ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۶٬۶۸۲ مورد.
۴۱.

بررسی میزان بازدهی استارت آپ های هوشمندسازی شهری به منظور دستیابی به پایداری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۱
دستیابی به شاخص های شهر هوشمند یکی از مهم ترین مسائلی است که امروزه در جهت رسیدن به پایداری شهری مطرح می شود. یکی از راه هایی که می تواند سهولت دستیابی به شاخص های شهر هوشمند را به وجود آورد، این است که به علت ناشناخته بودن این حوزه می توان از استارت آپ ها کمک گرفت. استارت آپ ها کسب وکارهای نوپایی هستند که در جهت حل یک مشکل یا ابداع یک نوآوری به وجود می آیند. گرچه بسیاری از استارت آپ ها در شروع کار با شکست مواجه می شوند اما به علت ماهیت ابداعی بودن و داشتن فکر جدید می توانند در رسیدن به شاخص های شهر هوشمند و در نتیجه دستیابی به پایداری شهری راهگشا باشند. بدین ترتیب این تحقیق به دنبال آن است که به بررسی میزان بازدهی استارت آپ های هوشمندسازی شهری در ایران جهت دستیابی به پایداری شهری بپردازد و با ارائه پیشنهادات مشکلات موجود در این زمینه را کاهش دهد. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و روش آن توصیفی - تحلیلی می باشد. نمونه موردی جهت تحصیل پرسش نامه به روش گلوله برفی انتخاب شده و نمونه هایی از استارت آپ های موفق در حوزه های هوشمندسازی شهری در ایران جهت بررسی میزان بازدهی معرفی می شوند. به منظور بررسی میزان بازدهی ابتدا با استفاده از روش سنتزپژوهی شاخص های موردمطالعه در شش حوزه شهر هوشمند (جابه جایی، حکمرانی، محیط زیست، مردم، زندگی و اقتصاد) شناسایی شده و با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی ارتباط شاخص ها با حوزه های شش گانه مشخص می شود و سپس با استفاده از آزمون T تک نمونه ای میزان بازدهی استارت آپ ها در رسیدن به پایداری بررسی می شود.نتایج آزمون تی بیانگر آن است که استارت آپ های حوزه های جابجایی، حکمرانی و زندگی هوشمند در ایران در شرایط پایداری قرار دارند و به بازدهی مناسبی رسیده اند اما در حوزه های محیط زیست، مردم و اقتصاد هوشمند هنوز فاصله زیادی تا رسیدن به پایداری وجود دارد.
۴۲.

تحلیل عوامل موثر بر آینده تاب آوری بوم شناسانه سکونت گاههای روستایی؛ مطالعه موردی: دهستان استرآباد جنوبی شهرستان گرگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۵
تاب آوری سکونتگاههای روستایی به عنوان یک مؤلفه حیاتی ظاهر می شود، که نشان دهنده توانایی سیستم برای حفظ ثبات ساختاری و عملکردی در میان اختلالات خارجی یا تغییرات است. تقویت سکونتگاه های روستایی و بالا بردن سطح تاب آوری آنها به عنوان یک وظیفه حیاتی برای احیای سکونتگاههای روستایی است. با این حال سکونتگاههای روستایی در ایران با چالش های مختلفی از قبیل تخریب محیط زیست، کمبود خدمات عمومی، بیکاری، فقر و ... درگیر هستند که این موارد از موانع جدی دستیابی سکونتگاههای روستایی برای توسعه پایدار روستایی است. این پژوهش باهدف تحلیل عوامل موثر بر تاب آوری بوم شناسانه سکونت گاههای روستایی تدوین شد. پژوهش حاضر ازنظر نوع تحقیق کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی- تحلیلی، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی(پرسشنامه)؛ تجزیه وتحلیل اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی(میانگین و توزیع فراوانی) و آماری استنباطی با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در محیط نرم افزارهای spss و pls صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق حاضر خانوارهای استرآباد جنوبی شهرستان گرگان است. تعداد نمونه لازم جهت تکمیل پرسشنامه با استفاده از فرمول کوکران 341 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شد. یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که عوامل الگوها و عملکردهای بوم شناسانه با ضریب مسیر 299/0، الگوها و عملکردهای اقتصادی اجتماعی با ضریب مسیر 377/0، ساختار طبیعی با ضریب مسیر 268/0 و دانش و آگاهی ساکنان روستا با ضریب مسیر 238/0 بر تاب آوری بوم شناسانه سکونتگاههای روستایی تاثیر مثبت و معناداری دارد. از بین عوامل شناسایی شده عامل الگوهای اجتماعی و اقتصادی دارای بیشترین ضریب تاثیر بود و عامل دانش و آگاهی دارای کمترین میزان ضریب تاثیر بود.
۴۳.

مدل شکل گیری رفتار گردشگران خانوادگی: رهیافت فرا ترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۸۹
فراگیر شدن گردشگری خانوادگی و مصرف روزافزون آن توسط خانواده ها، و همچنین نیازهای متنوعی که توسط گردشگران خانوادگی مطرح می شود، اهمیت تولید و گسترش دانش بنیادی از نحوه رفتار خانواده ها در گردشگری را برجسته می سازد. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائه مدلی برای شناخت و درک فضا و چرخه شکل گیری رفتار گردشگران خانوادگی در فرآیند برنامه ریزی و انجام سفر است. ماهیت روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر رهیافت فراترکیب بر اساس الگوی هفت گامی سندلوسکی و باروسو می باشد. تحلیل داده ها از طریق کدگذاری سه مرحله ای و دو کدگذار انجام شد. بر اساس مراحل فراترکیب، از 23 مقاله منتخب، 251 مفهوم، 40 زیر مؤلفه، 16 مؤلفه، شش محور اصلی و دو بستر، استخراج، کدگذاری و مدل سازی شدند. بستر بیرونی، با عنوان «فضای شکل گیری رفتار گردشگران خانوادگی» برای ابعاد "سبک زندگی خانوادگی" (با مؤلفه های: شهروندی خانوادگی و ساختار خانوادگی)، "فرآیند برنامه ریزی گردشگری" (با مؤلفه های: نقش آفرینی در خانه، حس مسیر، تجربه مقصد و دستاوردها و یادآوری) و "عناصر گردشگری" (با مؤلفه های: حمل ونقل، تغذیه، اقامت، فعالیت ها) و از طرفی، بستر درونی با عنوان «چرخه شکل گیری رفتار گردشگران خانوادگی» برای ابعاد "شکل دهنده ها" (با مؤلفه های: انگیزش و تعیین گرها)، "تجارب" (با مؤلفه های: اقدامات و نقش ها) و "نتایج" (با مؤلفه های: مزایا و بازخورد) در نظر گرفته شدند. به عنوان مهم ترین نتیجه پژوهش حاضر، در راستای نامتعارف زدایی و باز اجتماعی سازی مبانی نظری رفتار گردشگر برای رفتار گردشگران خانوادگی، با یک دیدگاه خانوادگی و قرار دادن خانواده در مرکز پژوهش های رفتار گردشگر، مدل رفتار گردشگران خانوادگی با عنوان فضا و چرخه شکل گیری رفتار گردشگران خانوادگی ارائه گردید. این مدل، به عنوان یک ابزار مهم در صنعت گردشگری، به منظور درک بهتر تنوع فرهنگی و اجتماعی، نیازها، ترجیحات و رفتار خانواده ها و پوشش نسبی شکاف علمی خواهد بود.  
۴۴.

برازش آثار عوامل اقتصادی مؤثر بر قیمت مسکن در شهرهای بزرگ صنعتی منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۰
مقدمه بررسی وضعیت قیمت مسکن، به ویژه در سال های اخیر در کلان شهرها، به دغدغه ای مهم برای مدیران و برنامه ریزان شهری تبدیل شده است. وضعیت مسکن در شهرهای بزرگ صنعتی، همواره از مهم ترین و پیچیده ترین مسائل اجتماعی و اقتصادی بوده است. وضعیت مسکن در شهرهای بزرگ صنعتی، همواره یکی از مسائل مهم اجتماعی و اقتصادی بوده است. این شهرها به دلیل تمرکز فعالیت های صنعتی، تجاری و خدماتی، محل جذب جمعیت زیادی از سراسر کشور و حتی کشورهای دیگر هستند. همین امر، تقاضا برای مسکن را در این شهرها به شدت افزایش می دهد و چالش های متعددی را به لحاظ کمبود عرضه و افزایش تقاضا به وجود می آورد. هدف از نوشتار این پژوهش، بررسی وضعیت قیمت مسکن در شهرهای بزرگ صنعتی تهران، اصفهان، تبریز و اهواز طی سال های 1381 1402 است، به علت ورود مهاجران از شهرهای مجاور برای کار، معمولاً این شهرها با کمبود مسکن و در نهایت افزایش قیمت مسکن مواجه می شوند. لذا شناسایی عوامل مؤثر بر قیمت مسکن در این شهرها بسیار حائز اهمیت است. نوآوری مطالعه حاضر از این منظر است که شهرهای بزرگ صنعتی تهران، تبریز، اصفهان و اهواز مورد بررسی قرار گرفته و متغیرهای به کار گرفته شده در این مطالعه شامل تعداد پروانه های ساختمانی، هزینه هر مترمربع زمین، درآمد سرانه، جمعیت هر شهر، هزینه ساخت وساز و نرخ بهره وام مسکن برای شهرهای یادشده و برای سال های 1381 تا 1402 است. ضرورت مطالعه حاضر از این منظر است که در شهرهای بزرگ صنعتی، به علت افزایش قیمت مسکن، بسیاری از افراد، به حاشیه های شهرها و سکونت گاه های غیررسمی پناه می برند. این سکونت گاه ها، از امکانات رفاهی و زیربنایی مناسب برخوردار نیستند و مشکلات اجتماعی و بهداشتی متعددی را به وجود می آورند. مواد و روش ها در این پژوهش با استفاده از الگوی داده های تابلویی به بررسی آثار عوامل مؤثر بر قیمت مسکن در شهرهای بزرگ صنعتی تهران، اصفهان، تبریز و اهواز طی سال های 1381 1402پرداخته می شود. شهرهای صنعتی به دلیل فرصت های شغلی و رفاهی، شاهد رشد جمعیت بالایی هستند که این رشد، تقاضا برای مسکن را افزایش می دهد. از سویی در بسیاری از شهرهای بزرگ صنعتی، محدودیت زمین وجود دارد، که این عوامل بر قیمت مسکن در این شهرها بسیار مؤثر است. متغیرهای مورد بررسی در این پژوهش مشتمل بر متوسط قیمت هرمترمربع مسکن، درآمد سرانه، تعداد پروانه های ساختمانی صادر شده، هزینه ساخت و ساز مسکن، نرخ بهره وام مسکن، قیمت هر مترمربع زمین و جمعیت هر شهر است.  لذا به طور کلی عوامل مؤثر بر قیمت مسکن با توجه به میزان عرضه و تقاضای مسکن تعیین می شود. درواقع، عواملی که بر قیمت مسکن تأثیر می گذارند، به طور مستقیم بر عرضه و تقاضای مسکن تأثیر دارند و بر اثر تغییرات آن ها قیمت مسکن نیز تغییر می کند. درخور یادآوری است که در این مطالعه منظور از تقاضای مسکن، تقاضای مصرفی آن است و عوامل مؤثر بر تقاضای مصرفی مسکن در بخش شهری وارد مدل شده است. در تعیین تقاضای مسکن، قیمت مسکن مهم ترین فاکتور است. بعد از قیمت، میزان جمعیت تأثیر زیادی بر تقاضای مسکن می گذارد. چنانچه جمعیت افزایش یابد، تقاضای مسکن افزایش می یابد. سومین متغیر، درآمد سرانه سالانه است که تأثیر مستقیمی بر میزان تقاضای مسکن می گذارد. نرخ بهره وام های پنج ساله متغیر بعدی است که می تواند بر میزان تقاضای مسکن تأثیر قابل توجهی داشته باشد. یافته ها نتایج حاصل از این پژوهش با استفاده از روش داده های تابلویی بیانگر آن است که درآمد سرانه و متغیرهای هزینه ساخت وساز و هزینه زمین تأثیر معنادار و بالایی بر قیمت مسکن در شهرهای یادشده دارد. براساس نتایج به دست آمده از برازش مدل، هر چه تعداد پروانه های صادر شده برای ساخت وساز از سوی شهرداری ها افزایش یابد، قیمت مسکن کاهش می یابد. از طرف دیگر، هر چه هزینه های ساختمانی افزایش یابد، قیمت مسکن نیز افزایش می یابد. عامل جمعیت تأثیر مثبتی بر قیمت مسکن دارد که علت این موضوع روند افزایش جمعیت شهرها به علت ورود مهاجران برای کار به شهرهای بزرگ، در این سال ها بوده است. از میان عوامل مورد بررسی بیشترین تأثیر بر قیمت مسکن مربوط به درآمد سرانه و عامل دوم قیمت هر مترمربع زمین در شهرهای بزرگ صنعتی است. با توجه به بزرگ بودن ضریب درآمد سرانه، تأثیر این متغیر بر قیمت مسکن زیاد و مثبت است، به طوری که با یک واحد افزایش در درآمد سرانه، قیمت مسکن 1/09 واحد در شهرهای صنعتی یادشده افزایش می یابد. این نتایج از آنجا که مربوط به برآورد مدل در شهرهای بزرگ صنعتی است با واقعیت مطابقت دارد، زیرا در شهرهای بزرگ بخش اعظمی از درآمد مردم صرف تأمین مسکن می شود. نرخ بهره وام مسکن (RA) بی معنا شده است؛ به این معنا که در شهرهای مورد بررسی، نرخ بهره وام بر قیمت مسکن تأثیری نمی گذارد. قیمت زمین (LPI) اثر مثبت بر قیمت مسکن در شهرهای یادشده دارد که منطقی به نظر می رسد. نتیجه گیری در پژوهش حاضر با استفاده از روش داده های تابلویی به بررسی عوامل تأثیرگذار بر قیمت مسکن در شهرهای بزرگ صنعتی تهران، اصفهان، تبریز و اهواز طی سال های 1381-1402 پرداخته شده است. ابتدا بررسی پایایی متغیرها انجام شد که همه متغیرها پایا بودند، بعد با استفاده از آزمون F لیمر مشخص شد که می توان از روش داده های تابلویی برای برازش استفاده کرد، نتایج حاصل از آزمون هاسمن نیز نشان داد مدل از نوع تصادفی است. براساس نتایج به دست آمده از برازش مدل با روش داده های تابلویی، هر چه تعداد پروانه های صادر شده برای ساخت وساز از سوی شهرداری ها افزایش یابد، قیمت مسکن کاهش می یابد. از طرف دیگر، هر چه هزینه های ساختمانی افزایش یابد، قیمت مسکن نیز افزایش می یابد. عامل جمعیت تأثیر مثبتی بر قیمت مسکن دارد که علت این موضوع روند افزایش جمعیت شهرها به علت ورود مهاجران برای کار به شهرهای بزرگ، در این سال ها بوده است. از میان عوامل مورد بررسی، بیشترین تأثیر بر قیمت مسکن مربوط به درآمد سرانه و عامل دوم قیمت هرمترمربع زمین در شهرهای بزرگ صنعتی است، زیرا آنجا که مسکن جزء کالاهای اساسی در شهرهای بزرگ است و مردم بخش اعظمی از درآمد خود را به این کالای اساسی اختصاص می دهند، لذا تغییر درآمد تأثیر بسیار زیادی بر تقاضای بخش مسکن و تغییر قیمت آن در بخش شهری می گذارد. از سویی، به علت بحث کمیابی زمین در شهرهای بزرگ صنعتی، قیمت هر مترمربع زمین عامل مؤثری بر قیمت هرمترمربع مسکن است.
۴۵.

مقایسه تطبیقی شاخص های زیست پذیری محلات ناکارآمد راه ری و آخوند شهر قزوین بر اساس روش F’ANP(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۷
محله های قدیمی و فرسوده یکی از مهمترین مشکلات شهرنشینی امروزی به شمار می روند، بطوریکه در دهه های اخیر پدیده تنزل کیفیت محیط زیست آنها، پایداری شهرها را به خطر انداخته است. این بافت ها هسته های قدیمی شهرها هستند و به مرور زمان فرسوده و ناکارآمد شده اند و یا در دوران معاصر بدون رعایت ضوابط و مقررات معماری و شهرسازی شکل گرفته اند و با مشکلات جسمی، اجتماعی و اقتصادی زیادی روبرو هستند. تنزل شاخص های کیفی در فضاهای شهری این محلات یکی از معضلات متعددی است که این مناطق شهری با آن دست و پنجه نرم می کنند و از آنجاکه فضاهای شهری، اوج تجلی فضایی زندگی شهری و حضور شهروندان را نشان می دهد، تاثیر متقابل کاهش کیفیت فضاهای شهری بر تنزل زیست پذیری شهری، عمق و ابعاد این معضل در محلات قدیمی و فرسوده را روشن تر میسازد. لذا هدف تحقیق حاضر بررسی تطبیقی و مقایسه شاخص های زیست پذیری در محلات ناکارآمد راه ری و آخوند بوده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و ازنظر فرایندی، توصیفی-تحلیلی و ازنظر داده کمی وکیفی (ترکیبی) می باشد. برای بررسی تطبیقی دو محله با هم (ذی صلاح) از آزمون  F'ANP استفاده شد. نتایج حاکی از کیفیت نازل عوامل اتصال پذیری و یکپارچگی بافت شهری بوده که این عدم دید و دسترسی به برخی از فضا های شهری باعث ایجاد فضا های بی دفاع  و مشکلات متعدد شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن بود که بعد اقتصادی در محله آخوند (55/0) و در محله راه ری (45/0)، بعد اجتماعی در محله آخوند (966/0) و در محله راه ری (51/0)، بعد کالبدی در محله آخوند (62/0) و در محله راه ری (37/0)، بعد زیست محیطی در محله آخوند (48/0) و در محله راه ری (52/0) و در نهایت بعد مدیریتی در محله آخوند (48/0) و در محله راه ری (52/0) بدست آمد. علاوه بر این در تحلیل با دیمتل، عوامل ایمنی و امنیت (115/0)، تأسیسات و تجهیزات شهری (097/0) و اشتغال و درآمد (078/0) بیشترین تأثیر را بر سایر مؤلفه ها داشتند و در نهایت پس از مطالعات تطبیقی، محله آخوند با وزن 62/0 شرایط بهتری نسبت به محله راه ری با وزن 476/0 داشت.
۴۶.

