ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۶٬۶۸۲ مورد.
۱۸۱.

سبزسازی سازمانی: نقش رهبری تحول آفرین و مدیریت منابع انسانی سبز در دستیابی به پایداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۶
با توجه به بحران کم آبی و ضرورت مدیریت پایدار منابع در مناطق خشک، این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مدیریت منابع انسانی سبز و رهبری تحول آفرین سبز بر عملکرد پایدار با میانجیگری رفتار سبز کارکنان در شرکت آب و فاضلاب شهر یزد انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-هم بستگی است. داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد با طیف لیکرت ۵ گزینه ای جمع آوری شد. نمونه آماری شامل ۱۴۴ نفر از کارکنان شرکت آب و فاضلاب شهر یزد بود که به صورت تصادفی انتخاب شدند. تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار PLS و آزمون سوبل برای بررسی اثرات میانجی انجام گرفت. مدیریت منابع انسانی سبز تأثیر مستقیم و معناداری بر عملکرد پایدار نداشت، اما از طریق رفتار سبز کارکنان به صورت غیرمستقیم بر آن اثر گذاشت. رهبری تحول آفرین سبز تأثیر مثبت و مستقیمی بر عملکرد پایدار و رفتار سبز کارکنان داشت. رفتار سبز کارکنان به عنوان متغیر میانجی، رابطه بین مدیریت منابع انسانی سبز و عملکرد پایدار، و همچنین رابطه بین رهبری تحول آفرین سبز و عملکرد پایدار را تقویت کرد. یافته ها نشان داد که اگرچه مدیریت منابع انسانی سبز به تنهایی برای بهبود عملکرد پایدار کافی نیست، اما تقویت رهبری تحول آفرین سبز و ترویج رفتارهای سبز کارکنان می تواند به عنوان اهرمی کلیدی در دستیابی به اهداف پایداری سازمان های مرتبط با مدیریت منابع آب عمل کند. این نتایج برای سیاست گذاران حوزه آب و فاضلاب در مناطق خشک نظیر یزد، جهت باز طراحی استراتژی های منابع انسانی و رهبری سبز، حائز اهمیت است.
۱۸۲.

بازآفرینی بافت فرسوده محله ماسور خرم آباد با تأکید بر برنامه ریزی محله محور و پیاده محوری در ارتقای کیفیت زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۸
هدف پژوهش حاضر بررسی فرآیند بازآفرینی بافت فرسوده محله ماسور شهر خرم آباد با تأکید بر برنامه ریزی محله محور و رویکرد پیاده محوری در جهت ارتقای کیفیت زندگی شهروندان است. جامعه آماری شامل کلیه ساکنان محله ماسور با جمعیتی حدود 22,833 نفر در سال 1404 و مساحت 222 هکتار می باشد. روش نمونه گیری به صورت ترکیبی شامل تصادفی ساده، تصادفی خوشه ای و غیرتصادفی هدفمند انجام شد و در مجموع 37 پرسشنامه باز برای جمع آوری داده ها تکمیل گردید. این پژوهش از نوع کاربردی–توسعه ای بوده و داده ها به روش ترکیبی (کیفی–کمی) جمع آوری و تحلیل شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه، مدل SWOT، تکنیک دلفی و تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار SPSS و مشاوره با خبرگان بود. نوآوری اصلی تحقیق، بهره گیری هم زمان از رویکرد محله محوری و پیاده محوری در فرآیند بازآفرینی بافت فرسوده است که در ادبیات پژوهش کمتر به صورت تلفیقی بررسی شده است. نتایج نشان داد راهبردهای بازآفرینی در چهار دسته راهبردهای تهاجمی (SO)، بازنگری (WO)، تنوع (ST) و تدافعی (WT) قابل تدوین اند و اجرای آن ها می تواند به بهبود شاخص های کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و مدیریتی محله کمک نماید. یافته ها حاکی از آن است که بازآفرینی محله ماسور با تأکید بر پیاده محوری علاوه بر رفع مشکلات کالبدی و زیربنایی، منجر به ارتقای کیفیت زندگی و افزایش رضایتمندی ساکنان خواهد شد.
۱۸۳.

طراحی میان افزای بافت ارزشمند تاریخی شهر با به کارگیری «ارزیابی بصری دقیق» (مورد پژوهی: محور اصلی پامنار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۸
مقدمه مباحث پیرامون طراحی شهری و رابطه آن با بافت های تاریخی از دهه ۱۹۶۰ میلادی به یکی از دغدغه های اصلی برنامه ریزان و معماران تبدیل شده است. امروزه، رویکردهای یکپارچه گرا و توسعه پایدار، گفتمان غالب در این حوزه است که در بطن آن، «توسعه میان افزا» به عنوان راهکاری برای احیای بافت های کهن و جلوگیری از تخریب آن ها مطرح می شود. با این حال، ادغام معماری جدید در بافت های تاریخی یک چالش بزرگ است و به توجه دقیق به ویژگی های معماری و زیبایی شناسی برای حفظ سازگاری با میراث شهری نیاز دارد. یکی از مشکلات اساسی در شهرهای معاصر، به ویژه در بافت های تاریخی، آشفتگی بصری ناشی از طراحی های ناهماهنگ است؛ جایی که هر مالک، نمای ساختمان خود را بدون توجه به بناهای مجاور و فقط بر اساس منافع شخصی طراحی می کند. این امر به ایجاد منظر شهری گسسته و مغشوش منجر می شود و ضرورت تدوین ضوابط مشخص برای نماسازی را دوچندان می کند. محله پامنار، به عنوان یکی از محلات قدیمی و ارزشمند تهران قدیم در محدوده عودلاجان، نمونه بارزی از این چالش هاست. این محله با داشتن پیشینه غنی، نیازمند توجه ویژه به نمای بصری محورهای عمومی خود است. در پاسخ به این نیاز، پژوهش حاضر از تکنیک «ارزیابی بصری دقیق» (Accurate Visual Representation - AVR) به عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی منظر فرهنگی و هدایت توسعه پایدار در بافت های تاریخی بهره می برد. بر این اساس، سؤال اصلی پژوهش این است: چگونه می توان با بهره گیری از تکنیک AVR و شناسایی شاخص های کلیدی کیفیت بصری، به راهبردها و ضوابطی کارآمد برای طراحی بناهای میان افزا در بافت تاریخی پامنار دست یافت که ضمن هماهنگی با منظر تاریخی، به ارتقای هویت و سرزندگی این محله کمک کند؟ اهداف این مطالعه شامل شناسایی شاخص های مهم کیفیت بصری، تعیین جایگاه ابزارهای پایش بصری در فرایند طراحی و در نهایت، تدوین و ارائه ضوابط طراحی برای بناهای میان افزا در این محله است. در حالی که پژوهش های پیشین عمدتاً از روش های توصیفی تحلیلی استفاده کرده اند ، این مطالعه با به کارگیری روش آمیخته و تمرکز بر دیدگاه ساکنان ، به دنبال ارائه راهکارهای عملی و افزودن به غنای دانش موجود در این حوزه است. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نظر ماهیت، توصیفی و از منظر هدف، کاربردی است که با روش تجزیه وتحلیل آمیخته به بررسی هویت بصری در طراحی بناهای میان افزای محله پامنار تهران پرداخته است. جمع آوری داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای، مشاهدات میدانی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و ابزار اصلی پژوهش، یعنی پرسشنامه، انجام شد. پرسشنامه بر اساس مقیاس پنج گزینه ای لیکرت طراحی شد و روایی آن توسط سه نفر از خبرگان حوزه شهرسازی و معماری تأیید شد. جامعه آماری پژوهش را شهروندان محله پامنار تشکیل می دهند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و با سطح اطمینان ۹۵ درصد و خطای ۵ درصد، ۶۸ نفر برآورد شد. برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری گلوله برفی استفاده شد. چارچوب نظری پژوهش بر اساس شش مؤلفه کیفیت محیط شهری کرمونا (۲۰۲۱) شامل مؤلفه های کالبدی، ادراکی، اجتماعی، بصری، عملکردی و زمانی بنا شده است. تحلیل داده ها در دو بخش ذهنی (از طریق پرسشنامه) و عینی (با استفاده از مدل AVR) صورت گرفت. تکنیک AVR به عنوان یک ابزار پیشرفته، تصاویر واقعی (عکس) را با مدل های سه بعدی از طرح های پیشنهادی ترکیب می کند تا یک نمایش بصری دقیق و واقع گرایانه از آینده منظر شهری ارائه دهد. این ارزیابی در چهار سطح استاندارد انجام شد: سطح صفر (تعیین مکان و اندازه)، سطح 1 (افزودن میزان دید)، سطح 2 (افزودن فرم معماری) و سطح 3 (افزودن مصالح). برای تضمین دقت، هر ارزیابی AVR همراه با یک «بیانیه روش» ارائه شد که جزئیات فنی و تصمیمات اتخاذ شده را شرح می دهد. در نهایت، به منظور تدوین ضوابط نهایی، یک پنل خبرگان متشکل از ۱۴ نفر تشکیل شد و با استفاده از روش اشباع نظری، راهبردها و ضوابط طراحی استخراج و اعتبارسنجی شد. یافته ها تحلیل داده های جمعیت شناختی نشان داد جامعه نمونه عمدتاً جوان (91/17 درصد بین ۲۰ تا ۴۰ سال) ، تحصیل کرده (82/35 درصد دارای مدرک کارشناسی) و متشکل از دیدگاه های متنوعی از جمله عابران، شاغلان و ساکنان است. نتایج تحلیل توصیفی پرسشنامه ها (جدول ۲) چالش ها و ظرفیت های مهمی را در بافت پامنار آشکار ساخت. مهم ترین یافته، «هماهنگی پایین بین ساختمان های جدید و قدیم» بود که 30/88 درصد از پاسخ دهندگان آن را «خیلی کم» ارزیابی کردند و این موضوع چالش اصلی در طراحی میان افزا را نشان می دهد. رضایت از عناصر بصری کلیدی مانند «خط آسمان» (32/35 درصد متوسط) و «طرح های رنگی فضاهای عمومی» (42/65 درصد متوسط) نیز در سطح متوسطی قرار داشت. در مقابل، یافته ها نشان دهنده یک قوت بزرگ بود: «تأثیر نشانه های تاریخی و معماری منحصربه فرد بر هویت بافت» که 32/35 درصد آن را «خیلی زیاد» دانستند. همچنین، ترجیح بالایی برای استفاده از مصالح سنتی مانند «آجر» (38/24 درصد زیاد) و «مصالح ترکیبی» (39/71 درصد زیاد) مشاهده شد که پتانسیل بالایی برای طراحی های زمینه محور فراهم می کند. وجود «فضاهای جلب کننده توجه و توقف» نیز (32/35 درصد خیلی زیاد) نشان دهنده ظرفیت بالای محله برای تعاملات اجتماعی است. در بخش تحلیل عینی، تکنیک AVR در سه مطالعه موردی در محور پامنار به کار گرفته شد. نتایج کاربرد این فن، اثربخشی آن را در ارائه راه حل های طراحی تأیید کرد: AVR0 و AVR1: مکان های بهینه برای ساخت وساز شناسایی شد که کمترین تأثیر منفی را بر منظر تاریخی داشته و با ریتم بصری خیابان هماهنگ بودند. AVR2: فرم های معماری متناسب با تناسبات سنتی محله طراحی شد که ضمن نوآوری، هماهنگی زمینه ای را تقویت می کردند. AVR3: با پیشنهاد مصالحی مانند آجر و سنگ که با ترجیحات ساکنان نیز همخوانی داشت ، طرح هایی ارائه شد که بالاترین سطح انسجام بصری را داشتند. تحلیل مقایسه ای نشان داد طرح های سطح 3 (AVR3) به میزان ۸۵ درصد با معیارهای زمینه تاریخی (شامل مقیاس، مصالح و ریتم نما) همخوانی داشتند. این یافته، ظرفیت AVR را برای رفع شکاف میان سنت و نوآوری و ایجاد یک زبان بصری مشترک به اثبات رساند. نتیجه گیری این پژوهش با موفقیت یک چارچوب عملیاتی برای طراحی بناهای میان افزا در بافت تاریخی پامنار با استفاده از فن AVR تدوین کرد. یافته ها نشان داد اگرچه در حال حاضر هماهنگی پایینی بین بناهای جدید و قدیم وجود دارد ، اما شناخت قوی هویت تاریخی و ترجیح مصالح سنتی توسط جامعه محلی، یک بستر ارزشمند برای توسعه های آتی فراهم می کند. در پاسخ مستقیم به سؤال پژوهش، تکنیک AVR ابزاری مؤثر و نظام مند برای تدوین راهبردها و ضوابط طراحی میان افزا است. این تکنیک با فراهم سازی امکان تجسم دقیق و اصلاح طرح ها، هماهنگی با منظر تاریخی پامنار را تضمین می کند. به طور مشخص، AVR از طریق تعیین موقعیت بهینه (سطح صفر)، اطمینان از سازگاری با ریتم بصری (سطح ۱)، تعریف فرم های متناسب (سطح ۲) و انتخاب مصالح همخوان (سطح ۳)، به طور مستقیم به رفع چالش هماهنگی پایین کمک می کند. این ابزار همچنین با ارائه پیش نمایش های واقع گرایانه، به بهبود عناصری مانند خط آسمان و طرح های رنگی که رضایت متوسطی از آن ها وجود داشت، یاری می رساند. این مطالعه در مقایسه با پژوهش های پیشین، ضمن تأیید ظرفیت باز استفاده تطبیقی در بافت های تاریخی (مشابه الجیلانی، (۲۰۲۰) و بوچانی و همکاران (2021)) ، با بهره گیری از AVR به عنوان یک ابزار دقیق، رویکردی نوآورانه تر و کاربردی تر از چارچوب های کلی پیشین ارائه می دهد. قوت اصلی پژوهش، معرفی AVR به عنوان ابزاری است که با کاهش وابستگی به تفسیر ذهنی و افزایش دقت ، نه تنها انسجام بصری را تقویت می کند، بلکه فرایند اجماع سازی میان ذی نفعان را نیز تسهیل می کند. در نهایت، بر اساس اجماع پنل خبرگان، مجموعه ای جامع از راهکارها و ضوابط طراحی در شش مؤلفه اجتماعی، کالبدی، ادراکی، بصری، عملکردی و زمانی ارائه شد (جدول ۳) که می تواند به عنوان یک منبع کاربردی برای توسعه پایدار محله های تاریخی مورد استفاده قرار گیرد. برای پژوهش های آتی، بررسی تأثیرات بلندمدت طرح های اجرا شده با AVR و توسعه مدل های مشارکتی با استفاده از این فن پیشنهاد می شود.
۱۸۴.

بررسی میزان تاب آوری شهر الشتر با استفاده از روش HSWOT(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۰
تاب آوری شهری در برابر بحران های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی اهمیت بالایی دارد زیرا به شهرها کمک می کند تا در مواجهه با شوک ها و تنش ها، دوام آورده و سریع تر به حالت عادی بازگردند. این تاب آوری باعث تقویت توانایی زیرساخت ها، اقتصاد و جوامع شهری در مواجهه با چالش ها می شود. همچنین، با ارتقای انعطاف پذیری و سازگاری شهرها، فرصت هایی برای توسعه پایدار و کاهش آسیب های بلندمدت فراهم می شود. در مطالعه حاضر با هدف کاربردی- توسعه و با روش شناسی توصیفی- تحلیل سعی شده است به ارائه راهکارهایی جهت تاب آوری شهر الشتر با استفاده از روش HSWOT پرداخته شود. برای گرداوری داده های توصیفی از روش اسنادی- کتابخانه ای و برای گرداوری داده های تحلیل به روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه بهره برده شد. جامعه نمونه پژوهش۱۵ نفر از کارشناسان اجرایی و ۱۵ نفر از اساتید دانشگاهی می باشند که با شیوه نمونه گیری تصادفی ساده مورد پرسش و پاسخ قرار گرفتند. برای تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار icmacM و orpholM استفاده گردید. نتایج بدست آمده نشان داد که شهر الشتر به دلیل زیرساخت های ضعیف، کمبود سرمایه گذاری، و شرایط نامناسب اقتصادی، با سطح پایینی از تاب آوری در برابر بحران های طبیعی و انسانی مواجه است. از سوی دیگر، اثرات خارجی مانند تحریم های بین المللی و مخاطرات طبیعی نیز به عنوان عوامل با قدرت بالا اما تناسب استراتژیک پایین بر تاب آوری شهر تأثیر گذاشته اند. از مهم ترین یافته های این پژوهش، نقش مهم زیرساخت های حمل و نقل، خدمات بهداشتی، دسترسی به منابع مالی و کیفیت آموزش در تاب آوری شهر است. این متغیرها به عنوان عناصر کلیدی در پایداری و افزایش تاب آوری اقتصادی و اجتماعی شهر شناخته شده اند.
۱۸۵.

ارزیابی و تحلیل وضعیت ایمنی و امنیت در حمل و نقل عمومی شهر شیراز با تأکید بر امنیت زنان (مطالعه موردی: کاربران مترو در ایستگاه نمازی شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۵
مسائل ایمنی و امنیت در حمل و نقل شهری برای چندین دهه مورد توجه برنامه ریزان حمل و نقل بوده است. اعتقاد بر این است که ادراکات ایمنی شخصی تأثیر قابل توجهی بر مسافران حمل و نقل عمومی دارد. از این رو هدف اصلی این پژوهش بررسی سطح ایمنی و امنیت ایستگاه متروی نمازی شیراز از دیدگاه کاربران آن است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت و روش، توصیفی از نوع پیمایشی است. اطلاعات ﻣﻮرد ﻧیﺎز ﺑﺮ اﺳﺎس روش های اﺳﻨﺎدی و ﻣیﺪاﻧی(ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ) ﺗﻬیﻪ ﺷﺪه است. جامعه آماری تحقیق، کاربران ایستگاه مترو نمازی شهرشیراز در سال 1402 است. محاسبه حجم نمونه طبق فرمول کوکران معادل 384 نفر برآورد گردید و برای توزیع پرسشنامه از شیوه تصادفی ساده استفاده شده است. داده های ﮔﺮدآوری ﺷﺪه با روش های آﻣﺎر ﺗﻮﺻیﻔی و اﺳﺘﻨﺒﺎﻃی ﻣﻮرد تجزیه و تحلیل ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪاﻧﺪ. نتایج نشان داد سطح امنیت در ایستگاه متروی نمازی شیراز از نظر کاربران آن باضریب 68/3 بالاتر از حدمتوسط است. سطح امنیت زنان با ضریب 63/3 بالاتر از حدمتوسط قرار دارد اگرچه نسبت به سطح امنیت مردان با ضریب 73/3 در سطح کم تری قرار دارد، اما این تفاوت از لحاظ آماری معنادار نبود. از بین شاخص های امنیت، آزار و اذیت کلامی یا توهین باضریب 36/3 بدترین وضعیت را از نظر کاربران زن در ایستگاه متروی نمازی شهر شیراز دارد. همچنین نتایج دیگر پژوهش نشان داد ویژگی های روانشناختی کاربران، ویژگی های محیطی ایستگاه و ویژگی های فردی کاربران به ترتیب با ضرایب 56/0، 41/0 و 40/0 بیشترین تأثیر را بر ادراک امنیت کاربران از ایستگاه متروی نمازی شیراز داشتند.
۱۸۶.

بررسی اثرات توام تغییر اقلیم و عوامل انسانی بر تولید آب با بهره گیری از مدلسازی خدمات اکوسیستمی در حوضه آبریز فرامرزی رودخانه هیرمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۷
محدودیت منابع آب همواره بر برنامه ریزی های محیط زیستی تاثیرگذار بوده است. این مسئله به ویژه در مورد منابع آب فرامرزی، که برنامه ریزی و مدیریت آنها مربوط به دو یا چند کشور همسایه بوده و هر گونه تغییر و کنترل منابع آبی، بر شرایط محیط زیستی و رفاه و معیشت انسانی در کشور پائین دست تاثیر گذار است، بسیار حائز اهمیت می باشد. در پژوهش حاضر، مدل سازی تولید آب به عنوان یکی از خدمات حیاتی اکوسیستمی در حوضه آبریز فرامرزی هیرمند صورت گرفته است. بدین منظور ابتدا، اطلاعات مربوط به رودخانه هیرمند با استفاده از مرور منابع و پژوهش های صورت گرفته گردآوری و سپس مرز محدوده حوضه مطالعاتی مشخص گردید. اطلاعات مورد استفاده برای مدلسازی، تغییرات فاکتورهای اقلیمی سه دوره زمانی با فاصله 10 ساله شامل سال های 2002، 2012 و 2022 شامل دمای کمینه و بیشینه، بارندگی، تبخیر و تعرق بالقوه، ساعت آفتابی (تابش) و فاکتور های مرتبط با خاک و زمین شامل عمق محدود کننده ریشه و آب قابل دسترس گیاه در خاک و نقشه های کاربری اراضی و پوشش زمین می باشند. جهت برآورد میزان تولید آب در حوضه آبریز مورد بررسی، از مدل مربوط به تولید آب نرم افزارInVEST 3.3.2 بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از تفسیر تصاویر ماهواره ای مربوط به کاربری اراضی در سه بازه زمانی مختلف بیانگر وسعت کاهش پهنه های آبی است. علاوه بر آن تحلیل های مرتبط با تولید آب، نشان می دهند که حجم کل آب تولید شده در حوضه، در سال 2002، 5.14 میلیون مترمکعب بوده، این مقدار در سال های 2012 و 2022 به ترتیب به 4.23 میلیون مترمکعب و 3.87 میلیون مترمکعب رسیده است. این روند کاهشی تولید آب در حوضه آبریز هیرمند که به میزان تقریبی 2۵ درصد بوده است، تاثیرات منفی بر شرایط اقتصادی-اجتماعی مردم منطقه و همچنین شرایط محیط زیستی، به ویژه تالاب هامون، به جای می گذارد. از جمله پیشنهادات این تحقیق، لزوم تلاش جهت تامین حقابه رودخانه هیرمند و تالاب هامون از طریق همکاری و رایزنی با کشور افغانستان می باشد.
۱۸۷.

ارزیابی و مدل سازی تأثیر ابزارهای فناورانه در ارتقاء گردشگری دسترس پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۲
زمینه و هدف : هدف این تحقیق، تبیین نقش ابزارهای فناورانه در ارتقاء دسترسی افراد دارای ناتوانی به خدمات گردشگری در ایران و تحلیل روابط علّی عوامل مؤثر در این زمینه است. در این راستا، از مدل یکپارچه DEMATEL-ISM و روش EDAS، برای تحلیل عوامل شناسایی شده استفاده شد. روش شناسی : این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت، توصیفی-تحلیلی است. پس از شناسایی عوامل با بررسی جامع ادبیات تحقیق، از روش نمونه گیری هدفمند و ابزار پرسش نامه برای دریافت نظرات 21 نفر از خبرگان حوزه های گردشگری و فناوری اطلاعات کشور استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد، سه عامل «طراحی و توسعه وب سایت ها»، «تعامل افراد و مدیریت ارتباط با مشتری در وب سایت ها» و «طراحی اپلیکیشن های تلفن همراه» تأثیرگذارترین عوامل ارتقاء گردشگری دسترس پذیر با تأکید بر ابزارهای فناورانه هستند. براساس مدل ساختاری، «رعایت مقررات و استانداردهای دسترسی ملی و بین المللی» عاملی بنیادین در گردشگری دسترس پذیر است. نتایج تحقیق همچنین نشان می دهد که «طراحی وب سایت های کاربرپسند» بالاترین اولویت را در میان عوامل مختلف دارد. نتیجه گیری و پیشنهادات : تحقیق حاضر می تواند به مدیران و تصمیم گیرندگان کشور کمک کند تا با بهبود دسترسی و تجربه گردشگری افراد دارای ناتوانی، از امکانات فناوری های اطلاعات و ارتباطات بهره برداری بهتری داشته باشند. نوآوری و اصالت : با توجه به عدم ارائه مدل ساختاریافته برای تحلیل عوامل مؤثر بر گردشگری دسترس پذیر با تأکید بر ابزارهای فناورانه در مطالعات پیشین به ویژه در ایران، این تحقیق مدلی نوین ارائه داده و به اولویت بندی و تحلیل روابط علّی میان این عوامل پرداخته است.
۱۸۸.

مدیریت بصری منظر رودخانه های شهری (نمونه موردی منظر رودخانه ای محدوده مرکزی شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۴۲
مکان یابی نامناسب سایت های بلندمرتبه می تواند لطمات جبران ناپذیری به مناظر شهری وارد کند. این موضوع به خصوص در شهر هایی با مناظر آبی که دارای با کیفیت ترین مناظر شهری هستند، اهمیت دوچندان دارد. منظر رودخانه ای بخش مرکزی اهواز، اخیرا مورد تعرضِ توسعه غیر اصولی قرار گرفته است؛ و به نظر می رسد با ادامه این روند، در آینده نه چندان دور ناهماهنگی ارتفاعی ساختمان ها چهره آشفته ای برای شهر به وجود آورد. بنابر این، هدف از پژوهش حاضر توسعه یک روش شناسی مؤثر برای هدایت منظر رودخانه ای در بخش مرکزی اهواز است. روش پژوهش ترکیبی از روش های کمی وکیفی است؛ که ابتدا انواع دیدها شناسایی، کد گذاری و تحلیل شده اند. سپس وضعیت مطلوب ارتفاعی با توسعه تکنیک ایزوویست سه بعدی (3D-isovist) و نمایش بصری دقیق (AVR) شبیه سازی شدند. نتایج نشان می دهد که علیرغم ناهماهنگی های ایجادشده فرصت توسعه موزون بصری رود کارون هنوز فراهم است. برای حفظ محصوریت فضایی جداره کارون آستانه ارتفاعی به صورت پلکانی پیشنهاد شده است. محاسبات صورت گرفته نشان می دهد که توسعه بلندمرتبه در فاصله کمی از جداره کارون امکان پذیر است. به عنوان مثال، ساختمان مسکونی 20 طبقه مجاور خیابان ساحلی اگر 4 بلوک عقب تر و در مجاورت خیابان آزادگان مکان یابی می شد آسیب بصری کمتری به منظر رودخانه وارد می شد. تفاوت این پژوهش با سایر پژوهش ها در حوزه منظر آن است که تلاش می کند تا چارچوب قائده مند و دقیق محاسباتی را برای تحلیل منظر پیشنهاد دهد؛ که قابلیت اجرا در سایر نمونه ها را دارد. نتایج فرآیند پیشنهادی در این پژوهش می تواند تحولی در نگرش به موضوع منظردر طرح های توسعه شهری ایجاد کند و تکمیل کننده آن باشد.
۱۸۹.

تأثیر مؤلفه های چهارگانه دل بستگی به مکان بر رضایت مکانی دانشجویان از دانشگاه (نمونه موردی: دانشکده فنی دانشگاه آیت الله بروجردی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۲۸
باوجود اهمیت دل بستگی به مکان برای دانشجویان دانشگاه، به دلیل تأثیرات آن بر کارایی تحصیلی، سلامت عاطفی و روابط بین فردی، تاکنون پژوهشی درباره تأثیر مؤلفه های چهارگانه دل بستگی مکانی (متغیر مستقل) بر رضایت از مکان (متغیر وابسته) در محیط دانشگاه انجام نشده است. این مقاله با در نظر گرفتن یک ساختار چهاربعدی برای دل بستگی به مکان شامل: هویت مکانی، وابستگی مکانی، علائق مکانی و پیوند اجتماعی با مکان، به بررسی متغیرهای دل بستگی و رضایت از مکان پرداخت و درنهایت به این سؤال پاسخ داد که آیا دل بستگی به مکان، رضایت از مکان را پیش بینی می کند. روش پژوهش پیمایش کمی بوده است و نمونه مورد بررسی 98 نفر از دانشجویان کارشناسی دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه آیت الله بروجردی هستند که بین آن ها پرسش نامه استاندارد توزیع شده است. به منظور تحلیل داده ها؛ از رگرسیون خطی چندگانه برای پاسخ به سؤال های پژوهش و آزمون تی مستقل و آزمون تحلیل واریانس جهت بررسی ارتباط متغیرهای تحقیق با ویژگی های جمعیت شناختی بهره برده شد. نتایج حاکی از پیش بینی پذیری رضایت از مکان توسط دل بستگی به مکان در بستر موردنظر است و از بین متغیرهای مورد بررسی، به ترتیب علائق مکانی، هویت مکانی و وابستگی مکانی بیشترین اثر مثبت را در پیش بینی رضایت دارند و پیوند اجتماعی با مکان و رضایت از مکان، فاقد ارتباط معنادار هستند. نتایج این مطالعه می تواند به درک بهتر عوامل مؤثر بر رضایت دانشجویان از محیط دانشگاهی کمک کند.
۱۹۰.

ارزیابی تاب آوری کالبدی محله های ناکارآمد شهری، مطالعه موردی منطقه 12 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۳۷
یکی از قابل توجه ترین مسائل در بافت های فرسوده شهری امنیت کالبدی در زمان وقوع بحران است. لذا تاب آوری با افزایش توانایی محیطی، ایجاد آمادگی، ظرفیت های سازگاری و مقابله ای و کاهش اثرات منفی خطرات طبیعی و مصنوعی می تواند به طور چشم گیری آسیب ها را کاهش دهد. پژوهش حاضر با هدف ریشه یابی عوامل آسیب پذیری کالبدی منطقه 12 شهر تهران به دنبال افزایش تاب آوری منطقه است. تحقیق حاضر با ماهیت کاربردی به تحلیل میزان تأثیرات متغیرهای مؤثر در تاب آوری کالبدی در جامعه آماری 13 محله منطقه پرداخته است. منبع داده های موردبررسی؛ سرشماری مرکز آمار، طرح تفصیلی سازمان نوسازی و شهرداری است. بعد از انتخاب شاخص ها با استفاده از اجماع نظر خبرگان تعداد 10 شاخص جهت رسیدن به اهداف پژوهش انتخاب شده است. بعد از استخراج میزان اهمیت هر شاخص با روش ANP، تاب آوری کالبدی با استفاده از روی هم گذاری لایه ها و روش (MCDM) در محیط نرم افزار GIS تاب آوری فیزیکی به دست آمده سپس از طریق میانگین هندسی تاب آوری نهایی استخراج گردید. جهت تحلیل عوامل مؤثر در تاب آوری نهایی نیز از روش رگرسیون جغرافیایی (GWR) استفاده شد. یافته ها حاکی از آن است که محلات فرسوده شهری به خودی خود تاب آوری فیزیکی بسیار پایین تری نسبت به سایر بافت های شهری دارند. همچنین 3 عامل استحکام، فاصله از ایستگاه آتش نشانی و دسترسی به فضاهای سبز عمومی نقش تعیین کننده در تاب آوری را بر عهده دارند. شناخت زمینه های آسیب پذیری بافت های فرسوده می تواند در ارتقا تاب آوری و معضل بافت های فرسوده شهری در برابر زلزله کمک نماید.
۱۹۱.

از دانشگاه تا سیاست گذاری: چالش ها و فرصت های حضور فارغ التحصیلان جغرافیا در تصمیم سازی های کلان توسعه ای در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۶
رشته جغرافیا به عنوان دانشی میان رشته ای، ظرفیت های گسترده ای برای تحلیل فضایی، برنامه ریزی سرزمین و مدیریت محیطی دارد. با وجود این، حضور جغرافیدانان در سطوح کلان تصمیم سازی ایران کمتر از ظرفیت های واقعی آنان بوده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی چالش ها و فرصت های حضور جغرافیدانان در فرآیندهای سیاست گذاری و توسعه ای ملی طراحی شده است و از رویکردها و ابزارهای ترکیبی در قالب الگوهای کمی و کیفی نظیر تحلیل های آماری، توزیع پرسش نامه و نیز پنل های نخبگانی بهره گرفته است. در بخش کمی، داده ها از طریق پرسشنامه ای استاندارد میان ۲۳۰ نفر از فارغ التحصیلان و کارشناسان حوزه جغرافیا در نهادهای اجرایی گردآوری شد. در بخش کیفی نیز مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ صاحب نظر دانشگاهی و مدیر اجرایی انجام گرفت. یافته های کمی نشان داد که بیش از ۶۵٪ پاسخگویان میزان بهره گیری از تخصص جغرافیا در تصمیم سازی های کلان را «کم» یا «خیلی کم» ارزیابی کرده اند، در حالی که ۷۸٪ معتقد بودند جغرافیا می تواند نقشی مؤثر در آمایش سرزمین، مدیریت بحران و توسعه پایدار ایفا کند. تحلیل کیفی نیز چهار دسته چالش اصلی (ضعف جایگاه سازمانی جغرافیدانان، فقدان ارتباط دانشگاه و نهادهای تصمیم ساز، غلبه نگاه فنی اقتصادی در سیاست ها، و کمبود مهارت های بین رشته ای) و سه فرصت کلیدی (رشد فناوری های مکانی، گسترش رویکرد توسعه پایدار، و نیاز به مدیریت بحران های اقلیمی و زیست محیطی) را آشکار ساخت. این نتایج نشان می دهد که اگرچه جغرافیدانان در ایران با موانع ساختاری و نهادی مواجه اند، اما فرصت های نوظهور می تواند جایگاه آنان را در سیاست گذاری ارتقا بخشد. بنابراین، توجه به بازنگری در سیاست های آموزشی و ایجاد بستر نهادی برای مشارکت جغرافیدانان ضرورتی راهبردی است.
۱۹۲.

تحلیل چالش های خلق اقتصاد نوظهور مبتنی بر هوش مصنوعی در بستر آمایش سرزمین (مورد مطالعه: شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۹
اقتصاد جهان به سرعت درحال توسعه است. در پس توسعه سریع، مدیریت مناطق اقتصادی بسیار مهم است. با تعمیق توسعه اقتصادی و پیچیده تر شدن داده های اقتصادی، مدیریت اقتصادی کنونی به تدریج طیفی از مسائلی را که در فرآیند توسعه اقتصادی به وجود می آیند، آشکار کرده است و این مشکلات نیاز به حل فوری دارد. بنابراین، به منظور حل مشکل مدیریت اقتصادی در فرآیند توسعه اقتصادی، این نوشتار مسیر توسعه ای را پیشنهاد می کند که هوش مصنوعی و مدیریت اقتصادی را ادغام می کند و پشتیبانی فناوری هوشمند را برای توسعه مدیریت اقتصادی برای کمک به عملکرد روان توسعه اقتصادی فراهم می کند. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی – تحلیلی بوده و به لحاظ قلمرو زمانی مقطعی حاضر محسوب می شود. تحقیق حاضر مبتنی بر روش مشاهده میدانی منطبق است. ابزار تحقیق مبتنی بر پرسشنامه ساختار یافته خواهد بود، از این منظر پرسشنامه ها در قلب هر تحقیق پیمایشی است و در پژوهش حاضر از تعداد 35 متخصص در دسترس و آشنا با به مسائل هوش مصنوعی استفاده جهت تبیین موضوع استفاده شده است. ابزارهای تجزیه و تحلیل در این تحقیق بر اساس اهداف پژوهش نرم افزار میک مک و سناریو ویزارد بوده است. نتایج تحقیق نشان داد که عوامل نبود مراکز علمی مسئول در توسعه هوش مصنوعی، عدم وجود واحدهای دانشگاهی هوش مصنوعی متناسب در رشته های متناسب با ظرفیت سرزمینی با توجه به نوع روابط چند وضعی و تأثیرگذار و تأثیرپذیری که دارند، جزو متغیرهایی است که در تحقق رهیافت هوش مصنوعی بیشترین اثرگذاری و اثرپذیری مستقیم را دارد. فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی این ظرفیت را دارند که به ابزارهایی برای افزایش دسترسی به فرصت های برابر و یادگیری شخصی تبدیل شوند؛ در این میان جایگاه و اهمیت دانشگاه تعیین کننده خواهند بود.
۱۹۳.

تحلیل معیارهای کالبدی-مدیریتی موثر بر تجهیز فضاهای اسکان اضطراری در شهرهای آینده (مطالعه موردی: فضاهای سبز شهری آستارا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۹
پارک ها به عنوان فضاهای سبز شهری، در مواقع بحران نقش کلیدی در ارائه خدمات امدادی دارند و می توانند به عنوان مراکز اسکان موقت، جمع آوری و حتی ارائه خدمات اولیه عمل کنند. هدف این پژوهش بررسی و تحلیل معیارهای کالبدی مدیریتی مؤثر بر تجهیز فضاهای اسکان اضطراری در شهرهای آینده با تمرکز به فضاهای سبز شهری آستارا است. پژوهش حاضر کاربردی و از نظر روش شناسی، کمی و کیفی طراحی شده است. برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه استفاده شده که شامل گویه های مختلف در زمینه کالبدی و مدیریتی طراحی شد تا داده های کمی از نظر کارشناسان جمع آوری شود. همچنین، از داده های شهر آستارا برای تحلیل وضعیت فعلی پارک ها و نیازهای مربوط به فضاهای اسکان اضطراری استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی تست در SPSS و تحلیل عاملی انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که عناصر کالبدی مانند کیفیت زیرساخت ها (58/2)، تناسب فضای سبز (50/2) و ایمنی سازه ها (4/2) وضعیت نامطلوبی دارند. از سوی دیگر، در عناصر مدیریتی، سطح آمادگی مدیریتی برای مدیریت بحران (47/3) و دسترسی سریع به پارک ها (07/3) نسبت به سایر متغیرها عملکرد بهتری داشته اند. تحلیل عاملی پنج عامل شامل تاب آوری و آمادگی مدیریتی، کارآمدی و دسترسی پذیری، کارآمدی مدیریت در شرایط بحران، زیرساخت و ایمنی یکپارچه و پایداری مدیریتی و تجهیزاتی شناسایی کرد در نهایت، این پژوهش نشان می دهد که فضاهای سبز شهر آستارا در حال حاضر قادر به ایفا کردن نقش مؤثر خود در مواقع بحران نیستند و نیازمند بهبود در عناصر کالبدی و مدیریتی هستند. لذا، به منظور ارتقاء تاب آوری شهری، توجه به این عوامل ضروری است.
۱۹۴.

نقش نظارت پذیری طبیعی در افزایش امنیت فضاهای عمومی: تحلیل آیزوویست سه بعدی کوچه سیزده پیچ ساری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۳
مقدمه در دهه های اخیر، امنیت فضاهای عمومی شهری به یکی از دغدغه های اصلی شهرسازان، برنامه ریزان شهری، و ساکنان تبدیل شده است. از مهم ترین رویکردهای نوین در این زمینه، مفهوم نظارت پذیری طبیعی (Natural Surveillance) است که بر اساس آن، طراحی فضایی می تواند به گونه ای باشد که فرصت های دیداری و بصری را برای نظارت غیرمستقیم شهروندان بر یکدیگر افزایش دهد و در نتیجه، از وقوع جرائم پیشگیری کند. این رویکرد که ریشه در نظریات جفری هیل (Geoffrey Hill) و جین جکوبز (Jane Jacobs) دارد، بر این اصل استوار است که فضاهای باز و قابل مشاهده، کمتر مورد سوءاستفاده قرار می گیرند. با این حال، بسیاری از فضاهای شهری، به خصوص در بافت های تاریخی و فشرده، به دلیل ساختار کالبدی خود، از سطح پایینی از نظارت پذیری طبیعی برخوردارند که این امر می تواند به کاهش حس امنیت و افزایش آسیب پذیری منجر شود. پژوهش حاضر با هدف معرفی و به کارگیری رویکردی نوین در تحلیل و تقویت نظارت پذیری طبیعی در فضاهای شهری، به بررسی موردی کوچه سیزده پیچ واقع در بافت تاریخی شهر ساری به عنوان نمونه موردی می پردازد. این کوچه به دلیل ویژگی های کالبدی خاص خود، نمونه ای بارز از فضایی با پتانسیل پایین نظارت پذیری طبیعی است که نیاز به مداخله طراحی شهری را بیش از پیش نمایان می سازد. مواد و روش ها این پژوهش از یک رویکرد کمی و تحلیلی شبیه سازی بهره می برد. برای دستیابی به اهداف پژوهش، مراحل زیر به ترتیب انجام شد: 1. مدل سازی سه بعدی: در گام نخست، محدوده مورد مطالعه، یعنی کوچه سیزده پیچ در بافت تاریخی ساری، با دقت بالا و جزئیات سه بعدی با استفاده از نرم افزار اتودسک رویت (Autodesk Revit) مدل سازی شد. این مدل سازی دقیق، پایه و اساس تحلیل های فضایی بعدی را فراهم آورد و امکان بررسی تعاملات بصری در یک محیط مجازی را مهیا ساخت. 2. تحلیل ایزوویست سه بعدی: پس از مدل سازی، با بهره گیری از مفاهیم پیشرفته ایزوویست سه بعدی (Isovist 3D)، تحلیل های فضایی چندلایه ای صورت گرفت. ایزوویست ها (نقشه های دید) ابزاری قدرتمند برای سنجش میزان دید از یک نقطه خاص در فضا هستند. در این پژوهش، از ابزارهای تحلیلی گرسهاپر (Grasshopper) به عنوان یک پلاگین قدرتمند در محیط نرم افزار راینو (Rhino) برای اجرای الگوریتم های ایزوویست سه بعدی استفاده شد. این ابزارها امکان محاسبه دقیق میزان دید از هر نقطه دلخواه را فراهم آوردند. 3. برنامه نویسی و تحلیل داده ها: برای افزایش دقت و انعطاف پذیری در تحلیل ها و همچنین، خودکارسازی فرایندهای پیچیده، از زبان برنامه نویسی پایتون (Python) استفاده شد. اسکریپت های پایتون برای پردازش داده های حاصل از تحلیل های ایزوویست و انجام محاسبات پیچیده تر به کار گرفته شدند. این بخش شامل تحلیل دید از سوی ناظرین ساکن (نقاط ثابت مشاهده) و همچنین، ناظران در حال حرکت (بررسی پیوستگی دید در طول مسیر) بود تا تصویری جامع از میزان نظارت پذیری طبیعی ارائه شود. 4. تصویرسازی نتایج: در نهایت، نتایج حاصل از تحلیل های فضایی و محاسبات پایتون به صورت نقشه های حرارتی (Heatmaps) گرافیکی ارائه شد. این نقشه ها، میزان دیده شدن مسیر از سوی ناظران را در نقاط گوناگون و در سطح استاندارد و طبیعی دید انسان، با استفاده از طیف های رنگی، به وضوح نمایش می دهند. این روش تصویرسازی، فهم و تفسیر نتایج را برای مخاطبان تسهیل کرد. یافته ها تحلیل های صورت گرفته با استفاده از مدل سازی سه بعدی، ایزوویست، گرسهاپر و پایتون، ضعف ها و قوت های نظارت پذیری طبیعی در کوچه سیزده پیچ ساری را به وضوح آشکار ساخت. نقشه های حرارتی تولید شده، مناطق با دید کم و مناطق با دید بالا را به تفکیک برای ناظران ساکن و در حال حرکت نشان دادند. • کاهش چشم گیر نظارت پذیری در پیچ ها و انحناهای کوچه: نتایج به وضوح نشان داد میزان دید و در نتیجه، نظارت پذیری طبیعی در بخش های پیچ در پیچ و تنگ کوچه به شدت کاهش می یابد. این امر به دلیل محدودیت های بصری ناشی از دیوارهای بلند و زوایای تند کوچه است که فرصت دید از یک نقطه به نقطه دیگر را از بین می برد. نقشه های حرارتی این مناطق را با رنگ قرمز نمایش دادند. • پراکندگی نقاط دید باز و محدود: مشاهده شد که حتی در بخش های نسبتاً مستقیم کوچه، به دلیل وجود درها، پنجره ها، و بازشوهای محدود، نقاط دید باز به صورت پراکنده و ناپیوسته هستند. این ناپیوستگی در دید، از ایجاد یک شبکه نظارتی جامع و مؤثر جلوگیری می کند. نتیجه گیری این پژوهش با معرفی و به کارگیری رویکردی نوین در تحلیل نظارت پذیری طبیعی، توانست میزان دیده شدن و پتانسیل نظارتی در کوچه سیزده پیچ ساری (به عنوان یک نمونه موردی) را به صورت دقیق و کمی سازی شده آشکار سازد. نتایج به وضوح نشان داد طراحی کالبدی فعلی این کوچه، به سطح پایینی از نظارت پذیری طبیعی منجر شده است. با این حال، این یافته ها بستری برای ارائه راهکارهای عملی و مبتنی بر شواهد به منظور افزایش امنیت و کیفیت فضایی در این کوچه تاریخی فراهم آورد: • افزایش بازشوها و شفافیت در نماها: پیشنهاد می شود با ایجاد بازشوهای جدید (پنجره ها، نورگیرها، یا حتی مشبک های تزئینی) در نماهای ساختمان های مشرف به کوچه، و همچنین استفاده از مصالح شفاف یا نیمه شفاف در بخش هایی از جداره ها، فرصت های دیداری برای ساکنان و رهگذران افزایش یابد. • طراحی فضای سبز با دید باز: استفاده از فضای سبز مناسب که مانع دید نشود (مانند درختان با تنه بلند و شاخ و برگ در ارتفاع بالاتر یا گیاهان بوته ای کوتاه) می تواند به زیبایی بصری و در عین حال حفظ نظارت پذیری کمک کند. • افزایش روشنایی و نورپردازی مناسب: با توجه به اینکه دید در شب کاهش می یابد، بهبود سیستم روشنایی و نورپردازی کوچه می تواند نقش مهمی در افزایش نظارت پذیری و حس امنیت داشته باشد. • تشویق به حضور اجتماعی: با ایجاد فضاهایی برای نشستن، تعاملات اجتماعی، و فعالیت های کوچک محلی، می توان حضور افراد را در کوچه افزایش داد که خود به صورت طبیعی به نظارت پذیری بیشتر منجر می شود. این روش تحلیل برای ارتقای امنیت نه تنها برای کوچه سیزده پیچ ساری کاربرد دارند، بلکه قابلیت تعمیم به فضاهای مشابه در بافت های تاریخی سایر شهرهای کشور را نیز دار ند. استفاده از ابزارهای تحلیلی پیشرفته مانند ایزوویست سه بعدی و برنامه نویسی پایتون، رویکردی کارآمد برای شناسایی دقیق مشکلات فضایی و ارائه راه حل های طراحی شهری مؤثر ارائه می دهد که می تواند در آینده به ارتقای امنیت و سرزندگی فضاهای عمومی شهری کمک شایانی کند.
۱۹۵.

شناسایی پیشران های موثر بر توسعه گردشگری فرهنگی با تاکید بر هنرهای نمایشی با رویکرد آینده پژوهی (مورد مطالعه: کلانشهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۱
امروزه صنعت گردشگری و در این میان گردشگری فرهنگی فراتر از یک صنعت، به مثابه پدیده پویای جهانی و اجتماعی است که پیچیدگی های خاص خود را دارد و شناخت دقیق و تحلیل علمی این پدیده می تواند چارچوب مطمئنی برای برنامه ریزی صنعت گردشگری فراهم آورد. این صنعت به منزله بزرگ ترین تحرک اجتماعی با پیامدهای فرهنگی، اقتصادی و فضایی متعدد همواره نیازمند اثربخش کردن توسعه آن در حال و آینده است. در این راستا برنامه ریزی برای توسعه گردشگری، به عوامل و شرایط گوناگونی وابسته است که به شرط به کارگیری نظام مند و ساختاری آنها، می توان به این مهم دست یافت. این موضوع نشان از اهمیت آینده پژوهی و ضرورت تدوین چشم اندازهای آینده در فرایند توسعه گردشگری و در این میان پیشران های گردشگری فرهنگی دارد. بدین منظور در پژوهش حاضر سعی بر آن است که پیشرانهای گردشگری فرهنگی کلیدی موثر شناسایی و تحلیل شوند. در نوشتار پیش رو ابتدا با تکنیک دلفی، 30عامل اولیه استخراج شده، سپس با استفاده از روش دلفی مدیران، ماتریس اثرات متقاطع مؤلفه ها تشکیل شد. در مرحله بعد، تحلیل ماتریس با نرم افزار میک مک انجام شد. نتایج حاصل از پراکندگی متغیرها در محور تأثیرگذاری و تأثیرپذیری عوامل در نرم افزار میک مک، بیانگر پایداری سیستم در توسعه گردشگری است و بر همین اساس، یافته های پژوهش نشان داد که برندسازی شخصیت های برجسته ایرانی، گسترش حس سرزندگی در مکان های تاریخی، توسعه زیرساخت های نرم افزاری و سخت افزاری، رفع نگرانی گردشگران از باب امنیت مقاصد گردشگری، تمهیدات نظارت بر جاذبه های فرهنگی و تاریخی، تامین امینت گردشگران ورودی به کشور به عنوان یکی از حقوق اولیه آنها، سرمایه گذاری در جهت تنوع بخشیدن به جاذبه ها، زیرساخت های مناسب اقامتی و رفاهی، زیرساخت های مناسب برای رفت و آمد گردشگران، دیپلماسی گردشگری به عنوان پیشران های کلیدی شناسایی شدند.
۱۹۶.

طراحی الگوی تحلیل موانع تحقق عدالت فضایی در سیاست های کلان مدیریت شهری در کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۶
مقدمه سیاست گذاری عرصه مهم و قدرتمندی در تولید فضا و ایجاد عدالت یا ناعدالتی فضایی در شهرها به شمار می رود. بر این اساس، عدالت فضایی نوعی ابزار مفهومی است که در چارچوب آن می توان پویایی، فرایندها و ابزارهای تولید فضای شهری را در دست یابی به شهری عدالت محور مورد بررسی و تحلیل قرار داد. بررسی و ارزیابی طرح های توسعه مبتنی بر نظریه های عدالت فضایی یکی از موضوعاتی است که در برنامه ریزی شهری ایران مغفول مانده است. مطالعات نظری و تجربی نشان می دهد بی عدالتی فضایی در ایران ناشی از بی توجهی به برنامه ریزی فضایی و مدیریت ضعیف سیاسی فضا است. از این رو، نظام تصمیم گیری دولتی در ایران برای دستیابی به عدالت جغرافیایی/فضایی با چالش های متضادی مواجه است. از طرفی، شهر تهران امروز به منزله کلان شهر با مشکلات فراوانی مواجه است که از ساختار کالبدی، فضایی و عملکردی متناسب با نیازش برخوردار نیست و با شاخص های پایداری و استانداردهای محیط زیستی فاصله زیادی دارد. در مجموع، سیاست های کلان نقش بسیار مهمی در تحقق عدالت فضایی در کلان شهر تهران می توانند ایفا کنند که تا کنون چندان این مهم اتفاق نیفتاده و تهران از نظر معیارهای عدالت فضایی شرایط چندان مطلوبی ندارد. به بیانی، می توان گفت که سیاست های کلان نتوانسته اند به بهبود شرایط کلان شهر تهران از نظر عدالت فضایی منجر شوند. بنابراین، نیاز است آسیب شناسی در مورد سیاست های کلان مدیریت شهری در تحقق عدالت فضایی در کلان شهر تهران انجام پذیرد. در این پژوهش تلاش می شود علاوه بر مفهوم سازی عدالت فضایی در کلان شهر تهران، نسبت به شناسایی آسیب های سیاست های کلان مدیریت شهری از نگاه عدالت فضایی اقدام شود. در مجموع، می توان گفت که مسئله اصلی تحقیق حاضر، پاسخ به این سؤال است : ابعاد و مؤلفه های شکل دهنده مفهوم عدالت فضایی در کلان شهر تهران چه مواردی هستند؟ و همچنین، یافته های آسیب شناسی سیاست های کلان مدیریت شهری در تحقق عدالت فضایی در کلان شهر تهران چگونه است؟ مواد و روش ها هدف پژوهش حاضر، آسیب شناسی و تبیین سیاست های کلان مدیریت شهری در تحقق عدالت فضایی در کلان شهر تهران است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی توسعه ای است و در زمره پژوهش های کیفی محسوب می شود. در این پژوهش، از روش نیمه ساختاریافته با خبرگان و تکنیک تحلیل مضمون برای طراحی الگوی تحقیق استفاده شد. برای این منظور، با 24 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی در شهرداری تهران که به صورت هدفمند و با روش گلوله برفی انتخاب شدند، مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. فرایند انجام مصاحبه تا مرحله رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا کرد. همچنین، برای تحلیل داده ها از تکنیک تحلیل مضمون استفاده شد و مراحل کدگذاری به منظور شناسایی مضامین انجام پذیرفت. یافته ها براساس یافته ها، سه دسته عوامل شامل پیشایندها، عدالت فضایی و پسایندها برای الگوی تحقیق تعیین شد. همچنین، برای عدالت فضایی در کلان شهر تهران پنج بعد مادی، ارزشی، معرفتی، ایدئولوژیک و پایداری و 15 مؤلفه و 88 شاخص شناسایی شد. بعد مادی اشاره دارد که در کلان شهر تهران در توزیع خدمات و شرایط سکونت بین شهروندان باید عدالت برقرار باشد. به بیانی، تجمیع خدمات شهری در مناطق خاص و بی بهره ماندن دیگر مناطق و همچنین، فاصله زیاد از نظر شرایط مسکن و دسترسی به زمین بین مناطق مختلف شهر با این بعد در تضاد است. بعد ارزشی نیز اشاره می کند که شهروندان در یک محیط اخلاقی که تفاوت های فردی چندان تعیین کننده نیست و همه به عنوان یک شهروند محسوب می شوند، باید بتوانند آزادانه محل زندگی و شرایط استفاده از خدمات شهر را انتخاب کنند. بعد معرفتی (شناختی) نیز مربوط به مشارکت ذی نفعان و گروه های مختلف ساکن در شهر در ایجاد طرح ها و برنامه هایی است که می تواند عدالت در شهر را تحت تأثیر قرار دهد. از طرفی، طرح ها و سیاست های مدیریت شهری باید برای شهروندان شفاف شود و آن ها آموزش های لازم را در این زمینه ببینند. بعد ایدئولوژیک نیز اشاره دارد که عدالت فضایی در سطح یک گفتمان و ایدئولوژی باید در تمامی طرح ها و برنامه های شهری گنجانده شود و دغدغه و حساسیت نسبت به مفاهیم عدالت فضایی در بین آحاد شهروندان و مسئولان را نهادینه کند. همچنین، بعد ایدئولوژیک لزوم مشارکت کلیه ذی نفعان در گفتمان سازی عدالت فضایی و گنجاندن آن در رویه ها و روش های مدیریت شهری را متذکر می شود. درنهایت، بعد پایداری اشاره دارد که بین مناطق مختلف شهر از نظر هزینه های اقتصادی و ظرفیت سازی برای شهروندان باید تناسبی قابل قبول وجود داشته باشد که زمینه رشد و توسعه مناطق ضعیف تر را فراهم کند. همچنین، ظرفیت آفرینی برای مسائل زیست محیطی و اجتماعی نیز متناسب با شرایط مناطق مختلف باید انجام شود تا زمینه کاهش بی عدالتی ها فراهم شود. همچنین براساس یافته ها، آسیب های سیاست های کلان مدیریت شهری (پیشایندها) در سه بعد مرحله تدوین، مرحله اجرا و مرحله ارزیابی شامل 15 مؤلفه و 112 شاخص است. درنهایت، پسایندهای شناسایی شده در دو بعد پسایندهای مدیریت شهری و پسایندهای ذی نفعان شامل 4 مؤلفه و 17 شاخص است . براساس یافته های پژوهش، در تمامی مراحل سیاست گذاری شامل تدوین، اجرا و نظارت و ارزیابی، از نظر خبرگان آسیب هایی مطرح شد. آسیب های مرحله تدوین عمدتاً مربوط به محتوا و رویکرد اتخاذشده در سیاست های کلان مدیریت شهری و همچنین، برنامه های ایجادشده براساس آن ها است که نمی تواند الزامات مورد نیاز برای تحقق عدالت فضایی را تأمین کند. مرحله تدوین از این جهت بسیار مهم است که پایه و اساسی برای مراحل اجرا و ارزیابی و نظارت است و در صورتی که در آن ضعیف عمل شود، انجام درست مراحل بعدی نیز نمی تواند اتفاقات ارزشمندی را رقم بزند. مرحله اجرا نیز یکی از مراحل مهمی است که متأسفانه در کلان شهر (حتی در کل کشور) در آن مشکلات متعددی وجود دارد و در موارد متعدد با وجود اینکه سیاست های تدوین شده کیفیت قابل قبولی دارند، مرحله اجرا بسیار ضعیف است. در حوزه مدیریت شهری تهران نیز این مسئله وجود دارد و اینکه سیاست ها نمی تواند به تحقق عدالت فضایی منجر شود، به دلیل ضعف در اجرا است. مشکلات اجرای سیاست ها از عملکرد مجریان و شهرداری تهران، تا مسائل بین سازمانی و محیطی و حتی مشکلات حاکمیتی و سیاسی را در بر می گیرد. درنهایت، متأسفانه در زمینه نظارت و ارزیابی بر سیاست های مدیریت شهری نیز مسائل متعددی وجود دارد و اینکه چرا اهداف مربوط به عدالت فضایی محقق نمی شود و چه کسی مسئول عدم موفقیت ها است، چندان مورد پیگیری قرار نمی گیرد. متأسفانه ساختار نظارت و ارزیابی چندان علمی و نظام مند نیست و نمی تواند مسیر اصلاح امور و بهبود مستمر در مسیر تحقق عدالت فضایی را هموار کند. همچنین در این پژوهش، مجموعه ای از پسایندها برای عدالت فضایی شناسایی شد. تحقق عدالت فضایی در کلان شهر تهران می تواند نتایج ارزشمندی در زمینه مدیریت شهری و در ارتباط با ذی نفعان مختلف از جمله شهروندان ایجاد کند و شهر را تبدیل به محیطی مناسب و مطلوب برای زندگی بهتر و به دور از آسیب های مختلف اجتماعی کند. یافته های تحقیق حاضر در عین هم راستایی با نتایج تحقیقات پیشین، بسیار جامع تر است و توانسته تا حدود زیادی خلأ تحقیقاتی موجود را پوشش دهد. نتیجه گیری نتایج پژوهش نشان داد سیاست های کلان مدیریت شهری در تحقق عدالت فضایی با آسیب های متعددی در مراحل تدوین، اجرا و ارزیابی روبه رو است. همچنین، تحقق عدالت فضایی می تواند نتایج ارزشمند متعددی در زمینه مدیریت شهری و تأمین خواسته ها و انتظارات ذی نفعان ایجاد کند. نتیجه این پژوهش شامل ایجاد یک الگوی جامع متشکل از پیشایندها، عدالت فضایی و پسایندها است که می تواند درک جامع و عمیقی نسبت به آسیب شناسی عدالت فضایی در سیاست های کلان مدیریت شهری ایجاد کند. یافته های پژوهش حاضر ضمن دانش افزایی در زمینه مبانی علمی عدالت فضایی و سیاست گذاری در این حوزه، می تواند توسط مدیران و سیاست گذاران حوزه مدیریت شهری در کلان شهر تهران جهت حرکت علمی تر و مناسب تر در مسیر تحقق عدالت فضایی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، این پژوهش تا حدودی خلأ تحقیقاتی موجود در زمینه مباحث عدالت فضایی را مرتفع کرد و مسیر تحقیقات گسترده تر را فراهم کرد. درنهایت ، مهم ترین محدودیت تحقیق حاضر این است که یافته ها مربوط به کلان شهر تهران است و قابل تعمیم به سایر شهرها و مناطق نیست.
۱۹۷.

بررسی عوامل محیطی و نگرشی تأثیرگذار بر رفتار ترافیکی شهروندان، مطالعه موردی: شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۲۰
شهر رشت با وجود توسعه های کالبدی و ساختاری اخیر، همچنان با مشکلات و چالش های جدی در مدیریت ترافیک و رفتار ترافیکی شهروندان مواجه است در همین راستا این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد، توصیفی - تحلیلی، متکی بر مطالعات کتابخانه ای و میدانی بوده است. هدف از این پژوهش شناسایی عوامل محیطی و نگرشی تأثیرگذار بر رفتار ترافیکی شهروندان شهر رشت است حجم نمونه آماری پژوهش با توجه به فرمول کوکران، 384 نفر از ساکنین شهر رشت بوده است. همچنین در مطالعات میدانی برای به دست آوردن اطلاعات و ارتباط بین متغیرها از پرسشنامه ای با طیف لیکرت 5 سطحی محقق ساخت استفاده گردید. سپس به منظور تجزیه وتحلیل داده ها و پاسخگویی به سؤالات پژوهش از نرم افزار spss و روش مدل معادلات ساختاری در نرم افزار (smart pls 4) با آزمون های مختلف استفاده شده است. در این پژوهش مشخص شد که بین عوامل محیطی (ساختاری و کالبدی) و عوامل نگرشی، ارتباط معنادار و مستقیمی برقرار است و این ارتباط نشان دهنده این است که تغییرات در محیط و ساختار شهری می تواند نگرش و دیدگاه شهروندان نسبت به رفتارهای ترافیکی را تحت تأثیر قرار دهد، از طرفی شهروندان شهر رشت، عوامل محیطی را تأثیرگذارتر از عوامل نگرشی می دانند.
۱۹۸.

تبیین نقش گونه های مختلف فضاهای عمومی در ارتقای زیست پذیری شهری (مورد پژوهی: بخش مرکزی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۲
گونه های متنوع فضاهای عمومی به عنوان بسترهایی برای تعامل اجتماعی، فراغت شهری و حضور مدنی، نقشی بنیادین در ارتقای زیست پذیری شهرها ایفاء می کنند. بخش مرکزی تهران با برخورداری از طیف گسترده ای از فضاهای عمومی، ازجمله پارک ها، پیاده راه ها، میدان ها و فضاهای باز شهری، بستر مناسبی برای بررسی تأثیر این فضاها بر کیفیت زندگی شهری فراهم می آورد. این پژوهش با راهبرد بین رشته ای و روش توصیفی-تحلیلی، به واکاوی نقش گونه های مختلف فضاهای عمومی در بهبود ابعاد مختلف زیست پذیری شهری پرداخته است. داده های پژوهش از طریق روش های ترکیبی گردآوری شده است طوری که در بخش کمی، با توزیع پرسش نامه در میان 364نفر از شهروندان ساکن و حاضر در فضاهای عمومی منتخب و براساس فرمول کوکران، اطلاعات موردنیاز گردآوری گردید. در بخش کیفی، نیز مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصان حوزه های شهری صورت پذیرفت. تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزارهای اس پی اس اس و آموس، انجام شد. نتایج نشان می دهد که گونه های مختلف فضاهای عمومی، به ویژه آن هایی که از طراحی کاربرمحور، دسترسی پذیری مناسب و تنوع کارکردی برخوردارند، تأثیر معناداری بر ارتقای مؤلفه هایی چون سرزندگی، امنیت، تعامل اجتماعی و رضایت مندی از محیط شهری دارند. به طورخاص این پژوهش با ارائه پیشنهادهایی درراستای بهینه سازی طراحی و مدیریت فضاهای عمومی، بر اهمیت این فضاها در ارتقای زیست پذیری و کیفیت زندگی در بافت مرکزی کلان شهر تهران تأکید می کند.
۱۹۹.

تاثیر مخارج آموزشی و بهداشتی دولت بر رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه: رهافیت توابع کاپیولا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۴
دستیابی به رشد اقتصادی پایدار، به عنوان یکی از سیاستهای اقتصاد کلان برای دولتها و اقتصاددانان از اهمیت بسیاری برخودار است. امروزه یکی از راهکارهای رسیدن به رشد اقتصادی مطلوب ارتقاء نظام آمورش و سلامت در جامعه است. بنابراین هدف این پژوهش بررسی تاثیر مخارج آموزشی و بهداشتی دولت بر رشد اقتصادی در منتخبی از کشورهای در حال توسعه طی دوره2023-2008 با بهره گیری از توابع کاپیولا می باشد. یافته های به دست آمده حاکی از آن است، که تاثیر مخارج آموزشی دولت بر رشد اقتصادی منفی، ولی از نظر آماری معنادار نمی باشد، این نتیجه نشان دهنده این است که تغییرات در مخارج آموزشی دولت به طور معمول با کاهش رشد اقتصادی هم راستا هستند. همچنین تاثیر مخارج بهداشتی دولت بر رشد اقتصادی منفی و معنادار می باشد. بنابراین در کشورهای در حال توسعه، مدیریت مناسب مخارج دولتی در بخش های آموزشی و بهداشتی می تواند از هدر رفت منابع جلوگیری کند و تاثیرات منفی بر رشد اقتصادی را کاهش دهد.
۲۰۰.

تبیین نقش تفرق سیاسی در عدم تحقق اهداف طرح مجموعه شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۵
این پژوهش با تمرکز بر «تفرّق سیاسی» و ضعف های حکمروایی چندسطحی، علل ناکامیِ اجرای طرح مجموعه شهری تهران را واکاوی می کند. رویکرد تحقیق، توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر تحلیل اسنادیِ هدایت‑شده است: اسناد بالادست، مصوبات و گزارش های رسمی منتخب در دوره ی پس از ۱۳۷۴، با معیارهای ورود/خروج مشخص و بر پایه ی چارچوب نظری اقتصاد سیاسی فضا، شبکه شهری–منطقه ای و نظریه های برنامه ریزی منطقه ای بررسی شدند. یافته ها نشان می دهد فقدان نهاد هماهنگ کننده ی فرامنطقه ای، تداخل کارکردی و تعارض میان سازمان های بخشی، تمرکز اختیارات و منابع در تهران، و غلبه منطق بازار بر منطق سیاست گذاری فضایی، موجب گسست عملکردی تهران و پیرامون و بی اثر شدن اهداف طرح شده است. مقاله با عملیاتی سازی ابعاد «تفرّق سیاسی» (حکمرانی، برنامه ریزی، قلمرو/فضا، کنشگران، بستر نهادی) و ارائه ی یک مدل مفهومی چهار بُعدی (ساختاری، فرایندی، کنشگران، سیاست گذاری فضایی)، راهکارهایی چون ایجاد نهاد هماهنگی فرامنطقه ای، تفویض اختیارات به سطوح محلی، تنظیم توافق نامه های فضایی بین شهری و تمرکززدایی هوشمند خدمات عمومی را پیشنهاد می کند. این چارچوب می تواند مبنایی برای بازمهندسی حکمروایی در منطقه کلان شهری تهران باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان