ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۶٬۶۸۲ مورد.
۸۱.

شناسایی و سطح بندی عوامل جامعه شناختی موثر بر رفتارهای محیط زیستی (مطالعه موردی: شهر بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۴
در حال حاضر مسائل محیط زیستی، چالشی فراگیر و جهانی قلمداد می شود. رفتارهای محیط زیستی انسان به عنوان یکی از مهم ترین عوامل مؤثر بر محیطزیست، مدنظر بسیاری از اندیشمندان، پژوهشگران و محیط گرایان قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر شناسایی و سطح بندی عوامل جامعه شناختی موثر بر رفتارهای محیط زیستی در شهر بجنورد بوده است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شد. در گام نخست، عوامل مؤثر بر رفتارهای محیطزیستی با استفاده از مصاحبه ساختاریافته در بین 10 نفر از خبرگان دانشگاهی با ویژگی هایی مانند تجربه، میزان تحصیلات، رشته تحصیلی و سابقه پژوهش و تألیف در زمینه جامعه شناسی محیط زیست بوده اند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند و خروجی این مرحله 8 عامل بود. سپس در مرحله بعدی از روش ساختاری تفسیری با نرم افزار اکسل برای سطح بندی عوامل استفاده شد. نتایج نشان داد عوامل (سرمایه اقتصادی، ارزش های محیط زیستی، سبک زندگی، مصرفگرایی، سرمایهفرهنگی، دینداری و کلیشه های جنسیتی) در سطح اول و فایده گرایی در سطح دوم قرار گرفتند و عوامل سطح اول در خوشه پیوندی و فایدهگرایی در خوشه مستقل قرار گرفتند. بنابراین می توان گفت در این بین ، زیربنای رفتارهای محیط زیستی در درجه اول فایده گرایی بوده است.
۸۲.

بررسی تأثیر معماری و محیط بر ارتقاء تعاملات اجتماعی در مجتمع های فرهنگی شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۱
مجموعه های فرهنگی، در جهت حفظ، گسترش و صیانت دستاوردهای فرهنگی، اجتماعی یک جامعه و رفع نیازهای اساسی فرهنگی مردم و جامعه تأسیس می شوند. این مجموعه ها با عملکرد خود از طریق نمایش، شناخت و آموزش، نقش مؤثری در احیا، ترویج و پایداری فرهنگ و جامعه دارند. هدف از این پژوهش توصیفی تحلیلی و علی مقایسه ای، بررسی عوامل محیطی و معماری تأثیرگذار بر ارتقاء تعاملات اجتماعی در مجتمع های فرهنگی شهر ارومیه می باشد. مجموعه های مورد بررسی شامل چهار مجتمع فرهنگی در شهر ارومیه درنظر گرفته شد و با بهره گیری از نظریات اساتید و دانشجویان معماری که سابقه حضور در این مکان ها را دارند، عوامل محیطی و معماری مؤثر در این مجموعه ها مورد ارزیابی قرار گرفت. جامعه آماری شامل 200 نفر از اساتید و دانشجویان معماری که از طریق نمونه گیری هدفمند و دردسترس انتخاب شدند، در نظر گرفته شد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که فرم بیرونی بیشترین تأثیر و سپس فضای داخلی، اجتماع پذیری و کیفیت محیط به ترتیب بر تعاملات اجتماعی در این مجموعه ها تأثیرگذار بوده اند. این بدان معناست که طراحی در معماری از اهمیت بالایی برخوردار بوده و تأکید بر استفاده از هندسه و تناسبات، توجه به خوانایی و دعوت کنندگی در بنا، کیفیت مصالح و دقت در استفاده صحیح و کاربردی از عناصر الحاقی، توجه به ارتباطات فضایی در مجموعه، کیفیت مبلمان و تأکید بر راحتی و آسایش کاربران، ایجاد فضاهایی با قابلیت اجتماع پذیری بالا و توجه به تنوع فضایی در طراحی، ایجاد فضاهای مکث و پاتوق و در نظر گرفتن قابلیت فعالیت پذیری برای فضاها، توجه به امنیت، راحتی و آسایش کاربران در محیط بیرونی و توجه به مبلمان محوطه و محوطه سازی بر ارتقاء تعاملات اجتماعی در مجتمع های فرهنگی شهر ارومیه تأثیر گذار می باشند.
۸۳.

ارزیابی و تحلیل مؤلفه های مؤثر بر احساس امنیت اجتماعی کلان شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه : امنیت به صورت مستقیم و غیرمستقم، بر تمامی جوانب زندگی جوامع اثرگذار است. یکی از مهم ترین ابعاد امنیت، امنیت اجتماعی است که شامل امنیت مالی، جانی، شغلی و شغلی، اخلاقی و غیره می شود. بررسی و سنجش شاخص های امنیت اجتماعی مسئله اساسی پژوهش حاضر است. پژوهش حاضر دارای ماهیتی توسعه ای-کاربردی و روشی توصیفی- تحلیلی می باشد و با هدف ارزیابی مؤلفه های مؤثر بر امنیت اجتماعی کلان شهر اصفهان انجام شده است. داده و روش : داده های مورد نیاز با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و بررسی میدانی در سطح خانوار جمع آوری گردید. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران معادل 315 خانوار برآورد شد. با بهره گیری از روش های کمی و آماری از جمله رگرسیون چندگانه در محیط نرم افزار SPSS، معادلات ساختاری در محیط نرم افزار LISREL و تحلیل چند متغیره فازی در محیط GIS، به بررسی میزان امنیت اجتماعی و اولویت بندی مؤلفه های مؤثر در منطقه مدنظر پرداخته شده است. یافته ها : یافته ها نشان می دهد از لحاظ برخورداری از شاخص های امنیت اجتماعی، به ترتیب اولویت در کلان شهر اصفهان، شاخص های مالی، شغلی، جانی و فرهنگی با 511/0، 456/0، 287/0 و 266/0 درصد بیشترین نقش را در امنیت اجتماعی کلان شهر اصفهان دارند که نشان گر مهم بودن بعد امنیت مالی نسبت به بقیه ابعاد است. نتیجه گیری : کلان شهر اصفهان دارای امنیت اجتماعی متوسط رو بالا می باشد به طوری که بیشترین مساحت مربوط به طبقه زیاد و بسیار زیاد با مقدار 151 کیلومتر مربع می باشد.
۸۴.

تحلیلی بر آسیب های اثرگذار بر ناکارآمدی بافت تاریخی میدان مسجد بناب با رویکرد بازآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۸
مقدمه : بافت تاریخی میدان مسجد بناب در معرض تهدیدات و آسیب های مختلفی قرار دارد. این آسیب ها، نه تنها زیبایی بصری و ارزش تاریخی این بافت را تهدید می کنند بلکه هویت فرهنگی شهر بناب را نیز تحت تأثیر قرار می دهند. داده و روش : روش پژوهش بر مبنای ماهیت و گردآوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی و از نظر هدف، توسعه ای-کاربردی است. به منظور غربال سازی متغیرهای شناسایی شده، تکنیک دلفی فازی مورد استفاده قرار گرفته و با نظرسنجی خبرگان، دسته بندی 23 زیرعامل کلیدی در بین 6 عامل اصلی، تأیید شده است. سپس با استفاده از روش DANP که ترکیبی از روش «دیمتل» و «ای اِن پی» فازی است مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر 30 نفر از خبرگان شهری، کارشناسان شهرداری، بهسازی و نوسازی و اساتید آشنا به این موضوع از طریق پرسش نامه گردآوری شده است. یافته ها : نشان دهنده آن است که بیشترین وزن را بعد زیست محیطی با امتیاز (186925/0) دارد و بعد از آن بعد کالبدی با امتیاز (179506/0)، ارتباطی (دسترسی) با امتیاز (171332/0)، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با امتیاز (17017/0)، منظر شهری (بصری) با امتیاز (161357/0) و  مدیریتی با امتیاز (126786/0)، رتبه های دوم تا ششم را به خود اختصاص داده است. نتیجه گیری : نشان دهنده اهمیت و اولویت آسیب های شناسایی شده جهت بازآفرینی بافت و کاهش ناکارآمدی آن است که در این رابطه، مسؤلان شهری باید با توجه به این اولویت بندی، اقدام نمایند. 
۸۵.

شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر در اثربخشی جاذبه های گردشگری در توسعه شهر ایذه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۷
برای برنامه ریزی و اثربخشی جاذبه های گردشگری در توسعه نقاط شهری، شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر در این زمینه یک ضرورت است. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر در اثربخشی جاذبه گردشگری اشکفت سلمان در توسعه شهر ایذه است. این جاذبه به عنوان مهم ترین منبع برنامه ریزی و توسعه گردشگری در مجاورت شهر ایذه شناخته می شود. پژوهش از نوع کیفی- کمی است. جامعه آماری را نخبگان حوزه شهری و گردشگری تشکیل داده اند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه و پرسش نامه است. تعداد 16 نفر از طریق اشباع نظری و 86 نفر از طریق روش گلوله برفی به عنوان حجم نمونه مصاحبه شونده و پرسشگری تعیین شد. نتایج نشان داد جاذبه گردشگری اشکفت سلمان می تواند در توسعه شهر ایذه و بخش گردشگری اثربخش باشد. از جمله مقولات علی، زمینه ای، مداخله گر و راهبردی مؤثر در اثربخشی جاذبه گردشگری در توسعه شهری ایذه به ترتیب می توان به زیرساخت های ضعیف گردشگری شهر، مدیریت فیزیکی و تبلیغاتی گردشگری، جهت گیری سیاست های کلان شهری و طراحی برنامه و الگوی بومی از توسعه جاذبه اشکفت سلمان اشاره نمود. پیامد این عوامل، تحقق توسعه شهری و گردشگری در فرآیند اثربخشی جاذبه گردشگری اشکفت سلمان برای شهر ایذه است. بررسی نتایج کمی بیانگر آن است که مهم ترین عوامل تأثیرگذار به ترتیب ایجاد خدمات اقامتی و تفریحی از نوع هتل و بوم گردی با میانگین 802/4؛ کمبود سرمایه گذاری بخش خصوصی در توسعه گردشگری جاذبه با میانگین 767/4 و توسعه و معرفی سایر جاذبه های گردشگری شهر با میانگین 709/4 محسوب می شوند. در مجموع تحلیل نتایج نشان می دهد عوامل شناسایی شده در اثربخشی جاذبه اشکفت سلمان برای توسعه شهر ایذه مهم هستند.  
۸۶.