بررسی اثرات سیاست گذاری های عمومی بر فرآیند احیاء و بازآفرینی بافت فرسوده در شهر شیراز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۵
یکی از محدوده های مهم شهرها، بافت تاریخی و فرسوده آن شناخته می شود. در راستای حفظ و توسعه این بافت، عواملی گوناگونی دخیل هستند که سیاستگذاری های عمومی در زمینه احیاء و بازآفرینی آنها نقش مهمی دارند. شهر شیراز به عنوان یک شهر تاریخی و گردشگری، دارای پهنه قابل توجه ای با عنوان بافت فرسوده است. در این پژوهش هدف آن است که ابتدا وضعیت سیاستگذاری های عمومی بازآفرینی بافت فرسوده در شهر شیراز شناخته شود و سپس تاثیر این سیاست ها در وضعیت موجود نیز تحلیل و تبیین گردد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده ها از طریق ابزار پرسش نامه است. روایی تحقیق از طریق جامعه نخبگان تایید و پایایی آن نیز با ضریب کرونباخ بیشتر از 70/0 تایید شد. جامعه آماری تحقیق را شهروندان شهر شیراز تشکیل داده اند که در مجموع 10 محله از بافت فرسوده شهر شیراز انتخاب و پرسشگری در سطح 380 نفر انجام شد. نتیجه آزمون نشان داد که 5 نوع سیاستگذاری در سطح کمتر از 05/0 و برابر با 000/0 معنادار شده اند. بررسی جهت معناداری نشانگر، ضعیف بودن سیاست گذاری های عمومی احیاء و بازآفرینی در بافت فرسوده است. بهترین وضعیت در میان 5 نوع سیاستگذاری، مربوط به سیاستگذاری های نهادی-مدیریتی با میانگین 879/02 و بدترین شرایط برای سیاستگذاری های اجتماعی-فرهنگی با میانگین 766/2 بوده است.بنابراین هیچکدام از سیاستگذاری های عمومی در بازآفرینی بافت فرسوده به طور جدی مورد تاکید قرار نگرفته و آنچه که اعمال شده است، بسیار ضعیف می باشد. همچنین نتیجه مدلسازی معادلات ساختاری تایید نمود که سیاستگذاری های عمومی بازآفرینی شهری می توانند در بهبود وضعیت بافت فرسوده شهر شیراز موثر باشند؛ بگونه ای که مقدار اثر کل سیاستگذاری های اجتماعی-اقتصادی در بهبود وضعیت بافت فرسوده برابر با 70/0 بوده است. همچنین میزان تاثیر سیاستگذاری های اقتصادی برابر با 39/0، سیاستگذاری های زیست محیطی برابر با 77/0، سیاستگذاری های نهادی-مدیریتی برابر با 79/0 و سیاستگذاری های کالبدی برابر با 82/0 بوده است. آزمون کروسکال والیس نشان داد که سیاستگذاری های عمومی بازآفرینی در سطح بیشتر از 05/0 ، تفاوتی معناداری را در میان 10 محله مطالعه شده در شهر شیراز نشان نمی دهد و همه محلات شرایط یکسانی داشته اند. بنابراین سیاستگذاری های عمومی می توانند در بافت فرسوده تاثیرگذار باشند اما اثربخشی آنها منوط را اجرا و نظارت درست بر آنها دارد.
۴۷.

سنجش اثربخشی متاورس بر تعاملات شهری کیش(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۶
گسترش فناوری های دیجیتال و ظهور متاورس به عنوان یک بستر نوین تعاملات اجتماعی، بررسی تأثیر این فضا بر تعاملات شهری در کیش، به عنوان یک مقصد گردشگری مهم، ضروری به نظر می رسد. هدف این تحقیق تحلیل استفاده از متاورس در بهبود تعاملات اجتماعی و اقتصادی ساکنان و بازدیدکنندگان کیش است. این پژوهش با استفاده از روش ترکیبی کمی و کیفی به بررسی تأثیر متاورس بر تعاملات شهری کیش می پردازد. جامعه آماری این پژوهش شامل ساکنان، کسب وکارها و متخصصان فناوری در جزیره کیش است که با متاورس و تعاملات اجتماعی در ارتباط هستند. حجم نمونه در بخش کمی، حجم نمونه 120 نفر از افراد حوزه شهرسازی است که با استفاده از روش دلفی انتخاب شده اند. در بخش کیفی، حجم نمونه 45 نفر تا اشباع نظری در نظر گرفته شده است. روش نمونه گیری در هر دو بخش کمی و کیفی به صورت هدفمند انتخاب شده است. در بخش کمی، داده ها با پرسشنامه های ساختاریافته و تحلیل میانگین رتبه جمع آوری و با نرم افزار SPSS تحلیل می شوند، درحالی که در بخش کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل مضمون برای استخراج نظرات عمیق تر شرکت کنندگان به کار رفته است. نتایج نشان می دهند که عوامل شهری با میانگین رتبه 4.12، عوامل فناوری با میانگین 3.27 و عوامل فرهنگی با میانگین 3.16 به ترتیب بالاترین تأثیر را بر تعاملات شهری در کیش دارند. نتایج نشان می دهند که 51% از پاسخ دهندگان به رشد اقتصاد محلی از طریق کسب و کارهای مبتنی بر متاورس، 44% به استفاده از متاورس به عنوان فضای دیجیتال جدید، و 38% به کاهش هزینه های اجرایی در شهرهای هوشمند تأکید کرده اند، که نشان دهنده اهمیت بالای این عوامل در سنجش اثربخشی متاورس بر تعاملات شهری کیش است. نتایج نشان می دهند استفاده از متاورس به عنوان فضای دیجیتال جدید و رشد اقتصاد محلی از طریق کسب و کارهای مبتنی بر متاورس، به عنوان عوامل کلیدی تأثیرگذار بر بهبود تعاملات شهری کیش، از اهمیت بالایی برخوردارند.
۴۸.

رتبه بندی مناطق توسعه حمل و نقل محور با استفاده از روش AHP و مقایسه آن با وضعیت کاربری اراضی (مطالعه موردی: خط یک متروی مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۴۷
توسعه حمل و نقل محور[1]  (TOD)پیوندی میان برنامه ریزی حمل و نقل و کاربری اراضی است. در این پژوهش به منظور ارزیابی کمی و رتبه بندی توسعه حمل و نقل محور در خط یک متروی مشهد از روش آنالیز سلسله مراتبی ([2]AHP)، استفاده شد. بدین منظور، نه ایستگاه با استفاده از 5 معیار، 14 شاخص و زیرشاخص از جمله شاخص تنوع، کاربری اراضی بررسی و مورد تحلیل قرار گرفتند. با توجه به اینکه نتایج AHP تنها یک میانگین از شاخص ها را نشان می دهد؛ لذا، برای ایجاد کاربری مناسب در هر منطقه باید شاخص کاربری اراضی در مناطق توسعه حمل و نقل محور مورد توجه قرار گیرد. برای این هدف، کاربری اراضی به 16 دسته تقسیم شد و تعداد آن ها در هر منطقه بررسی و نسبت آن به جمعیت هر منطقه به دست آمد. نتایج نشان داد که بیشترین کاربری در زمین های اطراف ایستگاه ها، کاربری تجاری و بعد از آن کاربری مختلط است. در رتبه بندی AHP نیز، بالاترین رتبه مربوط به ایستگاه هفت تیر و هاشمیه به دست آمد. به طوریکه این ایستگاه ها، به ترتیب در خدمات اولیه رتبه 8 و 9 درخدمات نوع 2، رتبه 3 و 8، و در خدمات شخصی رتبه 5 و 9 را به دست آورده اند. علاوه برآن، در خدمات اولیه، ایستگاه نمایشگاه، در خدمات شخصی هنرستان و در خدمات نوع 2، پارک ملت دارای رتبه یک می باشند. لذا، نتایج این تحقیق می تواند در برنامه ریزی شهری و اولویت های توسعه حمل و نقل محور به مسئولین کمک نماید.   [1]. Transit-Oriented Development (TOD) [2]. Analytic Hierarchy Process  
۴۹.

بهینه سازی فرم شهری پایدار با استفاده از الگوریتم های چندمعیاره (مورد مطالعه: شهر بهارستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۷۴
رشد شهرنشینی و محدودیت در زمین و منابع زیست محیطی، ضرورت توسعه پایدار در کلان شهرها را نمایان می کند. شکل پایدار شهر یکی از راه های دست یافتن به این ضرورت است. در همین راستا، این مقاله به ارائه الگوریتمی جهت ساماندهی شکل شهر و تحلیل دریافت نور خورشید در طرح ایجادشده و با هدف حداکثر کردن میزان زیربنا و مساحت حیاط برای بلوک های مسکونی تولیدشده توسط همین الگوریتم به مدل سازی یک منطقه شهری در شهر بهارستان اصفهان می پردازد. روش این پژوهش از نظر هدف، کاربردی‑توسعه ای و از نظر روش ترکیبی از روش های اسنادی، تحلیلی و مدل سازی است که با 5000 مدل سازی با الگوریتم چندمعیار والاسی ایجاد می شود و نتایج شبیه سازی های طرح به دست آمده نشان می دهد که این روش توانایی بالایی در ایجاد فضای های شهری با بهره مندی بسیار بالا از شاخص های انرژی تابشی خورشید، با دسترسی 95 درصد مناطق از انرژی بیش از 1000 کیلو وات ساعت بر مترمربع، میزان دسترسی به گنبد آسمان در فضای باز شهری و فضاهای داخلی ساختمان ها بیش از 70 درصد و میزان ساعت برخورداری از نور خورشید بیش از 35 ساعت در کوتاه ترین ماه سال را دارد و دارای پتانسیل بالایی در تسهیل طراحی برای کارشناسان حوزه شهری است.
۵۰.

ارزیابی الگوی زمانی پارک خودرو در پارکینگ های خیابانی مدیریت شده؛ مطالعه موردی خیابان های «ارتش شمالی» و «فردوسی» شهر تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۲
پارکینگ حاشیه ای بخش بسیار مهم فضاهای شهری و خیابان ها را تشکیل می دهند. لازم به ذکر می باشد که اهمیت آن ها بویژه برای افرادی که نزدیک مراکز تجاری هستند، بسیار بیشتر است. مدیریت این نوع پارکینگ اهدافی مانند توزیع عادلانه جای پارک، جلوگیری از توقف های طولانی مدت در مناطق پرتقاضا، کاهش سفرهای غیرضروری، پیشگیری از تخلفات پارک (مانند توقف دوبل یا پارک در مکان های ممنوع) و استفاده از درآمد حاصل برای احداث پارکینگ ها و اجرای طرح های ترافیکی را دنبال می کند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی میزان تحقق اهداف فوق الذکر در دو خیابان «ارتش شمالی» و خیابان «فردوسی» شهر تبریز که بخشی از محدوده پروژه پارکینگ حاشیه ای می باشند، طراحی گردیده است. جهت برداشت داده های مورد نیاز از شیوه میدانی استفاده شده است. از ساعت 7:30 لغایت 20 اقدام به شمارش و ثبت پلاک تمامی جایگاه های پارک حاشیه ای و پارک دوبل (در صورت وجود سوبل) گردید و هر نیم ساعت یکبار به تمامی جایگاه ها جهت مقایسه و کنترل پلاک ثبتی برداشت قبلی مراجعه شد. در صورتی که خودرو جدید، اقدام به پارک در جایگاه کرده بود، پلاک آن ثبت شده و مدت زمان پارک برای آن جایگاه بازنشانی گردید. بر اساس نتایج به غیراز ساعات اولیه صبح، در سایر زمان ها تقاضا بیشتر از ظرفیت بوده است. نتایج بررسی مدت زمان پارک خودرو نشان می دهد که الگوی غالب پارکینگ حاشیه ای در خیابان ارتش شمالی (61 درصد) و فردوسی (76/51 درصد) از نوع بلندمدت است. همچنین، ساعت شروع و پایان پارک بلندمدت، دقیقاً مطابق با ساعات کاری ادارات و کسبه های محدوده می باشد؛ بنابراین، غالب افرادی که از پارکینگ حاشیه ای به صورت بلندمدت استفاده می کنند، کارمندان و اصناف محدوده می باشند.
۵۱.

تحلیل نقش ساختارهای کالبدی و کیفیت محیطی در ارتقای تاب آوری سکونتی با هدف کاهش پیامدهای انسانی بحران ها؛ مطالعه موردی: شهرک اکباتان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۹۲
مقدمه پژوهش های نوین در حوزه برنامه ریزی شهری و مدیریت بحران نشان داده اند محیط های مسکونی با کیفیت ادراکی، عملکردی و زیباشناختی مطلوب، ضمن افزایش آستانه تحمل روانی ساکنان در شرایط اضطراری، انسجام اجتماعی را تقویت می کنند و از طریق شکل دهی شبکه های حمایتی و کنش های مشارکتی، زمینه کاهش خسار ت های انسانی را فراهم می سازند. بر این اساس، بررسی هم زمان ساختارهای کالبدی و کیفیت محیطی سکونتگاه ها نه تنها از منظر کارکردی، بلکه از دیدگاه تاب آوری ترکیبی ضرورت دارد؛ زیرا تمرکز صرف بر مقاومت سازه ای بدون توجه به شرایط زیستی، حسی و روانی قادر نیست تبیین جامعی از عملکرد سکونتگاه ها در دوران بحران ارائه دهد. سکونتگاه هایی که بر پایه رویکرد نظام مند، طراحی پیش نگرانه و استفاده از الگوهای معماری انعطاف پذیر شکل گرفته اند، معمولاً از ظرفیت های درونی برای جذب، مهار و بازسازماندهی در برابر اختلالات محیطی و اجتماعی برخوردارند. این ظرفیت ها می توانند در قالب الگوهای معماری سازگار با خطر، طراحی فضاهای باز چندمنظوره، شبکه های دسترسی منطقی، زیرساخت های تاب آور، و ارتقای کیفیت حس تعلق و انسجام محله ای تجلی یابند. در این میان، شهرک اکباتان به عنوان یکی از نمونه های شاخص شهرسازی مدرن ایران که در دهه ۱۳۵۰ با الگوی معماری مدرن و تراکم بالا احداث شده است، بستر مناسبی برای بررسی تجربی این مفاهیم فراهم می کند. ساختار بلوکی متنوع، فضاهای باز میان ساختمانی، چیدمان منظم معابر، و ویژگی های محیطی نسبتاً پایدار، این شهرک را به نمونه ای قابل مطالعه در زمینه پیوند میان طراحی کالبدی، کیفیت محیطی و تاب آوری سکونتی بدل ساخته است. از سوی دیگر، تحولات اجتماعی دهه های اخیر، افزایش تراکم جمعیت، تغییر الگوی مالکیت و بروز چند رخداد اضطراری محدود، امکان تحلیل چندلایه ارتباط میان عوامل محیطی و پیامدهای انسانی بحران ها را در این محله مهیا ساخته است. در این چارچوب، پرسش اصلی تحقیق آن است که ساختارهای کالبدی و کیفیت محیطی در مجتمع های مسکونی بزرگ مقیاس شهری نظیر شهرک اکباتان، چگونه و تا چه میزان می توانند در ارتقای تاب آوری سکونتی و کاهش پیامدهای انسانی بحران ها نقش آفرینی کنند. مواد و روش ها این تحقیق با رویکرد ترکیبی (Mixed Methods) و در دو بخش کمی و کیفی طراحی شده است تا از یک سو، روابط علّی میان متغیرها با روش های آماری پیشرفته آزمون شود و از سوی دیگر، شواهد عینی محیطی برای تکمیل داده های ادراکی گردآوری شود. در بخش کمی، از مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه ساکنان شهرک اکباتان تهران با جمعیت تقریبی ۵۱,۲۴۵ نفر بود. حجم نمونه با بهره گیری از فرمول کوکران و سطح اطمینان ۹۵ درصد، ۳۸۳ نفر برآورد شد. به منظور دستیابی به توزیع متوازن پاسخ دهندگان، نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای و متناسب با جمعیت سه فاز شهرک انجام شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ساخت یافته و پژوهشگرساخته بود که روایی محتوایی آن با نظر خبرگان حوزه های شهرسازی، طراحی کالبدی و مدیریت بحران تأیید شد. پایایی ابزار نیز با محاسبه آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی (CR) و میانگین واریانس استخراج شده (AVE) مورد سنجش قرار گرفت. تحلیل داده ها در نرم افزار SmartPLS و در دو سطح انجام شد: نخست اعتبارسنجی مدل اندازه گیری با استفاده از شاخص های CFA ، AVE ،  CR و HTMT و سپس ارزیابی مدل ساختاری از طریق ضرایب مسیر، R² ، Q² ، f² و شاخص های برازش کلی.     در بخش کیفی، به منظور تکمیل و اعتبارسنجی یافته های پرسشنامه ای، بررسی میدانی گسترده صورت گرفت. این بررسی شامل مشاهده مستقیم، برداشت عینی، عکاسی تحلیلی از کالبد فضاها و مستندسازی تصویری در هر سه فاز شهرک بود. تصاویر گردآوری شده وضعیت واقعی عناصر کالبدی و محیطی از جمله تراکم بلوک ها، نحوه قرارگیری ساختمان ها، مسیرهای دسترسی اضطراری، فضاهای باز، کیفیت مبلمان شهری و مسیرهای پله را نشان می داد. تحلیل کیفی با رویکرد تفسیری و تمرکز بر معیارهای معماری و شهرسازی صورت گرفت تا قوت ها و ضعف های کالبدی و محیطی شهرک در ارتباط با تاب آوری سکونتی شناسایی شود. ادغام داده های کمی و کیفی موجب شد که شاخص های فنی و کالبدی تنها بر مبنای ادراک ذهنی ساکنان سنجیده نشوند، بلکه با شواهد میدانی و داده های عینی تکمیل و اعتبارسنجی شوند. این رویکرد ترکیبی ضمن رفع ضعف های احتمالی روش پرسشنامه ای، امکان دستیابی به نتایجی معتبر، جامع و قابل تعمیم را فراهم ساخت. یافته ها نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد ساختارهای کالبدی و کیفیت محیطی هر دو به طور مستقیم و مثبت بر تاب آوری سکونتی اثرگذار هستند و تاب آوری سکونتی نیز به عنوان متغیر میانجی نقش تعیین کننده ای در کاهش پیامدهای انسانی بحران ها ایفا می کند. ضرایب مسیر و شاخص های برازش مدل، معناداری این روابط را تأیید کردند. عناصر کلیدی شامل چیدمان فضایی منظم، شبکه دسترسی اضطراری کارآمد، کیفیت زیرساخت ها، آسایش محیطی، امنیت و حس ایمنی، و وجود فضاهای عمومی فعال، بیشترین ظرفیت اثرگذاری را در ارتقای تاب آوری سکونتگاه های شهری داشتند.     مقایسه میان فازهای شهرک نشان داد فازهایی که دارای طراحی بازتر، شبکه معابر منظم تر، فضاهای باز چندمنظوره و کیفیت محیطی بالاتر هستند، از تاب آوری بیشتری برخوردارند. در مقابل، فازهایی با تراکم کالبدی بالا، ضعف در خدمات اضطراری، یا انسداد فضایی، در سناریوهای بحرانی آسیب پذیری بیشتری را تجربه می کنند. این یافته ها با مطالعات داخلی همسو است؛ از جمله تحقیق مقدسی و همکاران (2023) در برج بین المللی تهران که نقش طراحی بیوفیلیک را در ارتقای تاب آوری برجسته کرده و پژوهش حبیب زاده (2024) که اثر فرسودگی کالبدی و عرض معابر را در کاهش تاب آوری محلات ارومیه نشان داده است. همچنین، همخوانی نتایج با مطالعات بین المللی نظیر غفاریان و همکاران (۲۰۲۵) در استانبول و مولیگان و همکاران (۲۰۲۲) درباره زیرساخت های سبز و انطباق پذیر، جایگاه یافته های این تحقیق را در ادبیات جهانی تاب آوری مسکونی تثبیت می کند. نتیجه گیری پژوهش حاضر نشان می دهد ارتقای تاب آوری سکونتی در بافت های متراکم شهری مستلزم توجه هم زمان به ابعاد فنی، اجتماعی و محیطی است. عناصر کالبدی در صورتی می توانند آثار انسانی بحران ها را کاهش دهند که با کیفیت محیطی مناسب و شبکه های اجتماعی پویا همراه باشند. بر اساس یافته های تحقیق، راهبردهای پیشنهادی برای ارتقای تاب آوری سکونتی در اکباتان و بافت های مشابه در چهار محور قابل پیگیری است:     ۱. تقویت زیرساخت ها و بازطراحی سلسله مراتب معابر برای بهبود دسترسی اضطراری و نوسازی تجهیزات زیربنایی؛ ۲. ارتقای کیفیت محیطی از طریق طراحی فضاهای عمومی فعال، نورپردازی ایمن، بهبود مبلمان شهری و خدمات نگهداری مستمر؛ ۳. مداخلات نرم افزاری نظیر آموزش ساکنان، تقویت شبکه های اجتماعی غیررسمی، ارتقای حس تعلق و مشارکت اجتماعی؛ ۴. بازنگری الگوهای کالبدی مجتمع های بلندمرتبه با تأکید بر اصول تاب آوری فضایی، انعطاف پذیری عملکردی و پیش بینی سناریوهای بحران. نوآوری اصلی این پژوهش در ترکیب تحلیل های کمی (مدل سازی معادلات ساختاری) با شواهد کیفی میدانی و نیز مقایسه تطبیقی میان فازهای شهرک اکباتان است که امکان شناسایی دقیق ضعف ها و قوت های طراحی فضایی را فراهم می کند و الگویی بومی برای ارزیابی تاب آوری سکونتی در بافت های متراکم ایرانی ارائه می دهد. این نتیجه گیری ضمن تأکید بر پیوند میان کالبد، کیفیت محیطی و پیامدهای انسانی، نشان می دهد مدیریت تاب آوری سکونتی باید به صورت یکپارچه و میان رشته ای به ابعاد فنی، اجتماعی و فضایی توجه کند و می تواند به عنوان الگویی راهبردی برای سایر کلان شهرهای ایران در مواجهه با بحران های آتی مورد استفاده قرار گیرد.
۵۲.

بررسی شاخص های رشد هوشمند شهری از منظر عدالت فضایی در سطح محلات ساری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۰
شهرهای ایران که در گذشته ساختاری فشرده و متراکم داشتند، اکنون دچار پراکندگی فضایی و رشد افقی کنترل نشده شده اند. این پدیده که تحت عنوان رشد پراکنده شناخته می شود، ناشی از نبود مدیریت مناسب و ضعف در اجرای سیاست های کنترل توسعه شهری است. در پی چالش های ناشی از توسعه ناپایدار شهری، رویکرد رشد هوشمند به عنوان راهکاری برای پاسخگویی به نیازهای امروز و حفظ محیط زیست مطرح شده است. هدف این پژوهش، بررسی شاخص های رشد هوشمند شهری از منظر عدالت فضایی شهری در سطح محلات شهر ساری است. بدین منظور، ۶۲ محله شهر ساری بر اساس ۴۲ شاخص در ۶ گروه اقتصادی، اجتماعی، مسکن، کالبدی، دسترسی و حمل و نقل، و فضای سبز مورد بررسی قرار گرفت. با استفاده از روش آنتروپی شانون، وزن هر شاخص و گروه شاخص ها تعیین و سپس با روش تاپسیس، امتیاز و رتبه نهایی محلات بر اساس کل شاخص ها و به تفکیک گروه ها محاسبه شد. تحلیل همبستگی مکانی با شاخص موران نشان داد که بیشترین نابرابری فضایی مربوط به شاخص های محیط زیستی و اقتصادی است. نتایج حاکی از آن است که محلات واقع در مناطق ۱ و ۲ و منطقه فرسوده شهر، به طور کلی امتیاز بالاتری در شاخص ها دارند، به جز شاخص های محیط زیستی که محلات منطقه ۳ وضعیت بهتری نشان می دهند. همچنین، محلات مرکزی شهر نسبت به محلات پیرامونی از امتیاز بالاتری برخوردارند. این یافته ها نشان دهنده توزیع نابرابر شاخص های رشد هوشمند در سطح محلات شهر ساری و لزوم توجه به عدالت فضایی در برنامه ریزی های شهری است.
۵۳.

مقایسه تطبیقی ساختار اقتصاد دست فروشی در شهرهای مذهبی ایران و عراق (دست فروشان بازار رضا(ع) مشهد (ایران) و بازار امام صادق(ع) کربلا (عراق))(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۶۰
مقدمه مطالعه ساختار اقتصاد غیررسمی شهرهای مذهبی از جمله پژوهش های نوینی است که شناخت کارکردهای ساختاری آن در بدنه شهرهای مذهبی ایران و تطبیق آن با شهرهای مذهبی خارج از کشور، می تواند برنامه ریزی مدیریتی آن را نظام مند کند. پژوهش حاضر به لحاظ روش مطالعه و تطبیق شرایط اقتصاد غیررسمی شهرهای مذهبی در دو کشور مجزا، مطالعه ای نو محسوب می شود. در واقع، نوآوری پژوهش حاضر در مطالعه ساختار اقتصاد غیررسمی دو شهر مذهبی مهم در دو کشور مجزا با روش داده بنیاد است. این پژوهش با هدف شناخت تفاوت های اقتصاد غیررسمی شهرهای مذهبی ایران و عراق، نظام ساختاری اقتصادهای معیشتی وابسته به دست فروشی در پیرامون اماکن زیارتی را تبیین کرده است. مطالعه حاضر، به بررسی تطبیقی ساختار اقتصاد غیررسمی مبتنی بر دست فروشی در پیرامون اماکن زیارتی شهر مشهد ایران (بازار امام رضا (ع) ) و شهر کربلا عراق (بازار امام صادق (ع) ) می پردازد و ویژگی های آن را تفسیر می کند. به این دلیل، بنیان سؤال پژوهش بر این مبنا نهاده شده است که اساس ساختار تطبیقی اقتصاد غیررسمی مبتنی بر دست فروشی در شهرهای مشهد و کربلا چگونه است و کدام تشابه و تفاوت های کارکردی را دارد؟ این پژوهش با تکیه بر چارچوب نظری اقتصاد غیررسمی و روش شناسی مبتنی بر پدیدارشناسی، اقتصاد غیررسمی دست فروشان شهر کربلای عراق را با دست فروشان شهر مشهد در مدل زمینه گرا مقایسه تطبیقی کرده است. مواد و روش ها مبنای روش تحقیق در پژوهش حاضر، از نوع کیفی مبتنی بر مطالعه پدیدارشناسانه تفسیری است که روش گردآوری اطلاعات به شیوه میدانی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و مشاهده محیطی (تجربه زیسته) بوده است. جامعه هدف، دست فروشان سیار مستقر در بازار و پیرامون اماکن زیارتی شهرهای مذهبی هستند که در حجم نمونه ای حدود 50 مورد (30 دست فروش در مشهد و 20 دست فروش در کربلا) به شیوه نمونه گیری در دسترس انجام گرفته است. واحد و محدوده جغرافیایی مورد مطالعه، بازار امام صادق (ع) در شهر کربلا واقع در کشور عراق و بازار امام رضا(ع) در شهر مشهد کشور ایران است. ویژگی های مشترک این دو شهر در پذیرش گردشگران ایرانی (زائران) و حجم مبادله کالایی، عاملی بر انتخاب این دو شهر بوده است. با توجه به تراکم زمانی زائران در شهرهای کربلا و مشهد، مقیاس زمانی مورد مطالعه بازار امام صادق (ع) در کربلا، بهمن 1403 و بازار امام رضا (ع) در شهر مشهد تابستان 1403 بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها به شیوه زمینه ای مبتنی بر فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفته و در نهایت، مقوله بندی تطبیقی شکل یافته است. روایی پژوهش حاصل، از طریق اشباع نظری بوده که با انباشت اطلاعات مشابه و نبود پاسخ جدید با تکراری شدن پاسخ ها فرایند جمع آوری منقطع، طبقه بندی و ساماندهی داده ها صورت پذیرفت. یافته ها با توجه به سطح مطالعه و محدودیت زمانی حضور در شهر کربلا در کشور عراق و شهر مشهد ایران، یافته های حاصل از گزاره ها و مقوله های استخراج شده، مشاهده و تجربه زیسته مستمر بازارهای مورد مطالعه، آنچه در تطبیق نظام دست فروشی شهرهای کربلا و مشهد حاصل می شود، این است که نظام دست فروشی در شهرهای کربلا و مشهد اقتصاد معیشتی وابسته به بنکداران بوده و بر تأمین نیازهای خانواده مبتنی است. این نسبت در شهر کربلا با توجه به ساختار سنی دست فروشان، ابعاد فردی بیشتری دارد. دست فروشان هر دو شهر (کربلا و مشهد) عمدتاً از طبقه پایین جامعه و ساکن در مناطق حاشیه ای و کم برخوردار شهر هستند که از نظر درآمد به دست فروشی وابستگی کامل دارند. کیفیت محیط و کالا در نظام دست فروشی شهرهای مورد مطالعه عمدتاً بر کالاهای رسوبی و کم کیفیت مبتنی است که سطح ارزانی، امکان چانه زنی مشتری بر سر قیمت، حجم تهیه سوغات توسط زائران (گردشگران) عامل جذب مشتری است. نظام کالایی دست فروشان شهر مشهد عمدتاً به تولیدات داخلی و چینی وابسته است که تولیدکنندگان داخلی اطراف بازار و کارگاه های تولیدی پیرامون مشهد هستند. اما در شهر کربلا این نسبت به تولیدات و واردات خارجی کم کیفیت مانند چین، ترکیه، ایران و بخش کوچکی از تولیدات عراق و کشورهای حاشیه خلیج فارس (با برند عربی) وابسته است. ساختار مشتریان دست فروشی در هر دو شهر مشهد و کربلا با تکیه بر زائران (گردشگران مذهبی) بنیان نهاده شده که این نسبت در شهر مشهد عمدتاً به گردشگران داخلی (ایرانی) و در شهر کربلا بیشتر به گردشگران خارجی ایران، و پاکستان، و افغانستان، آذربایجان با تمرکز زائران ایرانی وابسته است. کیفیت محیطی در شهر مشهد نسبتاً مناسب و مبتنی بر طراحی شهری است. این نسبت در بازار کربلا در وضعیت نامناسب، آشفته و متراکم قرار گرفته است که بهداشت محیطی مناسب ندارد. نظام توزیع و فروش کالا در شهرهای مشهد و کربلا تقریباً دارای ساختار یکسانی است با این تفاوت که در شهر مشهد نظام چند توزیعی منطبق بر تعدد عمده فروشان و در شهر کربلا منحصر به چند عمده فروش و کاسبان رسمی بازار است. ارتباط و تعامل دست فروشان شهر مشهد با کاسبان رسمی با توجه به پذیرش فروش کالاهای رسوبی آنان متعامل همراه با تنش های موردی است. این مهم در شهر کربلا بر نظام عشیره ای و فامیلی منطبق است که در تعامل مناسب با کاسبان رسمی قرار دارد. نظام پولی و مبادله ای کالا در شهر مشهد مبتنی بر فروش نقدی یا کارت خوان به صورت ریالی یا ارزی است که این مورد در شهر کربلا منطبق بر نظام صرفاً نقدی منطبق بر دینار، ریال و دلار است. مدیریت شهری در هر دو شهر در مواجهه با دست فروشان از اهرم های قهری استفاده می کند و سعی بر کنترل از طریق جمع آوری آنان را دارد. نسبت این مهم در شهر مشهد با گرایش به سمت ساماندهی، هدایت، تخصیص فضا حرکت کرده، ولی در شهر کربلا منطبق بر برخورد قهری نسبتاً شدید توسط پلیس (شرطه ها) است. نتیجه گیری نتایج نهایی این پژوهش نشان می دهد ساختار کارکردی دست فروشان شهرهای مذهبی ایران و عراق (مشهد و کربلا) در بعد زنجیره نهایی (دست فروشان) دارای ساختار یکسان بوده که در تعامل با کاسبان و مشتریان قرار دارد؛ لذا علی رغم تفاوت های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشورهای ایران و عراق، کارکرد دست فروشان الگوی همسان با تفاوت های محدود دارد که این تفاوت ناشی از ساختار سنی دست فروشان، نظام عشیره ای و قبیله ای، وابستگی و انحصار، کیفیت محیطی، تخصیص فضا و نوع کالا است. با توجه به ساختار پژوهش حاضر که بر مقایسه تطبیقی ساختار عملکردی دست فروشان تمرکز داشته است، پیشنهاد می شود سایر ابعاد دست فروشی مانند شبکه عملکردی، نظام زنجیره تأمین و عرضه کالا در قالب پژوهش های بنیادی و کاربردی نظام دانشگاهی مطالعه شود تا جریان های اقتصادی آن بیشتر تبیین شود.
۵۴.

تبیین اثر مؤلفه های بازاریابی تأثیرگذار بر توسعه گردشگری فرهنگی، مطالعه موردی: شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۷
مجموعه های تاریخی شهرها به عنوان مکانی واجد ارزش های میراث فرهنگی، نمود هویت، تاریخ، اندیشه ها و نوع نگرش مردم در ادوار مختلف تاریخی می باشند. ارزش های منسوب به آن ها می توانند نقش عمده ای در جهت حفاظت و سرمایه گذاری در قالب گردشگری فرهنگی ایفا نمایند. بر این اساس هدف مطالعه حاضر تبیین تأثیر مؤلفه های بازاریابی تأثیرگذار بر توسعه گردشگری فرهنگی است. مطالعه حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش را گردشگران ورودی به شهر تهران تشکیل می داد، به علت نبود آمار دقیق تعداد گردشگران ورودی به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود استفاده شد و حجم نمونه 384 نفر برآورد گردید. روایی ابزار تحقیق با استفاده از مدل تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شده است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و SMART PLS با روش آمار توصیفی و مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. یافته های تحقیق حاضر نشان داد که مؤلفه های بازاریابی تأثیرگذار یعنی جذابیت محتوا، بیان تجارب، تقویت اعتماد و سوابق حرفه ای بر توسعه گردشگری فرهنگی تأثیر مثبت و معناداری دارد از بین مؤلفه ها، مؤلفه جذابیت محتوا با ضریب مسیر 256/0 دارای بیشترین تأثیر بوده است. بر اساس یافته های حاصل از این پژوهش می توان این گونه نتیجه گیری کرد که سیاست گذاران و برنامه ریزان حوزه گردشگری فرهنگی شهر تهران لازم است که در حوزه بازاریابی و مخصوصاً بازاریابی تأثیرگذار حوزه گردشگری فرهنگی برنامه ریزی داشته باشند تا از این طریق زمینه برای جذب گردشگر و بهره مندی از منافع حاصل از توسعه گردشگری فراهم گردد.
۵۵.

ارزیابی جذابیت کاربری های شهری در برابر تهدیدهای انسان ساخت عمدی با استفاده از روش RANCOM-PIV(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۵۰
تهدیدگر ﺑﺎ ایﺠﺎد رعب و وﺣﺸﺖ، ﻣﻮﺟی از اﺣﺴﺎس ناآرامی و ﻧﺎاﻣﻨی را در ﺳﺮاﺳﺮ ﺟﻬﺎن ﮔﺴﺘﺮش داده اﺳﺖ. ﺑﺮرﺳی ﭘﺪیﺪه تهدیدهای انسان ساخت عمدی ﺑﻪ ﺗﺤﻠیﻞ ﻋﻮاﻣﻞ و وﺟﻮه ﻣﺨﺘﻠﻒ آن ﻧیﺎز دارد و بستر وقوع این تهدید در شهرهاست؛ بنابراین مسئله مهم پژوهش حاضر این است که هرکدام از کاربری های شهری به چه میزانی برای تهدیدگرها جذابیت دارند. رتبه بندی و ارزیابی جذابیت هریک از کاربری ها نقش بسزایی در شناسایی آسیب پذیر و محاسبه تاب آوری شهر ها در برابر این تهدیدها دارد. در این پژوهش، ابتدا منابع کتابخانه ای انواع کاربری ها و ریزکاربری های شهری و همچنین شاخص های مؤثر در جذابیت این کاربری ها در برابر این حملات شناسایی و سپس جامعه نخبگان پژوهش تشکیل شد و با طراحی پرسشنامه ای نظرات نخبگان گرفته شد و در ادامه با بهره گیری از روش تصمیم گیری RANCOM وزن شاخص ها به دست آمد و با استفاده از روش تصمیم گیری PIV نیز رتبه بندی و امتیاز نهایی جذابیت ریزکاربری ها محاسبه شد و به این نتیجه رسید که ریزکاربری مراکز تجاری بازار بیشترین جذابیت را برای این حملات دارد. فرودگاه ها و مراکز فرماندهی در رتبه های بعدی قرار دارد.
۵۶.

سنتز پژوهی کیفی تاب آوری سکونتگاه های آینده در برابر سیل شهری؛ ارائه چارچوبی چند لایه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۹
هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر تاب آوری سکونتگاه های شهری در برابر سیلاب و ارائه چارچوبی چندلایه بر اساس روش سنتزپژوهی کیفی است. این پژوهش با روش سنتزپژوهی کیفی و بر پایه الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو، ۳۰ منبع معتبر بین المللی (۲۰۱۰–۲۰۲۴) را تحلیل کرده و عوامل مؤثر بر تاب آوری شهری در برابر سیلاب را شناسایی نموده است. یافته ها نشان می دهد تاب آوری سکونتگاه ها در دو دسته اصلی کالبدی (زیرساخت های سبز و آبی، خدمات اکوسیستم، راه حل های مبتنی بر طبیعت و کیفیت فضایی) و غیرکالبدی (برنامه ریزی تطبیقی، ادراک ریسک، مشارکت اجتماعی و مدیریت بحران) قابل طبقه بندی است. بر اساس نتایج، تاب آوری مؤثر مستلزم هم افزایی این عوامل در سه لایه است: در لایه کالبدی، راهکارهای مبتنی بر طبیعت (NbS) و طراحی انعطاف پذیر نقش کلیدی دارند؛ در لایه اجتماعی، مشارکت جامعه محلی و حکمروایی یکپارچه اهمیت ویژه می یابند؛ و در لایه مدیریتی، برنامه ریزی انعطاف پذیر و سیستم های هشدار زودهنگام ضروری اند. نوآوری اصلی مقاله در ارائه «مدل چندلایه تاب آوری» است که تعامل میان عوامل فیزیکی، اجتماعی و نهادی را تبیین می کند و نشان می دهد راهکارهای فنی تنها در پیوند با سازوکارهای نهادی و مشارکت ذی نفعان اثربخش خواهند بود. این مدل می تواند مبنای تدوین راهبردهای یکپارچه برای معماران، برنامه ریزان و سیاست گذاران قرار گیرد. توسعه پایدار، تقویت زیرساخت ها، برنامه ریزی شهری با توجه به ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، و استفاده از داده های تجربی محلی می تواند تأثیر بسزایی در کاهش آسیب پذیری و افزایش تاب آوری در برابر بحران های اقلیمی و سیلاب ها داشته باشد. پیشنهادهای کلیدی این پژوهش شامل؛ ادغام شبکه های سبز–آبی در طرح های توسعه شهری و روستایی، ایجاد ساختارهای نهادی یکپارچه و سیستم های هشدار هوشمند، و تمرکز بر مطالعه تطبیقی، توسعه مدل های ترکیبی، توجه به جوامع محروم، تحلیل فناوری های نوین، و ارزیابی بلندمدت راهکارهای طبیعی در پژوهش های آینده است.
۵۷.

پهنه بندی سیل خیزی شهرستان معمولان با استفاده از داده های ماهواره ای ECMWF و روش های تصمیم گیری چندمعیاره

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۹
یکی از پیامدهای تغییرات اقلیمی، افزایش خطر وقوع سیل و آثار ناشی از آن است. بلایای زیست محیطی با شدت و فراوانی بیشتری در سراسر جهان رخ می دهند و سیل به عنوان یکی از این بلایا، خسارات گسترده ای از جنبه های مادی و غیرمادی به همراه داشته و اثرات آن تا مدت ها پس از وقوع نیز ادامه می یابد. شهرستان معمولان، که در مسیر رودخانه کرخه قرار دارد، یکی از مناطق سیل خیز ایران است که به ویژه در سال ۱۳۹۸ با سیلاب های شدیدی مواجه شد و هر ساله نیز در معرض این پدیده قرار دارد. ازاین رو، پایش بلایای سیل و ارزیابی میزان خطر آن به یک ضرورت فوری برای افزایش ظرفیت پیشگیری و کاهش خسارات در این شهرستان تبدیل شده است. در پژوهش حاضر، تلاش شده است تا ارزیابی و پهنه بندی سیلاب در این منطقه انجام گیرد. در این راستا، 9 لایه شامل رطوبت توپوگرافی، شیب، طبقات ارتفاعی، فاصله از رودخانه، تراکم زهکشی، فاصله از راه، پوشش گیاهی، میزان بارش و نوع خاک به عنوان شاخص های مؤثر در سیل خیزی منطقه انتخاب شدند. در این پژوهش، از داده های مدل رقومی ارتفاعی (DEM) با قدرت تفکیک مکانی ۲۸ متر برگرفته از ماهواره ASTER و داده های بارش ماهانه سازمان ECMWF در بازه زمانی ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۳ استفاده شد و داده ها به مقادیر سالانه تبدیل گردیدند. برای پهنه بندی سیل خیزی، از روش تحلیل شبکه (ANP) در نرم افزار Super Decisions بهره گرفته شد که در آن، وزن دهی شاخص ها بر اساس نظرات کارشناسان انجام گرفت. نتایج نشان می دهد که بیشترین درصد اراضی شهرستان معمولان در طبقات با خطر سیل خیزی زیاد و متوسط قرار دارند. سایر طبقات به ترتیب شامل کم و خیلی زیاد هستند و طبقه خیلی کم، کمترین سهم از سطح منطقه را به خود اختصاص داده است.
۵۸.

سنجش چند مرکزیتی مورفولوژیک در مقیاس فرامنطقه ای (استان های تهران، البرز و قزوین) با استفاده از کلان داده لنداسکن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۹
چندمرکزیتی به عنوان یک مفهوم «مورفولوژیک»، به توزیع متوازن جمعیت و اشتغال در فضا اشاره دارد، به گونه ای که هیچ یک از مراکز بر سایرین تسلط نداشته باشد. با وجود این، تعیین محدوده و تعریف و عملیاتی سازی مفهوم «مرکز» همچنان به عنوان یک چالش مهم روش شناختی در اندازه-گیری چندمرکزیتی باقی مانده است. روش های پایین به بالا و مبتنی بر کلان داده ها می تواند با جلوگیری از سوگیری در تعریف محدوده مطالعه براساس واحدهای آماری اداری، از انتخاب اجباری مراکز فرعی در چنین محدوده هایی اجتناب نماید. بر اساس این، مطالعه حاضر در پی آن است تا با استفاده از داده های لنداسکن به عنوان یک پایگاه کلان داده منبع باز و با تحلیل اکتشافی داده های فضایی ESDA))، تحلیل محلی موران، تحلیل نقاط داغ، شاخص آنتروپی و استفاده از شاخص چندمرکزیتیت نسبی، به سنجش چندمرکزیتی مورفولوژیک ابر منطقه تهران- کرج – قزوین در یک بازه 13 ساله بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد اگرچه نقش غالب شهر تهران در منطقه ادامه دارد، اما ظهور و تقویت تدریجی مراکز ثانویه در نقاط پیراشهری مانند اسلامشهر، ری و پاکدشت، تسلط آن را به چالش کشیده است. به علاوه، تداوم حضور شهرهایی مانند ملارد، ورامین و رباط کریم در فهرست مراکز بالقوه بیان گر شکل گیری الگوی چند مرکزیتی در نواحی پیراشهری دو منطقه کلان شهری تهران و البرز است. بررسی توزیع تراکم های جمعیت و اشتغال در دوران همه گیری کرونا و پیش و پس از آن، مشخص می کند که چندمرکزیتی عملکردی منطقه بیش از چندمرکزیتی مورفولوژیک آن است.
۵۹.

بررسی راهبردهای ارتقاء رقابت پذیری در شهرهای آینده با محوریت ایجاد شبکه ای از شهرهای رقابتی (مطالعه موردی: پنج کلان شهر ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۰
امروزه شهرهای پیشرفته برای بدست آوردن فرصتهای مناسب جهت توسعه وجذب سرمایه گذاری ها، با یکدیگر دررقابت هستند. علیرغم آنکه رقابت یک نیروی برانگیزاننده و پیشران تلقی می گردد در صورتی که رقبا یعنی سایر شهرها و مناطق، مولدتر و خلاق تر باشند، این امر موجب بی ثباتی در شهرهای منفرد رقابتی خواهد شد. لذا با توجه به آنکه هدف اصلی تمام برنامه ریزی های توسعه در کشور رسیدن به توسعه پایدار و تعادل منطقه ای می باشد، جهت دستیابی به الگویی از توسعه فضایی متوازن در کشور و تقویت قابلیتهای رقابت پذیری کلان شهر ها، شناسایی فرصت ها و مزایای رقابتی خود و همچنین ایجاد مزایای رقابتی جدید در کنار بهره مندی از تجارب دیگر شهرهای موفق در پیوند با یکدیگر و با محوریت شکل گیری شهرهای شبکه، ضرورت بیشتری خواهد یافت. پژوهش حاضر با هدف افزایش توان رقابت پذیری کلان شهرها، چگونگی تحقق شبکه ای از شهر های رقابتی را در بستر تهران با چهار کلان شهر از مناطق چهار گانه منتخب (مشهد در شمال شرقی، تبریز در شمال غربی، اهواز در جنوب غربی و زاهدان در جنوب شرقی) در ارتباط با یکدیگر و با منطقه رقابتی همجوار بررسی می نماید. بدین منظور ابتدا ابعاد رقابت همکارانه و شاخص های آن (در دو سطح: ا-کلان شهرها با تهران و2-کلان شهرها با منطقه رقابتی همجوار خود با استفاده از پرسشنامه) مشخص و به دنبال تعیین وزن شاخص ها با روش تحلیل سلسله مراتبی فازی، شهرها به روش ویکور رتبه بندی و جایگاه هر یک در قالب شبکه ای از شهرهای همکار در رقابت پذیری تعیین گردید. نتایج حاصله حاکی از ارتقاء نمره و رتبه رقابت پذیری به مدد هم افزایی های صورت گرفته در کلان شهرهایی است که از ظرفیت های همکاری بیشتری با منطقه رقابتی همجوار خود، برخوردار بودند. تبریز بالاترین رتبه در همکاری با تهران، و مشهد و تبریز پس از تهران رتبه اول و دوم را در همکاری با منطقه همجوار نشان دادند؛ و زاهدان رتبه بهتری در مقایسه با اهواز در سطح دو بدست آورد. لذا پیشنهاد می شود برنامه های توسعه بیشتر بر تعامل و همکاری میان کلان شهرها در قالب شهرهای شبکه تمرکز نمایند.
۶۰.

تعیین مهم ترین متغیرهای مؤثر بر شیوع ویروس کرونا با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تحلیل آنتروپی شانون (مطالعه موردی: شهر نور)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۷
یکی از مهمترین مخاطرات محیط شهری در دهه اخیر ویروس کرونا بوده است.استان مازندران و بویژه شهرهای ساحلی چون شهرنور با توجه به موقعیت جغرافیایی و گردشگری، از مناطق پرخطر کشور بوده اند هدف از این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر شیوع ویروس کرونا در شهر ساحلی نور می باشد،. این پژوهش از بعد هدف کاربردی و از بعد ماهیت توصیفی-تحلیلی که اطلاعات با استفاده از روشهای کتابخانه ای و میدانی و ابزاری چون پرسشنامه جمع آوری گردید. جامعه هدف کارشناسان و شهروندان بوده که حجم جامعه آماری 785 نفر بوده اند که تست PCR خود را طی سال های 1399 تا1400 ثبت نمودند.داده های حاصله با استفاده از روش آنتروپی شانون و سیستم اطلاعات جغرافیایی تجزیه و تحلیل صورت گرفته است. نتایج نشان داد که بیشترین تعداد مربوط به خیابان نیما (25%)، مشیر (10%) و بهشتی (9%) بوده اند که حدود 44 درصد از مبتلایان را به خود اختصاص داده بودند. بیشترین آمار مبتلایان در گروه سنی میانسال (30-59 سال) (65%) و سالمندان (<60 سال) (15%) و کمترین را گروه سنی مربوط به کودکان (0 تا 5 سال) (1%) به خود اختصاص داده بود. تعداد مبتلایان ساکن در آپارتمان ها 59% و خانه های ویلایی 41% بوده اند. همچنین از نظر زمانی بیشترین مبتلایان بترتیب در ماه های سرد سال ( دی با16% و بهمن با13%) و ماه های پیک گردشگر شامل فروردین (13%)، تیر (11%) و مرداد (11%) بوده است. انتشار ویروس کرونا بر اساس فراوانی بیمار در خیابان های شهر نور نشان داد که خیابان نیما با تعداد مبتلایان بین 160-200 بیمار بیشترین آمار را به خود اختصاص داده است. خیابان های مشیر، طالقانی، بهشتی، حافظ، امام خمینی با تعداد مبتلایان بین 41-80 بیمار و خیابان تهران، شهدای گمنام، امام رضا، آزادی و سعدی با تعداد 6-40 بیمار در رتبه های بعدی قرار گرفتند. نتابج نشان داد که گسترش ویروس کرونا در مناطق با جمعیت بیشتر افزایش یافت. طبق نظر کارشناسان نتیجه پژوهش نشان می دهدکه متغیرهای مراکز بهداشتی، آگاهی عمومی شهروندان، پراکندگی جمعیت، رعایت اصول بهداشتی و ماه های سال به ترتیب بیشترین امتیاز را در انتشار ویروس کرونا به خود اختصاص داده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان