضروری می رسد که تجربیه زیستیه مجازی در کلاس های دانشگاه از زوایای مختلف و علائق معرفتی پژوهش های جامعه شناسانه و ارتباطات پیگیری شود. در این میان، فهم تغییرات مناسبات کنش در بافتار مجازی حائز اهمیت است. در این مقاله، پژوهشگر تلاش کرده است تا با اتخاذ مبانی نظری مربوط به تحلیل روابط از منظر کنترل و قدرت در کلاس درس، طرح مسئله ای جدید و اکتشافی را با لحاظ کردن اقتضائات فضای مجازی دنبال کند. به این منظور، از روش مصاحبیه نیمه ساختاریافته (که تا رسیدن به اشباع، 30 مصاحبه را در برگرفته) استفاده شده است. سپس، نتایج تحلیل مصاحبه ها در هفت محور صورت بندی شده اند که برخی از مضامین مهم شامل موارد زیر هستند: قدرت سکوت، شکل گیری، گروه های مخفی، ناهنجاری های نوپدید، برجسته شدن کنترل درونی، پیدایی اخلاق وضعیتی، آداب مناسکی جدید در کلاس، کنشگری علمی ناقص، توانمندی های شخصیت مجازی، کالایی و مبادله ای شدن اعتماد و صداقت، حرکت به سمت تسطیح شئونی از سلسله مراتب، قدرت احساسات فانتزی، حس آزادی عمل.
تجربه زیسته اعضای هیأت علمی از تعامل استاد - دانشجو در محیط های دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
193 - 206
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تجربه زیسته اعضای هیأت علمی از راهبردهای تعامل استاد - دانشجو در محیط های دانشگاهی بود. روش شناسی: روش پژوهش پدیدارشناسی بود که طی آن ادراکات و فهم اعضای هیأت علمی از تعامل با دانشجویان بررسی گردید. جامعه آماری شامل همه اعضایهیأت علمی دانشکده های علوم و فیزیک دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال تحصیلی 98-1397 به تعداد 81 نفر بود. با نمونه گیری هدفمند و رسیدن به اشباع نظری، 18 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. از طریق بررسی عمیق پژوهش های انجام شده در موضوع تعامل استاد – دانشجو، سوالات مصاحبه تهیه گردید و مصاحبه ها به شکل نیمه ساختاریافته انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از شیوه کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری و انتخابی استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد که شرایط شکل گیری تعامل استاد - دانشجو، شامل عوامل زمینه ساز و افزایش دهنده تعامل مانند درک موضوع درسی توسط دانشجو، برگزاری ساعات رفع اشکال و وجود انگیزه در استاد و دانشجو، و عوامل کاهش دهنده تعامل مانند ماهیت تئوری دروس، سطح علمی پایین دانشجو، حجم بالای کار عملی و تحقیقاتی، زمان محدود و عدم اعتماد به نفس دانشجو بودند. نتایج همچنین نشان داد که راهبردها و روش های تعامل با دانشجو شامل راهبردهای عام، شرایط مدار و دانشجومدار بودند. علاوه بر این، پیامدهای اتخاذ راهبردهای تعامل استاد - دانشجو نیز شامل پیامدهای مبتنی بر دانشجو مانند تاثیرات علمی، شخصیتی، اجتماعی، شغلی، و همچنین پیامدهای مبتنی بر استاد مانند کسب تجربه، به روز شدن اطلاعات و دانش استاد، احساس رضایت درونی، و دریافت بازخورد برای شناسایی نقاط قوت و ضعف بودند.بحث و نتیجه گیری: نتایج حاصل دلالت های مهمی برای برنامه ریزان درسی آموزش عالی در راستای بهبود زمینه های تعامل استاد - دانشجو دارد. بر این اساس لازم است که از محتوای تعاملی با ماهیت عملی و مشارکتی، و شیوه های تدریس مبتنی بر راهبردهای تعاملی مختلف استفاده شود و برای دسترسی بیشتر دانشجو به استاد از طریق فعالیت های خارج از کلاس و فراهم آوردن فرصت ارتباط بیشتر دانشجو با استاد در سطحی شخصی تر برنامه ریزی گردد.
شناسایی مولفه های رشد حرفه ای معلمان و مدیران آموزش ابتدایی با استفاده از روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
254 - 265
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی مولفه های رشد حرفه ای معلمان و مدیران آموزش ابتدایی با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد.روش شناسی: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی بود. جامعه پژوهش اسناد و متون چاپی درباره رشد حرفه ای معلمان و مدیران در پایگاه های اطلاعات علمی بین سال های 2019-2000 بودند که با توجه به ملاک های مورد نظر تعداد 52 مورد با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شد. داده ها پس از جمع آوری با روش فیش برداری به کمک کدگذاری باز، محوری و انتخابی با روش تحلیل مضمون در نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که رشد حرفه ای معلمان و مدیران آموزش ابتدایی بر اساس سند تحول بنیادین 206 مضمون پایه، 53 مضمون سازمان دهنده و 16 مضمون فراگیر شامل ویژگی های معلمان، انگیزه معلمان، برنامه رهبری، گروه معلمان، گروه آموزشی، تخصصی- حرفه ای، رشد حرفه ای، مسائل و مشکلات معلمان، عوامل مدرسه، شرایط محیطی- آموزشی، شرایط محیطی- کلان، درگیری معلمان در فعالیت های حرفه ای، ارشادگری، شبکه سازی، راهبردهای آموزشی و پیامدهای فردی داشت. همچنین، مضامین جهانی رشد حرفه ای معلمان و مدیران آموزش ابتدایی شامل 20 مضمون پایه، 8 مضمون سازمان دهنده و 1 مضمون فراگیر شامل مولفه های جهانی و هشت مضمون فراگیر ارشادگری، شبکه سازی، رهبری، تخصصی- حرفه ای، گروه آموزشی، گروه رهبران، راهبردهای آموزشی و پیامدها بود.نتیجه گیری: با توجه به مضامین شناسایی شده، برنامه ریزی برای رشد حرفه ای معلمان و مدیران آموزش ابتدایی ضروری است که برای این منظور می توان شرایط بهبود مضامین را فراهم کرد.
مدل یابی روابط ساختاری کنش های اجرایی با درگیری تحصیلی بامیانجی گری عدم تحمل بلاتکلیفی در دانش آموزان دخترمتوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
299 - 309
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، مدل یابی روابط ساختاری کنش های اجرایی با درگیری تحصیلی با میانجی گری عدم تحمل بلاتکلیفی در دانش آموزان متوسطه اول شهرستان ساری بود.روش: این پژوهش همبستگی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول در پایه نهم شهرستان ساری در سال 1398 بودند.280 دانش آموز به عنوان حجم نمونه بدین صورت که ابتدا از بین تمامی12 مدسه شامل دولتی 8 مدرسه به صورت تصادفی ساده انتخاب شد و در مرحله دوم 10 کلاس (30 نفر) به صورت تصادفی از بین تمامی کلاس ها با توجه به معیارهای ورودی و رعایت ملاحظات اخلاقی انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری شامل پرسشنامه های درگیری تحصیلی زرنگ (1391)، پرسشنامه کنش های اجرایی نجاتی (2013)، پرسشنامه عدم تحمل بلاتکلیفی فریستون و همکاران (1994) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS-18 و Amos-23 و روش های آماری توصیفی وآمار استنباطی در سطح معناداری 99/0 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که کنش های اجرایی با درگیری تحصیلی با میانجی گری عدم تحمل بلاتکلیفی ارتباط داشت (987/0=AGFI، =042/0RSMEA). از طرفی رابطه مستقیم معناداری بین عدم تحمل بلاتکلیفی و کنش های اجرایی(34/0- r= ،01/0>p) و درگیری تحصیلی (31/0- r= ،01/0>p) مشاهده شد. همچنین بین کنش های شناختی و درگیری تحصیلی همبستگی مستقیم معناداری(34/0 r= ،01/0>p) وجود داشت. به طور کلی مدل برازش شده نشان داد اثرات مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم 83 درصد از متغیر درگیری تحصیلی توسط عدم تحمل بلاتکلیفی و کنش های اجرایی قابل تبیین می باشد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، کنش های شناختی و عدم تحمل بلاتکلیفی با درگیری تحصیلی دانش آموزان در مقطع متوسطه اول در ارتباط بود.
ارائه الگوی شایستگی مدیران دانشگاه آزاد اسلامی خراسان رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
319 - 331
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی شایستگی برای مدیران دانشگاه آزاد اسلامی بود.روش شناسی: رویکرد پژوهش حاضر آمیخته(کیفی- کمّی) و از نظر هدف، پژوهشی کاربردی بود. مشارکت کنندگان بخش کیفی، اعضای هیئت علمی دانشگاه در دانشگاه آزاد خراسان رضوی بودند که با روش نمونه گیری هدفمند 15 نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند. متون مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون و با نرم افزار Maxqda تحلیل شدند. جامعه آماری در بخش کمّی کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه های آزاد خراسان رضوی (10 واحد) به تعداد 1092 نفر در سال 1398 بودند که حجم نمونه 284 نفر با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه ای بود که مطابق یافته های کیفی تدوین شد و روایی آن به شکل صوری و پایایی با آزمون آلفای کرونباخ حاصل شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از معادلات ساختاری- تفسیری با نرم افزار MICMAC جهت تدوین الگوی مفهومی و برای اعتبارسنجی الگو از معادلات ساختاری با نرم افزار Smart pls استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد شایستگی مدیران دانشگاه آزاد اسلامی در 7 مؤلفه(شایستگی ارتباطی انسانی، شایستگی ادراکی، شایستگی مدیریتی، شایستگی حرفه ای، شایستگی اعتقادی و ارزشی، شایستگی فردی و شایستگی سازمانی) و 47 شاخص قابل طبقه بندی است. نتایج معادلات ساختاری با رویکرد Smart pls نیز نشان داد مجموعه متغیرهای الگو توانستند به میزان 75/0 واریانس شایستگی را پیش بینی کنند. برازش کلی مدل نیز 37/0=GOF حاصل شد که نشان دهنده مطلوبیت کلی مدل است. بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت در الگوی ارائه شده، مؤلفه شایستگی اعتقادی- ارزشی متغیر بنیادی است که بر سایر سطوح شایستگی اثرگذار است، لذا توجه به این شایستگی برای انتخاب مدیران دانشگاه آزاد اسلامی قابل توجه است.
الگوی فرصت سازیِ قرنطینه خانگی ناشی از کرونا مبتنی بر فرصت ها و تهدیدهای ادراک شده(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۸۱
۵۰-۱۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، تدوین الگوی مفهومی فرصت سازی بر اساس تجارب زیسته زنان از فرصت ها و تهدیدهای ادراک شده در هنگام قرنطینه خانگی ناشی از کرونا بود. روش: در این تحقیق، در قالب یک طرح کیفی و به روش پدیدارشناسانه، 12 نفر از زنان شهر تهران به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته، داده های حاصل از آن با استفاده از روش تحلیل تماتیک (مضمونی) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: براساس یافته ها، شش بعد خانوادگی (قوام بخشی خانواده/ ناتوانی در کنترل مسائل)، فردی (شادابی عملکردی/ کرختی عملکردی)، معنوی(توسل جویی/ بی صبری)، اقتصادی(اقتصاد مقاومتی/ سوء مدیریت مصرف)، اجتماعی(همکاری سیاست های اجرایی/ عدم همراهی سیاست های اجرایی) و بهداشتی(خودمراقبت گری/ اقدام به رفتارهای پرخطر) با نگاه تهدید و فرصت در ایام قرنطینه حاصل شد. هر یک از این ابعاد دارای مضامین فرعی نیز بود. در نهایت مدل مفهومی جهت فرصت سازی در این ایام از یافته ها استخراج شد. بحث: هر شش بعد خانوادگی، فردی، معنوی، اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی در فرصت سازی و تدوین الگو نقش داشتند.
نقش امنیت در مقاصد رفتاری گردشگران ورزشهای زمستانی (مورد مطالعه: پیستهای اسکی تهران)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۸۱
۲۸۶-۲۴۱
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از تحقیق حاضر تعیین نقش امنیت و ابعاد آن بر مقاصد رفتاری گردشگران ورزشهای زمستانی در پیستهای اسکی تهران بود. روش: این تحقیق از نظر هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و به لحاظ گردآوری داده ها، توصیفی همبستگی بود. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش کلیه گردشگران پیستهای اسکی تهران در زمستان سال 1396 بودند. در این تحقیق از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود به منظور تعیین حجم نمونه تحقیق استفاده شد (384 نفر). به روش نمونه گیری خوشه ای (هر پیست یک خوشه) تعداد 400 پرسشنامه در پیستهای اسکی توزیع شد و درنهایت 331 پرسشنامه مورد تحلیل قرار گرفت. به منظور جمع آوری داده ها و اندازه گیری متغیرهای مدل از پرسشنامه امنیت گردشگری محمودی و همکاران (1394) و پرسشنامه نیات رفتار زیتامل و همکاران (2003) استفاده شد. پایایی پرسشنامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی و روایی آن نیز با استفاده از روایی همگرا (تأیید بارهای عاملی و مقدار AVE) و روایی تشخیصی مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از روشهای آمار توصیفی (جداول و نمودارهای توزیع فراوانی) و آمار استنباطی (همبستگی اسپیرمن) و برای ارائه مدل، تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: امنیت روانی، امنیت اقتصادی و امنیت اجتماعی رابطه مثبت و معناداری با نیات رفتاری گردشگران در پیستهای اسکی تهران دارند. بحث: با توجه به نتایج تحقیق، هر چه ضریب امنیتی در یک محل از جنبه های مختلف بالاتر باشد، گردشگران ورزشی بیشتری تمایل به سفر به آن مکان را خواهند داشت.
تحلیل جامعه شناختی دگرگونی تاریخی در مکان پاسداشت شیء مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار، پژوهشی تاریخی و توصیفی تحلیلی در حوزه جامعه شناسی فرهنگ است. وبر در زمره یکی از پایه گذاران جامعه شناسی سه خط مشی تاریخی را برای توجیه قدرت در یک ساختار سیاسی معرفی کرد. او این شیوه های ناب را اقتدار فرهمندانه، اقتدار سنتی و اقتدار عقلانی قانونی نامید. یک سده پس از بیان این نظریه روند تاریخی را، که ذکر می شود، می توان برای این سه شیوه پیشنهاد کرد: فرهمندی باستانی، توارث تاریخی و دولت مدرن. هدف این پژوهش بنیادی نظری که داده های کیفی آن به شیوه اسنادی گردآوری شده اند، پی جویی تغییر مکان نگاهبانی از شیء مقدس/ برگزیده در این تحول درزمانی است. این نوشتار تلاش دارد ویژگی های این گونه اشیا را توصیف و روند تغییر جایگاه پاسداشت آن ها را در طول تاریخ در بافتی جامعه شناختی بررسی کند. برای فهم ماهیت شیء مقدس از تعاریف دورکهیم و اوتو استفاده شده و به یاری دیدگاه کانت درباره زیبایی و والایی کیفیت زیباشناختی ارتباط انسان با این اشیا تبیین شده است. نیایشگاه و کاخ را می توان مکان های پیشامدرن پاسداشت شیء مقدس/ برگزیده و هم بسته با دو شیوه ابتدایی تر اقتدار دانست، اما در دوره مدرن، موزه به منزله مهم ترین بنیاد برای نگاهبانی از اشیای برگزیده جایگزین این مکان ها شده است. موزه اشیا را در فرایندی از برگزیدگی، جداسازی و چارچوب بندی، موزه ای می کند. ممکن است اشیای مذهبی در روند ورود به موزه تقدس زدایی شوند یا اشیا روزمره مقدس سازی شوند. خلاف نیایشگاه، موزه تأثیر همسانی بر همه بازدیدکنندگانش ندارد. تجربه ارتباط با شیء مقدس در موزه امری ا ختیاری ، غیرالزامی، درونی، شخصی و برآمده از پیشینه، سن، دل بستگی و دانش هر بازدیدکننده است.
تحلیل گفتمان رفاه و تأمین اجتماعی در دولت های پس از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از آرمان های انقلاب اسلامی تأمین اجتماعی بوده و در قانون اساسی و سایر اسناد بالادستی گنجانده شده است، اما آن در نظم گفتمانی کارگزاران بعد از انقلاب (براساس اقتضائات نظری و عملی) با رویکردها و سیاست های مختلفی مفهوم سازی شده و دلالت های متفاوت و بعضاً ناهم گون منجر به عدم تحقق کامل رفاه و تأمین اجتماعی در کشور شده است. در همین راستا پژوهش حاضر، درصدد پاسخ گویی به این پرسش است که رفاه و تأمین اجتماعی در چهار دولت بعد از انقلاب اسلامی (با گفتمان های مستضعفین، سازندگی، اصلاحات و عدالت محور) با چه دلالت های معنایی تثبیت و برجسته شده اند که نتیجه این چنینی را رقم زده است؟ برای پاسخ بدین پرسش با روش تحلیل گفتمان «لاکلاو و موفه» به تحلیل متون سخنرانی های مقامات عالی کشور خصوصاً روسای جمهور، قوانین و مقررات مربوطه در هر گفتمان های سیاسی حاکم که همانا در هژمونی دولت ها به منصه ظهور رسیده اند، می پردازیم. یافته ها نشان می دهد که دولت مستضعفین به واسطه ایدئولوژی انقلاب اسلامی و جنگ، گروه های مستضعف را از حاشیه به متن کشاند و به این ترتیب گفتمان رفاه خود را با دال مرکزی «مستضعف محوری» مفصل بندی کرده است. دولت سازندگی کوشش کرد با «جبران کاستی های ناشی از توسعه اقتصادی» به عنوان دال مرکزی، گفتمان خود را مفصل بندی کند. دولت اصلاحات با توسل به اصل 29 قانون اساسی به ساختارشکنی از دال مرکزی گفتمان رفاه دولت سازندگی پرداخته و مفصل بندی گفتمان خود را با نشانه مرکزی «نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی» تشکیل داد. دولت عدالت محور نیز با تأکید بر عدالت توزیعی، مهرورزی و خدمت رسانی به اقشار فقیر و آباد کردن مناطق توسعه نیافته، گفتمان رفاه خود را با نشانه مرکزی «دسترسی یکسان آحاد مردم به حمایت های تأمین اجتماعی» مفصل بندی کرده است. در نتیجه می توان گفت که روند گفتمان رفاه و تأمین اجتماعی طی چهار دولت پس از انقلاب اسلامی بیانگر این است که هر یک از دولت ها، گفتمان رفاهی خود را ذیل دال مرکزی متفاوت ولی با دال های شناور گاه مشترک، مفصل بندی کرده اند. به این ترتیب بین دال مرکزی آن ها، گسست رخ داده و در نتیجه خط سیر متفاوت و گاه متضادی پیموده اند. این امر موجب شده آن ها تداوم بخش و مکمل یکدیگر نباشند، اما با وجود این، جنبه های گوناگون رفاه و تأمین اجتماعی در هر دولت نسبت به دولت قبلی، بهبود نسبی یافته است.
ملوک الطوایفی، دولتِ ملی یا دولت ملت: واکاوی فهم دولت- ملت در اندیشه روشنفکران دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۲ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
120 - 91
حوزههای تخصصی:
مقدمه : پرسش اساسی مطالعه حاضر پیرامون واکاوی مفهوم دولت مدرن در اندیشه های متفکران دوره قاجار و نوع نگاه هنجاری آن ها در زمینه تعریف محدوده و چارچوب دولت مدرن مدون شده است. هدف و روش : مطالعه حاضر در چاچوب جامعه شناسی تاریخی مبتنی بر شناسایی روندهای موجود دولت سازی در دوره قاجار و عرصه سیاسی-اجتماعی در آن دوره، درصدد بررسی ساختمان ذهنی-فکری روشنفکران ایرانی دوره قاجار پیرامون دولت و سیاست در هنگامه کشاکش اولیه میان سنت و مدرنیته برآمده است. یافته : تحلیل مستندات موجود حاکی از آن است که توفیق در اقداماتی چون حذف گروه های مخالف و مرکزیت بخشی به قدرت، نوسازی دستگاه دیوان یا اصلاح ساختار ارتش، و حتی قرار گرفتن در مدار نظام اقتصاد جهانی، به خودی خود نمی توانست به تکوین دولت مدرن در ایران عصر قاجار بیانجامد؛ در مقابل موضوع سرزمینی شدن (مرزهای مشخص) و انباشت سرمایه در تأمین منابع مالی، از محوریت اساسی برخوردار بودند. همچنین، از میان روشنفکران منتسب به عصر مشروطه، میرزا ملکم خان با تأکید بر انحصار قدرت و کنترل ابزار اجبار، استقرار دستگاه دیوان کارآمد، تجدید ساختار ارتش، لزوم وحدت ملی و مهیا ساختن شرایط تولید و انباشت سرمایه، تصور روشن و جامع تری از ماهیت، چیستی و کارویژه های دولت ارائه داد. نتیجه : علاوه بر آن، مهمترین نکته در راستای بنیان های فکری دولت مدرن در ایران عصر قاجار همپوشانی تفکرات اندیشمندان محوری آن دوره از جمله میرزا ملکم خان با تفکرات متفکرانی مانند چارلز تیلی است که هر دو بر تناسب وضعیت جوامعی مانند ایران (چندفرهنگی-چندقومی) با ساختی از قدرت به نام "دولت ملی" به معنای نوعی دولت مدرن فراگیر به لحاظ فرهنگی-قومی (ایالات متحده و سوئیس) در مقابل "ملت-دولت" به مثابه دولت مبتنی بر ملت واحد (مانند آلمان) تأکید دارند.
نقش هویت فناوری اطلاعات در رفتار خودافشایی کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام: پیمایشی پیرامون دانشجویان دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره سوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
123 - 99
حوزههای تخصصی:
از آن جایی که افراد بیش از هر زمان دیگری از سایت های شبکه های اجتماعی استفاده می کنند، افشای اطلاعات شخصی تبدیل به مساله ای با اهمیت فزاینده در پژوهش و عمل شده است. علیرغم وجود دغدغه های حریم خصوصی، افراد در رفتاری متناقض به افشای اطلاعات شخصی خود می پردازند. ادبیات رشته سیستم های اطلاعاتی توضیحی نسبی برای این تناقض ارائه کرده است. با این حال، مطالعات اخیر توجه به رفتارهای ناخودآگاه مرتبط با حریم خصوصی را توصیه کرده است. تحقیقات نوظهور در زمینه هویت فناوری اطلاعات پنجره جدیدی را برای توضیح بهتر رفتارهای مربوط به استفاده از فناوری باز کرده است. هویت فناوری اطلاعات در واقع، هویت فردی نشأت گرفته از فناوری اطلاعات است و به معنای «میزانی است که یک فرد در حسش نسبت به خود [و در تعریفش از خود] فناوری اطلاعات را جدانشدنی می بیند». هدف این پژوهش بررسی نقش هویت فناوری اطلاعات در رفتار خود افشایی کاربران شبکه های اجتماعی است. بدین منظور، پیمایشی با مشارکت 467 دانشجوی دانشگاه تهران که کاربر شبکه اجتماعی اینستاگرام نیز بودند، انجام شد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که هویت فناوری اطلاعات ارتباطی مثبت با خودافشایی در شبکه های اجتماعی دارد و همچنین هویت فناوری اطلاعات به طور غیر مستقیم و از طریق ساز ه های اعتماد، مزایا و مخاطرات ادارک شده با رفتار خودافشایی اطلاعات مرتبط است. یافته های این پژوهش به توضیح بهتر پدیده تناقض حریم خصوصی کمک می کند و نقش هویت فناوری اطلاعات را برای پیش بینی رفتارهای مربوط به حریم خصوصی در نظر می گیرد
عوامل موثر بر سرمایه فرهنگی شهروندان شهر کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرمایه فرهنگی یکی از مفاهیم مهمی است که در سال های اخیر به خصوص در ایران مورد توجه صاحب نظران علوم اجتماعی قرارگرفته است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی و شناخت برخی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر میزان سرمایه فرهنگی در بین شهروندان کاشان است. روش تحقیق در این پژوهش از نوع پیمایشی و ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته بوده است. جامعه آماری تحقیق شامل شهروندان شهرستان کاشان است که بین 373 نفراز آنان، پرسشنامه توزیع شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد میزان سرمایه فرهنگی شهروندان شهر کاشان درحد متوسط قرار دارد. بر اساس تحلیل تمیز (تشخیصی)، بعد اجتماعی - فرهنگی اوقات فراغت با 66/0 ، سپس بعد خانوادگی با 46/0 ، طبقه اجتماعی با 21/0 و در نهایت هویت فرهنگی با 15/0 توان تفکیک افراد برحسب سرمایه فرهنگی را دارند. همچنین بر اساس روش رگرسیون لجستیک اوقات فراغت اجتماعی فرهنگی، اوقات فراغت خانوادگی و سپس طبقه اجتماعی به ترتیب بیشترین تأثیر را بر سرمایه فرهنگی شهروندان دارند.
Comparison of the Effectiveness of Fernald’s Multisensory Training and Computer Game Training on Dyslexia in Elementary Students with learning Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of this study was to compare the effectiveness of Fernald’s multisensory training and computer game training on dyslexia in primary school students with learning disabilities in Ahvaz. Methodology: This study was applied in terms of purpose and in an experimental framework (pre-test-post-test design with control group). The statistical population in the present study consisted of all elementary students with learning disabilities in the first and second grade of elementary learning centers in Ahvaz in 2019. The sample consisted of 45 students with learning disabilities in the first and second grade of elementary school. The research instrument included Wexler (1945) dyslexia questionnaire. Data were analyzed using repeated measures analysis of variance and multivariate covariance of Manqua and ANCOA. Findings: The results of data analysis showed that Fernald’s multisensory training reduced dyslexia in elementary students with learning disabilities in the experimental group (1) compared to the control group and training in the use of computer games reduced the dyslexia in elementary students with learning disabilities in the experimental group (2). In comparison with the control group, it was found that there is a difference between the effectiveness of Fernald’ multisensory training and computer game training on dyslexia of elementary students with learning disabilities and Fernald’s multisensory training compared to computer game training in elementary students with dyslexia. Learning disabilities were more effective. Conclusion: As a result, it can be said that Fernald’s multisensory training methods and computer game training reduce the dyslexia of elementary students with learning disabilities and Fernald’s multisensory training is a more effective method to reduce the dyslexia anger of elementary students with learning disabilities
تحلیل جامعه شناختی تاثیر مولفه های فرهنگی کسب وکار بر عملکرد تولیدی-تجاری واحدهای صنعتی(استان اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ به عنوان عامل بنیادین در شکل گیری کسب و کارها و همچنین تاثیر آن بر تسهیل فرایند های تولید از اهمیت قابل توجهی در مطالعات علمی برخوردار بوده است. در این تحقیق تلاش شد تاثیر مولفه های فرهنگی کسب وکار بر عملکرد واحدهای صنعتی استان اردبیل مورد بررسی قرار گیرد. مطالعه حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش پیمایشی است. جامعه ی آماری این پژوهش کلیه ی کارآفرینان فعال در بخش صنعتی استان اردبیل بوده اند. حداقل حجم نمونه برای تکمیل پرسشنامه های این پژوهش 184 نفر از کارآفرینان در نظر گرفته شده و به روش تصادفی انتخاب گردید و پرسشنامه در میان آنان توزیع گردید. روایی ابزار تحقیق با استفاده از مدل تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شده است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و SMART PLS با روش آمار توصیفی و مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مولفه های فرهنگی کسب وکار تاثیر مثبتی بر عملکرد تولیدی- تجاری واحدهای صنعتی دارد. همچنین یافته های تحقیق حاکی از آن است که مولفه های فاصله از قدرت پایین، فردگرایی، اجتناب از عدم اطمینان پایین، جهت گیری بلندمت و مردگرایی تاثیر مثبتی بر عملکرد تولیدی- تجاری واحد های صنعتی دارد.
مطالعه جامعه شناختی تأثیر فضای مجازی بر ارتکاب جرم جوانان و نوجوانان (مطالعه موردی: جوانان و نوجوانان زندانی در زندان های استان سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
167 - 188
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به ابعاد گسترده و گوناگون جرائم فضای مجازی، انجام تحقیقات و مطالعات عمیق در خصوص پیشگیری از این گونه جرائم ضروری است. تحقیق حاضر با هدف بررسی جامعه شناختی تأثیر فضای مجازی در ارتکاب جرم جوانان و نوجوانان انجام شد. روش: این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت و روش بررسی، از نوع تحقیقات توصیفی - تحلیلی و ازنظر روش گردآوری اطلاعات نیز از نوع پیمایشی است. جامعه آماری آن، شامل تمامی جوانان و نوجوانان 12 تا 29 سال مرتکب جرائم اینترنتی و زندانی در زندان ها و کانون های اصلاح و تربیت استان سیستان و بلوچستان بوده است. با توجه به در دست نبودن حجم کل جامعه آماری، حجم نمونه به طور تقریبی 300 نفر محاسبه گردید که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، انتخاب شدند. داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی با بهره گیری از آزمون کولموگروف - اسمیرنف، آزمون همبستگی پیرسون و اسپیرمن، تی نمونه مستقل و رگرسیون چندگانه و با نرم افزار 22Spss مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: بین متغیرهای میزان استفاده از فضای مجازی (0/008=p)، اعتیاد به فضای مجازی (0/003=p)، نبود نظارت و کنترل در فضای مجازی (0/003=p) و گمنامی و ناشناس بودن در فضای مجازی (0/001=p) و متغیر ارتکاب جرم جوانان و نوجوانان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین متغیر پایگاه اقتصادی و اجتماعی (0/002=p) و ارتکاب جرم جوانان و نوجوانان رابطه معناداری وجود دارد. همچنین متغیرهای پیش بین تحقیق، درمجموع حدود 32 درصد از واریانس متغیر ملاک (ارتکاب جرم) را تبیین می کنند. نتیجه گیری: با توجه به گسترش استفاده از فضای مجازی و ناشناس بودن افراد در آن، میل به ارتکاب جرم افزایش یافته است؛ بنابراین یکی از راه های کنترل جرم و کاهش آن، نظارت بر فضای مجازی است.
آسیب شناسی نظام تأمین منابع انسانی در آموزش عالی: تدوین و اعتبارسنجی یک الگو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال سیزدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
۶۴-۳۹
حوزههای تخصصی:
نظام آموزش عالی به عنوان یکی از مهم ترین ارکان هر جامعه برای توسعه و پیشرفت شناخته می شود. هدف اصلی این پژوهش، آسیب شناسی نظام تأمین منابع انسانی در آموزش عالی و تدوین و اعتباریابی الگویی برای آن بود. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و توسعه ای و از نظر شیوه گردآوری داده ها، ترکیبی اکتشافی متوالی و از نوع الگوسازی بوده که با استفاده از روش همسوسازی داده های چندگانه در سه مرحله، چارچوب نظری اولیه تدوین و در قالب یک الگو اعتباریابی شد. برای شناسایی آسیب ها، در مرحله اول با استفاده از روش مضمونیانی 15 مطالعه صورت گرفته در این حوزه در پایگاه های علمی معتبر با رویکرد هدفمند و با بهره از مراحل پنج گانه آرکسی و اومالی (2005) بررسی و تحلیل گردید. در مرحله دوم با بهره گیری از مطالعه موردی کیفی، دیدگاه ها و تجارب 12 نفر از خبرگان، مدیران و کارشناسان با رویکرد هدفمند و معیار اشباع نظری از طریق مصاحبه نیمه ساختمند مورد بررسی قرار گرفته و با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون، داده ها تحلیل شدند. در مرحله سوم با استفاده از روش پیمایشی، ابعاد و مؤلفه های استخراج شده از طریق پرسشنامه محقق ساخته از دیدگاه 98 نفر از مدیران و کارشناسان منابع انسانی دانشگاه های دولتی زیر نظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تهران بر اساس روش نمونه گیری طبقه ای نسبی بررسی شد. جهت تحلیل داده های به دست آمده، برای اعتباریابی چهارچوب تدوین شده از تحلیل حداقل مربعات جزئی با استفاده از نرم افزار اسمارت. پی. ال. اس استفاده شد. در نتیجه کدگذاری داده های حاصل از تحلیل اسناد و مصاحبه 213 کد، 33 مؤلفه و 14 بعد؛ طراحی و تجزیه وتحلیل مشاغل، برنامه ریزی نیروی انسانی، کارمندیابی، انتخاب، انتصاب، آشناسازی و آگاهی بخشی، فناوری، سیستمی، ساختار و منابع، قوانین و مقررات استقلال دانشگاهی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی استخراج شد. متغیرهای برنامه ریزی منابع انسانی، انتخاب منابع انسانی و طراحی و تجزیه وتحلیل مشاغل به ترتیب (با ضریب تعیین 83/0، 79/0، 79/0) بیشترین تبیین و عوامل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به ترتیب (با ضریب تعیین، 41/0، 49/0، 51/0) کمترین تبیین را از الگوی استخراج شده نشان دادند. الگوی تدوین شده می تواند چهارچوب مناسبی برای بررسی، آسیب شناسی و بهبود نظام تأمین منابع انسانی دانشگاه ها توسط نهادهای عالی سیاست گذاری در آموزش عالی کشور باشد.
شناسایی عوامل موثر بر پیاده سازی موفق ارزشیابی توصیفی در نظام آموزش ابتدایی ایران و مقایسه ارزشیابی توصیفی ایران با کشورهای منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
241 - 253
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر پیاده سازی موفق ارزشیابی توصیفی در نظام آموزش ابتدایی ایران و مقایسه ارزشیابی توصیفی ایران با کشورهای منتخب بود.روش شناسی: مطالعه حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی بود. جامعه پژوهش خبرگان ارزشیابی توصیفی در سال 1399 بودند که با توجه به ملاک های ورود به مطالعه تعداد 30 نفر طبق اصل اشباع نظری و با روش های نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی به عنوان نمونه انتخاب شد. داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که عوامل موثر بر پیاده سازی موفق ارزشیابی توصیفی در نظام آموزش ابتدایی ایران دارای 129 مفهوم و 10 مولفه در 2 بعد نیروی انسانی و برنامه درسی بود. نیروی انسانی چهار مولفه توانایی معلمان، عوامل انگیزشی، عوامل ساختاری و عوامل مربوط به دانش آموزان و برنامه درسی شش مولفه برنامه درسی چندبعدی، تناسب برنامه درسی با امکانات، تناسب برنامه درسی با نیازهای فرد و جامعه، محتوی برنامه درسی، انعطاف پذیری برنامه درسی و رضایت دانش آموزان از برنامه درسی داشت. در نهایت، ارزشیابی توصیفی ایران با کشورهای آلمان و انگلیس مقایسه و شباهت ها و تفاوت های آن بیان شد.بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه، برای پیاده سازی موفق ارزشیابی توصیفی در نظام آموزش ابتدایی ایران باید به نیروی انسانی و برنامه درسی توجه ویژه ای شود و از طریق بهبود مفاهیم مربوطه به دنبال ارتقای آنها بود.