تحلیل اثرات اقتصادی فناوری خودروهای خودران بر شهر: مرور نظام مند ادبیات با تأکید بر مبحث اشتغال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۸
مقدمه پیشرفت های فناورانه در دهه های اخیر، به ویژه ظهور و توسعه خودروهای خودران (Autonomous Vehicles – Avs)، موجب دگرگونی بنیادین در ساختار سیستم های حمل ونقل شهری و فراتر از آن، در شیوه های زندگی و الگوهای اقتصادی جوامع شده است. این فناوری که در تقاطع مهندسی پیشرفته، هوش مصنوعی، برنامه ریزی شهری و سیاست گذاری عمومی قرار دارد، با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین، شبکه های حسگری و سیستم های تصمیم گیری هوشمند، قادر است شیوه جابه جایی در شهرها را به طور کامل بازتعریف کند. انتظار می رود خودروهای خودران در آینده ای نزدیک با بهبود ایمنی ترافیکی، کاهش تصادفات رانندگی، بهینه سازی مدیریت جریان سفر، کاهش زمان اتلاف شده در ترافیک و کاهش انتشار آلاینده ها، نقشی تعیین کننده در دستیابی به حمل ونقل پایدار ایفا کنند. با این حال، فراتر از این دستاوردهای فنی، پیامدهای اقتصادی این فناوری بسیار گسترده، چندبعدی و در بسیاری موارد، پیچیده و پیش بینی ناپذیر است؛ پیامدهایی که مستقیم بر بازار کار، ارزش زمان سفر، الگوهای سکونت شهری، مدل های مالکیت خودرو و سرمایه گذاری های کلان در زیرساخت ها اثر می گذارند. با وجود اینکه نقش مثبت فناوری های نوین در رشد اقتصادی انکارناپذیر است، برآورد دقیق میزان اثرگذاری AVs بر اقتصاد، به ویژه در مقیاس شهری، همچنان یک چالش علمی و سیاستی محسوب می شود. نفوذ روزافزون این فناوری و حرکت آن به سمت به صرفه و قابل اعتماد شدن، زمینه ساز تغییرات عمیق در صنایع متعدد از جمله خودروسازی، حمل ونقل عمومی، خدمات شهری، املاک و مستغلات، انرژی، گردشگری، تبلیغات و رسانه های دیجیتال خواهد بود. از سوی دیگر، مرور ادبیات موجود نشان می دهد علی رغم افزایش تحقیقات فنی پیرامون خودروهای خودران، همچنان خلأ پژوهشی قابل توجهی در حوزه تحلیل پیامدهای اقتصادی و اجتماعی AVs، به ویژه در بستر شهرهای هوشمند آینده وجود دارد. در پاسخ به این نیاز، پژوهش حاضر با اتخاذ رویکرد مرور نظام مند ادبیات و بهره گیری از نظریه داده بنیاد، به بررسی و تبیین اثرات اقتصادی Avs می پردازد. این رویکرد تحلیلی می تواند تصویری جامع و مبتنی بر شواهد علمی از چالش ها و فرصت های اقتصادی ناشی از نفوذ AVs ارائه دهد و مبنایی برای تدوین سیاست های شهری هوشمند فراهم آورد. مواد و روش ها این مطالعه با رویکرد کیفی و بر اساس مرور نظام مند ادبیات و نظریه داده بنیاد انجام شده است تا تصویری دقیق و مبتنی بر شواهد از پیامدهای اقتصادی خودروهای خودران در بستر شهری ارائه دهد. چارچوب پنج مرحله ای ولفسوینکل و همکاران (2013) برای اجرای فرایند پژوهش انتخاب شد که شامل تعیین دامنه مطالعه، جست وجوی جامع منابع، غربالگری مقالات، استخراج داده ها و توسعه چارچوب مفهومی است. برای جمع آوری اطلاعات، پایگاه های علمی معتبر بین المللی شامل ScienceDirect ، Google Scholar ، Web of Science و Scopus مورد استفاده قرار گرفت. جست وجو با بهره گیری از کلیدواژه های ترکیبی مرتبط با پیامدهای اقتصادی AVs انجام شد. در گام نخست، تعداد ۲۳۱ مقاله شناسایی شد که پس از حذف مقالات تکراری و غیرمرتبط، ۷۸ مقاله نهایی بر اساس معیارهای شمول و کیفیت علمی برای تحلیل انتخاب شد. تحلیل داده های استخراج شده با استفاده از نرم افزار  MaxQDA و بر مبنای سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. در مرحله نخست، ۴۱۲ کد اولیه از مقالات به دست آمد و سپس، در مرحله کدگذاری محوری، این کدها در قالب ۱۹ مفهوم میانی سازماندهی شدند. در نهایت، مفاهیم شناسایی شده به سه مقوله اصلی شامل اشتغال، بهره وری زمان سفر و ارزش زمان سفر کاهش یافتند. برای اطمینان از اعتبار و پایایی تحلیل ها، دو اقدام کلیدی انجام شد: نخست، بازبینی نتایج توسط یک همتای علمی مستقل و دوم، مقایسه کدگذاری ها توسط دو تحلیلگر مختلف برای کاهش سوگیری و افزایش دقت. این رویکرد موجب شد که چارچوبی مفهومی و مبتنی بر شواهد توسعه یابد که می تواند مبنای سیاست گذاری شهری و مطالعات آینده در حوزه اثرات اقتصادی خودروهای خودران قرار گیرد. یافته ها تحلیل مقالات نشان می دهد اثرات اقتصادی فناوری خودروهای خودران چندوجهی، پیچیده و در بسیاری از موارد متناقض است. یافته ها در سه مقوله اصلی زیر سازمان دهی شده اند: ۱. بهره وری زمان سفر ورود خودروهای خودران موجب تحول بنیادین در نحوه استفاده از زمان سفر می شود. حذف نیاز به رانندگی فعال باعث می شود که مسافران بتوانند زمان در مسیر بودن را به یک فرصت ارزشمند برای انجام فعالیت های شخصی و حرفه ای تبدیل کنند. این تغییر در ماهیت زمان سفر، تأثیر مستقیمی بر بهره وری فردی و جمعی دارد. • افزایش کارایی فردی: در خودروهای خودران، امکان برگزاری جلسات آنلاین، پاسخ به ایمیل ها، انجام تحلیل های شغلی و حتی انجام پروژه های تیمی فراهم می شود. این موضوع برای کارکنانی که زمان زیادی را در رفت وآمد سپری می کنند، به طور قابل توجهی بهره وری را افزایش می دهد. • استفاده بهینه برای استراحت و سرگرمی: مسافران می توانند از این زمان برای مطالعه، یادگیری آنلاین، تماشای فیلم، گوش دادن به پادکست یا حتی خواب کوتاه مدت استفاده کنند. این تغییر، سلامت روان و رضایت از سفر را بهبود می بخشد. • بهبود کیفیت ترافیک شهری: خودروهای خودران با استفاده از الگوریتم های هوشمند برای مدیریت سرعت و فاصله بین خودروها، می توانند جریان ترافیک را روان تر کنند و زمان تأخیر سفرها را کاهش دهند. • طراحی داخلی هوشمند: فضای داخل خودروها به سمت دفاتر کار متحرک، فضاهای استراحتی مجهز و امکانات سرگرمی چندرسانه ای حرکت می کند، که به افزایش رضایت و بهره وری مسافران کمک می کند. با این حال، برخی چالش ها و محدودیت ها همچنان پابرجاست: • ناسازگاری برخی مشاغل با شرایط محیطی داخل خودرو • بروز بیماری حرکت در بخشی از کاربران • نگرانی های مربوط به اعتمادپذیری و امنیت AVs که می تواند مانع استفاده کامل از ظرفیت این فناوری شود. در مجموع، ارتقای بهره وری زمان سفر نه تنها باعث افزایش کیفیت زندگی شهروندان می شود، بلکه در سطح کلان می تواند به افزایش بهره وری اقتصادی ملی و بهبود رقابت پذیری شهری کمک کند. ۲. ارزش زمان سفر  ورود خودروهای خودران موجب بازتعریف ارزش اقتصادی زمان سفر شده است. در سیستم های حمل ونقل سنتی، زمان صرف شده در سفر اغلب یک هزینه تلقی می شد؛ اما با امکان انجام فعالیت های ارزشمند طی سفر، این زمان می تواند به یک منبع اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود. • کاهش VTT در سفرهای شخصی: تحقیقات نشان می دهد استفاده از خودروهای خودران شخصی، به دلیل فراهم آوردن امکان استراحت، مطالعه و کار، موجب کاهش محسوس ارزش ذهنی زمان سفر می شود. • افزایش VTT در مدل های اشتراکی: در مقابل، در خودروهای خودران اشتراکی، به دلیل محدودیت های حریم خصوصی، ازدحام یا عدم دسترسی به امکانات سفارشی، کاهش VTT کمتر است و در برخی موارد حتی ممکن است ارزش زمان سفر افزایش یابد. • تفاوت مکانی: بررسی ها نشان می دهد کاهش ارزش زمان سفر در مناطق حومه ای به طور متوسط بیشتر از مراکز شهری است، زیرا مسافران این مناطق تمایل بیشتری به استفاده از زمان طولانی سفر برای کار و مطالعه دارند. • نقش طراحی داخلی و هدف سفر: فضای کاربرپسند و امکانات چندرسانه ای در خودروهای خودران می تواند ارزش اقتصادی زمان سفر را به شکل قابل توجهی تغییر دهد، به ویژه در سفرهای کاری که زمان به عنوان یک منبع اقتصادی کمیاب تلقی می شود. به طور کلی، بازتعریف ارزش زمان سفر می تواند پیامدهای گسترده ای برای تحلیل هزینه فایده پروژه های حمل ونقل، قیمت گذاری سفر و مدل های اقتصادی شهرهای آینده داشته باشد. ۳. اشتغال و تغییرات بازار کار از برجسته ترین پیامدهای اقتصادی AVs، تغییر ساختار بازار کار است که هم زمان شامل حذف مشاغل سنتی و ایجاد فرصت های شغلی نوظهور می شود. الف) تهدیدها: کاهش تقاضا برای رانندگان تاکسی، اتوبوس، کامیون و خدمات باربری کاهش اشتغال در حوزه های خدمات بین راهی، سوخت رسانی و تعمیرگاه های سنتی افت درآمد مشاغل مرتبط با جرایم رانندگی و تصادفات ب) فرصت ها: ایجاد شغل در حوزه های هوش مصنوعی، مهندسی نرم افزار، تحلیل داده های بزرگ و امنیت سایبری رشد صنایع جدید شامل سرویس های دیجیتال داخل خودرو، تبلیغات هوشمند و استریم محتوا افزایش تقاضا برای متخصصان طراحی، مدیریت و نگهداری سیستم های AVs پیش بینی ایجاد بیش از 100 هزار شغل صنعتی جدید طی یک دهه آینده ج) اثرات بخشی: رسانه و سرگرمی: افزایش مصرف محتوای دیجیتال در سفر و توسعه خدمات استریم تبلیغات هدفمند: ارائه تبلیغات تعاملی متناسب با پروفایل کاربران انرژی: کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی و رشد صنعت انرژی های پاک املاک و مستغلات: آزادسازی زمین های پارکینگ و تغییر الگوهای توسعه شهری گردشگری: افزایش دسترسی، کاهش زمان سفر و تغییر الگوهای جابه جایی گردشگران خودروسازی و خدمات پس از فروش: حرکت صنعت خودرو به سمت نرم افزار محوری، کاهش تصادفات و تغییر تقاضا برای خدمات تعمیرات سنتی این تغییرات در ساختار اشتغال، ضمن ایجاد فرصت های بزرگ اقتصادی، چالش های مهمی برای سیاست گذاران شهری و ملی ایجاد می کند و ضرورت بازآموزی و ارتقای مهارت های نیروی کار را دوچندان می سازد. نتیجه گیری خودروهای خودران پتانسیل بالایی برای بازآفرینی اقتصاد شهری دارند. آن ها می توانند با بهبود بهره وری زمان سفر، تغییر در ارزش زمان و بازآرایی بازار کار، فرصت ها و چالش های اقتصادی تازه ای ایجاد کنند. در کنار مزایایی مانند صرفه جویی اقتصادی ناشی از کاهش تصادفات و توسعه مدل های کسب وکار نو، تهدیدهایی مانند حذف مشاغل سنتی نیز وجود دارد. آماده سازی سیاست گذاران برای مواجهه با این پیامدها ضروری است و اقداماتی مانند: • سرمایه گذاری در بازآموزی نیروی کار • حمایت از صنایع نوظهور مرتبط با AVs • بازنگری چارچوب های هزینه فایده با توجه به تغییر VTT • توسعه زیرساخت ها و قوانین متناسب با AVs برای بهره برداری بهینه و کاهش آسیب های احتمالی ضرورت دارد. یافته های این پژوهش، پایه نظری و راهنمای عملی برای سیاست گذاری در مسیر ادغام AVs در آینده شهری محسوب می شود.
۸۷.

سنجش عدالت فضایی در نحوه ی پراکنش کاربری های شهری (مطالعه موردی: کاربری های ورزشی شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۸
از مهم ترین پیامدهای رشد شتابان شهرنشینی و توسعه فیزیکی شهرهای کشور در دهه های گذشته، توزیع نابرابر کاربری های خدمات شهری و میزان دسترسی شهروندان به آن ها بوده است. در این میان کاربری های ورزشی با توجه به آن که متضمن سلامت افراد جامعه بوده از اهمیت بسزایی برخوردار هست ازاین رو استقرار مناسب این نوع از کاربری ها و در دسترس بودن آن ها برای همه ی شهروندان به عنوان یک ضرورت اساسی شناخته می شود پژوهش که از نوع کاربردی است و با روش توصیفی تحلیلی صورت پذیرفته است. به بررسی توزیع فضایی کاربری های ورزشی شهر مشهد از منظر عدالت فضایی می پردازد که جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات از مدل های آمار فضایی استفاده شده است ازاین رو در گام اول الگوی توزیع فضایی مراکز ورزشی و ارزیابی نحوه پراکنش این کاربری در محیط نرم افزار Arc map با استفاده از تراکم، خوشه بندی، آماره G و خودهمبستگی فضایی (موران) بررسی شد. در گام بعد با فراخوانی نقشه مناطق در محیط نرم افزار Geoda، خودهمبستگی فضایی بین جمعیت و تعداد کاربری در ارتباط با میزان پراکنش و تراکم مراکز ورزشی در سطح مناطق با شاخص موران مورد تحلیل و ارزیابی قرارگرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که توزیع امکانات و خدمات ورزشی در مناطق شهر مشهد متوازن و هماهنگ نیست. به طوریکه مناطق 2 و 10 و 11 بیشترین و مناطق 8 و 12 کمترین تراکم ورزشی رادار می باشند. سرانه خدمات ورزشی در مناطق منطقی نمی باشد؛ و مناطق حاشیه ای با تراکم جمعیت بالا از خدمات ورزشی کمتری برخوردار می باشند و در تضاد با رویکرد عدالت فضایی می باشد.
۸۸.

بررسی تاب آوری شهری منطقه 5 کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۳
مقدمه : کلان شهرهای جهان سوم در جهت تاب آوری در برابر مخاطرات و بلایای طبیعی، به شدت آسیب پذیر بوده و تاب آوری پایینی دارند. کلان شهر تبریز نیز به دلیل رشد سریع شهرنشینی، افزایش میزان جمعیت و مهاجر پذیر بودن آن، افزایش تغییر و تبدیل کاربری اراضی و حاشیه نشینی، در برابر مخاطرات و بلایای شهری به شدت آسیب پذیر شده است. از این رو، پژوهش حاضر میزان تاب آوری شهری در منطقه 5 کلان شهر تبریز را بررسی می کند. داده و روش : پژوهش حاضر از نظر روش، توصیفی - تحلیلی و دارای ماهیت کاربردی است. داده های مورد نیاز با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و بررسی میدانی (پرسش نامه) گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش، شهروندان منطقه 5 کلان شهر تبریز بر اساس آمار سال 1395 به تعداد 126124 نفر است. حجم نمونه با استفاده از مدل معادلات ساختاری و روش نمایی گاما، 342 نفر برآورد گردید. ابزار تحلیل در این تحقیق SPSS, LISREL و  ArcGIS است. یافته ها : در تاب آوری منطقه 5 کلان شهر تبریز، شاخص پنهان اجتماعی با ضریب بتای 384/0 (83/33 درصد) در رتبه اول اهمیت و شاخص های پنهان کالبدی-زیرساختی، اقتصادی و نهادی-مدیریتی به ترتیب با ضرایب بتای 305/0 (87/26 درصد)، 267/0 (52/23 درصد) و 179/0 (77/15 درصد) در رتبه های دوم تا چهارم اهمیت قرار دارند. محلات بارنج و کوشن، بهاران، نصر، کوی استانداری، دانشگاه آزاد، مرزداران و کوی سپهر، دارای تاب آوری خیلی زیاد (5)، محلات شهرک صنعتی، فرشته و الهیه دارای تاب آوری زیاد (4)، محلات ولی امر، رشدیه و باغمیشه جدید، دارای تاب آوری متوسط (3) و محلات شهرک، کرکج، نمایشگاه و شهرک مصلی، دارای تاب آوری کم (2) و خیلی کم (1) می باشند. نتیجه گیری : تاب آوری منطقه 5 تبریز تحت تأثیر ابعاد اجتماعی، کالبدی-زیرساختی، اقتصادی و نهادی-مدیریتی قرار دارد. تقویت شاخص اجتماعی و بهبود زیرساخت های کالبدی-زیرساختی در محله های آسیب پذیر همچون: کرکج و شهرک ضروری است. تقویت مشارکت اجتماعی، مقاوم سازی زیرساخت ها و بهبود هماهنگی های مدیریتی برای بهبود تاب آوری پیشنهاد می شود.
۸۹.

تحلیلی بر شاخص های حمل و نقل هوشمند در راستای پایداری حمل و نقل، مطالعه موردی: بخش مرکزی شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۵
بخش مرکزی شهر قزوین به لحاظ حمل و نقل درون شهری دارای چالش های اساسی از جمله ترافیک سنگین و تصادفات و آلودگی های آب و هوایی، استفاده اندک شهروندان از حمل و نقل عمومی و غیره است. در این راستا، استفاده از فناوری های هوشمند و توسعه سیستم های حمل و نقل هوشمند به عنوان یکی از راهکارهای موثر برای بهبود وضعیت حمل و نقل شهری مطرح می شود. بنابراین در پژوهش حاضر سعی شده است به اولویت بندی شاخص های حمل و نقل هوشمند در راستای توسعه حمل و نقل پایدار در بخش مرکزی این شهر پرداخته شود. روش پژوهش بر مبنای ماهیت و گردآوری داده ها توصیفی از نوع پیمایشی و از نظر هدف، توسعه ای-کاربردی است. به منظور غربال سازی متغیرهای شناسایی شده، تکنیک دلفی فازی مورد استفاده قرار گرفته و با نظرسنجی خبرگان، دسته بندی 22زیرشاخص کلیدی در بین 4 شاخص اصلی تأیید شده است. سپس با استفاده از روش DANP که ترکیبی از روش «دیمتل» و «ای اِن پی» فازی است مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر 30 نفر از اساتید، کارشناسان امور شهری و کارشناسان حوزه ترافیک و حمل و نقل ، و خبرگان آشنا به این موضوع از طریق پرسشنامه گردآوری شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که از بین شاخص های حمل و نقل هوشمند شاخص های خدمات خودرو صرفه جویی در مصرف انرژی بیشترین و سرویس اشتراک خودرو کمترین امتیاز را به خود اختصاص داده اند و همچنین از بین زیر شاخص ها، وسایل نقلیه با انرژی های تجدید پذیر بالاترین و خدمات پرداخت برای حمل و نقل عمومی پایین ترین امتیاز را به خود اختصاص داده اند. در نهایت نتایچ پژوهش نشان دهنده اهمیت و اولویت شاخص های شناسایی شده جهت حمل و نقل هوشمند بخش مرکزی شهر قزوین و پایداری حمل و نقل آن است که در این رابطه مدیران شهری و حوزه حمل و نقل و ترافیک با توجه به این اولویت بندی می توانند در راستای برنامه ریزی حمل و نقل بخش مرکزی شهر قزوین اقدام نمایند. در نهایت در جهت هوشمندسازی حمل و نقل در راستای پایداری بخش مرکزی شهر قزوین پیشنهادهایی ارائه شده است.
۹۰.

تحلیل و بررسی عوامل کلیدی مؤثر بر مدیریت کلان شهرها با رویکرد آینده پژوهی (نمونه موردی: شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۳
نگاه به آینده و ترسیم چشم انداز توسعه شهری، همواره از جمله مسائل برنامه ریزان و مدیران شهری بوده است. امروزه با پیشرفت علم و فناوری و سرعت وقوع تغییرات، نیاز به طرح و برنامه راهبردی در سطوح مختلف احساس می شود. از این رو جوامع شهری به تفکری استراتژیک و آینده نگر در سیستم برنامه ریزی و مدیریت به منظور توسعه و تحول شهرها نیازمند هستند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل و پیشران های کلیدی مؤثر در مدیریت کلان شهر کرمانشاه و تحلیل روابط بین این عوامل با رویکرد آینده نگاری و مشخص کردن سناریوهای محتمل و مطلوب است. بدین منظور، ابتدا با طراحی پرسشنامه، 34 عامل و متغیر موثر بر مدیریت کلان شهر کرمانشاه در ابعاد پنج گانه: برنامه ریزی و مدیریتی؛ کالبدی و فضایی؛ سازوکارهای تأمین مالی؛ زیست محیطی؛ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی استخراج گردید. در مرحله بعد با استفاده از تکنیک تأثیرات متقابل (روش تحلیل ساختاری) متغیرها در محیط نرم افزار MIC MACامتیازدهی و تحلیل شدند. در این مرحله با توجه به امتیاز تأثیرگذاری و تأثیرپذیری، مهمترین عوامل پیشران و کلیدی موثر بر مدیریت شهر کرمانشاه انتخاب گردیدند. نتایج رتبه بندی متغیرها و پیشران های مؤثر نشان داد که متغیرهای: مسئولیت پذیری مدیران و مسئولان شهری؛ مشارکت دادن مردم در برنامه ریزی، تصمیم سازی و تصمیم گیری؛ توزیع عادلانه امکانات شهری؛ بهره گیری از فناوری های نوین؛ طرح های ساماندهی، بهسازی و نوسازی بافت فرسوده و همچنین استفاده از نیروی انسانی متخصص، به عنوان مهمترین متغیرها انتخاب و بیشترین امتیاز را کسب کرده اند. نتایج سناریونویسی ویزارد نشان داده است که تعداد 2 سناریوی قوی، 12 سناریوی باورکردنی و 41 سناریوی ضعیف برای مدیریت کلان شهر کرمانشاه وجود دارد.
۹۱.

تدوین سند راهنمای طراحی بهینه فرم معماری به منظور بهبود آسایش حرارتی مجتمع های مسکونی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۶
توجه به محدودیت های اقلیمی محیط و تلاش برای سازگاری سکونت گاه خود با محیط پیرامون، همواره از اصول اولیه تأمین زیستگاه بوده است. اهمیت مقوله ی ارتباط معماری و محیط طبیعی بر کسی پوشیده نیست. این تحقیق باهدف تدوین سند راهنمای طراحی بهینه فرم معماری به منظور بهبود آسایش حرارتی مجتمع های مسکونی انجام شد. روش تحقیق به صورت توصیفی و تحلیلی و ماهیت پیمایشی با استفاده از نرم افزار spss و Lisrel8.80 انجام شده و حجم نمونه آن متخصصین معماری به تعداد 30 نمونه می باشد. این پژوهش با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی تأییدی درصدد تعیین این مسئله است که آیا تعداد عامل ها و بارهای متغیرها که روی این عامل ها اندازه گیری شده است، با آنچه در تئوری مشخص شده هماهنگ است یا خیر. با توجه به نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی ، ضرایب استانداردشده در سطح قابل قبول و نسبتاً بزرگی هستند. از طریق مدل ساختاری sem نیز این نتیجه برآورد شد که ارتباط و همبستگی بین مؤلفه فرم معماری با آسایش حرارتی ساختمان برقرار است. در پایان مدل مفهومی تحقیق با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری ترسیم شد.
۹۲.

بررسی آینده نگرانه شاخص های توانمندسازی جوامع شهری با تاکید بر توان های طبیعی در راستای توسعه گردشگری پایدار شهر چمستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۷
شهر چمستان ظرفیت بالایی برای گردشگری پایدار دارد. برای جلوگیری از پیامدهای نامطلوب گردشگری، ارائه راهکارهای آینده نگرانه با تکیه بر توانمندسازی جامعه محلی و استفاده صحیح از منابع طبیعی ضروری است. این پژوهش در سال 1403 با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد ترکیبی، شاخص های توانمندسازی جوامع شهری با تاکید بر توان های طبیعی در راستای توسعه گردشگری پایدار چمستان را با رویکردی آینده نگرانه بررسی کرده است. جامعه آماری، ساکنین شهر چمستان که به نوعی در فعالیت های مرتبط با گردشگری یا بهره برداری از منابع طبیعی مشارکت دارند بود. نمونه ای با تعداد 400 نفر از ساکنین شهر چمستان به صورت تصادفی انتخاب و به عنوان نماینده جامعه محلی بررسی شد. برای جمع آوری داده ها، از رویکرد توصیفی تحلیلی و ابزار پرسشنامه استفاده شد. پرسشنامه شامل 12 شاخص اصلی و زیرشاخص های مربوطه بود که پس از تأیید 42 نفر از خبرگان حوزه گردشگری و مدیریت شهری، به مرحله اجرا درآمد. به منظور تحلیل داده ها، از تکنیک دیمتل فازی برای بررسی روابط متقابل میان شاخص ها و ارزیابی تأثیرات آن ها استفاده شد. یافته ها نشان داد که شاخص «دسترسی به منابع طبیعی» با میانگین امتیاز 7/4 و «اشتغال زایی» با میانگین امتیاز 6/4 به ترتیب به عنوان اولویت های نخست و دوم شناخته شدند. همچنین، تحلیل ورودی و خروجی به کمک دیمتل فازی حاکی از آن بود که شاخص «فرهنگ و هویت بومی» با نسبت ورودی به خروجی 06/1 در صدر اولویت ها قرار دارد. این تحقیق نشان دهنده اهمیت توجه به توان های طبیعی و مشارکت مردم در فرآیند توسعه گردشگری به منظور بهبود کیفیت زندگی محلی و دستیابی به توسعه پایدار است.
۹۳.

تحولات معاصر نظام شهری ایران :تحلیلی شبکه مبنا از پویایی های روابط بین شهری در بستر جریان های هوایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۸
مقدمه شهرهای معاصر بیش از هر زمان دیگر به طور فزاینده ای در شبکه های پیچیده ای از روابط چندسطحی اقتصادی، اجتماعی و فناورانه به هم پیوند خورده اند. در این چشم انداز، موقعیت شهرها دیگر امری ایستا نیست، بلکه برآمده از هم تکاملی مداوم لایه های متکثر شبکه ها و الگوهای اتصال بین شهری است. این فرایندهای چندبعدی، نظام های شهری معاصر را به سامانه ای پویا و پیچیده تبدیل کرده که ساختار آن به طور مداوم بازآرایی می شود و الگوهای جدیدی از تمرکز/عدم تمرکز و نقش آفرینی شهرها پدیدار می سازد. از منظر شبکه ای، دو مفهوم مرکزیت و قدرت شبکه ای برای تبیین جایگاه شهری به کار می روند. مرکزیت، جایگاه یک گره بر اساس تعداد، شدت و موقعیت پیوندها است و تصویری از میزان اتصال پذیری و موقعیت نسبی شهرها ارائه می دهد، در حالی که قدرت به توانایی یک شهر در هدایت و کنترل جریان ها وابسته است. این نوع قدرت، ماهیتی افقی و توزیع شده دارد و هر شهر بسته به جایگاه خود، سهمی از آن داراست. با تقسیم بندی کانون های شبکه شهری بر اساس تمایز جایگاه قدرت و مرکزیت، هم شهرهای پراتصال ولی فاقد نفوذ راهبردی و هم شهرهای با مرکزیت پایین و دارای نقش کنترلی یا دروازه ای، قابل شناسایی هستند. این پویایی های نظام های شهری به شدت تحت تأثیر وابستگی تاریخی پیوندها، قیود نهادی و زمینه ای اندازه مبنا و شبکه مبنا هستند. پژوهش حاضر در تلاش است مبتنی بر رویکرد تعاملی جریان مسافران هوایی در بازه زمانی 1355 تا 1395 و با اتکا به شاخص های مرکزیت و قدرت بازگشتی در سطح خرد، و تحلیل ساختار کلی شبکه بر اساس ویژگی الگوهای مقیاس آزاد و جهان کوچک در سطح کلان، و با استفاده از مدل ERGM، این پویایی های نوین شبکه شهری ایران را تحلیل و تبیین کند. نوآوری پژوهش، تحلیل توأمان روندهای بلندمدت و بررسی  اثرات وابستگی های نهادی و زمینه ای است. شناسایی کانون های مرکزی و قدرتمند در شبکه شهری معاصر ایران و بازنمایی الگوهای فضایی حاکم بر تحولات آن ها، در پیوند با عوامل درونی، بیرونی و وابستگی های تاریخی شبکه، محورهای پرسش های این پژوهش است. مواد و روش ها این پژوهش در سه سطح طراحی و اجرا شد: (۱) شناسایی کانون ها، با سنجه های استاندارد مرکزیت/قدرت؛ (۲) بازنمایی تحول ساختاری شبکه با شاخص های شبکه های پیچیده؛ و (۳) برآورد جهت و شدت اثر عوامل جمعیتی، نهادی و زمینه ای. روش به کار رفته، توصیفی تحلیلی است. برای بازنمایی شبکه جریان هوایی، از داده های آماری پروازهای داخلی استفاده شد و تلاش شد با تمرکز بر روندهای پایدار، اعتبار تحلیلی حفظ شود و نتایج در چارچوب ظرفیت واقعی داده ها تفسیر شود. برای سنجش جایگاه عملکردی شهرها، از دو شاخص مرکزیت بازگشتی (RC) و قدرت بازگشتی (RP) استفاده شد. با رویکرد چهاربخشی، شهرها در چهار دسته عملکردی شامل کانون های کنترلی، مراکز پیونددهنده، شهرهای دروازه ای و پیرامونی طبقه بندی شدند. برای تحلیل ساختار شبکه، از تحلیل ویژگی های دو الگوی جهان کوچک و مقیاس آزاد با کمک نرم افزار Gephi استفاده شد. برای تحلیل علل مؤثر بر شکل گیری پیوندهای شبکه از مدل نمایی تصادفی شبکه ای (ERGM) استفاده شد. این مدل با در نظر گرفتن هم زمان عوامل ساختاری درونی (چگالی و تمرکز روابط)، متغیرهای بیرونی (جمعیت و جایگاه نهادی شهرها)، و وابستگی های تاریخی، امکان شناسایی الگوهای پنهان در ایجاد یا عدم ایجاد روابط شبکه ای را فراهم می سازد. تخمین پارامترهای مدل با استفاده از نرم افزار MPNet انجام گرفت. این چارچوب، امکان تحلیل دقیق تر و چندلایه از نقش آفرینی شهرها در شبکه شهری را فراهم کرد. یافته ها یافته های پژوهش نشان می دهد آرایش کانونی شبکه جریان هوایی کشور، از ساختار سلسله مراتبی هسته پیرامون به شدت تهران محور، به الگویی تک هسته ای در بعد قدرت و چندمرکزی نسبی در بعد مرکزیت گذار کرده است: طی این دوره، تهران یگانه هسته ملی پایدار باقی مانده، در حالی که مشهد و تا حدی شیراز، اصفهان، کیش و اهواز به هاب های پراتصال ارتقا یافته اند، بی آنکه جهش متناظری در نفوذ/ قدرت کنترلی به دست آورند. در مقابل، و با بقای بخش بزرگی از شهرها در نقش پیرامونی، بازتولید الگوی هاب و اسپوک تهران محور تقویت شده؛ الگویی که مانع شکل گیری تعادل در نقش آفرینی شهری شده و ویژگی های یک شبکه تلفیقی جهان کوچک/مقیاس آزاد را در سطح کل شبکه جریان هوایی پدیدار ساخته است. برآوردهای حاصل از اجرای مدل ERGM نشان می دهد شبکه پروازهای داخلی ایران طی این دوره، عوامل ساختاری مانند گرایش به تمرکز در اطراف هاب های ترافیکی، عوامل نهادی سیاسی مانند جایگاه پایتخت و مراکز استانی، و وابستگی تاریخی شبکه به مسیرهای گذشته، همگی نقش پایدار و معناداری در شکل گیری پیوندهای پروازی داشته اند. همچنین، عامل جمعیت نیز به عنوان نیروی محرک کلیدی در جذب مسیرها، اهمیت فزاینده ای یافته است. در مجموع، تکامل شبکه نتیجه تعامل هم زمان نیروهای ساختاری، نهادی، زمینه ای و جمعیتی است. نتیجه گیری در پاسخ به تحولات نظری و نیازهای عملی در مطالعات روابط بین شهری، این پژوهش با تکیه بر چارچوبی شبکه مبنا طراحی شد تا تمایز مفهومی میان «اتصال پذیری» و «قدرت کنترلی» شهرها را برجسته سازد. با تحلیل هم زمان جایگاه شهرها و ساختار کلی شبکه پروازهای داخلی، تصویری چندبعدی از پویایی ها و بازآرایی های فضایی در نظام شهری ایران در بستر جریان های هوایی ارائه کرد. نتایج حاصل از تحلیل سنجش نقش و جایگاه شهری، الگوی روشنی از پویایی های کانون های اصلی شبکه جریان هوایی کشور را پدیدار کرد: طی پنج دهه گذشته، مرکزیت شبکه از تمرکز مطلق فاصله گرفته و در چند هاب توزیع شده است، در حالی که این پراکنش مرکزیت به انتقال قدرت کنترلی منجر نشده است. به این ترتیب، استمرار تک هسته ای بودن قدرت در کنار چندمرکزی بودن نسبی مرکزیت شبکه جریان هوایی نه یک ناسازگاری، بلکه پیامد مستقیم دو فرایند متمایز بازتولید مرکزیت و بازتولید قدرت در شبکه است. بر این اساس، گذار از ساختار متمرکز شبکه جریان هوایی ایران، مستلزم بازاندیشی در سیاست گذاری فضایی و ارتقای کارکردی هاب های ثانویه و میانجی است. دستیابی به شبکه ای متوازن تر و تاب آورتر، در گرو تقویت پیوندهای افقی میان خوشه های منطقه ای، کاهش وابستگی به هاب مرکزی و توسعه شهرهای دروازه ای با نقش کنترلی است. این امر نیازمند طراحی مداخلاتی است که به طور هم زمان سه عامل کلیدی را مد نظر قرار دهند: مزیت های نهادی (همچون مرکزیت سیاسی و استانی)، الگوهای جمعیتی و تقاضای سفر، و اینرسی تاریخی شبکه. تنها با لحاظ این متغیرهای پایدار و زمینه ای، می توان به تخصیص هوشمند ظرفیت های پروازی، تنوع بخشی مسیرها و تقویت پیوندهای کم بدیل دست یافت. تحقق چنین ساختاری، مستلزم تلفیق برنامه ریزی نهادی با سازوکارهای انگیزشی مبتنی بر داده و آینده نگرانه، در چارچوبی سازگار با حافظه تاریخی شبکه است؛ روندی که می تواند پراکنش مرکزیت را به بازتوزیع واقعی قدرت و بهبود کارایی و پایداری فضایی نظام شهری ایران پیوند دهد.
۹۴.

طراحی و بهینه سازی سقف سالن ورزشی با استفاده از الگوریتم تکاملی-تعاملی: تلفیق معیارهای سازه ای و زیبایی شناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۹
این پژوهش با هدف ادغام هندسه زیبایی شناسانه با الزامات عملکردی سازه در طراحی سقف های خرپایی با دهانه بلند، الگوریتمی بهینه سازی تعاملی-تکاملی را پیشنهاد می دهد. این الگوریتم با بهره گیری از فرمول های تناسباتی الهام گرفته از الگوهای طبیعی و اسلامی، به تولید فرم های بهینه می پردازد. در این فرایند بهینه سازی چندهدفه، ترکیبی از مولدهای تصادفی و بازخورد انسانی برای پاسخگویی هم زمان به معیارهای سازه ای و زیبایی شناسانه به کار گرفته می شود. الگوریتم پیشنهادی در طراحی یک سالن بسکتبال مورد آزمون قرار گرفت و نتایج نشان داد که نسبت های بالاتر مانند ۲.۲۳۶ بهترین عملکرد را در اهداف چندهدفه ارائه می دهند، اما نسبت ۰.۷۵ به دلیل تعادل بصری و عملکردی، فرم نهایی را تشکیل داده و در مقایسه با فرم اولیه معمار، بهبود چشمگیری، از جمله کاهش وزن تا ۴۰ درصد و رشد بیش از ۱۰۰۰ درصدی در تحقق تناسبات را نشان داد. این رویکرد در مجموع خلاقیت طراحی را تقویت کرده و زمان را کاهش داده و چارچوبی منظم برای توسعه ی روش های طراحی مبتنی بر الگوریتم های تعاملی در معماری ارائه می دهد.
۹۵.

تعیین عوامل موثر بر مدیریت مشارکتی در توسعه زیر ساخت های حمل و نقل درون شهری (مطالعه موردی منطقه 5 تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۰
حمل ونقل یکی از ارکان اصلی حیات شهری و پیش نیاز توسعه پایدار به شمار می رود که از طریق جابه جایی بار و مسافر، نقش اساسی در پیوند میان عوامل مختلف رشد و شکوفایی ایفا می کند. اهمیت مدیریت مشارکتی نهادهای ذی ربط در توسعه زیرساخت های حمل ونقل و کمبود پژوهش های جامع در این زمینه، ضرورت انجام مطالعه ای علمی را دوچندان ساخته است. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر مدیریت مشارکتی در توسعه زیرساخت های حمل ونقل درون شهری، به طور خاص در منطقه ۵ تهران انجام گرفت. این تحقیق از نوع کاربردی و روش آن توصیفی تحلیلی است. داده ها از جامعه آماری شامل ۲۰۳ نفر از کارکنان حوزه حمل ونقل و خدمات شهرداری منطقه در سال ۱۴۰۲ گردآوری شد که بر اساس فرمول کوکران، ۱۰۷ نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده و برای تجزیه وتحلیل از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی شامل همبستگی، تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون فریدمن و رگرسیون چندمتغیره با استفاده از نرم افزار SPSS بهره گرفته شد. یافته های تحلیل عاملی نشان داد پنج عامل نگرش به مشارکت، عوامل مدیریتی، بسترسازی فرهنگی، عوامل اجرایی و ساختار سازمانی در توسعه زیرساخت های حمل ونقل نقش دارند. نتایج رگرسیون نیز آشکار ساخت که چهار عامل نگرش به مشارکت، مدیریتی، اجرایی و بسترسازی فرهنگی تأثیر مثبت و معناداری داشته، اما ساختار سازمانی تأثیر چندانی نداشته است. همچنین، پایایی ابزار با آلفای کرونباخ 81/0 برای متغیر وابسته و 84/0 برای متغیرهای مستقل تأیید گردید. این نتایج اهمیت توجه به مشارکت ذی نفعان، تقویت بسترهای فرهنگی و بهبود مدیریت اجرایی را در توسعه پایدار حمل ونقل شهری برجسته می سازد.
۹۶.

آینده نگاری چارچوب مفهومی بازآفرینی بافت های فرسوده بر مبنای خوانش ادراکی شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۸
محله های مرکز شهر قدیمی از غنای فرهنگی بالای برخوردارند ولی در زمان حال با مشکلی به نام بافت فرسوده روبرو می باشند. بازآفرینی شهری تجدید حیات شهری، نوسازی شهری و رنسانس شهری نیز نامیده می شود که در زمینه سیاست های عمومی، این نام ها اشاره به مسائلی از قبیل رکود اقتصادی، انحطاط زیست محیطی، بی توجهی به جوامع، رشد بیکاری و برخی از مشکلات اجتماعی، مفهوم جامعی است که به معنای بهبود وضعیت نواحی محروم در جنبه های اقتصادی، کالبدی، اجتماعی و فرهنگی می باشد. رویکرد آینده نگاری فرصت ها و تهدیدهای آینده را شناسایی نموده و بهره گیری از فرصت های آینده را به ما نشان می دهد. توجه به زیست پذیر بودن بافت های فرسوده در مواجهه با مشکلات شهری و استفاده از رویکرد آینده نگاری برای پیش بینی و مدیریت مشکلات بافت های فرسوده کمتر مورد تحلیل قرار گرفته است. هدف از این پژوهش آینده نگاری چارچوب مفهومی بازآفرینی بافت های فرسوده بر مبنای خوانش ادراکی شهروندان می باشد. در این راستا از روش تحقیق توصیفی و تحلیل محتوا و بررسی اسناد و نظریه پردازان در این حوزه استفاده شده است. نتایج نشان داده که رویکرد بازآفرینی شهری در بافت مرکزی شهرها یکی از اولویت های برنامه ریزی شهری در سال های اخیر بوده است. بنابراین باید تلاش نمود در اقدامات بازآفرینی در حیطه ابعاد مختلف توسعه ای هم کالبدی و هم غیرکالبدی، توجه به تظاهر حضور افراد در محیط و تقویت حیات اجتماعی آنان و درک انها از محیط، تقویت حیات اجتماعی شهر قدیم و توجه به جریان زندگی در بافت، توجه به مشارکت عمومی در تمامی پروژه ها صورت پذیرد. همچنین در حوزه اقتصادی نیز باید تلاش نمود که در بازآفرینی شهری، ایجاد بسترهای لازم برای ایفای نقشی عمده در اقتصاد شهری و نیز خارج کردن محله از رکود اقتصادی مدنظر قرار گیرد. به طور قطع می توان توجه به راهکارهای کالبدی و غیرکالبدی را نیز در بازآفرینی موفق شهری ضروری دانست.
۹۷.

تاثیر پیاده سازی سیستم های مدیریت اطلاعات پروژه در عملکرد پروژه بر اساس هوش مصنوعی (مطالعه موردی: پروژه های راه و ترابری در ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۰
امروزه، پیاده سازی هوش مصنوعی در زمینه های مختلف در حال گسترش است تا به ما در بهبود و مفیدتر کردن مشاغل مان کمک کند. هدف این مقاله بررسی عوامل موثر پیاده سازی سیستم های مدیریت اطلاعات پروژه در عملکرد پروژه بر اساس هوش مصنوعی است.این پژوهش از نظر هدف کاربردی است. از حیث ماهیت و روش نیز یک تحقیق توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش مدیران و پیمانکاران پروژه های راه و ترابری که از سیستم های مدیریت اطلاعات پروژه استفاده کردند، می باشد. حجم نمونه برابر با 180 نفر (نمونه دردسترس) محاسبه شده است. با بهره مندی از روش مدل سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی، مدل نظری پژوهش و فرضیه های پیشنهادی را آزمون نمودیم. تخمین و پیش بینی هزینه (به کمک هوش مصنوعی) بر مدیریت ریسک، تخصیص منابع و عملکرد پروژه و همچنین مدیریت ریسک (به کمک هوش مصنوعی)، تخصیص منابع (به کمک هوش مصنوعی) و KBES (به کمک هوش مصنوعی) بر عملکرد پروژه های راه و ترابری که از IMS بهره برده اند، تاثیر مثبت و معناداری دارد. یافته ها اشاره می کنند پیامدهای قابل توجهی برای تصمیم گیرندگان و متخصصان درگیر در مدیریت هزینه در پروژه های راه و ترابری دارد. با شناسایی عوامل موثر عملکرد پروژه با پیاده سازی سیستم مدیریت اطلاعات پروژه، آن هم بر مبنای هوش مصنوعی، سازمان ها می توانند رقابت پذیری، کارایی و پایداری خود را افزایش دهند.
۹۸.

تدوین سناریوهای جذب گردشگر برای شهرهای آینده با اولویت گذاری مؤلفه های معماری بیوفیلیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۸
امروزه زندگی انسان ها به دور از طبیعت است که این خود باعث ایجاد اثرات منفی بر افکار و رفتار و به طور کلی زندگی انسان می شود زیرا که انسان ها ذاتا طبیعت دوست هستند. معماری بیوفیلیک را می توان یکی از رویکردهای نوین معماری، جهت ارتباط انسان با طبیعت دانست که اثرات مثبتی بر روی کیفیت زندگی انسان دارد. هدف کلی پژوهش استخراج مولفه های تاثیرگذار معماری بیوفیلیک در مجموعه گردشگری به عنوان الگویی برای ارتقاء مجموعه و جذب گردشگر و پس از آن بررسی این شاخص ها از نظر ارتباط با محیط و ارتقای کیفیت محیط براساس اولویت بندی است. در واقع پژوهش به دنبال پاسخ این سوال است که کدام مولفه های معماری بیوفیلیک در مجموعه های گردشگری در جهت ارتقای کیفیت آن ها اولویت بیشتری دارند؟ نوع تحقیق کاربردی، روش تحقیق از نوع تحلیلی - توصیفی و بصورت کمی-کیفی انجام شده است. روش گردآوری اطلاعات در ابتدا کتابخانه ای - اسنادی و پرسشنامه جمع آوری شده است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات به این صورت است که شاخص های بیوفیلیک دسته بندی شده و با استفاده از روش AHP(روش تحلیل سلسله مراتبی) اولویت بندی شده اند. براساس یافته های به دست آمده، در بین 13 شاخص بررسی شده، شاخص های (نور در فضا)، (روابط تکاملی انسان و طبیعت)، (شکل ها و فرم های طبیعی) بالاترین اولویت و شاخص های (تنوع زیستی)، (چشم انداز)، (حضور در آب) کمترین اولویت را داشتند. نتایج بیانگر اثرات مثبت شاخص های بیوفیلیک در ارتقای فضاهای گردشگری و تقویت آسایش و جذب گردشگران می باشد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که به طور کلی تاثیر شاخص های بیوفیلیک در طراحی مکان های گردشگری در حد بالاتر از متوسط است که می تواند بر روی جذب گردشگر اثر مثبت بگذارد.
۹۹.

پیش بینی روند بارش در کلانشهر تهران با استفاده از مدل های CMIP6(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۳
این مقاله با هدف پیش نگری روند بارش با توجه به تغییر اقلیم در شهر تهران نوشته شد. در این مقاله وضعیت بارش تهران در ایستگاه های سینوپتیک چیتگر، دوشان تپه، ژئوفیزیک، شمیران و مهرآباد طی دوره (1992 تا 2018) بررسی و برای شناسایی وجود جهش و آشکارسازی سالهای رخداد جهش از آزمون ناپارامتریک من کندال و سن استفاده شد. همچنین داده های پنج ایستگاه سینوپتیکی تهران با استفاده از هفت مدل اقلیمی گزارش ششم تغییر اقلیم (CMIP6) و طی دوره زمانی 2030 تا 2100 تحت دو سناریوی انتشار SSP2_4.5 و SSP5_8.5 تحلیل شد. نتایج نشان می دهد که سناریوی SSP5_8.5 تغییرات شدیدتری در بارش نسبت به سناریوی SSP2_4.5 پیش بینی می کند. همچنین بررسی روند بارش تحت سناریوهای SSP2_4.5 و SSP5_8.5 در ایستگاه های مختلف شهر تهران نشان دهنده تفاوت های معناداری است. هرچند هر دو سناریو افزایش هایی در میزان بارش را نشان می دهند، اما روند افزایشی در SSP5_8.5 به ویژه در فصل های بهار و پاییز شدیدتر و معنادارتر است. این نتایج بر لزوم اتخاذ سیاست های اقلیمی مناسب تر و برنامه ریزی برای سازگاری با تغییرات اقلیمی تأکید دارد. همچنین، پیش بینی تغییرات شدیدتر در بارش تحت سناریوی SSP5_8.5 بر اهمیت کاهش انتشار گازهای گلخانه ای و مدیریت منابع آب در برابر اثرات تغییرات اقلیمی افزوده است. این یافته ها بیانگر لزوم سیاست گذاری های اقلیمی دقیق تر و توسعه راهکارهای سازگاری در چارچوب شهر پایدار برای تهران است.
۱۰۰.

شناسایی و اولویت بندی ویژگی های اجرایی مسکن هیبریدی (قیاس تطبیقی نمونه های مطالعاتی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۱
مقدمه در دهه های اخیر، دگرگونی های سریع شهری موجب ناکارآمدی الگوهای سنتی طراحی و کاهش کارایی بسیاری از ساختمان های معاصر شده است. در واکنش به این چالش، مسکن هیبریدی به عنوان رویکردی نوین با ادغام کاربری های متنوع در ساختارهای انعطاف پذیر و چندمنظوره، پاسخی پایدار به نیازهای پیچیده شهری ارائه می دهد و ضمن ارتقای غنای فضایی، تعاملات اجتماعی را در بافت های فشرده تقویت می کند. با این حال، فقدان تعریف روشن و عملیاتی ویژگی های کلیدی آن، به ویژه در حوزه مسکن، مانع ارزیابی نظری و اجرایی این الگو شده است. از این رو، هدف پژوهش حاضر تدوین چارچوبی کاربردی برای شناسایی و ارزیابی ویژگی های عملیاتی مسکن هیبریدی و سپس، اولویت بندی آن ها از طریق مطالعه نمونه های موردی است. پرسش اصلی به این صورت مطرح می شود: کدام ویژگی های عملیاتی و اجرایی نقش کلیدی و متمایزکننده در تحقق مسکن هیبریدی دارند؟ مواد و روش ها روش پژوهش حاضر ترکیبی بوده است و در گام نخست، از طریق روش توصیفی تحلیلی، ویژگی های مسکن هیبریدی از طریق مرور ادبیات شناسایی شد و در گام دوم با استفاده از روش پیمایشی، پرسشنامه ای محقق ساخته بر اساس این ویژگی ها و مبتنی بر طیف پنج گانه لیکرت طراحی شد. سپس، هفت نمونه مطالعاتی انتخاب شدند و از طریق پرسشنامه یادشده، مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها از جامعه آماری متشکل از 50 نفر از کارشناسان و اعضای هیئت علمی معماری و شهرسازی، جمع آوری شد و با استفاده از نرم افزار اس .پی .اس .اس، تحلیل شد. برای اولویت بندی ویژگی ها در نمونه های مطالعاتی از آزمون فریدمن بهره گرفته شد. یافته ها یافته ها نشان دادند به ترتیب، ویژگی های «مقیاس متنوع»، «اجتماعی تعاملی» و «گوناگونی عملکردها» بیشترین نقش را در میان نمونه های مطالعاتی ایفا کرده اند. در مقابل، شاخص «ارتباطات عمودی» کمترین تأثیر را داشته است. همچنین، «بلوک یک، کانال کورت شینونومه» با بیشترین تطابق، به عنوان نمونه ای موفق ارزیابی شد. نتیجه گیری تحلیل نمونه ها سه ویژگی محوری را آشکار می سازد: نخست، مقیاس متنوع که فراتر از ابعاد فیزیکی بوده و شامل ادراک انسانی، روابط عملکردی و سلسله مراتب فضایی از فضاهای خرد تا عرصه های شهری است و در قالب تراکم عملکردها ساختاری مشابه «شهر در یک ساختمان» ایجاد می کند. دوم، فضای اجتماعی تعاملی که با حذف مرزهای سخت، توزیع فضاهای جمعی و طراحی مسیرهای پویا، پویایی حیات اجتماعی را تقویت می کند. سوم، گوناگونی عملکردها که با ادغام زمانی مکانی فعالیت ها و بهره گیری از پلان های باز، کف های مدولار، دیوارهای متحرک و زیرساخت های شهری، انعطاف پذیری معماری را ارتقا می دهد. در میان نمونه های بررسی شده، پروژه «بلوک یک، کانال کورت شینونومه» بیشترین انطباق با ویژگی های هیبریدی و پروژه «سالید 18» کمترین میزان تحقق را نشان می دهد. عوامل کلیدی موفقیت شامل طراحی فضاهای جمعی در طبقات فوقانی، مدیریت جریان حرکت و تعادل میان عرصه های عمومی و خصوصی است که به ارتقای کیفیت زیست محیطی، انسجام فضایی عملکردی و پاسخ گویی به نیازهای سکونت معاصر منجر می شود. با این حال، دستیابی به مسکن هیبریدی با چالش هایی همچون هزینه های بالای فناوری، نبود چارچوب های شفاف و ادغام نامناسب عرصه های عمومی و خصوصی همراه است. پایداری این رویکرد نیازمند طراحی انعطاف پذیر، آینده نگر و توجه هم زمان به ابعاد طراحی، اجتماعی، اجرایی و سیاست گذاری است. در بستر ایران، تحقق این الگو مستلزم بازنگری در ضوابط شهرسازی، تقویت انعطاف پذیری عرصه ها و بازتعریف نظام مالکیت مبتنی بر مشارکت ساکنان است، در حالی که فرصت هایی نظیر بازآفرینی فضاهای متروکه در بافت های متراکم می تواند به ارتقای کیفیت زندگی و پویایی شهری بینجامد. بر این اساس، معماری مسکن هیبریدی با تلفیق سنجیده کاربری ها و بهره گیری از ظرفیت های بومی، رویکردی مؤثر برای شکل گیری فضاهای شهری پایدار و زیست پذیر به شمار می آید و بومی سازی راهبردهای آن متناسب با شرایط ایران به عنوان محور پژوهش های آتی مطرح می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان