فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۸۱ تا ۲٬۳۰۰ مورد از کل ۱۷٬۸۳۳ مورد.
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
113 - 142
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پس از ورود پاندمی کرونا به ایران، گزارش های غیررسمی از افزایش خشونت خانگی حکایت داشت. ناظر براین مسئله، پژوهش حاضر تلاش کرده تا وضعیت خشونت خانگی علیه همسران را ارزیابی نماید. روش: پژوهش با روش کمّی و به شیوه پیمایش انجام شده است. جامعه آماری، همه شهروندان ساکن شهر بندرعباس در سال 1399 و حجم نمونه برابر با 384 نفر بوده است. با توجه به شرایط کرونا، از پرسش نامه آنلاین به منظور جمع آوری داده ها استفاده شد. بدین منظور با استفاده از سامانه پرس لاین، لینک پرسش نامه مذکور ایجاد و به مدت یک ماه در شبکه های اجتماعی مجازی (از قبیل واتس اپ، تلگرام، سروش، آی گپ و...) پخش شد و درنهایت به منظور افزایش دقت و توزیع مناسب در مناطق سه گانه شهر بندرعباس، 653 پرسشنامه ی تکمیل شده در سامانه مذکور، مبنای ارزیابی و تحلیل داده ها قرار گرفت. روایی پرسشنامه به لحاظ صوری و محتوایی توسط خبرگان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ(0.78) تایید گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تی، پیرسون و آنالیز واریانس با استفاده نرم افزار spss انجام شده است. یافته ها: نتایج آزمون نشان می دهد که میانگین خشونت علیه زنان برابر با 5.22 و میانگین خشونت علیه مردان برابر با 5.69 بوده است که حاکی از خشونت بیشتر علیه مردان است. همچنین ضریب همبستگی پیرسون بین سرمایه فرهنگی و دین داری با خشونت خانگی علیه همسران، به ترتیب برابر با 0/229- و 0/277- می باشد. خشونت خانگی برحسب سن، تحصیلات، درآمد، تعلق طبقاتی، تعداد فرزندان و طول مدت ازدواج متفاوت است. نتیجه گیری : فارغ از اینکه خشونت خانگی علیه مردان را ذیل تحولات نهادی خانواده و نقش های جنسیتی تحلیل کرد یا آن را پدیده ای مقطعی و صرفا مرتبط با بحران کرونا برشمرد، ملاحظه ی اشکال نوظهور خشونت خانگی، امری راهگشا خواهد بود. افزون بر این، خانواده هایی که از سرمایه فرهنگی و دینداری بالاتری برخوردار بوده اند، خشونت کمتری را تجربه کرده اند و این مهم، می تواند در سیاستگذاری های معطوف به خانواده، مطمح نظر قرار گیرد.
حیطه مداخله مددکاری اجتماعی شغلی (یک مرور نظام مند)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی بهار ۱۴۰۰ شماره ۲۷
157 - 190
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با وجود اهمیت نقش مددکاری اجتماعی شغلی در سازمان ها، این مهم در کشور ایران به صورت تخصصی در تمامی سازمان ها تعریف نشده و بسیاری از سازمان ها ی بزرگ فاقد تخصص مددکاری اجتماعی شغلی هستند. پژوهش حاضر با هدف ارتقاء سطح شناخت از حیطه ی مداخله های مددکاری اجتماعی شغلی فراهم آمده است و تلاشی در جهت غنا بخشیدن به ادبیات تخصصی این حرفه است. روش: از روش مرور نظام مند و برای جستجو از کلید واژه های برنامه ی کمک به کارکنان، مداخله ی مددکاری اجتماعی شغلی، مددکاری اجتماعی صنعتی، بدون محدود کردن زمان، تا سال ۲۰۲۱ در بانک های اطلاعاتی مختلفی استفاده شد. ۴ کتاب و ۱۹ مقاله برای بررسی و تحلیل بیشتر انتخاب شدند. یافته ها: مداخله های مددکاری اجتماعی شغلی درچهار سطح خرد، میانه، برونی و کلان بر پایه ی نظریه ی سیستم های بوم شناختی اکولوژیکی انجام می شود. در سطح خرد رسیدگی به مسائل و مشکلات فردی، در سطح میانه توجه به افراد در گروه های مختلف و در سطح کلان سیاست گذاری ها و برنامه ریزی برای سازمان و جامعه و در سطح بیرونی، آسیب شناسی محیط شغلی حائز اهمیت است. نتیجه گیری: رفاه و پیشرفت در هر کشوری در گرو تکیه بر نیروی انسانی ماهر و کارآمد برای بهره گیری هرچه بیشتر و بهتر از سرمایه، منابع و امکانات جامعه است. بنابراین ضرورت و اهمیت حرفه ی مددکاری اجتماعی شغلی رخ می نماید. از طرفی پیچیده شدن روابط فرد در سازمان ها و جوامع، انسان ها برای افزایش سازگاری خود در محیط های شغلی به فرد متخصص در این زمینه نیاز دارند، مددکاری اجتماعی شغلی در دو بخش پیشگیری و درمان این نیاز را برطرف می سازد.
اثربخشی سه روش نشر اطلاعات بر تغییر نگرش به اعتیاد در دانش آموزان پسر مقطع دوم متوسطه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۸۲
۲۴۴-۲۱۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر بخشی سه روش آموزش مهارتهای زندگی، ارایه پوستر و کاتالوگ و نمایش فیلم بر تغییر نگرش نسبت به اعتیاد در دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه در شهرکرد انجام شد. روش: نوع پژوهش از تحقیقات نیمه آزمایشی است که در آن گروههای آزمایش و کنترل مقایسه شده اند. جامعه آماری شامل 5978 نفر دانش آموز بود که تعداد 60 دانش آموز به صورت نمونه تصادفی، انتخاب و در 4 گروه (سه گروه آزمایش و یک گروه کنترل) تقسیم شدند. برای هر کدام از گروههای آزمایش،10 جلسه آموزش 80 دقیقه ای انجام گرفت ولی گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه که از روایی و پایایی مناسب برخوردار بود استفاده شد. داده ها در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون جمع آوری شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS22و آزمون تحلیل کوواریانس (Ancova) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: روش آموزش مهارتهای زندگی و سپس آموزش از طریق فیلم، اثر معناداری بر تغییر نگرش دانش آموزان داشته، اما آموزش از طریق پوستر و کاتالوگ اثر معناداری بر تغییر نگرش دانش آموزان نداشت. بحث: آموزش از طریق پوستر و کاتالوگ به دلیل انتقال غیرمستقیم و نبود تعامل جدی بین مربی و متربی تاثیرگذاری جدی در تغییر نگرش دانش آموزان ایفا نکرده است. در نتیجه نهادهای فرهنگی به جای هزینه برای تکثیر پوستر و کاتالوگ، سعی کنند از طریق آموزش مهارتهای زندگی و فیلمهای مستند و هدفدار، در تغییر نگرش دانش آموزان و خانواده های آنان نقش ایفا کنند.
واکاوی فرهنگ سکونت در خانه های محلات سنتی از دیدگاه ساکنین بر پایه نظریه آموس راپاپورت (مطالعه موردی: محله سرخاب تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۴۲)
109-141
حوزههای تخصصی:
فرهنگ سکونت تاثیر بسزایی در زندگی ساکنین محلات سنتی با خانه های سنتی و جدید دارد و مغایرت فرهنگ سکونت با فضای سکونتی موجب عدم رضایت ساکنان می شود. پژوهش حاضر با هدف واکاوی فرهنگ سکونت در خانه های محلات سنتی از دیدگاه ساکنین با بهره گیری از استراتژی پس کاوی درصدد است تا بر پایه ی نظریه آموس راپاپورت سه مولفه فرهنگ سکونت شامل آداب سکونت، الگوهای معنایی و ترجیحات را در محله سرخاب تبریز که از تنوع سکونتی مناسبی برخوردار است مورد ارزیابی قرار دهد. داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته با ساکنین خانه های سنتی و جدید محله سرخاب بدست آمده است. مصاحبه ها تا حداشباع داده ها انجام شد و پاسخ های دریافت شده از ساکنین مقوله بندی شدند. برای سنجش روایی و پایایی سوالات از پیش آزمون و آلفای کرونباخ استفاده شد، در ادامه ی تحلیل ها، مقایسه خانه های سنتی و جدید برای متغیرهای مورد بررسی با استفاده از آزمون t-student)) و مقایسه ی میانگین گروه های سنی با استفاده از آزمون چند دامنه ای دانکن صورت گرفت و همبستگی صفات و تجزیه ی واریانس بر روی گروه های سنی انجام شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها در حیطه آداب سکونت، الگوهای معنایی و ترجیحات سکونتی در خانه های سنتی و جدید بدست آمد. بین ساکنان، گروه میانسال و پیر نسبت به جوانان تمایل بیشتر به سکونت در محلات سنتی داشتند. این تحقیق لزوم توجه به بازسازی و نوسازی خانه ها در محلات سنتی جهت زیست مطلوب ساکنان را آشکار می کند.
مدل سازی تأثیر رسانه ها بر انتظارات نقش جنسیتی مورد مطالعه: افراد 15 سال به بالای شهر یاسوج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زندگی امروز، زندگی در دنیای رسانه هاست که بر انتظارات نقش جنسیتی افراد تأثیرگذارند. هدف اصلی این پژوهش مدل سازی تأثیر رسانه ها بر انتظارات نقش جنسیتی افراد 15 سال به بالای شهر یاسوج بود. پژوهش حاضر، یک پژوهش کمی به شیوه پیمایشی است. برای گرد آوری اطلاعات از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش والدین و فرزندان نوعی آنها در شهر یاسوج است. حجم نمونه 373 نفر و روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای بوده است. در نهایت، داده ها به کمک نرم افزارهای آماری SPSS و Amos تحلیل شدند. اطلاعات به دست آمده در مدل نشان دهنده معناداربودن اثر میزان اعتماد به تلویزیون، سن، سرمایه فرهنگی، میزان استفاده از تلویزیون، میزان استفاده از ماهواره، میزان اعتماد به ماهواره بر میزان انتظارات نقش جنسیتی است. این عوامل توانسته اند در مجموع 59 درصد از واریانس انتظارات نقش جنسیتی را تبیین کنند؛ اما اثر متغیرهای هم ذات پنداری با ماهواره و هم ذات پنداری با تلویزیون بر میزان انتظارات نقش جنسیتی معنی دار نبود. براساس یافته های این پژوهش، رسانه های داخلی مانند تلویزیون بیشتر مروّج ارزش های سنتی و افزایش تفکیک نقش جنسیتی اند؛ در حالی که، رسانه هایی مانند ماهواره بیشتر کاهش دهنده میزان اعتقاد به تفکیک نقش جنسیتی اند. همچنین تلویزیون ایران به لحاظ انتظارات نقش جنسیتی با اختلاف زیادی روی گروه والدین اثرگذار است و کمتر می تواند با برنامه های خود با محتوای نقش های جنسیتی بر فرزندان تأثیر بگذارد.
تغییر و تطور پژوهش ها و قوانین مرتبط با مددکاری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۹
153 - 174
حوزههای تخصصی:
تداوم و توسعه هر علمی وابسته به پژوهش هایی است که در حیطه آن علم به انجام می رسد. ایستایی در پژوهش های صورت گرفته در یک رشته علمی، زمینه ساز رکود در آن حوزه معرفتی می شود و پویایی در تحقیقات، ضمانت بخش توسعه آن علم و رشد عالمانش می گردد. از این رو، برای کسب آگاهی از این که جایگاه یک رشته علمی در شرایط کنونی چگونه است، چه فرایندی را تا کنون طی کرده و چه چشم اندازی را پیش رو دارد، نیاز به انجام یک تحقیق درون کاوانه دارد. برای تحقق این امر، مجموع تحقیقات انجام شده در یک عرصه علمی، خود به مثابه موضوع یا قلمرویی برای یک پژوهش مستقل نقاد شناخته شود. بر پایه چنین پژوهشی، می توان به نقاط ضعف و قوت یک رشته علمی پی برد؛ می توان محدودیت های آن را شناسایی کرد و فرصت های پیش رویش را باز شناخت. ابتناء تحقیق حاضر نیز بر همین قاعده است؛ یعنی تلاش شده است که پژوهش های دانشگاهی انجام شده در رشته مددکاری اجتماعی ایران در طی پنج دهه از عمر پژوهش مدار این رشته مورد بررسی نقادانه قرار گیرد. افزون بر این، تلاش شده است تا ارتباط موضوعی قوانین مصوب با این رشته علمی واکاوی شود. برای بررسی هر دو حیطه مورد بررسی، از روش تحلیل محتوای کمی استفاده شده است. در کاربست این روش، 645 پژوهش دانشگاهی و 169 سند قانونی مورد استفاده قرار گرفته اند. از جمله یافته های این تحقیق می توان به ارتباط میان نهاد علم و نهاد قانون گذاری اشاره کرد که در طی دوران مورد بررسی، همگرایی ها و واگرایی هایی را تجربه کرده است.
تجربه زیسته جانبازان قطع نخاعی(70 درصد) از فرزندآوری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۰ شماره ۸۰
۲۴۳-۲۰۱
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر شناخت وضعیت جانبازان قطع نخاعی کمر و گردن و فرآیند فرزندآوری آنهاست. جانبازان به عنوان گروههایی که پس از جنگ از نظر روحی و جسمی درگیر پیامدهای ناخوشایند ناشی از جنگ قرار گرفته اند نسبت به گروههای دیگر معلول درگیر مشکلات «فردی»، «اجتماعی» و «خانوادگی» از جمله فرزندآوری هستند. مشکلاتی که هیچ گاه مطرح نشده و تنها از راه نزدیک شدن به زندگی آنان می توان آنها را دریافت. روش: روش شناسی تحقیق، کیفی و روش آن، پدیدارشناسی و به لحاظ ماهیت پاسخ به پرسشها چرایی، چگونگی و چیستی است. بدین منظور با20 نفر از جانبازان (مرد ) که بین سال های 1360 تا 1375 ازدواج کرده اند و با مشکلات بی فرزندی و یا فرزندآوری مواجه بودند در سه استان تهران، اصفهان و قم مصاحبه صورت گرفت. مصاحبه تا اشباع نظری ادامه یافت. یافته ها: جانبازان به تناسب موقعیتهای مختلفی که در آن قرار گرفته اند یعنی مدیریت خانواده، فشارهای دیگر زندگی (مضیقه فرزند و فرزندآوری) از طریق مؤلفه های «اعتقادی»، «روانی و عاطفی»، «اقتصاد» و «حقوقی و قانونی» جهت تثبیت و استمرار و در نهایت «خود تنظیمی خانواده» و زندگی مشترک زوجین دست به انتخاب زدند. بحث: دلیل ازدواج جانبازان تنها خروج از تنگناهای متنوعی که با آن درگیر بودند، اعلام شد. رویکرد تقلیل گرایانه به ازدواج و تشکیل خانواده دارای پیامدهایی نظیر 1. آشیانه خالی (خانه های بدون فرزند). 2. نارضایتی جنسی طرفین 3. پزشکی شدن فرزندآوری و تک فرزندی 4. بار سنگین و فشار نقشی همسران جانباز 5. فرزند خواندگی بوده است. همسران آنها نیز بیشتر در جایگاه مراقبتگری قرار دارند، از نظر تعداد فرزندان انواع مختلفی از خانواده های بدون فرزند، فرزندخوانده، فرزندآوری از راه درمان، و فرزند آوری از راه طبیعی و فرزند شهید در میان آنها وجود دارد. ناتوانی جنسی، ناباروری و ناتوانی در بچه دار شدن از مهم ترین معضلاتی است که این خانواده ها آن را تجربه می کنند.
بررسی جامعه شناختی تبعات فردی- اجتماعیِ چندگانگیِ نقشِ زنانِ شاغل در شهرداری تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر به بررسی جامعه شناختی تبعات فردی- اجتماعیِ چندگانگیِ نقشِ زنانِ شاغل در شهرداری تهران در سال 1397 پرداخته شد. با استعانت از روش تحقیق پیمایشی و بر اساس قواعد آماری مربوط به تعیین حجم نمونه، 360 نفر از زنان شاغل در مناطق مختلف شهرداری شهر تهران از بین 5600 نفر جامعه آماری؛ به عنوان نمونه آماری و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته متشکل از گویه هایی در مقیاس 5 گزینه ای طیف لیکرت با پایایی بالای 7/0 و اعتبار محتوایی قابل قبول استفاده گردید. سوال اصلی تحقیق این بود که آیا بین تبعات فردی و اجتماعی با تعارض در ایفای نقش های چندگانه رابطه وجود دارد؟ در تدوین چارچوب نظری تحقیق در باب متغیرهای مورد مطالعه؛ از نظریه ها و آراء تعارضِ نقش گرینهاوس و بیوتل(1985)، رویکرد کمیابی و انباشتگی و نظریه امتداد استفاده شد. نتایج حاصل از همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی نشان داد؛ بین تعارض در ایفای نقش های چندگانه زنان با استرس کاری، تعجیل و تأخیر در کارها، فرسودگی جسمی و درگیری خانوادگی آنها رابطه مستقیم وجود دارد. بین تعارض در ایفای نقش های چندگانه زنان با حمایت اجتماعی، رضایت از شغل و رضایت از زندگی آنها نیز رابطه معکوس مشاهده شد. در نتیجه با شاغل شدن زنان در عصر مدرنیته و عدم همکاری مردان در کارهای خانه به زنان و مدیران در محل کار با پیشینه مستحکم مردسالاری؛ تعارض در ایفای نقش های چندگانه آنها در خانه و محل کار ایجاد می شود که تبعات فردی و اجتماعی متفاوتی بر جای می گذارد.
بررسی دیوارنگاره های بوم پارچه ایران با تکیه بر بازخوانی ویژگی های هویتی آن در حوزه هنر نقاشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای شناخت هنر نقاشی در جامعه ایرانی بهتر است از زوایای مختلف به این آثار نگاه شود تا همه ارزش های آن مورد مطالعه قرار گیرد. در این حوزه، به دیوارنگاره های بوم پارچه(که تلفیقی از نقاشی روی کرباس و دیوارنگاره است) کمتر توجّه شده و به عنوان یک اثر تاریخی با ویژگی های منحصر به فرد، کمتر مورد مطالعه بوده که این کم توجّهی باعث اتخاذ تصمیم های نادرست و همچنین تنوع روش های برخورد در حوزه حفاظت از دیوارنگاره های بوم پارچه شده است و در ادامه باعث از بین رفتن بخش هایی از ارزش های نهفته در این گونه از نقاشی شده است. در این راستا، هدف از این پژوهش: دستیابی به معیارهای شناسایی و همچنین شناخت دیوارنگاره های بوم پارچه از نظر ساختمان، شیوه اجرا و عوامل ترغیب کننده به استفاده از این شیوه است. از نظر هدف، نوع پژوهش پیش رو یک تحقیق کاربردی-توسعه ای است و همچنین از نظر روش، تحقیق حاضر یک تحقیق کیفی است که روش یافته اندوزی با استناد به منابع مکتوب، انجام مصاحبه و همچنین مطالعات و بررسی های میدانی بوده است که در ادامه مورد تحلیل قرار گرفته است. در نتیجه مطالعات، معیارهایی برای شناسایی و همچنین شناخت دیوارنگاره های بوم پارچه از نظر ساختمان و شیوه اجرا، عوامل ترغیب کننده به استفاده از این شیوه معرفی شده است. برای تکمیل بخش تئوری، با تکیه بر یافته های تحقیق، آثاری از دیوارنگاره بوم پارچه برای اولین بار در ایران مورد شناسایی و معرفی قرار گرفته است.
بررسی رابطه سرمایه اقتصادی با سازه مدارا در بین شهروندان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدارا به معنی تحمل تنوع ذاتی گروه های بزرگ اجتماعی بوده و به عنوان یک اثر سینرژیک ویژگی های فردی و محیط اقتصادی اجتماعی تلقی می شود.. هدف این مقاله بررسی تاثیر متغیرهای اقتصادی همچون متوسط درآمد، منطقه سکونت و... بر میزان مدارا در بین شهروندان شهر مشهد می باشد. از این رو برای سنجش مدارای اجتماعی در جامعه مورد مطالعه با استفاده از روش پیمایشی و مقیاسی چند بعدی و بر پایه مدل کینگ (با ابعاد مدارای فردی، اجتماعی، سیاسی،جنسیتی، مذهبی) انجام شده و با احتساب حجم نمونه به میزان 400 نفر، جمعیت نمونه از افراد 15 سال به بالای شهر مشهد به وسیله نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده است. . بر اساس یافته های تحقیق، در جامعه مورد مطالعه، میزان شاخص کل مدارا در سطح متوسط است. در حالی که میزان سرمایه اقتصادی در حد پایین گزارش شده است. در بین ابعاد شاخص مدارا، مدارای فردی و اجتماعی در حد متوسط به بالا و مدارای جنسیتی و مدارای سیاسی در حد پایینی قرار دارد. با این حال، بین میزان سرمایه اقتصادی و میزان مدارا در بین شهروندان رابطه مثبت وجود دارد. دو متغیر اعتماد تعمیم یافته و مشارکت اجتماعی در بهبود میزان مدارا در بین شهروندان موثر هستند. بدین ترتیب که شهروندانی که سرمایه اقتصادی و در نتیجه منابع بیشتری برای شرکت در فعالیتهای انجمنی و ایجاد روابط مداوم با سایر شهروندان دارند، از اعتماد تعمیم یافته تری نیز برخوردار شده و انعطاف بیشتری در مقابل پذیرش تفاوتها از خود نشان می دهند.
Designing and Validation of Social Responsibility Model for Employees of Ministry of Education Case Study: Department of Education of Khuzestan Province(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of this study was to provide a model for social responsibility in education staff.
Methodology: The present study was mixed in terms of implementation method (qualitative-quantitative) and applied in terms of research purpose. In the qualitative part of the research, the participants were 29 experts in the field of social sciences and management who were selected by purposive sampling. The research tool was semi-structured interviews and the data were analyzed at three levels of open, axial and selective coding. Professors' critique was used for data validity and agreement coefficient between coders was used for reliability (CVR = 0.86). In the quantitative part, the statistical population was the administrative staff of different departments of Khuzestan province (1350 people) that based on Krejcie and Morgan table, 384 of them was selected as a sample size by simple random sampling method. The research instrument was a researcher-made questionnaire based on qualitative findings and the reliability of the instrument was obtained by Cronbach's alpha test (0.84). Data analysis was performed using Spss19 and Amos24 software which included descriptive and inferential statistics (structural equations).
Findings: From the perspective of experts in ethical, economic, legal, strategic responsibility, transparency of presentation and accountability as the main components of social responsibility and the factors affecting it, including staff training, compliance with ethical charters, providing cheap services, organizational standards, financial and extra-financial support, facilitation Needs were commitment and attention to the growth of staff creativity and innovation. Among the components of social responsibility, accountability with coefficient of path (0.85), ethical component with (0.84) and legal component with (0.81) were more important, respectively. Staff training with path coefficient (0.67), commitment (0.63) and observance of social and moral values (0.59) were the most important factors on social responsibility.
Conclusion: Important elements of social responsibility are transparency, accountability, and greater commitment to ethical and legal norms, which improve employees’ social responsibility by empowering and strengthening social values.
Interactive Model of Digital Marketing in Online Service Startups based on Mobile Commerce in Modern Sociology(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The present research was performed to design interactive model of digital marketing in the area of online service startups based on mobile commerce in modern sociology. Methodology: This study was of fundamental type regarding the objective, and combined type regarding the method of implementation (qualitative and quantitative). The research population consisted of experts familiar with the issue in Hormozgan province in 2020, out of whom 20 were chosen as the sample through purposeful sampling method as the sample. The research instrument of the qualitative part was based on domestic and international research, wide the research instrument for the quantitative section was a 20- item questionnaire based on the qualitative part. In the qualitative section, using fuzzy Delphi method, the factors were identified and confirmed or screened, while they were ranked in the quantitative section using fuzzy DANP method. Findings: The results indicated that after three rounds of fuzzy Delphi, 15 indices were identified across six elements including technical/technological, personal user, social, customer orientation, perceived value, and reliability. Other results based on the fuzzy DANP method indicated that the user personal elements, plus social elements, reliability, perceived value, technological/technical, and customer orientation had the largest weights respectively. In addition, validity, personal innovation, and online experience claimed the first to third ranks in terms of weight. Conclusion: The results indicated the effective role of three elements of personal user, social, and reliability in comparison to other elements, which could be exploited by managers and planners to improve digital marketing based on mobile commerce.
Provide a Model for Teaching Organizational Citizenship Behavior in the Education and Training Organization based on Data Theory Strategy(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The objective of the present study was to present a model for training organizational citizenship behaviors in the Education Organization based on grounded theory. Methodology: The present study was applied in terms of objective. For a rich description of the experiences, attitudes and perception of the interviewees towards training organizational citizenship behaviors, the qualitative research method was used and in particular grounded theory (systematic approach) was used to achieve a paradigm model. The population of this study included professors, university experts and directors of education in Kermanshah Province. Sampling in the present study was purposeful, in which 14 people were selected from the mentioned ones. In this study, interviews have been used to collect their views related to the training of organizational citizenship behavior in the Education Organization. Content validity was used to evaluate the validity of the construct and Cronbach’s alpha coefficient was used to evaluate the reliability. The research tool in this section was a questionnaire and for data analysis, SMART PLS3 and SPSS23 software were used. Findings: The results showed that causal conditions (employee empowerment; decentralization; and employee awareness of organizational citizenship behavior); axial phenomena (chivalry and forgiveness, conscientiousness; organizational spirituality; respect and esteem; and civic virtue); strategic factors (organizational contexts, fair and rapid feedback; observance of justice in the organization; policy making; and increasing employee motivation); confounding variables (personality traits; and cultural, social, political and economic conditions); background conditions (organizational culture, transformational leadership, and organizational support) and consequences (effectiveness and improvement of organizational performance; employee satisfaction; organizational commitment, cooperation and participation) affect the training of organizational citizenship behavior in the Education Organization. Conclusion: The study results showed the effect of each of the different categories on the training of organizational citizenship behavior. So, to succeed in this regard, special attention should be paid to these categories. Therefore, in order to achieve higher effectiveness and proper hiring of employees with extra-role behaviors, the Education Organization should consider and implement the necessary program and preparation for training organizational citizenship behaviors.
شناسایی مولفه های رفاه اجتماعی بر اساس دلالت های تربیت اخلاقی و اجتماعی مفهوم «باید» از دیدگاه کانت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۸۳
۳۰۵-۲۶۱
حوزههای تخصصی:
مقدمه: چون هدف تربیت اجتماعی و اخلاقی رفاه افراد از طریق رشد ارزش های درونی است و بایدها و نبایدها را شامل می شود، شناخت عینیت «باید» لازم است. هدف تحقیق، شناخت مولفه های رفاه اجتماعی مبتنی بر دلالت های تربیت اخلاقی و اجتماعی مفهوم باید از دیدگاه کانت بود. روش: تحقیق کیفی بود و با رویکردهای تحلیل زبانی و استنتاجی انجام شد. باید از سه جنبه معناشناسی، هستی شناسی و معرفت شناسی تحلیل و ارتباطش با هدف های تربیتی استنتاج و دلالت های تربیتی تعیین شدند. دلالت ها در ترکیب با اصول جامعه ایده آل از دیدگاه کانت (آزادی، برابری و استقلال) مولفه هایی برای رفاه اجتماعی به دست داد. اطلاعات از طریق منابع چاپی و دیجیتالی گردآوری شد. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات، کدگذاری موضوعی با استفاده از نظام مقوله بندی قیاسی بود. یافته ها: عوامل تربیتی تأثیرگذار بر رفتار فرد عبارتند از: اطاعت از قانون، عمل طبق تکلیف، دستور عقل و اراده نیک، درک واقعیت های اخلاقی و شناخت بایدها با عقل. دلالت های تربیتی از جنبه هدف و نقش فرد نیز در ترکیب با اصول سه گانه کانت راهنماهای رفاه اجتماعی را در ده مولفه خودآیینی، اطاعت، انضباط و تکلیف پذیری، شناخت عقلانی تکالیف و پیروی از قوانین برای برخورداری از آزادی، صداقت، حسن معاشرت و پیروی از ارزش ها برای برابری و پیروی از اصول و عمل طبق واقعیات برای داشتن استقلال به دست داد. بحث: پیروی از بایدها بستگی زیادی به توانایی عقلانی افراد دارد. هر کدام از مؤلفه های تأثیرگذار بر سلوک عملی فرد، دلالت های آشکاری برای تعلیم و تربیت دارد از جمله پرورش عقل و هنرهای عقلی. نتیجه چنین تربیتی در ابعاد اخلاقی و اجتماعی فراهم کردن شرایط رفاه برای تمام افراد جامعه است.
رابطه نگرش عقلانی و بهزیستی اجتماعی اعضای هیأت علمی (مورد مطالعه: دانشگاه یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
۱۰۰-۸۵
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی رابطه نگرش عقلانی با بهزیستی اجتماعی در بین اعضای هیأت علمی دانشگاه یزد پرداخته است. پژوهش به روش پیمایش انجام شده، داده ها با تکنیک پرسشنامه و با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی از 213 نفر از اعضای هیأت علمی دانشگاه یزد جمع آوری شده است. نگرش عقلانی در سه بعد کثرت گرایی، ابزاری بودن و نیت مندی و بهزیستی اجتماعی در پنج بعد مشارکت اجتماعی، پذیرش اجتماعی، شکوفایی اجتماعی، انسجام اجتماعی و همبستگی اجتماعی سنجیده شده است. اعتبار این پژوهش از نوع محتوایی است و برای سنجش پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده که دارای مقادیر مطلوب بوده است. داده های پژوهش پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و SmartPLS تحلیل شده اند. یافته های پژوهش نشان داد با توجه به میانگین بدست آمده از دو متغیر مورد مطالعه، عقلانیت ابزاری در بین اعضای هیأت علمی دانشگاه یزد در حد پایین قرار دارد، این در صورتی است که میزان بهزیستی اجتماعی در حد بالا قرار گرفته است. بر اساس داده های حاصل از ماتریس همبستگی پیرسون، بین ابعاد بهزیستی اجتماعی (به غیر از بعد انسجام اجتماعی و بعد همبستگی اجتماعی) با ابعاد نگرش عقلانی با تأکید ویژه بر بعد پذیرش اجتماعی رابطه معکوس و معنی داری وجود دارد؛ بدین معنا که هرچقدر میزان ابعاد مورد نظر بهزیستی اجتماعی افزایش پیدا کند به تبع آن عقلانیت ابزاری در بین اعضای هیأت علمی دانشگاه یزد کاهش پیدا می کند. همچنین، بررسی بدست آمده از آزمون تی مستقل در زمینه رابطه متغیر زمینه ای جنسیت با نگرش عقلانی نشان داد که اختلاف نگرش عقلانی در بین اعضای هیأت علمی در مردان کمتر از زنان است، در نتیجه بین اختلاف نگرش عقلانی اعضای هیأت علمی برحسب جنسیت آنها رابطه وجود دارد. درنهایت، متغیر بهزیستی اجتماعی 18/19 درصد از تغییرات متغیر نگرش عقلانی را تبیین می کند
فرهنگ مصرفی و تخریب طبیعت: رویکرد انجمن های زیست محیطی به بحران زیست بوم (مطالعه موردی: انجمن سبز چیا، مریوان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره سوم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
148 - 123
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تلاشی است در جهت واکاوی انتقادی سیاستِ سبز که مبنای رویکرد انجمن های زیست محیطی به بحران زیست بوم است. استدلال اصلی این است که انجمن های زیست محیطی در تحلیل ریشه های بحرانِ زیست بوم و ارایه راهکارهای مقابله با آن از نقش سازوکارهای جهانشمولِ سرمایه داری غفلت می ورزند و با تمرکز بر عوامل جزییِ محلی به دام نوعی کیش حاشیه گرایی می-افتند. از منظر این پژوهش، تخریب طبیعت در جهان کنونی چیزی جدا از مناسبات اجتماعی و سیاسی نیست و فقط با تأمل در نشانگانِ متون و اسناد و نیز با تحلیل نگرش ها و فعالیت های کنشگران مربوطه می توان این پیوند را آشکار ساخت. میدان مطالعه انجمن های زیست محیطی کردستان و به طور مشخص انجمن سبز چیا در شهر مریوان است. داده ها در دو سطح گردآوری شده اند: متون و اسنادی که این انجمن تولید و منتشر کرده است و مصاحبه با اعضای فعال این انجمن درباره نگرش ها و رفتارهای آن ها در قبال محیط زیست. داده های نوع اول از طریق روش خوانش نشانه گرایانه تحلیل شده اند و داده-های حاصل از مصاحبه ها از طریق روش تحلیل مضمونی. نتایج بیانگر آن است که فرهنگ سازی، ساده زیستی، زاگرس، زریبار، جمعیت، خشونت، کمپین، مدیریت، حقوق بشر، نوستالوژی و اکوتوریسم محوری ترین نشانه های مورد استفاده این انجمن در اسناد نوشتاری است. همچنین قانون گرایی، هویت طلبی و واقع گرایی عمده ترین مضامین مرتبط با سیاستِ سبز در انجمن چیا هستند. به طورِ کلی تأملِ انتقادی بر داده ها حاکی از آن است که تمهیدات نشانگانی چیا در جهت بازنمایی محیط زیست ذیل سیاست پدیدار مفصل بندی شده که نتیجه ی آن نامرئی کردن کلیت اجتماعی در تحلیل بحران زیست بوم است.
تبیین جامعه شناختی اعمال خشونت خانگی زنان علیه مردان در شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۸
201 - 226
حوزههای تخصصی:
خشونت خانگی علیه مردان دارای پیامدهای کژکارکردی متعددی است که نه تنها فرد و خانواده را متاثر می سازد بلکه سطوح میانی و کلان جامعه را نیزتحت تاثیر خود قرار می دهد. تحقیق حاضر با هدف تبیین جامعه شناختی اعمال خشونت خانگی زنان علیه مردان انجام شد. این تحقیق از نوع توصیفی-تبیینی بود که طی آن داده ها از میان زنان متاهل بین 18 تا 65 سال شهر مشهد در سال 1398 با حجم نمونه 394 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای گردآوری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها نیزاز نرم افزارهای Spss و Amos استفاده شد. نتایج نشان داد که میانگین کلی خشونت خانگی علیه مردان در یک بازه 0 تا 100 به مقدار 16/18 بدست آمد و به طورکلی، 4/75 % مردان مورد خشونت کمی قرار گرفته، 3/21% متوسط و 3/3% نیز مورد خشونت شدید قرار گرفتند. همچنین در بین ابعاد خشونت، بیشترین میزان به بعد روانی (09/21) تعلق داشت. در بین متغیرهای مستقل، تجربه خشونت، مشاهده خشونت، احساس بی عدالتی و رضایت از زندگی اثر معناداری بر متغیروابسته داشتند که بیشترین تاثیر متعلق به تجربه خشونت (50/0) بود. بنابراین طبق یافته ها متغیرهای اجتماعی نقش مهمی در تسهیل رفتارخشونت آمیز علیه مردان داشتند، که نیازمندی های آموزشی را از طریق مدرسه، رسانه و خانواده ضرورت می بخشد.
تحصیلات و تغییر نگرش های اجتماعی- فرهنگی در آیینه پیمایش های ملی
منبع:
پژوهش انحرافات و مسائل اجتماعی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱
181 - 211
حوزههای تخصصی:
از آنجا که نگرش ها وگرایش های مردم هم مقوّم و هم بازنمای دگرگونی های فرهنگی و اجتماعی جامعه هستند، هر عاملی که قادرباشد به درک بهتر آنها کمک کند، مهم و قابل مطالعه هستند. به این دلیل بررسی رابطه تحصیلات با نگرش های اجتماعی- فرهنگی به عنوان موضوع اصلی این نوشتار انتخاب شد. برای تحلیل این موضوع از نظریه توسعه انسانی اینگلهارت و نقش آن در تحولات نگرشی بهره گرفته شد و اطلاعات موردنیاز از طریق تحلیل ثانویه یافته های چند پیمایش ملی به دست آمد. یافته ها حاکی از آن است که به موازات افزایش تحصیلات جهت یابی کنشگران انسانی در مورد مناسبات خانوادگی، احساس تعلق به جامعه ملی، الگوی مصرف رسانه ای، آگاهی سیاسی، دینداری، طرفداری ازحقوق زنان و محیط زیست و همچنین گرایش به مدارای اجتماعی به طور معناداری تغییر می کند. به این ترتیب می توان گفت افزایش تحصیلات یکی از منابع تفاوت های نگرشی و ارزشی است. در خاتمه، دلالت های فرهنگی- اجتماعی تغییرات تدریجی در نگرش ها و ارزش های کنشگران انسانی که به موازات افزایش تحصیلات رخ خواهد داد، بررسی شده است.
توصیف تجربه زیسته فرزندان والدین دچار طلاق عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طلاق عاطفی نوعی از نابهنجاری است که در سطح کوچک، اساس خانواده و در بُعد وسیع تر، جامعه را درگیر می کند؛ از این رو، بررسی و توصیف تجربه زیسته فرزندان طلاق عاطفی ضرورت خاصی دارد. هدف پژوهش حاضر توصیف تجربه زیسته فرزندان والدین دچار طلاق عاطفی است. در این پژوهش از رویکرد پژوهش کیفی با روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شده است. ۱۲ نفر از نوجوانان و جوانان واجد شرایط به روش هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات با مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تجزیه وتحلیل آنها به روش تحلیل مضمون صورت گرفت. یافته ها به استخراج ۹۶ مضمون فرعی و ۱۳ مضمون اصلی از جمله: خلأ ارتباطی و عاطفی فرزندان، غوطه ور بودن خانواده در هیجان های منفی، آشفتگی های روانی فرزندان، مشکلات الگوپذیری و شیوه های مقابله فرزندان با فشار روانی منجر شد. نتایج بیانگر آن است که در اثر کارکرد ناسالم خانواده های دچار طلاق عاطفی، فرزندان به جای اینکه خانواده را پناهگاهی آرامش بخش بدانند، آن را عامل آشفتگی و تنش قلمداد می کنند؛ بنابراین توصیه می شود ضمن آگاهی بخشی به والدین از اثر های سمی طلاق عاطفی در راستای توانمند سازی و ارتقای سرمایه های روان شناختی فرزندان طلاق عاطفی نیز اقدام شود.
مطالعه زمینه های اجتماعی موثر در بازگشت مجدد به زندان با استفاده از استراتژی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
55 - 82
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مسئله بازگشت زندانیان به زندان، همواره یکی از دغدغه های اصلی مسئولان قضایی و انتظامی و مدیران زندان ها بوده است. هدف اصلی تحقیق حاضر، مطالعه زمینه های اجتماعی مؤثر بر بازگشت زندانیان به زندان است. روش : پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی و از نظر نوع مطالعه از نوع تحقیقات کیفی مبتنی بر روش داده بنیاد است. جامعه آماری آن شامل همه زندانیان با سابقه بازگشت به زندان در زندان مرکزی کرمان می باشد. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری هدفمند در دسترس استفاده شده است. مشارکت کنندگان در پژوهش را 34 نفر از زندانیان با سابقه جرم و بازگشت به زندان مرکزی شهر کرمان در سال 1399 تشکیل می دهند. از مصاحبه نیمه ساختاریافته به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شده و برای رسیدن به معیار قابلیت اعتماد از سه روش «کنترل یا اعتباریابی توسط اعضا، مقایسه های تحلیلی و استفاده از تکنیک ممیزی» بهره گرفته شده است. داده ها بر طبق رویه مبتنی بر نظریه زمینه ای در سه مرحله کُدگذاری باز، انتخابی و گزینشی (محوری) تجزیه وتحلیل شده اند. یافته ها: سرمایه اجتماعی درون گروهی، یادگیری جرم در زندان، عدم حمایت نهادی به عنوان شرایط علّی و مشغله های ذهنی، احساس محرومیت نسبی، یادگیری نامطلوب مهارت های زندگی، به عنوان بسترهای زمینه ساز و وابستگی به مصرف مواد مخدر، فرصت های مجرمانه، بی توجهی مدنی به عنوان شرایط مداخله گر، پشتیبانی حمایتی و عاطفی، متقاعدسازی پس از آزادی، تقویت کارآفرینی حمایتی و خدمات مشاوره به زندانیان پس از آزادی به عنوان راهبردها و از بین رفتن قبح ارتکاب به جرم، تعاملات بزهکارانه و تنهایی و طرد اجتماعی به عنوان پیامدها، شناخته و بررسی شد. نتیجه گیری: نتایج بررسی نشان می دهد که بازگشت مجدد زندانیان به زندان از عوامل متعددی تأثیر می گیرد که دارای منشأ اجتماعی است و با ساختارها و نظام اجتماعی ارتباط وسیع و تنگاتنگی دارد.